من باور دارم ........

من باور دارم ...

که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى

این که آن*ها همدیگر را دوست ندارند نیست.

و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که

آن*ها همدیگر را دوست دارند نمى*باشد.

 

 

چرامادرماون رو دوست داریم؟؟؟

 

چرا مادرمان را دوست داريم؟
چون ما را با درد بدنيامي*آورد و
بلافاصله با لبخند مي*پذيرند
چون شيرشيشه را قبل از اينكه توي حلق
ما بريزند ، پشت دستشان مي*ريزند
چون وقتي توي اتاق پي پي مي*كنيم
زياد با ما بداخلاقي نمي*كنند
و وقتي بعدها توي تشكمان جي جي
مي*كنيم آبروي ما را نمي*برند
و وقتي بعدها به زندگي*شان* تركمون مي*زنيم
فقط مي*گويند: خب جوونه ديگه، پيش مياد!
چون وقتي تب مي*كنيم، آن*ها هم عرق مي*ريزند
چون وقتي توي ميهماني خجالت مي*كشيم و
توي گوششان مي*گوييم سيب مي خوام، با صداي بلند مي*گويند منيرخانوم بي زحمت يه سيب به
اين بچه بدهيد و ما را عصباني مي*كند
و وقتي پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به
مادر كتك مي*زند، با پدر دعوا مي*كنند
چون وقتي در قابلمه غذا را برمي دارند، يك
بخاري بلند مي شود كه آدم دلش مي خواهد
غذارا با قابلمه اش بخورد
چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد
كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل
دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم
چون وسط سريال*هاي ملودرام گريه مي*كنند

چون بعد از گرفتن هديه روز مادر، تمام فكر
و ذكرش اين است كه مبادا فروشندگان
بي انصاف سر طفل معصومش را
كلاه گذاشته باشند
چون شبهاي امتحان و كنكور پابه *پاي ما كم
مي*خوابد اما كسي نيست كه برايش قهوه
بياورد و ميوه پوست بكند
به خاطر اينكه موقع سربازي رفتن ما،
گريه مي*كند و نذر مي كندو پوتين*هايمان
را در هر مرخصي واكس مي*زند
چون وقتي شب عروسي ما داماد ازش خداحافظي
ميكند با چشماني پر از اشك سفارشمان را ميكند
ما را به داماد ميسپارد
چون وقتي كه موقع مريضيش يك ليوان آب
به دستش مي دهيم يك طوري تشكر مي كند
كه واقعا باور مي*كنيم شاخ قول شكانده*ايم
چون موقع مطالعه عينك مي*زند و پنج دقيقۀ
بعد در حاليكه عينكش به چشمش است
ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟
چون هيچوقت يادشان نمي*رود كه از كدام غذا
بدمان مي*آيد و عاشق كدام غذاييم ،حتي وقتي
كه روي تخت بيمارستانند و قرار است ناهار
را با هم بخوريم
چون همانجا هم تمام فكر و ذكرشان اين است
كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد
و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش
رو براي هزارمين بار ميشكنيم،چند روز بعد
همه رو از دلش ميريزه بيرون وخودش رو
گول ميزنه كه :*بخشش از بزرگانه
چون مادرند !

 

 

قدر بدان .........

وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد؛

یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت می‌شود.

خدا در مواقع سختی‌ها تنها پناه می‌شود.

یک قطره نور در دریای تاریکی همه‌ی دنیا می‌شود.

یک عزیز وقتی که از دست رفت همه کس می‌شود.

پاییز وقتی که تمام شد، به نظر قشنگ و قشنگ‌تر می‌شود …

امروز به همه چیز خوب بنگر، قدر داشته‌هایت را بدان و سپاسگزار پروردگارت باش!

عزیزانت را در آغوش بگیر، بگو که چقدر آنها را دوست داری!

به زندگی‌ات عشق بورز و زیبا زندگی کن …

فرصت‌ها را از دست نده! زندگی آنقدرها هم طولانی نیست …

شاید فردایی نباشد!

قدرش را بدان!

مامانی روزت مبارک

خوش به حال اونایی که روز مادر ، مامانشون

کنارشون بود .

نه مثل من زیر پاشون توی قبر.....

 

 

... مامان روزت مبارک ....

تبریک سال نو  .....1394

سال 1394  مبارک ...

 

     ان شاالله در سال جدید

 

شــــاد   و  مـــوفـــــق ،

درســـتــکــار  و  راســـتـــــــگــــــو  بـــاشــــیــم......

امـــــــــــســـال سـال نـــــــویــــــــــــی است.

 

 امـسـال  سال  نویی است ..... 

 امـــروز  روز  نـــویـــی  است .....

 پس  تو هم  آدم  نویی  شو ..........

 

 از گذشته  رها ، هر چه  بود ......

 از آیـنــده  رها ، هر چه خواهد شد .....

 

همان کسی باش که یک عــــمـــر آرزوی  بودنش  را  در  سر داشتی

 

 از آنچه  تو  را  می آزارد  جدا  شو .....

 از آنچه  تو را  دلگیر  می کند  رها  شو .....

 

 

دست  دلت  را  بگیر  و  به  هر چه  نگرانت می کند  بی اعتنا  شو ...

 

 تنها  به  امید  آنچه  امیدت  می دهد  رو  کن .....

 به  آنکه   به  تو   پروبال   می دهد  خو  کن ........

 سیاهی  لشکرهای  زندگی ات  را  کنار  بگذار .......

 

 نقش  اول  زندگی  خودت  باش .....

 در ایفای   یک  نقش  واقعی  نیک  و  بهترین  بدرخش .....

 

 برای  خودت  و  بودنت  جشن  بگیر .....

 فرصت ها  گاهی  هرگز  تکرار  نمی شوند .....

      (( فرصت  زندگانی  را  دریاب ))

 

 آنچه   تغییر نکردنی  است  تغییر نمی کند .....

 خواه  برنجی   ،   خواه  بخندی .....

 خواه  معترض  ،  خواه منعطف ........

 

 امـا ..... 

 آنچه  قابل  تغییر است .....

 به  زنده  بودنت  معنا  می بخشد ....

اگر  زندگی ات  دلیل  تغییر شود  ،  گاه عاملیم  برای  تغییر، گاه معلول

 

 اگر  تغییر  ضرورت  دارد  اما  دلخواهت  نیست ......

 برای  تغییر  نکردن  سماجت  نکن ......

تغییر  موجی  است  که  تو  را  با  خود  خواهد  برد ، خواهی  نخواهی

 

 

 فرسوده  می شوی  اگر ... 

 برای  گریز  از  نو .....

 به  کهنه های  بی خاصیت  چسبیده  باشی ......

 به  آنچه  قلبا  شادت  می کند  بپرداز .....

 

 

 از  اشتباهاتت  برای  کشف  راه های  درست  کام  بجو ......

 از  نداشته ها   برای  قدر  دانستن  دارایی هایت  سود  بجو .....

 از  دشواری ها  برای  قدر دانستن  آسودگی هایت  بهره  ببر ......

 

 از  زندگی ات  شاهکار  بساز  و  بدان .......

 زندگی  مثل  امتداد  یک  خط  صاف   و  بی دغدغه  هموار  نیست ....

 زندگی  بدون  ناهمواری  و  مشکلات  ،  زندگی  نیست ......

 

 دشواری ها  عاقبت  یک  روز  می گذرند ......

 چه  تو  از  آنها  به  آسانی  بگذری  ،  چه  به  سختی ......

 

 امـا  بدان همواره  برای هر مشکل  بیش از یک  راه  وجود دارد......

 گاهی  باید  با مشکل   کنار  بیاییم .....

 گاهی  نیز  بر  آن  غلبه  می کنیم ..........

 گاهی  باید  مسیرمان  را  عوض  کنیم .......

 

 توهم   تنهایی  را  خط  بزن ......

 درعمیق ترین  تجربه  حس  تنهایی ات  هم  که  باشی  تنهایی  حسی  جز حس  توهم   نیست ...

 

 در انتهای  تنهاترین  لحظه ها   نیز  بدان  کسی   با   تو  هست .......

 کسی  که  غفلت  تو از دیدنش ، او  را  از  تو  حتی  یک  لحظه  هم  غافل  نکرده  است ....

 

 

آنکه  در  واپسین  قطره ی   امیدت  بی اختیار  صدایش  کردی ....

کسی  نیست  که  همراهی اش  را  از  تو ، حتی  یک  لحظه  دریغ  کرده  باشد ...

 وگرنه  با  آخرین  امیدت  گره  نخورده  بود ....

 

 امـســال  ســـال  نــویـــی  است ......

 امـــروز  روز  نــویـــی   است ..........

 بگذار  تا  آنجا  که  در اختیار  توست .......

             ســـال  تـــو  باشد .....

                روز   تــــو  باشد ........

مرا یاد بگیر ....

.... ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ

 

   نه مثل جبر...

 

   نه مثل هندسه ...!

 

   نه ﻣﺜﻞ ۱ منهای ۱

 

  ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ۰ ﻣﯿﺸﻮﺩ

 

   ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ

 

   مثل نیمکت آخر...

 

   زنگ آخر...

 

   ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ

 

   ... ﻣﺪﺍﻡ ﺭﻭﯼ ﭼﻮﺏ ﺣﮏ ﻣﯿﮑﺮﺩ

 

   مرا یاد بگیر....!

غم انگیز ترین رنگ

 همیشه   فکر  میکردم  غم  انگیزترین  رنگ

 زرد شدن  برگ ها  در فصل  پاییز است...

 

 تا  اینکه   ناگهان  سفیدی   موهای   مادرم  و  پدرم  را  دیدم .........

مگر خودت اجازه بدهی ......

 همه  آبهای  دریاها  هم  نمیتوانند  یک  کشتی   را  غرق  کنند.......
 
 مگر  اینکه  در  داخل  کشتی  نفوذ  کنند..........
 
بنابراین

 تمام  نکات  منفی  دنیا  روی  شم ا تاثیر  نخواهد  داشت

          مگر   اینکه   شما    اجازه    بدهید!

یک حرف .........

یک حرف یک زمستان آدم را گرم نگه می دارد...

و بعضی اوقات هم یک حرفیک عمر آدم را سرد می کند!

حرف ها چه کارها که نمی کنند!!!

قدر بدانیم .....

همیشه مادررا به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
*********
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

*********
بیایید قدردان باشیم ...

بهترین بانویم

بهترین بانوی من
تمامِ آن چیزی که درباره ی تو در سرم هست،
 
ده ها کتاب می شود،
 
اما تمام چیزی که در دلم هست،
 
فقط دو کلمه است،
 
دوستت دارم

زلال باش


*** زلال   بـــاش ***

پرندگان به برکه های آرام پناه می برند،

و انسان ها به دلهای پاک...

چون دل های پاک همچون برکه های آرام اند

و دیگران بدون هیچ وحشتی به آن ها اعتماد می کنند...

بزرگترین جرم من


بزرگ ترین جرم من اینست که حرف هایم را زود تر از زمان می زنم.

بدترین نوع مجازات

کسی که با نگاهش محکوم به سکوتت میکند

کسی که مجبورت میکند

که در محدوده ی نگاهت حرف هایت را قورت بدهی

توانمند ترین آدم دنیاست

چون شعورت،کلامت و نگاهت را

خاک میکند، با چشمانش

و تو هیچگاه

نمیتوانی شکایت کنی


( * از طرف شکوه وبلاگ * اینجا همه چی در همه *)

تجربه 13

تجربه 13


طرز تفکر یک سگ: این آدما به من غذا میدن، نوازشم میکنن، دوسم دارن. پس حتما اونا خدای من هستند.

طرز تفکر یک گربه: این آدما به من غذا میدن، نوازشم میکنن، دوسم دارن. حتما من خدای اونا هستم



اگر خوب به این جملات فکر کنید، انسان ها هم از همین نوع تفکرها برخوردار هستند.

عده ای خودشون رو به خاطر توجه و محبت دیگران مدیون تصور می کنند.

عده ای به خاطر همین موضوع دچار خود بزرگ بینی های کاذب میشن.وخودشون رو فکر میکنن خدا هستن.


باز هم دوران کودکی

خداوندا!

اراده ام را به زمان کودکی بازگردان

همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم..

خوب بازی کن!!!


  (( زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي كردنه. ))

من با تو می ارزم

 مـــــنــی   که کنارش

 تــــــــــــو   نباشی

تــــومـنـی   نمی ارزد.

نیوتون مرا کشف کن !!!

هي نيوتن

                 نیوتون

                        اره  با  تو هستم

                                  تو که  دم از جاذبه ميزني   مرا کشف کن

                                                                                              مني که مدام غم ها جذبم ميشوند!!!

از یکدیگر انتظارات درست داشته باشیم...

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﮑﻦ، ﻋﺎﺷﻘﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ.

ﺣﺘﯽ ﻣﺎﻩ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺵ ﻫﺮﺷﺐ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻤﺎﻧﺪ...

ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

گاهی لازمه حکومت نظامی بشه...!!!


وقتی ذهنت آشوبه، فقط یه کار میتونی انجام بدی؟؟؟!!!

اونم

حکومت نظامیه

به دلت بفهمون کی دستور میده !

خیلی دیر شده ...!!!


کسانی که از خود می رنجانیم
مثل ساعت هایی می مانند که صبح دلسوزانه زنگ میزنند
و در میان خواب و بیداری بر سرشان می کوبیم بعد

می فهمیم که خیلی دیر شده

من برای هر چیزی نمیجنگم...


وقتي لاشخور مياد سمت طعمه شير ،

شير طعمه را رها ميكند ،

نه اينكه شير از لاشخور هراس دارد ... بلكه ميداند

طعمه اي كه لاشخور خواهانش است ارزش جنگيدن ندارد .......

من براي چيزهاي بي ارزش نميجنگم ، بگذار طعمه لاشخور شوند ...

من براي خيلي چيزها نميجنگم ....


(از طرف الهه - وبلاگ پرنده ها پاسپورت نمیخواهند...)

خوش بحالت آسمان !!!

خوش بحالت آسمان… بغضت که می شکند همه خوشحال می شوند…….

          بغض من که می شکند همه می گویند.؟ چته باز؟؟؟


قطعا یاد ونام خداوند مهربان (* آرامش دهنده قلب هاست ...*)


یاد بگیر هـر کـس ارزش دیدن نـدارد...


آرزو دارم !!!


بعضی ها خیلی بی معرفت اند...........


افتخار  ادمــــی ...


* افتخار آدمی بر پیروز شدن نیست،

                 بـر تــسـلـیـم نـشــدن اسـت.