نظر یادتون نره دوستان

...

میگن تا سرت به سنگ نخوره آدم نمیشی

راس میگن .ولی این مثل یه کوچولو ایراد داره

سرم ب سنگ خورد

آدمم شدم.ولی کمی دیر.کمی کار از کار گذشته

خدایا شکرت

بعضی موقه ها آدم قدر نمیدونه داشته هاشو .باید خیلی شانس بیاره ک دیر نشه و بفهمه

آدم سالم نمیدونه چ نعمتی داره .از دستش ک داد تازه چشاش وا میشه

تازه چشاش میبینه ک چ گندی زده به خودش و زندگیش و آبروش...

چشاش وا میشه و خدا رو میبینه .همونی رو که تو تنهاییش بایستی میدید و ندید

خدارو میبینه و میوفته به التماس

ک چی... ک خدا جون بزرگی و کمکم کن

حالا دیگه کمک میخواد

خدایا چه قدر بزرگی.ب این شبات قسم کسی بزرگیتو نمیفهمه

ینی فهممون قد نمیده

چشام وا شد و دیدم شانس اوردم .شانس که نه ،خدام کمکم کرد

آدم بعضی وقتا یادش میره آدمه .یادش میره اشرف مخلوقاته .یادش میره ک شیطون یه زنجیر انداخته گردنش و ...

آدم خیلیـــــــــــــــــــــــــــ وقتا قدر خودشو نمیدونه . میشینه و با خودش حساب کتاب میکنه .پیش خودش میگه : ایولا آدمیزاد... چه کردی... زرنگی

فکر میکنه زرنگی کرده .

بعد که چشمش وا شد و دیر هم وا شد اون موقه میفهمه که چه کرده

فقط یه چیز میتونم بگم

خدایا شکرت

توکل به خودت

کمکم کن...

خطاب به رئیس جمهور منتخب

جناب روحانی فرمودید عزت و غرور ایران رو باز خواهید گرداند.ادعای بزرگیه ،ولی شدنیه برا کسی که دلسوز ایرانه .

یک کلید تو دستاتونه، واقعا مال قفلای تو در تو بعضی مردم هست؟طرفدارانتون زیاد هستن .ازطرف دیگه زیاد هستن اونایی که بهتون رای ندادن و الان توجیه میخوان برای پذیرفتن شما .

میگید اوضاع کشور عادی نیست .درسته .حق کاملا با شماس .اون چیزایی که درمورد ریال و عزت ایران و ... گفتین رو خواستیم و پای صندوقهای رای اومدیم ،حالا بماند که هرکی به یکی رای داد . ولی خواستیم از منتخب و اومدیم .

گفتید با دنیا آشتی میکنیم ولی میتونید اول ملت رو متوجه کنید که فرهنگ خودشون رو حفظ کنن بعد برن به سمت آشنایی با دنیا؟ شما آدمی هستین که بلدین باید چیکار کنین .ایران خیلی به دلسوزی نیازمنده .قدرتمند هست ولی هنوز خود کم بینی بعضی ایرانیا نمیذاره که اونجوری که باید مطرح شیم .

سابقه خیلی خوبی دارید .امیدوارم که طبق همین سابقه عمل کنید .مردم اگه اومدن و رای دادن ، امید داشتن .دنبال تغییر مثبت بودن .مشکلات داره عقاید و دین خیلی هارو زایل میکنه

...

اصولا ایرانی جماعت هرچی سرش میاد حقشه.چون کاری کرده با خودش و ملتش که هیچی دیگه سر جای خودش نیست .مثلا الان خود من .الان باید کتابامو بگیرم و درس بخونم .باید سرم به کار خودم باشه ولی نمیشه .

یه مشت آدم کافر یه چیز رو خوب فهمیدن که جای خونه و شهر، فکر ایرانی رو هدف بگیرن .خوب فهمیدن که ایرانی ادعا میکنه توپ تکونش نمیده ولی یه فیلم ظاهرا تاریخی یه جوری روش تاثیر میذاره که دیگه نمیشه شناختش .

کم ترین تاثیرش هم دادی هست که سر یه بچه کوچیک زده میشه .بچه ای که نیاز به توجه پدر و مادرش داره ولی توجه اونا صرف دیدن و گفتن و بحث کردن سر یه مشت فیلم الکی میشه .

اصلا همین اطراغیا خودم ، میگن رو ما تاثیر نمیذاره ولی اینا همش حرفه

اصلا ایرانی جماعت همش شده حرف .گاهی لجم میگیره که یه مادر به خاطر از دست ندادن لحظاتی از فیلمش، آب دادن به بچه اش رو به تاخیر میندازه .همون آبی که علی اصغر شیش ماهه در آرزوش جون و خونش رو داد.

همون علی اصغری که همین مادر تو روضه ش گریه میکنه .

چرا نو شدن و در اصطلاح امروزی به روز شدن و آپ دیت شدن رو گذاشتیم پای تقلید ظاهرمون از غربیا ؟؟؟

اونا فرهنگ غنی و تاریخ اصیل مارو به غارت میبرن و ما هم کورکورانه ظاهرشون رو تقلید میکنیم .

من آدم مذهبی نیستم و شاید قسمت دین و مذهب زندگیم خیلی بلنگه ، ولی آدمم .چشم دارم و میبینم که مغز هم نسل هام داره پوک میشه با دیدن یه سری فیلم و گوش دادن یه سری آهنگ .

من فقط اتفاق های اطرافم رو میگم .میبینم خیلی از نزدیکام با دیدن فیلم های ظاهرا تاریخی و خانوادگی دارن عقایدشون و حتی خودشون رو از دست میدن .

من دلم میسوزه وقتی تاریخ کشورم رو میخونم و میبینم وقتی تو گذشته مردمش متکی به عقایدشون بودن ، چه ارزشی داشته .

میبینم که چه پیشرفت هایی داشته و الان شده فقط حرف .مردم من به جای موندن و گفتن حرفاشون دارن جامیزنن .به بهونه نبودن گوش شنوا ، اونام ساکت شدن و دارن تباه شدن عقایدشون رو میبینن .چرا یه جوون باید عقاید اجدادش رو مسخره کنه ؟؟؟

نمیدونم داریم رو به سوی کدوم هدف میریم جلو

خدا به خیر کنه عاقبت این نسل ظاهربین رو...

...

بعضی اوقات آدم میمونه بین گفتن و نگفتن

میمونم بگم یا ...

یا نگفتنو بزارم پای ترس و محدودیت

ترس از مورد قبول بزرگترا واقع نشدن ، نه

ترس از ندونستن حقیقت و گفتن یه اشتباه که بعدا مسئولیتش بمونه فقط

خوب منم مثل همه آدمای دیگه به شعر و حرفای قشنگ علاقه دارم

ولی دوست دارم اگه چیزی مینویسم از خودم باشه

درسته باز نشر عقاید بقیه خوبه ولی خوب بالاخره آدم باید از خودش یه چیزایی داشته باشه برا گفتن

البته شعر و شاعری برام واقعا محترمه و زیبا.اصلا کلا مقوله زیبایی هست که یه دنیا میسازه برا آدم و...

ولی من آدمی نیستم که تو این شرایط سرمو بکنم زیر برف و حرفای قشنگ بنویسم

اونم حرفای قشنگی که از خودم نیست.

حرفای رویایی بمونه برا گوینده های رویایی که واقعا نیازن تو جامعه پر از تلخی امروزی

من دوس دارم از چیزایی بگم که حقیقت باشه

که نشون بده خستگی اطرافیانمو از نفس کشیدنشون

نشون بده خرمنایی رو که روشون پر از وعده هست و فقط در حد حرفه

دوس دارم اگه نمیتونم کاری کنم حداقل کر و کور نباشم و اگه حرفی هم میزنم کورکورانه و جاهلانه نباشه

دیگه یه جورایی حس میکنم خسته شده نسل من از دغدغه هایی که مال یه ایرانی نیست

کاش هم سن های من اینو بفهمن که با عوض کردن ظاهرشون به دستاوردهای دیگران نمیرسن

کاش بدونن کپی کردن ظاهر بقیه افکارشونو منتقل نمیکنه

البته هنوز خیلی چیزا مونده که خودمم نمیدونم

باید بفهمم

بیاید بفهمیم و دست از جهل و تقلید کورکورانه برداریم

 

 

برمیگردم اگه خدا بخواد...

 

 

آدَمے کـہ بیصِدا قَهر میکُند . . .

میخوآهَد کـِہ بِمانَد!

کـِہ دوبآره بِخواهَد . . .

کـِہ دوباره خوآستِـہ شَود!

وَگرنـہ کـِہ رَفتن را بَلد اَست . . .

گفت : حالَت را نمـی پُـرسم
می دانـَم خـوبی,
عَکـس هـایَت هَمه با لَبـخَنـدنـد!!
و نِمـی دانـِسـت عَکــاس که می گویَد سیـــــب…
مــن یـاد حماقـَــتِ حَـوّا مـی افتـم
و پـوزخَنــــد می زنـم…
 

کـودک درونـمـ(!)
دیـو ناقـص الخلقـ ه اے سـتـ کـه عصـرهـا مےآیـد
و روے زانـویـم مـےنشینـد
تـا برایـش قصـه دختـرے را بگـویـمـ کـه بـا بوسـ ه اش
دیـو ناقـص الخلقـ ه را آدمـ کـرد..
کـودک درونـمـ تنهـاستـ ..
همبــآزی کـه نـه
دلـش "بـوسـه" مـےخواهـد..

حافظه ی آدم های غمگین
قویــست ...

می دانند کجایِ کدام خیابان
آن روز
" مُــردند " ...

خوشبختی

قیمت یک لبخند ست

کافی ست که فهمیده شود

زن گل سرخ می خواهد !

 
لــــــــحظه های ســــکوتم
پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند ...
مــــــمـلو از آنــــــچـــه
مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم
▬و▬
نــــــــــــمی گـــــویم ...

دوستت دارم هایت را پس میدهم

بر دلم سنگینی میکند...

این همه "دروغ"

من و خودم

کــاش مَن دیگــَری بودمــــ ....

مــی نشستمــ روبِـروی خـودَمـــ

ســر تــا پـــا گــوش مـی شدَمـــ

تــا ببینَمـــ حـَرفـــ حسابَمــــ

چیستــــ؟؟! . . . !!!

آغوش

خــُدآیا ڪِـآش وَقتــے داشتـے

آدمـآرو مـے آفــَــریدے

آغوش ِ هـَــر آدمے

فَقط قَــــد ِ פــــوآے خُـودِش بـــــود ...
 

وقتی میگویم...


وَقـتـی مـی گـویَــم : دیـگـَر بهِ سُـراغَـم نَـیــا !

فِـکـر نَـکُـن کِه فَـرامـوشَـتـــ کـَردهِ اَم ...

یـا دیـگـَر دوسـتَـتـــ نَــدارَم !

نـَـه ...

مَـن فَـقَـط فَـهـمـیـدَم :

وَقـتـی دِلَـتــ بـا مَـنـــ نـیـسـتـــ ؛

بـودَنـَتـــ مُـشـکِلـی را حَـلــ نـِمـی کُـنَــد ،

تَـنـهـا دِلـتَـنـگـتَـرَم مـیـکُـنَــد ... !!!

من

مَــטּ اَز ـلِیلــے شـُدَטּ ـتَرسـے نَدارَم


وَلــے ـمَجنـوטּ شُدَטּ ـکار شُمــا نیستــــ


 

خودم

خـــــــــــودم هســــــــتم

با چشـــــــــــمانی باز بنگـــــــــر...

همــــــــــان دیــــــــــــروزی ام

امـــــــــــروزی شــــــــــــده ام!

مثـــــــــــل تمـــــــــــــام رســــــــــــم ها...

دلتنگ که میشوی

دلتَنگــ... کـﮧ میشَویـﮯ دیگَـ ـر انتظـ ـار مَعْــ ـنا ندارَد

یکـ نِگـ ـاه کَمـﮯ نا مهربـ ـان٬

یکـ واژه یِ کَمـﮯدور از انتظـ ـار

یکـلَحظـ ــﮧ فاصـ ـلـﮧ

می شِکند بُغضَـ ـتْ را ...

من

آرے!

مـטּ
همــاטּ בختر تخـــس بــב اخلاق مزخرفمـ


کـــه همگـــاטּ میپنــבارنــב بتــے هستمـ

امــــا هماטּ هــا چـــه میــבاننــב

از دروטּ

مـטּ که کوهے از اِحسـ ـآسـ در آن مــבفوטּ

شـده اســتـ

مگــر دل کوچکــــ مـטּ

چقــבر تحمل دارد..؟..!

خاطره

خاطــــــره

یعنی :

یک سکوت غیرمنتظره

میان خنده های بلند