مباهله

ادامه نوشته

به مناسبت درگذشت همسر شهید ولیپور

 

خصوصیات شهید را در چند جمله از زبان همسرش بشنویم:

 

در مدت حدود سه و نیم سال زندگی همان حالتی را داشت مثل اینکه ما تازه با هم ازدواج کردیم. طبق معمول در منزل و در بیرون با خوشرویی و به صورت خنده و خوشحالی برخورد می کرد. موضوع عجیبی که او را رنج می داد مساله اختلافات و مقام طلبی بعضی از مسئولین به خصوص اختلاف عده ای از روحانیون قائم شهر بود که همیشه می گفت من هر وقت به جبهه می روم خیالم آسوده و راحت می شود. اما متاسفانه موقع برگشتن از جبهه به شهر خودم سنگینی بار مشکلات افزوده می شود. از جمله ناراحتی غضنفر رفتار عده ای از خانه بی حجاب و بد حجاب بود و همچنین پسرهای سوسول که راست راست شهر می گشتند و کسی هم چیزی به آنان نمی گفت. من تعجب می کردم عده ای آنطور ایثار و از خود گذشتگی دارند ولی عده ای  مثل حیوان می خورند و می خوابند و خیانت به خون شهیدان و امام می کنند. چرا باید چنین باشد؟ یک روز غضنفر از شهر به منزل آمده بود. دیدم دستش باند پیچی شده است پرسیدم چی شد چه خبر است؟ در جواب گفت: امروز شهر را از افراد سوسولها پاک کردیم. او می گفت آنها همان منافقین می باشند که فعلاً خودشان را اینطور در آوردند و اینگونه ماموریت سازمان منافقین را به اجرا در می آورند. ولی ما تا خون در رگ داریم به این کوردلان اجازه نخواهیم داد به شیوه های مختلف ضربه ای به این انقلاب اسلامی بزنند. بله همان طوری که یادآوری شد شهید ولیپور مادی پرست نبود. ایشان حتی وسایل زندگی که در اختیار داشتند خمس آن را حساب کرد و پرداخت نمود . هر وقت من یا دامادش به او می گفتیم که لااقل زمینی برای درست کردن یک آلونک بخر اما ایشان قبول نمی کردند تا اینکه توسط دامادش قطعه زمینی خانه سرا بطور قسطی برای او خریداری شده است که پس از شهادتش باقیمانده قسط زمین پرداخت شده است. شهید همیشه بفکر این بود که در جبهه چه می گذرد و در این فکر بود که امام را تنها نگذاریم. او در این فکر بود خدایا هر چه زودتر وسیله پیروزی نهایی رزمندگان اسلام را فراهم بفرما تا من هم بتوانم با یاری دیگر رزمندگان به زیارت شهید کربلا امام حسین بروم و در این فکر بود که خداوند هر چه زودتر این پیروزی را نصیب دلیرمردان اسلام بفرماید و روزی ملت مسلمان ایران پس از شکست و نابودی رژیم صدام در قدس پشت سر امام عزیز بنماز بایستند. همچنین همیشه فکر خانواده شهداء بود که مبادا آنچه که وظیفه ملت مسلمان ایران است نسبت به خانواده شهداء کوتاهی شود و یا خدای نکرده عده ای بعنوان خانواده شهداء خیانت بر شهید بکنند. او می گفت: خدایا نظر لطف بفرما تا روزی حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان به اجرا در آید. او همیشه می گفت: اگر پس از پیروزی جنگ تحمیلی زنده ماندم به لبنان و فلسطین خواهم رفت تا از اسلام دفاع نمایم. او بفکر دین اسلام و قرآن و آخرت و فکر حکومت امام زمان (عج) بود. واقعاً عاشق خدا عاشق امام و عاشق شهادت بود که بالاخره به آرزوی دیرینه خود رسید. خدا نخواست که شهید با مرگ طبیعی بمیرد. این خواست و نظر لطف خدا بود که شهید شود تا در هورالعظیم قدس یک مسئولیت فرماندهی را که بعهده ایشان گذاشتند تا بتوانند بنحو احسن وظیفه اش را انجام دهد ایمان  و شجاعت و از خودگذشتگی را خدای بزرگ به بندگان خالص خود از جمله این شهید بزرگوار داد تا او مثل شیر دشمنان داخلی یعنی منافقین و دیگر گروهکهای مرتد و دشمنان خارجی از نیروهای بعثی و امریکایی بتازد و همه را تارمار نماید و در نبرد با کافران در داخل و کنار آب مانند سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) تشنه لب به شهادت نائل گردد. خواست خدا بود که شهید غضنفر بسوی کربلا حسین و بیاری رساندن فرزند امام حسین خود دوباره اسلام را آبیاری کند. نظر خدا بود که ولیپورها بدرجه رفیع شهادت نائل آید تا خون پاکشان عده ای مسئولین را مسئول و بی تفاوتها و به خواب رفته ها را از خواب غفلت بیدار و به حرکت در بیاورد.

آقا غضنفر در عملیات بسیاری مانند عملیات جنگل آمل (حماسه 6 بهمن 1360)، والفجر 4 (تاریخ 27/7/1362 در محور سلیمانیه - پنجوین)، عملیاتهای چریکی کردستان و والفجر 5 (تاریخ 27/11/1362درمنطقه عملياتي چنگوله حدفاصل مهران و دهلران( و والفجر 6 )تاریخ 2/12/1362 در جنوب دهلران) وعمليات خيبر در تاريخ 22/12/1362 عملیات بدر (تاریخ 19/12/1363 تا 26/12/1363 در محور هور الهویزه) و قدس 1 (تاریخ 24/3/1364 در هورالهویزه) شرکت داشت.

شهید غضنفر ولیپور در بیست و پنجم ماه مبارک رمضان با دهان روزه مانند امام بزرگوارش حضرت علی (ع) و حضرت امام حسین (ع) در سطح آب هورالعظیم در ساعت یازده و نیم شب 25/3/1364 در سن 25 سالگی در نبرد با بعثیون کافر برای اسلام و قرآن به لقاءا... پیوست.

روحش شاد و راهش مستدام باد.

خدایا خدایا رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان

خدایا خدایا دشمنان اسلام را نابودشان بگردان

آمین یا رب العالمین

غضنفر ولیپور

والسلام علیکم و رحمه ال... و برکاته

 

 

غدیر

یا علی

غدير خم نام ناحيه‌اي ميان مکه و مدينه است که پيامبر اسلام در حجةالوداع، علي بن ابي طالب را «ولي» پس از خود اعلام کرد.

۱۸ ذي‌الحجه سال ۱۰ هجري قمري (مطابق با ۲۸ اسفند سال ۱۰ خورشيدي)، سال‌ روز اين واقعه ميان شيعيان به عيد غدير خم شهرت دارد.

اولين تاريخ‌نگاري که واقعه غدير خم را ثبت کرده‌است تاريخ‌نگار شيعه؛ يعقوبي در نيمه دوم قرن سوم هجري بوده‌است.

مجموعه جامعي از نقل قول‌ها و احاديث در مورد غدير خم در سه کتاب اهل سنت وجود دارد. اين سه اثر عبارتند از کتاب مُسند احمد بن حنبل، تاريخ مدينات دمشق ابن عساکر، و کتاب البداية و النهاية ابن کثير

حديث غدير در منابع سنّي

۱. أن النبي عليه السلام قال يوم غدير خم إني تارک فيکم ثقلين أولهما کتاب الله فيه الهدي والنور فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به فحث علي کتاب الله ثم قال أذکرکم الله في أهل بيتي ثلاثا. [عارضة الأحوذي- (7/159) - حکم حديث: صحيح]

۲. قال علي في الرحبة أنشد بالله رجلا سمع رسول الله صلي الله عليه وسلم يوم غدير خم يقول إن الله ولي المؤمنين ومن کنت وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره. [البداية و النهاية لإبن کثير- (5/185)]

۳. عن حبشي بن جنادة:سمعت رسول الله صلي الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم اللهم من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وأعن من أعانه. [مجمع الزوائد- الهيثمي(9/109)]

۴. عن زياد بن أبي زياد: سمعت علي بن أبي طالب رضي الله عنه ينشد الناس فقال: أنشد الله رجلا مسلما سمع رسول الله صلي الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم ما قال فقام اثنا عشر بدرياً فشهدوا. [مسند احمد بن حنبل(2/75)]

بهترين منبع شيعه دوازده امامي که در عصر مدرن در زمينه غدير خم نگاشته شده است، کتاب الغدير عبدالحسين اميني است. اين کتاب در يازده جلد با اين هدف نگاشته شده که همه مطالب در زمينه غدير خم در آثار سني و شيعه اعم از حديث، تاريخ، تفسير قرآن، شعر، و نيز زندگينامه افراد مشهوري که در زمره راويان يا حافظان اين حديث بودند را جمعآوري کند.

 

 

بيعت خليفه دوم با اميرالمومنين(عليه السلام) در غدير خم

براء بن عازب مي‌گويد: در حجة الوداع همراه رسول خدا بوديم،... سپس رسول خدا(صلي الله عليه و آله) دست علي را گرفت و فرمود: آيا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نيستم؟ گفتند: آري، فرمود: هر کس که من مولاي او بودم علي نيز مولاي اوست، خداوندا دوست بدار آنکه علي را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمر بعد از آن گفت: مبارک باشد بر تو اي علي، تو اکنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستي!

حدثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِىُّ بن زَيدٍ عن عَدِىِّ بن ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال: کنا مع رسول اللَّهِ ص ... وَأَخَذَ بِيدِ علي رضي الله عنه فقال: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ؟ قالوا: بَلَى، قال: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ؟ قالوا: بَلَى، قال: فَأَخَذَ بِيدِ عَلِىٍّ فقال: من کنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ. قال: فَلَقِيهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلک فقال: له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيتَ مولى کل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ. اسناده صحيح مسند احمد، ج4، ص185 و186.

 

منابع:

  1. عبقات الانوار: مير حامد حسين هندي:جلد هاي مربوط به غدير.
  2. الغدير: علامه اميني:ج1ص12-151و294-322.
  3. نفحات الازهار في خلاصة عبقات الانوار: علامه سيد علي ميلاني :ج6-9.
  4. عوالم العلوم: شيخ عبدالله بحراني:ج15/3ص 307-327.
  5. بحار الانوار: علامه مجلسي:ج37ص181-182.
  6. اثبات الهداة: شيخ حر عاملي:ج2ص200-250.
  7. کشف المهم في طريق خبر غديرخم: سيد هاشم بحراني.
  8. الطرائف: سيد ابن طاووس:ص33.

بيعت خليفه دوم با اميرالمومنين(عليه السلام) در غدير خم

18977- حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ حَدَّثَنِى أَبِى حَدَّثَنَا عَفَّانُ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ أَخْبَرَنَا عَلِىُّ بْنُ زَيْدٍ عَنْ عَدِىِّ بْنِ ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فِى سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍّ فَنُودِىَ فِينَا الصَّلاَةُ جَامِعَةٌ. وَكُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِيَدِ عَلِىٍّ فَقَالَ « أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ». قَالُوا بَلَى. قَالَ « أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّى أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ ». قَالُوا بَلَى. قَالَ فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِىٍّ فَقَالَ « مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاَهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ ». قَالَ فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ هَنِيئاً يَاابْنَ أَبِى طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ.  مکتبة الشاملة؛ مسند احمد، جزء40، ص145.

 

شيخ حر عاملي در «اثبات الهداة» و علامه مجلسي در «بحارالانوار» و سيد بحراني در «کشف المهم» و ساير علماي متاخر خطبه مفصل غدير را از مدارک ذيل نقل کردهاند:

  • به روايت امام باقر(عليه السلام) است که با اسناد معتبر در چهار کتاب «روضة الواعظين» تاليف شيخ فتال نيشابوري، «الاحتجاج»طبرسي، «اليقين»سيد ابن طاووس، «نزهه الکرام»شيخ محمد بن حسين رازي نقل شده است.
  • به روايت حذيفة بن يمان که با اسناد متصل در کتاب «الاقبال» سيد ابن طاووس به نقل از کتاب «النشر و الطي» نقل شده است.
  • به روايت زيد بن ارقم است که با اسناد متصل در 4 کتاب «العددالقوية» شيخ علي بن يوسف حلي، «التحصين» سيد ابن طاووس «الصراط المستقيم» شيخ علي بن يونس بياضي و «نهج الايمان» شيخ علي بن حسين بن جبر هر دو به نقل از کتاب «الولاية» تاليف مورخ طبري نقل شده است.

جوشن کبیر

بعضي مهمان علم خدايند بعضي مهمان قدرت خدايند بعضي مهمان كرم خدايند بعضي مهمان رحمت خدايند بعضی مهمان فيض خدايند، اين اسماء هزار اسمی كه در جوشن كبير است اين حداقلش است يك سفره‌اي است هزار جور غذا هر كدام هر غذايی ميل داشته باشند می‌توانند ضيافت الهی را ... يكي عفاف مي‌خواهد يكي حجاب مي‌خواهد يكي ستار بودن مي‌خواهد يكي رفيع بودن مي‌خواهد يكي با صفا بودن مي‌خواهد همه اين هزار اسم به منزله هزار ظرف غذا كه هزار رنگند كه ما را به آن دعوت مي‌كنند؛ جاي ديگر غذاها فراوان است، انواع و اقسام غذا را شما مي‌بينيد بهترين غذاهاي روي زمين را بدترين حيوانات مي‌خورند، كسي براي شكم به جهنم برود؟! آن ماهيهاي آزاد كه اصلاً اينجاها پيدا نمي‌شود چون ماهيهاي آزاد در هواي لطيف و آب زلال سيبري پيدا مي‌شود از آن ماهيها كه اينجا پيدا نمي‌شود اين خوراك گراز است آهوها كه در اينجاها گوشتش پيدا نمي‌شود آهو كه گوشتش لطيف است براي اينكه خيلي مي‌دود چربي ندارد همه‌اش گوشت است لطيف است اين طعمه گرگ است هيچ غذايي نيست از آن غذاهاي دست اول ناب كه اين درنده‌ها و حيوانات مي‌خورند كه نصيب انسان بشود كه آن غذاهايي كه نصيب انسان مي‌شود درجه چهار و پنج است خب آدم براي اين شكم برود جهنم؟! خيلي خسارت است! وجود مبارك پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) با صداي رسا فرمود مردم مهماني خدا نزديك است «و عظتم فيه الي ضيافت الله» شما در اين ماه به مهماني خدا دعوت شديد هزار جور غذا هست حداقل هزار جور غذا يك وقت يك كسي مي‌گويد من حالا استعداد درس خواندن ندارم خب مگر سفره خدا فقط درس است كه آدم بشود روحاني و عالم حوزه و دانشگاه يك غذاي ديگر يك غذاي ديگر يك غذاي ديگر يك كسي مي‌گويد من قدرت جهاد ندارم شما اين هزار اسم را كه مي‌بينيد هزار رنگ غذاست يك كسي مي‌خواهد امين اصرار مردم باشد يك سلسله وظايف مشتركي است كه همه ما بايد داشته باشيم نماز بخوانيم روزه بگيريم اينها كه ديگر ابتدايي است اينها الفباي دين است يك كسي حافظ سرّ است چون ذات اقدس الهي يكي از آن اسماي هزارگانه‌اش اين است كه او حافظ اسرار است او ستار است شما مي‌بينيد در بين برادرها يك كسي آنقدر پاك آنقدر بزرگوار است هر رازي كه بفهمد ابدا براي احدي نمي‌گويد آبروي كسي را نمي‌برد خب اين مهمان اين اسم از اسماي خداست كه ستار است به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن حالا اگر كسي آبرويش پيش شماست فقط شما باخبريد حالا چه داعي داريد بريزيد اگر مصلحت باشد خب او مي‌ريزد ديگر او صبر مي‌كند صبر مي‌كند صبر مي‌كند بعد ... خب يك وقت است يك كسي ستار است در اين صفت خوب زحمت كشيده هيچ وقت به كسي نيش نمي‌زند اين هم يك ... غذايي از غذاهاي هزارگانه جوشن كبير است كه در اين ماه نصيب او شده زبان بدي ندارد بالأخره آبروي كسي را ببرد نيشي بزند اين را با شوخي ... خب اين يك وقت است نه بعضيها هستند در عيادت مريض توفيق دارند هر جا از دوستانشان آشنايانشان مريض باشد اين سر مي‌زند خودش را مي‌رساند يا به عيادت جانبازها بروند چه هفته جانباز چه مناسبت اين توفيق را دارد كه مثلاً روزهايي كه مربوط است يا پنج شنبه يا جمعه بالأخره سري به بيماران مي‌زند به بيمارستانها مي‌زند اين كار از او برمي‌آيد با كارهاي ديگر موفق نيست كارهاي ديگر را به طور عادي انجام مي‌دهد اما در ترميم دلهاي شكسته اين گوشه كار از او برمي‌آيد خب اين يك غذاي خوبي خورده ... اين را خورده بالأخره اين غذا را از اين كاسه از اين هزار كاسه ماه مبارك رمضان به او دادند يك خوبي بالأخره آدم بايد داشته باشد ديگر يك ... حالا بعضيها هستند كه هاضمه معنوي آنها قوي است دو جور غذا سه جور غذا هم عديلند هم قديرند هم رئوفند هم كريمند هم يك وقت است كسي هست كه هاضمه‌اش براي همه اين هزار غذا كافي است مثل اهل بيت عصمت و طهارت كه لله الاسماء الحسني فرمود ما اسماء حسناي خدا را دارا هستيم اينها مظهر اسم اعظم‌اند همه اين هزار غذا را اينها ميل مي‌كنند و آن هاضمه را دارند كه تحمل بكنند

کربلا

سجاد و فاطمه

اگر بــــگویم ظــــهور اتفـــاق افتـــــاده چه؟

اگر بــــگویم ظــــهور اتفـــاق افتـــــاده چه؟

همه جا خوردیم. اصلا انتظار چنین مطلبی را از ایشان نداشتیم همه مات و متحیر این سخن ایشان بودیم و نمیدانستیم چه بگوییم؛

علامه که متوجه تحیر جمع شده بود با بیانی حکیمانه این گونه مطلب را توضیح دادند برای توضیح مطلب باید مثالی بیان شود پرودگار متعال قواعد عالم ملکوت را نظیر و شبیه قواعد عالم ملک قرار داده و عالم تکوین را منطبق با عالم تشریع خلق کرده تا بشر با پی بردن به اسرار و قواعد عالم ملک و تکوین، پی به اسرار ملکوت و تشریع ببرد و از این هماهنگی و شباهت حکمتهایی  استفاده کند یکی از این قواعد مسلم و عمومی طبیعت، تدریجی بودن تحولات میباشد فی المثل حرکت وضعی زمین و در پی آن طلوع و غروب خورشید یک فرایند تدریجی است اگر خورشید به یک باره در آسمان زندگی مادی و طبیعی طلوع یا غروب کند در روند حیات اختلال ایجاد میشود و هیچ موجود زنده ای قادر به تطبیق خود با تغییر وضعیت نور در میدان حیات نخواهد بود و نظم زندگی به هم می ریزد.

خورشید باید به تدریج غروب و طلوع کند تا موجوداتِ تحت تاثیر خورشید بتوانند خود را با تغییرِ رخ داده تطبیق کرده و حیات به چرخه ی نظم خود ادامه دهد نظیر همین اتفاق نیز در حیات معنوی و ملکوتی بشر، در حال، اتفاق افتاده است.

علامه بزرگوار در توضیح این مطلب فرمودند :

 امام معصوم، خورشید آسمان حیات معنوی بشر است و طلوع و غروب ایشان در صحنه حیات بشر تابع قواعدی شبیه قواعد طبیعی خورشید است اگر مقوله غیبت و ظهور حضرت بطور دفعی و بدون هیچ زمینه ای واقع شود، مسلما جوامع بشری تاب این تحول شدید را نخواهد داشت.

بدین علت حکمت الهی مقتضی  تدریجی بودن این اتفاق عظیم است با بررسی تاریخ حیات با برکت حضرت در میابیم که این اتفاق درمورد غیبت حضرت واقع شده است غیر از اینکه حیات سه امام همام قبل از امام عصر(عج) تقریبا به حالت غیبت بوده و نوعی تمرین برای شیعیان برای زندگی مومنانه بدون ارتباط فیزیکی با امام بود.

غیبت حضرت به دو مرحله غیبت صغری و کبــــــری تقسیم میشود مرحله غیبت صغری به مثابه آماده کردن مردم برای غیبت اصلی و طــــــولانی حضرت بوده است.

همین حکمت در دوران ظهور حضرت هم رعایت خواهد شد بشری که در طول صد ها سال در دل ظلمت زندگیِ بدون حاکمیت فرهنگ توحیـــــدی-ولایــــــی نشو و نما پیدا کرده ظرفیت تحمل ناگهانی نور وجودی که به تعبیر قرآن زمین را اشراق میکند "اشرقت الارض بنور ربها..." را ندارد لذا باید واسطه در این بین وجود داشته باشد بدین معنا که مجالی برای تجلی نور ایشان در وسعت های محدود بوجود آید، که مردم بتوانند خود را برای حضور آن مقام رفیع آماده کنند.

سپس آن عارف روشن ضمیر تاملی کرده و با قاطعیت، جملاتی فرمودند که باعث شد جمع حاضر به وجد آمده و طوفانی از شادی و سرور در دل و جان حضار پدید آید؛

و آن از این قرار بود :

 قرائن و شواهد نشان می دهد انقــــلاب اســـلامی و نــــظام مقـــــدس جمهـــــوری اســـــلامی ایران ظهور صغرای حضرت بقیه الله الاعظم

و بین الطلوعین حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه می باشد.

آنگاه این مژده بزرگ را بیان مثال هایی شرح دادند ایشان فرمودند:

مثلا این مراسمات عبادی و معنوی را ببینید

http://www.sahebzaman.org/images/stories/other/maraseme-2a.jpg

روزی در همین شهر قم، اگر چند طلبه بصورت انفرادی و با هزینه شخصی چند روزی اعتکاف میکردند، میگفتیم الحمد الله معنویت در حوزه پیشرفت کرده ولی اکنون میبینیم چند هفته قبل از ایام اعتکاف شاهد جوانانی هستیم که چندین شبانه روز و در سخت ترین شرایط و با کم ترین امکانات در مساجد و حرمها معتکف میشوند و عمده هدف خود را خود سازی برای آمادگی ظهور اعلام میکنند مگر در ایام رژیم گذشته عموم مردم از معارف اهل بیت و ادعیه ایشان اینقدر اطلاع داشتند!؟

 در روز عرفه در غیر صحرای عرفه شاید خواصی پیدا میشدند که دعای عرفه سید الشهدا را با آن مضامین بلند و عرشی را قرائت میکردند؛ اما اکنون چه؟ از ظهر تا عصر عرفه، مساجد ، حرمها و خیابانهای اطراف و رسانه ها بسیج می شوند تا میلیونها انسان اعم از نوجوان و جوان و پیر و زن و مرد و عامی و عالم در کنار هم نشسته و با ناله و تضرع، این دعای به این حجم را قرائت می کنند ،

اینها فرج امام زمان نیست، پس چیست؟

 http://www.sahebzaman.org/images/stories/agha-emam/aqa-majles-qoran.jpg

زمانی بر این ملت گذشت که حتی در میان خواص کمتر کسی پیدا میشد که بتواند قرآن را از روی مصحف، به درستی قرائت کند

تا چه رسد به درک معانی و معارف قرآن

اما اکنون میبینیم که درسراسر کشور دهها هزار حافظ و قاری قرآن تربیت شده اند که بدنبال درک حقائق قرآن و عمل به آنها هستند ،

آیا اینها جلوه های ظهور نیست؟ 

 http://www.sahebzaman.org/images/stories/shohada/sky-shoahda.jpg

نمـــاز جمـــعه ها، راهپیـــمایی ها، جهـــادها و شهــــادت ها، احیـــاء مهـــدیه ها و جمـــکران، اقـــــبال مردم به دعـــــای ندبــــه و... 
همه و همه نشان از یک خیزش عظیم و تحولی بی سابقه در تاریخ تشیع و همه جلوه هایی از ظهور صغری است
 انقـــــلاب اســـــلامی ایـــــران 
ظهـــــور برنــــامه ای، شخصیـــــتی و حقــــوقی حضرت مهـــــــدی موعـــــود(عج) بوده و
 ظهــور جهانی و اصلی حضرت، ظهـــور شخصی و حقیـــقی ایشــان میباشد 
هر کس هر کاری میخواهد در دوران ظهور انجام دهد الان شروع کند 
چون وقتش فرا رسیده و زمینه اش از هر جهت آماده است.

راوی : حجت الاسلام حسین نژاد

سخنان حجت الاسلام دانش در رابطه با شبهات جنگ

شاگرد اول مکتب عرفانی خمینی....

مادرم !می دانم اگر سر بریده ام را هم برایت بیاورند به جبهه های نبرد پرتاب می کنی....

امام جمعه‌ای که زیر تانک له شد+عکس

 



این عکس مربوط به روز اعزام من است و من از زیر قرآنی که به دست ایشان بود گذشته و عازم جبهه ها شدم، در حالی که او می گفت: دست علی به همراهتان باشد

 

امام جمعه‌ای که زیر تانک له شد+عکس

 

به گزارش تهران پرس،  «پرویز تک زارع» از بسیجیان شهرستان آبیک درباره عکسی که می بینید چنین روایت می کند:


«آن روزها من کارمند بنیاد شهید آبیک بودم. مغازه هم داشتم، برای اولین بار بود که در سال 65 به جبهه اعزام می شدم، آن هم از بسیج آبیک. حاج آقا«اسماعیل طباطبایی»، با درخواست مردم،  تازه به شهر ما آمده و امام جمعه آبیک بود. نمازهایش را همه دوست داشتند و انسجام خوبی در شهر ایجاد کرده بود.دیدن چهره بشاش و همیشه خندان او حسابی شارژمان می کرد.

 این عکس مربوط به روز اعزام من است و من از زیر قرآنی که به دست ایشان بود گذشته و عازم جبهه ها شدم، در حالی که او می گفت: دست علی به همراهتان باشد؛ اما خود که پس از ما به جبهه ها اعزام شده بود، از خداوند خواسته بود تا همانند جَد بزرگوارش به شهادت برسد، که این چنین نیز شد و تکه های پیکر مطهرش را پس از عبور تانک های دشمن از رویش، جمع آوری و به خاک سپردند، در حالی که صورتش کاملا سالم و نورانی مانده بود.

منبع:تا شهدا

شهید خندان تهران+عکس

 

شهید رضا قنبری، معروف به “شهید خندان”تهران
 

 ترکش خمپاره سینه‌اش رُو چاک داده بود
و روی زمین افتاد و زمزمه می‌کرد. 
مصاحبه گر: دوربین رُو برداشتم و رفتم بالای سرش…
داشت آخرین نفساشو می‌زد. 
ازش پرسیدم این لحظات آخر چه حرفی برای مردم داری؟
با لبخند گفت: از مردم کشورم می‌‌خوام وقتی برای خط مقدم کُمپُوت می‌فرستن، عکس رُوی کمپوتها رو نَکنن! 
گفتم داره ضبط میشه برادر، یه حرفِ بهتری بگو؟
با همون طنازی گفت: آخه نمیدونی، سه بار بهم، رُب گوجه افتاده…! 
و لحظاتی بعد چشمانش را بست، لبخندی زد و شهید شد…”