بخند به زندگی
زندگی فاصله ی آمدن و رفتن ماست...
شاید آن خنده که امروز دریغش کردیم
آخرین فرصت خندیدن ماست...
زندگی همهمه مبهمی از خاطره هاست
هر کجا خندیدیم ، زندگی هم آنجاست!
زندگی شوق رسیدن به خداست
خنده کن بی پروا ، خنده هایت زیباست!

زندگی فاصله ی آمدن و رفتن ماست...
شاید آن خنده که امروز دریغش کردیم
آخرین فرصت خندیدن ماست...
زندگی همهمه مبهمی از خاطره هاست
هر کجا خندیدیم ، زندگی هم آنجاست!
زندگی شوق رسیدن به خداست
خنده کن بی پروا ، خنده هایت زیباست!


زنها بدنبال مرد کاملند و مردها بدنبال زن کامل
درحالی که نمیدانند...
خداوند آنها را برای کامل کردن یکدیگر آفریده!

زن، زندگیـست و مـرد، امنیت
و چه خوب می شود وقتی
مـردی تمامِ مردانگیش راخـرجِ امنیتِ زندگیـش کُند
و چه زیبـا میشود وقتی
زنی تمامِ زندگیش را خرج غرورِ امنیتش کُند!
بزرگترین مصیبت برای انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد
نه شعور لازم برای ساکت ماندن!
این بچه سرزمین من است...
لباس مارک دار نمیپوشد...
همینطوری خوشتیپ ترین بچه دنیاست ...

خوشبختی یعنی..
خداوند آنقدر عزیزت کند که
وجودت آرامش بخش دیگران باشد.
ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ...
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩﻧﺪ !!
ﺑﯿﺸﻤﺎﺭﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺸﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ …
ﺍﺩﻋﺎﯾﺸﺎﻥ ﺁﺩﻣﯿﺖ …
ﮐﻼﻣﺸﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ …
ﺣﺎﻝ، ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﮑﯽ ﮔﺸﺖ ﮐﻪ
ﻧﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ …
ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ …
نه ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺭﻓﯿﻖ ﺻﻤﯿﻤﯽ ……
ﺗﻨﻬﺎ ﺻﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺻﺎﺩﻕ …
ﭘﺸﺖ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺧﻨﺠﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﯾﺪﻥ …
ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ …
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ...

این روزها همه ی آدما درد دارند....
درد پول
درد عشق
درد تنهایی
این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم....!!!

حکایت عجیبیست رفتار ما...
خداوند میبیند و میپوشاند
مردم نمیبینند و فریاد میزنند !

دنیای عجیبی است !!!
هر وقت حرف دلت را زدی ... دل شنونده را می زنی !!
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند ؛
پروانه شدن یعنی تباهی

در تاریکی ها نباید فریب هر روشنایی را خورد.
دانستن اینکه چه کسانی زیر نور آن هستند میتواند
زندگی دوباره به ما ببخشد.

به نام خدا
من می خواهم در آینده شهید بشوم برای این که..
معلم که خنده اش گرفته بود ،پرید وسط حرف علی و گفت:
ببین علی جان! موضوع انشاء این بود که
«در آینده می خواهیدچه کاره بشین.»
باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی.
مثلاً ، پدر خودت چه کاره است؟
آقا اجازه!!!
شهید !
هر وقت بین دوتا انتخاب مردد بودی؛
شیر یا خط ؟؟؟؟
بنداز!
مهم نیست شیر بیفته یا خط …
مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه،
دلت بخواد شیر بیافته یا خط...
کاش من هم دکمه alt+shift داشتم
تا وقتی حرفهایم را نمی فهمیدی
زبان گفته هایم را عوض می کردم
. آدم ها می آیند…
زندگی می کنند
می میرند و می روند …
اما فاجعه ی زندگی ِ تو
آن هنگام آغاز می شود
که آدمی می رود اما نمی میرد!
می ماند
و نبودنش در بودن ِ تو
چنان ته نشین می شود
که تو می میری،
در حالی که زنده ای …
. .
این نیز بگذرد؛
مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی؛
مثل همه ی دوست داشتن هایی که؛
در ته صندوق خاک خورده ی زمان مخفی ماند؛
و هیچ کس نفهمیدشان؛
این نیز بگذرد، مثل زندگی …
رفتن و ماندن ؟!
گـاهـی بــاید رفـت و بعضـی چیــزهای بردنـی را بـا خـود بــرد ،
مـثل یـــــاد ، مـثل غــرور ،
و آنچــه ماندنـیست را جــا گــذاشت ،
مـثل خــاطره ، مـثل لبـخند ،
رفـتنت ماندنــی مــی شود ، وقتــی کـه نبــاید بـروی ،
و ماندنــت رفـتنــی مــی شود ، وقتـی کـه نبــاید بمـانــی ...!
اهو و شیر
هر روز صبح در آفريقا آهويي از خواب بيدار ميشود !
که ميداند بايد از شير تندتر بدود تا طعمه او نشود !
و شيري که ميداند بايداز آهو تندتر بدود تاگرسنه نماند ...
مهم نيست که شير باشي يا آهو ...
مهم اين است که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دويدن کني !!
# زندگی بر مدار امید میچرخد #
قلمت را بردار ،
بنویس از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از ته دل
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بینویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس :
زندگی با همه تلخی ها شیرین است ...
همه ولی بعضی ها !!!!
همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما بچهها واجبترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما سیاهها بدبختترند و سفیدها برترند ...
البته تبعیضی در کارنیست .
در کل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضیها برابرترند ...
سکوت می کنیم….
به یاد تمام “حرف هایی” هایی که در گلو ماند !
سکوت می کنیم…
به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند ! سکوت می کنیم !
سکوت می کنیم…
برای لحظه ای بیشتر باهم بودن . . . .
و سکوت انگار سخت ترین کار دنیاست !
میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یک حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.
مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.
فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...
اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.
اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!
*دکتر علی شریعتی*
حقیقت و دروغ
روزي دروغ به حقيقت گفت:
مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ،
حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد.
آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ،
وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد
. دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت
. از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است
، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان
مي شود.
زندگی را بی عشق سپری کردن غم بزرگی است ....
اما اين تقريبا برابر است با غمی كه زندگی را ترک كنی ،
بدون اينكه به كسی كه عاشقش هستی بگويی كه
دوستش داری...!!!!
از خدا پرسید :
اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای،
آرزو کردن چه سود دارد؟
خداوند خندید و گفت :
شاید در سرنوشتت نوشته باشم
" هرچه آرزو کرد"
اگر دایما خود را با نقابهایی که برای دیگران
به چهره می زنی...بشناسانی....
آن لحظه ای که فرا می رسد...
و باید نقاب از چهره برداری...
پشت آن نقاب دیگر هیچ چیز نیست...
غم دارم امشب
بنال ای نی که من غم دارم امشب
نه دلسوز و نه همدم دارم امشب
دلم زخم است از دست غم یار
هم از غم چشم مرهم دارم امشب
همه چیزم زیادی میکند حیف
که یار از این میان کم دارم امشب
چو عصری آمد از در گفتم ای دل
همه عیشی فراهم دارم امشب
ندانستم که بوم شام غمگین
به بام روز خرم دارم امشب
برفت و کوره ام در سینه افروخت
ببین آه دمادم دارم امشب
به دل جشن و عروسی وعده کردم
ندانستم که ماتم دارم امشب
درآمد یار و گفتم دم گرفتیم
دمم رفت و همه غم دارم امشب
به امیدی که گل تا صبحدم هست
به ﻣﮋگان اشک شبنم دارم امشب
مگر آبستن عیسی است طبعم
که بر دل بار مریم دارم امشب
سر دل کندن از لعل نگارین
عجب نقشی به خاتم دارم امشب
اگر روئین تنی باشم به همت
غمی همتای رستم دارم امشب
غم دل با که گویم شهریارا
که محرومش ز محرم دارم امشب........
یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد
اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت
کافی است
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید
شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد
زمان از شما قدرتمندتر است
از یک درخت هزاران چوب کبریت تولیدمیشوداما وقتی زمانش برسد
یک چوب کبریت برای سوزاندن هزاران درخت کافیست