درد و دل

درد و دل

 

.آقا جونم می دونم خوب حرفامو گوش میدی...

آقا جونم ما جوونای این نسل کم طاقتیم...کم حوصله ایم...تحملمون خیلی کمه

احساساتمون زیاده...توقعمونم زیاده...

آقا بخدا خسته ایم...دیگه از بس گفتیم آقا میاد و نیمدی..میگن آقاتون بد قول شده...

آقا دلامون سیاهه ، درسته گناهمون زیاده اما بخدا به مادرت قسم دل هممون واست پر میزنه

به کی بگیم ما دلمون میخواد روضه حسین و کنار امام زمانمون گوش بدیم و از غم اربابمون پیش آقامون جون بدیم.

تا کی گریه های شبونه تو جمکران...تا کی مزار بی نشون مادر...تا کی غربت شیعه....

آقاجونم...می دونم اونقدری ارزش ندارم که حرفامو بخونی...

اما بخدا این و از ته دله همه رفیقام میگم...

تورو قسم به ناله های مادرت زهرا(س)  دیگه پا در میونی کن پیش خدا و مارو از چشم انتظاری دربیار...

 

 

سلسله عشق 9

در وصف علمدار عشاق ابلفضل علمدار


کیستی ، ای داغ عرفان بر جبین

در تحرک اولین کوه زمین

طاق ابروی تو کاشی برنداشت

شرح حال تو حواشی برنداشت

سالها پیش از حدوث آشتی

تو تجارتخانه دل داشتی

مزرع سبز فلک مال تو بود

هر چه سبزی بود در شال تو بود

بی تو ملک غبطه آبادی نداشت

این چنین جعفر* شدن شادی نداشت

مادر تو سالها پیش از غزل

آفرینش درس می داد از ازل

جانمازش معبر جبرئیل بود

چادرش از بال میکائیل بود.

حضرت مریم به پابوس درش

وقت قبلی میگرفت از دفترش

بین صدها نذر رایج تر تویی

از همه باب الحوائج تر توئی

با رعایا چون وکیلان داد کن

کدخدائی در حسین آباد کن

جز تو بعد از چهارده یکتا که شد

زیر این هفت آسمان دریا که شد .

خوب میدانی ، (خوب میخوانی) عرائض خط به خط

سائلانت را نمیگیری غلط

بی تو نذری های ما ته میگرفت

روضه خوان شور کوته میگرفت

ای دل سرگشته ات را قبلتین

گه به سوی زیبنی ، گاهی حسین

باز اشکم گریه یک لاف شد

انما العمال بالنیات شد

ای دعای مستجاب فاطمه

ای سحاب بی حساب فاطمه

شد زتشریف تو در شط فرات

رستخیز باقیات و صالحات

بس که در طرح مهارتها نوئی

در شجاعت زینب ثانی توئی

آن مبادا ، بین این دلواپسی

آیه هایت را به هم ریزد کسی ...

کوفیان چشم سیاهت دیده اند

بد صفت ها بی پناهت دیده اند

ترسم اینک تیر اندازی کنند

نیزه ها با پیکرت بازی کنند.

سلسله عشق 8

پس از ممانعت حر از حرکت امام حسین(ع)

پس از ممانعت حر از حرکت امام حسین (ع) (امام حسین همچنان به راه خویش ادامه می داد) تا آن که روز دوم محرم بود که امام حسین (ع) قدم بر سرزمین کربلا نهاد، هنگامی که به آن سرزمین وارد شد فرمود : "" اینجا چه نامی دارد ؟ ""

گفتند : "کربلا"

امام (ع) فرمودند : ""من از کرب و بلا ( اندوه و بلا) به تو پناه می برم""

سپس فرمودند : اینجا سرزمین اندوه و بلاست و فرمودند : "" پیاده شوید که اینجا ، محل فرود آمدن ما و جایگاه کشته شدن ما و مدفن ماست . این خبری است که جدم رسول خدا (ص) به من داده است ""

پس همگی بارها را گشودند و در آن سرزمین فرود آمدند.. و در سوی دیگر نیز حر با سپاهیانش منزل کردند.

اف بر دوستی تو ای روزگار

امام حسین (ع) نشسته بود و مشغول اصلاح و تعمیر شمشیر خود بود و در این ضمن ،اشعاری را در زیر لب زمزمه می کرد : "" ای روزگار اف بر دوستی تو؛ چه بسا یاران و طالبانی را که در بامداد و شامگاهت کشتی.

آری ؛ روزگار به جای آنان دیگری را نپذیرد.

به راستی که پایان کار در دست خدای شکوهمند است و هر زنده ای باید این راه را طی کند.""

حسین (ع) خبر مرگ خود را می دهد

راوی گفت:

هنگامی که که حضرت زینب (ع) این اشعار را شنید فرمود : "" برادر جان ؛ این حرف کسی است که به کشته شدن خویش یقین پیدا کرده است""

امام فرمودند : "" آری خواهرم""

حضرت زینب (ع)فرمودند : ""آه چه مصیبتی ؛ این حسین است که خبر از شهادت و مرگ خویش می دهد.""

وای از ذلت بعد از تو اباعبدالله

راوی گفت :

زنان همگی شروع به گریستن نمودند ، به صورت های خویش سیلی می زدند و گریبان چاک می نمودند ، ام کاثوم پیوسته فریاد می زد : "وا محمدا...وا علیا...وا اخاه.... واحسینا......."

امام مظلوم بعد از دلداری خواهران به آنها فرمود : "" خواهرم ام کلثوم ،تو ای زینب، وتو ای فاطمه و رباب ، گوش دهید، هنگامی که من به شهادت رسیدم ، گریبان چاک مسازید و صورت هایتان را با ناخن نخراشید و سخنان بیهوده بر زبان میاورید""

بیهوش شدن حضرت زینب(ع)

حضرت زینب (ع) فرمودند: "حسین جان پدرو مادرم فدایت شوند، من فدایت شوم ؛ آیا تو را میکشند؟"

امام حسین (ع) در حالی که گریه راه گلویش را بسته بود و دیدگانش پر از اشک شده بود فرمود: ""خواهر جان اگر مرغ قطا را به حال خود رها می کردند، در آشیانه خود می خوابید""

حضرت زینب فرمودند: "ای وای بر من ، آیا خودت را اسیر و گرفتار دشمن می دانی، تحمل این داغ بر دل من سخت و دشوارتر است""

ای سخنان را فرمود، سپس دست برد و گریبان خویش را پاک نمود و بی هوش بر زمین افتاد.

سخنان استاد پناهیان درباره نزدیک بودن ظهور سفیانی

بازخوانی سخنرانی عجیب استاد پناهیان 15 بهمن 1389 :خروج سفیانی بسیار نزدیک است -
بايد مرز بين اردن و سوريه و عراق و عربستان را به هم بريزد تا نقشه خاورميانه عوض شود. حتي بايد به مرزهاي سوريه و تركيه هم تعدي كند!
آيا شبيه ظهور سفياني كه در روايت فرموده‌اند كه در خاورميانه خواهد بود، نيست؟ آيا در روايات نفرموده‌اند كه سفياني ابتدا ادعاي اسلام‌خواهي و آزادي‌خواهي مي‌كند، ضد استكبار شعار مي‌دهد، ولي از داخل با آنها بسته و بعد مي‌آيد فرامرزي عمل مي‌كند، مرز بين اردن و سوريه را به هم مي ريزد، مرز سوريه و تركيه را به هم مي‌ريزد، مرز عراق و سوريه را به هم مي‌ريزد، مرز عراق و عربستان را به هم مي‌ريزد. سفياني‌اي كه ما در روايات خوانده‌ايم، عيناً همين نقشه تغيير خاورميانه را عمل مي‌كند. اولش هم با يك موج اسلام‌خواهي است و پشتش هم غربي‌ها هستند.

واکنش حضرت امام خامنه ای در قبال اوضاع سوریه در نوع خودش بسیار شنیدنی است :

امام خامنه ای:"موضع ما در مقابل این حركتهاى مردمى روشن است: هر جا حركت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریكائى است، ما با این حركت همراهیم؛ اما اگر در جائى ببینیم با تحریك آمریكائى‌ها، با تحریك صهیونیستها، یك حركتى به راه افتاده است، با آن حركت همراهى نمیكنیم. ما با حركتهاى ضد آمریكائى و ضد صهیونیستى همراهیم. آنجائى كه خود آمریكا و خود صهیونیستها وارد میدان میشوند تا یك رژیمى را ساقط كنند، تا یك كشورى را اشغال كنند، آنجا ما نقطه‌ى مقابل حركت آمریكائى‌ها قرار میگیریم."

حضرت امام خامنه ای به صراحت میفرمایند که ما در مقابل این تحرکات خواهیم ایستاد ! ( کاش قدری همانند و استاد پناهیان در این سخن تفکر کنیم )

اگر جویای اخبار سوریه باشید به عمق استراتژی نظام مستبد جهانی علیه سوریه پی خواهید برد که با ارقام نجومی سعی در قوی ساختن معترضان دولت سوریه و براندازی حکومت این کشور و در پی آن حاکم کردن شخصی و یا نظامی مبتنی بر آرمان های دنیای استکبار دارند :
كمك 6 ميليون دلاري آمريكا به مخالفان سوریه
سلمان رشدي خواستار تحريم سوریه شد
بان‌كي‌ مون سخنان بشار اسد را بي‌اعتبار خواند
اتحاديه اروپا ارتش سوریه را در ليست تحريم قرار داد
دمشق: اسرائيل دشمن اصلی سوریه است
پشت‌پرده تحولات سوریه در گزارش‌هاي اسرائيلي
همكاري تركيه با آمريكا، عربستان و رژيم صهيونيستي براي ايجاد ناامني در سوریه
اروپا بر اعمال فشار عليه سوریه مي‌افزايد
افشاي ارتباط موساد با بحران سوریه
ناآرامی سوریه طرح آمريكايي سال 2002 جان‌بولتون است
افشاي حمايت افسران سازمان سيا از مخالفان بشار اسد
تركيه حريم هوايی سوریه را نقض كرد
دو مسئول آمريكايي: واشنگتن هجمه سنگيني عليه سوریه آغاز كرده است
انگليس در انديشه ايجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوریه
اشك تمساح آمريكا براي مردم سوریه
پيشنهاد آمريكا به تركيه براي همكاري درباره سوریه
واشنگتن به همكاري مسكو درباره سوریه اميدوار است
خنثي‌سازي طرح ترور سيا در سوریه و بازداشت تيم ترور
توطئه جديد عليه سوریه؛ ايجاد منطقه حائل در مرز با تركيه

اینها تنها گوشه ای از تلاش غرب برای براندازی سوریه و خروج یحتمل سفیانی در آینده ی نزدیک است و باز فرمایش حضرت آقا را زمزمه میکنیم که ما در مقابل این حرکت خواهیم ایستاد !!!

در ادامه با بازخوانی سخنرانی بی نظیر استاد پناهیان با موضوع - خروج سفیانی بسیار نزدیک است - پی به برخی تحرکات پیش رو در آینده ی نزدیک خواهیم برد :

در زمان خود حضرت امام كساني بودند كه سعي مي‌كردند سخنان امام را تعديل كنند و دائماً مي‌گفتند زياد تند نرويد! بگذاريد اين جوري بگوييم. آنها الان هم اگر دست‌شان برسد به سخنان رهبري هم رحم نمي‌كنند و مي‌خواهند جريان ولايتمداري را تعديل كنند! بعد از آن چه باقي خواهد ماند؟ ان‌شاءالله اين مطالبه ما كه بايد بيش از پيش به تقويت ولايت و ولايتمداري پرداخته شود و نخبگان جامعه ما بايد در اين زمينه پيشتاز باشند تا مورد طرد و نفرين مردم قرار نگيرند، محقق شود و اين نيازمند مجاهدت شبانه روزي كساني است كه مي‌خواهند در پيروزي قريب‌الوقوع جهان اسلام و مقدمه سازي ظهور آقا امام زمان(علیه السلام) نقش فعالي را ايفا كنند. شما هم كه نقش فعالي را ايفا نكنيد، خدا فرشتگان و ملايكه و نيروهاي گمنام زيادي در ميان مردم دارد و آنها را به كار خواهد گرفت و از آنها در جهت مقدمه‌سازي براي ظهور آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) استفاده خواهد كرد.

مي‌خواستم در مورد مسايل منطقه هم سخناني بگويم كه الحمدلله سخنان مقام معظم رهبري در اين زمينه كامل و واضح بود و مردم ما هم الحمدلله بسيار هوشيار هستند و نياز به ذكر هيچ مطلبي نيست؛ اما اين را هم از بنده به عنوان حسن ختام كلام داشته باشيد. شما مي‌بينيد كه آمريكايي‌ها در مقابل موج اسلام‌خواهي و حتي آزادي‌خواهي، موج استكبارستيزي و صهيونيسم‌‌ستيزي ديگر نمي‌توانند مقاومت كنند. در چنين وضعيتي به نظر شما آنها چه مي‌كنند؟ تا جايي كه به ضررشان نباشد با احتياط با اين قيام‌ها همراهي مي‌كنند، تا آنجا كه آمريكاي جهانخوار به دولت مصر مي‌گويد: آقا! كوتاه بيا و ژست دموكراتيك به خودش مي‌گيرد! اين جرثومه فسادي كه تمام جنايت‌هاي دوران معاصر زير سر اوست، دارد مي‌گويد كوتاه بيا. اين همراهي در تونس، در مصر و در هر كشوري كه تحركي صورت بگيرد، ادامه خواهد داشت.

پيش‌بيني شما از اين همراهي چيست؟ آينده دور اين همراهي را چه مي‌بينيد؟ آينده نزديك اين همراهي‌ها اين است كه اگر بتواند، اين حركت‌ها را از مسيرشان منحرف و يا با ايجاد آشوب، مردم اين منطقه‌ها را از قيام خودشان پشيمان مي‌كند. ولي آينده دور چگونه خواهد بود؟ يك كمي محاسبه كنيد. مي‌خواهم كوتاه سخن بگويم. بنده پيش‌بيني مي‌كنم و محاسبات هم همين را مي‌گويند كه در آينده ان‌شاءالله نه چندان دوري اينها مي‌فهمند كه نمي‌توانند در مقابل حركت اسلام‌خواهي بايستند. البته الان هم اين را فهميده‌اند. پس بايد چه كار كنند؟ خواهيد ديد كه به اين نتيجه خواهند رسيد كه بايد بيايند و موج‌هاي بعدي اسلام‌خواهي را خودشان در منطقه سازماندهي كنند.

شما اين پيش‌بيني را نمي‌كنيد؟ چرا صبر كنند كه موج اسلام‌خواهي بلند شود و بعد براي كنترل آن هزينه‌هاي زيادي را بپردازند؟ از همان اول موج‌هاي اسلام‌خواهي و تحرك‌هاي اسلام‌خواهي را در منطقه شكل مي‌دهند. آيا اين پيش‌بيني معقول به نظر مي‌رسد كه قدم بعدي را بگويم؟

فهمش خيلي راحت است. وقتي مي‌بينند دور، دور اسلام‌خواهي، آزادي‌خواهي يا حتي استكبارستيزي و صهيونيسم‌ستيزي است، مي‌گويند چرا ما اين كار را نكنيم؟ خودمان مي‌آييم و يك حركت ايجاد مي‌كنيم. اين طور نيست كه اينها بگويند حالا كه دستمان لو رفته، مي‌رويم و حركت ديگري را انجام مي‌دهيم. يقين داشته باشيد كه راه ديگري ندارند. تمام راه‌ها را بشمريد. راه ديگري نمانده. مجبورند اين راه را بروند.

بعد از شما سوال مي‌كنم اگر اينها بخواهند در منطقه يك حركت اسلام‌خواهانه و استكبارستيزانه و حتي به صورت ظاهري ضد صهيونيسم راه بيندازند كه خودشان آن را هدايت كنند، دست كدام كشور خواهد بود؟ خواهش مي‌كنم با محاسبه پاسخ بدهيد. بنده تصورم اين است كه اينها اين حركت را به صورت فرامنطقه‌اي در كنار فلسطين اشغالي انجام خواهند داد. چرا؟ چون ده سال است كه به دنبال تغيير نقشه خاورميانه بوده‌اند و تا به حال نشده است. حركت اسلام‌خواهانه‌اي كه توسط صهيونيست‌‌ها و غربي‌ها سازماندهي شود، فرامنطقه‌اي خواهد بود و حركتي است كه مي‌ايد و سعي مي‌كند در چند كشور خودي نشان بدهد. منطقه آغازين آن كجا خواهد بود؟ فرض كنيد كه ما منطقه آغازين را پيش بيني نمي‌كنيم، ولي اگر يك حركت به ظاهر اسلام‌‌خواهانه توسط استكبار در منطقه شكل بگيرد و بخواهد نقشه خاورميانه را به هم بزند، بايد مرز بين اردن و سوريه و عراق و عربستان را به هم بريزد تا نقشه خاورميانه عوض شود. حتي بايد به مرزهاي سوريه و تركيه هم تعدي كند.
چرا نقشه خاورميانه بايد به هم بريزد؟ چرا حيات استكبار به موضوع بسته است؟ علتش را از كساني بپرسيد كه بيش از ده سال است دارند فرياد مي زنند كه نقشه خاورميانه بايد تغيير كند. بايد دوره بگذاريم و در مورد اين موضوع بحث كنيم كه چرا اين قضيه اين قدر براي استكبار مهم است؟
اين حركت اسلام‌خواهانه‌اي كه بخواهد نقشه خاورميانه را به هم بريزد و يك جنگ داخلي منطقه‌اي را به راه بيندازد، با يك منطق ديگر هم جور در مي‌آيد. وقتي انتفاضه شروع شد، شارون گفت اگر انتفاضه خاموش نشود، مردم خاورميانه بايد منتظر اتفاقات مهمي باشند. طبق پروتكل‌ها آنها رفتند و سربازان مسيحي را آوردند و به جنگ مسلمان‌ها در منطقه فرستادند تا خودشان امنيت پيدا كنند، ولي نتيجه نگرفتند. بعد تصميم گرفتند از سربازان مسلمان عليه مسلمانان استفاده كنند. پيش بيني بنده اين است كه اينها يك حركت فرامرزي اسلام‌خواهي در منطقه به راه مي‌اندازند. اول شعارهاي اسلامي مي‌دهند، بعد شروع مي‌كنند به قلع و قمع و نابود كردن مسلمانان منطقه. آيا آمريكا براي تضعيف اسلام‌خواهي در منطقه راه ديگري دارد؟ تا فردا صبح وقت داريد فكر كنيد ببينيد راه ديگري وجود دارد يا نه؟

اگر به اينجا برسيم، آيا شبيه ظهور سفياني كه در روايت فرموده‌اند كه در خاورميانه خواهد بود، نيست؟ آيا در روايات نفرموده‌اند كه سفياني ابتدا ادعاي اسلام‌خواهي و آزادي‌خواهي مي‌كند، ضد استكبار شعار مي‌دهد، ولي از داخل با آنها بسته و بعد مي‌آيد فرامرزي عمل مي‌كند، مرز بين اردن و سوريه را به هم مي ريزد، مرز سوريه و تركيه را به هم مي‌ريزد، مرز عراق و سوريه را به هم مي‌ريزد، مرز عراق و عربستان را به هم مي‌ريزد. سفياني‌اي كه ما در روايات خوانده‌ايم، عيناً همين نقشه تغيير خاورميانه را عمل مي‌كند. اولش هم با يك موج اسلام‌خواهي است و پشتش هم غربي‌ها هستند.

الان به وضع منطقه كه نگاه مي‌كنيم مي بينيم شرايط از نظر تحليل سياسي و تحليل اوضاع منطقه خيلي به سفياني نزديك شده. مي‌پرسيد سفياني كي ظهور مي‌كند؟ بنده كه خبر ندارم، ولي در مقام تحليل عرض مي‌كنم كه خيلي به هم نزديك شده است. بگذريم از اخباري كه قبل از ظهور در مورد سرنگون شدن برخي از حكام ستمگر در منطقه وجود دارند. حالا ديگر در آن جزييات وارد نمي‌شوم.
ما در چه شرايطي به سر مي‌بريم؟ انصافاً شرايط ما خيلي به شرايط آخرالزمان نزديك شده است. اين آمادگي را در خودتان داشته باشيد، وضع منطقه را با بصيرت تعقيب كنيد، با بصيرت به تقويت امنيت جمهوري اسلامي بپردازيد كه يك راه بيشتر ندارد و آن هم تقويت ولايت است. وقتي اوضاع منطقه به هم ريخت، تنها نقطه باثبات و امنيت كجاست؟ مملكت شيعي ايران[صلوات حضار[
ان‌شاءالله همه آرزوهاي مردم مظلوم و نازنين ايران اسلامي ما محقق خواهند شد و ما خواهيم ديد كه سال‌ها مرگ بر آمريكا گفته‌ايم، مرگ آمريكا را به چشم خواهيم ديد؛ سال‌ها مرگ بر اسراييل گفته‌ايم؛ مرگ اسراييل را واهيم ديد. سال‌ها عليه ظلم و ستم و استكبار فرياد زده‌ايم، ظلم و استكباري كه تمدن غرب بر آن بنا نهاده شده است؛ فروريختنش را ان‌شاءالله خواهيم ديد و خون شهدا اثر خودش را خواهد گذاشت. آن وقت است كه تازه جلسات روضه‌خواني راه مي‌اندازيم و مي‌نشينيم و در بهار آزادي جاي شهدا را خالي و پاي ركاب آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي ابا عبدالله الحسين(علیه السلام) گريه مي‌كنيم. علمداران آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي علمدار حسين(علیه السلام) چه گريه‌اي بكنند.
آيد به جهان اگر حسین دگري / حاشا كه برادري چو عباس آيد.

ان‌شاءالله كه شما جزو علمداران آقا باشيد.

دعا كنيم خدايا ! تحولات منطقه را مقدمه عاجل ظهور آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بده. پيامبر گرامي وعده فرموده است كه فتنه‌هاي آخرالزمان موجب رسوايي منافقين خواهد شد.
خدايا! فتنه 88 را كماكان موجب رسوايي منافقين كه تا كنون رسوا نشده‌اند، قرار بده. خدايا! در برابر ديگان ما دست‌هاي مجروح رهبر ما را به دستان پر بركت مهدي فاطمه متصل بفرما. خدايا! در اثر صلابت اسلام و عزت مسلمين و اقتدار جامعه اسلامي ما دشمنان را روز به روز دچار اشتباهات بيشتر بگردان و آنان را با اشتباهات خودشان نابود بگردان.
خدايا! مردم مصر را به عالي‌ترين بصيرت و به پيروزي‌هاي غيرمترقبه فراوان‌تر از مجاهدتي كه دارند، برسان.
خدايا! منافقاني را كه در مصر بخواهند قيام مردم را منحرف كنند و كافراني را كه بخواهند پشت پرده بر اين قيام آثار سوء بر جاي بگذارند، رسوا و نابود بگردان. موجبات تحول تمام مردم مسلمان و نجات و خلاصيشان از مكايد كفار و مستكبران عالم را فراهم بگردان.
يك دعاي بين‌المللي فرامذهبي و فرا اسلامي هم بكنيم. خدايا! مسيحيان مظلوم عالم را كه تحت ستم صهيونيست‌ها هستند با ظهور آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و پشت سر ايشان حضرت مسيح بن مريم(علیه السلام) از زير يوغ ستم صهيونيست‌ها نجات عنايت فرما.
خدايا! نابودي صهيونيسم را در برابر ديدگان ما و با دستان ما محقق بگردان. دل رهبر عزيز انقلابمان را هر لحظه شادتر بگردان. بهترين اخبار شادي‌آفرين را براي مردم مسلمان منطقه، براي مردم ايران اسلامي، براي قلب نايب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در اين هفته به ارمغان بياور. و صلي الله علي محمد و آله.
به امید برافراشتن پرچم لا اله الا الله بر بلندای عالم به دست توانای عزیز فاطمه !
اللهم عجل لولیک الفرج

سلسله عشق 7



جایی که دل دشمن هم سوخت

ابو خلیق را پیش مختار بردند. مختار از او پرسید : ای ملعون ؛ در کربلا هیچ کاه دلت به حال آقای ما حسین (ع) سوخت؟

گفت : بلی ای امیر یک مرتبه آن قدر دلم سوخت که مرگ را از خدا خواستم تا آن حال زار حضرت را نبینم.

فرمود: بگو ببینم چه وقت بود؟

گفت:امیر ؛ هنگامی که سیدالشهدا طفل کشته خود را زیر عبا گرفت و از میدان برگشت رو به خیمه ها کرد من تماشا می کردم دیدم زنی مجلله چادر به سر و نقاب و صورت بیرون خیمه ایستاده گویا مادر آن طفل بود که انتظار بچه اش می برد.

همین که امام (ع) چشمش به مادر افتاد که منتظر ایستاده برگشت مقداری صبر کرده دوباره رو به خیمه آورد. خجالت کشیده ة برگشت. تا سه مرتبه امام رو به خیام رفت و برگشت.

و از مادر علی اصغر خجالت کشید. چون آن حالت حسین (ع) را دیدم جگر کباب شد.

مختار گفت: ای ملعون آخر چه شد؟

گفت: امیر ؛ بالاخره امام از مرکب پیاده شد طفل را روی زمین نهاد و با غلاف شمشیر قبری حفر نمود بر آن طفل نماز خواند و او را به خاک سپرد و برگشت.

مختار از شنیدن این گفتار صیحه ای کشید افتاد و غش کرد . بعد از به هوش آمدن گریبان درید و بر سر و سینه زد و فرمود : این حالت آخر امام حسین (ع) دلم را از همه بیشتر سوزانید که نخواست بعد به بدن این طفل کسی آزار برساند یا سرش ببرند و یا زیر سم اسب ها پایمان شود.

ابوخلیق گفت : ای امیر؛ بخدا قسم نگذاشتند بدن آن طفل صحیح و سالم بماند . روز یازدهم سر هر سروری به سرداری دادند که جهت افتخار بر نیزه کند و به کوفه نزد ابن زیاد برد و جایزه بگیرد.

به ابو ایوب غنوی- که سرکرده ی بیل داران بود سری از شهدا نرسید لذا به بیل داران دستور داد تا زمین کربلا را زیر و رو کردند و جسد آن طفل را یافتند و بیرون آورده سرش را بریدند و بر سر نیزه زدند و به کوفه آوردند.

ابوخلیق گوید : خودم در حظور ابن زیاد بودم که سر حسین (ع) با سر علی اصغر هر دو در میان یک تشت بود و نیز سایر سرها در میان طبقه ها و سر ها نهاده بود ودائم صورت حسین (ع) مقابل صورت علی اصغر بود.

امان ازدل رباب................................................................................................


عطش عشق


سلسله عشق 5

خواب دیدم

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

ناله می کردم ولیکن بی جواب تشنه بودم تشنه یک جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هیچ کس یارم نشد زان میان یک تن خریدارم نشد

هرکه آمد پیش حرفی راند و رفت سوره حمدی برایم خواند و رفت

نه شفیقی نه رفیقی نه کسی ترس بود و وحشت و دلواپسی

آمدند از راه نزدم دو ملک تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا بگو نام تو چیست آن یکی فریاد زد رب تو کیست

ای گنهکار سیه دل بسته پر نام اربابان خود یک یک ببر

در میان عمر خود کن جستجو کارهای نیک و زشتت را بگو

ما که ماموران حق داوریم اینک تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود دست و پایم بسته در زنجیر بود

نا امید از هر کجا و دلفکار می کشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان نور پیشانیش فوق کهکشان

چشمهایش زندگانی می سرود درد را از قلب آدم می زدود

گیسوانش شط پر جوش و خروش در رکابش قدسیان حلقه بگوش

صورتش خورشید بود و غرق نور جام چشمانش پر از شرب طهور

لب که نه سرچشمه آب حیات بین دستش کائنات و ممکنات

خاک پایش حسرت عرش برین طره یی از گیسویش حبل المتین

بر سرش دستار سبزی بسته بود بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

در قدوم آن نگار مه جبین از جلال حضرت عشق آفرین

دو ملک سر را به زیر انداختند بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه آمده اینجا حسین فاطمه

صاحب روز قیامت آمده گویی بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد مهربانانه به رویم خنده کرد

گفت آزادش کنید این بنده را خانه آبادش کنید این بنده را

اینکه اینجا این چنین تنها شده کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است گریه کرده بعد شیرش داده است

بارها بر من محبت کرده است سینه اش را وقف هیئت کرده است

اینکه می بینید در شور است و شین ذکر لالائیش بوده یا حسین(ع)

دیگران غرق خوشی و هلهله دیدم او را غرق شور و هروله

با ادب در مجلس ما می نشست او به عشق من سر خود را شکست

سینه چاک آل زهرا بوده است چای ریز مجلس ما بوده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد عکس من را بر دل خود قاب کرد

اسم من راز و نیازش بوده است خاک من مهر نمازش بوده است

پرچم من را بدوشش می کشید پا برهنه در عزایم می دوید

اقتدا به خواهرم زینب نمود گاه میشد صورتش بهرم کبود

بارها لعن امیه کرده است خویش را نذر رقیه کرده است

تا که دنیا بوده از من دم زده او غذای روضه ام را هم زده

اینکه در پیش شما گردیده بد جسم و جانش بوی روضه می دهد

حرمت من را به دنیا پاس داشت ارتباطی تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن روز تاسوعا شده سقای من

گریه کرده چون برای اکبرم با خود او را نزد زهرا می برم

هرچه باشد او برایم بنده است او بسوزد صاحبش شرمنده است

در قیامت عطر و بویش میدهمپیش مردم آبرویش میدهم

باز بالاتر به روز سرنوشت میشود همسایه من در بهشت

آری آری هرکه پا بست من است نامه ی اعمال او دست من است

سلسله عشق 4

خروج سید الشهداء از مکه

امام حسین (ع) در روز سشنبه ، سوم ماه ذی الحجه ، یا به قولی دیگر در روز چهارشنبه هشتم ذی الحجه سال 60 هجری از مکه خارج شد، خبر شهادت حضرت مسلم هنوز به آن حضرت نرسیده بود ؛ زیرا درست در همان روزی که حسین (ع)از مکه خارج شد ، مسلم به شهادت رسید.

خطبه پرشور حسین (ع) در هنگام خروج

امام حسین (ع) آن هنگام که آهنگ خروج از مکه را نمود ،به پا خواست و (خطبه پرشوری خواند و ) فرمود:

""حمد وسپاس مخصوص پروردگار است، خدایی که آن چه اراده کند عملی می سازد و نیرویی جز نیروی خداوند نیست. درود خداوند بر رسول گرامی او باد.

خط مرگ چونان اثر گردنبند در گردن دختران جوان ، بر فرزند آدم مسلم است. من به دیدر (اجداد) و گذشتگان آن چنان مشتاقم که یعقوب (ع) به دیدار یوسف (ع)اشتیاق داشت ، قتلگاهی برای من مهیا گشته است که من باید بدان جا بروم.

گویا می نگرم که درندگان بیابان در سرزمینی میان نوامیس و کربلا، اعضای بدم مرا از هم پاره می کنند و می درند.تا بدینوسیله شکم های گرسنه خویش را از من سیر نمایند.

آری، راه گریزی از سرنوشت محتوم نیست. آنچه که خداوند بدان راضی هستم باشد،ما نیز به آن راضی ایم و در مقابل بلاهایی که بر ما می رسد صبوریم، و خداوند نیز بهترین پاداش صابران را به ما خواهد داد.

هرگز پاره تن رسول خدا (ص) از او جدا نخواهد شد و ما در بهشت در کنار آن حضرت خواهیم بود تا چشمان آن حضرت به دیدن ما روشن شود و به این وسیله وعده الهی تحقق به خود گیرد ، من صبح فردا از مکه عزیمت خواهم نمود، هرکس خواسار آن است که در راه من خون خویش را نثار کند و مهیای سفر است، همراه من کوچ کرده و بیاید""

سلسله عشق 3

لا یَومَ کَیَومِکَ یا اَبا عَبدِالله

عده ای از راویان که نام آن ها در کتاب ""غیاث سلطان الوری لسکان الثری"" ذکر شده و با اسنادی از ""ابی جعفر محمد بن بابویه قمی"" از امام صادق (ع) و پدران بزرگوارش (ع) نقل شده که :

روزی امام حسین (ع) نزد برادر خود امام حسن (ع) رفت ،هنگامی که امام حسین (ع) برادر را دید شروع به گریستن کرد، امام حسن فرمود :" چرا گریه می کنی؟"

امام حسین (ع) فرمود :" گریه ام به خاطر مصایبی است که بر تو وارد می شود."

امام حسن (ع) فرمود :"ستمی که بر من وارد می شود در اثر زهری است که آن را به من می نوشانند ؛ اما هیچ روزی مانند روز تو نیست ابا عبدالله... که در آن روز سی هزار نفر که همگی مدعی اسلام و از امت جد ما(ص) می باشند تو را محاصره می کنند و برای کشتن تو و ریختن خونت و هتک حرمتتت و اسارت اهل بیتت و غارت اموالت همدست می شوند. پس هنگامی که مرتکب این اعمال شدند،خداوند لعنت خویش را شامل حال بنی امیه می کند و از آسمان باران خون و خاکستر می بارد و همه کاینات حتی حیوانات وحشی بیایان ها و ماهیان دریا برای تو گریه می کنند"

سلسله عشق 2

سفر دردناک پیامبر

و اینگونه نقل کرده اند:

دو سال از ولادت امام حسین (ع) سپری شده بود که سفری برای پیامبر(ص) پیش آمد، در بین راه بود که آن حضرت ایستاد و فرمود : ""اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُون."" و شروع به گریستن نمود، همراهان حضرت (ص) علت گریستند را پرسیدند،حضرت فرمودند : " جبرییل همینک نزد من بود و به من اینگونه خبر داد که فرزند من (حسین) را در سرزمینی که کنار رود فرات است و آن را کربلا می گویند، به شهادت می رسانند."

عرض کردم :یا رسول الله ؛ چه کسی او را می کشد؟

پیامبر (ص) فرمودند : "شخصی به نام یزید که خداوند او را لعنت نماید ، و گویی که اکنون قتلگاه حسین و مدفن او را می بینم"

و نخستین مرثیه خوان حسین.....

رسول خدا(ص) با حزن فراوان از این سفر بازگشت، بالای منبر رفت ، ودر حالی که امام حسن و امام حسین (ع) نیز در پای منبر آن حضرت بودند ، خطبه ای خواند که در آن خطبه مردم را پند و موعظه داد ، پس از آن که حضرت خطبه را به پایان رسانید ،دست راست خویش را بر سر امام حسن (ع)گذاشت و دست چپ خود را بر سر امام حسین (ع) نهاد،سر مبارک را به سوی آسمان بلند کرد و اینگونه فرمود:

""بارالها؛ به درستی که محمد بنده و پیغمبر تو می باشد و این دو تن از پاکان خاندان من و فرزندان برگزیده من و خانواده ی من هستند، من اینان را پس از خود در میان امتم به جای می گذارم.

پروردگارا ؛ جبرییل به من خبر داده است که این فرزندم (حسین) را به خواری خواهند کشت . بارالها؛ این شهادت را بر وی مبارک گردان و او را سور و سید شهداء قرار ده. خدایا ؛برکت خود را از قاتل و ذلیل کننده ی او بردار.""

راوی می گوید:

پس از آن که سخنان پیامبر (ص) تمام شد ، حاضرین در مسجد شروع به ناله و زاری نمودند و های های گریه کردند، پیامبر فرمود:" آیا فقط بر او گریه می کنید و دست از یاری او می کشید؟ "

سلسله عشق 1

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

کربلا کجاست؟ مدینه کجاست؟

در کربلا چه گذشت؟ در مدینه چه گذشت؟

در کربلا خون چه کسانی بر روی زمین ریخته شد که آن زمین مقدس و پاک تا ابد زیارتگاه و دارالشفای مومنین شد؟

مصائب کربلا چه بود که کل کاینات از فرشتگان آسمان تا ماهیان دریا گریستند؟ در کربلا امام حسین (ع)،درس توحید،اخلاق و بندگی به همه انسان ها داد.

در کربلا گل ها و غنچه هایی پرپر شدند، که هر کدام بویی خاصی داشتند.

کربلا چشمه ی رحمت است. کربلا چشمه ی معرفت است.

کربلا چشمه عشق است. کربلا چشمه ی ایمان است.

کربلا چشمه شهادت است. کربلا چشمه ی تقوا است.

حسین جان ؛چرا عزم کربلا نمودی و در مدینه ی جدت نماندی، آیا می خواستی که از دیدگان مادرت زهرا(س)،دور باشی.

حسین جان ؛چه زیبا عمل کردی که به قصد کربلا از مدینه خارج شدی؛چرا که هنوز زخم مادرت التیام نیافته بود.

ولی حسین جان ؛ در واپسین دقایق حیات شریف تو و در لحظات شهادت عظیمت ،طاقت مادرت تمام شد، او نزدیک قتلگاه آمد و با نگاهی عاشقانه و جانسوز،آن منظره ی دلخراش را دید.

حسین جان؛ در مدینه و مکه و مسیر کربلا همه دل ها و نگاهها متوجه تو بودند،اما در کربلا این نیزه ها و تیرهاوشمشیرها بود که به سوی تو می آمدند.

در کربلا تنها جنگیدن صرف نبود، و در میان همه ی جنگ های تاریخ حادثه کربلا تنها زنده مانده است؛ زیرا تمامی فضایل و کمالات انسانی در برابر همه ی رذایل ایستادند و از آنجا که فضایل هماره زنده و پیروزند،کربلا نیز زنده و جاوید باقی ماند.

واما سلسله عشق که گفتاریست از روایات قوی و مطمئن از مقاتل کربلا که برای معرفت بیشتر به نگارش در می آیند.

امام صادق (ع) فرمودند: "" شما نمی دانید که در کربلا چه حوادثی رخ داد، و بر حسین (ع) و اصحابش (ع) چه گذشت ، اگر می دانستید بدون شک همگی تان غش می نمودید.""


یمن بعد از انقلاب و نزدیک بودن خروج سفیانی

در مطلب قبل به انقلاب زمینه ساز ظهور یمن اشاره کردیم و روایاتی از این قبیل که این انقلاب در ماه رجب به پیروزی خواهد رسید و متصل به ظهور امام زمان خواهد شد ارائه نمودیم. اما در این مطلب به چند روایت اشاره خواهیم کرد که به دوران بعد از انقلاب یمن مربوط بوده تا بتوانیم با بصیرت بیشتری به مسائل این انقلاب واقف باشیم.


در بعضی روایات دیده می شود که خروج سفیانی با انقلاب یمن در یک ماه یا در یک سال اشاره شده اما در یک روایت صحیح السند از امام صادق(ع) از کتاب بحار ج52 ص210 که به نقل از کتاب غیبت طوسی بوده است چنین فرموده اند:


<< مصری و یمنی قبل از سفیانی قیام می کنند>>


حال که بسیاری از نشانه ها و انقلاب هاب قبل از ظهور به تحقق رسیده است و روایات حاکی از بسیار نزدیک بودن ظهور به انقلاب زمینه ساز ظهور بوده ،می توان فصل بعد از  انقلاب یمن را با خروج سفیانی و مرگ ملک عبدالله در عربستان همسو دانست و هر لحظه منتظر خروج سفیانی در خاورمیانه و در منطقه اردن یا سوریه ویا لبنان بود.


به نظر بنده این روایات نباید ما را از راه اصلی که آمادگی برای تحقق یافتن وعده الهی باشد به راه غیر اصل برده و بتوانیم باسعی  بیشتر به خود سازی نفس خویش ،برای در رکاب بودن آن حضرت نزدیکتر سازیم.



اللهم عجل الولیک الفرج


ظهور تدریجی امام زمان وانقلاب یمن

آغاز ظهور تدریجی امام زمان و انقلاب یمن در ماه رجب:

 

روایات متعددی از اهل بیت (ع) درباره انقلاب اسلامی و زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (ع) در یمن وارد شده است که برخی از آن ها صحیح السند هستند ، که حتمی بودن وقوع این انقلاب را تصریح می کند و آن را درفش هدایت و زمینه ساز قیام حضرت مهدی و یاری کننده آن حضرت توصیف می کند . و وقت آن را همزمان با خروج سفیانی در ماه رجب یعنی چند ماه قبل از ظهور حضرت مهدی (ع) و پایتخت آن را صنعا معرفی می کند.

 

نوشته بالا از کتاب عصر ظهور آقای کورانی در صفحه 157 استخراج شده که برای 20 ،25 ساله گذشته بوده است.

 

 

بشارت ظهور به نقل از آیت الله بهجت: مراقب اوضاع یمن باشید

 آیت الله صدیقی به نقل از آیت االه بهجت (ره): مراقب اوضاع یمن باشید  و جرقه ای که در یمن می خورد با ظهور در ارتباط است و ما باید خودمان را برای ظهور آماده کنیم.

از مطالب بالا و گفته های بزرگان می توان این انقلاب را به احتمال قوی همان انقلاب گفته شده در روایات منطبق دانست و تا روزهای آینده که به ماه رجب نزدیک می شویم منتظر پیروزی بزرگ مسلمانان و زمینه سازان انقلاب حضرت مهدی (ع) در یمن وپایتخت آن صنعا باشیم .و آخرین پازل های تحقق یافتن ظهور در حال کامل شدن باشد و خود را در چند قدمی ظهور ببینیم.

 

طبق اکثر روایات ظهور امام زمان بصورت تدریجی بوده و به مدت 6 یا 14 ماه قبل صورت خواهد گرفت که در این مدت عده ای ظهور امام زمان را تایید و اکثریت آن را رد می کنند.

 

از  بعضی روایات اینگونه به نظر می رسد  که امام (ع) بعد از خروج سفیانی در رجب ظاهر و آنگاه تا هنگام ظهور خویش در محرم نهان می گردد...

از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:

 

(( قائم قیام نمی کند مگر آنکه 12 نفر ، همگی اتفاق بر یک سخن کنند و گویند او را دیده اند اما آنها را تکذیب می کنند))

 

بنظر می رسد که آنان مردانی راستگو باشند  که مردم به علت نهان بودن امام آنها را تکذیب می کنند.

 

 

 

جبهه گیری های اشتباه سیاست مداران :

 

و اما صحبت هایی که این چند روزه در برخی از رسانه ها بابت شروع تدریجی ظهور امام زمان از خرداد ماه انجام شده است به علت همین تطبیق روایات می باشد که منصوب به فرد خاصی در دولت محترم می دانند که با این مساله نباید به صورت سیاسی برخورد کرد . و اما می توان به بیتی از شعر امام بزرگوار امام خمینی (ره) اشاره کرد که می گوید...

 

روزها می گذرد و حادثه ها می آید       انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

 

 

در بعضی مواقع در جامعه آنقدر چهره ای سیاسی را نا به حق به چالش و نقد می کشانیم که هر مساله انحرافی را به آن چهره منصوب می دانیم. همانطور که در اوایل انقلاب صحبت های نا به حقی به شخصیت بزرگوار شهید بهشتی منصوب می کردند که بعد از شهادت آن بزرگوار ، پی به شخصیت بزرگوار ایشان برده شد. واما حال بدون آنکه از شخصیت دینی چهره خاصی در سیاست با خبر باشیم، تمام انحرافات را به او منصوب می کنیم.

اکثریت به اشتباه این مسائل را به مسائل سیاسی مربوط ساخته و ما را از محور اصلی جدا کرده اند.

اگر قرار بود که ما شیعیان از زمان ظهور امام زمان (ع) چیزی ندانیم ، این همه روایات از اهل بیت به ما نمی رسید که ظهور امام چه موقعی بوده و چگونه تحقق خواهد رسید. پس حال که خیلی از اتفاقات را می توان منطبق بر روایات دانست و از نزدیک بودن ظهور خبر داد باید بیش از هر وقت خود را آماده ساخته تا در امتحانات قبل از ظهور سر بالا آورده و از نزدیکان آن حضرت باشیم.

شهید بی سر

شهید بی سر....

بدون شرح.....


ما و شهیدان

ما نشان در بي نشاني داشته ايم
بي نشاني در شهيدان يافته ايم

ما سبكروحان عاشق را به شوق
بس هوائي تر ز مرغان ديده ايم

ما ز فكه تا كه مجنون تا شلمچه
آيه آيه نور ايمان يافته ايم

ما ز قامت هاي چون سرو شهيدان
يك پلاك و استخواني جسته ايم

ما وطن را سبزه سبزه پر ز گل
از نثار خون ياران داشته ايم

ما ز مكتب هاي بي پايه اساس
مكتب سرخ شهيدان خواسته ايم

ما به راه مكتب و آئين خود
باكري ها صد هزاران داده ايم

پيكر خونين اگر چه بي سر است
ليكن اين سر را به پيمان داده ايم

كعبه ما نام پر فيض شهيد
ما طواف بر گرد خوبان كرده ايم

چون ذبيح، پيمان بي سر بسته ايم
با خليل همره به قربان رفته ايم

كوچه ها زينت به نام هر شهيد
دل خوشي با نام آنان بسته ايم

اين پلاك و استخوان از آن كيست
كز نسيمش دل نه جان داده ايم

بي نشان مائيم در اين ظلمتكده
در هوس افتاده و جان داده ايم

اي به قربان شما آلاله ها
با علي تا مرز مردن مانده اي

شهیدی که در گور خندید....

بیداری در قلب اروپا(پیش بینی مقام معظم رهبری)

سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 16 اردیبهشت سال 90:


ايشان حركت بيداري كنوني در غرب آسيا و شمال افريقا را امتداد حركت عظيم ملت ايران خواندند و تأكيد كردند: اين حركت بيداري قطعاً تا قلب اروپا پيش خواهد رفت و ملتهاي اروپا بر ضد سياستمداران و زمامداران خود كه آنها را تسليم محض سياستهاي فرهنگي و اقتصادي امريكا و صيهونيستها كرده اند، به پا خواهند خواست.
رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد به اینکه این بيداري در اروپا حتمي است، خاطرنشان كردند: بيداري كنوني، عمق حركت عظيم ملت ايران است و اگر بخواهيم اين حركت با همين شتاب و قدرت ادامه پيدا كند، بايد ضمن شكوفا كردن استعدادها و تربيت انسانهاي مقاوم، ايمان، بصيرت، آگاهي و دانش را تقويت و اتحاد و انسجام را مستحكم تر كنيم.



و اما پس از گذشت 20 روز کمتر:........



کشور اسپانیا پس از انگلیس، فرانسه، یونان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، چندمین کشور اروپایی است که دستخوش ناآرامی و اعتراض می‌شود. این کشور در گذشته اندلس خوانده می‌شد و جزئی از قلمرو امپراطوری بزرگ اسلامی به حساب می‌آمد.
به گزارش جهان به نقل از روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست، هزاران جوان اسپانیایی در قلب شهر مادرید، پایتخت این کشور بر ضد دولت این کشور و سیاست‌های اقتصادی آن دست به تظاهرات زدند.
این تظاهرات که در میدان "پورتا دل سول" و بر ضد تمامی احزاب سیاسی و سیاست‌های کلان اقتصادی انجام می‌شود، از سوی برخی منابع خبری به تجمع مردم مصر در میدان تحریر قاهره تشبیه شده است. مردم مصر در میدان تحریر رژیم حسنی مبارک را سرنگون کردند.
خبرگزاری‌ها خبر داده‌اند که پلیس اسپانیا در برخوردی خشن با جوانان معترض اسپانیایی برخی از تظاهرکنندگان را مجروح ساخته است. این تظاهرات بزرگ‌ترین اعتراض ضدحکومتی در اسپانیا از سال ۲۰۰۸ به این سو است.
کشور اسپانیا پس از انگلیس، فرانسه، یونان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، چندمین کشور اروپایی است که دستخوش ناآرامی و اعتراض می‌شود. این کشور در گذشته اندلس خوانده می‌شد و جزئی از قلمرو امپراطوری بزرگ اسلامی به حساب می‌آمد.


اسپانیا یکی از عقب‌مانده‌ترین کشورهای اروپایی از نظر اقتصادی است که به همراه پرتغال، ضعیف‌ترین اقتصاد را در اتحادیه اروپا داراست.


پیش‌تر بسیاری از صاحب نظران و بالاخص رهبر معظم انقلاب اسلامی از رسیدن موج بیداری به قلب اروپا برای رهایی از ظلم و ستم حاکمان و رژیم‌های استکباری و سرمایه‌داری خبر داده بودند. مقام معظم رهبری پیش‌تر فرموده بودند که حرکت بیداری قطعا به قلب اروپا خواهد رسید.

یکی از مرموزترین نقاط دنیا(روستای ایستای طالقان)

روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش در زمان توقف کرده اند.


سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهنهایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند.

نه تنها شبها پای تلویزیون نمی نشینند که به شب نشینی هم اعتقادی ندارند. عروسی و عزا ندارند و مراسمی چون جشن تولد، سالگرد ازدواج و... برای آنان معنا و مفهومی ندارد.

مهمان نواز هستند به شرطی که احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور که تا کنون کسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. متمول هستند و از طریق فروش زمینهای پدریشان در تبریز روزگار می گذرانند.

شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به حساب نمی آیند. هیچگونه خدمات دولتی را دریافت نمی کنند.


جایی که هرگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند:


اینجا ایستا است؛ مرموزترین روستای ایران! جایی که هیچگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند و بدون آب لوله کشی، گاز، برق، درمانگاه، ماشین آلات، وسایل ارتباطی و ... زندگی می کنند.

گروهی از پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی، فقیه مشهور دوره مشروطه که با الهام از آرای تجددستیز او چنین زندگی را در زمانه تسلط مدرنیته سامان داده اند.

میرزا صادق مجتهد تبریزی از فقهایی بود که در هر دو حیطه نظر و عمل، بسیار بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاورد هایش تاکید می کرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا می داد.

اهالی روستای ایستا واقع در شرق طالقان اوقات شرعی نماز را با شاخصه های خود استخراج کرده و آغاز و پایان ماه مبارک رمضان را نیز با رویت خویش تعیین می کنند، به رویای صادقانه معتقدند، آنان به شدت منتظر ظهور امام مهدی (عج) هستند.

فرزندان آنان بعد از رسیدن به سن تکلیف مختارند که با آنان زندگی کنند یا به شهر تبریز بازگردند، هیچگونه فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته و باورهای خود را تبلیغ نمی کنند.


اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند:


اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله کشی، گاز، برق، تلفن، رادیو و تلویزیون و... استفاده نمی کنند.

کودکان آن روستا به سبک سنتی و مکتب خانه ای با فراگیری دروسی همانند واجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید سواددار می شوند.

ساعت مچی و دیواری در محل زندگی "اهل توقف" وجود ندارد و سیمان و آهن در معماری خانه های آنان به کار نرفته است.

آنان به نحو اسرارآمیزی از مردم فاصله می گیرند و کمتر کسی را به خانه خود راه می دهند.

از هر نوع مظاهر مدرنیته و تکنولوژی دوری می کنند و با این عزلت گزینی و انتخاب زندگی رهبانی، هاله ای از شایعات و سخنان عجیب را در اطراف خود پراکنده اند.

اهالی بومی طالقان که به درستی نمی دانند اینان از کجا آمده اند و چه مرام و مسلکی دارند، گاه آنان را اسماعیلی مذهب و زمانی دراویش ترک دنیا گفته قلمداد می کنند که در انتظار ظهور امام مهدی (آخرین پیشوای شیعیان) هستند...

تشرف امام خامنه ای به محضر امام زمان (ع)

تشرف امام خامنه ای به محضر امام زمان (ع)


سخنان آیت الله احدی که از فایل صوتی تبدیل به متن شده است.


طلبی را به شما عرض میکنم شاید نشنیده باشید .جناب آقای صدیقی شب فاطمیه روی منبر در بیت ایشان ( بیت رهبری ) که آقای رییس جمهور نشسته بود،آقای هاشمی بود ، سران مملکتی بودند ، قوه قضاییه ، همه بودند.آقای صدیقی روی منبر این مطلب را گفتو آن را نتوانست تمام کند .همین که خواست تمام کند فریاد گریه جمعیت و حضار بلند شد .

دیدند این جمعیت بسوی آقا دارند حمله میکنند که به عنوان تبرک به ایشان دست بزنند .آقا را بردند و دیگر نتوانستند جمعیت را اداره کنند .

وآن مطلب این بود :


من همه ساله مکه که میرفتم قبل از رفتن به مکه به محضر آیت الله بهاءالدینی میرسیدم و توصیه میخواستم از ایشان.ایشان به من توصیه هایی میکرد و من این توصیه ها را در سفر مکه عمل میکردم . بعدهم که داشتم میامدم ، یک عمامه ای یا چیزی را برای ایشان هدیه میخریدم .

این دفعه که رفتم محضر ایشان این مطلب را فرمودند :

شما وقتی که میروید مسجدالنبی از قسمت جنوب شرقی مسجد ، از آن قسمت هفت قدم میاید به جلو و قسمت بعدی را هم گفت که من نمیتوانم دقیق به شما بگویم . به خاطر اینکه ایشان این را به ودیعت پیش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد

وقتی که قدم زدی آمدی جلو رسیدی به آنجا ،آنجا بنشین و این ذکر سبعه را بگو. این ذکر را که گفتی انشاءالله به حوائجت خواهی رسید .

ذکر سبعه عجیب است ، علامه حسن زاده آملی بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذکار سبعه را دارد که اینها را از آسید علی آقا قاضی گرفتند . ذکر سبعه واقعاً یک ذکریست که معجزه میکند در نفس انسان عجیب معجزه میکند .

آقای صدیقی می گوید ، عرض کردم: آقای بهاءالدینی چه وجهی دارد که من باید آنجا بنشینم و این اذکار سبعه را بگویم. چه وجهی دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش میدهند همه دارند دقت میکنند آقای صدیقی چه میخواهد بگوید .

گفت : وجهش این است که دارم به شما میگویم فقط پیش شما بماند .

وقتی که حضرت زهرا سلام الله علیها آمد برای دفاع از علی ابن ابیطالب علیه السلام بدنش خون آلود بود وقتی که آمد ، که داخل مسجد وارد نشد وقتی که برگشت دیگر توان از او رفت دیگر به گونه ای شد که میخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فکر میکنم که آن مکان به خون فاطمه سلام الله علیها رسیده است . آنجا حاجتتان را بخواهید .

فریاد گریه جمعیت بلند شد

بعد آقای بهاء الدینی میگوید : این کار را انجام بده .

ایشان میگوید

من رفتم اینکار را انجام دادم حالا تو نگو آقای بهاء الدینی خودش هم نظر دارد ، نیت دارد ، یا حاجتی دارد .چون خودش مشرف نمی شود .

حالا جالب این است که حضار دارند به آقای صدیقی توجه می کنند ازاعیان شخصیتی مملکت ، و هم آقایانی که شرکت کننده بودند ، ایشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را می گوید.

گفت : من رفتم مدینه همین کار را انجام دادم ، بعد از این رفتم مکه دیدم از بلند گو صدا میزنند : آقای صدیقی دوباره بروند مدینه . من دوباره رفتم مدینه ، چند روزی مدینه ماندم ، وقتی برگشتم به ایران یک عمامه ای خریده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسیدم، تا سلام علیک کردم بدون اینکه حرفی بزنم ،

حاج آقا بهاء الدینی فرمودند:

میدانی ثمره ذکر امسال چه بود ؟

گفتم : نه

گفت : نمیدانی ثمره ذکر امسال چه بود ، نگرفتی؟

گفتم : نه

فرمود :امسال ثمره ذکر شما یکی این بود که شما دو بار آمدید مدینه،

گفتم شما مطلعید من دو بار امسال آمدم مدینه .

گفت : بله آنجائی که نشسته بودید ذکر می گفتید در آنجا با تو بودم.

این نوارش دربیت آقا هست،دم در که می فروشند ، نوار سه سال قبل فاطمیه

بعد برگشت و گفت :

ثمره دوم اینجا بود :

که تا گفت مجلس به هم پاشید اینقدرمردم به خودشان زدند وگریه کردند که آقا تشریف بردند ؛ دیدند که دیگر نمی شود جمعیت را اداره کرد .

فرمودند : ثمره دوم این بود که آن نیتی که من میخواستم ، به آن نیت رسیدم ، و آن این بود:


که امسال مقام معظم رهبری به دیدارامام زمان نائل آمد .

آرزویی نزدیک

بدون شرح....

صفحه نخست کیهان در فردای ظهور...



برای دیدن کامل صفحه کلیک کنید

سامرا بوی مهدی فاطمه را زنده می کند

سفرنامه عشق 1

سامرا بوی مهدی فاطمه را زنده می کند

 

صبح جمعه بود تاریخ 12 فروردین سال 90 ، شاید تلخ ترین صبح جمعه ای بود که تا به اون روز تجربه کرده بودم...

دلیلش جدایی از جایی بود که همیشه تو خواب اونجارو می دیدم، اما تو واقیعت 3 رو اونجا مهمون بودم و حالا می خواستم از اونجا دور بشم.

اونجا کربلا بود.

شب قبلش که شب جمعه بود از ساعت 11 تا 3 نصف شب کنار ضریح شیش گوشه امام حسین بودم و از ساعت 3 تا نماز صبحم تو حرم حضرت عباس....

بگذریم که چه شبی بود اون شب وبمونه تو سری مطلب های دیگر سفرنامه عشق.

به هر حال دیگه از کربلا داشتیم دور می شدیم و غربت سنگینی رو دلم نشسته بود.

اصلا حواسم نبود مقصد بعدی کجاست.

حدود 4 و 5 ساعت تو راه بودیم تا اینکه به یه شهری شبیه خرابه رسیدیم ، با تعجب از اطرافیام پرسیدم که اینجا کجاست؟

 که گفتن.. سامرا

از اتوبوس پیاده شدیم تا بریم سمت حرمین شریف. بوی خاک همه جا رو گرفته بود. صدای موتور سه چرخه هایی که زائرارو تا حرم می بردن تو گوش آدم جای صدای دیگه ای و نمی گذاشت.

وقی نزدیکتر شدیم احساس کردم گنبد مطهر حرمین امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) به چشمم خورد.



همون لحظه بود که یاد غربت امام زمان افتادم که تا حالا فکر می کردم از عاشورا شروع شده و تا گناهای بی حد و اندازه ما شیعه هاش تموم میشه.

اما همیشه غافل بودم از سامرایی که بوی مهدی فاطمه رو تو لابه لای کوچه های خرابش نگه داشته و صدای گریه مادر سادات و میشه همون جا با گوش دل شنید.

گنبدی که فقط خاک و بود آثار بمب های کینه توزان امام حی و زنده که با عقل های ناقصشون فکر می کنند با این کارا دل مهدی فاطمه رو بسوزونند.

وقتی به حیاط حرم رسیدیم دست چپ نگاهم به جایی افتاد که اسمش سرداب امام زمان بود که با 28 پله ای که به سمت پای می رفت به جایگهی می رسیدیم که امام تو اونجا غیبت صغری شون شروع شده بود.

حدودا ساعت نزدیک 12 بود و اذان ظهر جمعه.... اصلا فکرشو نمی کردم ظهر جمعه ای بتونم کنار حرم پدر و مادرو پدر بزرگ امام زمان و سرداب و محل تولد امام زمان باشم.

شاید اون حس حظوری که می تونستم نسبت به امام زمان تو شب جمعه کربلا حس کنم ، اینجا خیلی بیشتر حس می کردم و هر لحظه به دنبال مردی می گشتم که 1400 سال غربت و تو چشماش میشه دید.

از همه بیشتر این من و می سوزوند که به جای ضریح فقط پارچه ای بیش دور آرامگاه مقدسشون نبود.

وحال هروقت حرفی از غربت امام زمان به گوشم می خوره... به جز رنج های حضرت زینب(س) و عاشورا ودختر سه ساله و شیر خوار 6 ماهه.... فکرو دلم به سمت سامرا هم می رود.

من تازه می فهم که سامرا بوی غربت مهدب فاطمه را می دهد و بی دلیل نیست که دیگر هیچ گیاه ودرختی در آنجا رشد نمی کند و سبز نمی شود.

سامرا بوی مهدی فاطمه می دهد.



سعید پارسایی زاده

سال 1390 یا 1433 یا 2012 سال ظهور؟

سال 1390 یا 1433 یا 2012 سال ظهور؟


بشارتهای بزرگ ظهور در سوره 12 ، جزء 12 قرآن کریم

آیا می توان گفت سال .... سال ظهور است؟

!

با سلام و درود به محضر تمامی خوانندگان عزیز

و تشکر از زحمات عزیزانی که در یافتن بشارتهای سوره یوسف همکاری فرمودند.

(رویای جالبی مبنی بر وجود بشارتهای ظهور در سوره یوسف)

(عزیزان برای درک قسمتهای مهم مطلب حتما باید مقدمات را مطالعه فرمایند)

ما مطالب را در چند بخش به حضور شما ارائه خواهیم داد:

۱- اشارات سوره یوسف پیامبر به امام زمان(عج)

۲- تطبیقی جالب و عجیب میان آیات سوره یوسف و مقدمات ظهور امام زمان(عج) ( انقلاب اسلامی)

۳- بشارتهای ظهور موجود در سوره یوسف

البته قابل ذکر است که با وجود شباهتهای زیاد ، تفاوتهایی نیز میان داستان زندگی این دو انسان الهی وجود دارد و ما نباید انتظار داشته باشیم که تمام قسمتها دقیقاً بر هم منطبق باشد ، شباهتهای مهمی که وجود دارد ، در کلیات است.

اشارات معنادار در سوره یوسف

به امام زمان(عج) :

داستان حضرت یوسف نمونه کوچکی از داستان امام زمان (عج) است؛ زیرا سوره یوسف با بسم الله، ۱۱۲ آیه دارد و سوره دوازدهم قرآن است و نیز در جزء دوازدهم آمده است. همچنین حضرت یعقوب (ع)دوازده پسر داشته است. علمای تجوید می گویند که 12 رکن یا 12 فصل در این داستان وجود دارد که همه این اعداد برای ما معنی دار و زیباست و ما را به امام عصر (عج) رهنمون می سازد.


نماد سازی برای درک بهتر

ما برای درک بهتر شباهتها و استخراج بشارتهای ظهور ، ارکان اصلی سوره یوسف را نماد سازی کرده ایم :

حضرت یوسف(ع) : نماد امام زمان(عج)

حضرت یعقوب (ع) : نماد منتظران واقعی امام زمان(عج) ( شیعیان خالص ، صالحان ، محرومین و مستضعفین که در انتظار منجی عالم بشریت هستند)

جناب بنیامین : نماد مقام معظم رهبری(مدظله)(ولایت فقیه – معشوق منتظران امام زمان در دوران غیبت)

توضیح : بعد از غیبت و فراق یوسف ، یعقوب نبی بعنوان نماد منتظران امام زمان(عج) به بنیامین علاقه و دلبستگی زیادی پیدا کرد و در واقع بنیامین جانشین یوسف بود در غیبتش ، مانند ولایت فقیه که در زمان غیبت ، جانشین امام زمان(عج) است و منتظران مهدی(عج) به او دلبسته اند که در زمان کنونی مقام معظم رهبری(مدظله) است.

برادران جفاکار یوسف : خواص بی بصیرتی که در جامعه دینی و اسلامی فتنه انگیزی می کنند

توضیح : برادران یوسف با وجود قدرت و منزلتی که داشتند و انتظار می رفت یار و یاور یوسف در رسالتش باشند ، به جای مساعدت و همکاری در تبلیغ دین ، در حق او ظلم کردند و او را به غیبتی طولانی دچار نمودند و علت غیبت و تداوم آن نیز دقیقا همین است ، دنیاطلبی خواصی که انتظار می رود دین خدا را یاری کنند و گمراهی عوام بواسطه عملکرد بد خواص.

(حضرت یعقوب نماد منتظران امام زمان(عج)، صالحان و مستضعفان)

(مقام معظم رهبری(مدظله) ، نائب المهدی(عج)

همچنانکه یعقوب نبی در غیاب یوسف دلبسته بنیامین بود

منتظران امام زمان(عج) نیز در زمان غیبت دلبسته نائب او هستند)

(برادران جفاکار یوسف ، نماد خواص بی بصیرت و فتنه گر)

مراحل مختلف غیبت تا ظهور حضرت یوسف(ع)

با نگاهی کوتاه در زندگی حضرت یوسف ، چند مرحله را در غیبت او می توان در نظر گرفت

۱- غیبت صغری : اسارت یوسف در چاه کنعان ( با وجود اینکه یوسف در چاه در کنعان و در جوار یعقوب نبی بود از دیده ها نهان بود)

۲- غیبت کبری : از چاه کنعان تا انتهای دوران زندان مصر

۳- ظهور صغری : خلاصی از زندان و عزیزی مصر تا معرفی خود به برادران : ( در این مرحله به تدریج نام و آوازه یوسف عالمگیر شد و حتی به کنعان هم رسید ، همه با او آشنا بودند ولی حقیقت را نمی دانستند )

۴- ظهور کبری : در این مرحله حضرت یوسف خود را معرفی کرد و حقیقت آشکار شد.

مراحل مختلف غیبت و ظهور امام زمان(عج) :

۱- غیبت صغری

۲- غیبت کبری

۳- ظهور صغری: بسیاری از محققین و بزرگان اعتقاد دارند که آغاز نهضت بزرگ شیعیان ایران از سال ۴۲ که در روایات شریف با نام زمینه سازان ظهور در مشرق زمین مورد اشاره قرار گرفته است ، به منزله ظهور صغری امام زمان(عج) می باشد. که در روایتهای متعددی از جمله روایتی جالب از امام علی(ع) این ظهور صغری از مشرق زمین بیان شده است :

امام علی (ع) : « ... و ظهور او از مشرق خواهد بود »

آیت الله مکارم شیرازی : ما در ظهور صغری امام زمان(عج) قرار داریم. (سال ۸۰)

( آغاز انقلاب تاریخی شیعیان ایران از مشرق زمین که بنا بر روایات زمینه ساز ظهور امام زمان(عج) و به تاکید بزرگان ظهور صغری امام زمان(عج) می باشد)

۴- ظهور کبری : آغاز قیام و انقلاب جهانی امام زمان(عج)

تطبیقی جالب و عجیب میان آیات سوره یوسف

و روند شکل گیری انقلاب اسلامی

( بعنوان ظهور صغری امام زمان(عج))

با توجه به اینکه هدف ما استخراج بشارتهای ظهور امام زمان(عج) در سوره یوسف است آیاتی را که آزاد شدن یوسف از زندان مصر( آغاز ظهور صغری یوسف) را مورد اشاره قرار داده اند بررسی و کنکاش می کنیم :

آغاز ظهور صغری یوسف با خواب عجیب پادشاه مصر

آیه ۴۳ : وَ قَالَ الْمَلِک إِنى أَرَى سبْعَ بَقَراَتٍ سِمَانٍ یَأْکلُهُنَّ سبْعٌ عِجَافٌ وَ سبْعَ سنبُلَتٍ خُضرٍ...

پادشاه گفت: «من در خواب دیدم هفت گاو چاق را که هفت گاو لاغر آنها را مى‏خورند; و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده...

این آیه به بیان خواب سرنوشت ساز فرعون مصر که باعث خلاصی یوسف از زندان و رسیدن به عزیزی مصر می گردد ، می پردازد ( فرعون مصر هفت گاو فربه و لاغر و .... در خواب دیده و در ادامه ماجرا ، تعبیر این رویا توسط یوسف موجب خلاصی یوسف از زندان و آغاز دوران عزت و شوکت او گردید)

آغاز ظهور صغری امام زمان(عج) با شروع قیام شیعیان ایران

سال ۴۲ : آغاز نهضت بزرگ مردم ایران که به اذعان بسیاری از بزرگان آغاز ظهور صغری امام زمان(عج) قلمداد می شود.


رهایی قبیله یعقوب از قحطی و مشکلات و ورود به حکومت یوسف

آیه ۵۸: وَ جَاءَ إِخْوَةُ یُوسف فَدَخَلُوا عَلَیْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنکِرُونَ

برادران یوسف (در پى مواد غذایى به مصر) آمدند; و بر او وارد شدند. او آنان را شناخت; ولى آنها او را نشناختند.

ورود برادران یوسف به مصر برای تهیه گندم و آذوقه ( نجات از خشکسالی ، مشقت و سختی ها و ورود به سرزمین و حکومت یوسف )

رهایی شیعیان ایران از مشکلات ظلم و جور و طاغوت و ورود به حکومت اسلامی

سال ۵۷ : پیروزی انقلاب و آغاز حکومت اسلامی شیعیان ایران و نجات از ظلم و مشقت دوران ستم شاهی


آشنایی بنیامین با حضرت یوسف(ع)

آیه ۶۹ : وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلى یُوسف ءَاوَى إِلَیْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنى أَنَا أَخُوک فَلا تَبْتَئس بِمَا کانُوا یَعْمَلُونَ

هنگامى که (برادران) بر یوسف وارد شدند، برادرش را نزد خود جاى داد و گفت: «من برادر تو هستم، از آنچه آنها انجام مى‏دادند، غمگین و ناراحت نباش!»

بنیامین وارد مصر شده و برادرش یوسف پیامبر را می شناسد و تحت حمایت او قرار می گیرد.

آغاز ولایت مقام معظم رهبری(مدظله)(بعنوان نائب امام زمان(عج))

سال ۶۸ : آغاز دوران ولایت مقام معظم رهبری(مدظله) و در واقع به اذعان بزرگان از این سال مقام معظم رهبری(مدظله) بعنوان جانشین و نائب عام امام زمان(عج) می باشد و بعنوان ولی فقیه تحت حمایت و نظر خاص حضرت مهدی(عج) قرار گرفتند.


آغاز فتنه بزرگ و مکر الهی و متهم شدن بنیامین

آیه ۷۶ : فَبَدَأَ بِأَوْعِیَتِهِمْ قَبْلَ وِعآءِ أَخیهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعآءِ اخیه .....

در این هنگام، (یوسف)قبل از بار برادرش، به کاوش بارهاى آنها پرداخت; سپس آن را از بار برادرش(بنیامین) بیرون آورد...

تهمت دزدی به یوسف و بنیامین و سرزنش و تخریب یوسف و بنیامین توسط برادران (خواص فتنه گر و دنیاطلب). (برادران یوسف گفتند عجیب نیست اگر بنیامین دزدی کرده باشد! برادرش یوسف نیز سالها پیش دزدی کرده بود!)

آغاز فتنه بزرگ و شروع تخریب و متهم شدن مقام معظم رهبری(مدظله)

سال ۷۶ : آغاز فتنه بزرگ منافقین در دوم خرداد و شروع حملات پیدا و پنهان و اتهام زنی خواص فتنه گر و دنیاطلب به ولایت فقیه و مقام معظم رهبری(مدظله) و تلاش برای ریشه کن کردن اسلام انقلابی و البته سکوت معنادار عده ای دیگر از خواص!

از سال ۷۶ جریان نفاق با شعارهای زیبا قدرت را به دست گرفت و قدم به قدم پیشروی کرد ولی دوست و دشمن همه می دانستند که اصلی ترین هدف جریان نفاق تخریب ستون اصلی نظام یعنی ولایت فقیه است.


رویگردانی یعقوب از برادران یوسف

و موج جدید انتظار یوسف و گریه بر او

آیه ۸۴ : وَ تَوَلى عَنهُمْ وَ قَالَ یَأَسفَى عَلى یُوسف ......

و (یعقوب) از آنها(برادران یوسف) روى برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!»....

بعد از ماجرای مصر و مورد تهمت قرار گرفتن بنیامین و سرزنش و تهمت برادران ، حضرت یعقوب(نماد منتظران) از پسران خود( نماد خواص فتنه گر) رو گردانید و بار دیگر توجه و عشق یوسف در او شدت گرفت و گریه شدید و ندبه بر یوسف را آغاز کرد.

رویگردانی منتظران از خواص بی بصیرت

و موج جدید توجه به مهدویت و انتظار

سال ۸۴ : رویگردانی منتظران واقعی امام زمان(عج) ( خواص بصیر و مستضعفان و محرومان که مانند یعقوب نبی در داستان یوسف هستند) از خواص بی بصیرت در انتخابات 84 و برخواستن موج تازه توجه به امام زمان(عج) بعد از انتخاب دکتر احمدی نژاد در کشور

(رویگردانی مردم از خواص بی بصیرت در سال ۸۴ و انتخاب مردی که گفتمان مهدویت را زنده کرد)

( رویگردانی منتظران امام زمان(عج)( صالحان مستضعیفن و محرومین) از خواص بی بصیرت و فتنه گر در سال ۸۴)

همچنین در آیه 85 مورد ملامت قرارگرفتن یعقوب بعنوان نماد منتظران امام زمان(عج) را شاهدیم که در زمان ما در سالهای 85 و 86 برخواستن امواج تهمت و ملامت منتظران امام زمان(عج) و در راس آنها دکتر احمدی نژاد را شاهد بودیم که با انواع تهمت و تخریب ها در عرصه مهدویت صورت گرفت.( مانند تهمت انجمن حجتیه ای بودن دکتر یا مسئله بشقاب غذا یا جانماز خالی و ....)


برخواستن موج جدید جستجوی یوسف و امید وصالش

آیه ۸۷ : یا بَنىَّ اذْهَبُوا فَتَحَسسوا مِن یُوسف وَ أَخِیهِ وَ لا تَایْئَسوا مِن رَّوْح اللَّهِ...

ای فرزندان من در جستجوی یوسف برآئید و از رحمت خداناامید نشوید...

برخواستن موج جدید انتظار و بشارت ظهور امام زمان(عج)

سال ۸۷ : افرادی که در عرصه مهدویت مخصوصا بشارت نزدیکی ظهور فعالند می دانند که بعد از فروکش کردن عطش ظهور در سال 81 بار دیگر این موج قدرتمند در سال 87 با بشارتهای مختلف بزرگان از جمله مقام معظم رهبری(در پیام حج 87 ، عید فطر و ...) ، سید حسن نصرالله ( در روز قدس ) آیت الله مکارم شیرازی ، بشارتهای مکرر دکتر احمدی نژاد در تریبونهای سراسری و نقل قول معروف آیت الله بهجت اوج و رونق گرفت( هرچند این نقل قول در سال 82 توسط آیت الله ناصری بیان شده است ولی عملا در سال 87 به طور گسترده ای منتشر شد)

( عید فطر ۸۷ و بشارتهای مکرر مقام معظم رهبری(مدظله) به نزدیکی ظهور)

(من با اطمینان کامل می گویم که تحقق کامل وعده الهی(ظهور) برای تمدن نوین اسلامی در راه است)

مقام معظم رهبری(مدظله) - پیام حج ۸۷


غم و محنت و اضطرار بزرگ قبیله یعقوب

آیه ۸۸ : فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قَالُوا یَأَیهَا الْعَزِیزُ مَسنَا وَ أَهْلَنَا الضرُّ .........

هنگامى که آنها بر او ( یوسف) وارد شدند، گفتند: «اى عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتى و ضر فرا گرفته.....

بروز اضطرار و مشکلات و ناراحتی فراوان برای قوم یعقوب و درخواست بخشش و ترحم توسط برادران یوسف( و تصدق علینا... به ما رحم کن (و ببخش) و صدقه بده)

دستگیری بنیامین ، و در مصر ماندن لاوی(پسر دیگر یعقوب) و موج تازه گریه بر یوسف باعث کوری چشمان یعقوب شد و این بلاها در کنار انواع بلاهای دیگر بود از خشکسالی و قحطی و گرسنگی!

بحرانها و آشوبهای بزرگ در حکومت منتظران امام زمان(عج) در سال 88

سال ۸۸ : بروز انواع فتنه و بحران ها و مشکلات برای انقلاب اسلامی توسط خواص فتنه گر و درخواست ببخشش و ترحم توسط خواص خطاکار

آشوب و اغتشاش در کنار هتک حرمت مقدسات در سال ۸۸ در سرزمین منتظران امام زمان(عج) ، دلهای ملتهای مستضعف و همچنین منتظران امام زمان(عج) را غرق در غم و اندوه کرد.

( فتنه ، بحران و مشکلات در سال ۸۸ برای شیعیان ایران ، ذوق زدگی و خوشحالی دشمنان)


یوسف برادران خطاکار را توبیخ می کند

آیه ۸۹ : قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسف وَ أَخِیهِ إِذْ أَنتُمْ جَهِلُونَ

گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!»

محاکمه و توبیخ برادران یوسف(خواص بی بصیرت) و ذلت و شرمندگی آنها

سال ۸۹ : شاید اتمام فتنه خواص بی بصیرت با محاکمه و عذرخواهی یا ذلت و نابودی آنها


ابهام در آخرین و مهمترین مرحله!

ظهور کبری!!

آیه ۹۰ و ۹۹

آیه ۹۰: قَالُوا أَ ءِنَّک لاَنت یُوسف قَالَ أَنَا یُوسف وَ هَذَا أَخِى .....

گفتند: «آیا تو همان یوسفى؟!» گفت: «(آرى،) من یوسفم، و این برادر من است!...

در این آیه شریفه یوسف پیامبر خود را برادران و مردم مصر معرفی می کند

و چقدر این فراز شبیه لحظه ظهور حضرت مهدی(عج) است آنگاه که با تکیه بر دیوار کعبه می فرماید :

یا اهل العالم انا بقیه الله ...

و خود را به جهانیان معرفی می نماید!

البته می توان این واقعه مهم را برای آیه ۹۹ نیز در نظر گرفت

فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى یُوسف ءَاوَى إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَ قَالَ ادْخُلُوا مِصرَ إِن شاءَ اللَّهُ ءَامِنِینَ

و هنگامى که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شوید، که انشاء الله در امن و امان خواهید بود!

هنگام ورود یعقوب و قبیله او به مصر و دیدار با یوسف

نکته جالبی که وجود دارد این است که سالهای ۲۰۱۲ میلادی و ۱۴۳۳ هجری قمری که منطبق بر سال ۱۳۹۰ شمسی می باشد ، از قرنها قبل بعنوان سالهای بسیار مهم مورد پیشگویی قرار گرفته است. هم اینک وحشتی فراگیر (مخصوصا بعد از اکران فیلم ۲۰۱۲ ) کشورهای غربی را فراگرفته است که نشان دهنده توجه جهانیان به این سال مهم است. بسیاری از بزرگان نیز با اشاره از سال ۱۴۳۳ بعنوان سالی که مقدمات اصلی و حوادث مهم ظهور در آن رخ خواهد داد ، نام برده اند. والله اعلم

البته بشارتهای بیشمار علما و بزرگان مخصوصا مقام معظم رهبری(مدظله) مبنی بر نزدیک بودن ظهور و تحرکات سیاسی دشمنان اسلام و وقایع خاورمیانه نشان می دهد که بشریت در آستانه ورود به واقعه مهم ظهور است. انشاالله

برخی از عزیزان گمان می کنند که نه تنها نمی توان تاریخ دقیق ظهور را مشخص کرد ، بلکه امکان تعیین محدوده زمانی برای ظهور نیز وجود ندارد ، در حالی که اینگونه نیست.

مسئله مهمی که وجود دارد این است که درست است که تعیین دقیق زمان ظهور امکان ندارد اما ما هرچه به زمان ظهور نزدیکتر می شویم امکان تعیین محدوه زمانی برای ظهور بیشتر فراهم می گردد. مثلا در هنگام وقوع اولین علامت حتمیه بدون شک می توان تاریخ دقیق ظهور را(شش ماه قبل از ظهور) مشخص کرد.

در آستانه ظهور نیز با آشکار شدن مصادیق ظهور می توان محدوده زمانی برای ظهور مشخص کرد بدون آنکه بتوان تاریخ دقیقی را بیان کرد( چون مثلا اکثر شخصیتهای دوران ظهور طول عمر متعارفی دارند و بعد از ظهور شخصیتهای ظهور ، قطعا ظهور باید در محدوده زمانی مشخصی رخ دهد)

نظر جالب یکی از کاربران عزیز :


به نظر من احتمالا و یا شاید شاید شاید....آیه90 منظور سال 1390(ه.ش)ان شاءالله سال ظهور امام زمان(عج) و آیه99 سال 1399(ه.ش)ان شاءالله سال پیروزی نهایی مستضعفین بر مستکبرین و بر افراشتن پرچم اسلام بر تمام کره زمین می باشد.

نکات مهم :

همانطوریکه عزیزان می دانند به هیچ وجه نمی توان زمان دقیق ظهور را مشخص کرد ، تنها می توان بسیار نزدیک بودن ظهور را درک کرد.

همانطوریکه وقایع در آیات ۴۳ ، ۵۸ ، و ۶۹ زودتر رخ داده اند ، ظهور نهایی نیز شاید زودتر از چیزی که ما می پنداریم ، رخ دهد.

امام زمان(عج) مانند سایر امامان و پیامبران الهی در مقابل جریان نفاق مامور به مدارا و صبر نیست و لذا به امید خدا بزودی جریان نفاق نابود خواهد شد ، همچنانکه شواهد و قرائن نیز این را نشان می دهد.

همانطوریکه آیه ۹۰ نشان می دهد ، در این آیه حضرت یوسف خود را به برادران که در حکم خواص دنیاطلب هستند و مردم مصر معرفی کرده و برای آنها ظهور می کند ، در حالی که در مورد ظهور امام زمان(عج) داریم که حضرت چند ماه قبل از ماه محرم سال ظهور ، برای خواص اهل حق ظهور کرده و در عاشورا قیام و ظهور خویش را علنی می نماید ، آنچه به دست می آید این است که در نحوه ظهور امام زمان(عج) و حضرت یوسف تفاوتهایی وجود دارد و این تفاوت شامل تبیین زمان دقیق ظهور که یکی از مبهم ترین مسائل آفرینش است نیز می گردد.

ما با این بررسی تنها می توانیم به بسیار نزدیک بودن ظهور پی ببریم و با توجه به ابهامات بالا ، تعیین تاریخ دقیق ظهور به هیچ وجه امکان پذیر نمی باشد. آنچه روشن است این است که بتا بر شواهد بسیار ، ما در آخرین مرحله ظهور صغری و در آستانه ظهور کبری امام زمان(عج) قرار داریم.

قطعاْ ظهور امام زمان(عج) تاریخ دقیقی نداشته و به عملکرد شیعیان در این لحظات سرنوشت ساز بستگی دارد ، عملکرد شیعیان و امواج اجتماعی و وقایع ممکن است باعث تاخیر تا تعجیل در فرج گردد ، پس فرد فرد ما شیعیان وظیفه داریم که با معرفت و بصیرت ، همت و جدیت ، رسالت تاریخی خود را در این لحظات حساس به خوبی انجام دهیم.

همانگونه که بنا بر برخی تفاسیر تا یعقوب نبی از اسماعیلهای خود دل نکند ، و نیت خود را خالص نکرد نتوانست به دیدار یوسف نائل شود ، ما منتظران امام زمان(عج) نیز برای درک ظهور می بایست نیت خود را خالص کنیم و از ظهور ، اهداف متعالی مانند هدایت انسانها و رهایی امام زمان(عج) از زندان غیبت و رنج و سختی و ... را طالب باشیم نه فقط رهایی خودمان از سختی و مشکلات و رسیدن به رفاه و آسایش ، در واقع نیتمان از طلب ظهور واقعا برای خدا باشد نه تنها رفاه و آسایش خودمان!

دعا

یا مهدی از پاسخ من معلمان آشفتند

از حنجره شان هر چه درامد گفتند

اما به خدا من هنوز معتقدم

از جاذبه تو سیب ها می افتند


چند روزی به پایان سال نمونده، وقتی چشم به بازار می بری همه رو تو هیاهوی خرید و نو پوش کردن خودشون و اطرافیاشون می بینی.....

اما دریغ از اینکه....

سر به هر خونه ای که میزنی همه مشغول خونه تکونی و محیا شدن برای سال جدیدن... حتی شهرداریام در حال آب و جارو کردن شهرمون هستند....

یکی به فکر خریدن اتومبیل جدید و وسایل جدیده. ، یکی به فکر انتخاب مقصد سفر سال جدیدش و همه یه جوری بالاخره غرق مسائل مادی هستند . غافل از......

اما غافل از اینکه .....

اگه یه وسیله شخصیمون تو راه خونه گم شه، تا چند روز دنبالش می گردیم و حتی تا چند تا خیابون اون طرفترم می گردیم.....

اما خاک بر دهنم...خاک بر دهنم...خاک بر دهنم.... که مهدی فاطمه رو خیلی وقته گمش کردیم و حتی تا در خونمونم دنبالش نگشتیم....

اما غافل از اینکه پسر فاطمه از دست ما سر به بیابونا گذاشته و ما وجودش و منکر می شیم.

مهدی جان...غافل از اینکه ته دلم از گناه ریشه بسته و حتی به فکر ترک یکی از گناهام نیستم....

مهدی جان... می دونم چشمات همیشه سرخه ، بخدا شرمساریم.....اما تو بیا....

اما حرفی با تو ای دوست

امسال با سالهای دیگه فرق می کنه...

بیایم امسال و یه جور دیگه شروع کنیم...

1) از امروز تا آخر سال هر روز ،روزی 100 تا صلوات با خلوص نیت، برای تعجیل آقا

2) خوندن سراسری دعای فرج تو حین تحویل سال


مولا کنار چاه صدا می زند تو را

زهرا به سوز و آه صدا می زند تورا

زینب به قتلگاه صدا می زند تو را

عجل الی ظهورک یا صاحب زمان


از قلب داغ دیده ندا می رسد بیا

از ناله ی کشده ندا می رسد بیا

از حنجره بریده ندا می رسد بیا

ای داغ داره لعل لب و چوب خیزران بیا

عجل الی ظهورک یا صاحب زمان


تا کی در انتظار بمانیم سیدی

تا کی دعا ندبه بخوانیم سیدی

تا کی سر بریده جده تو بر سنا

عجل الی ظهورک یا صاحب زمان


یاران دعا کنید که دلدار می رسد

عراق و نقش آن در دوران ظهور

عراق و نقش آن در دوران ظهور 1

این نوشته از کتاب عصر ظهور می باشد که ترجمه آن در سال 1368 انجام شده و اگر تفسیری از نویسنده شده است از مسائل روز می باشد و هیچ تاییدیه بر آن نیست.

عراق و نقش آن در دوران ظهور

پیرامون اوضاع و حوادث عراق ، در دوران ظهور روایات زیادی وارد شده است ، از آن روایات چنین بر می آید که عراق ، میدا ن کشمکشی آرام نشدنی میان نیروهای متعدد می باشد و این کشور در حقیقت 4 مرحله را پشت سر می گذارد :

مرحله اول : روزگار قبل از ظهور حضرت مهدی (ع) است که ستمکاران مدت طولانی به عراق مسلط می باشند ، در ان سامان کشتار و ترس و وحشتی فراگیر پیش می آید که مردم آرامش خود را از دست می دهند . تا زمانی که آن کشور را زمینه سازان ظهور ، یعنی یاران درفش های سیاه (ایرانیان) آزاد می کنند.

مرحله دوم : بر پایی نظام اسلامی در آن کشور و وجود کشمکش های برای نفوذ در آن ، بین جناح طرفدار خراسانی های زمینه ساز و جناح طرفدار سفیانی فرمانروای شامات.

مرحله سوم : اشغال عراق توسط سفیانی و سپس ورود سپاهیان یمنی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، که نیروی سفیانی را شکست داده و آنان را از عراق بیرون می کنند.

مرحله چهارم : آزاد شدن عراق توسط امام مهدی(ع) ومحل اسقرار و حکومت خود قرار دادن کوفه.

روایات دیگری نیز پیرامون حوادثی که در خلال این چهار مرحله بوجود می آید وارد شده است مانند : خروج شیصبانی که از جمله مخالفین امام (ع) قبل از سفیانی است. و بشهادت رسیدن نفس زکیه همراه هفتاد و دو تن از صلحا پشت کوفه ( نجف) می باشد.

سخنی از نویسنده:

در مرحله اول به دورانی قبل از ظهور حضرت حجت(ع) اشاره می کنیم که در آن ستمکاران بر عراق مسلط می شوند که تقارن پیدا می کند با شخص شیصبانی که به احتمال قوی همان صدام حسین (لعنت الله علیه) می باشد و ادامه آن به اشغال آمریکا می رسد که روایاتی در این مورد در مطلب بعدی ارائه می شود.

که در آخر بصورتی زمینه سازان ظهور یا همان ایرانیان به طریق جنگ نرم یا سرد آنجا را بدست می گیرند.

و در مرحله بعدی بین ایرانیان وطرفداران سفیانی(آمریکا) کشمکشی برای برپایی نظام اسلامی بوجود می آید که می توان آن را به اتفاقات این 2 ،3 ساله اشاره کرد که در انتخاباتی که در عراق بوجود آمد، حزب و گروه شیعی بر سر کار آمدند که مورد حمایت ایرانیان بودند.

و اما در اخر قسمتی هست که سفیانی به عراق لشگر می کشد و ایرانیان ، یمنی ها که تازه انقلاب بزرگی کردند به عراق شتافته و با سفیانی درگیر شده و پس از شکست سفیانی یا همین حین با ظهور امام زمان (ع) متقارن می شود.

اما می توان دوره ای که هستیم رو به دوران قبل هجوم سفیانی به عراق خواند و به بسیار نزدیک بودن ظهور اشاره کرد

در شماره بعدی منتظر روایات قوی و مستند از عراق و دوران ظهور باشید.


دلم گرفت

دلم شكست


داشتم تو وبلاگ ها چرخ ميزدم ، وبلاگى ديدم با آدرسه ... كه درباره ى امام زمان مطلب

نوشته بود، با خودم گفتم خدا عمرشون بده كه واسه منجى عالم بشريت وبلاگ درست

كردن اين حداقل كارى كه ميشه به عنوان يه منتظر انجام داد، اما وقتى مطالب وبلاگ

رو خوندم ديدم وبلاگ واسه اقليت زرتشتيه و تو مطالبشون تا تونستن به امام زمان و

اسلام و حكومت اسلامى توهين كردن ، خيلى ناراحت شدم.

از وقتى خودمو شناختم،خودم واطرافيانم واسه ظهور آقا دعا كرديم،بعد از خوندن اون

مطالب بود كه واسه اولين بار گفتم آقا نيا،ميخواى ظهور كنى كه چى بشه مثل بقيه ى

امامان خون به جيگرت كنن،دنيا خيلى كثيفه حالا اينا خوباشن حداقل يه كتابى دارن

به يه چيزى معتقد هستن واى به حاله بقييه.

ميخواى ظهور كنى كه چى بشه بد و بیرا بشنوى به خدا ما زياد شنيديم،شيعه

خيلى مظلومه،خيلى مظلومه كه تو كشورى كه اكثريتشون مسلمونن داره به

دينو امامشون توهين ميشه آقا ظهور نكن كه حال و روزت بدتر از پدرانت ميشه.

همه زياد شنيدن كه كوفى وفا نداره اما برعكس حداقل از ما بيشتر وفا داشتن،

اما ما بچه شيعه ها تو دنيا فقط يه دلخوشى داريم اونم ظهور آقا امام زمانه،آقا جون

جان مادرت زهرا ظهور كن.

عاقبت يك روز مغرب محو مشرق ميشود

عاقبت غربى ترين دل نيز عاشق ميشود

قول دهم زمانى كه نه زود است و نه دير

مهربان حاكم كل مناطق ميشود

نويسنده :محمد بابايى

مهدی فاطمه تنهاست

او تنهاست.....


دیری نیست که صدای انا المهدی مردی را از سرزمین حجاز بشنویم با جان دل....

اما چه باید کرد از هجوم حرف های دل شکننده ای که می گویند، بس است دور، ظهور منجیتان....

دلم می سوزد....چشمانم مرطوب می شود....دلم احساس غریبی می کند از غفلت ها، از عقب گردها....

خاک بر دهانم.... اگر مهدی نمی آید زیرا ما او را نمی خواهیم...

اگر ما هیچ وقت نتوانستیم از نور حضرت خورشید بهره مند شویم، چون خودمان ابری بودیم و آن عشق را خاموش کردیم در دلمان.....

اگر مهدی نمی آید زیرا هیچ وقت از رابطه ی خورشید و ماه حرفی به میان نیامد....

اگر مهدی نمی آید حرف من و توست، حرف ما نیست

شب قدر آخر را با پریشانی به سر کردم در ماه رمضان ، از بس گوشهایم را منتظر ندای آسمانی نگاه داشتم که دیگر از فردای آن روز حرفی به گوشم نرفت....

مهدی نمی آید، چون او را نمی شناسیم، نمی دانیم چه غمی دارد ، نمی دانیم از چه اشک می ریزد و خون می گرید.

اگر مهدی نمی آید غمی از او را به دوشمان نگرفتیم و هیچ وقت حرف او را به میان نیاوردیم....

او هنوز غربت نشین مدینه است، او هنوز تنها زائر حرم مادرش فاطمه است، او هنوز تنها منتقم خون خداست...او هنوز ادامه دهنده ی ناله غریب، کیست مرا یاری کند حسین در کربلاست.

او غم دار جگر پاره پاره عمویش حسن است، او کمر شکسته ی عمویش عباس است و روضه ی هر روزش این است:

سقای دشت کربلا ابلفضل....... دستش شده از تن جدا ابلفضل....

ای وای از غربت..........

او هنوز نگران دختر سه ساله ای در خرابه های شام است، او گریه کن شاهزاده شش ماهه ای درگهواره است...

او غم هایش را به کس نمی گوید....حتی به عمه اش زینب ام المصائب......

او در هر کوی و کوچه ای غریب است...

او مهدی است، او تنهاست

ای مردم به پا خیزید...

مهدی فاطمه تنهاست....



اللهم عجل الولیک الفرج

سعید پارسا

غزه در محاصره است

غزه در محاصره است...


نامبارکی به نام مبارک سقوط می کند ، اوباما پیام می دهد ما پشتیبان ملت مصر هستیم.

چند روزی از انقلاب تونس نگذشته است، مردی ازتبعید برگشته است،

غزه در محاصره است...

مردی از نسل پسران فاطمه(س)در جنوب لبنان ندای یاالثارات الحسین را در جهان به گوش همگان می اندازد.

اندک مردمی در پایتخت کشور اسلامی به او می خندند .. اما گروهی او را سید یمانی می نامند....

اما غزه در محاصره است...

صدای تبلی در ایتالیا به صدا در می آید صدای تبل رسوایی مرد سیاسی از آن تبار است...مردم کاتولیک او را نمی خواهند...اما فساد را پدران روحانی ترجمه می کنند......

چندیست کشتی آزادی به منزل بازگشته است ..اما سرنشینانی را در دریا جا گذاشته است، چون نتانیاهو مدافع حقوق بشر است...

غزه در محاصره است...

مردی در کشور تحریم ها همیشه خنده ای بر لب دارد، او هواپیمای خصوصی ندارد...او پژوی 504 دارد... راستی او را هم فروخت... تا باشد پولی برای سقف نیازمندان....او ندای قدس را همیشه به لب دارد...

اما باز غزه در محاصره است...

شیخ بیسوادی اندکی پیش ندای تغییر می دهد..اما عجب از آن است چرا سرانجامش در مصرو تونس و یمن منتهی می شود...

پسر شاهی به ماموریت می رود.. به اشتباه او را فراری می خواند... می گوید برمی گردد... وقت ارث پخش کردن نزدیک است...

غزه در محاصره است...

نماینده شهری (م .کواک..)آخ حواسم نبود....بر سر صندلیش می نشیند و مرگ بر فتنه گر را در مجلس نمی گوید... چاره ای نیست ..پایش درد می کند...وگرنه که او مهندس موسوی را دوست ندارد....

سیدی ،عمریست از عبرت های عاشورا می گوید...اما در دورانی به نام اصلاحات، یزید و ابن زیادها قوه ها را قبضه می کنند...و اما حال سرشان نزدیک طناب دار.....

ولی هنوز غزه در محاصره است و ظهور نزدیک....


سعید پارسایی

ایرانیان عصر ظهور 2

ایرانیان و دوران ظهور

کلیه منابع شیعه و سنی ، پیرامون حضرت مهدی (ع) اتفاق نظر دارند که آن بزرگوار بعد از نهضتی مقدماتی که برایش بوجود می آید، ظهور می کند... و یاران درفش های سیاه ایرانی اند که زمینه ساز حکومت آن حضرت و آماده کننده مقدمات فرمانروایی وی می باشند.

روایت شده از ابان بن تغلب از امام صادق (ع) که گفت شنیدم ، حضرت می فرمود:

(( هنگامی که درفش حق برافراشته می گردد شرقی ها و غربی ها آن را لعن و نفرین می کنند...آیا می دانی برای چه؟ عرض کردم خیر. حضرت فرمود: برای آنچه را که مردم با آن روبرو می شوند از اهل بیت و فرزندان آن حضرت پیش از ظهور وی))

این روایت دلالت دارد که اهل بیت آن حضرت ، از بنی هاشم اند و پیروان وی ، غرب و شرق را خشمگین و ناراحت کرده اند، و روایتی هست که قبلا از روضه کافی در تفسیر ایه شریفه <<بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید>> از امام صادق (ع) نقل شده حضرت فرمودند:

((گروهی را که خداوند پیش از ظهور قائم برمی انگیزد، هیچ دشمنی را از آل پیامبر (ص) فرا نمی خوانند مگر اینکه او را بقتل می رسانند))

اما حکومت زمینه سازان ایرانی به دو دسته تقسیم می شود:

مرحله اول ،، آغاز نهضت آنان بوسیله مردی از قم ، کسی که حرکتش سرآغاز امر ظهور حضرت مهدی (ع) است ،  روایات گویای این است که (( آغاز نهضت آن حضرت از ناحیه مشرق زمین است))

مرحله دوم ،، ظاهر شدن دو شخصیت مورد نظر، در بین آنان به نام سید خراسانی و فرمانده نیروهای نظامی آن حضرت و جوان گندمگونی که نام وی در روایات شعیب بن صالح ضبط شده است.

اما روایاتی از مرد قمی:

در روایتی مستند و قوی از امام کاظم (ع) روایت شده است که فرمود:

(( مردی از قم ، مردم را به سوی خدا دعوت می کند، افرادی گرد و جمع می شوند که قلب هایشان همچون پاره های آهن ستبر است که بادهای تند حوادث، آنان را نمی لغزاند، از جنگ خسته نشده و نمی ترسند و اعتماد آنان برخداست و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است))

نکته قابل توجه در تمامی روایات (مردی از قم) می باشد که می توان این جمله را بر امام خمینی(ره) تطبیق داد.

سید خراسانی:

از امام محمد باقر در باره سید خراسانی اینگونه روایت شده‌است:

"یخرج شاب من بنی هاشم بکفه الیمنی و باتی من خراسان برایات سود بین یدیه شعیب بن صالح یقاتل اصحاب السفیانی فیهز مهم"

((جوانی از بنی هاشم (سید) از خراسان با پرچم‌های سیاه قیام می‌کند که در کف دست راست او خالی(علامتی)است و پیشاپیش او مردی بنام شعیب بن صالح است که با لشکریان سفیانی می‌جنگد و آنها را شکست می‌دهد)).

روایاتی در مورد شعیب بن صالح:

و این روایتی که محتمل شده بر شعیب بن صالح را که در بحار ج 52 ص269 نقل شده را ذکر می نماییم:

(( خداوند آن مردی را از اهل بیت ارزانی می دارد که روش او بر اساس تقوی و عمل وی هدایت گر مردم است ، در مقام قضاوت و حکم بر مردم ، اهل رشوه نیست بخدا سوگند من و او و نام او پدرش می دانم، آنگاه آن مرد تنومند و کوتاه اندام...که دارای دو نشانه در پوست بدن است می آید ، او حافظ و نگاهبان امانتی است که نزد او نهاده شده است و دنیا را پر از عدل و داد می گرداند))

و اما در روایاتی مختلف از ویژگی و اوصاف او اینطور ذکر نموده اند،، که جوانی است گندمگون و لاغر ، دارای محاسنی کم پشت ، صاحب بصیرت و یقین ، و اراده ای خلال نپذیر و او مردی است شکست نا پذیر،اگر کوه در مقابلش بایستد آن را منهدم کرده و عبور می کند... ونامش مستعار می باشد در جهت حفظ و ایمنی تا وعده الهی محقق گردد.و در اکثر روایات او را اهل ری(تهران) دانسه اند که در بیعت اهواز ، امام زمان وی را فرمانده خود می نماید.

تحلیل نویسنده:

در نوشته های فوق و روایات مستند از پیامبر(ص) و اهل بیت می توان گفت که ایرانیان بیشترین تاثیر را در زمینه سازی ظهور را دارند.

و سه شخصیت مورد نظر را در روایات که شامل 1- مرد قمی 2- سید خراسانی 3-شعیب بن صالح مورد بررسی قرار بدیم می توانیم به نتایج بزرگی برسیم...

اغلب علمای سنی و شیعه انقلاب سال 1357 جمهوری اسلامی ایران را همان حکومت زمینه ساز می دانند و شخصیت مرد قمی را به حتم حضرت روح الله الموسوی خمینی می دانند.



و اما سید خراسانی که در روایاتی از امام محمد باقر (ع) او را رهبری سیاسی در ایران می خوانند، که در سن بالا ، با طراوت جوانی می درخشد و خالی در دست راست خود دارد ودارای صورت نورانی می باشد و او را از نسل امام حسین (ع) می دانند که ایرانیان او را به عنوان رهبر خود قرار داده . که خود رغبتی به آن ندارد که با اصرار زیاد آن را می پذیرد .

و به گفته و تایید خیلی از عالمان و روحانیون و مراجع داخلی و خارجی این شخصیت را به حضور مبارک امام المسلمین حضرت امام سید علی حسینی خامنه ای مربوط می دانند.


و اما در مورد شخصیت شعیب بن صالح که اصل کلمه شعوب، به معنی مردمی می باشد و تعبیر دیگر این می باشد از حضرت شعیب(ع) پیامبر خداوند که در آیه های مبارک از او ذکر شده که پیامبری بود که مردم را به عدالت می خواند و جلوی کم فروشی می ایستاد و امت او، او را دروغ گو می خوانندو... . و تعبیر دیگر حضرت صالح پیامبر دیگری بود که شغلش آهنگری بودو شاید این احتمال است که پدر این شخصیت آهنگر بوده... با تاکید علمای شیعه لبنان می توان این شخصی که در روایات به کوه بصیرت ذکر نمود او را یکی از شخصیت های در حال حاضر دانست که اسم او حتی به صورت حروف ابجد با شعیب بن صالح همخوانی دارد را دکتر محمود احمدی نژاد (رئیس جمهور مردمی و محبوب) دانسته اند. به امیداینکه این احتمالات به واقیعت برسد



قدمی نه چندان بلند به ظهور مانده است

ای شهادت طلبان امت....آماده باشید.

حکومت آل سعود در دوران ظهور

بحران حکومت در حجاز


روایات منابع شیعه و سنی در مورد طلیعه ظهور حضرت مهدی(ع) در حجاز ، که پیدایش خلاء سیاسی و کشمکش بین قبائل بر سر فرمانروایی است، همداستانند.

و این حادثه در پی مرگ پادشاه و یا خلیفه ای رخ می دهد که با مردن او گشایش و توسه در امور بوجود می آید و برخی روایات وی را ((عبدالله)) می نامد و بعضی دیگر مرگ او را در روز عرفه تعیین می کنند ، که حوادث پیاپی در حجاز پس از مرگ او تا خروج سفیانی و ندای آسمانی و درخواست نیرو از سوریه از سوی حجاز و سرانجام ظهور حضرت مهدی (ع) بوقوع می پیوندد. در این زمینه امام صادق(ع) می فرماید:


(( هرکس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم را برای او ضمانت می کنم ، سپس فرمود: وقتی عبدالله در گذشت مردم بعد از او با کسی برای حکومت توافق نمی کنند . و با این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر ادامه می یابد و فرمانروایی های چند ساله پایان یافته و حکومت چند ماهه و چندین روزه فرا می رسد ،سوال کردم : آیا این ماجرا به طول می انجامد ؟ فرمود: ((هرگز)) ))


ابن مسعود از پیامبر (ص) روایات کرده که آن حضرت فرمود:


(( چون صدای آسمان در ماه رمضان شنیده شود بدانید که در شوال هیاهوی شدیدی است و در ذی قعده جدا شدن قبیله ها و خونریزی ها در ذی حجه اتفاق می افتد و سه بار فرمود : و اما محرم چه محرمی خواهد شد...سوال کردیم ای رسول خدا صیحه آسمانی چیست ؟ فرمود: این صیحه در نیمه ماه رمضا و شب جمعه خواهد بود. و صدایی که شخص خوابیده را بیدار می کند و ایستاده را می نشاند و زنان نجیب و پوشیده را از پرده ها بیرون می آورد ...در شب جمه. و در ساله که زلزله ها زیاد است ، وقتی نماز صبح جمعه را بجای میآورید و به خانه های خود بروید و در و پنجره ها را ببندید و خود را بپوشانید و گوش هایتان را بپوشانید و گوشهایتان را ببندید))


واز امام محمد باقر نقل شده است :


(( قائم در سال های فرد قیام می کند...همچون نه، هفت ، پنج...))


انتظار



دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

دیریست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

پلک دلم امشب به نبودت پر درد است
این فصل کبود از غم هجران تو سرد است

ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت
این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت

دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم
وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم

ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی
فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی

دیریست که در جمعه همه مست غروییم
از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم


اللهم عجل لولیک الفرج

مصر و حوادث آن در دوران ظهور2

رمز گشایی دیگر قبل از ظهور

این مطالبی که می نویسم از کتاب عصر ظهور آقای علی کورانی هست. که ترجمش تو سال 1368 انجام شده. بنده مطالبی از دوران قبل از ظهور و حوادث مصر نوشته شده و به قلم آوردم ودرآخر این مطلب تحلیل هایی و از خودم به شما دوستان ارائه می کنم. حتما با بصیرت و دقت بخونید تا رمزگشایی بزرگی قبل از ظهور براتون باشه.



مصر و حوادث آن در دوران ظهور2


از جمله روایات ، حدیث ورود نیروهای مغربی به مصر است که نویسنگان ، معمولا این نشانه را از علامت های ظهور مهدی (ع) شمرده اند و مراد از مغرب در این روایات و روایات دیگر ، مغرب سرزمین های اسلامی است که شامل حکومت مغرب و الجزائر و لیبی و تونس می گردد. ولی تا آنجا که من ، روایات مربوطه را بررسی و دقت نمودم ، روایاتی نیافتم که بطور روشن برآن دلالت کند. اما به روایتی در غیبت طوسی ص 278 برخوردم که از قدیمی ترین و معتربرترین منابع است. در انجا اهل غرب یاد شده است نه اهل مغرب و صاحب بحارالانوار و بشاره الاسلام از او نقل نموده اند.


البته ما ترجیح می دهیم که ورود نیروهای غربی یا مغربی ، در پی حادثه ای است که در مصر رخ می دهد و موجب تحرک آن می گردد و به نظر می رسد که نیروهای ضد اسلام و مخالف مصری ها هستند که سعی می کنند داخل مصر شوندو چنانچه موفق شوند به مصر وارد گردند ، نشانه خروج سفیانی در دمشق و تسلط او بر سزمین شام خواهد بود. با توجه به اینکه سفیانی چند ماه قبل از ظهور حضرت مهدی (ع) خروج می کند ،آمدن این نیروها در سال ظهور و یا نزدیک به آن می باشد.

برخی از روایات می گوید : سفیانی با اهل مصر درگیر می شود و وارد آنجا می گردد و چهار ماه دست به جنایت می زند و بعضی روایات می گوید ،آن کسی که سفیانی او را در دمشق بقتل می رساند ابقع است که اهل مصر است و یا با مصر رابطه ای دارد، والله العالم.



تحلیل نویسنده:

در روایت های مختلف در می یابیم که در دوران ظهور و بعد از ظهور حضرت حجت (ع)، حادثه های مختلفی در مصر اتفاق خواهد افتاد. درقسمت اول این روایات دیده می شود که مردی در مصر یا حزبی در مصر به پا می خیزند و بر علیه حاکم مستبد و ظالم آن قیام می کنند که از نشانه های ظهور است. که ما این تحرکات عظیم را در مصر می بینیم.

اما در قسمت دوم این روایات که می نگریم نشانگر ورود نیروهای غربی(به احتمالی آمریکا و متحدان)و سفیانی ، بعد از تحرکات بزرگی در مصر می باشد که با هجوم آنها به مصر و غارت و جنایت آنها منجر می شود.

با تفکر به روایات یاد شده ،باید منتظر روزهای جدید بود و خود را آماده ی روزهای عظیم نگاه داشت.