یا ام البنین...
یازهـــــــــراء
اي باني اشك و روضه هاي سقا
اي فاطمه دوم بيت مولا
از دامن تو روح ادب را آموخت
آن تشنه بی دست کنار دریا
13 جمادی الثانی
روز وفات سیده أمّ البنین همسر گرامی حضرت امیرالمومنین
و مادر حضرت عباس(سلام الله علیهم)
تسلیت...
یازهـــــــــراء
اي باني اشك و روضه هاي سقا
اي فاطمه دوم بيت مولا
از دامن تو روح ادب را آموخت
آن تشنه بی دست کنار دریا
13 جمادی الثانی
روز وفات سیده أمّ البنین همسر گرامی حضرت امیرالمومنین
و مادر حضرت عباس(سلام الله علیهم)
تسلیت...
دجال و ابلیس
دجال در اصل همان ابلیس است.
برنامه ی ابلیسی همان برنامه دجالی است . دجال یک جریان است و ان جریان فروع بسیاری دارد و مصادیق فراوان و انسانهای بسیاری را داراست که به این جریان خدمت می کنند.
برنامه و جریان دجالی برای چه وضع شده است؟
این امر برای ایستادن در مقابل جریان مهدویت به وجود آمده است زیرا جریان مهدویت امری الهی است!
دجال در قرآن:
در سوره حجر/ازآیه 28 تا 44
قرآن صحنه ای را برایمان در آیات به تصویر می کشد
|
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ﴿28﴾ |
|
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ﴿29﴾ |
|
فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ﴿30﴾ |
|
إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ﴿31﴾ |
عبارت قرآنی بسیار زیباست (( الا ابلیس أبی أن یکون مع الساجدین)). آیه شریفه نگفته است ابلیس ابا داشت از اینکه از (مِن ) ساجدین باشد، زیرا سجده کنندگان از فرشتگان بودند و ابلیس از ملائکه نبوده است. و
آیه فرموده ابا داشت از اینکه با (مع) سجده کنندگان باشد.
|
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ﴿32﴾ |
|
قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ﴿33﴾ |
این دو آیه مخالفت صریح را به تصویر میکشد. مخالفتی آشکار با خداوند عزّ و جلّ.
|
قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ﴿34﴾ |
|
وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ﴿35﴾ |
|
قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴿36﴾ |
|
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ﴿37﴾ |
|
إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ﴿38﴾ |
|
قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴿39﴾ |
|
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴿40﴾ قَالَ هَٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿41﴾ |
این برنامه دجالی است گفته است ((لأزیّننّ)) : زینت میدهم
منظور از تزیین : یک چیزی که چیز دیگری را مخفی میسازد
((قال ربّ بما أغویتنی لأزیننّ لهم فی الارض)) پنهان میکنم چیزی پشت این زینت!
((و أغوینّهم)) و گمراه کردن نیز به همین منظور است
گمراهی: راهنمایی به دروغ و مکر و حیله ، غوایة همان خدعه و نیرنگ است.
خدعه چیست؟ خدعه اظهار شیئی و پنهان ساختن شئ دیگری. این دجال است
برنامه دجالی از همین جا آغاز شد. ((قال ربّ بما أغویتنی ...إلّا عبادک منهم المخلَصین ()هذا صراط علیَّ مستقیم))
بر حسب قرائت در مصحف موجود : عَلَیَّ مستقیم
بر حسب قرائت کافی از امام صادق (علیه السلام): ((صراط عليٍّ مستقیم))
اگر بر فرض صحت این روایت را عليّ بخوانیم یعنی ابلیس کار خود را در جهت مخالف راه حضرت علی (علیه افضل الصلاة و السلام) آغاز کرد.
جزء 4 / تفسیر البرهان/ از سید هاشم بحرانی ( رضوان الله تعالی علیه) از کافی نقل میکند:
عن هشام بن الحکم عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال : ((هذا صراط عليٍ مستقیم))
و نیز روایت دیگری نقل میکند: عن ابی حمزة الثمالی عن أبي عبدالله (صلوات الله و سلامه علیه) قال سالته عن قول الله عزّ و جلّ (( قال هذا صراط عَلَیَّ مستقیم)) – بر حسب قرائت معروف در مصحف شریف – قال : هو والله علیٌّ ، هو والله المیزان و الصراطُ المستقیم
– عليٌ ! به جواب امام صادق علیه السلام دقت کنید - هو والله علیٌّ ، هو والله المیزان و الصراطُ المستقیم.
و روایت دیگری نقل میکند از/کتاب معروف :المناقب المئه یا المئة منقبة لأمیرالمومنین از ابن شاذان
منقبه 85:
عن امامنا الصادق عن آبائه عن أمیرالمومنین (علیهم السلام):
قام عمر بن الخطاب إلی النبی صلی الله علیه و آله فقال : إنّک لا تزالُ تقول لعلي بن أبي طالب أنت منّی بمنزلة هارون من موسی و قد ذکر الله هارون فی القرآن و لم یذکر علیاً –
این عینا همان شبهه است که نوادگان و اسلاف این حرف را میزنند ، اسلاف این سخن را میگفتند و امروزه نوادگان نیز همان کلام را میگویند –
: إنّک لا تزالُ تقول لعلي بن أبي طالب أنت منّی بمنزلة هارون من موسی و قد ذکر الله هارون فی القرآن و لم یذکر علیاً
عمر لعنة الله علیه به پیامبر:شما همواره به علی بن ابیطالب میگویی که تو به من به منزلت هارون به موسی هستی و خداوند هارون را در قرآن ذکر کرده است و علی را ذکر نکرده!!
فقال النبیّ مخاطباً عمر : یا غلیظُ یا إعرابیّ إنّک ما تسمع ما یقول –
ای غلیظ! ای اعرابیّ! مگر نشنیده ای که خداوند در قران میفرماید ((هذا صراطُ عليٍ مستقیم)) اگر خداوند هارون را در قرآن ذکر کرده است و همچنین حضرت علی را نیز در این آیه آورده است-
: یا غلیظُ یا إعرابیّ إنّک ما تسمع ما یقول: ((هذا صراطُ عليٍ مستقیم)) – اشاره میکند به همان آیه ای که آن را ذکر کردیم ((هذا صراطُ عليٍ مستقیم)) ، ((هذا صراط عَلَیَّ مستقیم)) و اگر آن را به قرائت مصحف نیز بخوانیم و ما آن را به همین قرائت مصحف میخوانیم زیرا ائمه ما را امر کرده اند امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فرموده اند (اقرءوه کما یقرأه الناس)
((قال هذا صراطُ عَلَيَّ مستقیم)) پس صراط مستقیم حضرت علی است و کسی غیر عليّ نیست!
|
قَالَ هَٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ﴿41﴾ |
|
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ﴿42﴾ |
|
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ﴿43﴾ |
((لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ)) و تزیین یعنی با طلا این امر را از رو میپوشانم و زینت میدهم، و برای همین امر حضرت زینب(سلم الله علیها) در خطبه خود در کاخ یزید (لعنة الله علیه) زمانیکه درمورد بنی امیه و سقیفه سخن میگفت، فرمود:
یزید ما هو إلا ثمرة من ثمار السقیفه ، یزید چیزی نیست جز ثمره ای از ثمرات سقیفه !(حاصل آنان)
سقیفه شجره خبیثه ایست که میوه خبیث و ثمره ملعون تحویل داد که این ثمره خبیثه شد یزید ملعون.
برای همین حضرت زینب(سلام الله علیها) در وصف بنی امیه و زمانه فرمودند
الأمّة کفضّة علی ملحودة ، امت مانند نقره ای بر روی لحد است
ملحوده منظور قبر است و در قبر چیست؟ جیفةٌ: گندیده ای و سنگ نقره بر روی آن قبر است !
این همان برنامه دجالی است برنامه دجال :
|
لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴿39﴾ |
|
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴿40﴾ |
|
قَالَ هَٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ﴿41﴾ |
|
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ﴿42﴾ |
|
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ﴿43﴾ |
این همان کلام است. اگر ملاحظه کنید خواهید دید که این تصویر در مورد برنامه دجال سخن میگوید و سخن از حضرت علی علیه السلام میشود،چگونه سخن از علی به میان آمد؟چگونه سخن در مورد صراط مستقیم شد؟
صراط مستقیم علی است این از بدیهیات کتاب کریم است در اندیشه اهل بیت در فکر اهل بیت عترت(علیهم السلام) گفتیم که چگونه امام قسم خورند
امامنا الصادق (علیه السلام) قال: هو والله علیٌّ ، هو والله المیزان و الصراطُ المستقیم.
این از اصول عقیده پیرو اهل بیت است این قانونی در قرآن کریم است اگر خواستیم قرآن را بفهمیم نیازمند قواعدیم اولی ترین این قواعد این است که هرکجا که ذکری از صراط مستقیم شده باشد منظور حضرت علی (علیه السلام) است.
[امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیۀ شریفه:
{اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ}
فرمودند: «منظور امیر المؤمنین(علیه السلام) و شناخت آن حضرت میباشد و دلیل بر اینکه {اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ} امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) میباشد قول خداوند است که میفرماید: {وَ إِنَّهُ في أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكيمٌ} (زخرف/4) و منظور از (ام الکتاب) سوره حمد است که امیر المؤمنین(علیه السلام) در آن سوره یاد شده است.» (تفسیر قمی/ج1/ص28)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
نیز در تفسیر آیۀ شریفه
{اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ * صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ * غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضّالِّينَ}
فرمودند: «شيعة علی الذين انعمت عليهم بولاية علی بن ابی طالب(علیه السلام) لم تغضب عليهم و لا يضلوا» «منظور شیعیان علی(علیه السلام) هستند که ولایت حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام) بر آنان ارزانی شده است [و خداوند] بر آنان غضب نمیکند و گمراه نمیشوند.»
(تفسیر فرات کوفی، ص 52)
امام محمد باقر(علیه السلام) در
تفسیر این آیۀ شریفه
{انّ هَذا صِراطی مُستقيماً فَاتّبِعُوه و لَا تَتبِعُوا السُبُل فَتفرق لَکُم عَن سَبيله}
«این راه مستقیم من است از آن پیروی نمایید و از راههای پراکنده تبعیت نکنید که شما را از راه و مسیر حق دور میسازد.» (انعام/153)
به «برید عجلی» فرمودند: «آیا میدانی منظور از ((صراطی مستقيماً)) چیست؟ برید عرض کرد: نمیدانم. حضرت فرمودند: منظور از «صراط مستقیم» ولایت علی(علیه السلام) و جانشینان او است.
سپس فرمودند: آیا میدانی مراد از (فاتبعوه) در آیه چیست؟ عرض کرد: نمیدانم. فرمودند: منظور از آن، پیروی از علی بن ابی طالب(علیه السلام) است.
سپس فرمودند: آیا میدانی منظور از (و لاتتبعوا السبل) چیست؟ عرض کرد: نمیدانم. حضرت فرمودند: «ولاية فلان و فلان و الله» به خدا سوگند مقصود ولایت فلانی و فلانی [عمر و ابوبکر دو غاصب خلافت مولا علی(ع) ] است.
سپس فرمودند: میدانی مراد از (فتفرق بکم عن سبيله) چیست؟ عرض کرد: نمیدانم. حضرت فرمودند: یعنی اینکه شما را از راه و مسیر علی(علیه السلام) جدا میکند.»
(تفسیر عیاشی، 1، ص 383) ]
در این صحنه میبینیم که صراط مستقیم در جهت مخالف این مشروع(برنامه) قرار گرفت. اما کدام برنامه؟
(( لأزیّننّ لهم فی الارض و لأغوینّهم* إلّا عبادک منهم المخلَصین*قال هذا صراطٌ علَیَّ مستقیم))
پس در اینجا برنامه ای داریم به نام برنامه صراط مستقیم و برنامه دیگری به نام برنامه غاوین(گمراهان) ((إلّا من اتّبعک من الغاوین))
پس دو طرح در روبرو ماست جریان فکری ای که پیرو حضرت علی است با نام صراط مستقیم
و جریانی دیگر که پیرو ابلیس است که غاوین نام دارد. غاوین جمع غاوی است و همان دجال حیله گر است غاوی از مصدر غوایة است به معنای نیرنگ و مکر، کسی که حقائق را با چیزی مخفی میکند و عیوب را پنهان میسازد.
(انشالله ادامه در پست بعدی!)
یازهـــــــــراء
روی حذیفة عن امیرالمومنین علی علیه السلام
قال علیه السلام: هو والله الیوم الذی أقرالله به عین آل الرسول،
و إنی لأعرف لهذا الیوم اثنین و سبعین اسما،
قال حذیفة قلت: یاأمیرالمومنین! أحب أن تسمعنی أسماء هذا الیوم، و کان یوم التاسع من شهر ربیع الاول
یازهـــراء
((مطلبی که میخواهم بر روی وبلاگ قرار بدهم ترجمه ایست از یک سخنرانی عربی که ترجمه اش را براتون قرار خواهم داد که نام شخص سخنران را بعد از تمام شدن بحث مینویسم))
بســـــــم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ یا ربّ الحسیـــــن بحقّ الحسین اشفِ صدر الحسین
بظهـــــــور الحجّة
منظور از دجال چیست ؟
چرا روایات مخالفین اهل بیت(علیهم السلام) به آن اهتمام بسیاری داشته اند؟
و چرا ما شیعیان به امر دجال به طور وسیعی نپرداخته ایم؟
معنای دجال
در لغت:
دجال از کلمه ی الدَجَل گرفته شده است
الدجل در زبان عرب یعنی (طلاءالبعیر بالقطران) صیقل دادن بوسیله قیر است.
منظور زمانیکه شتر بیماری به نام جَرَب میگیرد و برای جلوگیری از انتشار این بیماری بین سایر شتران او را با قیر پوشش میدهند و فردی که این عمل را برای از بین بردن جرب یا درمان شتر انجام میدهد دجّال نام دارد چرا نام این شخص را دجال گذاشته اند؟
و نیز دَجَل در لغت عرب به معنای (التغطیه) پوشاندن است.(دَجَل الشی یعنی غطّاه) چیزی را دجالی میکنند یعنی پوشش میدهند.
پس شخصی که جَرَب شتر را پوشش میدهد دجال نام دارد.
به این عمل تدجیل گفته میشود و تدجیل یعنی روپوش گذاشتن و پنهان کردن.
و برای همین امر است که نهر دجله ، دِجله یا دَجله گفته شده است. در تاریخ آمده است که نهر دجله زمانی از پر آبی به دو طرف رود سرازیر میشده و زمین اطراف خود را پر از آب میکرده و آن را پوشش بسیار می داده است.
(یدجّل الارض) زمین را می پوشاند.
و همچنین یکی دیگر از معانی دجال در لغت عرب برای اسمی از اسمهای طلا بکارمیرود.(دجّلتُ سیفی او غمد سیفی) شمشیرم را یا غلاف شمشیرم را مینا کاری کردم.(با طلا پوشش دادم) برای همین دجال نامی از نامهای دجال است.
ونیز دجال نامی از نامهای آب طلاست.زمانیکه چیزی را با طلا آغشته می کنند یعنی چیز کم ارزشی را با آب طلا پنهان می سازند.
دجال به فردی می گویند که چیز ناخوشایند، کم ارزش را پنهان ساخته و چیز زیباتر و جلوه گری را نمایان می کند.
همانطور که گفتیم دجال عیب شتر که جرب است را با قیر که بهتر از بیماری جرب است می پوشاند و آن عیب را پنهان می سازد و زمانیکه چیزی را طلایی یا آغشته به آب طلا می کنیم چیز کم قیمتی را با طلا مخفی کرده ایم.
عمل تدجیل همان پنهان سازی است.
به همین خاطر است که در نزد عرب به دروغگو نیز دجال گفته می شود.
پس دجال صورتی دارد بر خلاف سیرتش. و یک چیز را نمایان می سازد و چیز دیگری را پنهان.
دجال در روایات :
دجال در روایات اهل بیت عصمت (علیهم السلام) بر مخلوقی اطلاق شده است که :
تک چشم است، با کوهی از آتش سیر میکند، الاغی دارد که قدم برداشتنش معادل 70 مایل است و از این قبیل اوصاف!(بخاطر معروف بودن روایات اینجا عین روایات را ذکر نمیکنم)
دجال در روایات مخلوقی است که قدرتهای خارق العاده ای دارد،
و هم چنین دجال بر اشخاص دیگری که باعث انحراف امت می شوند اطلاق شده است
و نیز بر گروهی که ادعای تشیع حضرت علی و آل علی (علیهم السلام) را دارند اطلاق شده است.
دجال نمادی است که بر شخص واحد و مصداق واحدی دلالت نمی کند.
عنوان متغیری است یعنی گاهی بر گروه مدّعی تشیع،
گاهی بر ناصبی ای از نواصب،
گاهی به قدرتهایی که نیروی عجیبی دارند که در روزی از روزها رخ میدهند
و شاید اشاره به ملتی از ملت ها یا غیر از آن دارد.
اهل بیت(علیهم السلام) به این دجالی که قدرت چنین دارد و شکل و شمایل چنان دارد اهتمام بسیار نورزیده اند. در حالیکه مخالفین اهل بیت به آن بسیار اهمیت دادند.
اهل بیت(علیهم السلام) به آن شیعیانی که از فتنه دجال نیز خطرناکترند اهمیت داده اند.روایات اهل بیت ، ما را از این دجال بر حذر داشته است.
چرا مخالفین به این دجال با این شکل و شمایل عجیب اهمیت دادند؟
قضیه، قضیه ای سیاسی است که خواستند دجال را در یک عنوان و یک گروه منحصر کنند که چنین قدرتی دارد و نیز سعی کرده اند دجال را در قضیه ای یهودی منحصر کنند و ذهن ها را متوجه و متمرکز بر این امر کنند
که دجال نه مکه و نه مدینه را دیده است و هیچ گاه وارد مکه و مدینه نمیشود. اما چرا؟
چون مشکل از مکه و مدینه آغاز شد قضیه انحراف امت از کجا بود؟ در مکه و مدینه بود(سقیفه)
پس متمرکز شدن مخالفین بر شخص معینی ، بخاطر مخفی ساختن قضیه دجال است زیرا دجال یک عنوان متغیریست که مصادیق فراوانی دارد.
با گذری در روایات مخالفان و در روایات اهل بیت(علیهم السلام) و عقیده اصیل
اهل بیت(علیهم السلام) ودر قرآن
این امر مشخص می شود که دجال نمادی است برای مکتبی یا ملتی یا تمدنی از تمدن ها!
(انشاء الله در پست بعدی ادامه بحث را قرار میدهم)
اللهم عجل لولیک الفرج
یاعلی
یا زهـــــــراء
بديدم پیرمردی را به راهی
به پشتش می کشید اندوه وآهی
ستونش چون کمان آرش آن پیر
عصایش از برای آن کمان تیر
به زیر لب مداوم ذکر می گفت
به هر ذکری قدم بر خاک می سفت
نگاهش زیر پایش پهن می شد
زمان در زیر پایش دفن می شد
لباسش سبز و .نده بود و چرکین
به مانند تنش بی رنگ و پرچین
به خود گفتم که چون قدش کمان است
همه اسرار او پشتش نهان است
چو درمانده شد از طی مسافت
نشست او گوشه ای آرام و راحت
جلوتر رفتم و با او بگفتم
سلامی کردمش احوال جستم
بگفتم ای جوان سالها پیش
که گردانده سپید آن گیسو و ریش
بهای این کمانت چند باشد؟
چرا این چانه ات در جَیب باشد؟
بگفتا ای جوان خوب سیرت
که یک چین هم نباشد بر جبینت
سوال اولت پاسخ بگویم
ز دنیای دغل دوری بجویم
بهای این کمان باشد جوانی
که تا غوطه وری قدرش ندانی
بگردم من مدام اندر پی آن
گرش یابم به پایش می دهم جان
جوانی کیمیایی بی بدیل است
و لیکن قدر دان آن قلیل است
و اما من جواب دومین را
نگفتم با عزیزی تا به الان
بگفتم ای عزیز و پیر عاقل
اگر ندهی جواب من چه حاصل
منم جاهل و صاحب عقل خامی
خودم ناخواسته می افتم به دامی
اگر با تجربه گیری دو دستم
دگر دانم که از هر دام جستم
بگفتا ای جوان من کی توانم
که اسرارم برانم بر زبانم
بود رازی میان من و مهدی(عجل الله فرجه)
ببستم با خدای خویش عهدی
نگویم من به کس این راز خود را
نریزم عرض و آب روی خود را
چو آن پیر خردمند این سخن گفت
.
.
.
(بقیه در ادامه مطلب)
یا فاطمة الزهراء
سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم
روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم
ناامید از همه کس روی به زینب علیهاالسلام کردم
آجرک الله...
یا بقیة الله...
ياعلي
بسم ربّ العليّ الأعلی
سيدي...
يا بقية الله...
ماذا وجد من فقدك؟...
و
ما الذي فقد من وجدك!
آقا جان...
ياصاحب العصر و الزمان...
كسي كه شما را از دست دهد چه می یابد؟...
و
کسی که شما را بیابد چه چیز را از دست میدهد !
*****
أسكبـــوا الدمعَ لجـــــدّي
کدُمـــــوعي فوق خـــــدّي
ثــمّ ادعــــوا لظهـــــــوری
شیعتي إنّني أنا المهـــــدي
اللهم
یا ربّ الحسین...
بحق الحسین...
اشف صدر الحسین...
بظهور الحجّه
اللهم عجل لولیک الفرج
یاعلي
بسم ربّ الحسین

اميري حسين و نعم الأمير
سرور فؤاد البشير النذير
***
علي و فاطمة والداه
فهل تعلمون له من نظير
***
له طلعة مثل شمس الضحي
له غرة مثل بدر منير
%20Ashoora%20Style.com.jpg)
بســم ربّ العليّ الاعلی
به مجنوني رسيدم ياعلي گفت
ز لیلایی شنیدم یاعلی گفت
نسیمی غنچه ای را باز کرد
به گوش غنچه کم کم یاعلی گفت
چمن با ریزش باران رحمت
دعا میکرد و نم نم یاعلی گفت
یقین پروردگار آفرینش
چو احیا کرد عالم یاعلی گفت
اگر عیسی دم اعجاز میزد
دلیلش آنکه مریم یاعلی گفت
مگر خیبر زجایش کنده میشد؟
یقین آنجا علی هم یاعلی گفت
به فرقش کی اثر میکرد شمشیر
گمانم ابن ملجم یاعلی گفت
براق از رفتن عاجز شد شنیدم
محمد در همان دم یاعلی گفت
یاعلی
لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني أمن من عذابي
ولاية علي بن ابيطالب حصني فمن دخل حصني أمن من عذابي
!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یا زهــراء
خدایا:
موری هم صحبت سلیمان
گوسفندی لایق قربان
عنکبوتی محافظ قرآن
سگ اصحاب کهف همنشین انسان!!
و من؟؟؟؟؟؟!!
به امید یاری امام...
.
.
.
زنده ام!

یاعلی
يا زهـــــراء
امير المومنين علي عليه السلام:
اتقوا البرد في أوله ،
وتلقوه في آخره ،
فإنه يعمل في الأبدان كعمله في الأشجار
، أوله يحرق
، وآخره يورق
از آغاز سرما پرهيزكنيد(باد پاييز)
و به پايان آن روي آوريد(باد بهار)
پس آن همان كاري را با بدنها ميكند كه با درختان ميكند
آغاز آن سوزناك است
و پايانش برگ مي دهد
****متن عربي بهتر از ترجمه است!****
به اميد ظهور بهار دلها حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
اللهم عجل لوليك الفرج
يا علي
يازهــــراء
غافل مشو شايد نظري شد امشب
شايد كه مبارك سحري شد امشب
شايد كه بخاطر امام هشتم
از يوسف زهرا خبري شد امشب
ميلاد شمس الشموس, شاه انيس النفوس, خسرو اقليم طوس بر شيعيان
حضرت صاحب العصر و الزمان(عجل الله فرجه) مباركــــــــــــــــ!
كرامات الرضويه
محمد معصوم يزدي ساكن مشهد مقدس كه يكي از صلحاي ارض اقدس رضوي بود نقل نمود .
من
مبتلا به تب نوبه شدم و هرچند مداوا كردم بهبودي حاصل نشد تا روزي در عالم
خواب شخصي نوراني با شمايل روحاني بمن فرمود چرا از آنچه در فلان حجره و
در صندوقچه مي باشد بر بدن خود نمي مالي چون از خواب بيدار شدم از شدت مرض
خواب خود را فراموش كرده و از بسياري درد و حرارت تب ناله مي كردم .
ناگاه
مادرم در آنوقت آمد و چون مرا بان شدت مرض ديد كه ناله مي كنم گفت اي
فرزند از لطف الهي نااميد مباش و تو چرا در اين مدت مرض از غبار ضريح مطهر
حضرت رضا (ع ) بر بدن خود نماليده اي .
گفتم اي مادر آن غبار شريف كجاست
و چرا نمي آوري تا من از اين سختي و شدت مرض خلاص شوم . مادرم فورا رفت و
صندوقچه اي آورد و باز كرد و قدري غبار ضريح مطهر بيرون آورد و بمن داد پس
من گرفتم و بر سر و رو و سينه خود ماليدم و بخواب رفتم و چون پس از ساعتي
بيدار شدم عرق بسياري كرده بودم و خود را سبك يافتم و ملتفت شدم كه ببركت
آن غبار مطهر شفا يافته ام پس برخاستم و همان وقت بزيارت آن بزرگوار مشرف
شدم و شكر الهي را بجاي آوردم . و نيز گفته است .
وقتي چشمم بنحوي شد كه
هيچ جايي و چيزي را نمي ديدم و هرقدر معالجه نمودم فايده اي حاصل نشد و از
علاج مايوس شدم تا شبي در عالم خواب ديدم بزيارت حضرت رضا (ع ) مشرف شده
ام لكن ضريح مبارك نبود و قبر شريف آشكار بود و ديدم خاك بسياري روي قبر
مبارك است در همان عالم خواب بخاطرم رسيد كه خوب است قدري از اين ترتب پاك
بقصد تبرك بردارم و برچشم خود بكشم .
پيش رفتم قدري خاك بردارم ناگاه
گوينده اي گفت اي بي ادب مابين ضريح و قبر مبارك حريم است تا اين ندا را
شنيدم دور شدم و با ادب نشستم لكن يكدست خود را بر زمين بنهاده و خم شدم و
با دست ديگر قدري خاك برداشتم و بهر دو چشم خود كشيدم و چون بيدار شدم در
اندك وقتي بهبودي حاصل گرديد و حال قريب يك سال كه ديگر بدرد چشم مبتلا
نشده ام .
خاك رهش ز بهر مريضان بود شفا
هر دردي بي علاج ز لطفش شود دوا
كرامات الرضويه
روضات الزاهرات
بر در لطف تو اي مولا پناه آورده ام
من گدايم رو بدربار تو شاه آورده ام
توشه و زادي ندارم بي پناهم خسروا
خوار و زارم يكجهان بار گناه آورده ام
سوختم بر آتش سوزان و از فضل خدا
بار ديگر روي براين بارگاه آورده ام
نام مهدي بردم و شد خامش آتش از وفا
لطف حق بر اسم اعظم چون پناه آورده ام
روسفيدم كن بدنيا و بعقبي اي شها
كه بدرگاه تو من روي سياه آورده ام
يك نظر بر حال زارم از ره لطف و كرم
من حقيرم بر درت حال تباه آورده ام
اللهم عجل لوليك الفرج
ياعلي
يا زهــــــــــــراء
دهه كرامت بر شيعيان امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) مباركباد
از على بن مهزيار كه گفت: از مولاى من امام موسى بن جعفر صلوات الله عليه شنيدم كه اين دعا را خواندند و اين دعاى اعتقاد است :
إِلَهِي إِنَّ ذُنُوبِي وَ كَثْرَتَهَا قَدْ غَبَّرَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ
وَ حَجَبَتْنِي عَنِ اسْتِيهَالِ رَحْمَتِكَ
وَ بَاعَدَتْنِي عَنِ اسْتِنْجَازِ مَغْفِرَتِكَ
وَ لَوْ لَا تَعَلُّقِي بِآلَائِكَ
وَ تَمَسُّكِي بِالرَّجَاءِ لَمَا وَعَدْتَ أَمْثَالِي مِنَ الْمُسْرِفِينَ
وَ أَشْبَاهِي مِنَ الْخَاطِئِينَ
بِقَوْلِكَ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
وَ حَذَّرْتَ الْقَانِطِينَ مِنْ رَحْمَتِكَ فَقُلْتَ
وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
ثُمَّ نَدَبْتَنَا بِرَحْمَتِكَ إِلَى دُعَائِكَ فَقُلْتَ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ
إِلَهِي لَقَدْ كَانَ ذُلُّ الْإِيَاسِ عَلَيَ مُشْتَمِلًا
وَ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَتِكَ بِي مُلْتَحِفاً
إِلَهِي ...
(بقيه در ادامه مطلب)
اللهم عجل لوليك الفرج
يا عـــــلي
يازهراء
دعائى از حضرت امام رضا عليه السلام
در سجده شكر
ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه: ما اين دعا را به سندهاى خود روايت كرديم تا به سعد بن عبد اللَّه در كتاب فضل الدّعاء كه ذكر نموده كه روايت كرده است ابو جعفر، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع، از حضرت امام رضا عليه التحيّة و السلام. و همچنين بكير بن صالح، از سليمان بن جعفر جعفرى، از آن حضرت عليه السلام نقل كرده است كه: ما بر آن حضرت داخل شديم و حال آنكه ايشان در سجده شكر بودند. پس سجده خود را طول دادند و چون سر مبارك از سجده برداشتند، ما گفتيم كه: چه بسيار سجده خود را طول داديد.
پس فرمودند كه: هر كس اين دعا را در سجده شكر بخواند، مثل كسى خواهد بود كه در خدمت رسول خدا به جهاد رفته باشد و در روى دشمنان خدا در روز جنگ بدر تير انداخته باشد. اسماعيل بن بزيع و سليمان گويند كه ما گفتيم: پس اين دعا را بنويسيم. فرمودند كه: بلى اين دعا را بنويسيد و هر گاه تو سجده كنى سجده شكر را، پس تو اين دعا را بخوان و دعا اين است:
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَيْنِ بَدَّلَا دِينَكَ وَ غَيَّرَا نِعْمَتَكَ وَ اتَّهَمَا رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ خَالَفَا مِلَّتَكَ وَ صَدَّا عَنْ سَبِيلِكَ وَ كَفَرَا آلَاءَكَ وَ رَدَّا عَلَيْكَ كَلَامَكَ وَ اسْتَهْزَءَا بِرَسُولِكَ وَ قَتَلَا ابْنَ نَبِيِّكَ وَ حَرَّفَا كِتَابَكَ وَ جَحَدَا آيَاتِكَ وَ سَخِرَا بِآيَاتِكَ وَ اسْتَكْبَرَا عَنْ عِبَادَتِكَ وَ قَتَلَا أَوْلِيَاءَكَ وَ جَلَسَا فِي مَجْلِسٍ لَمْ يَكُنْ لَهُمَا بِحَقٍّ وَ حَمَلَا النَّاسَ عَلَى أَكْتَافِ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً يَتْلُو بَعْضُهُ بَعْضاً وَ احْشُرْهُمَا وَ أَتْبَاعَهُمَا إِلَى جَهَنَّمَ زُرْقاً اللَّهُمَّ إِنَّا نَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِاللَّعْنَةِ لَهُمَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمَا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ
...
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا جَهْلٍ وَ الْوَلِيدَ لَعْناً يَتْلُو بَعْضُهُ بَعْضاً وَ يَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً
...
وَ شَارِكْ مَعَهُمَا ابْنَتَيْهِمَا وَ أَشْيَاعَهُمَا وَ
...
صلی الله علی محمد و آله اجمعین .
(متن كامل در ادامه مطلب)
كتاب شريف مهج الدعوات
يا علي
بسمـ اللــه الرحــمن الرحيـــم
يا زهــــــراء
امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
"إن الله عزّ و جل خلقنا فأحسن خلقنا
و صوّرنا فأحسن صُوَرنا
و جعلنا خزانة فی سمائه و أرضه
و لنا نطقت الشجرة
و بعبادتنا عبد الله
و لولانا ما عبد الله"
كافی، ج1، ص193، ح6
امام باقر (عليه السلام) فرمودند:
بِنا عُبِدَالله
وَ بِنا عُرِفَ اللهُ
وَ بِنا وُحِدَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی
وَ مُحَّمَدٌ (صلي الله عليه و آله) حِجابٌ اللهِ تَبارَکَ وَ تَعالی
کافی، کتاب التوحید، باب النوادر، ح 10
امام صادق (عليه السلام) فرمودند
الاَوصیاءُ هُم اَبوابُ اللهِ عَزَّوَجَّلَ الَّتی یُؤتی مِنها
وَلَولاهُم ما عُرِفَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ
وَ بِهِم احتَجَّ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی عَلی خَلقِهِ
کافی، کتاب الحجه، باب أن الائمه (ع) خلفاء الله عزوجل ...، ح 2
شهادت امام جعفر صادق(عليه السلام)
بر شيعيان صاحب العصر و الزمان(عجل الله تعالي فرجه)
تسليت باد.
با متن عربی احادیث انس بگیرید که ترجمه حدیث به هیچ وجه نمیتواند معنای حقیقی و دقیق کلام شریف ائمه( عليهم السلام) را برساند!
ياعلي

در کتاب روضه و فضائل شاذان بن جبريل قمي روايتشده از عبد الله بن ابي اوفي از رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
و در کتاب المحجه محدث بحراني روايت کرده از جابر از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام)فرمودند :
پادشاه عالم چون ملکوت آسمان را به ابراهیم نشان داد ٬ ابراهیم به جانب عرش نگریست ٬ نوری عظیم دید٬ گفت: خداوندا! این نور چیست؟
فرمود: صفوت و برگزیده من محمد(صلي الله عليه و آله است) است .
گفت : در پهلوی آن نور٬ نوری دیگر می بینم .
فرمود : آن نور برادر او و وصی او ٬ علی بن ابی طالب (عليه افضل الصلاة و السلام)است .
گفت : خداوندا! نوری دیگر می بینم نزدیک هر دو نور .
فرمود : نور فاطمه(سلام الله عليها) است ٬
دختر محمد (صلي الله عليه و آله است)که به نزدیک پدر و شوهر است .
دوستان خود را از آتش جدا کند٬ چنانکه مادر فرزند را از شیر جدا کند و از برای این است که وی را فاطمه (سلام الله عليها) نام نهاده ام .
گفت : خداوندا! دو نور دیگر از گرد ایشان می بینم .
فرمود : آن دو نور فرزند ایشان حسن و حسین (عليهما السلام)اند .
گفت : پادشاها! نُه نور دیگر از گرد ایشان می بینم.
فرمود: آن نور امامان است از فرزندان حسین (عليه السلام)که حجٌت من اند در زمین .
گفت : خداوندا! نورهای بسیار می بینم از گرد ایشان در آمده .
فرمود : آن شیعه و محبٌان علی (عليه السلام)اند و شیعه فرزندان او .
گفت : پادشاها! ایشان را به چه چیز شناسند؟
فرمود:
به پنجاه و یک رکعت نماز کردن
و انگشتری در دست راست کردن
و بسم الله الرحمن الرحیم در نماز بلند گفتن
و پیش از رکوع قنوت خواندن
وسجده شکر کردن .
*****
ابراهیم نبي گفت : خداوندا! مرا از شیعه علی و فرزندان او گردان .
*****
حق تعالی ٬ رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - را خبر داد و در قرآن این آیه فرو فرستاد که
:« وَ اِنٌ مِن شیعته لابراهیمُ اذ جاءَ ربٌهُ بِقلبٍ سلیم» .
در روايت مفضل بن شاذان است که گفت روايت کرده اند از براي ما که در وقتيکه حضرت ابراهيم احساس مرگ نمود روايت فرمود اين حديث شريف را بجهه اصحابش و به سجود رفت پس قبض کرده شد روح مقدس آن حضرت در هنگام سجود!
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد ...
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد،
سوگند به هر چهارده آیه نور ...
سوگند به زخم های سرشار غرور،
آخر شب سرد ما سحر می گردد ...
مهدی به میان شیعه برمیگردد
اللهم عجل لوليك الفرج...
***ياعـــــــلي***
عمر و اصالت حرامزادگيش نزد شيعيان معلوم كه بوده هيچ
اين طينت خبيث درحال معرفي به جهانيان است!!
در ماه مبارك رمضان كانال ام بي سيMBC سعودي شروع به نمايش فيلم عمر ملعون را كرد و نام تعدادي از سازندگان فيلم مختار ثقفي در اين فيلم برده شده است كه به ياري تيم سازنده فيلم اين ملعون شتافته اند!!!!!
لعنت بر عمر
دنيا به جايي رسيده است كه مدعيان تشيع آنقدر تبري از اعداء الله را فراموش كردند كه به راحتي تن به اين ذلت دنيوي و اخروي داده اند.
دين ما تولي و تبري است
از علامات عدم اظهار تبري و عقايد شيعي همين فراموشي دين و مذهب است
مدارا به جايي ميرسد كه شيعيان حضرت اميرالمومنين بخاطر دنياي خود
دوست و دشمن را يكي دانسته و به ياري شيطان ميروند!
لعنت بر عمر
به گزارش «جوان»، تاكنون در محافل خبري نام «عبدالله اسكندري» به عنوان طراح چهرهپردازي اين سريال موهن شنيده شده است،
اما بررسي عنوان بندي آغاز و پايان اين سريال و مقايسه آن با عنوان بندي سريال عمر نشان ميدهد كه «آذر محمدي» و «جليل فتوحينيا» طراح لباس و طراح صحنه سريال مختارنامه نيز در ساخت اين اثر مشاركت داشتهاند.
حضور آنان در اين سريال آن قدر مهم بوده كه نام آنها در عنوان بندي آغازين سريال درج شده است.
و ديكر دست اندركاران سريال مختار نيز در اين فيلم تخيلي توهمي حضور دارند
براي خواندن بقيه مطلب
به وب دوست عزيز
http://boiebahar.blogfa.com/
رجوع كنيد!!!
اللهم عجل لوليك الفرج
ياعـــــلي



يازهــــــــــراء


همیشه در تاریخ اسلامی ماه مبارک رمضان همراه با رسوم و آدابی خاص بوده که این ماه مبارک را از بقیه ماه ها متمایز میگرداند البته بیشتر این اداب و رسوم در زندگی پر مشغله امروز به فراموشی سپرده شده و کمتر از آنها یاد می شود ولی برخی از این رسوم به خاطر اهمیت ویژه و فوق العاده ای که داشته و دارند لازم است که تجدید شده و زنده شوند

یکی از این آداب مراسم «مراد کشون» یا «ابن ملجم کشون» است البته در حال حاضر بیشتر این مراسم را با نام «کله پاچه خورون» می شناسند اما تاریخچه این رسم چیست؟
در قدیم رسم چنین بوده که همزمان با 19 ماه مبارک رمضان و ضربت خوردن امیرمومنان علیه السلام مراسم احیاء شب قدر و عزاداری حضرت امیرالمومنین انجام می شده است و این عزاداریها تا شب هفتم مولا ادامه پیدا می کرده است یعنی تا روز 27 ماه مبارک رمضان شام 27 یعنی همان شب 28 مراسمی برگزار میشد تحت عنوان مراد کشون!

به این نحو که آدمکی به نماد و نشانه ابن ملجم مرادی قاتل حضرت امیرالمومنین درست میکردند و پس از گرداندن آن در محل در میدان گاهی آن آدمک را به آتش میکشیدند تا مظهر بغض و بیزاری آنان از این جرثومه کثیف و جنایت او باشد شبیه همان رسمی که در 9 ربیع الاول در مورد قاتل حضرت زهرا(سلام الله عليها) یعنی عمر بن الخطاب ملعون صورت می گیرد بعد از این مراسم نیز در مکانی جمع می شدند و افطار می خوردند که غالبا در این شب «کله پاچه» بوده است و از همین رو این مراسم به کله پاچه خورون نیز معروف شده است.
باتشكر از ديوان اشعار تبري





اما عايشه كشون
كه مناسبتش در 17 ماه رمضان است در اين روز دوباره اين جشن احيا ميشود
زيرا از جمله ملعوناني كه در شهادت مولا اميرالمومنين(عليه افضل الصلاة و السلام)
به شادي پرداخت همان ملعونه عايشه لعينه است كه با يكي از كارهاي خبيثانه اي كه عداوت او را با حضرت اميرالمومنين(عليه السلام) نشان ميدهد نامگذاري غلام خود به نام عبدالرحمن ملعون نام قاتل سيد الاوصياء است
كه خود علت اين نامگذاري را گفته است
در كتاب رياحين الشريعه
جلد2
ص29
آمده است:
((نيز از مسروق روايت كرده است كه من داخل شدم بر عايشه و در خدمت او نشستم غلام خود را بخواند چون غلام آمد ديدم غلام اسودى است نامش عبدالرحمن پس عايشه گفت اى مسروق آيا مى دانى چرا نام اين غلام اسود را عبدالرحمن نهادم مسروق مى گويد گفتم نمى دانم عايشه(ملعونه) گفت به جهت حبي كه با عبدالرحمن بن ملجم دارم.))



پس لعن فرستادن به عايشه ملعونه
را زمان خوردن کله پاچه سر سفره افطار يادتان نرود


لعنت بر عايشه ملعونه
لعنت بر ابن ملجم
لعنت بر عمر





اللهم عجل لوليك الفرج
ياعــــلي








همواره در ابهام هستی یا خدیجه
منصوره اسلام هستی یا خدیجه
کوری چشم عایشه نزد پیمبر
شایسته اکرام هستی یا خدیجه



بر اهل ولا مادر و اُم هست خدیجه
نی عایشه که خصم نبی بوده همیشه
پس عایشه را مادر خود هر که بداند
برکنده شود زندگیش از بن و ریشه
در مشکله و غم بنما لعن نثارش
بنگر به چه سرعت برسی سوی نتیجه







بقية الله خيرُ لكم 





عن الفضيل بن يسار قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول :
من مات وليس له إمام مات ميتة جاهلية
ومن مات وهو عارف لامامه لم يضره تقدم هذا الامر أو تأخر
ومن مات وهو عارف لامامه كان كمن هو مع القائم في فسطاطه1 .
عن زرارة عن أبي عبد الله (عليه السلام)
قال اعرف امامك فإنك إذا عرفته لم يضرك تقدم هذا الأمر أو تأخراينها همه قواعد و قوانيني است كه براي ما وضع شده اند
قانون واضحيست :
امامت را بشناس = به غایت و هدف رسیده ای
از ابوبصیر نقل كرده كه امام باقر (عليه السلام) به من فرمود:
هل عرفت إمامک؟
قال: قلت اي والله قبل ان اخرج من الكوفه
قال (عليه السلام) :حسبك اذن.


اولين قدم براي ياري امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) معرفت ايشان است!
*علم با معرفت تفاوت دارد
علم: وجود صورت ذهنی
معرفت: وجود صورت ذهنی و همچنین نقش بستنش در قلب
معرفت يعني ادغام عقل و قلب باهم
علم و معرفت معانيشان جداست!




قالت الأعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولكن قولوا أسلمنا ولما يدخل الإيمان في قلوبكم3
اعراب ايمان أوردند اما به خيال خود ايمان اورده اند
به توحيد,نبوت,صلاة,زكات و ... اعتقاد و علم داشتند

براي مثال:
*من یتوکل علی الله فهو یکفیه
فردی با ادله و وقائع و داستانها به اثبات كفايت توكل می پردازد اما وقتی نوبت به خود میرسد قلب او نمی گذارد توکل کند زیرا امر توکل از نظر عقلی (علمی) برایش اثبات شده اما به آن معرفت(قلبی) پیدا نکرده است!
برای همین این روایت شریف میفرماید اعرفوا امامکم نه فرمود اعلموا،
آمنّا در آیه بالا نیز به همین اشاره دارد که ایمان آنان در حد علم است نه معرفت
پس به آنان فرمود بگویید أسلمنا و لم تومنوا
زمانیکه وارد قلب فرد شود و تساوی بین عقل و قلب ایجاد شود این فرد به درجه معرفت رسیده و ایمان آورده است!
إعرف إمامک یعنی اینکه تساوی در عقل و قلب ایجاد شود درمورد امام معصوم(علیه السلام).





*و إنّ الله لهادٍ الذین آمنوا الی صراط4
مگر اینجا مخاطب کسانی نيستند که ایمان آوردند پس چرا خداوند متعال میفرماید به صراط هدایتتان میکنم؟
بقيه در ادامه مطلب

شعبان و شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقية الله آمد
با جلوه سجاد، اباالفضل و حسين
يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد 

















نسيم خوش ماه شعبان وزيدن گرفته است
تا اشتياق ورود به ماه رمضان را
در اين گرماي داغ تابستان لذتبخش كند،
ماهي كه واسطه ورود به زيباترين ماه سال است





خداوندا به حق این سه مولود
بده اذن قیام میر موعود
که گیرد انتقام از آن سه مطرود
شود زهرای اطهر شاد و خوشنود

















پيامبرگرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) روز ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رايوم
الخلاص ناميده اند. (1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) نيز آن
روز خجسته رايوم الخلاص نام نهاده اند.(2)




1)عن أبی ربیع الشامی قال: سالت اباعبدالله(علیه السلام) عن قول الله عزوجل: یا ایها....لما یحییکم،
2)قال الامام محمد الباقر(علیه السلام) أنه قال فی قوله تعالی: استجیبوا ... لما یحییکم،
3)عن أبی جعفر(علیه السلام) فی قوله: یا ایها الذین.... لما یحییکم،
تمام این معانی شریف نشان میدهد
که معنای زندگی که پیامبر برای آوردن آن برای جهانیان مبعوث شدند
همانا ولایت أمیرالمومنین و سید الوصیین علی بن أبیطالب(علیه افضل الصلاه و السلام) است!
یاعـــــلی
2. روزگار رهايي ج 1 ص 567
3.تفسیر البرهان/سوره انفال
حامى و يار نگهدار نبى حافظ دين نبى همچون على
اى ابوطالب ثناى تو سزاست جام ما لبريز عشق مرتضاست

همین بس در علوّ مقام حضرت ابوطالب که روایت کرده اند در مقامشان:
عبدالمطلب حجت خدا و ابوطالب وصیّ او بوده است(1)
*****
نورٌ علویّ
* امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:
« اگر پدرم [ابوطالب] تمام کسانی را که روی زمین گناه کردند شفاعت کند خداوند شفاعت اورا میپذیرد(2)
*****حضرت امام رضا علیه السلام فرموده اند:
اگر در ایمان ابوطالب تردید کنی، راه آتش را در پیش گرفته ای.(3)

یا حضرت معصومه، ای یادگار زهرا
بزم عزا به پا کن امشب برای بابا
ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن
موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان
شهادت غریبانه ی امام کاظم علیه السلام تسلیت باد











معانی اسم امام کاظم(علیه السلام) از نظر
لغوی:
.....
اصطلاحی:
....
سوم: الکاظم : الحابس
کظم السر یعنی حبس کردن راز را
در حقیقت یعنی ذاتی که حبس کرد سر خداوند را در آن،سرّ خداوند مکظوم(محبوس) است در این ذات
مخزن اسرار الهی در واقع در قلب امام موسی بن جعفر(علیه السلام) حبس گشته است.
امام كاظم(علیه السلام) فرموده اند:کسی که روح الامین است طایر حرمش
هجوم حادثه بر هم زد آشیانش را
به حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شد
به جان خرید بلاهای شیعیانش را . . .
((به ادامه مطلب رجوع شود))
(إن السعید کلّ السعید حقّ السعید مَن أطاعک و تولّاك من بعدی)1
(( فَلیَنظر الإنسانُ إلی طعامه))2
(قال: قلت: ما طعامه؟ قال: علمُه الذي یأخذه، ممّن یأخذه)3
(کَذبَ مَن زَعمَ أنّه من شیعتنا و هـــــــو متمسّك بعروةِ غیرِنا)4
(طلبُ المعارفِ من غیرِِ طریقنا أهل البیتِ مساوقٌ لإنکارنا) ؟!
(مَن أصغی إلی ناطق فقد عبده، فإن کان الناطقُ عن الله فقد عبدَ الله، و إن کان الناطقُ ینطق عن لسان إبلیسَ فقد عبدَ إبلیس)5
بســــم الله الرحــــــــــمن الرحـــــــیم
یازهــــــــــــــــراء
حیاة القلوب علامه مجلسی
و در حدیث معتبر منقول است که :
مامون ملعون از امام رضا(علیه السلام) پرسید از تفسیر این آیات،فرمود:
موسی(علی نبینا وآله و علیه السلام)داخل شهری از شهرهای فرعون شد در وقتی که اهل آن شهر غافل بودند در میان وقت نماز شام و خفتن، پس دو شخص را دید که با یکدیگر مقاتله می کردند که یکی شیعه ی او بود و دیگری دشمن او، پس یاری طلبید از او آنکه شیعه ی او بود برای دفع ضرر انکه دشمن او بود، پس حکم کرد موسی بر دشمن خود به حکم خدا و دستی بر او زد و او مرد، پس موسی(علی نبینا وآله و علیه السلام) گفت که:
این عمل از شیطان بود، یعنی مقاتله و جنگ این دو مرد از کار شیطان بود نه فعل موسی(علی نبینا وآله و علیه السلام)، بدرستیکه شیطان دشمنی است گناه کننده و دشمنی را ظاهرکننده.
مامون ملعون گفت: پس چه معنی دارد قول موسی(علی نبینا وآله و علیه السلام)
"ربّ إنّی ظلمت نفسی فاغفرلي"،
حضرت(علیه السلام)فرمود:
ظلم وضع شئ است در غیر موضعش، یعنی: نفس خود را در غیر موضعش گذاشتم که داخل این شهر شدم، پس پنهان دار مرا از دشمنان خود که به من ظفر نیابند،پس حق تعالی او را مستور داشت، بدرستی که خدا پوشاننده و رحیم است.
.........
مامون ملعون گفت: خدا تو را جزای خیر دهد ای ابوالحسن، پس چه معنی دارد قول موسی که با فرعون گفت "فعلتها إذاً و انا من الضّالّین"؟
امام رضا (علیه السلام) فرمود که:
فرعون گفت در وقتی که حضرت موسی به نزد او آمد که تبلیغ رسالت نماید
که "وَ فعلتَ فعلتک الّتي فعلتَ و أنت من الکافرین" موسی فرمود:
"فعلتها إذاً و أنا من الضّالّین" یعنی:
کردم آن کار را- که کشتن آن مرد باشد-در وقتی که راه را گم کرده بودم و به شهری از شهرهای تو داخل شدم، پس گریختم از شما چون از شما ترسیدم، پس بخشید مرا پروردگار من حکمی، و گردانید مرا از پیغمبران مرسل.
ادامه دارد...
آقا جان!
نه شرم و حیا داریم، نه عار داریم از شما
اما گله، بیشمار داریم از شما
مامنتظر شما نیستیم آقاجان
تنها همه انتظار داریم ازشما
.....
اللهم عجل لولیک الفرج
یــــاعــــــلي