خوبید؟؟؟؟
خیلی وقتا از خیلیاتون خبری ندارم..امروز اول ماه محرمه...دل برا همه دوستام تنگ شده...
از فردا وارد هفته ۳۵بارداری میشم کم کم این روزای سخت تموم میشن و من دخترنازم رو تو آغوش میگیرم.اتاقت اماده شده و سیسمونیت رو هم چیدیم...
من هنوز میرم سر کار ونمیخوام زود برم مرخصی...خدارو شکر باباجونی هم تو کارای خونه خیلی کمک میکنه..خدا حفظش کنه...
خدایا کمکم کن ی زایمان راحت داشته باشم...تاریخ زایمانم ۱۰ اسفنده...الهی به امید تو...
میم مثل مادر...
من مادر شدم ...الان تو هفته ۳۰بارداری ام...روزای خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم اما این سختی شیرین ترین سختی دنیا بود...راستی نی نیم دخمله خیلی خوشحالم چون هم من هم بابایی دوتایی دختر دوست داشتیم...
دوستای گلم برام دعا کنید تا بسلامتی دخترم بدنیا بیاد...
واقعا راسته تا مادر نشی نمیفهمی مادر یعنی چی...مامان مهربونم خیلی دوست دارم ممنون بابت تمام زحمت هایی که برام کشیدی...
ی نی نی جدید
بعد از یک هفته اسم نی نی مشخص شد هر کسی ی چیزی میگفت اکثرا میگفتن چون ۱۹رمضان متولد شده اسمش رو بذارین علی...بالاخره بعد از چند روز اسم گل ژسر شد ایلیا...قربونش بره خاله الان ۲۲دو روزشه همش گریه میکنه و خواب نمیره مامانش خیلی نگرانه...
.gif)
سال 1392 مبارک...
۲۷اسفند۹۱ به اتفاق خانواده همسرم(مادر شوهرمهربون+داداش و زن داداش همسرم) و خانواده پسرعموشون عازم سفر شدیم ۲روز تهران بودیم بعد از تهران رفتیم طرف شمال نمک آب رود.ساری.بابلسر.نوشهر بعدا از گردش وتفریف در هوای شمال ایران عازم مشهد مقدس شدیم شب رو گرگن خوابیدیم دوباره صبح حرکت به مشهد ساعت ۶عصر رسیدیم مشهد آخه بین راه توقف زیاد داشتیم تازه مادر شوهر عزیزم توی یک پارک آش خوشمزه برامون درست کرد
روزای بعدش هم مشهد واطرافش تفریح کردیم(طرقبه-شهربازی-باغ وحش-پارک ملت و...) تاریخ۷فروردین هم بسلامتی رسیدیم خونه خودمان...
دیروز هم کلی خونه ها رفتیم عید دیدنی...امشب هم خونه نازی جون شام دعوتیم راستی نازی جون داره مامان میشه ...
خدای مهربون بابت تمام خوبی هایی که بهم دادی ممنونم بابت سلامتی مامانم بابت پدر ومادر وخواهر برادرهای خوبم واز همه مهم تر بابت همسر خوب ومهربونم ی دنیا ازت ممنونم....gif)
سفر به دریا
امروز ظهر داریم میریم برا گردش بندرعباس ۲روزی بندر هستیم...راستی میدونستید من متولد بندرعباسم...دعا کنید که بسلامتی بریم...هیچکس باهامون نیست فقط من وهمسر عزیزم میریم به طرف دریای بیکران...
روزای زمستونی
یاد گذشته ها...
دوم سلام به تمام دوستای گلم که تو این چند سال باهام بودن...
بعداز اینکه مامان تو بخش پیوند بستری شد من شب و روز بی قراری میکردم چون قرار بود یکماه مادرت رو نبینی.بخش پیوند اینجا نمیذاشتن نه بیمار رو ببینی نه صداش رو بشنوی ۱۰روزه دیگه عروسیم بود ولی مامان میگفت تو رو خدا عروسیتون بگیرید چون زیاد هزینه کردن اما من چطور میتونستم بدون مادر عروسی...روزای سختی رو داشتم همه دعا میکردن تا اشکام خشک بشه هیچ کس نمیتونست منو آروم کنه مدام از حال میرفتم تاریخ عروسی رو انداختیم برای ۸مهرماه...مامان توبیمارستان لحظه به لحظه بدتر میشد چون ساعتی سه سرم شیمی درمان از طریق گردن بهش تزریق میکردن یعنی روزی ۳۰سرم بدنش کامل ضعیف شد...چند روز بعد پیوند سلولهای بنیادی مامان رو آغاز کردن...اما حالش بد بود و پلاکت بالا نمی امد تنها کسی که منو آروم میکرد امام رضا بود نامزدم بلیط هواپیما گرفت منو برد مشهد وارد حرم شدم دلم مثل بلوری شکست گفتم یا امام رضا با دل شکسته اومدم برا کسی شفا بخوام که خیلی بهت اعتقاد داره خیلی دوستت داره یا امام رضا مامانم فقط ۱۶سال از من بزرگتره اگه شفاش ندی دیگه مشهد نمیام تو رو بحق جوادت کاری بکن...حرم خیلی شلوغ بود ۴ساعت با دل شکسته التماس امام رضا کردم...برگشتم هتل از خانم موسوی مسئول بخش پیوند برام پیام اومد که معجزه شده پلاکتهای مامانت اومدن بالا ...مامانت میگه فکر کنم امام رضا جواب دخترم رو داده...خلاصه میگم ۳روز بعد مامان گلم مرخص شد تا یک هفته شب و روز فقط نگاهش میکردم وخدا روشکر میکردم...راستی تمام پرسنل خانم بخش پیوندمغز استخوان دلسوزانه برا مامانم تلاش کردن همشمون الان جز دوستای خوبم هستن...
منم همه کارام رو کردم وخدا روشکر مراسمی فوق العاده گرفتیم امروزم دقیقا تولدمه و خیلی خیلی همسرم رو دوست دارم امروز ۱۹ روزه که ما زندگی مشترکمون رو آغاز کردیم...
این روزا واقعا درگیر کارای عروسیمم خونه گرفتیم/لباس عروسم رو انتخاب کردم/کارت عروسیمون رو هم دادیم چاپ کنند...
فردا هم میریم آزامایشای عقدمون رو انجام بدیم...مجتبی خیلی ماهه/یه فرشته به تمام معناست...
خدایا ممنونم تا آخر هوامو داشته باش...
عروسی بعد از ماه مبارکه جای همتون خالیه...

فاطمه مراسم نامزدیم بود جای همتون خالی ...


و...



دوستای گلم سلام خیلی دلم براتون تنگ شده...
من خیلی خوشبختم خیلی خیلی .خدا رو دوست دارم برا همه مهربونیهاش برای همه محبتاش
نی نی ما خیلی بزرگ شده عشق خاله است.
ب مثل بهار
سلام بر تو ای بهار، ای بهار مهربان، ای بهار خوش زبان...
سلام بر صفای کوهسارانت،
سلام بر نوای جویبارانت.
ای بهار مهربان، ای قصیده جهان، با شکوفه همزمان.
با من همچو باد ناز، بر کویر دل بتاز.
با من هچو گل بخند، با من همچو گل بساز.

(( کجا هستم ))
کجا هستم کجا هستی،یه حسی بین ما کم شد
دلم هوای عشقُ داشت، دلت حوای عالم شد
بهت گفتم که مدیونی به این چشمای بارونی
بهت گفتم که باور کن ، ازم چیزی نمیدونی
گذشتی از کنار من، نخواستی عاشقت باشم
نذاشتی با نگاه تو، پر از احساس و رویا شم
بهت گفتم ، بدون دیره ، دلم بدجور دلگیره
تو خندیدی و فهمیدم ، دلت پیش کسی گیره
نفهمیدی تو حرفامو ، همه فکرتو رفتن بود
سکوت تا آخر دنیا ، تمام قصه ی من بود
گذشتی از کنار من، نخواستی عاشقت باشم
نذاشتی با نگاه تو، پر از تصویر رویا شم
**************
پیام متن:
1. زیبایی و شکوه بهار، درس مهرورزی و دگرگرایی و گره گشایی به آدمیان می دهد.
2. بهار؛ یعنی خداوند فراموششان نمی کند؛ و جلوه گری دوباره بهار، دل ها را در یاد خویش عطرآگین می سازد.
3. با دیدن جلوه های خداوند در فصل بهار، بیش از پیش به عظمت و مهر خداوندی پی می بریم.
کمتر از طبیعت نباشیم، ما نیز دگرگون شویم
طبیعت به عنوان یکی از نشانه های خدا، سرشار از درس و عبرت است. دلی که بیدار است، در هر پدیده ای عبرتی می بیند و از هر نشانه ای، درسی می آموزد. بیداردلان، از بهار، درس تحول و نوشدن می آموزند. به تعبیر رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «آن کس که با تغییر دنیا از وضعی به وضع دیگر آگاه نشود، از غافل ترین مردمان است».
اگر طبیعت شکوفا و زیبا می شود، ما نیز می توانیم. اگر بهار، فصل سرزندگی و طراوت است، چرا ما این گونه نباشیم؟ از امام خمینی رحمه الله در این باره نقل است:
در دعای روز نوروز، از خدای متعال درخواست می کنیم که حال ما را به بهترین حالات برگرداند. هرجا که باشیم و هر چه نیکویی در حال ما باشد، نیکوتر از آن هم هست. باید توجه داشته باشیم که دگرگونی هر پدیده ای در عالم، به دست انسان است و همه تحول ها با اراده انسان انجام می گیرد. اگر انسان بخواهد در وضعیت جامعه خود، کشور خود و زندگی خود تحول ایجاد کند، باید این تحول را در خود آغاز کند؛ تحول اخلاقی و درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم (شدن) در برابر اراده خداوند عالم و آفریننده هستی؛ که این تحول، سعادت انسان ها را تضمین می کند.
![]()
![]()
![]()
![]()
دوست گلم سلام ببخشید که کم میام به وب اما همتون رو خیلی دوست دارم...
دوستای گلم آدما خیلی بد هستن هیچ وقت به اونا اعتماد نکنید باهاشون درد دل نکنید کی از زبون آدم به آدم نزدیک تره که هر چی تو قلبت هست رو به دیگران میگه وقتی زبون آدم اینقدر بده از دیگران چه توقع ای باید داشت...
یکی از دوستای خوبم الان دوماهه تو کماست براش دعا کنین...
.
امیر محمد نی نی سحر خیلی بزرگ شده عشق خاله است...
چه زود گذشت امسال اصلا باورم نمیشه ۲۸روز دیگه عیده
من اومدم دوستای گلم
![]()
سلام سلام هزارتا سلام به شما بهترین دوستام زهرا.سارا.غزل.فائزه و...وهمین طور خاله فاطی مهربونم
ببخشید که دو ماه نبودم از حالا هرروز هستم وبهتون سر میزنم...





ترسم این است که پاییز تو یادم برود
حس اشعار دل انگیز تو یادم برود
ترسم این است که بارانی چشمت نشوم
لذت چشم غزل خیز تو یادم برود
بی شک آرامش مرگ است درونم٫وقتی
حس از حادثه لبریز تو یادم برود
من به تقویم خدایان زمان شک دارم
ترسم این است که پاییز تو یادم برود
با غزلها ت بیا چون همه چیزم شده اند
قبل از آنی که همه چیز تو یادم برود
تولدت مبارک

سلام دوستای گلم امروز تولد وبلاگمه...کاش وقت داشتم کلی جشن میگرفتم و همتون رو دعوت میکردم
یکماه دیگه برمیگردم و به تک تکتون سر میزنم به خدا بیمعرفت نیستم ...برگشتم براتون توضیح میدم...
راستی دوستای گلم ۲۷مهر روز تولد امام رضا دقیقا روز تولد منه...یا امام رضا خودت کمکم کن...

ماه مهر رو خیلی خیلی دوست دارم...

وبلاگ نازم تولدت مبارک...
این کیک تولد نوش جونتون...


سلام به دوستای گلم من یه مدتی نیستم وقتی برگشتم به تک تکتون سر میزنم

خالصانه ترین سلام در این روز گرم تابستانی تقدیم میکنم به شما دوستای گلم
اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره ...
|
| ||
|
ای پرنده مهاجر، سفرت سلامت اما به کجا میری عزیزم؟ قفس تمام دنیا روی شاخه های دوری، چه خوشی داره صبوری؟ وقتی خورشیدی نباشه، تا همیشه سوت و کوری میگذره روزهای عمرت، توی جاده های خلوت تا بخوای برگردی خونه، گم میشی تو باغ غربت واسه ما فرقی نداره، هر جا باشیم شب نشینیم دلخوشیم به اینکه شاید، سحر رو یه روز ببینیم آخرش یه روزی هجرت در خونتو می کوبه تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون غریبه
| ||
سلام به همه دوستای گلم ...تو رو خدا منو ببخشین که اینقدر دیر اومدم
۱-...
۲-پسر دایی ام چند روز پیش فوت شد...خیلی خیلی دلم سوخت ۳۰سال بیشتر نداشت و دوتا بچه کوچولو...دیروز هفتمش بود...هیچکس لحظه ای آروم نمیگرفت ...(خدا رحمتش کنه)
۳-این چند روز جشنواره ساختمان داشتیم حسابی سرم شلوغ بود...اما بهم خوش گذشت ...من عاشق جشنواره ام...به امید جشنواره بعدی
۴-روزهای فرد کلاس زبان دارم ...و روزهای زوج تری دی دارم...این کلاسو دوست دارم دانشگاه برامون گذاشته خدا کنه زود یاد بگیرم
۵-نی نی جونم هم داره بزرگ میشه و عشق خاله خدا حفظش کنه...

یه روز تلخ یه روز شیرین
دیروز خیلی دلم گرفته یه عالمه گل برداشتم و رفتم سر خاک مامان بزرگ کلی گریه کردم آخه دلم براش یه ذره شده بود...بعد رفتم سر خاک شهدا...مراسم بود و زیارت عاشورا گوش کردم...مامان بزرگ گلم فردا سومین سالگرد سفر توست دوست دارم امسالم مثل پارسال بتونم سالگرد خوبی برات بگیرم...خیلی خیلی دوست دارم....
امشب شب خواستگاری نازنینه...


دیشب هدیه روز مادر رو به بهترین مامان دنیا تقدیم کردیم...مامان گلم خیلی خوبی ...
خدایا به تو پناه میبرم...


دیروز رفتم دانشکده درگیر این پروژه بودم...داشتم از حال میرفتم که محبوبه از بچه های معماری اومد و کلی باهام درد و دل کرد حسابی اروم شدم ...بعد از ظهر با ندا و فاطمه رفتیم بیرون خیلی بهم خوش گذشت...الان حالم خوبه...دارم کارا پروژه رو انجام میدم...

دلم برای یه جشنواره دیگه تنگ شده...


نی نی جونم حسابی داره بزرگ میشه ماشالله روز به روز خوشکل تر و نانازتر...الان با مامان و باباش رفتن مسافرت زود برگرد عمرخاله...


خدایا یه اعتماد به نفس بالایی بهم بده...

این روزا دلم خیلی برا مامان بزرگم تنگ میشه ...خدا رحمتش کنه
ببخشید دوستای گلم که اینقدر دیر آپ کردم ...اما درسم تموم بشه هر روز آپ میکنم...

دلتنگی...
.jpg)
دلمان خوش است که می نویسیم
و دیگران می خوانند
و عده ای می گویند
آه چه زیبا و بعضی اشک می ریزند
و بعضی می خندند
دلمان خوش است
به لذت های کوتاه
به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند
یا کسی عاشقمان شود
با شاخه گلی دل می بندیم
و با جمله ای دل می کنیم
دلمان خوش می شود
به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنیم
و چه ساده می شکنیم
همه چیز را...
*****************************************************
اصفهان...نصف جهان

سلام دوستای گلم خوبین
خدارو شکر سفر اصفهان سفری پر خاطره و بیخطر و خوب بود...البته یکم سختی داشت...اصفهان خیلی خیلی شلوغ بود انگار از کل ایران همه فقط اصفهان رو برای عید انتخاب کرده بودن...تازه قیمت ها هم ۴برابر شده بودن...منم مجبور بودم خرید کنم اخه بد میشد بری نصف جهان و سوغات نیاری برای دوستات...برای چندمین بار به همه بناهای تاریخی سر زدیم...در کل خیلی خوش گذشت...چند تا عکس تو ادامه مطلب گذاشتم ببینید
ادامه مطلب...
آخ جون اصفهان عشق من

ااااااااااااااااااااااااصصصصصصصصصصصفهههههههههااااااااننننننننننن
وای خدایا ممنونم رفتن منم به اصفهان ردیف شد...من و داداش و مامان وبابا هستیم اولین باره که ۴نفره میریم آخه همیشه چندتا خانواده بودیم...
دوستای گلم دعا کنین یه سفر بیاد موندنی باشه برام...بیخطر بریم و برگردیم...خدایا میشه برگردم و برای دوستام بنویسم همه چی آرومه وخیلی خوش گذشت(الهی آمین)یا حضرت رقیه یاریمان کن













.jpg)

