من همانم.....


امشب کاغذهایِ سپیدِ دفترم ، وسوسه ام می کنند


که از تو بنویسم ،


سیگاری خاکستر می شود و تو نوشته می شوی ...


اما من که خوب می دانم ماهِ من


شعرهایم از خاطرت رفته اند


من از خاطرت رفته ام ...


اما من همانم !


همان شاعرِ لحظه هایِ عشق و جنون


همان شاعرِ روزهایِ دلواپسی


من همان ترانه سُرایِ پاییزم


همان شَبگردِ غزل واره هایِ مستی و دلدادگی


من همان سرودِ دلواپسِ عصرِ زمستانم ...


تو ماهِ من بودی


اما من ستاره ی بی نام و نشانِ توأم


که در بدرِ کوچه هایِ بی تو بودنم


آواره ی تنهایی ام ...




دوستت دارم


دوستت دارم


چنان قبراق


مثل چایی عصر


چنان خوشایند


مثل حتما


چنان دلچسب


مثل “منم”


پشت در


چنان طولانی


مثل انشاالله..



شاید فردایی نباشد


تصمیمم را گرفته ام …. 

از امروز….

تمام احساسی که به ” تو ” دارم را بیان می کنم… 

می گویم که دوستت دارم , دلتنگتم , به آغوشت نیاز دارم !

شاید که مغرور شوی , 

یا اینکه کمتر دوستم بداری

و یا حتی ترکم می کنی و تنها بمانم ! 

اما مهم نیست ، مهم این است :


شاید فردایی نباشد , تا عشقم را به پایت بریزم !




.......


وه چه شود اگر شبی؟ بر لب من نهی لبی


تا به لب تو بسپرم، جانِ به لب رسیده را



بالاخره میبینمت


کششــی کــه عشــق دارد،نگــذاردت بــدینســان


بــه جنــازه گــر نیــایــی،بــه مــزار خــواهــی آمــد . . .


خدایا....


ﺧﺪاﯾـــــﺎ ﺷِﻔـــﺎ ﯾﻌﻨــﯽ "ﺗــــــــــــ♥ــــــــــﻮ"


وﻗﺘــﯽ در دﻟــ ــــــــــﻢ ﻧﺒـﺎشــ ــــــی ،


ﻣـــﻦ ﻣﺠﻤــــﻮﻋـ ـــﻪ ای مــی شــ ـــوم ازدردﻫـــﺎ...


حماقت شیرین


حماقتِ شیرینی است

دوست داشتنَ‌ت

هر چند که می دانم

نه می آیی

نه می مانی...


دلتنگتم


ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺧﻮﺑﯽ ؟ !
ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺘﻢ

ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ


ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯﺕ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ ؟

ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ


ﺗﻮ ﺍﺻﻼ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺭﺍ

ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ



......



مــَـرد است . . .


نه صورتش به ظریفی صورت توست نه پهنای دستانش قابل مقایسه با دستان لطیفت !

مــَرد است ، نمیتواند غم هایش را زیر رژ لب های رنگی پنهان کند . . .


نمیتواند دقایق دلتنگی اش را با بازی کردن موهای بلندش از یاد ببرد !


بغض هایش را در تاریکی میترکاند


شاید ته ریش قشنگ و یک دستی نداشته باشد یا چشمانش دلت را بزند . . .


اما اعتراف کن غرور مردانه اش دلت را به وسوسه می اندازد




سعی کنیم بهترین باشیم


مــن یـه دختـــرم... (!)

اگـــه خـــودمو لــوس نکنــم

اگــه باهــات قهــر نکنم و نــاز نکنم

اگــه وقتــی چشات میچــرخه از حســودی دیوونــه نشـم

اگــه از نظــر دادنــات خوشحـال نشم

اگــه به خــاطر تو به خــودم نرسم

اگــه سر به ســرت نـزارم

اگــه بـرات گریــه نکنم

اگــه وقتــی پاســتیل میبینــم پیرهنتــو نکشــم

اگــه لب و لوچــه آویــزون نکنــم تا بغلــم کنـی

اگــه بهـت نگـــم آقامـــون

اگــه بـرات مظلـــوم بازی درنیـــارم

اگــه از سرو کــولت نــرم بالـا

اگــه گوشتـــو نپیچونم و نگــم تو فقــط مال مــنی

اگــه وقتی کـار بــدی کردم بـا تـرس بهـت نگم

اگــه لــج بازی نکنــم

اگــه ...
اون مـــوقع که تو دیــگه دیوونـــم و عاشقــم نمیشــی !

تــو عاشـــق اینی که مــن یه خانــم کامــل باشــم!خانم تـــو!

امـــا!!!

تـــو پســری... (!)

اگــه برام غیرتی نشی

اگــه روم حساس نباشی

اگــه ته ریش نداشته باشــی

اگــه باهــام مهربــون نباشــی

اگــه بهم اخــمای کوچــولو نکنــی

اگــه دستمو محکم نگیری

اگــه نگی هرکــاری کردی راســت بگو تا ببخــشمت

اگــه سـر به سـرم نـذاری

اگــه قـربون صـدقم نری

اگــه نگرانـم نشی

اگــه بهــم نگی مـــــاهِ من

اگه نگــی من مهمــــم

اگـه...

اونـــوقت منـم دیوونــه و عاشــق تو نمیشــم تا اونکـــارارو بـرات بکنـم!

مــن تورو مــرد میخـوام (!)

پـس بیــا و مــَرد باش !

ابـــرو برندار!

لــوس حــرف نزن !

مــن و تو هـــمون آدم و حــواییم!بیا جاهـــامونو عـوض نکنیــم!

من لطـــافت نگه میــدارم تو صلـــابت

تو نگاهـــتو نگه دار منــم نجـــابتمو

بیا سعــی کنیم بهتریــن هم باشــیم(!)

مــن بهتریــن دختر واســـه تـــو !

تو بهتـــرین پــسر واســه مـن !

میـــدونم شــاید نشــه حــداقل ســعی که میشــه کرد (!)

می ترسم......


/ . . . می ترســم [ ! ] 

می ترسـم آنقدر دوستــت بدارم

که خــدا هم شـک کند 

که آغـازِ عشــق از آدم و حــوا بوده

یا از مـا [ ! ] 

می ترســم

آنقــدر لی لـی به لـا لـایِ لحظــه هایمــان بگــذارم 

تا شـورش در بیایـد و هیچکـس دیگــر

برایمـان از سرِ دوســتــی دستــی هم تـــکان نـدهـد [ ! ] 

می ترســم 

آنقــدر ببوسمـــت

تا جـای جـایِ صــورتــت 

صورتــــم پیــدا باشـد

و گویـی انگــار عجیــب غـریـب ترینِ زمینـــــی 

عابران خیــره شوند و مبهــوت بمانند [ ! ]

می ترســم 

آنقــدر باشی تا خیــال بــرم دارد

که تـــو بوده ای از همــان اولِ دنیــا ! 

می بینــــی ؟ 

من از چــه چیزهــا که نــمی ترســم

و تــــو 

به چه چیزهـــا که اصلا فکــر نـمی کنی

مثــلا 

بـه

مـــــــــــــــن.../ [ ! ]



من و تو و ماه


هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری

من اون ماهو دادم به تو یادگاری ...


بخش کوچیکی از سیسمونیه دخترم






365روز دوست داشتن


مبل‌ها را چیدم


پرده‌ها را کنار پنجره


قاب‌ها را به دیوار آویختم


بعد


دو فنجان چای ریختم


و فکر کردم به 365 روزِ دیگر


که می‌توانم با چیدمانی دیگر


دوستت بدارم.




نان و نمک واژه


مَــــن ، یک غَـــــریبه

مَــــن ، یک رَهگـــذر


نان و نَمک این واژه ها

هَم ، حُرمت نداشتند ؟!!!!



دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،

بعد بیایم و با عصایی در دست،

کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم،

تا تو بیایی،

مرا نشناسی،

ولی دستم را بگیری و از ازدحام خیابان عبورم دهی . . .







پس کی؟؟؟؟


آخر کی...؟!

کی باشد و کی باشد و کی؟!

من باشم و وی باشد و می!

من گه لب وی بوسم و وی گه لب می...

من مست ز وی باشم و وی مست ز می!



بگو امین


ﺩﻧـﯿـﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﻭﻧـﻪ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ...

ﺁﺩﻡ ﻫـﺎ ﺭﺍ ...

ﺍﺗـﻔـﺎﻕ ﻫـﺎ ﺭﺍ ...

ﻧﺮﺳـﯿـﺪﻥ ﻫـﺎ ... ﻧﺘـﻮﺍﻧـﺴـﺘـﻦ ﻫـﺎ ... ﻧﺨـﻮﺍﺳـﺘـﻦ ﻫـﺎ ﺭﺍ ﻧـﯿـﺰ ...

ﺩﻟـﻢ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﺪ ...

ﺭﻭﯾـﺎﻫـﺎ ﺍﺯ ﺳـﺮ ﻭ ﮐـﻮﻝ ﻫـﻢ ﺑـﺎﻻ ﺑـﺮﻭﻧـﺪ ...

ﻣـﺮﺩﻣـﺎﻥ ﺑـﺨـﻨـﺪﻧـﺪ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﺩﻝ ...

ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﻫـﺮﮐـﺴـﯽ ﺩﺳـﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐـﻨـﺪ ﻭ ﺳـﺘـﺎﺭﻩ ﺧـﻮﺩﺵ را ﺑـﭽـﯿـﻨـﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑـﺎﻻ ...

ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﺩﯾـﮕـﺮ ﺳـﺮ ﺑـﻪ ﺗـﻦ ﻫـﯿـﭻ ﻏـﺼّـﻪ ﺍﯼ ﻧـﺒـﺎﺷـﺪ ...

خدایا فقط یک نگاه ...



حرفهای دل


زنی‌ عاشقت شد ،

زنی‌ از سرزمینِ عجایب .

تو را عجیب ساده ،

عجیب صادقانه دوست داشت .

زنی‌ که در نبودن تو سخت گریست .

...

تو باید مرد خوشبختی‌ بوده باشی .

----------------------------------------


تصور کن

یک شهر

بدون کبوتر

بدون درخت

بدون یک شب پر ستاره

بدون شاعر

بدون یک نامه عاشقانه

بدون باد

بدون ماه

بدون خنده‌های شاد

نمیدانی

هیچکس نمی‌داند

جذام با عشق چه می‌کند

تصور کن

تصور کن یک شهر بدون تو

------------------------------


خسته اَت می کُند خیالِ من؛ می دانم
بگو کجا بروم؛

که نباشی؟

(هادی قنبرزاده)

----------------------------


آغاز دیوانگی است
این گونه که من می خواهم
هر نفس بوسیدن چشم هایت را

زاده شدنم مگر
برای همین رسالت نبوده است ؟!

سید علی صالحی

---------------------------------------


رفتــــــــی..
درست زمانی كـــــة..
دوســـــت داشتنت را اعتراف كــــــردم.
و هنوز مانده ام چـــرا همه معشـــوق ها،
به این اعــــتراف حساسیـــت دارند....!!!



http://upload7.ir/images/07652653517946857959.jpg

راست بگو....


بین خودمان می ماند...

بگو برایم دعایم میکنی

بعد از رفتنت...هنوز زنده ام؟

این عادی نیست...!



فقط برای تو همسرمهربانم


حلقـه ی دستـانمــان را دوسـتــــ دارم !

وقتـــی دستـــ اتـ تــوی ِ دستـــ ِ مــن اسـتــــ

و

دل تـــوی ِ دلـــم نـیـستــــ ... !


http://upload7.ir/images/26243122267216241223.jpg

زن و عشق...


برای زن که نباید زیاد شعر نوشت ، باید برایش مدام شعر خواند .
مهم نیست که شعر مال او باشد یا نه ، زن دوست دارد معشوقش

برایش شعر بخواند

و وقتی در شعر حرفی از بوسه می آید اورا ببوسد ،

وقتی حرفی از گیسو باشد موهایش را نوازش کند

و اگر کار شعر به جدایی کشید ، محکم دست زن را بفشارد و بگوید :

اما من که تورو تنها نمیزارم …


من و چشمات


زل زدن بـه چــشمــای تـو کــار درسـتی نــیست !

بــایــد نــشـست بـاهـاشـون حـرف زد . . .

کــلـی حــرف دارم بـاهـاشون

مـثـلأ یکــیش ایـنه

" آهــای چــشمــای عــشق ِ مــن،، یـه خــواهــشی ازتــون دارم

،،مــیشـه بـه جــز مــن،، کــس ِ دیــگه ای رو نــبیـنید ؟!!!


بهانه هایی برای بوسیدن


نزدیک تر می آیی ؟

می شود لباست را کمی صاف تر کنی ؟

اجازه می دهی موهایت را خودم شانه کنم ؟

می شود

لحظه ای چشم از چشم من بر نداری ؟

میخواهی اصلا با صدای بلند

برایت شعر بخوانم ؟!

یا اصلا در سخت ترین شرایط ،

دست رو دست بگذارم و

برایت جان دهم ؟!

راستی

دور از جانمان ،

گربه که برای رضای خدا ، موش نمی گیرد

- ببوسمت ؟!


پیام تسلیت


 

(( انا لله و انا الیه راجعون ))

با کمال تأسف باخبر شدیم که دوست عزیزمان در سوگ عزیزش نشسته است در

اینجا لازم است از

طریق این وبلاگ هر جند کوچک  این مصیبت دردناک را خدمت خانواده آن عزیز و

دیگر بستگان  تسلیت گفته و آرزوی مغفرت و آمرزش برای مرحوم و صبر جزیل برای

بستگان وی از درگاه خداوند متعال مسئلت نماییم

((روحش شاد و یادش گرامی باد))



یاد تو

هر که گفته فـــــراموش می شود !

دروغ گفــته است ! بهــــانه آورده است !

تا شاید خـــودش را دلـــداری دهد !

فـــراموش نمی شود ! تا ابـــــد می ماند !

قصه دلـــدادگی و عــــاشقی !

حتی اگر متنــــفر شوی ! ببُــری ! دور شوی !

سایـــه اش را با تیــــر بزنی !

باز هـــم هست ! باز هم یکـــــ چیزی ! یک جــــایی !

تـــو را پرت میکند به تـمام خاطـــــرات خـــــــــــوب !

و فقـــــط !

حـــسرت بـــــاقی می مانــــد....

بسلامتیه.....


به سلامتیه عشقی که نه می تونی بهش زنگ بزنی ،

نه می تونی بهش فکر نکنی



http://upload7.ir/images/13248962516385055070.jpg

غیرت و حسادت



در مردها حسی هست که اسمشو میذارن "غیرت"

و به همون حس در خانم ها میگن "حسادت"

اما من به هر دوشون میگم "عشق"

تا عاشق نباشی:نه غیرتی میشی نه حسود!!!!



http://upload7.ir/images/35744993767377086963.jpg

...


عطــرهای گــرون قیمت رو ول کن ..

ادم باید بوی معرفت بده ...

مثل تــــ♥ـــــــو ...

دلشکسته


-یـــہ لیـــوآن از تـــو کآبینِتـــم بــَـردآر

+ خـُــب

- پَرتـــش کــُن زَمیـــن

+ خـُـب

- شِکَســـت؟

+ آره

- حــآلآ اَزَش عُـــذر خوآهـــے کُـــن

+ بِبَخشیـــد لیـــوآن مَنظـــورـے نَــدآشتَـــم

- دوبــآره دُرُســتـــــ شُــد؟

+ نَــ ـہ....

- مُتِــوَجِــــہ مــــے شــــے؟