جامعه
| انسانشناسی |
|---|
| انواع |
| زیررشتههای اجتماعی و انسانشناسی فرهنگی |
|
|
زیررشتههای باستانشناسی و انسانشناسی زیستی |
| چهارچوب تحقیقات |
| نظریههای کلیدی |
| مفاهیم کلیدی |
| مقالههای مرتبط |
|
فهرستها |
|
|

جامعه (به انگلیسی: Society)[۱] در اصطلاح جامعهشناسی گروه (های) انسانی است مشروط بر این که، دارای تعامل انسانی پایدار باشند که از نظر سرزمینی، حاکمیت یا انتظارات فرهنگی با هم وجه اشتراک دارند. جامعه خود به تناسب الگوی روابط بین افراد آن، قابل دستهبندی به زیر مجموعههای جمعیتی است تا با ماحصل تجمیع آنها جامعه را بسازند.
در هر جامعهای، باورها و اعتقادات جمعی فارغ از معقول یا غیرمعقول بودن آنها، ارزشها و هنجارهای اجتماعی آن جامعه را میسازند که همواره میتواند دستخوش تغییرات شوند. مشارکت جمعی افراد جامعه، فرصتها و مزایایی را در اختیار افراد قرار میدهد که امکان تأمین آن به شکل فردی، مقدور نیست. از این رو با تعریف جامعه با مفهوم منافع جمعی روبرو میشویم که باید آن را از منافع شخصی متمایز دانست؛ هر چند در بسیاری از موارد، این دو مفهوم، نسبت به هم، همپوشانی (برابر کردن یا موازیسازی) دارند.
در یک مفهوم ساختارگرایانه، جامعه را میتوان به عنوان یک بستر اقتصادی، صنعتی، فرهنگی دانست که از مجموعه متنوعی ضمن متمایز بودن از یکدیگر همواره با هم در تعاملند و روابط عینی بین آنها برقرار است؛ در حالی که مجموعه افراد غیر مرتبط را که در یک محیط به سر میبرند نمیتوان یک جامعه دانست. این تعامل حتماً تعامل فرهنگ ساختی و احیاناً منجر به تعامل علم ساختی هم هست؛ بنابراین، یک عده مهاجر یا پناهنده که مثلاً در یک اردوگاه، به مدت سه ماه گِرد هم آمدهاند اگر چه بسیار باشند، به عبارتی در این تعریف نمی گُنجند و جامعه محسوب نمیشوند؛ زیرا شرط تعامل پایدار و تعامل فرهنگ ساختی را ندارد.
در درون جامعه، به دلیل وجود علایق مختلف انسانها و گروهها، تضادهای اجتماعی وجود دارند؛ اما با وجود تضاد، تعادل و ثبات جامعه حفظ میگردد. در جامعه افراد نقشهای گوناگونی را میپذیرند و به همان نسبت از مزایای اجتماعی مختلفی بهرهمند میشوند. جامعهشناسی علمی است که به مسایل عینی جامعه و پدیدههای اجتماعی در محوریت انسانی میپردازد
جامعه واژهایست عربی و مؤنث جامع و بهمعنای گردآورنده (مؤنث)[۲] ولی در عربی به دانشگاه جامعه میگویند.[۳]
مفاهیم
[ویرایش | اشتراکگذاری]به شکل کلی جامعه به حدود استقلال اعضا در جمع توجه دارد که نه تنها در بین انسانها، حتی در میمونهای بزرگ مانند بابونها، شمپانزهها و در سطح کمتر در گوریلها نیز وجود دارد؛ و انسان به تنهای مانند شرایط چون رابینسون کروزو قابل ارزیابی نیست و همه به نوعی درگیر در میزان حدود منافع فردی و جمعی میگردند.
در علوم سیاسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در علوم سیاسی جوامع از نظر ساختار سیاسی مورد توجه قرار دارند. به تناسب اندازه و پیچیدگی جوامع میتوان دستهبندیهای چون قوم، قبیله و در حد اعلا آن