پرش به محتوا

فریدون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
فِرِیدونْ
فِرِدُن
𐭯𐭫𐭩𐭲𐭥𐭭
ثْرَئیتَونَه
𐬚𐬭𐬀𐬉𐬙𐬀𐬊𐬥𐬀
پادشاه هفت کشور
فرّخ، اژدهاکُش
ششمین پادشاه ایران
سلطنت۵۰۰ سال
(۱۸۰۰–۲۳۰۰ پس از کیومرث)
پیشینضحاک
جانشینمنوچهر
ششمین پادشاه پیشدادی
سلطنت۵۰۰ سال
(۱۸۰۰–۲۳۰۰ پس از کیومرث)
پیشینضحاک
جانشینمنوچهر
زادهتبرستان، ایران بزرگ
آرامگاه
همسر(ان)
فرزند(ان)
نام کامل
ثْرَئیتَونَه، فریتون
آفریدون، اَفریدون
خاندانپیشدادیان
پدرآبتین
مادرفرانک

فِرِیدونْ یا آفریدونْ (به اوستایی: 𐬚𐬭𐬀𐬉𐬙𐬀𐬊𐬥𐬀 ت.ت. 'ثْرَئیتَونَه'؛ به پارسی میانه: 𐭯𐭫𐭩𐭲𐭥𐭭 ت.ت. 'فِرِدُن') از برجسته‌ترین چهره‌های اسطوره‌ای ایران است. او پسر آبتین و فرانک[۲] و از تبار جمشید است که با یاری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر، چیره شد و او را در کوه دماوند، زندانی کرد. سپس خود، پادشاه جهان می‌شود و در شاهنامه فردوسی از پادشاهان پیشدادی به‌شمار می‌آید. فریدون، جهان را میان سه پسرش سلم، تور و ایرج بخش می‌کند. ایران را به ایرج می‌دهد ولی سلم و تور به ایرج، رشک برده و ایرج را می‌کُشند.[۳] فریدون پس از آگاهی از این رخداد، ایران را به منوچهر، نوهٔ ایرج می‌بخشد.[۴] برخی زادگاه فریدون را روستای ورکه در تبرستان[۵] می‌دانند؛ این روستا در متون متأخر به نام «وَرَنا» یا «وَر» نیز شناخته شده و در منطقهٔ لاریجان واقع است.[۶] سنگ بنای آمل[۷] و رویان[۸] را فریدون گذاشت.

ریشه‌شناسی نام

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نگارش اوستایی فریدون، «ثْرَئیتَونَه» (به اوستایی: 𐬚𐬭𐬀𐬉𐬙𐬀𐬊𐬥𐬀 ت.ت. 'ثْرَئیتَونَه') و نگارش پارسیگ آن «فِرِدُن» (به پارسی میانه: 𐭯𐭫𐭩𐭲𐭥𐭭 ت.ت. 'فِرِدُن') است.[۹] در زبان پارسی این نام به گونهٔ آفریدون، فَریدون و اَفریدون نیز آمده است.[۴]

معنای نام فریدون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

این واژه در پهلوی «فریتون» و در اوستایی «ثَرَئِتئونه» آمده. بخش نخست نام «ثریته» یا «ثری» به معنای سومین یا سه است و و بخش دوم آن، «تنین»، به معنای مار و اژدها است.[۱۰] خاقانی نیز این واژه را به معنی اژدها و مار آورده است:[۱۰]

تیغ تو تنین دم شده زو درع زال از هم شدهبل کوه قاف اخرم شده منقار عنقا ریخته

ریشه نام، شاید به معنای دارنده سه قدرت و توانایی است که دربرگیرندهٔ توان رزمی، سررشته داری از پزشکی، و هنر افسونگری و جادوگری است.[۱۱]

از فریدون چندین بار در اوستا یاد شده و به او لقب آثویانی داده شده است که به معنای از خاندان آثویه است. این واژه در پهلوی تبدیل به آستپیان شده است.[۱۲] نبرد بزرگ او در اوستا پیروزی در برابر اژدهایی سه سر و شش چشم به نام دهاک است.[۱۳] در یسنا هات ۹ بند ۷–۸، چون آبتین نفر دومی است که نوشابهٔ هوم ساخته، این موهبت به او می‌رسد که پسری چون فریدون داشته باشد.[۱۴]

فریدون از خاندان توانا… آن که اژیدهاک را فروکوفت سه پوزهٔ سه کلهٔ شش چشم را آن دارندهٔ هزار چالاکی را[۱۵]

فریدون در اوستا قهرمانی است که شخصیتی نیمه‌خدایی دارد و لقب او اژدهاکُش است. او پسر آبتین (اثفیان) است. بر پایهٔ اوستا[۱۶] در منابع قدیم و متقدم، روستای ورکهٔ لاریجان در تبرستان محل تولد فریدون نامیده شده است.[۱۷] ناحیه‌ای به نام وَرِن در دهستان هرازپی جنوبی شهرستان آمل قرار دارد.[۱۸]

پیروزی فریدون بر ضحاک او را به جایگاه پیروزمندترین مردمان (بعد از زرتشت) می‌رساند و مایه به دست آوردن بخشی از فرّ جمشید را که گریخته؛ می‌شود.[۱۴] در زامیادیشت این‌گونه آمده است که فرّ شاهی که از جمشید گسسته بود به فریدون رسید.[۱۹]

دومین بار فرّ بگسست، آن فرّ جم پسر ویونگهان به پیکر مرغ وارغن به بیرون شتافت. این فر را فریدون پسر خاندان آتبین برگرفت که جز زرتشت پیروزترین مردمان بود

در آبان‌یشت بند ۳۴، فریدون از آناهید می‌خواهد که بر اژیدهاک پیروزی یابد و همسرانش سنگهوک و ارنوک را برباید.[۲۰]

فریدون پسر آتبین از خاندان توانا در سرزمین چهار گوشه ورن صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند او را پیشکش آورد و از وی خواستار شد ای اردویسور آناهیتا ای نیک ای تواناترین مرا این کامیابی ارزانی دار که من بر اژیدهاک سه پوزه سه کله شش چشم آن دارنده هزار چالاکی آن دیو بسیار زورمند دروج آن دروند آسیب رسان جهان و آن زورمندترین دروجی که اهریمن برای جهان اشه، به پتیارگی در جهان استومند بیافرید پیروز شوم و هر دو همسرش سنگهوک و ارنوک را که برازندهٔ نگاهداری خاندان و شایستهٔ زایش و افزایش دودمان اند از وی بربایم.

اردویسور آناهیتا که همیشه خواستار زور نیازکننده و به آیین پیشکش آورنده را کامروا کند، او را کامیابی بخشید

گرچه از اوستا و همچنین گزارش طبری این‌گونه بر می‌آید که وی دهاک را کشته است. در ادبیات پهلوی[۲۱] این‌گونه نوشته شده است که پس از فرمان اورمزد، از کشتن اژدها منصرف می‌شود مبادا این‌که موجودات آزاردهنده‌ای از جسد او بیرون بیایند. او دهاک را به زنجیر می‌کشد و در کوه دماوند به بند می‌کشد تا در روز پایان جهان به‌دست گرشاسب کشته شود.[۲۲]

برگی از شاهنامه طهماسبی که به ماجرای عبور فریدون از دجله می‌پردازد.
این برگه که یکی از ۲۵۸ صفحهٔ مصور از کتاب شاهنامهٔ طهماسبی است، در زمان شاه اسماعیل یکم در قرن دهم هجری بر اساس شاهنامهٔ فردوسی، توسط برجسته‌ترین نقاشان و خوش‌نویسان عهد صفویان تهیه شد.[۲۳]
این اثر اکنون در مالکیت موزهٔ هنر اسلامی دوحه قرار دارد.

تبار و زایش

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در شاهنامه، فریدون پسر فَرانَک و آبتین از نژاد جمشید با فر شاهی معرفی شده است.

خجسته فریدون ز مادر بزاد جهان را یکی دیگر آمد نهاد
ببالید بر سان سرو سهیهمی تافت زو فر شاهنشهی
جهانجوی با فرّ جمشید بود به کردار تابنده خورشید بود

آبتین پدر فریدون از قربانیان ضحاک است. مادرش فَرانک او را به دور از چشم ضحاک به یاری گاوی به نام برمایه (پُرمایه) در بیشه‌ای پرورش می‌دهد. از ترس ضحاک، مادرش در سه سالگی او را در مرز ایران و هندوستان به البرز کوه (کوهی بلند) می‌برد و به دینداری می‌سپارد. ضحاک پس از آگاه شدن از جای پنهان شدن فریدون گاو برمایه را می‌کشد و دشت را به آتش می‌کشد.

جویا شدن از نژاد و سرگذشت

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فریدون در ۱۶ سالگی از کوه البرز به دشت می‌آید و از مادر نژاد خود را جویا می‌شود.

فرانک بدو گفت کای نامجوی بگویم ترا هر چه گفتی بگوی
تو بشناس کز مرز ایران زمین یکی مرد بُد، نام او آبتین
ز تخم کیان بود و بیدار بود خردمند و گرد و بی‌آزار بود
ز تهمورث گرد بودش نژاد پدر بر پدر برهمی داشت یاد

فرانک به او می‌گوید که پدر تو آبتین بود که از نژاد کیان و تهمورث بوده است و مردی خردمند و پهلوان و بی‌آزار بود. برای نگهداری تو و پنهان کردنت از ضحاک روزهای بدی بر ما گذشت و پدرت جانش را فدای تو کرد و مغز پدرت را خوراک دو ماری که بر کتف ضحاک بود کردند.

همراهی با کاوه و به بند کشیدن ضحاک

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

کاوه با شورشگران به نزد فریدون ۱۶ ساله می‌روند و وی را به رزم با ضحاک برای انتقام از خون پدر می‌کشانند.[۲۴] فریدون چرم‌پارهٔ کاوه را با پرنیان و زر و گوهر می‌آراید و آن را درفش کاویانی می‌نامد و به کین‌خواهی برمی‌خیزد. برادران فریدون به فرمان او پیشه‌وران را وامی‌دارند که گرزی برای او بسازند که بالای سر آن گاوی شکل باشد. چون گرز گاوسر ساخته می‌شود، فریدون با سپاهش به‌سوی کشور ضحاک حمله می‌برد. از رود اروند می‌گذرند و به اورشلیم می‌روند که کاخ ضحاک در آنجاست.

فریدون با گرز گاوسر، شاهنامه

سروش راز باطل شدن جادوی ضحاک را به فریدون می‌آموزد. فریدون به کاخ وارد می‌شود و از شبستان ضحاک شهرناز و ارنواز، دختران جمشید و خوبرویان گرفتار در آن‌جا را رها می‌سازد.[۲۴] هنگام مواجهه با ضحاک، گرز گاوسر را بر سر او می‌کوبد ولی پیک ایزدی او را از کشتن ضحاک بازمی‌دارد و به او فرمان می‌دهد با بندی که از چرم شیر درست شده باشد دست و پای ضحاک را ببندد و در غاری در کوه دماوند زندانی کند.

به بند کشیدن ضحاک، شاهنامه

بر تخت نشستن فریدون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فریدون یگانه شهریار جهان می‌شود و در مهرماه تاج کیانی بر سر می‌گذارد. او پانصد سال پادشاهی می‌کند.

نبرد با دیوان مازند

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فریدون پس از غلبه بر ضحاک برای واپسین بار با دیوان روبه‌رو می‌شود. (دیو به ساده‌ترین بیان فردی پیرو آیینی دیگر بوده است). دیوان مازندران انسان‌هایی ساکن یکی از سرزمین‌های همسایهٔ ایران بودند (منظور تبرستان یا مازندران کنونی نیست) و خوی تاختن به دیگر سرزمین‌ها به‌ویژه ایران را داشتند. ایشان انسان‌هایی بزرگ‌پیکر و نیرومند بوده‌اند که به سرزمین ایران می‌تازند و از فریدون شکست خورده و بیرون رانده می‌شوند[۲۵] و پس از این مبارزه، همه چیز به روال عادی سوق داده می‌شود.[۲۴]

همسران و پسران فریدون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
فریدون به همراه شهرناز و ارنواز

فریدون شهرناز و ارنواز دختران جمشید را که در اسارت ضحاک بودند را به همسری برمی‌گزیند و سه پسر حاصل این ازدواج‌ها است. سلم و تور از شهرناز و ایرج از ارنواز. سلم پسر بزرگ‌تر، تور پسر میانی و ایرج پسر کوچک‌تر است.

یک گرز گاوسر در موزه ارمیتاژ بخش اسلحه‌های شرقی بین قرن ۱۵ تا ۱۹ میلادی الهام گرفته شده از گرز گاوسر فریدون و منوچهر

پس از رفتن آبتین از شیلا، طیهور پادشاه شیلا، پدر فرانک و پدربزرگ فریدون از کوش پیل دندان برادر زاده ضحاک که از سوی او به حکومت چین منصوب شده بود شکست می‌خورد و حکومتش نابود می‌شود. کوش پیل دندان نیز پس از پیروزی بر شیلا شهری به نام کوشان در سرزمینی آن سوی رود اکسوس تأسیس می‌کند و دستور می‌دهد مجسمه ای از خود در شهر برپا کنند و ساکنان را مجبور به پرستش می‌کند. سرانجام فریدون تصمیم می‌گیرد تا به ظلم و ستم کوش پیل دندان بر چین پایان دهد. او در نهایت قارن را با لشکری عظیم به سرزمین چین می‌فرستد. نیروهای فریدون پیروز می‌شوند و قارن در نبرد تن به تن کوش را شکست می‌دهد و به ایران می‌فرستد و در کنار ضحاک در دماوند زندانی می‌کند. کوش به مدت ۴۰ سال در زندان بود تا اینکه لشکری از سیاهان آفریقایی در حبشه و نوبه به شمال آفریقا حمله کردند و تا مصر به راه افتادند. در این هنگام اهالی آن مناطق از فریدون کمک خواستند. فریدون نیروهای ایرانی را برای شکست دادن دشمن به آنجا می‌فرستد و لشکر سیاهان را شکست می‌دهد اما با بازگشت ارتش ایران، دوباره سیاهان به مردم شمال آفریقا و مصر حمله کردند.[۲۶]

فریدون با مشاوران و وزیران خود مشورت کرد و به این نتیجه رسید که ظالمی خشن به غرب فرستاده شود. کوش به اتفاق آرا انتخاب می‌شود و او را از زنجیر رها می‌کنند و به حضور فریدون می‌آورند. کوش از فریدون طلب بخشش می‌کند و قسم می‌خورد که تابع وفادار پادشاه ایران شود. سپس کوش در راس یک ارتش به مصر و شمال آفریقا فرستاده می‌شود. او دشمن را شکست می‌دهد و غنایم را برای فریدون می‌فرستد. کوش همچنین چندین شهر جدید در منطقه ایجاد می‌کند. با این حال، کوش سوگند خود را به فریدون می‌شکند و آشکارا شورش می‌کند. او ایرانیان را در لشکر خود می‌کشد. کوش پادشاهی جدیدی بر پا می‌کند و امپراتوری گسترده‌ای در آفریقا تا حدود اندلس می‌سازد و دستور می‌دهد که تصویر او را در هر خانه بگذارند و هر روز عبادت کنند.[۲۶]

فریدون برای تسلط بر کوش، پسرش سلم را می‌فرستد تا کوش را شکست دهد. سلم بر ارتش کوش پیروز می‌شود اما کوش به غرب می‌گریزد. در این هنگام سه پسر فریدون با یکدیگر درگیر جنگ می‌شوند. سلم و تور با کوش متحد می‌شوند و بردار ناتنی خود ایرج را به قتل می‌رسانند و جهان را با کوش تقسیم می‌کنند. منوچهر نوه ایرج به انتقام خون پدربزرگ خود لشکری بزرگ را برای جنگ با تور و سلم و کوش رهبری می‌کند. تور و سلم در جنگ کشته می‌شوند و منوچهر با گرز گاوسر کوش را زخمی می‌کند و کوش مجروح به شرق می‌گریزد.[۲۶]

در نوشته‌های پس از اسلام

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
نگاره‌ای از فریدون در شاهنامهٔ شریفی

فریدون از نسل جم و نهمین فرزند جم است. او که در دنباوند زاده شده. افریدون در یکی از ولایات از ضحاک پنهان شده بود و به یاران کابی پیوست و مردم از آمدن وی خرسند شدند. جایگاه ضحاک را هنگامی‌که وی در هند بود تصرف کرد و افریدون بر ضحاک چیره شد. او را به بند کرد و به کوه دنباوند بود که عجم برین باور است که تاکنون در بند آهنین شکنجه می‌کشد.

برخی دیگر گفته‌اند ضحاک در مقرّ خود بوده و افریدون بن اثفیان در روز مهر از ماه مهر به جایگاه او در قلعهٔ زرنگ رفته و اروناز و سنواز، دو زن او را گرفته، فریدون با گرز به سر او زده و او را به دنباوند برده و دستور به جشن گرفتن این روز در مهرگان می‌دهد و فریدون به تخت نشست. او گروهی از جنیان را بر ضحاک برگماشت. برخی هم گفته‌اند که ضحاک را بکشت.[۲۷]

فریدون نخستین کسی بود که لقب کی گرفت که به معنای پاک است. او مردی تنومند و نکوروی و شکوهمند و مجرب بود و در بیشتر بیشتر نبردها، با گرزی گاوسر می‌جنگید.

چون بر ضحاک دست یافت ضحاک بدو گفت: مرا به انتقام جدت جم نکش؛ و افریدون گفت: سخت بالا گرفته‌ای و خویشتن را بزرگ پنداشته‌ای که چنین طمع می‌داری و بدو یادآوری کرد که جدش بزرگ‌تر از آن بود که همسنگ ضحاک باشد و گفت که او را در مقابل گاوی که در خانهٔ جدش بوده است می‌کشد.[۲۸]

بر اساس باور ایرانیان، پدران افریدون تا ده پشت، همگی لقب «اثفیان» داشتند. علت این لقب، ترس از ضحاک و بیم از جان فرزندانشان بود. همچنین روایت بود که یکی از آن‌ها بر ضحاک چیره خواهد شد و انتقام جم را خواهد گرفت. از این رو، هر یک با لقبی جداگانه و مشهور شناخته می‌شدند؛ چنان‌که برخی را اثفیان صاحب گاو قرمز، برخی را اثفیان صاحب گاو ابلق، و برخی دیگر را به القابی مشابه می‌خواندند. فریدون، پسر اثفیان پرگاو بود که به معنای «صاحب گاو بسیار» است.[۲۸]

تاریخ ثعالبی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ضحاک که در میان دو دختر جمشید خوابیده خواب می‌بیند که سه نفر بر کاخ او می‌آیند و یکی از آن‌ها با گرزی گاوسر بر سر او می‌کوبد و او را بسته و به دماوند برده و در چاه زندان می‌کند. خوابگزاران با ترس به او می‌گویند که فرزندی از خاندان شاهان که هنوز زاده نشده شاهی را از او می‌گیرد. ضحاک دستور به سربریدن هر نوزادی می‌دهد که از خاندان شاهی است. همسر آبتین از خاندان تهمورث، زاییدنش را پنهان می‌دارد. فرزند را نام افریدون کرده و ماده گاوی به نام برمایون برای شیردهی‌اش فرا می‌خواند و پیرزنی از فرزند و گاو نگهداری می‌کند. پس از پایان شیرخوارگی پدر او را به کوهی بلند می‌برد. ضحاک افریدون را از پدر می‌خواهد و چون او سر می‌تابد گردن او و گاو ماده را می‌زند. پس از قیام کاوه به محل اختفای فریدون می‌رود گرز گاوسر می‌سازند و فریدون با کاوه و پسرش قارن به کاخ ضحاک می‌روند و با گرز گاوسر بر سر او می‌کوبد و او را در زهی از پوستش به بند کشیده و به کوه دماوند می‌برد که تا روز رستاخیز محبوس باشد. در روز مهر از ماه مهر که جشن مهرگان برگزار می‌شود به تخت شاهی می‌نشیند. فریدون چهره‌ای درخشان، گفتاری زیبا و روان، و پرتویی نیکبخت خدایی دارد.[۲۹]

زین‌الاخبار

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

به نوشتهٔ زین‌الاخبار ایزد بر افریدون بن اثفیان فرشته‌ای به نام نریوسنگ می‌فرستد تا با کاوه همکاری کند و ضحاک را گرفته و به کوه دباوند برده و در آن به بند کشد. لشکری با کاوه فراهم می‌آورد اما برادران فریدون به او رشک می‌برند و برای کشتن او سنگی از بالای کوه می‌غلتانند که فریدون با بانگی آن را می ایستاند. ضحاک در گنگ دژ کوشکی افسون شده دارد از حیوانات وحشی چون شیر و ببر و پلنگ و اژدها که فریدون آن افسون‌ها را باطل می‌کند و به قصر وارد می‌شود. درین هنگام ضحاک در هندوستان است که با شنیدن خبر رسیدن فریدون به کاخ اش خود را به جادو بر بام کوشک می‌رساند و می‌بیند که زنانش یعنی خواهران جمشید ارنواز و شهرناز با جمشید نشسته‌اند. با فریدون روبرو می‌شود، فریدون گرز گاوسر را برداشته و از خداوند درخواست یاری می‌کند اما ضحاک از دیوان استعانت کرد. فرشتگان به کمک فریدون شتافتند. او از پوست ضحاک زهی برگرفت و او را در آن زه بست و به سوی دماوند برد و به زنجیر آهنین بست و در چاه انداخت.[۳۰]

مجمل التواریخ

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

افریدون پسر اتفیان پسر همایون پسر جمشید شاه، مادرش فری رنک بود، دختر طهور پادشاه جزیره بسلا ماجین.[۳۱]

فریدون و جشن مهرگان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

برخی جشن مهرگان را یادبودی از به تخت نشستن فریدون می‌دانند.[۲۴] تاریخ طبری، ثعالبی، آثارالباقیه[۳۲] کشته شدن ضحاک و پادشاهی فریدون را در روز مهر از ماه مهر یاد می‌کنند. سبب آن هم شاید این باشد که فریدون به مانند میترا اژدهاکش است.[۳۳]

فریدون اثر عبدالمطلب اسپهانی در نامهٔ خسروان؛ کتابخانه ایالتی باواریا[۳۴][۳۵][۳۶]

فریدون در ادبیات ایرانی با گونه‌ای جادوگری و پزشکی نیز پیوستگی دارد و مورد پذیرش مردم بوده است.[۲۴]

فریدون و جادوگری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فریدون قدرت شکستن طلسم کاخ ضحاک را دارد. برای آزمایش فرزندانش خود را به شکل اژدها درمی‌آورد. بر پایهٔ آبان‌یشت یک کشتی‌ران به نام پااورو Paurva را به شکل کرکس به پرواز درمی‌آورد و مانع از فرود آمدن او تا سه روز و سه شب می‌شود که کشتی‌بان برای آناهید نذر قربانی می‌کند و دوباره به شکل انسان برمی گردد.[۳۷] وی همچنین دیوان مازندر را به گاو نری می‌بندد و آن‌ها را تبدیل به سنگ می‌کند.

فریدون و پزشکی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در نوشته‌های اوستایی نشانه‌های بسیاری پیداست که گویای احترام و حرمت ایرانیان برای طبابت فریدون است و او یک پزشک شناخته می‌شود.[۱۱]

در بند ۱۳۱ از فروردین‌یشت، آمده است که برای ازمیان بردن گری، تب، آبگونه‌های چرکین گوناگون و آسیب‌هایی که از مار پدید آمد، فریدون ستود می‌شود.[۳۸] در دین‌کرد هفتم از فریدون به عنوان پزشکی که دردها را راند نام برده می‌شود. طبری وی را نخستین کسی می‌داند که به طب و نجوم پرداخته است. برخی تعاویذ و افسون‌های نوشته شده به زبان پهلوی، پازند و پارسی در گذشته توسط زردشتیان هند و ایران که به فریدون برای شفای امراض توسل می‌جستند نشانگر سابقهٔ فریدون به عنوان یک طبیب در اذهان است.

پزشک بزرگی که در دانش پزشکی زردشتی به نام «ثریت» است در اساطیر ایرانی رزمنده و پزشک است و کسی است که مخترع دانش پزشکی و کشندهٔ روح خبیث است که انگره مینو باشد، علاوه بر آن دهندهٔ هوم و سازنده تریاق نیز هست.[۳۹]

در کتاب مقدس زردشتیان آمده است که اهورامزدا کاردی گوهرنشان به ثریته عنایت کرد تا با آن عمل جراحی انجام دهد.[۴۰]

در فروردین‌یشت فقرهٔ ۱۳۱ آمده است: «فروهر پاکدین، فریدون، از خاندان آبتین را می‌ستاییم از برای ایستادگی بر پاد (ضد) گرمی و تب سرد.»[۴۱]

حمزه اصفهانی نیز گوید که فریدون افسون‌ها و تریاق را از تنهٔ افعی‌ها پدیدآورد، دانش پزشکی را بنیاد کرد؛ و رهنمون به گیاهان (داروها) شد که آفت و گزن را از جانداران دور کند.[۴۲][۴۳]

ابوعلی بلعمی نیز آرد نخستین ملکی که به دانش ستاره‌شناسی اندر نگریست، افریدون بود و به دانش پزشکی نیز رنج برد و تریاک بزرگ او به‌دست‌آورد.[۴۴][۴۵]

فریدون و ناسپاسی از ایزد

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

هرچند که در متن‌های پهلوی جزء گناهکاران به‌شمار رفته و حتی آمده است که او نخست بی‌مرگ آفریده شده بود، ولی به دلیل دست یازیدن به گناه میرا شد.[۴۶] گناه وی نافرمانی از ایزد برشمرده شده و شاید به دلیل ترجیح او به فرزند کوچک‌ترش یعنی ایرج بوده باشد.[۱۳]

دربارهٔ او در شاهنامه آمده است:

فریدون فرخ فرشته نبودز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکوئیتو داد و دهش کن فریدون توئی
نگاره‌ای از فریدون اثر حاجی آقا جان در دورهٔ قاجاری

پایتخت فریدون در شاهنامه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فریدون جنیدی بنابر شاهنامه، پایتخت فریدون پیشدادی را در شهر باستانی کوس در تبرستان دانسته است.[۴۷]

ز آمل گذر سوی تمیشه کردنشست اندر آن نامور بیشه کرد
کجا کز جهان کوس خوانی وراجز این نیز نامی ندانی ورا

بنابر پژوهش‌های فریدون جنیدی، کوس یکی از شهرهای باستانی ایران در تبرستان بوده که موقعیت جغرافیایی آن در شهرستان نور استان مازندران امروزی قرار داشته است. شهر تمیشه نیز از شهرهای تبرستان بود که به‌دست سپاهیان عرب نابود شد و از شهر کوس نیز پس از ویرانی دو روستای کوچک در شهرستان نور مازندران امروزی به نام‌های کوسه زر و کوسه مله بر جای مانده است.[۴۷] ییش از او نیز، صادق کیا ضمن پژوهشی بر شاهنامه، پایتخت فریدون و منوچهر را تبرستان (آمل و تمیشه) دانسته بود.[۴۸][۴۹] از اوضاع تمیشه پیش از اسلام اطلاع چندانی در دست نیست. در شاهنامه آمده که شهر تمیشه پایتخت فریدون بوده است. در دورهٔ ساسانیان، انوشیروان در مشرق تمیشه دیواری آجری از کوه تا دریا ساخت تا از حملهٔم ترکان به تبرستان جلوگیری کند.

رابطه با مردم گیلان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

شاهنامه لشکر و تبار بازمانده از فریدون را گیل مردان و هم‌معنی با ایرانی خوانده است. نام نوادهٔ ضحاک «کاکوی» که در شاهنامه از او نام برده شده است، بر کوهی در شرق گیلان باقی مانده است.[نیازمند منبع]

ز دریای گیلان چو ابر سیاه/دمادم بساری رسید آن سپاه چو آمد بنزدیک شاه آن سپاه/فریدون پذیره بیامد براه همه گیل مردان چو شیر یله/ابا طوق زرین و مشکین کله پس پشت شاه اندر ایرانیان/دلیران و هر یک چو شیر ژیان

همانندی با اساطیر آریایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

همانندی‌ها با اساطیرهای هندی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در ریگ‌ودا از کسی به نام تریتا یا تریته به معنای «سومین» یاد می‌شود که ماجراهایش با فریدون نزدیکی دارد. همچنین لقبش «آبتیه» است که با «اثویه»، پدر فریدون در اوستا همخوانی می‌کند.[۵۰] هر دو پهلوان کشندهٔ اژدها هستند. تریتا با اژدهایی به نام ویشوَ روپه (viśvarupa) می‌جنگد، این نبرد در آسمان است و بر سر گاوهایی که اژدها در غار زندانی کرده است. اژدها با گرز رعدآفرین تریته آپتیه کشته می‌شود و گاوها آزاد می‌شوند.

این امکان وجود دارد که در گذشته‌ای بسیار دور دو برادر از خاندان آتپیاس بوده‌اند یکی جنگجو و دیگری پزشک. در افسانه‌های ایرانی ثریتونه برجسته شده و نمودار هر دوی آن‌ها گشته است.[۱۳][۵۱]

همانندی‌های بسیار فریدون با خدایان هندی: ایندرا و تریته آپتیه، نشانگر این است که اسطورهٔ فریدون برای هماهنگی با دین‌هایی چون زرتشتی و اسلام دچار دگرگونی‌هایی شده است.[۵۲]

همانندی‌ها با اساطیر هیتی‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

چندین نمایه از افسانهٔ «سوم» در داستانی از قوم هیتی برجاست که دربارهٔ نبرد خدای توفان و ماری به نام ایلویانکا (Illuyanka) است.[۵۳]

همانندی‌ها با اساطیر اروپایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در افسانه‌های روسی، ایوان سوم ماری سه‌سر را شکست می‌دهد.[نیازمند منبع]

یک فرش کهن کاشانی از دورهٔ قاجاری که دور تا دور آن نقش پادشاهان اسطوره‌ای ایران قرار گرفته‌اند. در میانهٔ آن، نگارهٔ چند تن از شاهان ایران نوین جا داده شده است.

سلاله حاکمیت

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
پادشاه پیشین:
ضحاک
فریدون
فهرست شاهان پیشدادی
جانشین:
ایرج

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. ↑ "King Faridun Qajar Persia, mid-19th Century". bonhams (in English). 27 مه 2021. Retrieved 1 ژوئیه 2026.
  2. ↑ سیف، مجید. داستان‌هایی از شاهنامه.
  3. ↑ سیف، مجید. داستان‌هایی از شاهنامه.
  4. 1 2 «فریدون». میبوسرچ، لغت نامه دهخدا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ آوریل ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۸ دسامبر ۲۰۰۸. {{cite web}}: بیش از یک پارامتر |تاریخ بازدید= و |بازبینی= داده‌شده است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. ↑ نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی (ویراستار). دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی. {{cite book}}: از متن "ص. ۴۶" صرف نظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. ↑ Ferēdūn was born in Varəna, identified in later sources with Var, a village in the area of Larījān, (Aḥmad Tafażżolī). , “FERĒDŪN,” Encyclopædia Iranica, online edition
  7. ↑ دولتشاه، ۲۹۷، ۲۹۸
  8. ↑ ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص ۱۰۷–۱۰۹
  9. ↑ بهار ۱۹۱
  10. 1 2 «تحلیل عرفانی داستان ضحاک» (PDF) (۲۶). ۱۳۹۱. دریافت‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶. {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  11. 1 2 «معنی نام فریدون و ارتباط آن با سه نیروی او در سنت‌های اساطیری و حماسی ایران» (PDF) (۴). ۱۳۸۹. دریافت‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶. {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. ↑ پورداد، ۱۳۷۴ :۱۹۱
  13. 1 2 3 «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۸ آوریل ۲۰۱۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  14. 1 2 آموزگار، ژاله (۱۳۹۱). تاریخ اساطیری ایران. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت). ص. ۵۷.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  15. ↑ اوستا جلیل دوستخواه ص ۱۳۸
  16. ↑ (وندیداد، بند هفده فرگرد اول)
  17. ↑ نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی (ویراستار). دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۴۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  18. ↑ سجادی، محمد تقی (۱۳۷۸). تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر. انتشارات معین. ص. ۴۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  19. ↑ (اوستا جلیل دوستخواه ص ۴۹۱)
  20. ↑ (اوستا جلیل دوستخواه ص ۳۰۳)
  21. ↑ (دینکرد صفحهٔ ۵۴۸ و ۸۱۱)
  22. ↑ روایت‌های پهلوی صفحهٔ ۱۴۶
  23. ↑ برگه‌ای از شاهنامه طهماسبی، رکورد فروش آثار هنری اسلامی را شکست، بی‌بی‌سی فارسی
  24. 1 2 3 4 5 آموزگار، ژاله (۱۳۹۱). تاریخ اساطیری ایران. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت). ص. ۵۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  25. ↑ بنیادهای اساطیری و حماسی داستان دیوان مازندران در شاهنامه، آرش اکبری مفاخر
  26. 1 2 3 Ḥakim Irānšān b. Abu'l-Ḵayr. "KUŠ-NĀMA". ENCYCLOPÆDIA IRANICA (in English).
  27. ↑ طبری، محمد بن جریر (۱۳۸۹). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. نشر الکترونیک. ص. ۱۵۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  28. 1 2 طبری، محمد بن جریر (۱۳۸۹). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. نشر الکترونیک. ص. ۱۰۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  29. ↑ تاریخ ثعالبی جلد ۱، ترجمهٔ محمد فضایلی، ۱۳۶۸، ص ۲۶
  30. ↑ زین الاخبار، ص ۳۶ تاریخ گردیزی چاپ اول ۱۳۶۲ ارمغان
  31. ↑ مجمل التواریخ و القصص تصحیح ملک الشعرا بهار ۱۳۱۸ چاپخانه خاور تهران
  32. ↑ آثارالباقیه بیرونی ترجمه ا. داناسرشت چاپ امیرکبیر ۱۳۸۶ ص ۳۳۷
  33. ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۱۸ آوریل ۲۰۱۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  34. ↑ «Ǧalāl-ad-Dīn Mīrzā Ibn-Fatḥ-ʿAlī Šāh Qāǧār: Nāma-i ḫusrawān». Munich Digitization Center (MDZ). دریافت‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  35. ↑ «Persian». Bavarian State Library. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ دسامبر ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۱۵ دسامبر ۲۰۲۳. {{cite web}}: بیش از یک پارامتر |تاریخ بازبینی= و |بازبینی= داده‌شده است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  36. ↑ «Nāma-i ḫusrawān». Bavarian State Library. دریافت‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  37. ↑ فریدون و جادو، (گفتاری پیرامون اعمال جادوگری فریدون) وحید رویانی دانشگاه فردوسی مشهد
  38. ↑ http://www.ensani.ir/storage/Files/20150606130404-9911-153.pdf
  39. ↑ بویس، ۱۳۷۴، برگ ۱۴۰ و نجم‌آبادی، ۱۳۴۱، برگ ۱۷۶.
  40. ↑ نجم‌آبادی، ۱۳۴۱، برگ ۱۷۷.
  41. ↑ دولتخواه، ۱۳۷۰ برگ ۴۱۵–۴۲۶.
  42. ↑ سنی ملوک الارض والانبیا، بیروت، برگ ۳۴.
  43. ↑ هرمزدنامه پورداوود، برگ ۱۱.
  44. ↑ تاریخ بلعمی، طبع بهار-گنابادی، برگ ۱۴۸.
  45. ↑ هرمزدنامه پورداوود، برگ ۱۱۲.
  46. ↑ آموزگار، ژاله (۱۳۹۱). تاریخ اساطیری ایران. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت). ص. ۵۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  47. 1 2 «پایتخت فریدون». بنیاد نیشابور، فریدون جنیدی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  48. ↑ کیا، صادق (۱۳۵۳). شاهنامه و مازندران. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. صص. ۱۴،۱۹،۲۰،۲۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  49. ↑ سجستانی، ملک شاه حسین (۱۳۴۴). احیاء الملوک. به کوشش احسان یارشاطر و منوچهر ستوده. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ص. ۲۷.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  50. ↑ «بررسی تطبیقی شخصیت فریدون» (PDF) (۱۰۴). زمستان ۱۳۹۱. دریافت‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶. {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  51. ↑ A History of Zoroastrianism: The Early Period, Mary Boyce
  52. ↑ http://jmmlq.azad.ac.ir/article_524555_ce256331b7a31ca9626e04a69a8119e7.pdf
  53. ↑ Heaven, Heroes, and Happiness: The Indo-European Roots of Western Ideology By Shan M. M. Winn

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]