پرش به محتوا

فقر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

در جهت عقربه‌های ساعت از بالا: یک مرد بی خانمان در تورنتو، کانادا؛ مردی معلول که در خیابان‌های پکن، چین گدایی می‌کند. مادری با فرزندش که دارای سوتغذیه است در یک کلینیک نزدیک داداب، کنیا. بخش‌های حاشیه‌نشین تهران، پایتخت ایران.
«مادر مهاجر»، عکس دوروتیا لنگ از مادری همراه فرزندانش در کالیفرنیا، ۱۹۳۶؛ از تصاویر شناخته‌شدهٔ تنگدستی در دوران رکود بزرگ.

فَقر یا تهیدستی و تنگدستی وضعیتی است که در آن فرد یا خانوار از منابع و امکانات لازم برای تأمین نیازهای اساسی و برخورداری از سطح زندگی پذیرفتنی محروم باشد. این نیازها خوراک، پوشاک و مسکن را دربر می‌گیرند، اما به آن‌ها محدود نیستند و دسترسی به آموزش، درمان، آب سالم و امکان مشارکت در زندگی اجتماعی را نیز شامل می‌شوند. ازاین‌رو، فقر را هم با درآمد و هزینهٔ زندگی و هم با محرومیت از خدمات و فرصت‌ها می‌سنجند.[۱]

در بررسی فقر، دو تمایز اهمیت دارد: فقر مطلق به ناتوانی در تأمین حد معینی از نیازهای اساسی اشاره می‌کند؛ فقر نسبی وضعیت فرد را با سطح زندگی معمول در جامعهٔ او می‌سنجد. از سوی دیگر، فقر پولی بر درآمد یا مصرف تکیه دارد، درحالی‌که فقر چندبعدی محرومیت‌هایی مانند نداشتن آموزش کافی، تغذیهٔ مناسب یا مسکن مطلوب را نیز بررسی می‌کند. این دسته‌بندی‌ها مکمل یکدیگرند و ممکن است یک فرد هم‌زمان در چند دسته قرار گیرد.[۲]

فقر با بیکاری یکسان نیست: فرد شاغل نیز ممکن است در خانواری زندگی کند که مجموع منابع آن برای گذران زندگی کافی نباشد. همچنین، فقر و نابرابری اقتصادی دو مفهوم متفاوت‌اند؛ فقر به محرومیت از حدی از منابع و امکانات مربوط است، ولی نابرابری به چگونگی توزیع آن‌ها میان افراد جامعه می‌پردازد.[۳][۲]

واژه‌شناسی و برابرهای فارسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

«فقر» واژه‌ای عربی است که در فارسی به معنی ناداری و نیازمندی به کار می‌رود. در لغت‌نامه دهخدا، برابرهایی چون «بی‌چیزی»، «نداری»، «ناداشت» و «درویشی» برای آن آمده است. «تهیدستی»، «تنگدستی» و «بینوایی» نیز از برابرهای رایج فارسی‌اند. در متون قدیم، واژه‌هایی مانند «فاقه»، «مسکنت»، «عسرت» و «افلاس» در همین حوزهٔ معنایی به کار رفته‌اند.[۴][۵]

«درویش» واژه‌ای ایرانی با پیشینه در زبان‌های ایرانی باستان و میانه است. این واژه در فارسی هم به معنای شخص تهیدست و هم به معنای پیرو تصوف به کار رفته است. بنابراین، «درویش» در هر متن تاریخی لزوماً به معنای صوفی نیست. کاربرد عرفانی «فقر» و «درویشی» نیز، که به دل‌نبستن به دارایی و احساس نیازمندی به خدا اشاره دارد، با فقر اقتصادی یکسان نیست.[۶][۷]

تعریف و سنجش

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فقر مطلق و نسبی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در سنجش فقر مطلق، حدی از نیازهای اساسی مشخص می‌شود و منابع فرد یا خانوار با هزینهٔ تأمین آن مقایسه می‌شود. برای نمونه، می‌توان هزینهٔ خوراک لازم و دیگر نیازهای ضروری، مانند مسکن و پوشاک، را برآورد کرد. ثابت‌بودن معیارِ نیاز به معنای ثابت‌ماندن مبلغ پولی آن نیست؛ افزایش قیمت‌ها و تفاوت هزینهٔ زندگی میان مناطق باید در محاسبه منظور شود.[۲]

فقر نسبی محرومیت را در ارتباط با شرایط جامعه تعریف می‌کند. ممکن است فرد از خوراک و سرپناه برخوردار باشد، اما به سبب کمبود منابع نتواند در فعالیت‌ها و مناسبات متعارف جامعهٔ خود مشارکت کند. در سنجش‌های درآمدی، این مفهوم معمولاً با آستانه‌ای نسبت به میانهٔ درآمد بیان می‌شود. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در یکی از شاخص‌های رایج خود، آستانه را نصف میانهٔ درآمد خانوار در نظر می‌گیرد.[۸]

یورواستات برای شاخص «در معرض خطر فقر»، آستانهٔ ۶۰ درصد میانهٔ درآمد قابل‌تصرفِ هم‌ارزش‌شده را پس از دریافت انتقالات اجتماعی به کار می‌برد. هم‌ارزش‌سازی، اندازه و ترکیب خانوار را در مقایسهٔ درآمدها لحاظ می‌کند. این شاخص کم‌درآمدی در مقایسه با دیگر ساکنان همان کشور را نشان می‌دهد و به‌تنهایی بیانگر محرومیت یکسان در کشورهای مختلف نیست.[۹]

خط فقر و قدرت خرید

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

خط فقر آستانه‌ای است که افراد یا خانوارهای دارای درآمد یا مصرف کمتر از آن، بر پایهٔ تعریف مورد استفاده، فقیر شمرده می‌شوند. خط فقر ملی برای شرایط همان کشور تعیین می‌شود؛ خط‌های بین‌المللی بیشتر برای مقایسهٔ کشورها و بررسی روندهای جهانی به کار می‌روند.[۱۰]

بانک جهانی در ژوئن ۲۰۲۵، خط بین‌المللی فقر شدید را به ۳ دلار برای هر نفر در روز، بر پایهٔ برابری قدرت خرید سال ۲۰۲۱، تغییر داد. دو آستانهٔ تکمیلی برای مقایسه با معیارهای معمول کشورهای با درآمد متوسطِ پایین و متوسطِ بالا، به‌ترتیب ۴٫۲۰ و ۸٫۳۰ دلار تعیین شدند.[۱۰]

این مبلغ‌ها دلارِ تعدیل‌شده بر پایهٔ قدرت خریدند و نباید آن‌ها را مستقیماً با نرخ روز ارز به پول ملی تبدیل کرد. برابری قدرت خرید تفاوت سطح قیمت‌ها میان کشورها را در نظر می‌گیرد. همچنین، تغییر خط مبنا یا روش محاسبه می‌تواند برآورد شمار فقرا را تغییر دهد، بی‌آنکه در همان زمان زندگی واقعی مردم به همان اندازه تغییر کرده باشد.[۱۰]

فقر چندبعدی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سنجش فقر تنها بر پایهٔ پول، همهٔ محرومیت‌ها را نشان نمی‌دهد. برای مثال، دسترسی به مدرسه یا آب سالم به وجود و کیفیت خدمات نیز بستگی دارد. در شاخص فقر چندبعدی جهانی، که با همکاری برنامه عمران ملل متحد و ابتکار فقر و توسعهٔ انسانی آکسفورد تهیه می‌شود، سه بُعد اصلی بررسی می‌شود:[۱۱]

بُعد شاخص‌های مورد بررسی
سلامت تغذیه و مرگ‌ومیر کودکان
آموزش سال‌های تحصیل و حضور کودکان در مدرسه
سطح زندگی سوخت پخت‌وپز، امکانات بهداشتی، آب آشامیدنی، برق، کیفیت مسکن و دارایی‌های خانوار

در این شاخص، محرومیت‌ها وزن مشخص دارند و با یکدیگر ترکیب می‌شوند. نتیجهٔ آن لزوماً با نرخ فقر درآمدی یکسان نیست، زیرا هر روش جنبه‌ای متفاوت از زندگی را اندازه می‌گیرد.[۱۱]

رویکرد قابلیت، مرتبط با آثار آمارتیا سن، توجه را از داشتن منابع به فرصت واقعی استفاده از آن‌ها معطوف می‌کند: اینکه انسان بتواند سالم زندگی کند، آموزش ببیند و زندگی‌ای را برگزیند که برای آن ارزش قائل است. در این رویکرد، درآمد وسیله‌ای برای بهبود زندگی است و به‌تنهایی معیار کامل رفاه نیست.[۱۲]

خواندن آمار فقر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نرخ فقر سهم جمعیتی را نشان می‌دهد که زیر خط فقر قرار دارند، اما نمی‌گوید فاصلهٔ آنان از این خط چقدر است. شکاف فقر این فاصله را نیز در محاسبه وارد می‌کند. ازاین‌رو، دو جامعه با نرخ فقر برابر ممکن است از نظر عمق محرومیت تفاوت زیادی داشته باشند.[۱۳]

نتیجهٔ سنجش به نوع داده نیز وابسته است. برخی بررسی‌ها درآمد و برخی مصرف خانوار را مبنا قرار می‌دهند. در اقتصادهایی با کار فصلی یا درآمد نامنظم، مصرف ممکن است تصویر باثبات‌تری از سطح زندگی بدهد. خوراک تولیدشده برای مصرف خود خانوار نیز باید در برآورد مصرف لحاظ شود؛ بنابراین، درآمد نقدی اندک الزاماً معادل نبود همهٔ منابع معیشت نیست.[۱۴]

مقایسهٔ آمار دو کشور یا دو سال زمانی معتبر است که تعریف فقر، آستانه، سال مبنای قیمت‌ها و روش گردآوری داده‌ها مشخص باشد. شمار فقرا نیز با نرخ فقر تفاوت دارد: با افزایش جمعیت، ممکن است سهم فقرا کاهش یابد، اما شمار آنان به همان نسبت کم نشود.[۲]

تداوم و بازتولید فقر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فقر از نظر مدت یکسان نیست. فقر گذرا ممکن است در پی بیکاری، بیماری یا افت موقت درآمد پدید آید؛ فقر مزمن به محرومیتی گفته می‌شود که در دوره‌ای طولانی ادامه پیدا کند. بررسی وضعیت یک خانوار در چند مقطع زمانی، ورود به فقر و خروج از آن را آشکار می‌کند؛ چیزی که در آمار یک سال به‌تنهایی دیده نمی‌شود.[۱۵]

چرخه فقر به وضعیتی اشاره دارد که پیامدهای محرومیت، زمینهٔ ادامهٔ آن را فراهم می‌کنند. برای نمونه، تغذیهٔ نامناسب و دسترسی ناکافی به آموزش در کودکی می‌توانند رشد و یادگیری را مختل کنند و فرصت‌های شغلی و درآمدی بزرگسالی را کاهش دهند. اگر این محرومیت به زندگی فرزندان نیز منتقل شود، از انتقال بین‌نسلی فقر سخن گفته می‌شود. این فرایند سرنوشت گریزناپذیر خانواده نیست و خدمات عمومی و حمایت اجتماعی می‌توانند آن را تضعیف کنند.[۱۶]

درآمد، اشتغال و خدمات عمومی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

کمبود فرصت‌های شغلی، درآمد پایین و دسترسی ناکافی به آموزش، زیرساخت و خدمات اساسی از عوامل مهم ماندگاری فقرند. رشد اقتصادی می‌تواند منابع و فرصت‌های بیشتری ایجاد کند، اما میزان کاهش فقر به این نیز بستگی دارد که خانوارهای کم‌درآمد تا چه اندازه از اشتغال و افزایش درآمد بهره‌مند شوند.[۱۷]

وجود شاغلان فقیر نشان می‌دهد که داشتن کار به‌تنهایی برای خروج از فقر کافی نیست. در تعریف آماری سازمان بین‌المللی کار، این گروه شامل شاغلانی است که در خانوارهای زیر خط فقر زندگی می‌کنند؛ بنابراین، وضعیت آنان بر پایهٔ منابع خانوار سنجیده می‌شود، نه صرفاً دستمزد شخص.[۳]

بحران‌ها و ناامنی معیشت

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

جنگ، رکود اقتصادی و همه‌گیری‌ها می‌توانند روند کاهش فقر را متوقف یا معکوس کنند. ازبین‌رفتن شغل و دارایی و اختلال در خدمات عمومی، هم افراد کم‌درآمد و هم کسانی را که پیش‌تر بالای خط فقر بوده‌اند، در معرض محرومیت قرار می‌دهد. بانک جهانی در گزارش سال ۲۰۲۴ خود، رشد ضعیف، پیامدهای دنیاگیری کووید-۱۹ و افزایش شکنندگی و درگیری را از عوامل کندشدن کاهش فقر جهانی برشمرد.[۱۷]

مخاطرات محیطی نیز با فقر ارتباط دارند. خشکسالی، سیل و گرمای شدید می‌توانند معیشت و دارایی‌ها را آسیب‌پذیر کنند. گزارش فقر چندبعدی سال ۲۰۲۵ نشان داد که بخش بزرگی از جمعیت فقیرِ بررسی‌شده در مناطقی زندگی می‌کنند که در معرض یک یا چند مخاطرهٔ اقلیمی قرار دارند.[۱۱]

بیماری نیز می‌تواند خانوار را فقیر یا فقر آن را عمیق‌تر کند. هنگامی که هزینهٔ درمان مستقیماً از جیب بیمار پرداخت می‌شود، ممکن است توان خانوار برای تأمین خوراک، مسکن و دیگر نیازها کاهش یابد. حمایت مالی در نظام سلامت برای جلوگیری از همین وضعیت طراحی می‌شود.[۱۸]

تبعیض و نابرابری فرصت‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تبعیض می‌تواند هم علت فقر و هم پیامد آن باشد. محرومیت از فرصت‌های برابر و رفتار تبعیض‌آمیز نهادها، دسترسی برخی گروه‌ها به منابع و خدمات را محدود می‌کند؛ در مقابل، افراد ممکن است تنها به سبب تهیدستی با تحقیر و طرد روبه‌رو شوند. اصول راهنمای سازمان ملل دربارهٔ فقر شدید بر برابری در برابر قانون، رفع موانع تبعیض‌آمیز و احترام به کرامت افراد فقیر تأکید می‌کند.[۱۹]

تغذیه، سلامت و آموزش

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

محرومیت از غذای کافی و متنوع، به‌ویژه در سال‌های نخست زندگی، می‌تواند به رشد جسمی و شناختی کودک آسیب بزند. بااین‌حال، فقر غذایی فقط به مقدار درآمد وابسته نیست؛ قیمت و دسترسی به خوراک، کیفیت مواد غذایی و شیوه‌های تغذیه نیز در آن نقش دارند.[۲۰]

فقر کودکان می‌تواند با محرومیت از آموزش، آب سالم، مسکن مناسب و مراقبت سلامت همراه باشد. آثار این محرومیت‌ها ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابد و به کاهش مهارت و درآمد بینجامد. به همین دلیل، سنجش فقر کودک تنها با درآمد خانوار کامل نمی‌شود و باید نیازهای خود کودک نیز بررسی شود.[۱۶]

فشار روانی و زندگی اجتماعی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نگرانی مداوم دربارهٔ هزینه‌های زندگی می‌تواند برای کودکان و والدین فشار روانی ایجاد کند. کودکان ممکن است نگرانی مالی خانواده را مستقیماً تجربه کنند یا از تنش والدین تأثیر بپذیرند. پژوهش‌های مربوط به فقر کودکی، فشار مزمن و محرومیت محیطی را از مسیرهای اثرگذاری فقر بر سلامت و یادگیری دانسته‌اند.[۲۱]

محرومیت اجتماعی فراتر از گرسنگی یا نداشتن سرپناه است. در شاخص‌های اروپایی، ناتوانی مالی در گرم‌نگه‌داشتن خانه، پرداخت هزینهٔ پیش‌بینی‌نشده، جایگزینی لباس فرسوده یا دیدار منظم با دوستان و خویشاوندان نیز بررسی می‌شود. در این موارد، موضوع نداشتن امکان مالی برای انجام فعالیت است، نه انتخاب داوطلبانهٔ فرد برای انجام‌ندادن آن.[۲۲]

گسترهٔ جغرافیایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فقر به کشورهای کم‌درآمد محدود نیست. کشورهای ثروتمند نیز با فقر نسبی و محرومیت مادی روبه‌رو هستند و بخشی بزرگ از جمعیت فقیر جهان در کشورهای با درآمد متوسط زندگی می‌کنند. بنابراین، میانگین درآمد یک کشور به‌تنهایی وضعیت همهٔ ساکنان آن را نشان نمی‌دهد.[۸][۱]

در برآورد منتشرشدهٔ بانک جهانی در ژوئن ۲۰۲۵، حدود ۸۳۸ میلیون نفر در سال ۲۰۲۲ زیر خط روزانهٔ ۳ دلار، بر پایهٔ برابری قدرت خرید ۲۰۲۱، زندگی می‌کردند. این برآورد به فقر شدید پولی مربوط است و نباید آن را شمار همهٔ افراد دچار فقر نسبی یا محرومیت چندبعدی دانست.[۱۰]

کپرنشینی در جنوب کرمان و سیستان و بلوچستان، ۲۰۱۲.

در بررسی فقر در ایران نیز باید میان خط فقر ملی و آستانه‌های بین‌المللی تفاوت گذاشت. برای نمونه، نرخ فقر شدید بر پایهٔ آستانهٔ روزانهٔ ۳ دلار، بیانگر همهٔ خانوارهایی نیست که در تأمین هزینه‌های متعارف زندگی با دشواری روبه‌رو هستند. بانک جهانی برای ارزیابی کشورهای با درآمد متوسطِ بالا آستانهٔ تکمیلی بالاتری نیز به کار می‌برد.[۱][۲۳]

بانک جهانی در ارزیابی اقتصاد ایران، تورم بالا، کاهش درآمد واقعی، محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های مالی و شوک‌های مربوط به درگیری را از عوامل فشار بر معیشت دانسته است. در گزارش آمار فقر ایران، ذکر سال، آستانه و روش محاسبه ضروری است؛ پیش‌بینی‌های اقتصادی نیز باید از برآوردهای مبتنی بر داده‌های مشاهده‌شده جدا شوند.[۲۴][۲]

در افغانستان، کمبود فرصت‌های شغلیِ مناسب، آسیب‌پذیری معیشت کشاورزی و محدودیت منابع خانوارها از عوامل ماندگاری فقرند. بر پایهٔ گزارش بانک جهانی در آوریل ۲۰۲۵، پیمایش پایش رفاه افغانستان نرخ فقر را در بهار ۲۰۲۳ حدود ۴۸٫۳ درصد برآورد کرده بود. وضعیت شهر و روستا یکسان نبود: فقر شهری با کمبود اشتغال مناسب افزایش یافت، درحالی‌که بهبود امنیت و شرایط مساعد کشاورزی به معیشت روستایی کمک کرد. محدودیت‌های طالبان بر آموزش و اشتغال زنان نیز نابرابری جنسیتی را تشدید کرده و مانعی برای کاهش فقر بوده است.[۲۵]

در تاجیکستان، نرخ فقر بر پایهٔ خط فقر ملی از ۵۶ درصد در سال ۲۰۱۰ به حدود ۲۰ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافت. افزایش دستمزدها و پولی که مهاجران شاغل در خارج برای خانواده‌های خود می‌فرستند، در این کاهش نقش مهمی داشته است؛ بااین‌حال، ایجاد شغل در داخل کشور هم‌پای بهبود درآمدها پیش نرفته است. وابستگی به درآمد مهاجران، خانوارها را در برابر تغییر شرایط اقتصادی و سیاست‌های مهاجرتی کشورهای مقصد، به‌ویژه روسیه، آسیب‌پذیر می‌کند. نابرابری منطقه‌ای و تفاوت در دسترسی به آموزش، زیرساخت و شغل مناسب نیز از چالش‌های تداوم کاهش فقر در این کشور است.[۲۶][۲۷]

فقرزدایی مجموعهٔ اقداماتی برای کاهش محرومیت و جلوگیری از بازگشت افراد به فقر است. این اقدامات می‌تواند افزایش فرصت‌های درآمدی، گسترش خدمات عمومی و حمایت در برابر بیماری، بیکاری و دیگر مخاطرات زندگی را دربر گیرد. سیاستی که تنها درآمد را افزایش دهد ممکن است برای رفع محرومیت از آموزش یا خدمات سلامت کافی نباشد؛ به همین دلیل، برنامه‌های کاهش فقر معمولاً چند حوزه را هم‌زمان هدف می‌گیرند.[۱۷][۲۸]

اشتغال و خدمات اساسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ایجاد شغل‌های بیشتر و باکیفیت‌تر و سرمایه‌گذاری در آموزش، زیرساخت و خدمات اساسی از راه‌های افزایش درآمد و توانایی خانوارهای کم‌درآمد برای مشارکت در اقتصاد است. تأثیر رشد اقتصادی بر فقر به میزان دسترسی این خانوارها به فرصت‌های تازه بستگی دارد.[۱۷]

در حوزهٔ سلامت، کاهش اتکا به پرداخت مستقیم بیمار و تأمین مالی مشترک از طریق منابع عمومی و سازوکارهای بیمه‌ای می‌تواند خطر فقیرشدن بر اثر هزینهٔ درمان را کاهش دهد. صرف عضویت در یک طرح بیمه، بدون پوشش مالی کافی، تضمین نمی‌کند که خانوار از هزینه‌های سنگین درمان مصون بماند.[۱۸]

حمایت اجتماعی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

حمایت و تأمین اجتماعی شامل ابزارهایی مانند مستمری سالمندی و معلولیت، بیمهٔ بیکاری، کمک‌هزینهٔ کودکان و حمایت از خانوارهای کم‌درآمد است. این برنامه‌ها هم برای کاهش محرومیت موجود و هم برای جلوگیری از سقوط افراد به فقر به کار می‌روند. بر اساس گزارش جهانی حمایت اجتماعی ۲۰۲۴–۲۰۲۶، با وجود گسترش پوشش، میلیاردها نفر همچنان از حمایت مؤثر برخوردار نبودند.[۲۸]

برای کودکان، کمک‌های نقدی، بیمهٔ سلامت، معافیت از هزینه‌های آموزش و حمایت از مادران از ابزارهای مورد استفاده‌اند. هدف این برنامه‌ها آن است که کمبود منابع خانوار به محرومیت پایدار کودک تبدیل نشود.[۱۶]

ارزیابی برنامه‌ها و مشارکت مردم

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اثربخشی برنامه‌های فقرزدایی موضوع پژوهش و ارزیابی است. یکی از رویکردهای پژوهشی، تقسیم مسائل بزرگ به پرسش‌های مشخص و آزمودن مداخله‌ها در میدان است؛ برای نمونه، مقایسهٔ روش‌های بهبود یادگیری یا افزایش استفاده از خدمات پیشگیری سلامت. آبهیجیت بنرجی، استر دوفلو و مایکل کرمر در سال ۲۰۱۹ به سبب رویکرد آزمایشی خود در کاهش فقر جهانی، جایزهٔ نوبل اقتصاد را دریافت کردند.[۲۹]

در رویکرد مبتنی بر حقوق بشر، افراد فقیر صاحبان حق‌اند و باید بتوانند در تصمیم‌هایی که بر زندگی آنان اثر می‌گذارد مشارکت کنند. رفع تبعیض، دسترسی به دادخواهی و پرهیز از تحقیر دریافت‌کنندگان حمایت، از اصول این رویکرد است.[۱۹]

نخستین هدف توسعهٔ پایدار سازمان ملل به پایان‌دادن به فقر در همهٔ شکل‌های آن اختصاص دارد. از مقاصد آن تا سال ۲۰۳۰، ریشه‌کنی فقر شدید، دست‌کم نصف‌کردن سهم جمعیت دچار فقر بر پایهٔ تعریف‌های ملی و گسترش حمایت اجتماعی است.[۳۰]

فقر در ادبیات و اندیشهٔ فارسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تهیدستی و رنج معیشت

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
گذر درویش فاریابی از آب بر سجاده؛ نگاره‌ای از بوستان سعدی، منسوب به حبیب‌الله ساوجی، حدود ۱۶۰۰–۱۶۰۸ میلادی. در این حکایت، درویش به سبب نداشتن کرایه از سوارشدن به کشتی بازمی‌ماند و سپس، در روایتی کرامت‌آمیز، بر سجاده از آب می‌گذرد.[۳۱]

در متون فارسی، فقر هم به‌عنوان دشواری معیشت و هم در مباحث اخلاقی و عرفانی مطرح شده است. لغت‌نامهٔ دهخدا ذیل «فقر»، از تاریخ بیهقی این عبارت را نقل می‌کند: «مردی باهمت را فقر عذابی است الیم». این کاربرد به رنج تهیدستی اشاره دارد، نه به مقام عرفانی فقر.[۴]

در گلستان، حکایت «جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی» گفت‌وگویی دربارهٔ نسبت دارایی، فضیلت و آسودگی است. یک سوی گفت‌وگو بر بخل و خودبینی برخی توانگران خرده می‌گیرد و سوی دیگر یادآور می‌شود که برخورداری مادی امکان بخشندگی و فراغت را فراهم می‌کند. داوری پایانی حکایت، توانگران و درویشان را یکدست نمی‌انگارد و در هر دو گروه، رفتارهای پسندیده و ناپسند را از هم جدا می‌کند.[۳۲]

در همین حکایت، بی‌ثباتی معیشت با پراکندگی خاطر پیوند می‌یابد و سعدی می‌نویسد: «فراغت با فاقه نپیوندد و جمعیت در تنگدستی صورت نبندد». در اینجا «جمعیت» به معنای آسودگی و تمرکز خاطر است.[۳۲]

همدردی و مسئولیت اخلاقی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در بوستان، حکایت قحطی دمشق در باب «عدل و تدبیر و رای» آمده است. سعدی دوستی توانگر را وصف می‌کند که از رنج دیگران تکیده شده است. آن دوست سبب اندوه خود را گرسنگی مردم می‌داند:

چو بینم که درویش مسکین نخوردبه کام اندرم لقمه زهر است و درد

در این حکایت، برخورداری شخصی با بی‌اعتنایی به محرومیت دیگران سازگار دانسته نمی‌شود.[۳۳]

در حکایت جدال توانگری و درویشی نیز از وقف، زکات و بخشندگی به نیازمندان یاد می‌شود. این متن نمونه‌ای از طرح وظایف اخلاقی و دینیِ توانگران در ادبیات فارسی است.[۳۲]

در تصوف، «فقر» افزون بر نداشتن دارایی، معنایی معنوی یافته است: نیازمندی انسان به خدا و دل‌نبستن به مال و مقام. در این معنا، نداشتن مال به‌تنهایی برای تحقق فقر عرفانی کافی نیست؛ موضوع، نسبت فرد با دارایی و وابستگی درونی اوست. در سنت درویشی نیز میان بی‌نیازی معنوی و گدایی تفاوت گذاشته شده و گاه پرهیز از گدایی نشانهٔ درویشی حقیقی دانسته شده است.[۷]

حافظ از ترکیب «دولت فقر» استفاده می‌کند:

دولت فقر خدایا به من ارزانی دارکاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

[۳۴]

این کاربرد در حوزهٔ معنایی فقر عرفانی قرار می‌گیرد و با تعریف اقتصادی فقر، یعنی محرومیت از منابع و نیازهای زندگی، تفاوت دارد. برای فهم کاربرد «فقر» و «درویشی» در متون فارسی، باید معنای واژه را با توجه به بافت هر اثر تشخیص داد.[۷][۴]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 "سنجش فقر" (in English). بانک جهانی.
  2. 1 2 3 4 5 هاوتون, جاناتان; شهیدور آر. خاندکر (2009). راهنمای فقر و نابرابری (in English). بانک جهانی. ISBN 978-0-8213-7613-3.
  3. 1 2 "آمار فقر شاغلان" (in English). سازمان بین‌المللی کار.
  4. 1 2 3 «فقر». لغت‌نامهٔ دهخدا. واژه‌یاب.
  5. ↑ «تنگدستی». فرهنگ‌های دهخدا، معین و عمید. واژه‌یاب.
  6. ↑ "درویش" (in English). دانشنامهٔ ایرانیکا.
  7. 1 2 3 "درویش، بخش دوم: در دورهٔ اسلامی" (in English). دانشنامهٔ ایرانیکا.
  8. 1 2 "نرخ فقر" (in English). سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی.
  9. ↑ "نرخ جمعیت در معرض خطر فقر" (in English). یورواستات.
  10. 1 2 3 4 "به‌روزرسانی خط‌های جهانی فقر در ژوئن 2025" (in English). بانک جهانی. 2025-06-05.
  11. 1 2 3 "شاخص جهانی فقر چندبعدی 2025" (in English). برنامهٔ عمران ملل متحد. 2025-10-17.
  12. ↑ "انتخاب ابعاد: رویکرد قابلیت و فقر چندبعدی" (in English). مرکز پژوهش فقر مزمن.
  13. ↑ "شکاف فقر در آستانهٔ روزانهٔ 4٫20 دلار، بر پایهٔ برابری قدرت خرید 2021" (in English). بانک جهانی.
  14. ↑ "سنجش و تحلیل فقر". راهنمای راهبردهای کاهش فقر، جلد نخست (PDF) (in English). بانک جهانی.
  15. ↑ "سنجش فقر مزمن بدون داده‌های تابلویی". مجلهٔ اقتصاد توسعه (in English). بانک جهانی. 2001.
  16. 1 2 3 "فقر کودکان" (in English). یونیسف.
  17. 1 2 3 4 "گزارش فقر، رفاه و سیارهٔ زمین 2024" (in English). بانک جهانی. 2024.
  18. 1 2 "حمایت مالی در سلامت" (in English). سازمان جهانی بهداشت.
  19. 1 2 "اصول راهنما دربارهٔ فقر شدید و حقوق بشر" (PDF) (in English). دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد.
  20. ↑ "فقر غذایی کودکان: محرومیت تغذیه‌ای در اوایل کودکی" (in English). یونیسف. 2024.
  21. ↑ "فقر چگونه به‌گونه‌ای متفاوت بر کودکان اثر می‌گذارد؟" (in English). یونیسف، دفتر اروپا و آسیای مرکزی.
  22. ↑ "فقر و طرد اجتماعی: مفاهیم و تعریف‌های آماری" (in English). یورواستات.
  23. ↑ "نمایهٔ ایران در پایگاه فقر و نابرابری" (in English). بانک جهانی.
  24. ↑ "ایران: نمای کلی" (in English). بانک جهانی.
  25. ↑ "گزارش فقر و برابری افغانستان، آوریل 2025" (PDF) (in English). بانک جهانی. 2025-04. {{cite web}}: تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  26. ↑ "کاهش فقر در تاجیکستان و تداوم چالش‌های اشتغال‌زایی و نابرابری" (in English). بانک جهانی. 2025-09-22.
  27. ↑ "گزارش تحولات اقتصادی تاجیکستان 2025" (in English). بانک جهانی. 2025.
  28. 1 2 "گزارش جهانی حمایت اجتماعی 2024–2026" (in English). سازمان بین‌المللی کار. 2024-09-12.
  29. ↑ "جایزهٔ علوم اقتصادی 2019: اطلاعیهٔ مطبوعاتی" (in English). بنیاد نوبل. 2019-10-14.
  30. ↑ "هدف نخست: پایان‌دادن به فقر در همهٔ شکل‌های آن" (in English). ادارهٔ امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد.
  31. ↑ سعدی. «حکایت «قضا را من و پیری از فاریاب»». بوستان، باب سوم، بخش ۱۷. گنجور.
  32. 1 2 3 سعدی. «جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی». گلستان، باب هفتم در تأثیر تربیت. گنجور.
  33. ↑ سعدی. «حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی». بوستان، باب نخست. گنجور.
  34. ↑ حافظ. «غزل شمارهٔ ۵۲». دیوان حافظ. گنجور.

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]