وب گروهی خوشگلمون:))))))

سلام به همه دوستای جیگرم

به وب گروهیه منو دوستام حتما سر بزنید و نویسنده شیدbatting eyelashes

http://shahzade-royaha.blogfa.com/

اگه نیاید دیگه قهرم...ناراحت میشماheart broken emoticon

عاششششششششقتونمkiss

حتما بیایداپریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

دوستتون دارم هوار تا

در پناه حق

:)

دوستم...

یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش ازدواج کنه

تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همچیزشو توش می نویسه 

این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!

از فردای اون روز نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش

من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم 
10 جور خودکار واسش عوض کردم 
پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...
چایی ریختم روش ...

اونم هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ...

بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ... 

آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سرش کوبید و گفت :منو چی فرض کردی؟

اینکه سالنامه 1392 هست! 
تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟
و اینگونه بود که دوست من هنوز مجرد است..

اعـــتمـ ـاد!!!

پسر به دختر : اعتمادتو به من ثابت کن 
همان لحظه دختر خود را عریان و لخت مادر زاد کرد
دختر به پسر : حال تو اعتمادتو به من ثابت کن 
پسر تمام لباس هایش را تنش کرد 


یادمان باشد وقتی میگوییم تا آخرش هسیتم ، آخرش بستن کمربندمان نباشد

خواهـــــــی آمــــــد...!

مینویسم

تنها از بودنت


حتی هنگامی كه نیستی


چون میدانم كه خواهی آمد.....

8cpdezrwu6x3652rwqfb.jpg

عـاشـقـــ شــدهـــ بـــود...!!!

دیدی غزلی سرود؟

عاشق شده بود.

انگار خودش نبود

عاشق شده بود.

افتاد.شکست . زیر باران پوسید

آدم که نکشته بود .

عاشق شده بود!
http://ts1.mm.bing.net/th?id=H.4602449444602608&pid=15.1

فانتزیه من...:)

یکی از فانتزیام اینه که تو بغلش گریه کنم

 من و محکم فشار بده که دردم بیاد بعد بگه دیوونه من

 کنارتم.....     

شــــایــد روزیــــ...

v,cd janfaza88

 

 

ﺷــــــــــــــــﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﯼ

 

             ﺗـــــــــــــﻮ ﻭ ﻣـــــــﻦ

 

                       ﺩﺭ ﺍﻏــــــــﻮﺵﻫـــــﻢ

 

                                 ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼﺟﺪﺍﯾﯽ

 

                                             ﺑﺨـــــــــــــــــــﻨﺪﯾﻢ..

مواظبـ عشقمــ باشــ....

خیلی بده یه روزی عشقتو با یکی دیگه ببینی و حرفی نتونی بزنی . . .

و زیر لب با خودت زمزه کنی “ آهای غریبه مواظب عشقم باش ” !

کنارم هستیو....


کنارم هستی و اما..

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می‌دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهونه‌هامو می‌گیرم
میگم وای چقد سرده میام دستاتو می‌گیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی می‌میرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره می‌گیرم

فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن باهم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

می دونم که یه وقتایی دلت می‌گیره از کارم 
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم 

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگیا داری 
تو هم از بس منو می‌خوای یه جورایی خودآزاری 

کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه ردپای عشق بیا بی‌چتر زیر برف
اگه حال منو داری می‌فهمی یعنی چی این حرف

می‌دونم که یه وقتایی دلت می‌گیره از کارم 
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوسِت دارم 

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگیا داری 
تو هم از بس منو می‌خوای یه جورایی خودآزاری


آسـمانـــت چـه مــــــزه اســـت؟

خدایا آسمانت چه مزه ایست ؟؟؟
من که فقط زمین خوردم ....





[IMG]

کســـیـــ چــهـــ میـــدانـــــد...

می خندم!
دیگر تب هم ندارم
داغ هم نیستم
دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد شده ام
سرد سرد
نمی دانم
شاید…
شاید دق کرده ام!
کسی چه می داند…

مــــرد بــاشــــ...

مرد باش
زمین به مرد بودنت نیاز داره ....
مرد باش . مردونه حرف بزن . مردونه بخند . مردونه عشق بورز ...
مردونه گریه کن ، مردونه ببخش ....
مرد باش ، نه فقط باجسمت ، بانگاهت ، با احساست ، با آغوشت ...

مردباش و هیچوقت نامردی نکن
مخصوصا برای کسی که به مردونگیت تکیه کرده و باورت کرده

             مرد باش.............

سخـــت...استـــ...

[IMG]
گــــفته باشــــم !.!.!
مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛
تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !
سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !

دریده شده امـ...!

[IMG]
ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص بدهم !
هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاســــــــــــــــــــم؛
کـــه دریـــده شــــــــــــــــده ام

:))))))

ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ

ﻧﮕﺎﻩ ﺳﻨﮕﯿﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺯﺭ ﻧﺰﻥ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ۲ ﻫﻔﺘﺲ ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺷﺪﻩ :|

مـــاه مـــــــن غـصـــــــه نخــــور...

مـــاه مـن غــصه نـخورمـــاه مـن غــصه نـخور زنـدگی جــذر و ‌مـد داره

دنــــیامـون یـــه عـــــالمه، آدم خــوب و بـد داره

ماهِ‌ُ من غصه نخور همه کـه دشـمن نمی شن
هــــمه کـه پــــر ترک مــث تـو و مــن نمی شن

مــاه مــن غــصه نـخور مــــثل مــــاها فـــــراوونه
خیلی کم پیدا می‌شه کسـی رو حرفش بمونه

مــاه مـن غــصه نـخور، گــــریه پــــــــناه آدماس
تـــر و تــــازه مـوندن گـل،‌ مال اشک شـبنماس

مــاه مـن غـصه نخور، زندگی خوب داره‌و زشت
خـــدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

مـــاه مـن غـصه نـخور، پــنجره‌مون بــازه هــنوز
بـــاغـچه‌مون غــرق گـلای عــاشق نــازه هــنوز

ماه من غـصه نخور،باز داره فصل سیب می‌شه
می‌دونم گــاهی آدم،‌ تو وطـنش غریب می‌شه

مــاه مـن غـصه نـخور،‌ مـــاها کــه تب نمی‌کنن
مــاها کـــــه از آدمـــــــا کــمک طـــلب نمی‌کنن

مــاه مـن غـصه نـخور،‌ شــمدونـــیا صــورتی ان
دلایــی کــه بشـکنن چون عـاشقن قـیمتی ان

ماه من غصه نخور، سبک می‌شی بـارون بیاد
تــوی عــاشقی بــاید نترســید از کـــم و زیــــاد

مـاه مـن غـصه نـخور، خـــاطره‌ هـــامون کودکن
تــوی ایـن قـــــصه دلا یـه وقـــــتایی عـروســکن

مــاه مــن غـصه نـخور،‌ بـازی زمین خوردن داره
کــــار دنـــــــیا هــــمینه،‌ تـــــولد و مــــردن داره

مــاه مـن غـصه نـخور، تــاب بـــازی افتادن داره
زنـــدگی شــکستن و دوبــــاره دل دادن داره

مــاه مـن غـصه نـخور، گــــلا مـــیان عــیادتت
بـــه نــتیجه مـــی‌رسه آخــــــر یـه روز عــبادتت

مـاه مـن غـصه نـخور، خــیلیا تـــنهان مـث تـــو
خــیلیا بـا زخـمای عـاشـقی آشنان، مـث تـــو

مـاه مـن غـصه نـخور، زنــدگی بی‌غم نمی‌شه
اونی کـه غـــصه نداشــته بـاشـه، آدم نمی‌شه

مـاه مـن غـصه نخور، حـــــافظ واست وا می‌کنم
شـــعراشـو می‌خـونـم و تــــو رو مـــداوا می‌کنم

مـاه مـن غـصه نـخور، دنــــــــیا رو بسپار به خدا
هـــردومون دعـــــا کنیم، تــو هم جـدا، منم جدا

دﻧــــﯿــــﺎے واﻗــﻌـــے ﻫـــﻤـــﯿـــﻨـــﺠـــــﺎس !  دﻧـــﯿـــﺎے ﻣــــﺠــــﺎزے اوטּ ﺑـــﯿـــﺮوﻧـــ..

دﻧــــﯿــــﺎے واﻗــﻌـــے ﻫـــﻤـــﯿـــﻨـــﺠـــــﺎس !

دﻧـــﯿـــﺎے ﻣــــﺠــــﺎزے اوטּ ﺑـــﯿـــﺮوﻧـــ

ּﮐــﮧ ﻫـــﻤــــﮧ ﺑــــﺎ ﻧــــﻘـــﺎﺑـــטּ ﻫـــﻤــﮧ ﺗـــــﻮ ﻗـــﯿـــﺎﻓـــט

دﻧـــﯿـــﺎے واﻗـــﻌــــے اﯾـــﻨــﺠـــﺎس

ﻫـــﻤـــﮧ ﺑــــے رﯾــــﺎ و ﺧـــﺎﮐــے

ﮐـــﺴــــــے زﺧـــﻤـــﺎﺷــــﻮ ﻧـــﻤــے ﭘــــﻮﺷــــﻮﻧــــﮧ

ﮐــﺴــــے اﺷــﮑــﺎﺷــــﻮ ﭘـــﺎﮐـــ ﻧـــﻤــے ﮐــﻨـــﮧ

ﮐــــﺴـــے ﺑــــﻐــﻀـــﺸـــﻮ ﻗــــﻮرت ﻧــــﻤـــے دﻩ

دﯾــــﺪے ؟

دﻧــــﯿــــﺎے واﻗــﻌـــے ﻫـــﻤـــﯿـــﻨـــﺠـــــﺎس!!!

از جهان تا خدا...



از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود.
در هر ایستگاهی که قطار می ایستاد کسی گم می شد.
قطار می گذشت و سبک می شد.
قطاری که به مقصد خدا می رفت عاقبت به ایستگاه بهشت رسید.
پیامبر گفت:اینجا بهشت است،و من شادمانه بیرون پریدم.
اما ...تو پیاده نشدی و من نفهمیدم....!!
قطار رفت و دور شد و من از فرشته ای پرسیدم مگر اینجا آخرش نیست؟
و او گفت:این قطار به سوی خدا می رود.
و خدا به آنان می گوید:
"درود بر شما،راز من همین است."
آنان که مرا می خواهند در ایستگاه بهشت پیاده نمی شوند.
و من آرام زیر لب گفتم:
"عجب فااااصله ای"

بامن تماس بگیر............................. خدایا
هر روز
شیطان لعنتی 
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ 
آن وقت من اشتباه می كنم و او 
با اشتباه های دلم حال می كند.
دیروز یك فرشته به من می گفت: 
تو گوشی دل خود را بد گذاشتی 
آن وقت ها كه خدا به تو می زد زنگ 
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی؟!
یادش به خیر 
آن روزها
مكالمه با خورشید
دفترچه های ذهن كوچك من را 
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها 
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد.
با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار 
وقتی كه نیستم 
لطفا پیام خودت را 
روی پیام گیر دلم بگذار ......

خاطره‌ات به جای تو

خاطره‌ات به جای تو


خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو

حیف که مانده پیش من، خاطره‌ات به جای تو

رفتی و آشنای تو، بی‌تو غریب ماند و بس
قلب شکسته‌اش ولی پاک و نجیب ماند و بس

طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره کن، دل به ستاره‌ها بزن

تکیه به شانه‌ام بده، دل به ترانه‌ام بده
راوی آوارگی‌ام، راه به خانه‌ام بده

یک‌سره فتح می‌شوم، با تو اگر خطر کنم
سایه‌ی عشق می‌شوم، با تو اگر سفر کنم

شب‌شکن صد آینه با شب من چه می‌کنی؟
این همه نور داری و صحبت سایه می‌کنی

وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
با تو طلوع می‌کنم ولوله‌ای دوباره کن

با تو چه فرق می‌کند زنده و مرده بودنم
کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم

بخنـــــد...


[IMG]

به چه ميخندي تو؟
به مفهوم غم انگيز جدايي؟

به چه چيز؟ 
به شکست دل من يا به پيروزي خويش؟

به چه ميخندي تو؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟
يا به افسونگريه چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه ميخندي تو؟
به دل ساده من ميخندي که دگر تا ابد نيز به فکر خود نيست؟
خنده دار است،
بـخـنــــد….

[IMG]

خدایا

خدایا



خدایا

سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن

اگه میشه فقط گاهی بیا دست منو “ها” کن !

خدایا

سرده این پایین، ببین دستامو میلرزه،

دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه !

بگو گاهی که دلتنگم، از اون بالا میبینی

بگو گاهی که غمگینم، تو هم دلتنگ و غمگینی !

کسی اینجا نمیبینه، که دنیا زیر چشماته، یه عمر

یادمون رفته، زمین دار مکافاته !

خدایا

وقته برگشتن، یه کم یا من مدارا کن

شنیدم گرمه اغوشت

اگه میشه منم جا کن..!!

فقط خدایش...

من در سرزِمـیـنـی زنـدگـی مـیـکـنـم که

تـنـها"خـدایـش"از پـشـت خـنـجـر نـمـیـزنـ
د!!

خنده دار ترین عکس های فیس بوکی!!!

خیلی...

چِقَدر دِلنِشین استـــ 

تَنهایےُ سكوت... 

گاهے نیاز دارَم به تَنها بودن ُ 

در خود گِریستَن... 

چِقَدر نیاز دارم به دَر خود بودَن ... 

بِه فِكر ڪَردن... 

الان ڪِه این نِوشتِه را بر رویِ كاغَذ مے آورَم ... 

از دَرون مے لَرزم ... 

دوستـ دارم این حال و هَوا را... 

خِیلے ...

خودم آرزو کردم....

گلایه ای نیست ؛

خودم آرزو کردم به هرچه میخواهی برسی و ...
و تو به او رسیدی ...

تردیـ ـ ـ ـ ـد...

♫♫♫

دل بستم به سختی به دلت
رسیدم از خودم به امن ساحلت
بی تردید من عاشقت شدم
شریک لحظه ها و دقایقت شدم
ترسیدی از اینکه بد بشم
چی دیدی از دلم که از تو رد بشم
من بی تو یه مرگ مزمنم
یه آرزوی پوچ که غیر ممکنم
احساس منو عوض نکن
بمون و خونه رو برام قفس نکن
کابوس نبودنت غمه
خیال رفتنت برام جهنمه
میمیرم برای تو هنوز
به پای من نشین به پای من نسوز
تردیدت غرورمو شکست
به دست غم سپرد ه هرچی بود و هست

♫♫♫
دلگیرم از این هجوم درد
که تو خیال تو
غماشو لونه کرد
آشوبم من از نبود تو
به من نمیرسه تب وجود تو

عاشقم!!!


منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم...

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم...

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره...

هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره... 

هیچی!

[IMG]
از پنجره آسمان را نگاه می کردم ... 

دست هام توی ِ دست های ِ تو بود ...
روی ِ دنده ...
گاهی با انگشت هات پوستم را نوازش می کردی ...
گاهی دستم را سفت می گرفتی ... انگار که بترسی فرار کنم ...
و من باز به آسمان نگاه می کردم ...
هرجه قدر که نزدیک تر می شدیم بغضم بیشتر می شد ...
انگار که یکی بیخ ِ گلوم را سفت گرفته باشد ... انگار که داشت خفه ام می کرد یک نفر با دست هاش ...
جلوی ِ در ِ خانه بغضم شکست ... بلند زدم زیر ِ گریه ...
تو اما هی نواشم می کردی ... هی بغلم می کردی ... هی گونه ام را می بوسیدی ... 
فقط یک جمله می گفتم ... مدام و مدام و مدام ... هی تکرار ... تکرار ... تکرار ...
لعنتی ... نرو ... من طاقت ِ دوریتو ندارم ... به خدا ندارم ...
و باز هق هق ... و باز ضجه ... و باز لب های ِ پرستیدنی ِ تــــ ــــو ... و باز دست های ِ نگران ِ تـــ ــــو ...
و باز ترانه ی ضعیف ... ترانه ی غمگین ... ترانه ای که بی تو ... و دست هات ... هیچی ... نیست ... ! 

هیچی !

سنگ قبر...

دیدی آخر مرا لمس کردی؟
ولی حیف...
که سنگ قبر احســــــــــــــــــاس ندارد...

[IMG]

خداوندگارا...

خداوندا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداوندا.....

قرارم باش و یارم باش .....

جــــــــــــــــــــــــــــــــــهان تاریکی محـــــــــــــــــــــــض است

        میترسم..

     کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارم باش....

دلیل ریزش مو اینه ها...

به مامانم میگم موهام میریزه،میگه کمتر برو اینترنت !
خواستم بگم اگه دردی،مرضی،سرطانی چیزی دارین بگین از مامانم بپرسم دلیلش چیه !