خطرات و عوارض ناشی از وای فای را بشناسیم

خطرات و عوارض ناشی از وای فای را بشناسیم


افرادی که به لپ تاپ، تلفن همراه هوشمند و تبلت‌ها معتاد هستند در مورد خطرات وای‌فای هشدارها را جدی بگیرند. بررسی محققان جهانی نشان می‌دهد که استفاده از اینترنت وای‌فای سلامت شما را تهدید می‌کند. اگر از کاربران مشتاق اینترنت سؤال کنید که یکی از اختراعات مهم بشر چیست، به‌طور حتم بین گزینه‌های مختلف از وای فای هم نام می‌برند. اینترنت پر سرعت و بدون سیم به راحتی ما را به دنیای مجازی بزرگی متصل می‌کند تا با افراد مختلف در ارتباط باشیم و اطلاعات مورد نیازمان را راحت‌تر و بدون نیاز به کابل و سیم دریافت کنیم. اما در مورد سلامت این اینترنت‌ها حرف و حدیث‌هایی وجود دارد.


شاید برای‌تان جالب باشد بدانید که تکنولوژی وای‌فای برای اولین بار در سال 2007 به دنیای مجازی معرفی شد و از آن زمان تاکنون محققان هم بیکار ننشسته‌اند و تحقیقات مختلفی انجام داده‌اند که نتایج این پژوهش‌ها تا حدودی شما را متعجب می‌کند. وای‌فای می‌تواند اثرات منفی مختلفی را بر سلامت مغز بر جای بگذارد که این موضوع در مورد کودکان بیشتر اهمیت دارد. سردرد، خستگی، اختلالات خواب، مشکلات گوارشی، اختلال در عملکرد مغز و حافظه، استرس و حتی افسردگی را به وای فای و اشعه‌های آن نسبت می‌دهند. پس بعضی از خطرات را جدی بگیرید و خودتان را از صبح تا شب به اینترنت بی‌سیم وای فای وابسته نکنید.

ارتباط وای فای با بی‌خوابی
تا به حال برای‌تان پیش آمده که شب‌ها بعد از ساعت‌ها کار کردن با اینترنت گوشی موبایل بی‌خوابی سراغ‌تان آمده باشد؟ البته این موضوع مشکل تازه‌ای نیست و پژوهشگران از سال 2007 درمورد ارتباط بین وای فای و تاثیر آن بر الگوی خواب تحقیقاتی را انجام داده‌اند. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد امواج با طول موج پایین که از تلفن‌های همراه ساطع می‌شود، بر خواب شما تاثیرگذار است. در واقع افرادی که در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار دارند در الگوی خواب‌شان تغییرات قابل توجهی دیده می‌شود و نسبت به سایرین دیرتر به خواب می‌روند.



این پرتوها بر مغز تاثیر می‌گذارند.بنابراین متخصصان به شما توصیه می‌کنند هنگام خواب تلفن همراه باامواج وای فای را نزدیک خودتان قرار ندهید یا هنگام خواب مودم‌تان را خاموش کنید تا هیچ سیگنالی در اطراف شما وجود نداشته باشد و در برنامه خواب تان مشکلی ایجاد نشود.در بسیاری از افراد کمبود خواب احتمال بروز سایر مشکلات جدی و بیماری‌های دیگری را به دنبال دارد. افسردگی یا فشار خون بالا هم با نداشتن خواب کافی در ارتباط است.

تاثیر منفی بر رشد کودکان
وقتی کودکان به‌طور مداوم در معرض اشعه‌های وای فای قرار می‌گیرند در سیستم رشد آنها اختلالاتی ایجاد می‌شود. یافته‌های پژوهشگران استرالیایی این گفته را تایید می‌کند. در حقیقت این اشعه‌ها سنتز پروتئین‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بدین ترتیب در فرآیند رشد مشکلاتی به‌وجود می‌آورد. در نتیجه ممکن است کودکان و نوجوان در سنین رشد پیشرفت قابل توجهی نداشته باشند و نسبت به سایر همسن و سالان‌شان کوتاه‌تر بمانند.



بنابراین به والدین توصیه می‌شود در مورد استفاده فرزندان‌شان از اینترنت وای فای محدودیت‌هایی در نظر بگیرند تا کودکان از صبح تا شب مشغول کار کردن با انواع و اقسام وسایل الکترونیکی مانند موبایل، تبلت و لپ‌تاپ نباشند.

تاثیر در باروری مردان و زنان
شاید به گوش‌تان رسیده باشد که گرمای ایجاد شده در لپ‌تاپ‌ها در طولانی مدت بر قدرت باروری مردان تاثیر می‌گذارد. در حال حاضر پژوهشگران به مردان هشدار می‌دهند که در زمینه بروز مشکلات باروری فقط لپ‌تاپ‌ها را مقصر ندانند. نتایج بررسی‌های انجام شده در انسان و حیوانات آزمایشگاهی نشان می‌دهد که قرار گرفتن در معرض اشعه‌های وای فای تاثیرات منفی بر جای می‌گذارد.


نکته دیگر این است که فقط مردان در معرض ناباروی قرار ندارند، بلکه وای فای قدرت باروری خانم‌ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. در نتیجه جنین شکل نمی‌گیرد. علاوه بر این یک موسسه پژوهشی سوئدی که در این زمینه تحقیقاتی انجام داده به خانم‌های باردار هم توصیه می‌کند که با اینترنت بی‌سیم به دستگاه‌های الکترونیکی مختلف متصل نشوند و خودشان را از محیط‌هایی که اشعه وای فای وجود دارد دور نگه دارند.

با سرطان ارتباط دارد؟
یکی از سؤالاتی که بعضی از کاربران وای فای را نگران کرده در مورد احتمال سرطان‌زا بودن وای فای است. در واقع سرطان‌زا بودن وای فای هنوز به اثبات نرسیده و در این زمینه اتفاق نظر مشخصی درمیان پژوهشگران و محققان جهانی وجود ندارد. با این وجود نتایج بررسی‌ها روی نمونه‌های آزمایشگاهی نشان می‌دهد قرار گرفتن در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی احتمال بروز تومور‌های سرطانی را افزایش می‌دهد. به هر حال هنوز تحقیقات کمی روی نمونه‌های انسانی صورت گرفته است.

اختلال در عملکرد مغز
تحقیقات پژوهشگران نشان می‌دهد کودکانی که در معرض اشعه‌های وای فای قرار دارند نسبت به سایرین تمرکز کمتری داشته و مغزشان عملکرد پایین‌تری دارد. دلیلش این است که وای فای، فعالیت‌های مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته فقط کودکان نیستند که مغزشان تحت تاثیر اشعه‌ها قرار می‌گیرد، بلکه وای فای زنان را بیش از مردان مورد هدف قرار می‌دهد. در یک تحقیق 15 مرد و15 زن داوطلب مورد بررسی قرار گرفتند و برای همه آزمون مشابهی برای سنجش حافظه در نظر گرفته شد. در ابتدا همه آنها در شرایطی آزمایش شدند که هیچ نوع اشعه وای‌فای در محیط وجود نداشت.



در این شرایط وضعیت هر دو گروه مشابه بود اما در مرحله بعد این افراد به مدت 45 دقیقه در معرض اشعه وای‌فای 2.4 گیگاهرتز قرار گرفتند و در همین زمان مشغول پاسخ‌دهی به تست حافظه بودند. در این شرایط وضعیت مغز هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت و معلوم شد که فعالیت خانم‌ها و سطح انرژی‌شان نسبت به مردان به‌طور قابل توجهی تغییر کرده است. این نکته برای خانم‌ها متاثرکننده است اما باید به مردها هم هشدار دهیم که خیال‌شان خیلی راحت نباشد و آنها هم اگر در معرض مداوم اشعه‌های وای فای باشند، تغییر ناخوشایندی در عملکرد مغزشان دیده می‌شود.

چطور از خطرات وای فای در امان بمانیم؟
این روزها همه ما با شبکه‌های اینترنت‌های مختلف محاصره می‌شویم و از محیط‌های کاری گرفته تا سایر فضاهای عمومی و حتی خانه و اتاق شخصی‌مان، از این خطرها در امان نیستیم. به همین دلیل دوری از اشعه‌هایی که در مورد خطرات‌شان حرف و حدیث‌هایی وجود دارد، دشوار به نظر می‌رسد. یکی از ساده‌ترین روش‌های کاهش خطرات این است که لپ‌تاپ، موبایل و تبلت‌ها را در نزدیکی بدن‌تان نگه ندارید و بعد از اینکه کارتان با این وسایل تمام شد، از آنها فاصله بگیرید. اگر از این دستگاه‌ها استفاده نمی‌کنید لزومی ندارد که از صبح تا شب در اطراف‌تان روشن باشند. به سرعت آنها را خاموش کنید تا ضمن استفاده از تکنولوژی، سلامتی‌تان را به خطر نیندازید.

علت درس نخواندن برخی دانشجوها (طنز)

علت درس نخواندن برخی دانشجوها (طنز)

علت درس نخواندن برخی دانشجوها…

 

1) در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند

 

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی برای یک فرد نرمال مشکل است 263 روز باقی میماند

 

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود بنابراین 141 روز باقی میماند

 

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود پس 126 روز باقی میماند

 

5) طبیعتا 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود پس 96 روز باقی میماند

 

6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعیست این خود 15 روز است.پس 81 روز باقی میماند

 

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند پس 46 روز باقی میماند

 

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند پس 16 روز باقی میماند

 

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید پس 6روز باقی میماند

 

10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود پس 3 روز باقی میماند

 

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرد پس 1 روز باقی میماند

 

12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟

 

نتیجه اخلاقی: یک دانشجوی نرمال نمی تواند درس بخواند

کمی بخندیم؟؟؟؟؟

خواندنی های طنز ! ( فقط بخندین )

به يارو مي گن چرا سي ديت اينقدر خش داره مي گه:آخه زير قسمتهاي مهمش خط كشيدم!!

 

*** خواندنی های طنز ***

طرف 2000 تومني پيدا مي كنه ميگه ما از اين شانسا نداريم بعد پارش مي كنه!

 

*** خواندنی های طنز ***

از يارو مي پرسند: چرا جورابت يه لنگه اش آبيه، يه لنگه اش قرمز؟ ميگه : والله خودمم توش موندم. يه لنگه مثل همينم تو خونه دارم!!!

 

*** خواندنی های طنز ***

 

يارو شبا يه پارچ آب خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن آخه خنگ چرا اينجوري مي كني؟
ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پا پيشم مي بينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم؟

 

*** خواندنی های طنز ***

 

دوتا درسخون حوصله‌شون سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم فيلم نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

 

*** خواندنی های طنز ***

پليس ماشين مسافر کشي را که با سرعت در خيابان ميراند ، متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داري و با اين سرعت هم ميراني راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفري که توي صندوق عقبند خفه ميشند!

 

*** خواندنی های طنز ***

طرف اسم بچه اش رو ميزاره اس ام اس ميگن اين چه اسميه ؟ ميگه چيه از پيام که با کلاس تره!

 

*** خواندنی های طنز ***

يارو از برج ميلاد بالا ميرفته
ميگن کجا ميري؟
ميگه : سر برج قراره وام بدن!!!

درد دل طنز دختر با مادر ( شعر طنز)

درد دل طنز دختر با مادر ( شعر طنز)

درد دل طنز دختر با مادر ( شعر طنز)

 

دختری با مادرش در رختخواب

 
 

درددل می کرد با چشمی پر آب

 
 

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست

 
 

زندگی از بهر من مطلوب نیست

 
 

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

 
 

روی دستت باد کردم مادرم!

 
 

سن من از بیست وشش افزون شد

 
 

دل میان سینه غرق خون شد

 
 

هیچ کس مجنون این لیلا نشد

 
 

شوهری از بهر من پیدا نشد

 
 

غم میان سینه شد انباشته

 
 

بوی ترشی خانه را برداشته!

 
 

مادرش چون حرف دختش را شنفت

 
 

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

 
 

دخترم بخت تو هم وا می شود

 
 
 

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

 

غصه ها را از وجودت دور کن

 
 

این همه شوهر یکی را تور کن!

 
 

گفت دختر ،مادر محبوب من!

 
 

ای رفیق مهربان و خوب من!

 
 

گفته ام با دوستانم بارها

 
 

من بدم می آید از این کارها

 
 

در خیابان یا میان کوچه ها

 
 

سر به زیر و با وقارم هر کجا

 
 

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

 
 

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

 
 

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

 
 

با سعیدو یاسر و ایضا صفر

 
 

با سه تاشان رفته بودم سینما

 
 

بگذریم از مابقی ماجرا!

 
 

یک سری هم صحبت صادق شدم

 
 

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

 
 

یک دو ماهی یار من بود و پرید

 
 

قلب من از عشق او خیری ندید

 
 

مصطفای حاج علی اصغر شله

 
 

یک زمانی عاشق من شد،بله

 
 

بعد جعفر یار من عباس بود

 
 

البته وسواسی وحساس بود

 
 

بعد ازآن وسواسی پر ادعا

 
 

شد رفیقم خان داداش المیرا

 
 

بعد او هم عاشق مانی شدم

 
 

بعد مانی عاشق هانی شدم

 
 

بعدهانی عاشق نادر شدم

 
 

بعد نادر عاشق ناصر شدم

 
 

مادرش آمد میان حرف او

 
 

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

 
 

گرچه من هم در زمان دختری

 
 

روز و شب بودم به فکر شوهری

 
 

لیک جز آن که تو را باشد پدر

 
 

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

 
 

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

 
 

واقعا که پوز مادر را زدی

حرف های زن و شوهری

طنز جالب و خواندنی از حرف های زن و شوهری

طنز جالب و خواندنی از حرف های زن و شوهری
 
1- به نظر شما ، چرا ۹۹در صد آقایان از همسرشان می ترسند ؟!
الف ) چون خانوم ها ناخن بلند دارند ولی آقایان ندارند !
ب ) چون خانوم ها کفش پاشنه ۱۵ سانتی دارند ولی آقایان ندارند !
ج ) چون خانوم ها جیغ دلخراش دارند ولی آقایان ندارند !
د ) چون خانوم ها اگر با استفاده از مهمات فوق هم زورشان به شوهرشان نرسد ، فقط کافیست سرشان را از پنجره بیرون کنند و از مردم کمک بخواهند تا ظرف ایکی ثانیه ، 15 مرد قلچماق به طرف شوهرشان حمله ور شوند ، ولی آقایان اگر بمیرند هم کسی به دادشان نمی رسد !

 

۲- چرا آقایان زمانیکه با همسر خود قصد ورود و یا خروج از دری را دارند ، می گویند خانوم ها مقدمند و اجازه می دهند که اول همسرشان از در عبور کند ؟!

الف ) چون حدس می زنند که پشت در ، یک دره ای ، خندقی ، گودالی ، چیزی باشد !
ب ) چون احتمال می دهند که از لب پنجره بالای در ، یک گلدان سنگی در حال سقوط باشد !
ج ) چون گمان می کنند که پشت در ، یک حیوان درنده و گرسنه باشد !
د ) چون می ترسند که اگر آنها زودتر بروند خانومشان در را پشت سر آنها ببندد و دیگر هم باز نکند !

 

۳ – شما فکر می کنید که اگر روزی همسر مردی از طبقه شصتم ساختمانی سقوط کند و در طبقه پنجاه و هشتم با دست ، میله ای که از دیوار ساختمان بیرون آمده را بگیرد و در هوا معلق بماند ، این مرد برای نجات همسرش چه اقدامی انجام خواهد داد ؟!

الف ) سریعا با استفاده از اره برقی در صدد جدا نمودن میله از ساختمان بر می آید !
ب ) یک عدد سوسک و یا موش را بر روی دست همسرش می گذارد !
ج ) یک طناب پوسیده را برای بالا کشیدن همسرش به طرف او می اندازد !
د ) با به خطر انداختن جان خودش ، هر طور که شده همسرش را نجات می دهد و سپس اینبار طوری او را هل می دهد که دیگر به هیچ عنوان نتواند دستش را به جایی بند کند !

 

۴ – چرا معمولا در تصادفات رانندگی ، میزان صدمه ای که به خانوم ها وارد می شود بیشتر از آقایانی است که مشغول رانندگی می باشند ؟!

الف ) چون ۵ دقیقه قبل از وقوع سانحه ، آقا خودش را از خودرو به بیرون پرت کرده است !
ب ) چون قبل از وقوع سانحه ، کمربند ایمنی خانوم دستکاری شده بوده تا عمل نکند !
ج ) چون در اینگونه تصادفات ، راننده حتی الامکان سعی کرده که خودرو اش از سمت راست با خودروی روبرویی برخورد کند !
د ) چون بعد از سانحه مشخص شده که علت تشدید جراحات وارده به خانوم ، مواد محترقه ای بوده که به دلایل نامعلوم توسط فردی ناشناس در زیر صندلی او تعبیه شده بوده تا با کوچکترین ضربه ای منفجر شود !
 

طنز - مجلس ختم

من به اندازه یک مجلس ختم (شعر طنز)

چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز
بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
همه از خوبی من میگفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هیچ نمی دانستم
نگران بودم من،
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه دم در استاد و غذا هیچ نخورد
راستی هم که برادر خوب است
گر چه دیر است، ولی فهمیدم
که عزیز است برادر، اگر از دست رود
و سفرباید کرد،
تا بدانی که تو را میخواهند
دست تان درد نکند،
ختم خوبی که به جا آوردید
اجرتان پیش خدا
عکس اعلامیه هم عالی بود،
کجی روبان هم،
ایده نابی بود
متن خوبی که حکایت می کرد
که من خوب عزیز
ناگهانی رفتم
و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهل دلان،
که بیایند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
که بدانند همه،
ما چه فامیل عظیمی داریم
رخصتی داد حبیب،
که بیایم آنجا
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را میدیدم
همه آنهایی،
که در ایام حیات،
نمی دیدمشان
همه آنهایی که نمی دانستم،
عشق من در دلشان ناپیداست
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
و از همه خوبیهام
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
”مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم”
راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم!

کربلا

نگاهی تاریخی به کربلا و ساخت حرم امام حسین (ع)


پیدایش سرزمین کربلا به دوران بابلی ها بازمی گردد. در آن زمان این سرزمین مجموعه ای از روستاها بوده است که برای بابلی ها تقدس خاصی داشته است و آنها مردگانشان را در این سرزمین دفن می کردند. نام "کربلا" در آن عصر، "کرب ایلا" بود که در زبان بابلی به معنی "خانه خدا" است.



یکی دیگر از نام های کربلا "کور بابل" بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعه ای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که کربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود که در حد فاصل شام و فرات قرار داشته اند و نیز مادر تمدن های بین النهرین بوده که مرکز عبادت در آن زمان نیز تلقی می شد. این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاکش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است که از جمله آنان می توان به کلدانی ها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره کرد.

نام های قدیمی
کربلا نام های متعددی در تاریخ داشته که از آن جمله می توان به "الطف" اشاره کرد که به معنی "لطیف ترین" است. این نام به این دلیل برای کربلا انتخاب شده که این سرزمین در حاشیه رودخانه علقمه که شعبه ای از فرات بوده است، مستقر بود و آب کربلا نیز از این شعبه تامین می شد.



از دیگر نام های ثبت شده کربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عین التمر و ام القری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد که امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال ۶۱ هجری قمری مصادف با ۶۸۰ میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند.

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)
اولین علامت بارگاه امام حسین(ع) از سوی قبیله بنی اسد که در نزدیکی کربلا سکنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی خاص برای به خاک سپردن سید الشهدا(ع) برگزار کردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند که سایبانی کوچک بر قبر حضرتش بود. با بر سر کار آمدن مختار بن ابی عبیده ثقفی که حکومتش را به نام خونخواهی از قاتلان حسین(ع) در کوفه برقرار کرده بود، این بارگاه پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.



از آن به بعد شیعیان رهسپار زیارت قبر شریف امام حسین(ع) و اهل بیت و صحابه آن حضرت شدند و این قبر به قبله گاهی برای شیعیان بخصوص در کوفه، مدائن و شهر بصره تبدیل شد و مختار در آن زمان بنایی در اطراف قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و روستایی در آن منطقه تشکیل شد.



دشمنی خلفا و محبت مردم
حرم حسینی در طول تاریخ از یکسو همیشه مورد دشمنی خلفا و کژدینان و از طرف دیگر مورد علاقه مردم بوده است و در آغاز حکومت عباسی ها، زمینه برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) از سوی مسلمانان فراهم شد و این روال ادامه داشت تا زمان هارون الرشید، پنجمین خلیفه عباسی که در سال ۱۹۳ هجری قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه های اطراف آن را ویران کرد.

پس از هارون الرشید، بنایی دیگر بر آرامگاه امام سوم شیعیان ساخته شد که تا سال ۲۳۳ هجری قمری یعنی به خلافت رسیدن متوکل عباسی بر جای ماند، اما متوکل عباسی پای خود را در همان مسیری گذاشت که هارون الرشید گذاشته بود و سیاست حکومت خود را، سیاست دشمنی با اهل بیت قرار داد. متوکل عباسی که عشق و محبت به حسین(ع) را ریشه در حب اهل بیت می دانست و طاقت دیدن افزایش زائران گسترده بارگاه امام حسین(ع) را نداشت، دستور منهدم ساختن قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه های اطراف آن را صادر کرد و زیارت امام حسین(ع) را ممنوع کرد.

متوکل عباسی تمام آن منطقه را زیر و رو کرد و سپس سراسر آن منطقه را پر از آب کرد. در تاریخ این واقعیت ثبت شده است که شخصی به نام "دیزج" که یهودی الاصل بود، مامور متوکل عباسی برای کشتن زائران امام حسین(ع) شده بود. این شخص ماموریت آن را داشت که هر زائری را که برای زیارت قبر امام حسین(ع) به آن مناطق پا می گذاشت، از دم تیغ بگذراند. بعد از آن که متوکل عباسی در سال ۲۴۷ هجری به هلاکت رسید، بار دیگر بنای بسیار بزرگی بر مزار امام حسین(ع) ساخته شد به گونه ای که این بنا آنقدر ارتفاع داشت که مردم از دور دست آن را تشخیص می دادند و برای زیارت به سوی آن رهسپار می شدند. از آن به بعد بسیاری از علویان توانستند خانه های خود را در نزدیکی قبر شریف امام حسین(ع) در کربلا بنا نهند که در راس آنان "ابراهیم المجاب بن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفر(ع)" قرار داشت و او اولین علوی بود که در سرزمین کربلا سکنی گزید و این حادثه در سال ۲۴۷ هجری اتفاق افتاد.

عشق ایرانیان به امام حسین(ع)
پس از تاسیس دولت آل بویه، عضدالدوله در سال ۳۷۹ هجری قمری، ضریحی از عاج برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و با بنا نهاده شدن بارگاهی جدید برای سیدالشهدا، بازارها و خانه های بیشتری در اطراف آن ساخته و شهر کربلا با دیوارهایی بزرگ احاطه شد. این شهر در زمان عضدالدوله بسیار پر رونق و از لحاظ دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ادبی به شهری بسیار مشهور تبدیل شد.

بعد از انقراض حکومت آل بویه، سلجوقیان بر سر کار آمدند که سیاست سلجوقیان نیز بر اهمیت گذاشتن نسبت به عتبات مقدسه قرار گرفت. در آن زمان سلطان ملک شاه سلجوقی و وزیر آن نظام الملک در سال ۵۵۳ هجری قمری دیوارهای بنا نهاده شده و ساختمان های حرم شریف امام حسین(ع) را بازسازی کردند و خلیفه "مفتفی" خود شخصا به زیارت قبر امام حسین(ع) رهسپار شد و پس از آن دیگر خلفا نیز از این سیاست تبعیت کردند و به زیارت حرم حسینی رهسپار می شدند، به طوری که خلیفه ناصرالدین الله و المستعصم و المستنصر نیز قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت کردند.

نکته: حرم امام حسین(ع) با این که در طول تاریخ از سوی حاکمان ستمگر و کژدینان مورد دشمنی قرار گرفته و بارها تخریب گردیده، اما همیشه به سرعت و به بهترین شکل از سوی مردم مسلمان بازسازی شده است.

زمانی که شاه اسماعیل صفوی درسال ۹۱۴ هجری بغداد را فتح کرد، خود شخصا برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) راهی کربلا شد و دستور داد که ضریحی از طلا برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخته شود. او همچنین ۱۲ چلچراغ طلا به قبر شریف امام حسین(ع) هدیه و دستور ساخت صندوقی از نقره خالص را برای بارگاه صادر کرد. وی همچنین بارگاه امام حسین(ع) را با فرش های بسیار گرانقیمت آراست. شاه اسماعیل صفوی به مدت یک شب در حرم امام حسین(ع) اعتکاف کرد و پس از آن راهی زیارت قبر امام علی(ع) در نجف اشرف شد. در عهد قاجار، ۳ بار گنبد امام حسین(ع) طلاکاری شد و آغامحمدخان، موسس قاجاریه در ایران خود شخصا در سال ۱۲۰۷ هجری گنبد امام حسین(ع) را طلاکاری کرد. فتحعلی شاه قاجار نیز به دلیل آن که طلای گنبد امام حسین(ع) سیاه شده بود، برای دومین بار مجددا به طلاکاری این گنبد اقدام کرد. در سال ۱۲۱۶ هجری کربلا و حرم امام حسین(ع) مورد هجوم وحشیانه گروهی از وهابیون به رهبری سعود ابن عبدالعزیز قرار گرفت. وی در روز عید غدیر این شهر را به محاصره درآورد و اکثر اهالی آن را چه آنانی که در بازار بودند و چه آنانی را که به خانه های خود پناه بردند، از دم تیغ گذراند.

سعود ابن عبدالعزیز در آن زمان با بیش از ۱۲ هزار سرباز وارد شهر کربلا شد و پس از کشتن بسیاری از ساکنان این شهر، صندوق های قبر شریف امام حسین(ع) را که انبوهی از طلا و پول و اشیای گرانبهای هدیه شده بود، به تاراج برد.

تاریخ کربلا از زبان مورخان
ابن بطوطه، تاریخدان بزرگ عرب اینچنین زیارت خود از کربلا را در سال ۷۲۶ هجری یا ۱۳۰۷ میلادی توصیف می کند: من در زمان حاکمیت سلطان سعید بهادرخان بن خدابنده عازم زیارت کربلا شدم.

این شهر، شهر کوچکی بود که اطراف آن را نخلستان های بسیار زیبا فرا گرفته بود و رودخانه فرات خاک این شهر را به حاصلخیزترین خاک تبدیل کرده بود. این شهر، شهر بسیار زیبایی بود که بارگاه مقدس امام حسین(ع) به آن قداست و حرمتی دیگر می داد. هیچ کس وارد حرم امام حسین(ع) نمی شد، مگر آن که از درگاه وی رخصت می خواست. بارگاه این قبر شریف مزین به نقره بود و پرده های آن از حریر.

پدرو تکسرا، مورخ اسپانیایی که در سال ۱۶۰۴ میلادی و ۱۰۲۴ هجری از کربلا دیدن کرده بود، از این دیدار چنین می گوید: این شهر ۴۰۰۰ خانه دارد و ساکنان آن اکثرا عرب و نیز ایرانی و ترک هستند. بازارهای بسیار بزرگ و انبوهی دارد. در این شهر مکان هایی خاص ساخته شده است که به صورت رایگان به زائران این شهر غذا توزیع می کنند. حرم امام حسین از مهم ترین مناطق کربلا به شمار می رود و مسلمانان از شهرهای مختلف راهی زیارت قبر امام حسین می شوند.

این مورخ اسپانیایی همچنین از ساقیان حرم امام حسین(ع) می نویسد که برای کسب ثواب و اجر الهی به صورت رایگان آب به مردم می دادند و نیز شب های به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را احیا می کردند؛ به گونه ای که در این شب ها به دلیل انبوهی تعداد زائران خیمه هایی برای آنها در اطراف حرم بنا نهاده می شد.

نقشه ساختمان حرم امام حسین(ع)
محل دفن حضرت امام حسین(ع) یا همان گودال قتلگاه، اکنون دارای سقفی است که روی آن صندوقی نهاده شده است. ضریح متبرک این بارگاه در میان روضه منوره قرار گرفته که همان نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهداست. این مجموعه هم اکنون حرم امام حسین(ع) را تشکیل می دهد و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن است.







ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده که در پیش روی آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: "ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون" و در بالای سر، "آیه نور" نوشته شده است. صحن مطهر حسین(ع) دارای هفت باب است که عبارتند از: باب قبله که ساعتی بر فراز آن نصب است، باب قاضی الحاجات، باب زینبیه که در حدود تل زینبیه قرار دارد، باب سلطانی، باب بازار بزازها، باب سدره که در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد و باب صافی که به در بین الحرمین نیز معروف است.

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: "نماز در چهار مکان کامل خوانده می شود: مسجد الحرام (مکه)، مسجدالرسول(مدینه)، مسجد کوفه، و حرم امام حسین علیه السلام."

ضریح شش گوشه حضرت سیدالشهداء
در میان اقوال مورخان درباره چگونگی دفن حضرت سیدالشهداء و یاران باوفای آن حضرت اندک تفاوتی، دیده می شود. شیخ مفید پس از ذکر اسامی ۱۷ نفر از شهیدان بنی هاشم که همگی از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسین(ع) بودند، می فرماید: آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند که هیچ اثری از آن نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام(ع) آنان را زیارت می کنند و علی بن الحسین(ع) (علی اکبر) از جمله آنان است، برخی گفته اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین(ع) نزدیک ترین محل است.





شیخ همچنین می گوید: پس از بازگشت عمر بن سعد از کربلا، جماعتی از بنی اسد که در غاضریه سکونت داشتند، آمده و بر پیکر امام حسین(ع) و یارانش نماز گذاردند و آن حضرت را همان جایی که الان قبر اوست، دفن کردند و علی ابن الحسین (علی اکبر ع) را در پایین پای پدر به خاک سپردند، سپس برای دیگر شهیدان از اهل بیت و اصحاب، حفیره ای کندند و همه آنان را در آن به صورت دسته جمعی دفن کردند و عباس بن علی(ع) را در راه غاضریه، در همان محلی که به شهادت رسید و اکنون قبر اوست به خاک سپردند.

فعالیت های صبحگاهی

 

فعالیت‌های صبحگاهی که افراد موفق انجام می‌دهند

 


همه کسانیکه توانسته‌‌اند به موفقیت‌های چشمگیر کاری دست پیدا کنند، به این نتیجه رسیده‌اند که باید ساعات اولیه روزشان را وقف فعالیت‌هایی کنند که برای خودشان بالاترین درجه اولویت را دارد چون بلافاصله با شروع روز درگیر اولویت‌های دیگران خواهند شد. علم از این استرتژی حمایت می‌کند. در آخرین دستاورد پروفسور روی باوم‌مایستر (Roy Baumeister)، استاد دانشگاه فلوریدا، می‌بینیم که اراده مثل عضله‌ای است که اگر زیاد مورد استفاده قرار گیرد دچار خستگی می‌شود.

به همان اندازه که افراد هنگام عصر احتمال بیشتری برای شکستن رژیم‌های غذایی خود دارند، کنترل نفس و ضعف تصمیم‌گیری هم در آخر روز ضعیف‌تر می‌شود. از طرف دیگر، صبح‌های زود قدرت اراده بالاتر بوده، افراد خوش‌‌بین‌تر بوده و برای مقابله با کارهای چالش‌انگیز آمادگی بیشتری دارند. دوست دارید بدانید که کارفرمایان و مدیران بزرگ درست بعد از بیدار شدن از خواب چه می‌کنند؟ در زیر به 12 مورد از فعالیت‌های صبحگاهی آنها اشاره می‌کنیم.


1. صبح زود بیدار می‌شوند.

افراد موفق می‌دانند که زمان یکی از باارزش‌ترین دارایی‌های انسان است. و بااینکه بیشتر وقت آنها وقتی به سر کار می‌رسند، با تلفن‌ها، میتینگ‌ها و بحران‌های ناگهانی سپری می‌شود، ساعت‌های ابتدای روز دیگر تحت کنترل خودشان است. به همین دلیل است که خیلی از آنها قبل از طلوع خورشید بیدار می‌شوند و تا می‌توانند این زمانی که در کنترل خودشان است را طولانی‌تر می‌کنند.

در تحقیقی که روی 20 مدیر انجام گرفت، 90 درصد از آنها عنوان کردند که قبل از 6 صبح از خواب بیدار می‌شوند. بعنوان مثال، ایندرا نویی مدیر PepsiCo صبح‌ها ساعت 4 از خواب بیدار می‌شود و هیچوقت دیرتر از ساعت 7 صبح سر کار نمی‌رسد. نکته مهم اینکه آنهایی می‌‌توانند روزهای کارامدتری داشته باشند که زودتر بیدار ‌شوند.

2. قبل از اینکه برنامه کاری روزانه به سراغشان بیاید، ورزش می‌کنند.

مهمترین فعالیت صبحگاهی افراد قدرتمند ورزش است، چه ورزش کردن در خانه و چه رفتن به باشگاه ورزشی. اورسلا برنز، مدیرعامل Xerox، یک ورزش یک ساعته برای خود تنظیم می‌کند که ساعت 6 صبح شروع می‌شود. از طرف دیگر استیو مورفی مدیرعامل Christies از صبح‌های خود برای تمرینات یوگا استفاده می‌کند.

باید بدانید که این افراد، افرادی بسیار پرمشغله هستند، پس اگر برای ورزش کردن وقت می‌گذارند به این معنی است که خیلی مهم است. جدا از اینکه ورزش کردن در صبح باعث می‌شود عصرها برای این کار وقت کم نیاورید، یک ورزش صبحگاهی به کاهش استرس روز هم کمک کرده، با تاثیر رژیم‌های غذایی پرکالری و چربی مقابله کرده و کیفیت خواب را هم تقویت می‌کند.

3. روی یک پروژه کاری بسیار مهم کار می‌کنند.

ساعات آرام صبح زمانی ایدآل برای تمرکز بر روی پروژه‌های مهم کاری هستند، بدون اینکه کسی حواسشان را پرت کند. گذراندن این وقت در ابتدای روز باعث می‌شود قبل از اینکه دیگران (بچه‌ها، کارمندان یا رئیس) توجه و تمرکزتان را برهم بزنند، با تمرکز حواس بیشتر کار کنید.

دبی مویسیچین، که استراتژیست تجاری است و در روز باید با میتینگ‌ها و تماس‌های پشت سر هم دست و پنجه نرم کند، می‌گوید با این وضعیت قادر نبوده است هیچ کار مفیدی را پیش ببرد و به همین دلیل صبح‌های زود خود را برای رسیدگی به پروژه‌های خود اختصاص داده است و هر روز خود را روی یک پروژه مهم می‌گذراند.

4. روی یک پروژه شخصی مهم کار می‌کنند.

وقتی کل روز مجبور باشید در جلسات مختلف کاری شرکت کنید و شب که به خانه می‌آیید با وجود خستگی و گرسنگی تازه باید ببینید که برای شام باید چه کنید، نوشتن رمان یا انجام یک کار هنری خیلی دور از ذهن به نظر می‌رسد. به همین دلیل است که بسیاری از افراد موفق، ساعات ابتدایی روز خود را برای کار کردن روی پروژه‌های شخصی خود، کارهایی که دوست دارند و از انجام آن لذت می‌برند، استفاده می‌کنند.

شارلوت واکر، معلم تاریخ، می‌گوید که ساعات بین 6 تا 9 صبح خود را روی نوشتن کتابی درمورد سیاست‌های مذهبی غرب افریقا می‌گذراند. قبل از اینکه با مسئولیت‌های تدریس روزانه مشغول شود، فرصت دارد که مقالات مختلف را مطالعه کرده و چندین صفحه به کتاب خود اضافه کند.

5. اوقاتی خوب را با خانواده‌شان می‌گذرانند.

خیلی‌ها ممکن است شام را از برنامه غذاییشان حذف کرده باشند و به همین دلیل افراد موفق از صبح‌ها برای وقت گذراندن با خانواده، چه با خواندن داستان برای فرزندانشان باشد یا کمک به درست کردن یک صبحانه عالی، می‌گذرانند.

جودی روزنتال، برنامه‌ریز مالی در نیویورک، صبح‌ها بهترین وقتی است که با دخترش می‌گذراند. در این زمان به او کمک می‌کند لباسش را بپوشد، تختش را مرتب کند، و خیلی وقت‌ها هم با هم نقاشی می‌کشند. بعد با هم صبحانه را آماده کرده و می‌نشینند و موقع خوردن صبحانه با هم گپ می‌زنند. برای او این 45 دقیقه صبحگاهی ارزشمندترین ساعات روز هستند.

6. با همسرشان ارتباط برقرار می‌کنند.

افراد موفق بخاطر اینکه شب‌ها بخاطر مشغله آن روز حسابی خسته هستند و وقت زیادی هم باید صرف آماده‌سازی شام و دیدن تلویزیون کنند، ارتباط با همسرانشان را برای صبح می‌گذارند. چه چیزی بهتر از یک رابطه‌جنسی بعد از بیدار شدن می‌تواند به شما برای کل روز انرژی دهد؟ از این گذشته، داشتن ارتباط جنسی منظم شما را باهوش‌تر کرده، درآمدتان را بالاتر برده و کالری‌سوزی هم می‌کند.

خیلی از افراد موفق حتی اگر ارتباط جنسی هم با همسرشان برقرار نکنند، صبح‌ها برای حرف زدن با آنها وقت می‌گذارند. بعنوان مثال، مدیرعامل BlackRock هر روز صبح با همسرش به پیاده‌روی رفته و از این زمان برای صحبت کردن با هم درمورد زندگی، مسائل مالی، امور خانه و برنامه‌های هفته پیش رو استفاده می‌‌کنند.

7. قرار ملاقات‌هایشان را برای صبحانه تنظیم می‌کنند.

مخصوصاً اگر بخواهید شام را به خانه برگردید، صبح‌ها وقتی عالی برای وقت ملاقات است. علاوه‌براین، گذاشتن این قرار ملاقات‌ها برای صبحانه بسیار بهتر از ناهارهای پرمشغله است. کریستوفر کالوین، وکیل پایه یک نیویورکی، چهارشنبه‌های خود را به این مسئله اختصاص داده است و روزهای دیگر به پیاده‌روی می‌رود.

8. برای پاک کردن ذهنشان مدیتیشن می‌کنند.

آدم‌های موفق همان‌قدر که از خودشان انتظار دارند از دیگران هم انتظار دارند. به همین دلیل قطع ارتباط با برنامه کاری روزانه‌شان و آرام کردن ذهنشان کار بسیار سختی است. آنها قبل از اینکه از خانه بیرون بروند، خودشان را وقف یک تمرین معنوی مثل مدیتیشن یا نماز می‌کنند تا بتوانند خودشان را برای مشغله‌های آن روز متمرکز کنند.

داستان زیبای گردنبند

جینی دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود. یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد. مادرش گفت:خوب! این گردن بند قشنگیه، اما قیمتش زیاده ، خوب چه کار می توانیم بکنیم! من این گردن بند را برات می خرم اما شرط داره، وقتی به خانه رسیدیم، یک لیست مرتب از کارها که می توانی انجام شان بدهی رو بهت می دم و با انجام آن کارها می توانی پول گردن بندت رو بپردازی و البته مادر کلانت هم برای تولدت چند دلار تحفه می ده و این می تونه کمکت کنه. جنی قبول کرد…

او هر روز با جدیت کارهایی که برایش محول شده بود را انجام می داد و مطمئن بود که مادربزرگش هم برای تولدش برایش پول هدیه می دهد. بزودی جینی همه کارها را انجام داد و توانست بهای گردن بندش را بپردازد. وای که چقدر آن گردن بند را دوست داشت. همه جا آن را به گردنش می انداخت؛ کودکستان، بستر خواب، وقـتی با مادرش برای کاری بیرون می رفت، تنها جایی که آن را از گردنش باز می ‌کرد حمام بود، چون مادرش گفته بود ممکن است رنگش خراب شود! پدر جینی خیلی دخترش را دوست داشت. هر شب که جینی به بستر خواب می رفت، پدرش کنار بسترش روی کرسی مخصوصش می نشست و داستان دلخواه جینی را برایش می خواند.یک شب بعد از اینکه داستان تمام شد، پدرجینی گفت:جینی ! تو من رو دوست داری؟

- اوه، البته پدر! خودت می دانی که عاشقتم.

- پس او گردن بند مرواریدت رو به من بده!!!

- نه پدر، اون رو نه! اما می توانم عروسک مورد علاقه ام رو که سال پیش برای تولدم به من هدیه دادی رو به تو بدم، اون عروسک قشنگیه، می توانی در مهمانی هات دعوتش کنی، قبوله؟

- نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست… پدرش روی او را بوسید و نوازش کرد و گفت: ” شب بخیر عزیزم.” هفته بعد پدرش مجددا ً بعد از خواندن داستان، از جینی پرسید:جینی ! تو من رو دوست داری؟

- اوه، البته پدر! خودت می دانی که عاشقتم.

- پس او گردن بند مرواریدت رو به من بده!!!

- نه پدر، گردن بندم رو نه، اما می توانم اسب کوچک و قشنگم رو بهت بدم، او موهایش خیلی نرم و لطیفه، می توانی در باغ با او قدم بزنی، قبوله؟

- نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست… و دوباره روی او را بوسید و گفت: ” خدا حفظت کنه دختر زیبای من، خوابهای خوب ببینی. “

چند روز بعد، وقتی پدر جینی آمد تا برایش داستان بخواند، دید که جینی روی تخت نشسته و لب هایش می لرزد. جینی گفت : ”پدر، بیا اینجا “ ، دست خود را به سمت پدرش برد، وقتی مشتش را باز کرد گردن بندش آنجا بود و آن را در دست پدرش داد. پدر با یک دستش آن گردن بند بدلی را گرفته بود و با دست دیگرش، از جیبش یک قوطی مخمل آبی بسیار زیبا را بیرون آورد. داخل قوطی، یک گردن بند زیبا و اصل مروارید بود!!! پدرش در تمام این مدت آن را نگهداشته بود. او منتظر بود تا هر وقت جینی از آن گردن بند بدلی صرف نظر کرد، آن وقت این گردن بند اصل و زیبا را برایش هدیه بدهد …

« این مسأله دقیقاً همان کاری است که خدا در مورد ما انجام میدهد! او منتظر می ماند تا ما از چیزهای بی ارزش که در زندگی به آن ها چسپیدیم دست برداریم، تا آن وقت گنج واقعی اش را به ما بدهد. این داستان سبب می شود تا درباره چیزهایی که به آن چسپیده بودیم بیشتر فکر کنم … سبب می شود، یاد چیزهایی بی افتیم که به ظاهر از دست داده بودیم اما خدای بزرگ، به جای آن ها، هزار چیز بهتر را به ما داده است»

داستان3

مردی در یک باغ درخت خرما را با شدت ‌تکان می‌داد و بر زمین می‌ریخت. صاحب باغ آمد و گفت ای مرد احمق! چرا این کار را می‌کنی؟ دزد گفت: چه اشکالی دارد؟ بنده خدا از باغ خدا خرمایی را بخورد و ببرد که خدا به او روزی کرده است. چرا بر سفره گسترده نعمتهای خداوند حسادت می‌کنی؟ صاحب باغ به غلامش گفت: آهای غلام! آن طناب را بیاور تا جواب این مردک را بدهم. آنگاه دزد را گرفتند و محکم بر درخت بستند و با چوب بر ساق پا و پشت او می‌زد. دزد فریاد برآورد، از خدا شرم کن. چرا می‌زنی؟ مرا می‌کشی. صاحب باغ گفت : این بنده خدا با چوب خدا در باغ خدا بر پشت خدا می‌زند. من اراده‌ای ندارم کار، کار خداست. دزد که به جبر اعتقاد داشت گفت: من اعتقاد به جبر را ترک کردم تو راست می‌گویی ای مرد بزرگوار نزن. برجهان جبر حاکم نیست بلکه اختیار است اختیار است اختیار.