![]()
از یادداشت های روزانۀ عین السلطان قهرمان میرزا سالور (1250 - 1324ش) به روشنی بر می آید که بعدالصمد میرزا عزالدوله، برادر بزرگ ناصرالدین شاه قاجار (1224 – 1308 ش) از همان نخستین دیدار خود از الموت (25 رمضان 1303 ق) شیفتۀ این سرزمین جادویی شد.
سفرهای بعدی او به آنجا، بر این علاقه مندی افزود؛ بدان حد که «الموت جان شیرین عزالدوله» تلقی شد.

ظاهراً دو موضوع بیشتر از موضوعات دیگر، توجه عزالدوله را بدانجا معطوف داشته بود: یکی طبیعت و کوه های متنوع آنجا، که برای امر تفریح و شکار او دلپذیر می نمود. دوم درآمد اقتصادی، مخصوصاً معادن نهفته در دل کوه های الموت. او خود به فرزندش، عین السلطنه قهرمان میرزا، که از حکمروایی الموت تنی خسته داشت، گفته بود:
قلعۀ حسن آنجاست، مملو از ذخایر است، هلاکو آنجا اردو زده، خواجه نصیر چه کرده، تمام آن کوه ها پر از معادن است...


عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهی دردی به دست
وب سايت رسمي شواليه آواز ايران (استاد شهرام ناظري)
منبع: وبلاگ شخصي حامد آل عصفور
در ايران 28 درياچه طبيعي و 9 درياچه كه براثر ساخت سد شكل گرفته وجود دارد ؛ از اين ميان 10 درياچه پرطرفدار طبيعي كشور وجود دارد.
درياچه اوان
موقعيت: استان قزوين
اگر روزي خواستيد قلعه الموت را ببينيد درياچه اوان را از ياد نبريد. این دریاچه که بیش از 70 هزار متر مربع مساحت دارد، در ارتفاع هزار و 800 متری از سطح دریا واقع شده و تنها از آب چشمههای زیرزمینی موجود در بستر دریاچه تغذیه و تنها بخش ناچیزی از آن هنگام بارندگی تامین میشود اما به صورت سطحی و کم. غلیان دائمی آن باعث صافی و زلالی آب دریاچه شدهاست.

عمیقترین بخش اوان به 5/7 متر میرسد که در جنوب شرقی آن واقع شده است البته برخی از مسئولان عمق دریاچه را بین یک تا 20 متر تخمین زدهاند. از سرریز آب دریاچه نیز رود کوچکی تشکیل میشود که آب آن مورد استفاده کشاورزان روستاهای کوشک و آیین است.
در تابستان این دریاچه محل ماهیگیری، آبتنی و قایقرانی و در پاییز، مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به برودت هوا و یخ زدن سطح آن قابل اسکیسواری است.

منبع خبر: سايت برترين ها
۱- منصور قربانی
۲- مقصود قربانی
۳- علیار قربانی
۴- حمید قربانی

كلنگ احداث راه اصلي قزوين- الموت- تنكابن، روز چهارشنبه ۲۱/۱/۹۲ با حضور رييس جمهوري و وزير راه و شهرسازي و در منطقه كوهستاني شهرستان تنكابن استان مازندران به زمين زده شد.


شعر بسيار زيبايي است كه جناب آقاي عبداله رستمي زواركي وبلاگ زوارك را مورد عنايت قرار داده اند و براي بنده ارسال نموده اند.
براي ايشان و تمامي جواناني كه در راه اعتلاي وطن خويش تلاش مي كنند كمال تشكر را داريم.
به اميد آنكه تمامي جوانان الموتي قلبشان به عشق خاكشان بتپد.
الموت ، دیار دلیران
الموت هست بخشی از میهن
زنده باشی تو ای خجسته وطن
شرقی وغربی شده تقسیم آن
مرکزش رودبار و رازمیان
بیشتر می شناسند آن سامان
قَلعه صباح است و سَد اُوان
عمده شهرتش از این دو اثر
شده جایی برای گردشگر
از مشخصه های دیگر آن
رودی جاری بُوَد در دل آن
آب برف وچشمه ها مبداَء آن
پشت منجیل هست مقصد آن
دربهاران پُرآب وخروشان است
شخص، نزدیک آن هراسان است
گاه گاهی به سیل همراه است
می برد هر چه در سر راه است
هرزمان کم شَود تلاطم آن
روستاها شوند مُنعم از آن
هرکسی را رسانَد سود،آن آب
باغ و مزروع او کند سیر آب
تا به جایی که مبداَءش پُرآب
جمله بینی تو مقصدش کم آب
گر چه با طالقان،هم مرزاست
بین شان رشته کوه البرزاست
مردمانی فهیم و مهماندار
سختکوش و با محبت بسیار
ادامه شعر را در ادامه مطلب مطالعه بفرماييد ...

به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، سرزمین الموت در شمال شهر قزوین جای گرفته است که از شمال غرب به مازندران و رامسر، از جنوب به کوههای طالقان و آبیک، از جنوب شرق به قزوین و رزجرد و از غرب به روستای کشآباد و زرشک و باراجین قزوین محدود شده است.
![]()
یکسال گذشت با تمام فراز و نشیب هایش از تمامی عزیزانی که ما را در این سال مورد لطف خود قرار داده اند بسیار ممنونیم.
با سپاس از تمامی عزیزان



روستای پیچ بن

دشت زيباي پيچ بن
![]()
گردنه معدن سنگ خشچال

طبيعت روستاي كشكدشت
![]()
آبشار پيچ بن

شاه البرز
![]()
بدون شرح ....
![]()
ملك دشت (معلم كلايه)
![]()
صخره هاي اندج
![]()
اندج
![]()
مزرعه روستاي شترخان (كيا دشت)
عکاس:
علیرضا رشوند بوکانی
عکس هایی از مرتضی و امیر
برای دیدن ادامه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...

برای دیدن ادامه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...
شما فكر مي كنيد كه كداميك از اين دو نفر راست مي گويند؟!!!؟

بياييد خودمان را در جايگاه ديگران ببينيم و بعد دست به قضاوت بزنيم !!!
|
مركز بهداشتي درماني روستايي زوارک | ||
|
وضعيت جغرافيايي |
واقع در بخش رودبار الموت شرقی شهرستان قزوين | |
|
جمعيت درسال 1389 |
1155 نفر | |
|
اسامي خانه هاي بهداشت تحت پوشش(جمعيت) |
خانه |
اسامي روستاهاي قمر تحت پوشش هر خانه(جمعيت) |
|
کشکدشت |
سفيددر(79) يارفي (65) آتان رود (12) روچ سفلي(77) | |
|
گرمارود |
اوانک (90) پيچ بن (62) | |
|
زوارک |
خوبان(68) نساء (16) سراج کلايه (32) ورک رود(6) جيرنده (17) ورک (48) ويکان (3) حسن آباد (31) روچ عليا (39) سبليکان (58) کلان (29) | |
|
اسامي روستاهاي سياري |
اواتر(7) دينه رود (33) النگان (14) نرميلات (26) | |
|
تعداد خانه هاي بهداشت |
3 | |
|
تعداد پزشك |
1 | |
|
تعداد ماما |
1 | |
|
تعداد بهورز |
6 | |
|
وضعيت ارائه خدمات داروخانه |
فعال در بخش دولتي | |
|
سال احداث ساختمان مركز |
1341 | |
|
مساحت مركز بهداشتي درماني |
8000 متر مربع | |
|
ساعت كاري |
12- 8 و 13-17 | |
|
فاصله تا مركز بهداشت شهرستان به دقيقه |
150 دقيقه | |
|
فاصله تا مركز بهداشت شهرستان به كيلومتر |
115كيلومتر | |
حالا خودتان حساب کنید که اگر وضعیت شما اورژانسی نباشد در ۱۵۰ دقیقه ای (۱۱۵ کیلومتر) که برای رفتن به مرکز بهداشت شهرستان باید سپری کنید چه بلایی سرتان می آید؟!
برای مطالعه مطلب مرتبط در همین سایت با عنوان وضعیت شما اورژانسی است یا خیر؟!؟ مراجعه نمایید.
عكس هاي زير ديروز عصر توسط اينجانب گرفته شده است.
مربوط است به روستاي زوارك و همچنين بالاروچ














تقديم به همه دوستداران طبيعت
زماني كه شما در ساعت اداري مراجعه مي كنيد اگر حضرات به بهانه كشيك و سر زدن به خانه هاي بهداشت روستاهاي ديگر به تفرج نرفته باشند.(آخه آب و هواي منطقه خوبه ديگه مناظر ديدني هم كه كم نداره) بعد از صرف چاي و ... به وضعيت شمار رسيدگي مي كنند.
اما...
اما...
اما اگه كه خارج از وقت اداري باشه خدا نكنه كه اين وضعيت براي هيچ آدمي پيش بياد. حالا وقتش كه آقاي ... حسابي معاينت كنه!!!
بعد بايد حدود نيم ساعت در مورد تاريخچه بيماريت از پشت درب حياط درمانگاه صحبت كني و هزار دليل و برهان بياري كه به پير و به پيغمبر من حالم يه دفعه بد شده و سابقه بيماري از صبح نداشتم و ... .
بعدش هم حالا نوبت شنيدن اين دست صحبت هاست كه خانم دكتر ديشب تا دير وقت مطالعه كردند و الان خواب تشريف دارند. اگه كه وضعيت شما اورژانسي هست خانم دكتر رو صدا كنم وگرنه كه بريد خانه فردا باييد( آخه هر چي بيشتر درد بكشي بهتره چرا كه درد كشيده طبيب !!!)
تعريف وضعيت اورژانسي از ديدگاه پرسنل اين مركز : بيمار در حال مرگ . بدون اكسيژن بيشتر از يك ساعت ديگه نمي تونه زنده بمونه. وگر نه كه اورژانسي نيست.
وقتي هم كه خانم دكتر بعد از نيم ساعت تشريف مي آوردند اولين سوالي كه مي كنند اين است: الان چه وقت آمدن است چرا تا ساعت ۳ مريض نشديد. و الان چه وقت مريض شدن است مگر ديگران مريض نمي شوند شما هم مانند آنها برنامه ريزي كنيد در ساعت اداري مريض شويد آدم برنامه ريزي هم داشته باشه خوبه!!!
حالا جالب است كه خود را پيرو كساني مي دانيم كه بزرگترين عبادت را خدمت به بندگان خدا مي دانند. كلاهمان را قاضي كنيم آيا حقوقي كه در ازاي اين خدمات نكرده مي گيريم حق ماست؟
برادران و خواهران انصاف داشته باشيد.

طرح هادی روستای زوارک:
سال شروع طرح 1383 است و سال خاتمه آن 1384!!!!! ولی در حال حاضر که در سال ۱۳۹۰ هستیم یعنی هنوز پس از گذشت ۸ سال! پایان نرسیده است.
البته این را جالب است بدانید در سال 1387 بودجه تعمیرات نیز برای طرح هزینه شد البته برای طرحی که هنوز تمام نشده است. نمی دانم شاید منظور حضرات از سال خاتمه طرح 1384 نباشد اشتباه در نوشتن باشد و شاید هم سال 1394 و شاید هم 1404!!!! البته که سال 1404 سال بزرگی است پس باید این طرح را در آن سال بهره برداری کنیم که همراه با کشورمان در این سال که می خواهد در خاورمیانه اول باشد ما هم در منطقه الموت می خواهیم اول باشیم چرا که نه؟
البته نباید خیلی از مسئولین استانی گله کنیم. باید به خودمان برگردیم و از مسئولان منطقه و روستامان کمال تشکر را داریم!!!!!! که در عین اتحاد با هم مشکلات روستا را حل می کنند.
سر به كار و دائما در جنب و جوش----- خوش نشين و هم چون قربان سخت كوش
چون جمالي صاحب سيف القلم ------ حاصل و قاسم ز نسل محترم
يك زماني بود آبا ال قلي---------------- پيرمرد با خرد محمد قلي
نصرت اله حج اكبر نا تمام-------------- نام فرزندان او عباس و سام
پور باب اله شد كارمند بانك----------- مي شمارد درهم و چندين فرانك
مي نشيند صدر ده سيد مجتبي----- افتخار خوشنواز با خدا
حاج فلاح در زوارك رو سفيد---------- افتخارش چند فرزند شهيد
شوهر عمه خديجه با شتاب---------در زوارك مي خورد هر شب كباب
با كتاب و شهردار آقا نظام ---------- يافتيم اندر زوارك بارام
زاده قدرت كه باشد قهرمان---------زنده گردانيده نام دودمان
اكبرش اندر زوارك شد دبير---------- اهل فن و دانش و مردي شهير
يك تاز عرصه ميدان حميد --------- يادگار و زاد منصور فقيه
شد محمد يك دبير نامدار--------- دائما باباي وي مركب سوار
مانده نام نيك از مقصود خان------ بذر وي پاشيده اندر سليكان
دخترش شد زوجه اسفنديار------ شهريار و بهمنش دل بي قرار
عاقبت افشين پي صيد وحوش--- مي رورد مكوبن و اسب چموش
مي رود ملا دره و ناريان------------مي كند ياد از چيان
شعري از عبداله كريمي سيليكاني