ای شهر من ای سر زمین نور کاشان

خورشید بر تن مستی و مغرور کاشان

ای مهر سبزی از حدیث عشق و باور

بر روی پیشانی خطی از نور کاشان

ای خشم نایب باتمام اقتدارش 

در پیشگاه چشم تو مقهور کاشان

با من بگو از روزهای تلخ پیشین 

با من بخوان از قصه های دور کاشان 

با کوههای استوارت دوست هستم

ای آبرویت همطراز طور کاشان

همواره زیبایی و شور انگیز و سر سبز

ای گوشوارت خوشه انگور کاشان

علی اصغر هدایتی

علی اصغر هدایتی

در یا .....علی اصغر هدایتی

رونمایی کتاب سایه های تخیل استاد شیدا.....علی اصغر هدایتی و شاعران مهمان از شهرستانها

علی اصغر هدایتی

بلندای قله....علی اصغر هدایتی

پاییز.....علی اصغر هدایتی

ذهن آبی چشمت.....علی اصغر هدایتی

در یایی از خون یهودا.....علی اصغر هدایتی

پیراهنت ابر و زمین هم دامنت.....علی اصغر هدایتی

آتش گرفته در قفس سینه ام نفس.....علی اصغر هدایتی

گر یه های عالم و آدم.....علی اصغر هدایتی

از بس که بال و پر زده ام.....علی اصغر هدایتی

روز مردن پروانه.....علی اصغر هدایتی

کنگره بزرگداشت مولانا کلیم کاشانی .....


      کلیم کاشانی و همایش پاییز

اخبار کوتاه شهرهای شمالی استان اصفهان

کاشان - آیین سیصد و هفتاد و دومین سالروز درگذشت ˈکلیم کاشانیˈ به همت انجمن ادبی کلیم در بقعه تاریخی خواجه تاج الدین این شهر برگزار شد.

 به گزارش روز یکشنبه ایرنا، در این آیین که جمعی از شاعران سراسر کشور و مسوولان انجمن های ادبی کاشان و آران و بیدگل حضور داشتند پس از قرائت سروده هایی از کلیم در قالب مدیحه و آواز سنتی، ˈشیداˈ موسس و دبیر انجمن کلیم کاشانی به معرفی شخصیت این چهره ادبی پرداخت.

ابوطالب کلیم کاشانی که از او دیوان شعری با هشت هزار بیت شعر موجود است، بین سال های 991 تا 994 هجری قمری متولد شد و در جوانی برای ادامه زندگی به هندوستان رفت.                                

هفته های آبی .....علی اصغر هدایتی

مجموعه شعر شاعر معاصر .....علی اصغر هدایتی

هفته های آبی .....علی اصغر هدایتی

هفته های آبی .....علی اصغر هدایتی

هفته های آبی .....علی اصغر هدایتی

علی اصغر هدایتی

علی اصغر هدایتی

علی اصغر هدایتی

نقد دختر رقصان.....علی اصغر هدایتی

چند شب پیش نشستم و تغیراتی در غزلم انجام دادم به هر حال شاعر همیشه باید منتقد خودش هم باشد.

خلاصه که غزل را زیرو رو کردم و غزل حسابی جرح و تعدیل شد . خودم گاهی اوقات انتقاد به خودم می کنم و

شروع می کنم به ویرایش البته جایی که ببینم نقدی هست . هردو را می گذارم . قبل از نقد و  بعد از نقد  را


قبل از تغییر


شکوه خنده تو بر تن قلیان قاجاری است

همان قلیان که در ارثیه اجدادیم جاری است

شبیه ماه می خندی به من انبوه عطر آگین

غرور دختری هستی که بر گلدان قاجاری است

صدای جاری چشمان تو در خوابهای من

حضور روشن احساس خوب خواب و بیداری است

تجسم های باران و شب و تعقیب و رازی تلخ

تمام ذهن من پر از تلنگر های هشیاری است

و آمد در شب تاریک من خورشید بی تردید

زمان معنای راز و رمز رو یاهای تکراری است

طنین خنده ات پیچیده در فکری که من دارم

طنین خنده ات بانوی احساسم عجب کاری است

تبسم کردی و گلدان قاجاری به من گل داد

و گلدان نیز در اندیشه تاب و تب یاری است

شبیه دختر رقصان روی قلک و قلیان 

بخند آئینه ذهنم چه تیره رنگ و زنگاری است

بیا پیراهنت ابر و زمین هم دامنت امشب

که دستانم نسیم عشق دور این تن انگاری است

                                            علی اصغر هدایتی


و اما تغییراتی که دادم


 شکوه خنده تو بر تن قلیان قاجاری است

همان قلیان که در ارثیه اجدادیم جاری است

شبیه ماه می خندی به من انبوه عطر آگین

غرور دختری هستی که بر گلدان قاجاری است

صدای جاری چشمان تو در خوابهای من

حضور روشن احساس خوب خواب و بیداری است

تجسم های باران و شب و تعقیب و رازی تلخ

تمام ذهن من پر از تلنگر های هشیاری است  " همیشه ذهن من پیش تلنگر های هشیاری است"

و آمد در شب تاریک من خورشید بی تردید

زمان معنای راز و رمز رو یاهای تکراری است

طنین خنده ات پیچیده در فکری که من دارم

طنین خنده ات بانوی احساسم عجب کاری است

تبسم کردی و گلدان قاجاری به من گل داد

و گلدان نیز در اندیشه تاب و تب یاری است

شبیه دختر رقصان روی قلک و قلیان "  شبیه دختر رقصان روی کوزه قلیان"

بخند آئینه ذهن چه تیره رنگ و زنگاری است " بخند آئینه افکار من دور از تو زنگاری است"

بیا پیراهنت ابر و زمین هم دامنت امشب

که دستانم نسیم عشق دور این تن انگاری است" که دست من نسیم آرزو دور تو انگاری است"

                                            علی اصغر هدایتی



علی اصغر هدایتی

دختر رقصان روی قلک و قلیان.....علی اصغر هدایتی

سلام دوستان تولد من  چهارشنبه دهم مهر ماه است که دوباره چهارشنبه دهم مهر به روز می شوم.

شکوه خنده تو بر تن قلیان قاجاری است

همان قلیان که در ارثیه اجدادیم جاری است

شبیه ماه می خندی به من انبوه عطر آگین

غرور دختری هستی که بر گلدان قاجاری است

صدای جاری چشمان تو در خوابهای من

حضور روشن احساس خوب خواب و بیداری است

تجسم های باران و شب و تعقیب و رازی تلخ

تمام ذهن من پر از تلنگر های هشیاری است

و آمد در شب تاریک من خورشید بی تردید

زمان معنای راز و رمز رو یاهای تکراری است

طنین خنده ات پیچیده در فکری که من دارم

طنین خنده ات بانوی احساسم عجب کاری است

تبسم کردی و گلدان قاجاری به من گل داد

و گلدان نیز در اندیشه تاب و تب یاری است

شبیه دختر رقصان روی قلک و قلیان 

بخند آئینه ذهنم چه تیره رنگ و زنگاری است

بیا پیراهنت ابر و زمین هم دامنت امشب

که دستانم نسیم عشق دور این تن انگاری است

                                            علی اصغر هدایتی

علی اصغر هدایتی