سلام.خیلی وقته که نيومدم امروز وقتی داشتم مطالب می خوندم دیدم چه قدر فرق کردم قبلا چه چیزایی را مشکل می دونستم حالا ذهنم مشغول چه مسائليه 

92/11/24اين تاريخ هميشه يادت باشه 

من هميشه نااميد

آخ خدا دلم داره مي تركه 

اي كاش اين بغض لعنتي دست از سرم برمي داشت 

خدا كجارا اشتباه رفتم نمي دونم

تا كجا بايد دويد

يارب 

بيچاره شدم

پایان...

تموم شد همه چی 87/6/15شروع شد و 92/7/18همه چیز تموم شد

نمی دونم شاید لازم بود تموم بشه یه خرده خسته ام ولی ناامیدی توی

وجودم خیلی زیاده دعا کنید زود حالم خوب بشه داغونم  داغون گیجم و گم


دلتنگی...

سلام.

شاید دیر به دیر میام آپ کنم خیلی سرم شلوغه ولی امروز از آن روزایی که خیلی دلم گرفته

خییییییییییییییییییییییییییییییییلی

چرا حال من خوب نمیشه....

برگشت...

برگشت بعد از 23 روز ولی ...

ادامه نوشته

j

آرزو..

خدايا يك مرگ بدهكارم

و هزار آرزو طلبكار

خسته ام

يا طلبم را بده

يا طلبت را بگير....

ده تا...

هنوز هم معیــــار کودکانهـ ام را میــ پــذیریــ ؟ "دَهــ تا دوسِت دارمــ

شيشه احساس

گرماي يادت

سردي نگاهت

1

2

3

تق مي شكنددلم

از اين سردي و گرمي


خونه بخت...

بعضي وقتا بايد بعضي از آدما از زندگي آدم حذف بشن به خاطر خيلي چيزها اي كاش مي شد خاطرهاشونم را حذف كرد ولي افسوس كه يه وقتايي يادشون مي كني و دلت بهونشون  مي گيره

خدايا دلم برات تنگ شده دلم هواي بغلت و كرده زياد


ادامه نوشته

عاشقت شدم...

با ستاره های کوچک قلبم چراغانی کرده ام شهر دلت

رانه فقط لبهایم که دلم هم میخندد و با یک نگاه شیرینت میلرزد

نمیگویم و نمیدانی نفسهایم به داغی نفسهایت گره خورده

نمیگویم و نمیدانی حس خوشبختی تمامی سلولهایم را به رقص وا میدارد

وقتی از بوی تنت شیدا میشوم

ارام نگاهت میکنم

 نی نی چشمانم را غمی غریب دربر میگیرد

میدانم عاشقت شدم

اری

عاشق شده ام


دلتنگ خودمم...

سكوت هميشه خوب نيست همه فكر مي كنند راضي هستي اما حقيقت اين جوري نيست

همه دلشون مي خواد براي من شوهر پيدا كنند نمي دونن كه اگر سكوت مي كنم دليلش

رضايت نيست فقط براي اينكه بهشون احترام مي ذارم هر چند اين جور آدما قابل احترام نيستند

فرار اي كاش مي تونستم از اينجا فرار كنم يه جايي كه فقط و فقط مال خودم باشم

دلم براي خود خودم تنگ شده زياد


خسيس

به شدت خسيس و بي معرفت
ادامه نوشته

درد ودل

رمز خواستي بگو...

ادامه مطلب

ادامه نوشته

جديدا اينقدر خسته ام كه حتي حال و حوصله نوشتن ندارم

وب بعضي از دوستام مي خونم خوشحال ميشم كه به اين راحتي حرف مي زنند اما من حتي اينجا هم نمي تونم راحت حرف بزنم نمي دونم ام هميشه قضاوت ادما برام مهم بوده هرچند فكر مي كنم اشتباه آخ نمي دونيد چه قدر خسته ام واقعا دلم مي خواد برم مسافرت اين قدر جسمم خسته است كه حتي اگر ده روزم بخوابم خستگيم رفع نميشه دلم يه تحول مي خواد از روزمرگي خسته شدم دلم تنوع مي خواد هيجان مي خواد زندگيم همه اش شده كار كار كار فشار كار خيلي داره اذيتم مي كنه ديشب داشتم با يكي از دوستام حرف مي زدم

ادامه نوشته

نياز...

قوي ترين زن جهان هم كه باشي

وقت هايي هستن كه مي خواهي

دستي لمست كند.....

تني

تنت را داغ كند .....

ولبي...

طعم لبت را بچشد...

انتخاب

 

لـґ براے اوטּ لـפـظﮧ ڪـه اسمـґ رو صـا ڪـرے تنگ شـه

هموטּ لـפـظﮧ ڪـﮧ هنوز نيومـه

لـґ براے عطر آغوشت تنگ شـه

هموטּ عطرے ڪـﮧ تا به פـال استشمامش نڪـرم

يگـﮧ مے ترسـґ عشق تو رو برملا ڪـنم

مے ترسـґ از اوטּ פـرفے بزنـґ و همـﮧ مسـפֿـره اґ ڪـننـ

مے ترسـґ تو رو آرزو ڪـنـґ و مثل פֿـيلے از آرزوهاے يگـﮧ ґ مـפـال بشے

مے ترسـґ تو را از פֿـا بـפֿـواґ و اوטּ بگه بهتر از تو رو براґ ر نظر گرفتـﮧ

يا بگـﮧ صبر ڪـن،هنوز زوه...

لـґ פֿـيلى برات تنگ شـه

به نظر تو تا به פـال פֿـا لش براے ڪـسے تنگ شـه؟

اوטּ ڪــﮧ هميشـﮧ همـﮧ رو مے بينـﮧ

اگـﮧ اينطوريـﮧ پس لتنگى براش معنايے نـاره

نـﮧ نـﮧ!

اشتباه شـ!

فڪـر ڪـنـґ פֿـا هـґ گاهے لتنگ مے شـﮧ

آפֿــﮧ هميشـﮧ لتنگے بـﮧ פֿـاطر نبوטּ يـﮧ نفر نيست!

گاهے لتنگے بـﮧ פֿـاطر بوטּ يـﮧ نفره ڪــﮧ פـواسش به نگاه هاے عاشقانـﮧ تو نيست!

مثل مـטּ ڪــﮧ چـﮧ باشے و چـﮧ نباشے

باز هـґ لتنگتم!!!

شايـ פֿـا نمے ونـﮧ صبر ڪـرטּ چقـر سـפֿـتـﮧ!

آפֿــﮧ اوטּ پاياטּ همـﮧ چيز رو مے ونـﮧ...

مے ونـﮧ ڪـے عاشقش مے مونـﮧ و ڪـے فراموشش مے ڪـنـﮧ

وقتے بـونے آפֿـرش چے ميشـﮧ صبر ڪـرטּ راפـت تره

اگه مے ونستـґ آפֿـرش مال פֿـومے

باور ڪــטּ اگر قرار بو تا آפֿـر عمر منتظر بمونم،مے مونـґ

ڪـاش פـاقل פֿـا به مـטּ ميگفت ڪــﮧ بايـ فراموشت ڪـنـґ يا منتظرت بمونـґ

فراموش ڪـرטּ يا منتظر مونـטּ פֿـيلے سـפֿـته

اما از ايـטּ وتا سـפֿـت تر اينه ڪــﮧ نـونے بايـ فراموش ڪـنے يا منتظر بمونے 

آפֿـه مے ونے گاهے آـґ فراموش مے ڪـنـﮧ و بعـها مے فهمـﮧ ڪـه بايـ منتظر مے مونـ

و گاهے منتظر مے مونـﮧ و بعـها مے فهمـﮧ ڪــﮧ بايـ زوتر از اينها فراموش مے ڪـر!

פֿـا مے شـﮧ زوتر بيايے و تڪـليف مـטּ رو روشـטּ ڪـنے؟

مـטּ متنفرґ از بلاتڪـليفے!...