من اومدم اگرچه خیلی دیره
اما بلاخره بخت اومدن به بلاگفا باز شد
من این روزا عجیب سرگرم پسر بچه ایی هستم که دیگه شده همه زندگیه من
این فسقلی رسما واسه من وقت نگذاشته و من خدای خودمو شکر میکنم که یه همچین شادی رو به زندگیم داد
دلم واسه وبلاگم لک زده بود، اکثر دوستام دیگه نمینویسن ، اما وقتی رفتم تو صفحه هاشون ،همچی رو یادم بود،به قول یکی از دوستام همه سرگرم وایبر و واتس اپن دیگه، اما اینجا واسه من که یه چیز دیگس، اولین صفحه ی مجازی متعلق به خودم که توش یه عالمه دوست خوب پیدا کردم که علارغم درگیری که واسه هر کدوممون به یه صورته بازم کما بیش از هم خبر داریم، و هراز گاهی یادشون تو دلامون زنده میشه
به هر حال خوشحالم که بازم اینجا نوشتمو ،دوس دارم که زود به زود بیام اینجا دوباره
اما فعلا باید برم که الان پسر کوچولومون بیدار میشه