دور از تو

مرا به باغ و بهاران چه کار دور از تو؟

مرا چه کار به باغ و بهار دور از تو؟

بهار آمده امّا نه سوی من که نسیم

زند به خرمن عمرم، شرار دور از تو

هوای بهار

 

این‌سان که با هوای تو در خویش رفته‌ام

گویی بهار در نَفَس مهربان توست

معرفی از ترانه و تندر در بخارا


نوشتۀ دکتر محمد افشین‌وفایی

 (این مطلب از مجلۀ بخارا،  شمارۀ 86- فروردین- اردیبهشت 1391 برداشته شده است).

 از ترانه و تندر: زندگی، نقد و تحلیل اشعار حسین منزوی، به اهتمام مهدی فیروزیان، تهران، سخن، 1390، 606 ص + 12 ص عکس، 16500 تومان

 

 از عقل هرچه داشت همه خرج عشق کرد

                                                       (مفتون امینی)

حسین منزوی (زنجان، اول مهر 1325 تهران، 16 اردی‌بهشت 1383) غزلسرای موفق روزگار ما بود که با شیوه‌ای خاص خود به نوآوری عروضی، زبانی و... در غزل پرداخت تا آنجا که در کنار سیمین بهبهانی از پیشگامان سرودن «غزل نو» شد. منزوی هرچند در غزلسرایی موفق بود در سرودن شعر نیمایی و قوالب دیگر توفیق چشمگیری به دست نیاورد. نمونه‌های درخشان غزل او چندان است که او را در کنار بهترین غزلسرایان معاصر یعنی شهریار، سایه و سیمین جای می‌دهد. «آنچه شعر او را برجسته ساخته است، گسترش دادن آزموده‌های پیش از خود به یاری نیروی آفرینشگری شاعرانه و نگاهی فراگیر است.» (ص 20)

منزوی شاعری توانا بود که از واژگانی تازه و اوزانی تازه بهره جست تا یکسره از عشق بسراید و اینها خود تشخصی به شعرش بخشید و سبکش را تا حدّی از اقرانش متمایز کرد. بسیاری از شعرهای او به حافظۀ خوانندگان شعر راه یافته و برخی صورت مثل سایر پیدا کرده است؛ شعرهایی از قبیل:

زنی که صاعقه‌وار آنک ردای شعله به تن دارد

فرونیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد

                                         (مجموعه اشعار حسین منزوی، ص 76)

 

لیلا دوباره قسمت ابن‌السلام شد

عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

                                                                                           (ص 58)

 

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد، همین‌جاست

                                                                                            (ص 22)

 

نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟

زخمی‌ام زخمی سراپا می‌شناسیدم؟

                                                                                           (ص 467)

 

چه‌سرنوشت غم‌انگیزی که‌کرم‌کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود

                                                                                           (ص 313)

 

و بسیاری غزل‌های دیگر او.

جز یکی دو استثناء، ظاهراً چنین است که هرقدر شاعری و شاید هر هنرمندی در کار خود موفق‌تر باشد در زندگی شخصی‌اش رفتاری عجیب‌تر دارد و حتی گاه مایۀ آزار دیگران است و نمی‌دانم چرا؟ نمی‌دانم چرا اوجِ هنر، از دلِ ناهنجاری‌ها بیرون می‌آید و چه رابطه‌ای میان این دو برقرار است.

منزوی چندان به خود متکی بود که گاه به مرزهای خودشیفتگی و خودستایی نزدیک می‌شد و شاید همین ویژگی هنرش را به عرش می‌رساند؛ اما این خصوصیتی در رفتار او بود که بسیاری نزدیکانش بر او نبخشودند. او همچنین شاعری زودرنج و اهل گلایه بود که گمان می‌کرد بقیه به عمد نادیده‌اش می‌انگارند و دربارۀ او «توطئۀ سکوت» در جریان است. بسیاری کسان را از خود رنجاند و حتی یکبار در مقدمۀ از شوکران و شکر به دکتر علی‌محمد حق‌شناس زنده بادش یاد تاخت و به تعریض او را «حق‌نشناس» خواند؛ زیرا از سیمین به عنوان «نیمای غزل» یاد کرده بود و منزوی پیشگامی غزل نو را یکسره و تمام و کمال، تنها از آنِ خود می‌دانست. اگرچه این که می‌پنداشت درباره‌اش گاه به ناحق سکوتی می‌شود یکسره بی‌راه نبود؛ اما سببش را باید در رفتار نادرست خود منزوی جست که:

پی تیشه زدن به ریشۀ خویش

دست در دست روزگار گذاشت[1]

 

به هر حال منزوی در زندگی شخصی‌اش هرچه بود در شعر و خصوصاً در غزل مقام والایی داشت و دارد و بی‌گمان خواهد داشت. به قول اسماعیل خویی «برای آیندگان، یعنی آنانی‌شان که غزل‌های مرا خوش خواهند داشت و کم‌شمار هم نخواهند بود اینان، می‌دانم آیا فرقی خواهد کرد این، و اصلاً به یاد خواهند آورد این را، که من از چه راهی و چگونه خویش را آماده می‌کردم تا کار شعری خود را پی بگیرم و پیش ببرم؟» (از ترانه و تندر، ص 464)

راست است. در تاریخ، شعرِ حسین منزوی و شاعران بزرگ دیگر است که می‌ماند. چنانکه امروز برای ما چندان اهمیتی ندارد که مثلاً حافظ چگونه زندگی می‌کرده، شعرش در وهلۀ نخست برایمان مهم است. شعرش را می‌خوانیم و نقد می‌کنیم نه زندگی‌اش را.

باری، از ترانه و تندر مجموعه‌ای است از مقالات بزرگان ادب و فرهنگ این سرزمین یا نزدیکان و دوستان منزوی دربارۀ او که در شناخت شعر و شیوۀ شاعری منزوی و نیز شخصیت و زندگی او بس سودمند تواند بود. در این کتاب به خوبی جایگاه ادبی وی در شعر معاصر بررسیده شده و با خواندن کتاب از ترانه و تندر مطلب ناگفتۀ مهمی دربارۀ شعر منزوی و حتی زندگی شخصی‌اش باقی نمی‌ماند.

بجز مقدمۀ مفصل و مفید گردآورنده و سه مقالۀ دیگر از او (داد و ستد شاعرانه، منزوی و ترانه‌سرایی، وزن شعر منزوی) در این کتاب مقالات و مطالب دیگری از اسماعیل خویی، سیروس شمیسا، مرتضی کاخی، سعید حمیدیان، عزت‌الله فولادوند، سیامک بهرام‌پرور، علی‌اصغر حمیدفر، مرتضی امیری اسفندقه و دیگران دیده می‌شود که بسیار خواندنی هستند.

خواندن این کتاب را به علاقه‌مندان غزل معاصر و دوستداران منزوی توصیه می‌کنیم.

 


[1] سرودۀ سایه است دربارۀ اخوان که متأسفانه دربارۀ زندگی بسیاری از شاعران و هنرمندان بزرگ دیگر هم مصداق دارد.

ای عشق بیا که باز تنهایم

ای عشق! بیا که باز تنهایم

تنهایم و جز تو را نمی‌شایم

 

با شوق تو دل زدم به دریایت

کشتی چه دهی به خشم دریایم؟

 

وقتی به نماز شکر در پیشت

پیشانی خود به خاک می‌سایم

 

در پیش تو، خاکم آن‌چنان کز شور

یک عمر به سجدۀ تو می‌پایم

 

من بار تو می‌برم به دوش ای عشق!

گیرم که همین تویی چلیپایم

 

دلخواه تو چیست؟ سر نمی‌پیچم

هر حکم که می‌کنی، پذیرایم

 

با خویش بِکش، بِکش به هر سویم

در خویش ببر، ببر به هر جایم

 

ای عشق! به پیشواز تو هربار

با یک بغل از ترانه می‌آیم

 

یک‌بار دگر بیا که گسترده‌ست

در راه تو، فرشی از غزل‌هایم

 

بگذار که خانۀ دل خود را

از هرکه و هرکسی بپیرایم

 

وان‌گاه، تمام خانه را یک‌سر

با آینه‌های تو بیارایم

 

تا خانه تمام، پر شود از تو

چون در به رخ تو بازگشایم

عاشقان کوچک بی‌داستان

 

افسانه‌ها،‌ میدان عشاق بزرگ‌اند

ما عاشقان كوچك بی‌داستانیم

این چه عیدی و بهاری‌ست که دارم بی تو

 

در آستانۀ بهار با منزوی:

 

قصد جان می‌کند این عید و بهارم بی تو
این چه عیدی و بهاری‌ست که دارم بی تو


گیرم این باغ، گلاگل بشکوفد رنگین
به چه کار آیدم ای گل! به چه کارم بی تو


با تو ترسم به جنونم بکشد کار، ای یار
من که در عشق چنین شیفته‌وارم بی تو


به گل روی تواش در بگشایم ورنه
نکند رخنه بهاری به حصارم بی تو


گیرم از هیمه زمرّد به نفس رویانده‌ست
باز هم باز بهارش نشمارم بی تو


با غمت صبر سپردم به قراری که اگر
هم به دادم نرسی، جان بسپارم بی تو


بی بهارست مرا شعر بهاری،‌ آری
نه همین نقش گل و مرغ نیارم بی تو


دل تنگم نگذارد که به الهام لبت
غنچه‌ای نیز به دفتر بنگارم بی تو

 

معرفی از ترانه و تندر در جهان کتاب

 

از ترانه و تندر: زندگی، نقد و تحلیل اشعار حسین منزوی

به اهتمام مهدی فیروزیان، 1390، چاپ اول، تهران: انتشارات سخن.

 

نوشتۀ مونا جهانمراد نوری

 (این مطلب از مجلۀ جهان کتاب، شمارۀ ۱۲-۱۰، دی-اسفند ۱۳۹۰ برداشته شده است).

 

    از ترانه و تندر در سلسلۀ کتابهای مجموعۀ «در ترازوی نقد» انتشارات سخن شمارۀ یازدهم را به خود اختصاص داده است.  در این مجموعه­کتابها به نقد و بررسی شعر و زندگی شاعران مطرح معاصر پرداخته می­شود.

   حسین منزوی متولد 1325 در زنجان و متوفی به سال 1383 در تهران، غزلسرایی است که در کنار سایه و شهریار از او به عنوان یکی از بزرگان غزل معاصر یاد می­شود. نخستین اثر او حنجرۀ زخمی تغزل نام دارد که در سال 1350 موفق به کسب جایزۀ شعر فروغ فرخزاد شد. معروفترین مجموعه­غزلهای او از شوکران و شکر و با عشق در حوالی فاجعه و از کهربا و کافور نام دارند. در شعر نیمایی (کتاب با عشق تاب می­آورم) و سپید (کتاب به همین سادگی) هم آثاری از او منتشر شده که به نظر منتقدان از نظر ارزشهای ادبی به پای غزل­های او نمی­رسند. این شاعر به کار ترانه­سرایی هم پرداخته است و با خوانندگانی مانند محمد نوری، علیرضا افتخاری، کوروش یغمایی، داریوش اقبالی و ... همکاری کرده است. در زمینۀ نقد و بررسی شعر معاصر و ترجمه از ترکی به فارسی هم آثاری از او در دست هست که این ترک پارسی­گوی (نقد شعر شهریار)، دیدار در متن یک شعر (بررسی 36 شعر از شاعران معاصر)،  تیغ زنگ­زده (ترجمۀ 18 داستان آذربایجانی) و ترجمۀ منظوم منظومۀ حیدربابا قابل ذکر هستند. مجموعۀ اشعار او در سال 1388 به همّت محمد فتحی با همکاری انتشارات آفرینش و نگاه منتشر شده است.

    کتاب از ترانه و تندر که نام آن به نام مجموعه­غزل معروف منزوی، از شوکران و شکر شباهت دارد، با مقدمۀ مفصلی از گردآورنده (از صفحۀ 11 تا 52) آغاز می­شود که دارای چهار بخش مجزاست: «جایگاه منزوی در شعر امروز»،  «منزوی در ترازوی نقد»، «کنش و منش منزوی» و «شعر منزوی آیینۀ زندگی او». سپس توضیحاتی دربارۀ کتاب و شیوۀ گردآوری و ویراستاری مقالات ذکر شده است. بعد از مقدّمه سالشماری از زندگی منزوی آمده است. باقی کتاب به هفت بخش تقسیم می­شود:

1 - سه گفتگو و یک نامه (صفحۀ 57 تا 82): این قسمت شامل دو گفتگوی ادبی از حسین منزوی، یک گفتگو از محمدعلی بهمنی دربارۀ منزوی و یک نامۀ منتشرنشده از منزوی به دوست نزدیک او محمدرضا خسروی است.

2- بررسی­ها(ص83 تا 452): شامل 19 مقالۀ علمی دربارۀ ویژگیهای ادبی شعر منزوی است که با شیوۀ واحد در ارجاع به مآخذ و علائم نگارشی و ویرایشی به قلم تعدادی از استادان دانشگاه، پژوهشگران و شاعران معاصر نوشته شده است. مقالات به ترتیب از این نویسندگان هستند: سیروس شمیسا، مرتضی کاخی، سعید حمیدیان، منوچهر آتشی، مهدی فیروزیان، سیامک بهرام­پرور، عزت­الله فولادوند، محمدسعید میرزایی، رشید کاکاوند، علی موسوی گرمارودی، غلامحسین عمرانی، علی­اصغر حمیدفر دینوری، سمیه سلیمانی، محمد عابدینی، امیر آزاده­دل، مریم جعفری آذرمانی و پیمان قدیمی. بخش عمدۀ کتاب را همین قسمت تشکیل داده است و در آن جز گردآورنده که سه مقاله از خود را در کتاب آورده، از هر یک از نویسندگان مذکور یک مقاله آمده است. تنوّع موضوعی مقالات جلب نظر می­کند و در آن به موضوعاتی مثل روانشناسی و رفتارشناسی عشق (بهرام­پرور)، بررسی پیوندهای بینامتنی (فیروزیان)، هنجارگریزی شاعرانه (سلیمانی)، نوآوریهای زبانی (عابدینی)، شعر هجایی (حمیدفر) اسطوره­ها و اشاره­های داستانی (آزاده­دل)  در آثار منزوی پرداخته شده است. همانطور که در مقدمۀ کتاب آمده است جز مقالۀ نویسندگان درگذشته (اخوان، آتشی، صلاحی) و دو مقالۀ بهمنی و موسوی گرمارودی، دیگر مقالات برای درج در کتاب مذکور نوشته شده­اند و برای اولین بار است که به دست چاپ سپرده می­شوند.

3 – یادها (از صفحۀ 453 تا 552): دربردارندۀ 10 متن است که در آنها خاطراتی که دوستان و نزدیکان منزوی با او داشته­اند، به رشتۀ تحریر درآمده است. نویسندگان این بخش به ترتیب عبارتند از: اسماعیل خویی، مهدی اخوان­ثالث، محمدعلی بهمنی، عمران صلاحی، بهمن زدوار، بهروز رضوی، محمدرضا خسروی، علیرضا سلطانی، مرتضی امیری اسفندقه و تهمورس پورناظری. در این قسمت، نکته­های مفیدی دربارۀ زندگی خصوصی شاعر و  خانواده­اش، روش زندگی او، اتفاقات مهم و اثرگذار عمر او مثل مرگ برادر و طلاق همسر و جدایی از تنها فرزندش غزل منزوی، مشاغل و راه درآمد او، اخلاق شاعر، اطلاعات و مطالعات و علایق وی آمده است که برای شناخت همه­جانبۀ این شاعر معاصر و اطلاع از شأن نزول بعضی اشعار، راهگشاست.

4- سروده­هایی در ستایش و سوگ منزوی (صفحۀ 553 تا 570): شامل اشعاری از نه شاعر و ادیب معاصر است: مفتون امینی، محمدعلی بهمنی، بهاءالدین خرّمشاهی، عزت­الله فولادوند، امیرحسین نیکـزاد، محمد عابدینی، حمید واحدی، سپیده سامانی و مهدی فیروزیان.

5- کتاب­شناسی (صفحۀ 571 تا 584): گردآورنده در این بخش اطلاعات کتاب­شناختی بیش از صد و پنجاه اثر اعم از کتاب، پایان­نامه، مقاله، یادداشت و گفتگو دربارۀ منزوی یا نوشتۀ او را تهیه و تنظیم کرده است.

6 - نمایه (صفحۀ 585 تا 606): نمایۀ پایانی کتاب، نمایۀ عامی است که اسامی اشخاص و اعلام تاریخی، اعلام جغرافیایی و اماکن، کتاب­ها و مطبوعات و مقالات و آثار فرهنگی (از قبیل کاست موسیقی و ترانه­ها و اشعار و ...) را دربردارد.

7- منزوی به روایت عکس (607 تا 620): شامل عکسهایی منتشر نشده­ از دورۀ نوجوانی تا پایان عمر شاعر و چند نمونه از دست­خط اوست.

در مجموع کتاب از ترانه و تندر را شناخت­نامۀ حسین منزوی می­توان به حساب آورد که با اشتمال بر نقطه­نظرهای مختلف و تحقیقات متنوع ادیبان و پژوهشگران، قدمی موثر در راه شناخت این شاعر بزرگ معاصر برداشته است. در کنار محاسن علمی و ادبی، شکل ظاهری آراسته و حروفچینی مرتّب و عاری از اغلاط کتاب هم قابل ذکر است.

 

 

سالروز درگذشت استاد منزوی

 

امروز هشتمین سالروز درگذشت استاد حسین منزوی، پدر غزل نو، است. با گرامیداشت یادشان این بیت زیبا از استاد را دوباره میخوانیم:

 

و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم

که راز زندگی و مرگ آدمی این بود

 

 

با چه امید؟

 

غزلی از استاد حسین منزوی

 

كدام عید و كدامین بهار؟ با چه امید؟
كه با نبود تو نومیدم از رسیدن عید

تو نرگس و گل سرخ و بنفشه­ای ورنه
اگر تو باغ نباشی گلی نخواهم چید

به زینت سر گیسوی تو نباشد اگر
شكوفه­ای ز سر شاخه­ای نخواهم چید
نفس مبادم اگر در شلال گیسوی تو
كم از نسیم بود در خلال گیسوی بید
به آتش تو زمان نیز پاك شد ورنه
بهار اگر تو نبودی پلشت بود و پلید

نه هر مخاطب و هر حرف و هر حدیث خوش است
كه جز تو با دگرم نیست ذوق گفت و شنید 
 

ز رمز و راز شكفتن اشارتی نگرفت
كسی كه از دهنت طعم بوسه­ای نچشید

چه كس كشید ز تو دست و سر نكوفت به سنگ؟
 چه كس لبت نگزید و به غبن لب نگزید؟
 چگونه دست رسد بازمان به فرصت وصل
 مرا به مهلت اندك تو را به عهد بعید؟

از ترانه و تندر در بازار کتاب

 

     از ترانه و تندر که به اهتمام مهدی فیروزیان در زنجیرۀ کتابهای در ترازوی نقد انتشارات سخن منتشر شده شناختنامۀ حسین منزوی است و در چند بخش به بررسی شعر و زندگی استاد حسین منزوی پدر غزل نو می پردازد. 

 

از ترانه و تندر- مهدی فیروزیان


    پس از مقدمۀ درازدامن کتاب دربارۀ شعر و زندگی منزوی، چند گفتگو از منزوی و یک نامه از او آمده و در بخش دیگر مقالاتی علمی در نقد و بررسی اشعار او و سپس چند خاطره و روایت دربارۀ زندگی و روش و منش شاعر و سروده هایی در سوگ یا ستایش او آمده است. کتابشناسی منزوی و آلبوم تصاویر نیز در پایان کتاب گنجانده شده است.
    در این کتاب افزون بر مقالات مهدی فیروزیان (گردآورنده) که دویست صفحه از این کتاب 624 صفحه ای را دربرگرفته، مقالاتی از برخی منتقدان ادبی، استادان دانشگاه، شاعران و تنی چند از دوستان منزوی آمده است: مهدی اخوان ثالث، اسماعیل خویی، منوچهر آتشی، محمدعلی بهمنی، عمران صلاحی، سیروس شمیــسا، سعید حمیدیان، مرتضی کاخی، عزت الله فولادوند، بهاءالدین خرمشاهی، مفتون امینی، سیامک بهرام پرور، بهروز رضوی، رشید کاکاوند، علی موسوی گرمارودی، مرتضی امیری اسفندقه، تهمورس پورناظری، محمدسعید میرزایی، مریم جعفری آذرمانی، پیمان قدیمی، علی اصغر حمیدفر، محمد عابدینی، سمیه سلیمانی، غلامحسین عمرانی، بهمن زدوار، علیرضا سلطانی، محمدرضا خسروی، امیرآزاده دل، سپیده سامانی، حمید واحدی، امیرحسین نیکزاد.

صفحه ی مجازی کتاب:

از ترانه و تندر- مهدی فیروزیان