یوسف آرزوها

آقا اگر برنمی گردی دلیل آن درچشم های پر گناه ماست می دانم

دلتنگترینم

سلام به همه دوستان گلم 

خوب هستین؟؟دلم برای همتون تنگ شده

خیلی دوست دارم دوباره باز برگردم کنارتون

لحظه های خوبی رو کنار شما داشتم

برام دعا کنید

خیلی دوستتون دارم

یاعلی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 5:32  توسط مجنون  | 

خداحافظی

بسم رب الشهدا

سلام

بچه هابرام دعا کنید حالم خیلی بده دعا کنید

 خداشفاءم بده فکر نمیکنم دیگه بتونم آپ کنم اگر از

 دست من ناراحتید بدی کردم بهتون منو

 ببخشیدوحلالم کنید(مخصوصاشخص مورد نظرم که

 خودش میدونه حلالم کن) 

التماس دعا

یازهرا(س)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور ۱۳۹۰ساعت 1:8  توسط مجنون  | 

آقا سلام

مهدی جان!

پرنده دلم از نبودنت ، پرهای خود را از دست داده، پرهایی که به امید تو پراوز می کردند اما حالا این پرها شکسته شده اند، بیا وباآمدنت پری از پرهای امید را به پرنده دلم هدیه بده تا باز از عشقت در آسمان ها به پرواز درآید.

روم نمیشه بهتون سلام کنم، اما چه کنم؟ کس دیگه ای رو ندارم باهاش درد دل کنم نه که نباشه هست اما مگه اونا می تونن درد منو دوا کنن؟ آقا خسته ام از زندگیم، خسته ام از این که چرا نیستی تا وقتی اشتباه می کنم بزنی تو  گوشم بگی این راهش نبود.

آقا می دونم خیلی رو سیاهم ، خیلی گناه کارم، نفسم تاریکه  جهالتم بزرگه، اما شما تنها کسی هستی که می تونم باهاتون راحت حرف بزنم دیگه از خودم خجالت می کشم. نمی گم از مرگ نمی ترسم چرا خیلیم میترسم اما بیشتر از مرگ از این میترسم که وقتی مردم، خدا بهم بگه خوب بنده چه کار کردی؟ چی بهش بگم. من حتی بنده خوبی براش نبودم نبودم یعنی اصلا بنده اش نبودم من بنده خودم و نفسم بودم. زندگیم همش تاریک نیست، شاید یه وقتایی کارای خوبم کرده باشم اما آقا! خودم از هیچ کدوم از اونا راضی نبودم چه برسه به خدای من.

احساس میکنم که تو رنجیده ای زمن

آقا!بگو چه کار بدی دیده ای زمن

بی تو حرام می شود آقا جوانی ام

آشفته می شود همه زندگانی ام

آقا در قلبم هنوز کاملا بسته نشده. هنوز حد میشناسم. کاش بودی نه به خاطر راحتی ما حاضرم همه سختی ها رو تحمل کنم اما تو باشی. شاید اینا حرف باشه، شاید وقتی بیای گلوی من اولین جایی باشه که به عنوان کسایی که تو زندگیشون حسابت نکردن تیغ شمشیرتو احساس کنه اما من امید دارم به خدای که ارحم الراحمینه وشما هم بهترین بنده شی حتما خیلی مهربونی...

کدام سفینه نجات است که نفس های بشر را به هستی هدیه میدهد، به پاکی وجود کیست که صدای بال ملکوت می آید و عالمیان جبهه بر خاک عرش می سایند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 8:27  توسط مجنون  | 

صبح امید

 دعا

در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بی خبر از همه عالم شوم امّا نشدم
بر در پیر خرابات نهم روی نیا
 تا به این طایفه محرم شوم اما نشدم
 هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم
تا به اسماء معلّم شوم اما نشدم
 از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق
 رسته از کوثر و زمزم شوم اما نشدم
 فارغ از خویشتن و واله رخسار حبیب
 همچنان روح مجسّم شدم اما نشدم
 سر و پا گوش شوم پای به سر هوش شوم
 کز دَمِ گرم تو مُلهَم شوم اما نشدم
 از صفا راه بیابم به سوی دار فنا
 در وفا، یار مُسلّم شوم اما نشدم
 خواستم بر کنم از کعبه دل، هر چه بت است
تا بردوست مکرم شوم اما نشدم
 آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ساعت 6:26  توسط مجنون  | 

عیدتان مبارک

خودت گفتی وعده در بهار است

بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هر کسی عید است و نوروز

بهار عاشقان دیدار یار است

سال نو،فرصتی نو برای تازه شدن وباز نگریستن بر چگونه زیستن میباشد برای

 شما شوری نو برای ساختن وبهتر زیستن آرزومندم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۰ساعت 8:41  توسط مجنون  | 

دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین

 شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیکر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.
از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگین و تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.
اربعینی با دختر کوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شکوه‌ها روانه کردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین کشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام کردیم.
کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى کوتاهى نکرده و از اینجاست که امام حسن عسکرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است که مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌کند. و مؤمن واقعى کسى است که نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شرکت در هدف آن حضرت کوتاهى نورزد.
پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند که جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت کرده است: «کسى که قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و کسى که عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد
». 

یازینب کبری

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن ۱۳۸۹ساعت 8:31  توسط مجنون  | 

فرا رسیدن سالروز فرخنده وپر شکوه عید غدیر روز اکمال

دین بر تمام شیعیان وجان نثاران شاه مردان امیرمومنان

ومولای متقیان علی علیه السلام مبارک باشه

 

 آنجا که علی واسطه ی فیض خداست

 برغیر علی هر که کند تکیه خطاست

   با مدعیّان کور باطن گوئـیـد

    آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟

 

امروز، کافران از (زوال) آيين شما،مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد!

و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را کامل کردم؛

و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛

و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹ساعت 7:45  توسط مجنون  | 

ضیافت خدا

...لیلة القدر خیر من الف الشهر*

...تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر...

ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی، ماه تتنزیل قرآن و ریزش باران وحی و وزش نسیم مهر خداوندی رابه دوستان که دلهای عاشق و خسته را غرق شادی و شعف کرده اید تبریک عرض می کنم

رمضان که شروع می شود نا خودآگاه خود را در مدرسه انتظار می بینی بعد از هر نماز و هر فریضه ای برای ظهور دعا می کنی«اللهم ادخل اهل القبور السرور اللهم اغن کل فقیر و...»و...، حل همه مشکلات ، شفای همه بیماران، بی نیازی همه فقیران، آزادی همه نا حق گرفتگان واسیران و...، همه وهمه تحققش هنگام ظهور است گویا پس از هر نمازی، تو عهد خود را با امامت تجدید می کنی.

به خدا از دوری امام شکوه می کنی

خدایا به تو شکوه می کنم، جدایی از پیامبر(ص) را، غیبت ولی امر ما، دشمنان بسیار و فتنه گری های زیاد آنان واندک بودن یاران.

رمضان مدرسه انتظار است

گویا رمضان که روزه اش برای کسب تقوی و مصونیت است

رمضان آغاز مدرسه وتحصیل تقواست و منتظر از این فرصت به خوبی مدد می جوید تا نیت ، علم و عمل خود را تعالی بخشد.

الهی ! ماه رمضان بوی یار می دهد. در این ماه چشممان را به جمالش روشن گردان!

لطیفا! در ماهی که تیمار کننده یتیمان کوفه، جد مظلوم امام زمان، حضرت امیرالمومنین(ع)به شهادت رسید، سرپرست ما را برسان، تا تکفل اینامت را بی پرده در دست  گیرد.

معبودا! در این ماه شریف تمرین می کنیم تا بندگان شایسته ومطیعی برای تو باشیم وروح وجسممان را از هر چه آلودگی است، پاک کنیم. خدایا! و آن پاکترین را برای یاریمان بفرست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۹ساعت 8:10  توسط مجنون  | 

تولد یوسف زهرا(عج)

سلام بر آل یاسین

سلام بر بلندای قیام وقعودت

سلام بر معراج رکوع وسجودت

سلام بر ذکر قرائت وقنوتت

سلام بر هنگامه طلوع وغروبت

سلام برتو ای یگانه دوران

سلام بر تو ای موعود قرآن

سلام برتو ای مهدی فاطمه(عج)

سلام بر تو که پرچم بر افراشته هدایتی

سلام بر تو که خود سلام وپیام آور سلامتی

سلام؛سلام؛سلام؛...  .

غروب خورشید ماه شعبان؛ باپرتو زرین خود؛ خانه ها را فرا گرفته است. نسیم مرطوبی از دجله می وزد.

گلدسته پیچ در پیچ سامرا؛ مهیای آوای ملکوتی تکبیر است.

بوی گل های بهارین در جای جای منزل امام پیچیده است. شب جمعه است.

امشب فرزندی که نزد خداوند عزوجل بزگوار است؛ متولد میشود. کسی که پروردگار؛ زمین مرده را به یمن قدوم وی زنده می کند.

چگونه می توان آرام خوابید در حالی که چشم انتظار میلاد مژده آسمانی است؛ مژده رسالت های کهن.

لحظه میلاد نزدیک است.

ونرگس تپش بال های فرشتگان را حس می کند به نظرش می رسد مه همهمه ای همانند تلاوت قرآن به گوش می رسد

نرگس مویه های میلاد سر می دهد

چهره نرگس از نوری آسمانی می درخشد.کودک را می بیند که در حالت سجده بر زمین افتاده است.

اعجازی رخ می دهد. آوایی ملکوتی از کودک بر می آید:(به نام خداوند بخشایشگر...ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را از پیشوایان وارثان روی زمین قرار دهیم وحکومتشان را در زمین پا بر جا سازیم و به فرعون وهامان و لشکریانشان؛ آنچه را از آنها بیم داشتند؛ نشان دهیم.

*مهدی عزیز: هر سال در پانزدهم شعبان؛ تولد خجسته تو را جشن می گیریم وبزم سرور و شادی؛ بر پپا می کنیم اما این بزم بی حضور دلدار را ؛ هیچ طراوت وشکوه نمی بینم. زیرا شکوه و خرمی را در طراوت بهار؛ باید به نظاره نمود که تویی بهار همه رویش ها وطراوت همه گل ها  .- ای تنها گل نرگسی آفرینش

* مهدی جان: گر چه عندلیبان غزل خوان بوستانت؛ شادمانه در ترنم سرود آمدنت؛ ترانه بهار را می سرایند. اما داستان طولانی مشتاقی ومهجوری تو؛ گو اینکه بهار بی حضور تو را؛ پاییز همیشگی خسته دلان نموده است- ای بهار بی پایان برکت ورحمت.

 دهید مـــــــژده به یاران که یـــار می آید         قرار گیتی چشم انتـــظار می آید

کلید صبـح به دست و سرود عشق به لب         زانتهای شب آن شهسـوار می آید

جهــــان برای تماشــــا؛ به پای می خیزند        به پای بوسی آو روزگـار می آید

  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۹ساعت 7:44  توسط مجنون  | 

میلاد سه گل از بوستان احمدی

*****سوم شعبان ميلاد با سعادت امام حسين (ع) بر تمامي شيعيان مبارك باد.*****

ميلاد امام حسين (ع)

 سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا! سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است. ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.


        *****چهارم ماه شعبان خجسته سالروز ميلاد حضرت ابوالفضل العباس مبارك باد.*****

ميلاد سقاي كربلا


سلام بر رشادت دستان حیدری ات! سلام بر توفندگی شمشیر ذوالفقارت! سلام بر جانبازی و عشق و برادری ات! سلام بر تو ای زیباترین واژه قاموس فروتنی! سلام بر تو و بر دستان آب آورت! سلام بر لبان خشکیده ات که سرچشمه آب بقاست و آب را در حسرت جرعه ای از خنکای خود وانهاده است! خاک بوی بهشت می گیرد، آسمان، پایین می آید و خانه مرتضی (ع) را به آغوش می کشد. نوزادی مبارک پا بر ابرهای احساس می گذارد.


      *****پنجم شعبان ميلاد با بركت حضرت امام زين العابدين ، امام سجاد (ع) مبارك باد.*****

ميلاد امام سجاد (ع)

مردی می آيد که دستانش بوی کرامت، پيشانی اش بوی بندگی و گام هايش، ندای ايستادگی سر می دهد.بهار به حيرت می ايستد، باد سجده می کند و خورشيد، شکرانه می دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۹ساعت 2:44  توسط مجنون 

مردی از تبار نور

ميلاد با سعادت وصي رسول رب العالمين(ص)،امام المتقين،مولانا اميرالمومنين

حضرت علي بن ابيطالب(صلوات الله عليه) بر شيعيان و محبان حضرتش مباركباد.

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود

نازد به خودش خدا که حیدر دارد

دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر ۱۳۸۹ساعت 15:26  توسط مجنون 

یادشان وراهشان پر رهرو باد

بسم رب الشهدا

عاشقانه ترین سلام ها به عاشق ترین انسانهای خاک نشین

سلام بر بدنهای بی سر و سرهای بی بدن

سلام بر لاله های پرپر و پروانه ها بی پر

سلام بر فاتحان بدر وخیبر وسلام بر عاشقان خط رهبر

سلام و درود خدا بر شهیدانی که رفتند تا راه امام و آرمانهای انقلاب زنده بماند.

سلامی به سرخی غروب پرواز پرستوهای مهاجری که فقط و فقط برای پرواز به آسمان ها و رسیدن به معبود خویش به استقبال شهادتی رفتند که آرزویش را داشتند؛ از پشت خاک ریز ها و سنگرها برخاستند و از فرش به عرش رسیدند.

سلام ودرود خدا بر کسانی که به عشق امام(ره)جان خود را تقدیم نموده اند آنانی که حاضر نبوده اند امر و فرمان امام بر زمین بماند.

ای شهدا شرمنده ایم که امروز عده ای بی ارزش حریم ولایت را می شکنند.

دم از همت و باکریها می زنند مگر همت نبود که فرمود راهی جز امت و ولایت در پیش نداریم و باکری آن سردار عاشورایی که در نوع بر خورد افراد ولایت مداری را ملاک برخورد با دیگران قرار می داد.

ای شهدا! امروز عده ای نام های شما را بر سر نیزه مقاصد خود نموده اند کسانی که  فرهنگ جبهه و شهادت را فرهنگ خشونت طلبی می نامیدند دم ازهمت و باکریها می زنند. زهی خیال باطل که اینها قدرت اثر و خون های شما را نمی دانند.

آنان که تا بحال روی شلمچه و طلائیه وچزابه را ندیده اند بلکه توفیق برایشان حاصل نشده آیا می فهمند که شهید زنده است واز این راه از امام وآرمانهای انقلاب دفاع خواهن کرد آنانکه شهیدان را مرده می پندارند خود مرده اند و از خود خبر ندارند.

سلام عزیزای مهربون حالتون خوبه ببخشید که دیر آپ کردم یه سر به وبلاگم زدم دیدم خیلی وقت که از شهدا غافل شدم گفتم یه دلنوشته ای بنویسم شاید شهدا دعا کن وما به این عزیزان ملحق بشیم دوستان برای بنده دعا کنید که شهید بشم وبنده برای همه دوستان دعا میکنم که انشااالله شهید بشن التماس دعا

سری به نیزه بلند است در برابر...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۹ساعت 8:22  توسط مجنون  | 

میلاد

ای دخترآفتاب ای همسر ماه

ای آنکه تو را ستاره هاخاطرخواه

این ذره به درگاه توآورده پناه

یافاطمه اشفعی لنا عند الله

میلاد یگانه همتای مرتضی ،ام ابیها،بزرگ بانوی کون ومکان،تانها شفیعه روز جزا،بر تمامی ارادتمندان زهرای مرضییه مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ساعت 11:0  توسط مجنون 

کوثر بی انتها

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

 

سلام بر او روزی که به دنیا آمد

وسلام بر او روزی که در پیش چشمان اشکبار امیرالمومنان در بستر بیماری با بدنی آزرده وپهلویی شکسته و بازویی ورم کرده به شهادت رسید

وسلام بر او در آن نیمه شب که بدن آزرده اش، غریبانه و مخفیانه به زیر خاک رفت و این سوال را در تاریخ باقی گذاشت که چرا دختر پیامبر شبانه دفن شد تا مزارش مخفی بماند؟

آن شب میان خانه مراسم گرفته بود

پیوند اشکهای علی بود و خون رود

بودند زینب و حسنین و زنی که داشت

می ریخت آب و غیر همینها کسی نبود

محرم نداشتند به جز آستینشان

گریه کنان روضه ی دستی که شد کبود

آنقدر غسل او به نوازش شبیه بود

انگار کن که فاطمه در خواب رفته بود

تا اینکه دست کوه به بازوی رود خورد

لرزید زانوانش و آتشفشان نمود

پراوانه ها دویده به بالین شمع و بعد

می سوختند و باز به بالا رسید دود

دودی که پلکهای خدا را بهم کشید

یک قطره هم چکید به آن خانه در فرود...

فرمود سجده های به تن را قیام کن

دارد قیام عرش خدا می شود سجود

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 7:43  توسط مجنون  | 

برای مادرمان...

السلام علیک یا فاطمة الزهرا، البتول الطاهرة، الصدیقة المعصومة،التقیة النقیة، الرضیة المرضیة، الزکیة الرشیدة، الممنوعة ارثها، المکسورة ضلعها، المظلوم بعلها،المقتول ولدها، المظلومة المقهورة، المغصوبة حقها،

یا فاطمةالزهرا

انسیة الحورا، صدیقه ی کبری، ای یاور مولا، ای دختر طاها

یازهرا

صدیقه، شهیده، راضیه، مرضیه

بای ذنب قتلت

گناه محسنم چه بود، از چه شد رخم کبود، یاور ما کسی نبود، صبر مرا سیلی ربود

حیدر امیرالمومنین

ای شاه بی یار و معین، زهرا شده نقش زمین، از کینه ی خصم لعین، حرمت تو شکسته شد، دستت زکینه بسته شد

یا فضةُ خذینی

بیا حالم ببینی، چه شد امیرالمومنین، بنگر مرا نقش زمین،

عجل وفاتی یا رب

بده نجاتی یا رب، جانم رسیده بر لب، روزم ز غصه شد شب

 

امر کردید که چادر بکشم روی شما

من فدای ورم نیلی بازوی شما

چند روزی ست که می شویم با آب ولی

میخ و دیوار گرفتند به خود بوی شما

خبر فصل بهار است و یا بوی خزان

این گل سرخ که روئیده به پهلوی شما

شانه هم شاهداین جمله ی کوتاه من است

سوخته گوشه ای از خرمن گیسوی شما

بی شما هیچم اما چه کنم، چون خودتان ...

امر کردید که چادر بکشم روی شما

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 23:20  توسط مجنون  | 

مطالب قدیمی‌تر