توهم برو

برنگرد !!!
کمی عوض شده ام ..
دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم ..
به کسی تکیه نمیکنم ..
از کسی انتظار محبت ندارم ..
خودم بوسه میزنم بر دستانم ..
سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم ..
نگران خودم میشوم ..
برای خودم هدیه میخرم ..
با خودم ساعت ها حرف میزنم ..
در دنیای خودم ،
کسی حق ورود ندارد جز خودم ..

تو اگه برای حریمت حرمت قائل نمیشوی ...
من برایش تنهایام را به جان میخرم....
نمیخواهم جای دستهای آلودهای که هرروز تن هزاران نفر را آغوش به میکشد روی تنم خاطره شود.....
لیاقت میخواد واژه ما شدن
لیاقت میخواد شریک شدن.....
تو خوش باش به همین با هم بودنهای امروزت ...
من خوشم به خلوت تنهایام....
تو به خند به امروز هایم ...
من میخندم به فردا هایت ...

دیر آمدی ؛ بودنم در حسرت خواستنت تمام شد …

دردداردکسی تنهایت بگذاردکه به جرم بااوبودن همه تنهایت گذاشتند.

سلامتی اون کسی که داشت میرفت
گفتم نـرو نمیتونی فراموشم کنی
برگشــت نـگــام کرد
گفتم دیدی نمیتونی …
گفـت: ببخشید شمـــا ؟

به سلامتی اعدامی که جرم رفیقشو گردن گرفت
و پای چوبه دار ازش پرسیدند آخرین حرفت چیه؟
گفت به رفیقم بگین بیشتر ازاین از دستم بر نمی اومد ببخشید

سلامتی پسری که وقتی پلیس گفت خانم کی باشه؟ سرشو بالا گرفت و
گفت عشقمه باید کجا بیام!!

هماننــــد عکســـــی در اعلامیــــه ی ترحیـــــم ...
کـــــــه " لـــبخنــــــدش "
دیگــــــران را " مـی گــریـانـــــد " .........!

شرم دارم به مادرم بگویم آن که بخاطرش قلبت را شکستم... تنهایم گذاشت....

مبادا "گرفته" باشی..
که شهری رابه نماز آیات وا میدارم...

من یک دخترم بدان.
/حوای/کسی نمیشوم که به/هوای/دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نمیکنم که روزی تنهاییم بگذارد...
روح خداس که در من دمیده شده و احساس نام گرفته...
/ارزان نمی فروشمش/
دستهایم بالین کودک فردایم خواهد شد...
بی حرمتش نمی کنم و به هر کس نمیسپارمش...

می گوینددنیابی وفاست اما...قدرش رابدانیدمن دنیای بی وفاتری هم
داشتم...!!!

هرچه که داشتم, برایش رو کردم...
اما لعنتی...
"اسیر" نشد..."سیر" شد

همیشه حرف از رفتن هاست کاش کسی

هر وقت دلم گرفت لبخند میزنم به یاد کسی که برای
لبخندش بارها دلم گرفت...

هیچ خوشی بی توکامل نمیشود ... ..
حتی اگرمحض دلخوشی بگویم خوش گذشت.

سخت بود
سخت بود!
فراموش کردن کسی که بااو
همه چیزوهمه کس را
فراموش می کردم

او راحت از مَن گذشت
اگر خدا هَم از او راحت بگذرد
قیامت را ' مَن ' بپا میکنم..
خدایا! کسی که قسمت دیگری است را بر سر راهمان قرار نده…
تا شبهای دلتنگی اش برای ما باشد
و روزهای خوشش برای دیگری
اودلم راشکست تاوانش رامن میدهم...خدایااین بودعدالت دنیا؟؟؟

اونـــی که از من "گذشتــــ" واسه من "درگذشتــ ـــ ــ !!
روحش شاد ویادش گرامی

به هرکس میگویم تو..
ولی نمیداند هیچ کس برای من " تو " نمیشود.


چه زود به نبودن باهم عادت کردیم
انگار دیگر هیچ کدام از ما تنها نیست
من با تنهایی
تو با تن هایی
![[تصویر: j2c4rf8wxrkr2upp2fp.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/j2c4rf8wxrkr2upp2fp.jpg)
کاش نجابتم را بهانه رفتنت قرار نميدادي...
تا هر هرزه اي نشان ندهم و به خود بگويم اگر مثل او بودي نميرفت...

آمدم ولی چه آمدنی خسته ترازهمیشه
هوای سردبهانه است...
هوای دگردرسردارد...

دیگربه دنبال همراه "اول"نیستم!
این روزهااول راه همه همراهند...
این روزها،بایدبه دنبال همره"آخر"گشت...

حرف میزنی اماتلخ!
محبت میکنی ولی سرد!
چه اجباری است دوست داشتن من؟

به خدابگوییدزمستانش سردنیست...
جمع کندتکرافصل هایش را!
من درتابستان هم،ازسوزسردتنهایی
دندان به دندان ساییده ام
بس که دیواردلم کوتاه است،
هرکه ازکوچه ی تنهایی من میگذرد
به هوای هوسی هم که شده
سرکی میکشدومیگذرد
پچ پچ دوستت دارم های تودرگوش او
به گوشم میرسد!
بازیچه ام یابازیچه ام فرض کرده ای؟!
خیلی سخت بود...
با"بغض"نوشتم ولی با"خنده"خواندی...

شک کرده بودم کسی بین ماست
اما بعدافهمیدم من بین دونفربودم

گاهی شاید لازم باشد
ازیادببریم
یادآنهایی راکه
بانبودنشان
بودنمان را
به بازی گرفتند

نه اینکه زانوزده باشم...
نه!!!
تنهایی سنگین است
هیچ چیزبیشتروبدترازاین...
مغزاستخوان آدمونمی سوزونه که...
اطرافیانت بهت بگن:
اگه دوست داشت نمیرفت
هیچ نبود...
آدمش کردم،باتعریفهای من شخصیت پیداکرد...
غرورش رامدیون من است...
مغرورشد!
زیادازخوبیهای نداشته اش برایش گفتم...
باورکرد!
مراکوچک دیدرفت...
یکبارهم وقتی منتظرت نیستم بسراغم بیا...
بگذارخیالم غافلگیرشود...
آدم هاتنها
که نباشند،می روند
تنهاکه می شوند،برمی گردند
وقتی که برگشتندتنهالایق یک جمله اند:"هرررررررری"
هرچندنمیدانم خوابهایت راباچه کسی شریک میشوی،
اماهنوز
شریک تمام بی خوابی های منی

همه دردم این بود....!!!!!
عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود....
![]()
اورفت من ماندم کلی غم
خدایاکسی رابه آنکه قسمتش نیست عادت مده
وآنکه راکه عادت دادی قسمتش کن

تـــــو نباشی
بهشــــت هم بـــرود به جهنّــــم …!

فک میکنی کی هستی؟!!!!!!!!!!!!!
تورامن "تو"کردم
وگرنه "او"هم زیادت است
پس اینقدربرایم،شما،شمانکن........
درشهرصدای پای مردمانی است که همچنان که تورامی بوسند،
طناب دارتورامی بافند،مردمانی که صادقانه دروغ می گویندوعاشقانه خیانت می کنند......
دراین شهرهرچه تنهاترباشی پیروزتری!

خواستم چشم هایش راازپشت بگیرم
دیدم طاقت اسم هایی که
میگویدراندارم..........

زمستان راباورنکن،هوا"بی تو"سردتر از این حرف هاست...

چی بگم که ضربه آخروخدایم زد
آن زمان که برای رفتن استخاره کردی
خوب آمد
هرچه می روم نمی رسم گاهی فکرمی کنم نکندمن باشم کلاغ
آخرقصه ها........

عزیــزم چه زیبـا اجـــرا میکنـی ...
خط به خط تمام گفتــــه هایم را...
خواســـته هایم را...
امــــــــــا...
امـــــا ... برای دیگری

ღ گفت : پای رفتن نـدارم ، راست می گفت !!! بـــا ســر رفـــــت
تـلــخ کردن زندگیمان
برای کسی که در دوری ما
شیرینترین لحظات زندگیش را سپری می کند

خدایا!دستانی دردستم قرابده که پاهایش بادیگری پیش نرود........

لاک غلط گیررابرمی دارم و"تو"راازتمام خاطراتم پاک می کنم............
"تو"غلط اضافی زندگیم بودی..........

خطش راعوض کردو،من ماندمودوستت دارم هایی که هرگزتحویل داه نشد.........

عشق نامرد
.........به تاوان دلم که شکست
.............دلهارامیشکنم
گناهش پای دلی که دلم
.............راشکست

!!!!!!!!!!!!............همه دردم این بود
...........عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود

!نوازشم کن
نترس تنهایی ام واگیرنداره

!!!!!!!!!!!!!!!حالم بهم میخوردازکلمه های "عزیزم" و"عشقم"
من راهمان
......ببـ ـ ـ ـین صداکــن

! آشق رااین به بعداینگونه بنویسید
........چون همیشه سرش کلاه می رود

...........تنها نشسته ام
!!اماتنهانیستم یادت امان تنهایی نمیدهد

سلظان غم
یه سری آدمارونبایدبالابردبایدبالاآورد

ببین!!!تویی که نیستی اشکاموپاک کنی عمرابذارم وقتی می خندم کنارم باشی

هرگاه ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند
خنجری راکه درپشتم فرو رفته درمی آورم!
میبوسمش
صیقلی عاشقانه
اندکی نمک به رویش
نوازشش کرده دوباره برسرجایش میگذارم!ازقول من به اوبگویید:خیالش تخت من دیوانه هنوزبه خنجرش هم وفادارم

ترک کردن آدمهاهم آدابی دارداگرآداب ماندن نمیدانید حداقل درست ترکشان کنیدتاترک برندارند.......

ازتنهابودن راضی نیستم اماخوشحالم که باخیلی هانیستم

آنقدرنفس میکشم تاتمام شودهمه ی آن "هوایی" که سراغ تورامی گیرد........
خدایادنیایت.....
شهوت سرایی شده برای خودش........نمی خواهی فیلترش کنی؟
بعضی ها"یار"نیستن "بارن"........
بارفتنشون آدم سبک میشه.........
هواییم کردی ورفتی ندانستی بعدتودیگربه هیچ هوایی عادت نمیکنم

ڪاشـــــ فقط بوבـے
وقتـے بغض مـےڪرבم!
بغلم مـےڪرבـے و مـےگفتـے...
ببینمـــــ چشمـــــاتو
منـــــو نگاه کـטּ...
اگه گریـ ـہ کنـے قهـــــر مـےڪنم میرمـــــا!!
درددل هایت رابه کسی نگو
درددل هایت رابه کسی نگو
چون یادمیگیرند
چگونه دلت رابه دردآورند
یه وقتایی خودموبغل میکنم
ومیگم
............غصه نخوردیوونه من که باهاتم

روزگـار لعنتــی !!!
هر سـازی کـه زدی رقصیـدم بی انصـاف یکبــار هم تـو بـه سـاز مـن
بــرقــص ؛ ببیــــــــن ... دلــم چـه " شـــــــــــوری " میـزنـد...!!!

...!!!هــــــــــــی رفیق
....آنکه درآغوش توست
........آرزوی من بود
.....خوش بحالت

گاهی تنهایی شرف دارد
......به ماشدن های امروزی

.....التماس مال دیروزبود
!مال وقتی که ساده بودم
امروز
؟؟می خواهی بروی
هیـــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـس
فقط خداحافظ

تولدم شدبی وفا
خدایاهیچ تنهایی
رواونقدرتنهانکن
که به هربی لیاقتی بگه
عشقم

همیشه ازهمان ابتدای آشناییمان درهراس چنین روزی بودم وکابوس خداحافظی رومی دیدم اکنون شدآنچه که نبایدمی شد........
خداحافظ دلیل بودنم
خداحافظ..........
هميشه در عجب بودم كه چرا در جاده عشق پابه پايم نمي آمدي
حتي زماني كه آهسته وپيوسته ميرفتم.
امروز فهميدم ريگي كه در كفشهايت بود تو را آزار مي داد..!!!

نه باورم نمیشه که تو منو از یاد ببری
تولدم شدبی وفااز تو نیومدخبری
چشمای من خشک شدبه درحالاکی بی وفاتره
بال و پرشدادم ولی دیگهواسم نمی پره
اینوبدون دستای منگرمی دستاتومیخواد
تورو به عشقمون قسم
اون روزا رو یادت بیاد...!!
توکه نگفتی خودم میگم
۶آبان شدا
تولدم مباااااااااااااااااااااارک

دردداره
دَرد دارَد وَقتَُِـــی ،
مــَن عاشقآنهَ هایَــم را مینَُِویسَــم....
دیــگــَـرآن یاد ِ عشقَُشان می اَِفـتَـند...
امآ تــو ، بـیـخـیـآلی!.!

احمقَ بوבטּ از انجایے شروعَ میشـــ ﮧ کـــ ﮧ میگے ایـטּ بآ بقیـــ ﮧ| فرقَ
בآرهـَ

یعنی میشودروزی برسد
یعنی میشود روزی برسد...
که بیایی!
مرا در آغوش بگیری...
بخواهم گله کنم!
بگویی هیــــــــــــــــــس...
همه کابوس ها تموم شد...!

یادم می آید
یادم می آید گفته بودی :
ساده و کوتاه نویسی را دوست داری ،
ساده و کوتاه ..
فقط دو کلمه:
برگـــــــــــرد ،
دلـتـنــــــــگم ...

خیالت تخت.
همیشه میگفتی خیالت تخت من وفادارم...
و من چه راحت خیالم را تخت کردم
برای عشق بازی تو با دیگری....
![]()

گاهی دلم می خواهدوقتی بغض میکنم
گاهی دلم می خواهد وقتی بغض میکنم!
از آسمان به زمین بیایی....
اشک هایم را پاک کنی ...
دستم را بگیری و بگویی:..
اینجا آدما اذیتت می کنن؟!
بیا بریــــــــــــــــم...!

می نگری؟
به زخمهایم می نگری ؟!
درد ندارند دیـــــــــــــــگر
روزی که رفتـــــــــــــــی ،
مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد !
مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند . . !
حرف آخرم این اســـــــــــــــت :
برنگرد دیـــــــــــــــگر !! زنده ام نـــــــــــکن . . !

در.......
در باز و بسته شد...حتما باز باد شوخی اش گرفته
ادای آمدنت را در می آورد!

گمان می کردم......
گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم
دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد
1 روز
1 ماه
1 سال
از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . .
چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ
وقــــتی دلت با دیگریســــــــت

گاهی هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت ،
فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن
بهتر از دیر رسیدن است .

زخم دل....!!
کـــه تمام راه هــای منتهی بـــه دل خــراب شـده است
چندیست تــابـــلو زده ام
کارگران مشغول کارنـــد آهسته بــرانید
نـــه بـــرای دل شکسته ام
بــــــرای شما کـه از زخـم دلـــم زخــم بـــر نــداریـــد

عشق قربانی مظلوم غروراست هنوز
عــشــق قــربانی مــظلوم غــرور است هنــــوز...

مطمن باش وبرو
مطمئن باش و برو
ضربهات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت
به من و سادگیام خندیدی
به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود
و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحتتر
تکههای دل خود را آرام سر هم بند زنم

امشبم
خیالت را به آغوش میکشم
عطر تنت را میبویم؛
نوازش صورتت را
با گونه هایم......
به هیچ نمیدهم.....
امشب اینگونه است!
فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟
دلم می گیرد
وقتی ...
می نویسم فقط برای تو ...
ولی ...
همه می خوانند جز تو
میترسم.......!
میترسم.....
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ
ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ام،ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ،ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﮕﻮﯾﻢ...............
میخواهد تنهایم بگذارد..........!
دلم مرگ میخواهد.........!

اشکامو......
اشکاموپاک کنم یانه؟
دوسم داری یانه؟
اشکاموپاک کنم یانه بگوتومی مونی باهام
بگوبگوبهم بگوپیشم می مونی توهنوز
توروخداتنهام نزارتوکه دوسم داشتی یه روز

مگه من.........
مگه من از تو چی خواستم
که تو رنجیدی از دستم!
کجا من اشتباه کردم . . .
کجا چشمهامو روت بستم!
نرو نذار دل بشکنه . . .
نذار بگن آخر عشق شکستنه
تنهام نذار،رفتن تو مرگ منه
تنها امید موندنم تویی،تنهام نذار تا می تونی
درسته از همه سری،فرشته ای و مثل پری
اما منم یه دل دارم،فقط تورو توش کم دارم
قول نمی دم اگه بگی دوستم داری دور سرت طلا کنم . . .
اما همش اینو بدون واسه ی خوشبخت کردنت هر کاری رو من می کنم
می گوید
می گوید دیر آمده ام...
مرا محکوم کرد که پشت در بمانم...!
اما نمی دانست این دل شکسته ام دیگر از این بیشتر نمیشکند....
نمی دانست که تا بی نهایت دلم سیاه است.....
نمی دانست که با این زمزمه تلخ دوست داشتنم کم نمیشود
هنوز به اینگونه منتظر ماندن عادت نکرده ام.......
هنوز به سرمای حوالی قلبش عادت نکرده ام......
اما خیالی نیست...
من اینجا از تنهایی یخ میزنم
و با تمام دل شکسته ام قلبش را به آغوش میکشم....
![]()
شیشه ای می شکند
شیشه ای می شکند!یک نفرمی پرسد که چراشیشه شکست؟مادرمیگویدشایداین رفع بلاست یک نفرزمزمه کردباد سردوحشی شیشه ی پنجره رازودشکست*
دل من سخت شکست*
هیچ کس هیچ نگفت غصه ام رانشنید ازخودم می پرسم آیا؟ارزش قلب من ازشیشه ی پنجره هم کمتربود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟











سلام من شیداهستم ورودشماروبه وبلاگم خوش آمدمیگویم امیدوارم که لذت ببریداین وبلاگ روتقدیم میکنم به همه ی دل شکسته هاازجمله خودم اگه خواستین منوبااسم