۷۸۶
(درخواستهای دنیایی شیطان از خدا)
بعد از رانده شدن شیطان از درگاه الهی و فرستادنش از بهشت به سوی زمین عرض کرد:
پروردگارا ! مرا به سوی زمین فرستادی و از درگاه خود راندی و از نعمتهای بهشت محرومم کردی.من در دنیا احتیاجاتی دارم که بتوانم با آنها در زمین زندگی کنم.آنها را برایم مهیا کن که در مضیقه نباشم.
خطاب شد که حاجات تو چیست؟آنها را بگو تا براورده سازم.
شیطان عرض کرد: خدایا! من محتاج خانه و منزلم و به من در دنیا خانه ای عنایت فرما.
خطاب شد: خانه تو را حمام قرار دادم.( یکی از احکام داخل شدن به حمام گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم است تا شیاطین به انسان نگاه نکنند)
عرض کرد من محتاج نشستن هستم ، جایی و مکانی را برای نشستن میخواهم.
خطاب شد : جای نشستن تو بازارها ، کوچه ها ، خیابانها و مغازه هاست.آنجا مینشینی تا مردم را به گناه کم فروشی ، رشوه ، ربا ، غش در معامله ، نگاه کردن به ناموس مردم، دروغ گفتن، خیانت کردن و... میکشانی.
عرض کرد: خدایا! من غذا میخواهم ، غذای من از کجا تامین شود؟
خطاب شد: غذای تو را در سفره ای قرار دادم که بر سر آن ( بسم الله الرحمان الرحیم ) گفته نشود.
عرض کرد: خدایا! من احتیاج به آب و چیزهای آشامیدنی دارم، آنها را از کجا بدست آورم؟
خطاب شد: نوشیدنی های تو شراب و هر چیز مست کننده است.
عرض کرد: من اذان و اذان گو میخواهم.برای من اذان و اذان گو قرار بده.
خطاب شد: اذان تو وسائل موسیقی و مؤذن تو از کسانی است هستند که با این آلات مینوازند و آنها را به کار میگیرند.
عرض کرد: من احتیاج به قرآن دارم، برای من قرآنی قرار بده که در آن نگاه کنم و سرگرم باشم.
خطاب شد: قرآن تو شعر است { منظور شعر های عبث و بیهوده و بد میباشد }
عرض کرد: من احتیاج به کتاب دارم، برای من کتابی قرار بده که در آن نگاه کنم و آن را مطالعه کنم.
خطاب شد: کتاب تو وَشم ؛ یعنی خالکوبی که بعضی روی بدن و بازوی خود میزنند، میباشد.
عرض کرد: من احتیاج به حدیث دارم ، برای من حدیثی قرار بده.
خطاب شد: حدیث تو دروغ است.کسانی که دروغ میگویند حدیث تو را میگویند.
عرض کرد : من برای ادامه زندگی دام و شکار میخواهم.برای من دام و وسیله شکار قرار بده.
خطاب شد: زنان سست ایمان و بی تقوا را وسیله صید کردن و به دام انداختن مردم برای تو قرار دادم.
ادامه دارد...
منبع: کتاب نصایح شیطان به نقل از کتاب:المحجة البیضاء، ج ۵، ص ۶۲