شروعی دوباره
همیشه می توان شروعی نو ساخت...
همیشه می توان شروعی نو ساخت...
لبت صریحترین آیهی شکوفایی است
و چشمهایت، شعر سیاه گویایی است
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قلههای مه آلود، محو و رؤیایی است
چگونه وصف کنم هیئت غریب تو را
که در کمال ظرافت، کمال والایی است
تو از معابد مشرق زمین عظیم تری
کنون شکوه تو وُ بهت من تماشایی است
در آسمانهی دریای دیدگان تو، شرم
گشودهبالتر از مرغکان دریایی است
شمیم وحشی گیسوی کولیات نازم
که خوابناکتر از عطرهای صحرایی است
نمیشود به فراموشیات سپرد و گذشت
چنین که یاد تو، زود آشنا و هر جایی است
تو باری اینک، از اوج بینیازیِ خود
که چون غریبیِ من مبهم و معمّایی است
پناه غربت غمناک دستهائی باش
که دردناکترین ساقههای تنهایی است
سرمربی کاتالان پس از یک دهه درخشان همراه با موفقیتها و رکوردها از منچسترسیتی جدا میشود، اما با «چمدانی پر از خاطرات» از یک ماجراجویی «بسیار لذتبخش» میرود.
فراتر از جامها، این سرمربی خواست تا روی تجربهها، آدمها و تمام چیزهایی تمرکز کند که پس از ده سال تلاش در بالاترین سطح با خود به همراه میبرد. او همچنین توضیح داد که چگونه به ارتباط خود با باشگاه ادامه خواهد داد و برنامههای آیندهاش را برجسته کرد.
گواردیولا در ابتدای صحبتهایش گفت: «در استانبول با فتح لیگ قهرمانان اروپا یک چرخه را بستیم، اما بعد از آن دیگر به پیشفصل جدید فکر میکنی و پرونده را میبندی. به مرور زمان دوباره این پرونده را باز خواهم کرد، چون دوران فوقالعادهای بود. من آدمی نیستم که زیاد به آنچه بردهام نگاه کنم؛ این کار حس خاصی به من نمیدهد. اما با چمدانی میروم که فراتر از بزرگ است؛ چمدانی مملو از خاطرات، از آدمهایی که در این مسیر دیدم و با آنها لحظاتی از هر دست را تجربه کردم. چرا که در ورزش، شما پیروز میشوید و شکست میخورید. این یک ماجراجویی بسیار لذتبخش بود و ما کارمان را خیلی خوب انجام دادیم.»
جام لیگ قهرمانان که در استانبول فتح شد، به عنوان نماد بزرگ یک دوران تکرارنشدنی خودنمایی میکند؛ جامی که بسیاری از آن برای خدشهدار کردن ماجراجویی او در منچستر استفاده میکردند. با این حال، گواردیولا پافشاری کرد که میراث او تنها با موفقیتهای ورزشی سنجیده نمیشود و کلماتی در ستایش و قدردانی از تمام کسانی که او را در این سفر همراهی کردند، به زبان آورد.
او سپس تایید کرد که نیتش چیزی جز استراحت کردن نیست: «در این ده سال آنقدر چیزهای زیادی به دست آوردهام که هرگز تمام نمیشود. همه چیزی از خود برای من به جا گذاشتند. من کاملاً سرشار از خاطره میروم؛ خستهام، اما اصلاً احساس تهی بودن نمیکنم. برعکس، مملو از اتفاقات فوقالعاده جذاب هستم. زمان مشخصی برای بازگشت؟ نه، فقط متوقف میشوم، متوقف میشوم و متوقف میشوم.»
با این جملات، گواردیولا یک دوران باشکوه و عظمت را به پایان رساند. او خسته اما خشنود میرود؛ نه تهی، بلکه سرشار از خاطرات، آموختهها و دلبستگیها. اتحاد با سرمربیای خداحافظی کرد که منچسترسیتی را به یک قدرت جهانی تبدیل نمود و با سبک خود، ردپایی عمیق در لیگ برتر و تاریخ فوتبال مدرن بر جای گذاشت.
او با خودش حرف میزند، در واقع در حال ریست فوری است تا مغزش در تله فکر کردن به گذشته و موقعیتهای از دست رفته نیفتد و سریعا به زمان حال برگردد.
او با این کار، فرآیند بازسازی شناختی را اجرا میکند. او به جای فروپاشی عصبی، خطاهای فنی را به دستورات حرکتی برای لحظات بعد تبدیل میکند. این تفاوتی است که باعث میشود او پس از هر شکست، به جای ناامیدی طولانی، با قدرت بازگردد. او منتظر حمایت مدام مربی یا تشویق هواداران نمیماند، چرا که به خوبی «هدایت مستقل خودش» را در زمین مسابقه تمرین کرده است و با این مکالمات درونی، خود را از هیاهوی سکوها جدا کرده و به آرامش ذهنی میرسد.
اتفاقا وقتی زندگی سخت می شود ادامه دادن و تاب آوردن شیرین می شود. همیشه در این دوره ها مشخص می شود چه کسانی همراه واقعی تو هستند. البته که ناآگاهی همیشه همراه کسانی است که در بزنگاه های زندگی، آنطور که باید، فکر نمی کنند. اما چه می شود کرد، باید ادامه داد حتی با سختی. باید تاب آورد. من تاب می آورم تا لحظه ای که جان در بدن دارم... من زندگی را دوست دارم زیبایی هایش را می بینم حتی در میان سیاهی ها. نمی دانم شاید همه جای دنیا این طور باشد ولی اینجا مردمانش طوری دیگر هستند حداقل در ظاهر...
انسان برای نگهبانی از مال دنیا آفریده نشده است.
داریم به پایان سال 2025 نزدیک می شویم. زمستان های اینجا اگر چه سرد ولی چقدر قشنگ است. همه جا پر از نور. اینها شاید زندگی را بلدترند. سال 2026 نزدیک است و یک بار دیگر یک فرصت دیگر یک سال دیگر. هر آمدنی را رفتنی است. اگر چه این روزها آن جور که دلم می خواهد نمیگذرد ولی من آرامم. تو خیالت راحت باشد...
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامتر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
ویژگی بارز ما: ما تیمی هستیم که هرگز تسلیم نمیشود.