بیا، بنویس، ننویس!!!
مسخرهاس، خندهداره، مضحکه واقعاً دیگه شورشو درآوردند...
یه زمانی، یه کسایی ادعا داشتن که ما نماد انتقادیم! یا درستترش نماد انتقادپذیری هستیم!!!
بعضیا میگفتن اول از همه منو نقد کنید، شایدم راست میگفتن بندگان خدا ولی خوب هرچی پیش میریم بدتر میشه.
اما اصلاً بحث من، ربطی به انتقاد نداره، گوره بابای انتقاد!!! دیگه عادت کردیم انتقاد کردن یعنی فحش ناموسی دادن به برخی از مسئولان نسبتاً محترم، عادت کردیم اگه یه کوچولو انتقاد کنیم عوض اینکه پاسخ منطقی بشنویم، متهم بشیم به لائیک بودنو و ضد نظام و حتی گاهی ضد ولایت فقیه!!
واسم جالبه طرف نمیدونه ولایت فقیه یعنی چی، حتی اگرم بدونه یکی از حرفهای رهبری رو حتی گوش هم نمیده بعد جایی که منافعش در میون باشه خودشو پشت سر رهبری قایم میکنه که آقا تو الان با این حرفت شدی ضد ولایت فقیه؛ گویا اوشون ولی فقیهند یا جانشینشون یا چیزی مثله اون...

بحث اصلی فارغ از این ماجراهای تلخ و مسخره نقد، به وجود اومده
جدیداً یک اپیدمی دامنگیر مسئولان شده که نه تنها اصلاً کاری به نقد ندارن، به گفتههای خودشونم اشکال میگیرن!!!
نمیدونم شاید همیشه این موضوع بوده ولی باور کنید جدیداً خیلی بیشتر شده، روزی نیست که یه آدم .... تو یه جلسهای حرفی نزنه بعدش که رسانهها صحبتاشونو (بخوانید اراجیفشون) منعکس کردن زنگ نزنه و بگه آقا چرا این خبرو زدی!!!، نه اصلاً تو به چه حقی این حرفمو تیتر کردی؟ امنیت کشور به خطر افتاد!!! من نگفتم که رسانهای بشه (حتی اگه تو نشست خبری باشه!!)، از رو سایت برشدار، تو روزنامه زدی جوابیه میدم!!!
نمیدونم شاید این اراجیف گفتن بر میگرده به پشت تریبون و جوی که فضا و یا مستمعین به یارو میدن!!! به هر حال "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد"
البته الان ذوق نیستا، همش جوه، جو، جو و باز هم جو
آخه پدر بیامرز یا حرف نزن یا اگه میزنی مثله مرد رو حرفت وایسا و در ضمن به تو هیچ ربطی نداره که دیگه خبرنگار کدوم درفشانیهاتو تیتر میکنه!!
درسته که میگن "جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت" ولی بابا تو که میری پشت تریبون جو نگیردت جمعیتو ببینی یا هل کنی بعدش هرچی "راست" میدونی رو کنی و بگی که.
باید یاد بگیری و تو ذهنت باشه که "همیشه پای یک خبرنگار تو این جلسات شما در میان است".!!!
باید یادت باشه که خبرنگار مهمترین رسالتش حفظ صداقته و اینکه بدون تعلق به جایی بتونه آزادانه هر مطلبی که شما در سخنرانی گفته رو تیتر کنه، مگه خبرنگار میاد به تو بگه این نامه رو ننویس یا اینطوری بنویس که تو به خودت جسارت میدی میگی چرا اینو تیتر کردی؟.
البته خیلی اتفاق میافته فرد سخنران باشعور تو جلسه میگه آقا این حرفا دیگه رسانهای نیست، از خبرنگاران محترم خواهشمندم این قسمت مطالبو که میگم پوشش ندن، این باز حرفیه، اما نه اینکه جلسه تموم بشه، بعد خبرنگار خبرشو کار بکنه، بعد تازه طرف زنگ بزنه و صد نفرو واسطه کنه که آقا این خبرو برشدار یا تیترشو عوض کن... مگه ما وامدار شماییم؟ مگه خود.... این حرفو نزدی؟
مسئولی که روی حرف خودش ایستادگی نکنه از نظر من و خیلیای دیگه!! به درد لای جرز میخوره!
البته دوتا نکته باید بگم که اولاً جمعی از مسئولان هستند که واقعاً رسانهای عمل میکنن و شعورشو دارن جلوی خبرنگارا هر حرفیو (حرف راستا البته، دروغ که دیگه بماند!!!) نزنن.
بعدم اینکه خود خبرنگارا هم باید حواسشون جمع باشه که بعضیا دیگه دوبله "خ" تشریف دارن و چیزایی رو میگن که واقعاً به ضرر مردم یا نظامه، هرچند راست باشه و مصداق بارز و اشد "هر راست نشاید گفت" باشه؛ خبرنگارا باید مصلحتاندیش باشند و این چیزا رو انعکاس ندن و یادشون باشه که اعتدال خیلی چیز مهمیه...
اما سر بحث با مسئولایی که فکر میکنن پخی! هستن و حرفشون خیلی در رو داره و چون فلان تیتر ازشون کار شده حالا مملکت بهم میریزه میره رو هوا، باید بهشون گفت: خودتونید رجال! منافعتون بهم میریزه، شغلتون به خطر میافته نه کشور!!!
پیشنهاد 1: آقایون تو کار خبرنگارا دخالت نکنن و سعی کنن اراجیفی بگن که یه وقت به جیبشون ضرر نزنه!!!
پیشنهاد 2: جوگیر نشو برادر پشت تریبون!!!!!