خوش آمدید

سلام عرض میکنم خدمت بازدید کنندگان گرامی

امید واریم لحظات خوب و خوشی در این وبلاگ برای شما رقم بخورد

افتتاح این وب در تاریخ 91/11/10است

اگر مطلب خاصی مد نظرتان بود او را با ما در میان بگذارید تا به عنوان یک پست در

وبلاگ قرار دهیم

حتی این امکان را هم داریم که در وبلاگ صندلی داغ راه بیندازیم و شما عزیزان

سوالات خودرا مطرح کنید

امکان تبادل لینک با همه ی شما عزیزان هم هست

شما دوستان عزیز میتوانید نویسنده این وب شوید و بعد با توجه به سابقه میتوانید مدیر

شوید البته اگر مطابق قوانین وب سیمرغ آپ کنید


نویسندگان قبل از شروع کار باید قوانین وب را مطالعه بکنند و در نظر خصوصی قبول

قوانین وب را به مدیر وب اطلاع دهند و بعد کار را شروع کنند


از نظراتی  که شما در جهت بهبود وبلاگ میگذارید هم کمال تشکر راداریم


×تمام صفحات این وب×




☀دانستنیها☀


☂متن زیبا☂

به امید دیدار دوباره ی شما در وبلاگ


مدیریت وبلاگ

مطلب خاص

هنوز هم كسی نمیداند:

چوپان قصه ها

دروغ میگفت تا...

تنهایی هایش بشكند

اااااااااااااااااای مردم

گرگ گوسفندهای مرا هم خورد

 **********************   *******************

بهترینها همیشه می مانند
شاید جلوی دیدگان نباشند
امـــــــــا
در دل ماندگاند

برای من همین خوبه


برای من همین خوبه که با رویات می شینم

تو رو از دور می بوسم تو رو از دور می بینم


برای من همین خوبه بگیرم ردّ دنیاتو


ببینم هر کجا میرم از اونجا رد شدم با تو


همینکه حالِ من خوش نیست ، همینکه قلبم آشوبه


تو خوش باشی برایِ من همین بد بودنم خوبه


به اینکه بغضم از چی بود ، به اینکه تو دلم چی نیست


تمام عمر خندیدم ، تمامِ عمر شوخی نیست !!!


برای من همین خوبه بدونی بی تو نابودم


اگه جایی ازت گفتن بگم من عاشقش بودم


برای من همین خوبه که از هرکی تو رو دیده


شبی صد بار میپرسم ازم چیزی نپرسیده ؟!

 


جملات زیبا

گل اگر خشک شود ساقه ی ان می ماند دوست اگر دور شود خاطر ان می ماند

 

اگر بر آب روي، خسي باشي، اگر بر هوا پري، پرنده اي باشي،


دل به دست آر تا كسي باشي.((خواجه عبدا... انصاري))

خدایا

گول دنیا را مخور......!!

ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند

 

بره های این حوالی گرگ ها را میدرند

 

سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها

 

زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند.....

 

بدترین درد چیه؟

من فکر میکردم بدترین درد

از دست دادن کسی است

که دوستش داری

اما..............

حقیقت این که!!!!!!!

از دست دادن خودمون

و از یا بردن اینکه کی هستیم

و چقدر ارزش داریم گاهی وقتها

خیلی دردناکتره.................

تکرار جملات سخت

۵ بار بگو :
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود !

۵ بار بگو :
لای رولت رنده ی لیمو رفته

 

 جمله رو اگه ۲ بار هم بتونی بگی هنر کردی !

چه ژست زشتی

۳ مرتبه تکرار کن :
لیره رو لوله لوله رو لیره

این جمله رو ۵ بار تکرار کن :
کانال کولر تالار تونل

 

۷ بار بگو :
شست ، سشوار کرد

 

۷ بار بگو سریع :
دستِ راستِ ماستِ سُسه

شهادت امام جواد(ع)

به نام خدا


مظلوم تر از جواد ، بغداد نداشت

آن مظهر داد ، تاب بیداد نداشت

میخواست که فریاد کند تشنه لبم

از سوز عطش ، طاقت فریاد نداشت


شهادت مظلومانه و غریبانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت ،

امام مسموم ، جواد مظلوم(ع) بر شما تسلیت و تعزیت باد.

داستان با مزه

یه روز گاو پاش میشکنه

کشاورز دامپزشک میاره میگه:اگه تا 3 روز نتونه وایسته گاو رو بکشید

گوسفند میشنوه میره پیش گاو میگه:بلند شو گاو هیچ حرکتی نمیکنه

روز دوم بازمیره میگه:بلند شو بایست گاو هر کاری میکنه نمیتونه

 روز سوم گوسفندمیگه سعی کن پاشی وگرنه امروز کشته میشی گاو با هزار زور پا میشه.

کشاورز میره میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی میگه:گاو وایساده ! 

 جشن میگیریم .گوسفند رو قربونی كنید.

نتیجه اخلاقی :خودتونو نخود هر آشی نکنید !

دلم تنگه

دلم تنگ شده

برای تلفنی حرف زدن هر روزه

برای صبح به خیر گفتن هامون

برای ..............

گفتن کجایی عشقم؟

برای مواظب خودت باش

برای اومدی خبر بده

دلم تنگ شده برای اون روزهای که

میدانستم دلم را به بازی گرفتی

و من هم همبازی خودت بودم

در بازی کردن با دلم

دلم تنگ شده برای اونا قولهایی که دادی

و به هیچکدام عمل نکردی

دل من با اینکه می دانست

دل تو با دل دیگری

دلگرم است

بازهم با یاد حرف های تو

که میدانستم دروغ بود

دلگرم بود

۱۴ تا ۲۸ سالگی آقا پسرها (طنز)

سلام

امروز با یه مطلب جالب جدید اومدم امیدوارم خوشتون بیاد


سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن ، هرّ رو از برّ تشخیص میدن! (اول بدبختی!)

سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن! ... از قیافه ء خودشون بدشون میاد!

سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا“ راه نمیرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن!

سن ۱۷ سالگی: یه کمی مثلا آدم می شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (یادش به خیر ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)

سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بینن ، تا پس فردا عاشقش می شن! ... آخ آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!

سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تیز میشن ، ابی گوش میدن!

سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش میدن که نفهمن چی شده!

سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن! (مثلا عاقل میشن!)

سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال یه آدم حسابی می گردن!

سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز می شن! (دیدشون عوض میشه!)

سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یه نفر دیگه هم دوسته! اصلا“ لیاقت عشق منو نداشت!

سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!

سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار میدین غلامتون بشم؟!

سن ۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!

سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم!!! 

دانشجو حاضر جواب !!!!

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﻟﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﮔﺎﻭﻫﺎ ﺑﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﻠﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺰﻧﻪ ﺩﻫﻦ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺳﺮﻭﯾﺲﮐﻨﻪ !
ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪﻭﺭﻗﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻮ ﭘﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪﻫﻤﯿﻦ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺍﮔﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺪﯼ ﻧﻤﺮﻩ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻡ
ﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻨﻪ:
ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺗﻮ ﯾﻪﮐﯿﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﺮ ﭘﻮﻝ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﻟﻪ !
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ : ﺑﻠﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ! ﭼﻮﻥﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯾﻮ ﻭﺭﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﺶ ﺑﻪ ﺟﻮﺵﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ " ﮔﺎﻭ "ﻭ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﯿﻠﯽﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﻀﺎﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﯾﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ

مرگ معرفت

درویش را دیدم شتابان می دوید

گفتم درویش کجا؟

گفت مراسم عزا

گفتم مگه کسی مرده؟

آهی کشیدو گفت:

معرفت و وفا

اگر سنگ ---- سنگ----

اگر سنگ....سنگ........

اگر آدمی آدم است

اگر هرکسی جز خودش نیست

اگر این همه آشکارا بدیهی است

چرا هر شب و روز....هر بار

      بناچار

هزاران دلیل و سند لازم است

      که ثابت کند:

     تو تویی؟

هزاران دلیل و سند............

   با این همه

    امــــــا!!!

    با این همه

تقصیر من نبود....که

با این همه امیــــــــد قبولـــــی

در امتحان ساده تو رد شدم

اصلا نه تو..........نه من!!!

تقصیر هیچ کس نیست

      از خوبی تو بود

      که

    من بد شـدم!

                                                              

                                                                   قیصر امین پور