دهه فجر گرامیباد ...
آمدی فجر آزادی !
که با آمدن تو ، امام آمد ،
امامی که بر سر بیدادگران ، خروش کلیم داشت
و برجان امت ، دم مسیح .
کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیا .
دهه فجر مبارک

آمدی فجر آزادی !
که با آمدن تو ، امام آمد ،
امامی که بر سر بیدادگران ، خروش کلیم داشت
و برجان امت ، دم مسیح .
کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیا .
دهه فجر مبارک

میکند . ایستاد و به سخنانش گوش داد . او میگفت :
جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان ، در صورتی که آنچه از
بندگان انجام میدهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد . دیگر
این که در روز قیامت شیطان در آتش میسوزد و حال آن که شیطان از آتش
آفریده شده است و آتش هم جنس خود را عذاب نمیکند . دیگر این که خداوند
موجود است ولی نمیشود او را دید در صورتی که این دروغ است و هر موجودی
دیدنی است .
آنگاه بهلول کلوخی از زمین برداشت و سر خطیب را هدف گرفت و آن را شکست
و خون جاری شد ، سپس فرار کرد .
خطیب نزد خلیفه آمد و از بهلول شکایت کرد.
خلیفه دستور داد بهلول را بیاورند و چون بهلول حاضر شد به او گفت :
چرا چنین کردی؟
بهلول گفت : علت را از خود وی سوال کنید . او میگوید :
بندگان اختیاری ندارند و همه کارها به دست خداست . اگر اعتقاد او چنین است
پس سر او را خداوند شکسته و من تقصیری ندارم.
او میگوید : جنس از هم جنس خود متاثر نمیشود و عذاب نمیبیند وقتی انسان
از خاک است چرا باید از همجنس خود متاثر و ناراحت شود ؟
او معتقد است که هر موجودی باید دیده شود . خلیفه از وی سوال کند که آیا این
درد که او از این زخم احساس میکند دیده میشود ؟!
این را گفت و از نزد
خلیفه رفت.
منبع: بهلول عاقل
من باور دارم ...
او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند .
به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر آدم شياد ، انسان هاي درست و صديق هم
به او بگوييد در ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر با حميتي نيز وجود دارد .
به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن، دوستي هست.
مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد ،
اگر با كار و زحمت يك دلار كسب كند ، بهتر از اين است كه پنج دلار از روي زمين
به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد .
او را از غبطه خوردن برحذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد به او نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد .
به او بگوييد كه تعمق كند . به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان ، به گلهاي درون
باغچه ، به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود.
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر است مردود شود ، اما با تقلب به قبولي
به پسرم ياد دهيد كه با ملايم ها ، ملايم و با گردنكشان ، گردنكش باشد .
به او بگوييد به باورهایش ايمان داشته باشد ، حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست
ارزشهاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد ، اگر ميتوانيد به پسرم ياد دهيد كه در
به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد .
به او بياموزيد كه ميتواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند اما قيمت گذاري
به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق ميداند، پاي سخنش بايستد
در كار تدريس به پسرم ملايمت بخرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد بگذاريد
مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که
در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود .
وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جـدول خیابان نشستـه
بود و هق هق گریـه می کرد .
مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می کنی؟
دختر در حالی که گریه می کرد ، گفت :
میخواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی
که گل رز 2 دلار می شود .
مرد لبخندی زد و گفت : با من بیا ، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ میخرم .
وقتی از گل فروشی خارج می شدند ، مرد به دختر گفت :
“مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم ؟
دختر دست مرد را گرفت و گفت :آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد .
مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت .
مرد دلش گرفت ، طاقت نیاورد ، به گل فروشی برگشت ، دسته گل را گرفت و
200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.
بیاییم مهربانی های مادرمان را در همین لحظه پاسخگو باشیم
تا حسرت به دل نمانیم
جاده ی موفقیت سر راست نیست
پیچی وجود دارد به نام شکست
دور برگردانی به نام سردر گمی
سرعت گیر هایی بنام دوستان
چراغ قرمز هایی بنام دشمنان
چراغ احتیاط هایی بنام خانواده
به جایی خواهید رسید که موفقیت نام دارد


10 سالم بود گفتم بزرگ شدم ،
عالم را اخلاق مدار می کنم
20 سالم شد دیدم نمیشه ،
گفتم آسیا را اخلاق مدار می کنم
30 سالم شد دیدم نمیشه ،
گفتم ایران را
40 سالم شد دیدم نمیشه ،
گفتم شهرم را
50 سالم شد دیدم نمیشه ،
گفتم فامیلمو
60 سالم شد دیدم نمیشه ،
گفتم خانوادمو
70 سالم شد دیدم نمیشه ،
گفتم خودم
ایکاش از اول می دانستم که باید از خودم شروع کنم
که میل دارم شیطان را ببینم !!!
بهلول گفت :
اگر آینه در خانه نداری در آب زلال نگاه کن .شیطان را خواهی دید !
" اندر لطایف روزگار "
********
دیوانه ای عابدی را در مسجدی دید که نماز خود را به سرعت به بایان رساند .
از عابد سوال کرد که این نماز را بهر که کردی ؟
نمازگزار گفت : بهر خدا .
دیوانه گفت : فقط همین را میخواستم بدانم .
چون اگر این نماز را برای من میخواندی این سنگ را بر سرت میکوفتم.!
(فکر نمیکنم لازم به توضیح باشه که این مطلب چرا نوشتم ؟!!!!)
" عطار نیشابو ر ی "
********
عبدالله بن مبارک را برسیدند : خرد بهتر است یا ادب ؟
گفت : خرد .
گفتند خرد چیست و خردمندی به چه معناست؟
گفت : خرد آموختن علم است و خردمندی به کار بستن آن
علم آنست که بدانی که چه باید کردن و خرد آنست که چون بدانستی به کار بندی
" نصیحه الملوک "

تو ای صفای ضمیرم ! چرا نمی آیی ؟
چرا بهانه نگیرم ؟ چرا نمی آیی ؟
اگر حجاب ظهورت وجود تار من است
خدا کند که بمیرم ! چرا نمی آیی ؟
تو امر کن سر خود را بدست می گیرم
ببین چقدر دلیرم چرا نمی آیی ؟
میان خلقت من با گل تو رابطه ای است
من از تراب غدیرم ، چرا نمی آیی ؟
هوای دیدن سرداب غیبتت دارم
به این رواق اسیرم ، چرا نمی آیی ؟
اگر چه نیست مرا قوتی چنان گردو
به صرف نان و پنیرم چرا نمی آیی ؟

اللهم عجل لولیک الفرج

* یکی از درس های عاشورا این است که :
هدف قیام امام عزیزمان را فراموش نکنیم . امر به معروف و نهی از منکر و احیای
سنت و دین پیامبر (ص) را سرلوحه کارمان بدانیم و یادمان باشد که اماممان با
تمام وجود قیام کردند تا دین خداوند احیا بشود ...
********************
بیاییم تجدید بیعت کنیم با امام زمان عزیزمان (روحی فداک)
بیاییم ثابت کنیم که اهل کوفه نیستیم
و با عمل به شعائر اسلام . با معرفت به حضور مولایمان و با آماده سازی ظهورشان
ثابت کنیم ما هم منتظر انتقام خون ارباب و امام مظلوم مان حسین (ع) هستیم .
التماس دعا ...
لباس مشکی ما را به دستمان بدهید
به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید
مرا که راهی بزم عزای اربابم
برای زود رسیدن کمی توان بدهید
اگر خدای نکرده در آخر خطم
به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید
نماز گریه ی ما با امامت سقاست
به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید
برای آن که بمانم همیشه بر درتان
به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید
قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم
به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید
السلام علیک یا ابا عبداله الحسین (ع)
ایکاش فهمیده را فهمیده بودیم

هشتم آبان سالروز شهادت حسين فهميده ،
روز نوجوان و روز بسيج دانش آموزي گرامی باد.
روزی بزرگان ایرانی و مریدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران
زمین دعای خیر کند و ایشان بعد از ایستادن در کنار اتش مقدس اینگونه دعا کردند
خداوندا , اهورا مزدا , ای بزرگ آفریننده این سرزمین بزرگ ،
سرزمینم و مردمم راازدروغ و دروغگویی به دور بدار
بعد از اتمام دعا عده ای در فکر فرو رفتند و از شاه ایران پرسیدند که چرا این گونه
دعا نمودید ؟
فرمودند : چه باید می گفتم ؟
یکی جواب داد : برای خشکسالی دعا می نمودید ؟
کوروش بزرگ فرمودند : برای جلو گیری از خشکسالی انبارهای اذوقه و غلات
می سازیم
دیگری این گونه سوال نمود : برای جلوگیری از هجوم بیگانگان دعا می کردید ؟
ایشان جواب دادند : قوای نظامی را قوی می سازیم و از مرزها دفاع می کنیم
گفتند : برای جلوگیری از سیل های خروشان دعا می کردید ؟
پاسخ دادند : نیرو بسیج می کنیم و سدهایی برای جلوگیری از هجوم سیل
می سازیم
و همین گونه سوال کردند و به همین ترتیب جواب شنیدند ...
تا این که یکی پرسید : شاها منظور شما از این گونه دعا چه بود ؟!
و کوروش تبسمی نمودند و این گونه جواب دادند :
من برای هر سوال شما جوابی قانع کننده آوردم ولی اگر روزی یکی از شما نزد
من آید و دروغی گوید که به ضرر سرزمینم باشد من چگونه از آن با خبر گردم و
اقدام نمایم ؟پس بیاییم از کسانی شویم که به راستگویی روی آورند و دروغ را از
سرزمینمان دور سازیم
... که هر عمل زشتی صورت گیرد باعث اولین آن دروغ است ...
....................................
دوستان عزیز ، امیدوارم هر کجا که باشید همیشه شاد و سربلند باشید
من میهنم ایران زمین را دوست دارم این سرزمین علم و دین را دوست دارم
هفتم آبان زادروز کورش کبیر گرامی باد
چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است
همان علی که به توصیف او قلم در دست
مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست ...



باز این اشک است که از جاده دل می گذرد و در کوچه کویر نیاز ساکن می شود ,
دوباره کبوترهای محرم خیال ، با خاک عرفات تیمم می کنند . نمی دانم اما هر چه
هست من زائر کوی حیسنم ، میخواهم با زمزمه های حسینی در صحرای عرفات ,
محرم درگاه خدا شوم .
زیر باران عرفه ... احساس دیرین تو را قرن هاست مردمان شناخته اند تو همانی
که کاروان را برای نجات یوسف فرود آوردی تا او را از چاه به جاه رسانی و از بندگی
به سلطنت.
چشم سفید یعقوب را به دیدار یوسف روشن کردی ، ای آنکه دستان ابراهیم را از
ذبح اسماعیل نگاه داشتی تا عرفات تحقق یابد این را میدانم اگر بنده ای نافرمانی
کند عزلش نمی کنی ، مگر ساحران نبودند که سال ها غیر تو را پرستیدند و
فرستادگان تو را تکذیب کردند ، اما تو با آیه لطیف هدایت ، از هر چه جهالت رهایش
کردی و به سوی تور راهنمایش شدی من اکنون زیر باران عرفه زمزمه های حسین
(ع) این بنده عاشق تو را زمزمه می کنم .
او که تو را با واژه های آسمانی اشک می خواند و با تمام بزرگی اش چه خاشعانه
با تو سخن می گفت .
آری این همان آغاز کربلایی شدن است ...
مهربان ! خطاهایم بزرگ شده و رسوایم نکردی
گناهانم را دیدی و پوشاندی
پس به راستی حمد و سپاس برای توست ای خدای یکتا
شبهایم اکنون با طراوت دعا ترنم گرفته اند چشمان در بارش توبه امان از دست
داده اند.
دل بی قرار عرفات حسین شده است.
یا قدیم الاحسان ما را بیامرز و دعاهایمان را مستجاب گردان که جز تو کسی را
نداریم و چشم امیدمان به درگاه توست.
آغاز حرکت به سوی سرزمین نینوا
آغاز راهی که در آخرین لحظات روز ده محرم منجر به بالا رفتن سر حسین (ع) میشود
آغاز بی کسی های زینب است.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید :
اُحِبُّ الصِّبیانَ لِخَمسٍ :
اَلاوَّلُ : اَنـَّهُم هُمُ البَکّاؤونَ
وَالثّانى : یَتَمَرَّغونَ بِالتُّرابِ
وَ الثّالِثُ : یَختَصِمونَ مِن غَیرِ حِقدٍ
وَ الرّابعُ : لا یَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَیئا
وَ الخامِسُ : یُعَمِّرونَ ثُمَّ یُخَرِّبونَ
کودکان را به خاطر پنج چیز دوست می دارم :
اول آنکه بسیار می گِریند ، دوم آنکه خاک بازى می کنند ، سوم آنکه دعوا کردن آنان همراه با کینه نیست ؛ چهارم آنکه چیزى براى فردا ذخیره نمی کنند ، پنجم آنکه می سازند و سپس ، خراب می کنند (دلبستگى ندارند) .
کاش ما نیز همچون کودکان دلهای بی کینه داشتیم و همواره در حال زندگی می کردیم نه در آینده و گذشته و هیچگاه دلبسته ی این عالم خاکی نمی شدیم که هر انچه انسان امروز از درد و مشکلات و گرفتاری ها به جان می خرد از نداشتن این خصلتهای زیبای کودکان است.

۵ بار بگو :
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود !
۳ بار بگو :
ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ
۵ بار بگو :
لای رولت رنده ی لیمو رفته
این جمله رو اگه ۲ بار هم بتونی بگی هنر کردی ! :
چه ژست زشتی
۳ بار تکرار کن :
دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده
دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی .
دل دوستان آزردن ، مراد دشمنان برآوردن است

* هر که سخن نسنجد ، از جوابش برنجد .
* هر که با بدان نشیند ، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد ،
به طریقت ایشان متهم گردد .
* هر که با بدان نشیند ، نیکی نبیند .
* عالم ناپرهیزکار ، کور مشعلهدار است .
* هر چه نپاید ، دل بستگی را نشاید .
* هر که بر زیردستان نبخشاید ، به جور زبردستان گرفتار آید .
تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .
( 3 )
آرامش جایی فراتر از ما نیست .
قابل توجه همه معلمان عزیز و ارجمند
نمیدانم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست و درس آموز .
سخت آشفته و غمگین بودم …
با خودم می گفتم :
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم می گیرند
درس و مشق خود را …
باید امروز یکی را بزنم ...
اخم کنم و نخندم اصلا
تا بترسند از من و حسابی ببرند …
خط کشی آوردم , در هوا چرخاندم …
.............................
.............................
...............................
با خشونت هرگز …
به امید روزی که همه به حقیقت معلم باشیم
ویژگی های والدین موفق

گرچه نمیتوان نسخه واحدی برای همه والدین پیچید
اما والدین موفق این خصوصیات را حتماً دارا می باشند :
۱) ارتباطشان عمیق است
ارتباط آنها با فرزندانشان بسیار عمیق و از همان سنین شیرخوارگی برقرار میشود. وقتی بچهدار میشوند قبول میکنند که اول پدر یا مادر هستند و بعد معلم، مهندس، کارمند فلان شرکت و ... و برعکس تصور خیلیها که فکر میکنند شیرخوار چیزی درک نمیکند، میدانند که اتفاقا همهچیز توسط کودکان ثبت و ضبط میشود و بعدها همان مسایل توسط آنها بروز داده میشود. آنها تمام نیازهای شیرخوار را فراهم کرده و از همان ابتدا به او میفهمانند که تنها منبع اعتماد و تکیهگاه او هستند. این ارتباط عاطفی عمیق به این صورت پایهریزی شده و برای همیشه باقی میماند.
۲) نیازهای فرزندشان را میشناسند.
آنها خوب درک میکنند که هیچگاه مسایل مالی و امکانات ، جایگزین وقت و زمانی که باید برای فرزند صرف کنند ، نمیشود چون پول ، پیشرفت شغلی و تحصیلی قابل جبران است اما هر دوره عمر فرزندان با خصوصیات و نیازهای ویژه ، اگر نادیده گرفته شود اصلا قابل جبران نیست و صدمات وارده به دلیل کمبود وقت و یا بیتوجهی والدین ، میتواند عواقب ناگوار ، پیچیده و غیرقابل جبرانی به بار بیاورد .
۳) حمایت میکنند ، ادعا نمیکنند .