منتشر شده در پایگاه خبری گلستان ما- یکشنبه 15 ارديبهشت 1392
ما که آن سالها تنها پنج سال داشتیم انقلاب
شد به تبع بخشی از دوران کودکی و نوجوانی ما در دوران جنگ گذشت و مارشهایی گذشت که
کارتونهای مورد علاقهی ما را برای دقایقی قطع میکرد و خبر انجام عملیات غرورآفرین
دیگری را توسط «رزمندگان جان برکف اسلام بر علیهی دشمن بعثی» با صدای محمود کریمی
در گوش ما طنینانداز میشد.
ما که آن سالها در روستایی زندگی میکردیم-
که مسافت آن جا تا اولین شهر، خانببین را طی یک ربع تا بیست دقیقه طی میکردیم- برای
خرید نان در شیفت مخالف که مدرسه نداشتیم من و برادرم به شهر میآمدیم و پس از دو تا
چهار ساعت چندتایی نان میخریدم و دوباره به روستا برمیگشتیم. چون به علت ورود مدرنیسم
دیگر در روستا کمتر نان سنتی و محلی می پختند.
ما که آن سالها تازه وارد دوره راهنمایی
شده بودیم در همین رفت و آمدهای گاه هر روزه به خانببین بود که با یک مغازه
کوچک آشنا شدیم که نمایندگی روزنامهها و نشریات زیادی به ویژه اطلاعات و کیهان را
داشت.
من و برادرم در همین مغازه برای اولین بار
هفتهنامه «کیهان بچه ها» را دیدم که آن موقع 25 ریال بود. این پول برای خانوادهایی
از قشر کارگر و لو حقوق بگیر و مادری که در نبود پدر که به جبهه میرفت سخت بود. اما
ما مثل همین حالا کلهشق بودیم و هر هفته کیهان بچهها می خریدم.
ما که آن سالها تازه شروع کردیم به خریدن
کیهان بچهها، شهید شاهچراغی تازه شهید شده بود و آن کوچه کیهان بچهها را تازه به
نام شهید شاهچراغی نامگذاری کرده بودند.
آن سالها از شاعران، داستان نویسان، تصویرگران
کودک و... ملکهی ذهن ما شدند. مصطفی رحماندوست- شکوه قاسمنیا - فریدون عموزاده خلیلی-
وحيد نيك خواه آزاد - خسرو باباخاني- افشین علا- افسانه شعباننژاد- بیوک ملکی- محمود
کیانوش- مهری ماهوتی- جعفر ابراهیمی (شاهد)- هوشنگ مرادی کرمانی- سوسن طاقدیس- حسین
فتاحی- نادر ابراهیمی- محمدعلی بنیاسدی- و... کسانی دیگر. و چه میدانستیم در پس همهی
این آدمها و صفحات نشریه ، امیرحسین فردی است که عاشقانه عمر و عشق خویش را پای درخت
برومند کیهان بچهها گذاشته است. وچه میدانستیم امیر حسین فردیکه از اوایل دههی
60 مدیر مسوولی و سردبیری کیهان بچهها را توأمان با مسوولیت در کیهان علمی پذیرفته
از همان زمان بود که تربیت نسل تازهی شاعران و نویسندگان در جلسات قصه و شعر این نشریه
آغاز شد. وی راه مرحوم جعفر بدیعی - بنیانگذار کیهان بچهها به عنوان اولین فردی در
ایران که مجله ای تخصصی برای کودکان منتشر کرد - ادامه داد.
ما که آن سالها با کیهان بچهها تا ابتدای
دبیرستان آمدیم و خانواده دیگر این عضو جدید را پذیرفته بودند؛ و حالا در آستانهی
اربعین زندگی، همچنان با مطبوعات مانوس هستم و برای فرزندانم هم، کیهان بچهها میخرم.
صاحبامتیازی و مدیر مسوولی ماهنامهی جرجان
از پس این دههای که گذشت و درگیر شغل و دغدغهی شریف روزنامهنگاری بودم ایامی است
که حال و هوای کیهان بچهها را تداعی میکند. بگذریم...
من برای اولین بار با مرحوم امیرحسین فردی
به جهت آن که مسوول انجمن ادبیات داستانی سازمان بسیج هنرمندان کشور هم بود در کسوت
مسوولان انجمن ادبیات داستانی سازمان بسیج هنرمندان استان گلستان در مشهد با ایشان
رو در رو شدم و کلی از تاثیرات کیهان بچه ها بر نسل خودم و داستان متعهد گفتیم. ایشان
را انسانی شریف، پردرد ، نجیب ، دوست داشتنی و مهربان دیدم؛ روحیاتی که در لابهلای
سطور کیهان بچهها ساری و جاری بود .
به جز این گونه جلسات مربوط به سازمان،
دیگر بار ایشان را در جلسه انتخاب نمایندگان مدیر مسوولان کشور در سال گذشته زیارت
کردم و آنجا هم، همان دغدغهها و واهمههای بینام و نشان این بار اما در حوزه مطبوعات
بین ما رد و بدل شد.
به هر حال کیهان بچهها گیریم که این اواخر
شاید جان و توش آن سالها را نداشت اما همچون سالکی سختکوش، آهسته و پیوسته به راه
خویش ادامه میدهد و در تلاطم سیاست هیچگاه درگیر نشد و همچنان کیهان بچهها باقی
مانده و انشاءالله خواهد ماند. یاد مرحوم امیرحسین فردی گرامی باد.