شما از کلاس کنکور تعطیل شده ایدو با هدفون ام پی تری من سونی تان به یکی از آهنگ های رپ رضا یا گوش می دهید همانند یک رپر حرفه ای زیر لب زمزمه می کنید و در خیابان با دستتان ادا اطوار در می آورید در راه برای این که کمی استراحت کنید روی صندلیه ایستگاه اتوبوس می نشینید و به آهنگ توااف ان می رسید که می خواند:عجب لاک خوشرنگی چه آرایشی چه دوست پسر خوبی چه آرامشی داری....
که ناگهان متوجه می شوید تلفن عمومیه جلوی ایستگاه دارد زنگ می خورد از تعجب به معنای واقعی دارید شاخ در می آورید باورتان نمی شود که یک تلفن عمومی کارتی دارد زنگ می خورد آن هم با آهنگ رپی که تا حالا نشنیده اید با تردید به سمت تلفن می روید که فردی با صدایی زیبا می خواند:چشماتو من وا می کنم....
گوشی را بر می دارید و روی گوشتان می گذارید دختری با صدایی ناز می گوید:الو کسی صدای منو می شنوه الو؟ که شما می گویید:ب بله امرتونو بگید
_وای شما چه صدای زیبایی دارید ببخشید اینو می پرسم فضولی نباشه تا حالا شما خوانندگی کردید؟
_آره یعنی نه یه جورایی همون آره بهتره آخه فقط برای خودم تو حموم خوندم به صورت رسمی نه الان که دیگه خیلی کم شده آخه برای کنکور دارم می خونم
_برای خودتون؟ببینید نمی گم درس خوندن بده اما هر کسی تو یه چیزی استعداد داره به قول قدیمیا هر کسی را بهر کاری ساخته اند جامعه ی هنر واقعا به افرادی مثل شما که چنین صدایی دارید نیازمنده
_خوب دیگه کاریش نمیشه کرد مجبوریم بسوزیم و بسازیم
_نه کی گفته مجبورید ببینید من شاعرم ددیه منم یکی از آهنگ سازهای به نام کشوره ما خیلی مایلیم که بتونیم چنین استعدادی را به جامعه ی هنر تقدیم کنیم ما می تونیم با هم یه قراری داشته باشیم؟
_من که از خدامه بتونم با شما قرار بذارم کجا ؟
_توی تجریش رستوران لوکس طلایی را می شناسی؟
_آره آره می شناسم کی؟
_ساعت 8پدرم وقتش آزاده البته به شرطی که تو مهمونمون کنی ها!
_اون که حتما باشه پس من زودتر برم کار هامو بکنم که به قرار برسم خدا حافظ خانم...؟؟
_فرشته
_آوووو منم فرهادم خداحافظ فرشته خانم
_خداحافظ آقا فرهاد
شما که احساس می کنید فرشته ی نجات شما در زندگی از راه رسیده است وقتی به خانه می رسید اولین کاری که می کنید می روید حمام و دوش میگیرید و لحظه شماری می کنید تا عصر برسد و موقع رفتن وقتی از پدرتان تقاضای صد هزار تومان پول به همراه سوییچ لکسوس را می کنید پدر و مادرتان که از رفتار شما در امروز تعجب کرده اند می گویند:مگه قرار نبود تا کنکور دیگه بیرون نری و فقط درس بخونی؟این همه پول کلاس دادیم
وشما با طعنه می گویید بابا جون دیگه لازم نیست درس بخونم با موفقیت دو قدم بیشتر فاصله ندارم امروز با یکی از آهنگ ساز های به نام کشور به همراه دخترش که شاعره قرار دارم دیگه پسرتون داره به همون چیزی که علاقه اش هست می رسه مگه شما موفقیت پسرتونو نمی خواید؟هان؟
خلاصه بعد از 20 دقیقه بحث و جدل آن ها راضی می شوند و شما به سر قرار می روید وقتی به رستوران می رسید سرتان را که به چپ می چرخانید یک دختر زیبا رو به همراه مردی که ریش بلند عینک دودی و موهای دم اسبی که احساس می کنید پدر دختر باشد می بینید به سر میز می روید و می گویید: فرشته خانم؟ اوهم می گوید :آقا فرهاد شمایید؟معرفی می کنم ددی پدرم هستند ایشون هم آقا فرهاد همون که بهتون گفتم چرا سر پایید بشینید .
شما مینشینید در همین حین پس از سفارش پیش غذا و دسر و خود غذا پدر از شما می خواهد تا یه آهنگ به انتخاب خدتون بخونید تا استعداد شما را محک بزند و شما آهنگی از حسین توهی را همانند یک رپر حرفه ای با آن لباس گشاد و شلوار 6 جیب رپیه دختر کشتان می خوانید که پس از اتمام فرشته می گوید :وای ددی دیدی چقدر قشنگ خوند از خود حسین توهی قشنگتر خوند نگفتم این پسره با همه ی آدم هایی که تا حالا دیدیم فرق داره که پدر با نشان تایید می گوید:آره دخترم راست می گه تو تا حالا هم حیف شدی من برای تو آهنگ می سازم اما چون می خوام بهت فشار نیاد ازت پول نمی گیرم فقط 2 تا چیز می مونه باید برای خودت یه اسم هنری انتخاب کنی بعد چون وزارت ارشاد بهت اجازه نمی ده فعلا تا معروف بشی باید ده میلیون برای خرج پخش کلیپت تو پی ام سی بدی . شما باتعجب:ده میلیوووون؟؟!!!
_فرشته:آره دیگه برای دفعه ی اول این جوریه بعدش که ببینند استعداد داری برای پخش هر کلیپت 20 میلیون بهت می دند عوضش در میاد
_شما آن روز خداحافظی می کنید و به این فکر می کنید که چطور با پدرتان مسئله را مطرح کنید و به این نتیجه می رسید که قبلش با مادرتان صحبت کنید تا بعد مثل همیشه جانب شمارا بگیرد . وقتی از پدرتان تقاضای ده میلیون می کنید ابتدا مخالفت می کند و شما می گویید :بابا جون من فقط می خوام شما بهم غرض بدید اصلا غرض چرا بذارید کارم بگیره بعدش دو برابرشو می دم بهم نزول بدید و مادر می گوید :این چه حرفیه پسرم بابات که با تو این حرفارو نداره ده میلیئن که برای موفقیت پسرمون چیزی نیست!
خلاصه این مشاجرات 3روز به طول می انجامد و بالاخره شما با 10 میلیون پول به دیدار فرشته می روید و او شعری را که قرار است شما بخوانید را برای شما می خواند و شما می گویید که این زیباترین شعری بوده که در تمام طول عمرم شنیده ام او از پدرش می گوید که با سیاوش قمیشی زمان شاه دوست بوده و این که او آهنگ هایی که پدرش ساخته را دزدیده و سال هاست که با همان آهنگ ها تا الان آلبوم داده یواش یواش باهم صمیمی تر می شوید و از کنسرتی که در پاریس قرار است با هم بگذارید می گویید از مشهور شدنتان از زندگیه مشترکی که با هم در آینده تشکیل می دهید از این که بعد از ازدواج جواب مطبوعات و رسانه ها را چگونه این زوج هنری بدهد؟ حتی اسم بچه هایتان را هم انتخاب کردید وبا هم اسم هنری فرهاد مختلط را برای خودتان می گذارید و قرار فردا را می گذارید تا کلیپ را درست کنید فقط نمی دانید چه شد که دقایق آخر که می خواستید بروید از مادرش پرسیدید که اشک از چشمان دختر سرازیر شد و شما پشیمان از سوالی که کردید متوجه شدید طفلک مادرش را از دست داده و عذر خواهی می کنید و او می گوید:نه مدتی این بغض در درونم بود که تو باعث شدی این بغض بشکنه ممنونم و در آن لحظه هم دیگر را در آغوش می کشید .
فردای آن روز به خانه ی پدر دختر می روید و فرشته می گوید برای این که یک ایده ی جدید باشد با موبایلش فیلم براداری می کند و شما هم از این هوش دختر استقبال می کنید وآهنگ با کیبرد توسط پدر نواخته می شود که ابتدا فرشته می خواند :شاعر :فرشته و بعد شما با صدای میکس شده ی بم می گویید ارنجمنت ددی (البته اسمش را می گویید چون اسم ددی را نمی دانم به همین راضی شوید) و دوباره با همان صدای بم می گویید:دی جی فرهاد مختلط و شروع به خواندن می کنید:
چشماتو من وا می کنم توشو قشنگ نگاه می کنم
مژه شو فوت می کنم اونوقت می تونی یه آرزو کنی
یادته یه روز نذاشتی فوتش کنم آره بی شرف می خوا ستی اون پسره ی الدنگ فوتش کنه
می خواستی با اون آرزو کنی؟..............
قرار می شود این آهنگ فردا ساعت 8 شب در پی ام سی پخش شود و در راه خانه هر ماشینی که رد می شود و امیر تتلو و محسن یگانه گوش می دهد در دلتان می گویید :تا چند وقت دیگه فقط آهنگ های منو گوش میدید
*********************
ساعت 8 شب با مادر و پدرتان در جلوی تلویریون منتظر پخش این شاهکار هنریتان از پی ام سی هستید اما در کمال نا باوری آهنگ بی تو سیاوش قمیشی پخش می شود و شما برای این که پدر را آرام کنید جریان سیاوش قمیشی و پدر فرشته را می گویید اما باز هم پخش نمی شود به موبایل فرشته می زنگید خاموش است فردا صبح به خانه ی فرشته می روید چند پسر خوشتیپ جوان دیگر مثل خودتان را در آن جا می بینید جلوتر می روید که آقای نیروی انتظامی می گوید : هرکی هر شکایتی داره بگه و شما متوجه می شوید که مادر آن دختر برای حقوق زنان فعالیت می کرده و بعد در آمریکا پناهنده شده و این پدر و دختر برای در آوردن خرج آمریکا از 22 پسر جوون به این شکل پول گرفته اند و رفته اند. خبرنگار 20:30 با خنده ی موزیانه جلو می آید و از شما می پرسد چه شده ؟و ناگهان شما از خواب بیدار می شوید آری شما در صندلیه ایستگاه اتوبوس خوابتان برده بود که با صدای ناز دختری زیبا رو به خودتان می آیید باز هم از تعجب شاخ در میاورید همان دختری بود که در خواب دیده بودید سلام می کنید می گوید :وای چه صدای زیبایی دارید ببخشید فضولی نباشه تا حالا شما خوانندگی کردید؟ که شما در این حین همانند یک یوز پلنگ درنده ی وحشی پا به فرار می گذارید البته این را هم بگم شما به دلیل اعتماد به نفس کاذبتان فکر می کنید مثل یوز پلنگید وگرنه سرعتتان اندازه ی یک گربه ی تاپاله ی اهلی هم نیست.