اگر بچه باشید و آرزو نکنید کاش زودتر بروید مدرسه . . .
اگر بچه باشید و آرزو نکنید کاش زودتر بروید مدرسه . . . میتوانید از بچگیتان لذت ببرید.
اگر نوجوان باشید و آرزو نکنید زودتری دانشجو بشوید . . .... میتوانید از نوجوانیتان لذت ببرید.
اگر هر درسی که خواندهاید اصرار نداشته باشید که حتماً بروید سر کار . . . میتوانید از بیکاریتان لذت ببرید.
اگر دارید کار میکنید و آرزوی آخر هفته و تعطیلات نداشته باشید . . . میتوانید از کارتان لذت ببرید.
ولی اگر تعطیلات هستید و نگران تمام شدناش نباشید . . . میتوانید از تعطیلات لذت ببرید.
اگر وسط مهمانی هستید اگر نگران این نباشید که دیگران راجع به شما چی فکر میکنند . . . میتوانید از مهمانی لذت ببرید.
اگر دارید زندگی میکنید و نگران این نباشید که وقتی مردید چه اتفاقی میافتد . . . میتوانید از زندگیتان لذت ببرید.
وقتی مردید چون چیزی نیست که نگراناش باشید . . . حتماً از مردنتان لذت میبرید.
به طور خلاصه: اگر نگران چیزی نباشید میتوانید از آن لذت ببرید.
اگر نگران این باشید که چرا لذت نمیبرید یا چرا به اندازه کافی لذت نبردید عمراً از چیزی لذت نمى برید.
زندگی منتظر است یک لحظه ساکت بشوید تا بتواند با شما حرف بزند. همینطور چهارزانو روبرویتان نشسته، چانهاش را به دستهایش تکیه داده و نگاهتان میکند. و نگاهتان میکند. و نگاهتان میکند. و نگاهتان میکند. و نگاهتان میکند.
فکر میکنید امکان دارد زبان به دندان بگیرید؟ . . .
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 9:25 توسط زهرا
|
کسی نمیداند... در آسمان ها پرنده ای است که از قلب من رفته و به ابرها پیوسته... پرنده ای که رازهای مرا با خود برده است... و لا به لای پرهایش تکه ای از قلب من است... که سرخ میزند تند تند گاهی با لکنت و گاهی بی وقفه حرفی هست... که پرنده به خدا خواهد گفت حرفی که در قلب من است و کسی جز پرنده آن را نمیداند......