لطفا( پست ثابت )
دیگه هیچکس از ایلکای نپرسه ... نمیخوام کسی اسمشو بیاره ...
فقط واسه خوشبختیش دعا کنید... ممنون...
(ایلکای رفتی .. منو اینجا تنها گذاشتی .. باشه .. اما همیشه عاشقت میمونم )
دیگه هیچکس از ایلکای نپرسه ... نمیخوام کسی اسمشو بیاره ...
فقط واسه خوشبختیش دعا کنید... ممنون...
(ایلکای رفتی .. منو اینجا تنها گذاشتی .. باشه .. اما همیشه عاشقت میمونم )
اون که یه وقتی تنها کسم بود .... تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشتو رفت از کنارم .... از درد دوریش من بی قرارم
خیــال میکــردم پیشم میمونه .... ترانه عشق واسم میخونه
خیــال میکــردم یه هم زبونه .... نمیدونستم نا مهربونه
با اینـــکه رفته امـــا هنوزم .... از داغ عشقش دارم میسوزم
فکر و خیالش همش باهامه .... هرجا که میرم جلو چشامه
دلــم میخواد تــا دووم بیـــارم .... رو درد دوریش مرهم بذارم
امـــــا نمیشه راهـــی ندارم .... نمیتونم من طاقت بیارم
حواستون به اونایی باشه که دلشون رو با عشق و امید دست شما سپردن... دل شکستن
تاوان داره به خدا !!
کنید ...
آهنگ شبیه حرفای دله منه ... دیگه از هرچی حلقه هست بدم میاد... لازم نیست بقیه اذیت
شن و بخونن .. اونی که باید بخونه ، میخونه ...
خبری ازت نبودو ... خیلی بی تاب تو بودم
اومدم سراغت اما ... پره گریه شد وجودم
خیلی دلتنگ تو بودم ... گل مهربون و نازم
نمیدونم چرا اینجام ... یا اصلا چم شده بازم
اون همه قول و قرارا ... اومدم یادت بیارم
اما انگار دیگه راهی ... واسه برگشتن ندارم
اینجا گل بارونه امشب ... چقدر این فضا غریبه
چرا من هیچی نمیگم ... چرا میخندم عجیبه
آخه مجبورم بخندم ... کسی اشکامو نبینه
حالا کو ، تا باورم شه ... سرنوشته من همینه
بنظر میاد که امشب ... از قلم افتاده باشم
آرزوم بود که من امشب ... پیش تو وایستاده باشم
چه لباسای قشنگی ... بهت میاد چقدر عزیزم
تو میخندی و من از دور ... دارم اشکامو میریزم
خوش سلیقه هم که بودی ... آره بهتر از من ، اونه
سر تره اصلا ، میدونم ... اون که میخواستی همونه
تازه فهمیدم حسودم ... دست تو ، تو دست اونه
ای خدا انگاری اونم ... نقطه ضعفمو میدونه
حالا تو ، دست تو حلقه ست ... دست اون ، حلقه تو دستات
یا من اشتباه میبینم ... یا دروغ بود همه حرفات
بله رو بگو گل من ... تو ازم خیری ندیدی
آرزوم بود که ببینم ... تو ، تو رختای سفیدی
حالا هر دو حـلقه داریم ... تو ، تو دستت من تو چشمام
تو زدی و منم موندم ... زیر قولت ، روی حرفام
برو خوشبخت شی عزیزم ... تو ازم خیری ندیدی
آرزوم بود که ببینم ... تو ، تو رختای سفیدی
بله رو بگو گل من ... بگو و ، شرشو بکن
من و زندگیه بی تو ... باورم نمیشه اصلا
داره سردم میشه کم کم ... خیسه از اشکام لباسم
همه گریه هامو کردم ... اشکی هم نمونده واسم
میزنم بیرون از اینجا ... بله رو میگی ، نبــاشم
میرم اون بیرون یه گوشه ... دست به دامن خدا شم
بله رو گفتی تموم شد ... دیگه این آخره کاره
هی میخوام بگم مبارک ... ولی بغضم نمیذاره
هق هقم تبریک من بود ... من واسه تو گریه کردم
قطره قطره های اشکو ... به تو امشب هدیه کردم
امشب تو جشنت عزیزم ... نمیدونی چی کشیدم
اما کاش امشب نبودن ... تورو واضح تر میدیدم
دیگه چشمام نمیبینه ... دست من نمینویسه
دلخوشیم همین یه نامه ست ... گرچه اینم خیسه خیسه
آخرین جمله ی نامه ... اینه از ته وجودم
برو خوشبخت شی عزیزم ... خیلی عاشق تو بودم
سخته حرفم ولی باید رفت ... دیگه تمومه دیگه بریدم
دیگه خستم از اینکه هرچی ... هی اومدم و نرسیدم
سخته حرفم ولی باید بدونی ... خستم ولی باید بدونی
که میرم ، با یه یادگاری رو دستم
سخته رفتن بس که سردم ... من حرف دلای شکستم
من با هر ، خاطره با غم ... میرم با اینکه وابستم
تا وقتی بودی توی زندگیم من غم نداشتم ... واست تا جایی که تونستم من کم نذاشتم
البته خودم میخواستم اینا منت نیست ... ولی با تو بودن واسه ی من منبعد ریسکه
دیگه با خــــــــاطرات با تو خوشــــــم ... پس چون که حتی فکر بی تو بودن کشنده ست
بذار بــــــــــگم ، آخرین سطرمو بخونی ... من میرم که شاید تو قدرمو بدونی
ســــــــخته حرفم ، رسیده وقت رفتن ... گذشت اون روزا تو حرفا بودی حرف اول
حس میکردم اخیرا حرفات با خراشــــه ... اونجا بود که فهمیدم این قصه آخراشه
وقــــت رفتن و وقــــت دفن قلبمه ... و خودت میدونی تمومه الکی جو نده
حرفــــای تلختم که نمک زخممه ... و تنها دلخوشیم به قلم دستمه
تو که میدونستی من تکیه گاه محکمتم ... بگو با من دیگه چرا د آخه نوکرتم
من که هر دقیقم وابسته به دقیقه ی تو بود ... من که حتی لباس تنم به سلیقه ی تو بود
منی که دست هیچکسیو با وجودم نمیگرفتم ... تو باعث شدی که توی قلبم بمیره نفرت
رسیده وقت رفتن ، هرچند من از دلت خیلی وقته رفتم
باشه تـــــو بردی و اینـــــا برات افتخارن ... تو ختم عالمی و منم عند خامم
فـــــکر نکنی اهل جبــــران یا انتقامم ... خودم باید دقت میکردم تو انتخابم
ای روز شــــادیهام ، کی باز آیی
امشب حــــــــــــــال مرا تــــو نمیــــــــــدانی
از چشـــمم غم دل تـــــــــو نمیخوانی
تنـــــها با گلها ، گــــــویم غم ها را
چه کسی دارد ز غم هستی که بدهکارست
به چــــــه کس گویم شده روز من چون شب تـــــارم
صِــدایــم مــیــکــرد.."نفسم " ...
نه امشب که هرشب ... که حالم خرابه
یه جزیره ام که دورم ... یه دریا سرابه
من عادت نکردم ... به شبهای سردم
به اینکه نباشی ... نه عادت نکردم
قسم خورده بودم ... اگه از تو جدا شم
دیگه حتی یه لحظه ... تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه ... نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم ... نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه
چقدر قصه گفتم ... که دریا بخوابه
چقدر گریه کردم ... نفهمم سرابه
نفهمم کجامو ... نفهمم کجایی
چقدر با تو بودم ... تو عین جدایی
قسم خورده بودم ... اگه از تو جدا شم
دیگه حتی یه لحظه ... تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه ... نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم ... نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه
هوس کردم بازم امشب ... زیر بارون تو خیابون
بیادت اشک بریزم طبق معمول همیشه
آخه وقتی بارون میاد ... رو صورت یه عاشق مثل من
حتی فرقش با بارون دیگه معلوم نمیشه
امشب چشای من ... مثل ابرای بهاره
نخند به حال من ... که حالم گریه داره
چرا گریه ام نمیتونه ... رو تو تاثیری بذاره
آره بخند .. بخند ... که حالم خنده داره
این عشق یکطرفه من رو ... کشونده تو خیابونا
نمیخوام توی این خلوت ... کسی دوربرم باشه
نه پلکام روی هم میرن ... نه دست میکشم از گریه
نه میخوام بند بیاد بارون ... نه چتری رو سرم باشه
امشب چشای من ... مثل ابرای بهاره
نخند به حال من ... که حالم گریه داره
چرا گریه ام نمیتونه ... رو تو تاثیری بذاره
آره بخند .. بخند ... که حالم خنده داره
جای تو فکرو خیالت ... شبا میاد پیشم
با اینکه تو دوری از من ... بازم دلواپست میشم
آخه عمری که بی تو بگذره ... چرا ثانیه هاشو بشمارم
من بدون تو ... از تموم لحظه هاش بیزارم
بدون من پرکشیدی ... آتیش کشیدی به بال من
یادمه وقتی رفتی ... دلت نسوخت به حال من
تو حتی سر برنگردوندی ببینی ... که روحم داره بی تو پر پر میشه
غم تو دلم از این دنیا خون بود ... بعد تو از اونم بدتر میشه
خدا میدونه تنها کسم بودی و ... بعد تو چقدر دلم باید تنها شه
دنیایی که توش کنارم نباشی ... نباشی میخوام دنیا نباشه
بی تو درگیر تکرارم ... شب و روزام عین همه
زندگیم بی تو تکراری میشه ... گم میشم بین همه
گرمای دستای تو ... دیگه پیشم نمیمونه
بی تو سرد و غم انگیزم ... همه ی فصل هام زمستونه
بدون من پرکشیدی ... آتیش کشیدی به بال من
یادمه وقتی رفتی ... دلت نسوخت به حال من
یه پنجره با یه قفس ... یه حنجره بی همنفس
سهم من از بودن تو ... یه خاطرست همینو بس
تو این مثلث غریب ... ستاره هارو خط زدم
دارم به آخر میرسم ... از اونور شب اومدم
من از تبار غربتم ... از آرزوهای محال
قصه ی ما تموم شده ... با یه علامت سوال
تو از اینجا که دوری از ... منی که مونده تو غربت
به عشقی که هنوز زندست ... حواست نیست حواسم هست
منم اون که نفهمیده ... چرا با گریه هم خونست
به این خونه که پر غصه هست ... حواست نیست حواسم هست
عجیبه گنگ دنیامون ... با اینکه همه چیز سادست
داری دورتر میشی از من ... حواست نیست حواسم هست
دیگه ردی از آغوشم ... رو گلهای لباست نیست
به این پژمردگی ها هم ... حواسم هست حواست نیست
چکار کردی با احساست ... که هم اسمم شناست نیست
هم اون احساس دوست داشتن ... حواسم هست حواست نیست
رسوندمت به احساسم ... حضورت راه آخر بود
منمو بیخبر بودن ... تو دستای تو خنجر بود
تن من زخمی شد از عشق ... یه یادگاریه پر درد
به یاد اون که یک روزی ... منو پابند و عاشق کرد
ولی خوشحالم از عشق ... با اینکه سرد و پیرم کرد
یه احساسی به من داد که ... از حد احساسی سیرم کرد
دیگه ردی از آغوشم ... رو گلهای لباست نیست
به این پژمردگی ها هم ... حواسم هست حواست نیست
باز یه بغض ی گلومو گرفته ... باز همون حس درد جدایی
من امروز کجامو تو امروز کجایی
حال تو بدتر از حال من نیست ... پشت این گریه خالی شدن نیست
همه درد دنیا یه شب درد من نیست
تو از قبله ی من گرفتی خدا را ... کجایی ببینی یه شب حال مارا
فقط حال من نیست که غرق عذابه ... ببین حال مردم مثل من خرابه
کجایی ...
باز یه بغض ی گلومو گرفته ... باز همون حس درد جدایی
من امروز کجامو تو امروز کجایی
هر روز…
این عشق یکطرفه را طی میکنم…
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار…
نترس…!
جریمه اش با من!
----- ----- ----- ----- ----- ----- -----
من ماندم و ۱۶ جلد
لغت نامه که هیچ کدام از واژهایش
مترادف “دلتنگی” نمیشود…
کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد!!
درد دارد…
کاش میشد تو بغلت بخوابم اما اونم ازم گرفتی...
دلم میخواد رو شونه هات گریه کنم ... الان اونم ندارم ...
میخوام واسه یک ثانیه ببینمت ... هه ... دیگه اینم ندارم ...
بقرآن به یه دونه پیام هم قانعم ... اما اونم ازم گرفتی ...
دیگه هیچی ندارم ...
زندگی رنگ و بوی دگر داشت ...
این شب سرد و غمگین غربت ...
با وجود تو رنگ سحر داشت ...
دل من خسته از این دست به دعاها بردن ... همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن
همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن
کاش گفته بودی عاشق کس دیگه ای شدی من خودمم عاشق بودم درکت میکردم...
" یـادش بـخـــــــــــیـر "
مـیشــــــود ...!
این بار
تو ... بگو "دوستت دارم"
نترس
من آسمان را
گرفته ام
که به زمین نیاید ... !!!
همیشه که میره طرف خوابگاه چند نفر مزاحمش میشن یا متلک میگن یا دنبالش راه میفتن ...
دیشب به ایلکای گفتم از جاهای خلوت برو .. میگه من شلوغی دوست دارم ...
دیشب به ایلکای گفتم شالتو بکش جلوتر ... میگه من واسه تو اینجوری میکنم ...
دیشب به ایلکای گفتم وقتی پیش منی هرکاری دلت میخواد بکن ..وقتی رفتی ساده باش
برگشت بهم گفت اصلابه تو چه ...
(اینو از رو عصبانیت گفت ..بعدش ازم معذرت خواست)... اما بعدش گوشیو رو من قطع کرد و
خاموش شد ... دیشب خیلی دلمو شکوندی ایلکای
ایلکای میدونم اینو میخونی ... من دوست ندارم هزار نفر دنبالت بیان.. میفهمی ؟
تو دوست داری من بهت بی تفاوت باشم ؟؟ نمیتونم ... من اخلاقم اینجوریه ..
هیچوقتم گیره الکی بهت ندادم ...
بچه ها حق با کیه ؟؟؟ واقعا من به ایلکای گیر الکی میدم ؟؟ شما بگین ..لطفا ....
امشب ایلکای رو خیلی ناراحت کردم... من یه اشتباهی کردم که الان خیلی پشیمونم... الان که
فکر میکنم میبینم حق با اون بود... اون به خاطر من 3روز زودتر اومد اما من ...
ایلکای منو ببخش ...
به جای تاج گلی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری شاخه ای از آن را
همین امروز به من هدیه کن...
ازدواج میکنیم ...
یه شرطایی این وسط بود که زیاد مهم نیست ...
مهم اینه که قرار شد باهم ازدواج کنیم ...