
و "قلم” بهانهای شد تا ذهنمان را از قید کلمات بی شمار رها کرده
و جسورانه در بیکران دنیای "خبر” خلاصه شویم.

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی…
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام…
دوباره صبح، ظهر، غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج.

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت
کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز
باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت


یکی می پرسد اندوه تو از چیــست؟؟؟
سبب ساز سکوت مبهـــــمت کیـــست؟؟؟
برایش صادقانه می نویسم...
برای آنکه باید باشد و نیســـت!!! ...
اللهم عجل لولیک الفرج
به نام خداوند هستی بخش.به نام خدایی که جان میده و زیبایی رو خلق می کنه.به نام خدایی
که عاشق تمام بنده هاش هست و هیچ وقت بنده هاش رو تنها نمی ذاره و به وقتش کمک می
کنه و لایق بهترین هاست.

سلام .سلامی به طراوت و زیبایی گل.به زلالی اب و گرمای خورشید.دوستان عزیزم،هموطنای
گلم و تمام ایرانی ها و فارسی زبانان کل جهان سال نو رو از صمیم قلب بهتون تبریک می گم و
امیدوارم که سالی پر از سلامتی،موفقیت و شادی داشته باشین و به تمام آرزوهای کوچک،بزرگ
و دور و درازی که دوست دارین برسین.امیدوارم در این سال همه به اون جایگاهی که واقعا
دوست دارن برسن و همه گرفتاریها،خشکسالی ها،دروغ ها،جنگ ها و قهرها از بین بره و همه با
مثل برادر و خواهر با هم باشن و پشت هم رو خالی نکنن.خوب دیگه بهتره مثل زمستان که
لباسی نو به نام بهار و طراوت به تن می کنه ما هم بهاری بشم و دل هامون دوباره از شادی و
محبت پر بشه و احساس و عشق و جوانمردی در قلب ما دوباره شکوفه کنه.خب امدم تا این
سال رو بهتون تبریک بگم و برای همه کسایی که در بین ما نیستن دعا کنیم که اونها هم مثل ما
از ان زندگی لذت ببرن و موجبات اسایش روح انها رو فراهم کنیم.یادتون نره نه من نه تو.فقط ما
فقط ما فقط ما.امیدوارم سالی خوب پیش رو داشته باشین.هیچ وقت خودتون رو در هیچ
شرایطی دست کم نگیرین و دل کسی رو نشکنین.دعا برای تمام بیماران و گرفتارها رو فراموش
نکنین.
ببخشید دوستان که تبریکم ب شما عزیزان دور شد، امیدوارم سالی سرشارازعشق و
سرسلامتی داشته باشید

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است / در صحن چمن روی دلافروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست / خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت
روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد


دل بیقرار نیست
"ادا در می آوریم"
چشم انتظار نیست
"ادا در می آوریم"

مهدی جان:
به جز دستهای پر قدرت تو راهی نیست
که قلب پر از فراموش من از نام پر از حیاط تو آکنده شود و می دانم ،
می دانم مهربانی تو را آن قدرت هست که قلبم را چنان
وسعتی بخشد که از محبت تو سیراب شود.
آقای من کرم کن و بر من بتاب ...
مهدی جان !
دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می شود.
جمعه ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت
دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است
اشک سرخ می بارد به خود می گویم :
" آقایم باز هم نیامد....."
درست جمعه ها ، وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت
مثل لاله ای که زیر پا لگد شود چروکیده و
رنجیده می شود با خود می گویم
این درد عاقبت مرا خواهد کشت ، و بعد به خود نهیب می زنم که
** او خواهد آمد **
و آنگاه از دیدگانم قطره ای اشک می چکد و از
سوزان ترین پرده اندوهم می گویم :
مهدی جان درست که من بدم و لایق تو نیستم امّا ...

مولای من:
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم
در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار
خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه هاي
تنهايي شو كلبه غريبي ام را پيدا كن
كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام
در كلبه را باز كن به سراغ بغض خيس پنجره برو
حرير غمش را كنار بزن مرا خواهي ديد....
با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است


امام خامنه ای حفظه الله بر روی مسئله وقت و نظم حساسیت مثال زدنی دارند.

گاهــی فکـر میکنم کــار تـــو “ســـــخــــت تر” از مـــن است !!
مـن یـــــک دنـــیا دوستت دارم …
و تو زیر بـار این همــــه عشـــــق قــــد خـم نمیکنی …