♥TaNhA♥

روزِ مَرگَم اَشک را پِیدا کُنید
رویِ قَلبَم عِشق را پِیدا کُنید
روزِ مَرگَم خاک را باوَر کُنید
روی ِ ِقبَرَم لالهِ را پَرپَر کُنید
خانِه را وَقفِ نیلوفَر کُنید
پِیکَرَم را غَرقِ دَر شَبنَم کُنید
روزِ مَرگَم دوست را دَعوَت کُنید
بَعدِ مَرگَم خَندهِ را سَر کُنید
رَفتَنَم را اِی دوستان باوَر کُنید
---------------
حِسِ آن تَهِ سیگارِ مُچالهِ
حِسِ آن شاخهِ شِکَستهِ رویِ زَمین
حِسِ بیمارِ دَر کُما رَفتهِ
حِسِ آن بَرّهِ کهِ ُگرگ نِشَستهِ بَرایَش بهِ کَمین
حِسِ تَنهایی وُ رُخوَت
حِسِ جان دادَن تو خَلوَت
حِسِ مَرگ دارَم اِمشَب …
------------------

آخِه جُز گِریه مَنُو کاری نیست
یِه عُمری اَز مُحِبَت بی نَصیبَم اِی خُدا
آخِه مَن غَریبَم اِی خُدا
کو خوبی کدوم مِهر ما کِه چیزی نَدیدیم
از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم
کدوم بَخت کدوم شانس ما کِه شانسی نَداریم
هِی پُشتِ سَرِ هَم هَمَش بَد میاریم
ما خونُ جِگَر خُوردیمُ سوختیمُ وساختیم
بِه جُرمِ زِندِه بودَن هَمِه هَستی را باختیم
بِه تاوانِ کُدامین جُرم تَنَم سَنگِ بَلا خُوردِه ؟
سکوتَم حَرفها دارَد ، بِبین دَر مَن خُوشی مُردِه
بِبین اِی خوبِ دیروزی ، کُجا بودُم کُجا هَستَم
تُو کِه هَمدَردِ مَن بودی ، بِبین با غَم چِه بِشکَستَم
چِه ها گُفتَند وُ نَشنیدَم ، بَدی کَردَند وُ بَخشیدَم
زِ تیغِ گِریِه اَشکَم ریخت ، وَلی باز با دَرد خَندیدَم
***************************************************
چِه روزها کِه اَز غَمَت بِه شِکوهِ لَب گُشودِه اَم
وُ نااُمید گُفتِه اَم کِه اِشتِباه کَردِه ای
چِه بارها کِه گُفتِه اَم بِه قابِ عَکسِ کُهنِه اَت
دِلِ مَرا شِکَستِه ای ، بِبین گُناه کَردِه ای
وَلی تُو باز بیصِدا دَرونِ قابِ عَکسِ خُود
فَقَط سکوت کَردِه ای فَقَط نِگاه کَردِه ای !!!
*********************************************************
بی تُو تَنها ماندِه اَم مَن ، بَر دِلَم رَحمی کُن
شانِه اَم سَنگین شُد اَز غَم ، دَردِ دوری چارِه کُن
روزُ و شَب دَر فِکرِ دیدارِ تُو مَن پَژمُردِه اَم
با نِگاهی صَد بَهاران را بِه قَلبَم هِدیِه کُن
حَسرَتِ دیدارِ چِشمَت سوزِ آهِ این دِل اَست
تا کِه آه اَز مَن بِگیری سویِ مَن رُخ جِلوِه کُن
آب شُد اَز دوریَت شَمعِ وُجودَم بی وَفا
وَعدِه ها دادی تُو صَدها ، یِک زِ صَد را ساز کُن
میرَوَند ثانیِه ها پِی دَر پِیِ هَم ، اِی خُدا
تا بِه کِی تَنها دِلَم میمانَد اَشکَم پاک کُن
*********************************************************
وَقتی کِه دُنیا دود شُد شایَد فَراموشَت کُنَم
کاشانِه اَم نابود شُد شایَد فَراموشَت کُنَم
آسان زِ دَستَم دادِه ای ، باشَد بِه این هَم راضیَم
وَقتی کِه اَشکی رود شُد شایَد فَراموشِت کُنَم
هَرگِز زِ دَستَت این چِنین سیلی بِه اِحساسَم نَخُورد
باشَد بِزَن بَدتَر بِزَن اَمّا بِه دَستانَت قَسَم
وَقتی کِه تارَم پود شُد شایَد فَراموشَت کُنَم …
*********************************************************
رُویایِ با تُو بودَن را نِمی تَوان نِوِشت نِمی تَوان گُفت وَ حَتّی نِمیتَوان سُرود
با تُو بودَن قِصِه شیرینی اَست بِه وُسعَتِ تَلخی تَنهایی
وَ داشتَنِ تُو فانوسی بِه رُوشَنایی هَر چِه تاریکی دَر نَداشتَند
وَ...وَ مَن هَمچُون غُربَت زِدایِ دَر آغوشِ بی کَرانِ دَریایِ بی کَسی
بِه اِنتِظارِ ساحِل نِگاهَت می نِشینَم وَ می مانَم تا اَبَد
وَ تا وَقتی کِه شَبنَمِ زُلالِ اِحساسَت زِنِگارِ غَم را اَز وُجودَم بِشویَد
بانویِ دَریایِ مَن...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت
واسِه کی دِلَـم بِمیـرِه , وَقتـی تُـــــو♥ نیستـــی عَزیـزَم ؟!؟! . . .
دَست ِ سَـردِ این زَمونِه , دَستامُـو اَز تُــــو♥ جـُـدا کَرد . . .
بازی ِ دوریُ و حَسـرَت با دِلایِ ما چِه ـها کَرد . . .
عِشـقِ تــُـــو♥ تویِ وُجـودَم , تااا هَمیـشِه موندِگـارِه . . .
هِمهِ آرِزوم هَمیـنِه , کِه بِبینَمِـت دُوبــــارِه . . .
دوری ِ تـُــــو♥ دارِه آروم , مَنـُـو اَز پا دَرمیارِه . . .
رَنگِ پیـری ذَرِه ذَرِه تو وُجـودَم پا میذارِه . . .
طاقَتِ دوری نَدارَم , تـُـــو♥ بیاآآ بِمـون کِنارَم . . .
اَرزونی ِ قـَدم ِ تـُــــو♥ هِمِه یِ دارُ و نَدارَم . . .
اِی قَشَنگ ـتَرین تَراااانِه , با تـُـــو♥ بودَن آرِزومِههه . . .
اِی تـُــــو♥ نیمِه یِ وُجـودَم , بی تــُـــو♥ عُمـرِِ مَن حَـروومِه . . .
عِشـقِِ تـُــــو♥ تویِ وُجـودَم , تااا هَمیـشِه موندِگـارِه . . .
هَمه آرِزوم هَمیـنِه , کِه بِبینَمِـت دُوبــــارِه . . .
دوری ِ تـُــــو♥ دارِه آروم , مَنُــو اَز پا دَرمیارِه . . .
رَنگِ پیـری ذَرِه ذَرِه تو وُجـودَم پا میذارِه . . .
نِمیـذارَم کِه جُـدایی , عِشقَمـُـــو اَز تـُـــو♥ بِگیــرِه . . .
چِشم بِه راهِ تـُـــو♥ میـمونَم , نَــــــگو اَمّا دیگِه دیـــــــرِه . . . دیگِه دیـرِه . . .
کُـلِ دُنـيــا هـَم بِـگـويَـنـد دوسـتَـم دارَنـد ...
فايـدِه نَـــدارَد !
اَمّـــا ...
دوسـتـَتـــــ دارَم هايِ " تـُـــو "
چـِــه غُـوغـايــي مـيــ کـَــرد
*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&
چِه بَرَکَتی دارَد
عِشقَت ، هَر روز یادَم را
قَلبَم را خالی میکُنَم اَز اِحساس
َاَمّا شَب چِشمانَم خیسِ یادِ تُو میشَوَند
گویی بایَد باوَر کَرد هَر آنکِه اَز دیدِه بِرَوَد
اَز دِل رَفتَنی نیست
*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&
باران باشَدُ و تُو باشیُ و یِک راهِ بی اِنتِها ...
بِه دُنیا می گویَم : خُــــــداحـــــافِـــظ !

میدونِستیکِه خاک فَرشِ مَنِه رَفتیُ نَموندیچِرا بَختِ سِپیدُو بِه سیاهی نِشوندی؟میدونِستی فَقَط تُو رُو دارَم رَفتیُ نَموندیچِرا مُرغِ اُمیدُ اَز این خونِه پَروندی؟دَرویشَم وُ دُنیا واسَم یِه مُشت خاکِههَمِه دارُو نَدارَم فَقَط یِک دِلِ پاکِهمیدونِستی کِه خاک فَرشِ مَنِه رَفتیُ نَموندیچِرا بَختِ سِپیدُو بِه سیاهی نِشوندی؟دَرویش رُو هَرگلیم پارهِ شَب رُو سَر میارِهقَطرِه با یِه دَریا بَراش فَرقی نَدارِهمیدونِستیکِه خاک فَرشِ مَنِه رَفتیُ نَموندیچِرا بَختِ سِپیدُو بِه سیاهی نِشوندی؟میدونِستی فَقَط تُو رُو دارَم رَفتیُ نَموندیچِرا مُرغِ اُمیدُو اَزاین خونِه پَروندی؟چِرا مُرغ اُمیدو اُزاین خونِه پَروندی؟
واقِعاً
عالیِه
بَر سَنگِ قَبرِ مَن بِنِویسید:خَستِه بود ، اَهلِ زَمین نَبود ، نَمازَش شِكَستِه بود
بَر سَنگِ قَبرِ مَن بِنِویسید:پاك بود چِشمانِ او كِه اَز اَشك شُستِه بود
بَر سَنگِ قَبرِ مَن بِنِویسید:این دِرَخت عُمری بَرایِ هَر تَبَر وُ تیشِه دَستِه بود
بَر سَنگِ قَبرِ مَن بِنِویسید:كُلِ عُمر پُشتِ دَری كِه باز نِمی شُد نِشَستِه بود
از نردبان ِ موهایت که پایین می آیم،
در حیاط خلوت شانه هات …
مهمانم کن به نوشیدن ِ یک فنجان
لبریز از شراب سرخ لبت !
و راهی ام کن …
راه ِ زیادی نمانده
مقصد بعدی:
“ ایستگاه اول قلب تو“
زخم زندگی ات منم
همه به زخم هایشان دستمال می بندند
تو
اما
به زخمت
دل بسته ای
…
خودت رو به من عادت نده
خـــود را به من عادت نده مــــن مثــل هرکــس نیستـم
یک روز هستم پـــــیش تو یک روز دیـــگر نیستــــــم
از من مخواه عاشـق شدن عاشقـــی سرابی بیش نیست
آن کس که از مـن ساختند جزسایه ایی ازخویش نیست
هرگــز بـرایــــم دل مـــده چشمــــــان خود را تر نکـن
این وضع پـــر آشوب من آشفتــــــه و بـدتــــــر نکـــن
هرگــــز نگویی خواهمت من دوســــــــتت دارم هنـوز
تو حیف هستی نازنیــــــن در پای بی مهـــــــرم نسـوز
سر مستـــی و دلـــــدادگی ازمن گذشتس خستـه ام
من از عمق رفاقت ها، من از لطف صـداقت ها، من از بازی نور در سینه بی قلب ظلمت ها نمی ترسم، من از حرف جــــدایی ها، مرگ آشنایی ها، من از میلاد تلخ بی وفــــــــایی ها می ترسم.
من از پروانــه بودن ها، من از دیــوانه بودن ها، من از بـازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم، من از هیچ بودن ها، از عشـــــــق نداشتن ها، از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم
…… ……
آرام باش، ما تا همیشه مال هم هستیم
آرام باش، ما تا همیشه مال همیم، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من، تو تا ابد در قلبمی، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم، جایی که همیشه آرزویش را داشتی، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت، تشنه ام برای بوسیدن لب هایت
بگذار لب هایت را بر روی لبانم، حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم، آرزو میکنم لحظه مرگم همین جا باشد، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپش های قلبت شاد است، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم، میدانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم
همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق، بی خیال همه چیز، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده
عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
…… ……
عشق من، دلم برایت تنگ می شود
دلم برایت تنگ می شود
گرچه اینجا نیستی
هر جا می روم
یا هر کار می کنم
صورت تو را در خیال می بینم
و دلم برایت تنگ می شود
دلم برای همه چیز گفتن با تو تنگ می شود
دلم برای همه چیز نشان دادن به تو تنگ می شود
دلم برای چشم هایمان تنگ می شود که
پنهانی به هم دل می دادند
دلم برای نوازشت تنگ می شود
دلم برای هیجانی که با هم داشتیم تنگ می شود
دلم برای همه چیزهایی که با هم سهیم بودیم تنگ می شود
دلتنگی برای تو را دوست ندارم
احساس سرد و تنهایی است
کاش می توانستم با تو باشم
همین حالا
تا گرمای عشق ما
برف های زمستان را آب کند
اما چون نمی توانم
همین حالا با تو باشم
ناچارم به رویای زمانی که
دوباره با هم خواهیم بود
قانع باشم.
همیشه با تو
————— پی نوشت ————-
سر به هوا نیستــــم
امــــا
همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم
حال عجیبـــی ست
دیدن ِ همان آسمان که
شاید “تـــــو”
دقایقی پیش
به آن نگاه کـــرده ای…!!!
…… …….
می خواهم این زخم همیشه تازه بماند
به حرمـــــت نان و نمکی که با هم خوردیم
نــــــــان را تو ببر
که راهـــــــــت بلند است و طاقتــــــــــت کوتاه
نمــــــــــک را بگذار برای من
می خواهم این زخم همیشــــــــــه تازه بمانـــــــد…
دنیا… دنیای غریبی است،
به یکی که دست می دهی… می دانی دیر یا زود، از دستش می دهی….
…… ……
من به همان چند لحظه ام قانعم! تو بیا…
دیدن عکسهایت، شنیدن صدایت، تکرار خاطره هاست!
خاطره هایی به رنگ سبز، به شیرینی لحظه های کنار تو بودن!
کاش دوباره خاطره ها تکرار شوند!
کاش دوباره در کنار هم بنشینیم و من از بی تابی و بی قراری دلم برایت بگویم.
راه رفتن در کنارت آرزوییست همیشگی!
گرچه دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی اما روزگار چنین نمی خواهد
و من به همان چند لحظه در کنار تو بودن نیز قانعم!
————————————————————————
تنهایی
بَرِ مرداب تنهایی
صدای پای آب می خواهم
نفس دیگر به تنگ آمد
نشسته روی سینه
کوه خاموشی
روان با تن به جنگ آمد
کجایی ساربان حالا؟!
صدای زنگ می خواهم!
روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی
با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست
ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی همتایت
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی
همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم
همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند
چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را
گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زیباست…
چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار تو
تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر
میخوانمت تا دلم آرام بماند
امشب دلم باز بی صدا شکست
امشب دوباره دلم بی صدا شکست
با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست
تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو
پرواز کرد و چون مرغی رها شکست
یک عمر من شکستم و با درد ساختم
اما کسی نگفت چرا بینوا شکست
ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه
کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست
امشب ستاره ها پی دلداری آمدند
اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست
باز به داد دلم رسی........ای کاش
امشب دوباره دلم بی صدا شکست!
.......
www.beheshtie2.blogfa.com

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .
اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .
اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .
اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .
اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .
گر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست .
به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟
به تو که روزی اشنا ترین لحظه هایم بودی!
سکوت خسته و قلب شکسته ام را ببین با من چه کردی؟
ایا تاوان عاشق شدن و عاشق بودن این است؟!
اگر چنین است پس نفرین بر عشق...
روزگار تنها شدنم را در جاده ی انتظار می گذرانم
نفرین به تو ای غریبه...
باز میان شقایق های سرخ گم خواهم شد
میروم تا شاید این بار غریقی را با خیلی از امواج
محبت به سوی ساحل مهربانیم بکشانم
چیزی بگو چیزی نخواهم گفت
سکوت های سر به زیر از کودکی با من است
و من این بار میخواهم عاقلانه ببینم نه عاشقانه...
سالها...
پنهانت کرده بودم
در سبزینه آن گیاهی که در
کالی احساسم روئیده بود
احساسم را کشتم
در هیاهوی نوبری بلوغ
و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم
خواستنم ریشه در ابدیت داشت
سالها...
من ندانستم تو
عشق از " گلشن امروز " میخواهی
و بودن از " خوشه الان " میچینی...
امکان هجرت تو
تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت
من پیشتر،دیده بودم
جرقه محال ماندنت را
در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم،
چون ماهی آزاد به جریان آب
نبودنت،
مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند
چقدر سنگین شده اند شانه هایم!
آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...
گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست.
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
عشق یعنی اینکه وقتی یه اس ام اس ازش میاد حتی قبل اینکه بدوونی چی نوشته لبخند میاد روی
لبت، همینکه یه لحظه بهت فک میکرده واست اندازه یه دنیا می ارزه
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
دوستي رو از زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي
جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه.....
بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم
كه وقتي از آب جدا ميشه مي ميره
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
دوست داشتنِ کسی که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردنِ کاکتوس می مونه
هر چی محکم تر بغل کنی
بیشتر آسیب میبینی ...
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته.
اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.
چون تلخترین شیرینی روزگاره
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
عشق ماندگار نیست....ولی ماندگار عشق است
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
براي اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و براي اداره کردن ديگران از قلبت
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
عشق مثله پنیر میمونه،
زیادش آدمو خنگ میکنه،
نرمالش فقط تا یک ساعت آدمو سیر نگه میداره،
هیچ کس هم بدونه پنیر نمرده . . .
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است.
عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است.
عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است.
عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
آلبرت انيشتن ميگه: عشق مثل ساعت شني مي مونه ، همون طوري كه قلب رو پر مي كنه ، مغز رو خالي مي كنه؟
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
بهترين و زيباترين چيزها در دنيا قابل ديدن و لمس کردن نيستند.
بايد آنها را با قلبتان احساس کنيد
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه
مهم نيست در عشق به وصال برسي,
مهم اين است که لياقت تجربه کردن
يک عشق پاک را داشته باشي
جملات کوتاه زیبا / جملات عاشقانه