سلام بعد دوسال یهو دلم خواست آپ کنم..... 

پیشاپیش عید همگی مبارک... 

امیدوارم سال94 سال خوبی واسه هممون باشه 

هیچ چیز اتفاقی نیست‎

این حس خوب دوست داشتنت

این نیازشدید با تـღ ـو بودن‎


این همه عاشقانه که بی اراده می آیند و شعرمی شوند‎

هیچ کدام اتفاقی نیست‎


اینها همه هستند تا تـღ ـو را بیشترداشته باشم‎

تـღ ـو یی که تنها سهم مـღ ـن ازاین دنیایی‎

تـღ ـو یی که برایم معنی عشقی‎‎


باز من و حسرت نگاهت ... لحظه های بی تو بودن ... چه تلخ است بغضی که گوشهایم صدای پدر میشنود اما چشمهایم نمیبیند ... دوستت دارم هایم انتها ندارد ... پــــــــــــــــــــــدر گفتن هایم پایان ندارد ... تا روز دیدارت غصه هایم تمامی ندارد ...

سه سال نبودنت گذشت...

سه سال از نبودن پدرم داره ميگذره ...

سه سالي كه هر روزش با دلتنگي گذشته  ...

دلتنگيهايي كه با گذشت زمان تلخ تر و تلخ تر شده  و حتي زمان نتونسته مرهمي براي دلتنگي هايم باشد.

آه پـــــــــــــــــــــــــــــدر ...

آه و هزاران آه ...

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر چشمانم به من گلایه میکنند .

. سینه ام دیگر تحملش تمام شده ...

پاهایم توان ندارد ...

همه و همه با من سر ناسازگاری دارند ..

تنها تو میتوانی کمکم کنی ... لحظه ای .. ثانیه ای ... یک آغوش .. یک نگاه ... یک بوسه ...




Photo: I miss my dad .


دخـــــتر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پــــــــــدرته...

دخـــــتر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پــــــــــدرته....

دخـــــتر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و بعدش دیگه از
هیچی نترسی

دستای مهربون و گرم پــــــــــدرته....

دخـــــتر که باشی میدونی همه دنیا پــــــــــدرته...
دخـــــتر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی ، چه کنارت باشه یا نباشه قویترین فرشته
 نگهبان زندگیت

پــــــــــدرته.....

هنوز مثل کوه ایستاده ای پشت من ...


همیشه حس میکنم که چقدر خوشبخت بوده ام که پدری مانند تو داشته ام ، من حسرت نمیخورم و فقط دلتنگ میشوم .


سومين سالي كه روز پدر ندارم

پدرم رفت ولی یادش هست و نگاهش باقیست
دور دست نظرم ،چهره او می بینم... او به من می خندد
یاد گرمای بغل کردن او می افتم...
کاش یک لحظه صدای نفسش باز آید
کاش بود و من هم،بوسه ای بر رخ او و تبریک...
روز بابا به تو تبریک پدر...
هر کجا هم باشی ،باز تبریک پدر

اخرين روزاي91

روزاي اخر سال

دلم باز تنگه ،بازم يه سال ديگه بدون بابا

نميدونم چي بگم

سال 91 رو دوست داشتم

سال خوبي بود   

اميدوارم سال92 هم سال خوبي باشه   

عيد همتون مبارك

براي باباييييييييي

می شنوی عزیز جانم

دلم می خواهد برگردی

دیگر بس است این همه دوری

تا به کی من حرف بزنم

و تو در قاب عکس به من نگاه کنی

می خواهم صدایت را بشنوم

دلم داشتنت را میخواهد..

دیگر بس است

تا به کی باید حسادت کنم

به دخترانی که پدرشان را

جلوی چشمانم بغل می کنند..

منم آغوش خودت را می خواهم

نه قبر سردت ..

می شنوی مهربانم

می خواهم کنارم باشی

برای همیشه..

آه..

چه آرزوی محالی

چه اندیشه پوچی

باید با این درد

سوخت و ساخت..

نباید لب گشود

از این اجبار طاقت فرسا ..

س از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم
با تو رازی دارم
اندکی پیشتر اَی..
اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش
زیر چشمی به خدا می نگریست
محو لبخند غم آلود خدا
دلش انگار گریست .
نازنینم اَدم!! ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید )
یاد من باش ... که بس تنهایم
بغض آدم ترکید ... گونه هایش لرزید
به خدا گفت :
من به اندازه ی ....
من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...
به اندازه عرش ..نه ....نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!
اَدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت
راهی ظلمت پر شور زمین
طفلکی بنده غمگین اَدم!
در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط
زیر لبهای خدا باز شنید
نازنینم اَدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !...
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش!
نازنینم اَدم .... نبری از یادم...!!


*

سرت را که روی سینه ام بگذاری


هیچ صدایی نخواهی شنید...


قلب من


طاقت این همه خوشبختی را ندارد

سرت را که روی سینه ام بگذاری  


هیچ صدایی نخواهی شنید... 


قلب من    


 طاقت این همه خوشبختی را ندارد

3dighe

for my love

هـــــــمین که عشق باشد آن هـــــــم در حوالی تو هر چقـــــــدر هم که پاییز باشد بــــــــــــــهاری ترین هوا سهم من است . . .!!!

يک قطره عشق به تو کنج دلـ ــــم را گرفته...

قطره ي چشمم حسرت وسعت دريايي تو را دارد پــــــــــــدر


همه ي عشـ ـقم را توي يک قطره مي ريزم


و از روي گــــ ـونه هايم راهي لبانم ميکنــ ـم

تا روي گونه هاي تو که از پشت قاب شيشه اي لبخند ميزني قرار گيرد


دوستتــــــ دارم پدر آســ ـماني من ♥




کنـارم هستیُ امّـا ، دلــم تنـگ میـشه هـر لحـظه... !!!

براي دوست داشتني ترينم

مـــرا به اسم کوچکـم که ... صدا می زنی! ..

لحن صدای تـــو ...

دوست داشتنی ترین .... صدای عـــالم است ..
مـــرا به اسم کوچکـم که ... صدا می زنی! ..
لحن صدای تـــو ...
دوست داشتنی ترین .... صدای عـــالم است ..

دوستت دارم بي نهايت

دوست داشتن

به تعــــداد دفعات گفـــــتن نیست

حسی است که باید بـی کلام هم لمــــــس شود.....!
Photo: ‎دوست داشتن
به تعــــداد دفعات گفـــــتن نیست
حسی است که باید بـی کلام هم لمــــــس شود.....! 

Goli...‎

لحظه ها رو با تو بودن...در نگاه تو شکفتن...حس عشقو در تو دیدین...بی تو خوبه من محاله...

به همین سادگ ی اتفاق می افتد می آید

و توی قــــلــــــبــــــت آرام می نشیند
 
و دیگر هیچکس را نمی بینی

حالا تـــــــــــــو

اسمش را هرچه می خواهی بگذار....


توکل یعنی :
اجازه دادن به خداوند ؛
که خودش تصمیم بگیرد !

تو فقط بخواه و آرزو کن ....

اما پیشاپیش شاد باش ،

و ایمان داشته باش که رویاهایت هم چون بارانی در حال فرو ریختنند ....

پیشاپیش شاد باش و شکر گذار !

چرا که خداوند نه به قدر رویاها ،

بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست ،

که می بخشد ... !!!

سفر به "اعماق آغوش تو"...

غرق شدن در زندگی بود...


...


نمی دانستم
سرنوشت ، ردپایم را دنبال خواهد کرد! ... .......................................

به چـشـمـهـایـت بگــو ...

نـگـاهـم نـکـنـنـد ...

بـگـو وقـتـی خـیـره ات مـی شـوم....

سرشـان بـه کـار خـودشـان بـاشـد ..... !

نـه کـه فـکـر کـنـی خـجـالـت مـی کـشـم هـا....

نـه !

حـواسـم نـیـسـت .....

عـاشـقـت مـی شـوم...

از صدای سکوت دلم خسته ام

گاهی دلم می گیرد

از آدم هایی که در پس نگاه سردشان
 
با لبخندی گرم فریبت می دهند

دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند


......و نوری که تاریکی می دهد

ازکلماتی که

چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند

دلم می گیرد از

نگاهی که

به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند

از دوستی که برایت هدیه دو بال برای پریدن می آورد

و بعد پرواز را با منفورترین کلمات دنیا معنی می کند

دلم می گیرد از چشم امید داشتنم به این

همه هیچ

گاهی حتی از خودم هم دلم میگیرد

ادمايي که پشت سرت حرف میزنن ،

یا آرزوشونه جات باشن و نمیتونن ،

یا آرزوشونه باهات باشن و نمیتونن

تنهايي يعني...

تنهایی یعنی آب هست......نان هست......ولی بابایی نیست که بیاره.
به سلامتی تموم باباهای دنیا ♥
تنهایی یعنی آب هست......نان هست......ولی بابایی نیست که بیاره.
 به سلامتی تموم باباهای دنیا ♥

از خواب پریدم

چشام پر اشک بود

بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد

بابایی تنها یادگاری از تو

عطرت روی پیراهنت بود

سر کشیدم بوی نبودنت رو ...

وقتی تنها نشسته بود و به ثانیه های از دست رفته زل زده بود
اشک هاش امون نمیداد که به عکس های روزهایی خوشیش نگاه کنه
از اون همه خوشی فقط یه عکس مونده بود
وای خدا جون چقدر غریب
چقدر تنها
یه دختر کم سن و سال که تموم فکرش این بود که یه کاری کنه خانوادش بازم از اون روزهای خوب داشته باشن
دختر بچه ای که شبا رو بالشت گریه میکرد و روزا واسه دیگران میخندید
میخندید تا بقیه نبینن کمر خورد شدش
تا نبینن قلب له شدش
خدایا این رسم زندگی نیست...
دخنرک خسته بود از نگاه های ترحم آمیز
از این همه دلسوزی کلافه بود
محبت های دوروغی
فقط واسه اینکه...
واسه اینکه اون پدر نداشت...
روزای خوشش تموم شده از وقتی که بابا جونش چشمای مهربونش بست
روزای خوبش تموم شده چون دیگه هر چی بابایی شو صدا میزنه کسی نیست که بگه جون بابا
کسی نیست که لوسش کنه
دختری که بابا نداشته باشه تنها ترین دختره
تنهاترین تنها..

خــودم هم نمی دانم چه از تو می دانـــم
اما همین بس که می دانم
هنوز طعـــم بی "پ د ر ی" را می چشم
هنوز هم اشک در چشمان کودکانه ام حلقه می زند
وقتی نام "پ د ر" را می شنوم هنوز هم حسرت آغوش تو را دارم ...

همین بـــس که می دانم
تمام داشته هایم را می دهم تا یک دم دست محبتـــت را بر سرم بکشی

گاهی کنار پنجره مینشینم و چشمی میان کوچه رهایِ تـــو میکنم
خیره به کوچه میشوم اما تو نیستی....
یادِ تو، یادِ مهر و وفای تـــو میکنم...

خود نامه ای برای خود مینویسم و آن را همیشه پست به جای تو میکنم
وقتی که نامه میرسد از سوی من به من ؛ میخوانمش و دوباره هـــوای تــــو میکنم

دلتنگي هاي  من فقط  براي بابامه

دلتنگے ها گاه از جنسـ اشکـ ـ اند


گاه از جنسـ ـ بغضـ ـ


گاه سکوتـ ـ مے شوند و خآموشـ میمآنند


گاه هقـ ـ هقـ مے شوند و کـــ ـشـ مے آیند


دلتنگے منـ براے تو امـ ـا...


عجبـ جنسـ غریبی دارد!