چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
ایسنا نوشت:
دانشمندان فسیل حیوان عظیمالجثه ماقبل تاریخی را کشف کردهاند که حدود 248 میلیون سال پیش، هنگام زایمان جانش را از دست داده بود.
فسیل Ichthyosaur به معنای «خزنده-ماهی» قدیمیترین نمونه یک خزنده آبی باستانی به شمار میآید که حین تولد فرزندانش جان باخته است.
اسکلت جزئی این حیوان در استان آنهوی چین یافت شد و بر اساس آن، یکی از نوزادان در درون بدن مادر بوده و نیمی از نوزاد دیگری در درون بدن مادر و حدود یک سوم آن نیز بیرون است. ژست سر جنین دوم نشان میدهد تولدهای زنده خزندگان Ichthyosaurs روی خشکی و نه در آب، آن طور که مطالعات پیشین مدعی شده بودند، صورت گرفتند.

این موجودات خزندگانی بودند که در عصر دایناسورها در اقیانوسهای زمین شنا میکردند و پس از آغاز زندگیشان در خشکی به درون آب میرفتند.
فسیل 248 ساله کشفشده توسط دانشمندان کالیفرنیا نشان میدهد وزن حمل یک ichthyosaur بر روی خشکی و نه در دریا تکامل یافته است.
جزئیات این کشف علمی در مجله PLOS ONE منتشر شد.
باستانشناسان با حفاری نزدیک اهرام جیزه در مصر یک شهر باستانی کشف کردند.
به گزارش گروه خواندنیهای خبرگزاری فارس، اهرام جیزه نام مجموعه اهرام تاریخی ساخته شده در دوران مصر باستان است که در حاشیه شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده است.
هرم بزرگ جیزه یکی از اهرام در مجموعه اهرام جیزه و تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان محسوب میشود. قدمت اهرام جیزه به سلسله چهارم مصر میرسد که نامهای آنها عبارتند از: هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور که خوفو بزرگترین آنهاست و یکی از عجایب هفت گانه است.
اگرچه زبان فارسی زبان رسمی ایران و زبان مشترک همه اقوام ایرانی است، اما در ایرانزمین که سرزمین اقوام متعدد است، میتوان خاستگاه زبانهای مختلف را نیز جستوجو کرد؛ زبانهایی که هرکدام از آنها در نقطهای از این مرز و بوم و حتا خارج از مرزهای کنونی ایران گویندگانی دارند و هویتی مستقل، اما همه فرزندان مادری مشترکاند و مانند یک خانواده در گذر از فراز و نشیب تاریخ، دگرگونی سرنوشتشان را تجربه کردهاند.
به گزارش ایسنا، در زبانشناسی تاریخی – تطبیقی برای مطالعه تاریخی زبانها، بر حسب قرارداد، دورههای زمانی ویژهای بر اساس تحولاتی که در زبانها صورت پذیرفتهاند، درنظر گرفته میشوند. برای مطالعه تاریخ زبانهای ایرانی هم سه دوره باستان، میانه و جدید قرارداد شدهاند.
دوره باستان از حدود سال 1000 پیش از میلاد، یعنی زمان تقریبی ورود ایرانیان به فلات ایران، آغاز میشود و تا سال 331 پیش از میلاد، زمان برافتادن امپراتوری هخامنشی، ادامه مییابد. در این دوره که بیش از شش قرن را به خود اختصاص میدهد، دولتهای ایرانی «ماد» و «هخامنشی» در سرزمین ایران آن ایام حکومت داشتهاند. دوره میانه از سال 331 پیش از میلاد، زمان انقراض حکومت هخامنشیان را تا زمان رسمیت یافتن زبان فارسی دری در دوره صفاریان به سال 876 میلادی دربر میگیرد. تاریخ سیاسی – اجتماعی این دوره شامل حکومت «سلوکیان»، حکومتهای ایرانی «اشکانیان» و «ساسانیان» و انقراض امپراتوری ساسانیان به دست اعراب مسلمان میشود و تا تأسیس نخستین حکومتهای ایرانی در دوره اسلامی ایران ادامه مییابد. دوره جدید هم از زمان تأسیس حکومت «صفاریان» به سال 876 میلادی تا امروز را شامل میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، حاج آقا بابا بیگ متولد 1212 هجری شمسی در نمین در اواخر عمر به فرزند خود امیر حسین بیگ وصیت می کند که دیوان اشعارش را به خرج خود به دست یکی از خوشنویسان ماهر بسپارد. در این نامه به فرزند تاکید شده ترتیبی اتخاذ شود که زحمات عاشقانه و خالصانه وی به هدر نرود.
تاکید آقا بابا بیگ در خوش خط بودن و ترکیب مناسب صفحات توسط فرزند دیگرش قلیخان اطاعت می شود. تا جایی که دیوان شعری با نام" تصنیف العوام" به دست خوشنویس زبده محمد علی موسوی نمینی در 360 صفحه به خط نستعلیق گردآوری می شود.
با وجود اینکه پایان تحریر کتاب تاریخ 1332 هجری قمری را نشان می دهد، از آن زمان تاکنون گمنامی این دیوان شعر موجب شده است راز حاج آقا بابا بیگ که بعدها به نام معینی شناخته می شد مسکوت مانده و کتاب شاعر تاکنون مجال چاپ نیابد.
محققان اسپانیایی با بررسی دیانای دو اسکلت باستانی که در مناطق مرتفع کوهستانی شمال این کشور کشف شدهاند، موفق به بازسازی چهره یک غارنشین عصر حجر با ژنهای اروپایی و آفریقایی شدند.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، باستانشناسان در سال 2006 میلادی در غار La Brana-Arintero در شمال شرق اسپانیا، دو اسکلت تقریبا سالم کشف کردند؛ هر دو اسکلت متعلق به 7000 سال قبل و مربوط به دوره میانسنگی (Mesolithic) هستند.
با توجه به وضعیت بهتر اسکلت اول (La Brana 1)، دیانای گرفته شده از دندان مورد بررسی قرار گرفت که نشان میدهد، این مرد غارنشین اروپایی دارای مو و پوست تیره با چشمانی آبی بوده است.
پروفسور «چارلز لالوئز فاکس» سرپرست تیم تحقیقاتی موسسه زیست شناسی تکاملی بارسلونا تأکید میکند: La Brana 1 ترکیبی از دو نژاد اروپایی و آفریقایی است؛ تحول نژادی انسان مدرن حتی پس از ترک آفریقا نیز ادامه داشته و این مسئله منجر به تغییر رنگ چشمان شده است.
همچنین شباهتهای ژنتیکی بین La Brana 1 با ساکنان اسکاندیناوی بویژه سوئد و نروژ و اجداد ساکن در سیبری در 20 هزار سال قبل مشاهده شده است.
نتایج این تحقیقات بصورت آنلاین در مجله Nature منتشر شده است.
انتهای پیام
دو پارک غواصی ویژه برای بازدید از سایتهای باستانی زیرآب دریونان، به زودی به روی گردشگران بازمیشود. این دو پارک زیرآب به بازدید کنندگان امکان میدهد که از کشتیهای شکسته باستانی و آثار باستانی مرتبط به آن بازدید کنند.
فرهنگ ایران در آسیای صغیر از زمانی نفوذ پیدا کرد که ترکان سلجوقی بر قسمتی از آن تسلط یافتند. زبان فارسی پس از چیرگی سلجویان و دستنشاندگانشان بر آسیای صغیر، زبان رسمی آن سامان گردید و محاوره و کتابت به زبان فارسی درآمد.
آنچه کمتر مورد توجه و امعان نظر قرار گرفته سهمی است که زبان فارسی در تکوین و شکلیابی میراث فرهنگی مشترک جهانی دارد و نقشی است که در تکمیل و توسعهی آن ایفا کرده است. ایرانیان به تدریج پس از اسلام، خط پهلوی را به دست فراموشی سپردند و از قرن سوم به بعد مجدداً به زنده کردن زبان مادری خود همت گماشتند. فارسی را با الفبای عربی نوشتند و در عین حال، شعر خود را در قالب شعر عرب و اوزان عربی که با آن آشنا و مدتها با آن زبان شعر سروده بودند، ریختند.
شعر فارسی، که در حدود قرن دوم هجری از عربی تقلید شده بود، در مدت دو قرن به قدری رشد کرد که از شعر عربی پیش افتاد. در خلال این احوال، ایرانیان موفق به اختراع مثنوی و رباعی گردیدند و به وسیلهی این دو وزن جدید شعر، ناگهان دامنهی شعر وسعت فوقالعاده یافت و در همان قرن چهارم، شاهنامهی فردوسی و رباعیات ابوسعید ابوالخیر و حکیم عمر خیام را به وجود آورد و با تکمیل غزل توسط حکیم سنائی، این همه آثار بدیع به صورت اشعار عرفانی پدید آمد.
اگر از نواحی فرغانه و اطراف کاشغر رو به مغرب و جنوب غربی تا کنارهی دریای سیاه و مدیترانه برسیم، با همهی اختلافات فاحشی که از حیث اوضاع و احوال زمینی و اقلیمی و زبانی و نژادی میان ملل و ممالک واقع در این منطقهی پهناور وجود دارد، مشاهده میکنیم که نوعی اشتراک معنوی و ادبی در طرز تفکر و آداب عمومی و آیین و امثال و حکم این اقوام وجود دارد که موجب حیرت و تعجب است.
تا قبل از انقلابات و تحولات ناشی از انقلاب اکتبر روسیه و حاکمیت نظام اتحادیهی جماهیر شوروی، در شهرهای فرغانه، سمرقند، بخارا و تمام ولایات ترکستان غربی و شرقی، تعلیمات به هر دو زبان ترکی و فارسی صورت میگرفت و ادبیات ایرانی تا قسمتهای غربی تبت نفوذ داشت.
زبان فارسی تنها ابزار ارتباطات بینالمللی در سرزمین قفقاز، جلگههای جنوبی روسیه، سواحل شمالی دریای سیاه و بخش عمدهای از سرزمینهای واقع در شمال دریای مدیترانه بود که وجود یک فرهنگ لغت سه زبانهی فارسیـقومانـلاتین تدوینشده در حدود سال720ق و نیز مکاتبات فرمانروایان مغول و ترک با پادشاهان اروپا گواهان مکتوب آن هستند. به طور کلی، شبهقارهی هند، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان، عراق و ترکیه، قفقاز، اروپا و ملل عرب، کموبیش تحت تأثیر زبان فارسی قرار داشته و دارند.
ظهور سلسلههای ایرانی طاهریان در خراسان و صفاریان در سیستان، خبر از آغاز شکوفایی فرهنگ ایرانی در جهان اسلامی میداد. یعقوب لیث، مؤسس سلسلهی صفاریان نخستین کسی بود که خواستار سرودن شعر به زبان فارسی شد و اظهار داشت وقتی زبان عربی نمیدانیم سرودن اشعار عربی موضوعیتی ندارد. با این وجود، هیچ حکومتی بسان پشتیبانی دستگاه حکومتی سامانیان از زبان فارسی نبود.
سامانیان که بر خراسان و ماوراءالنهر و بخشهایی از ایران و افغانستان کنونی حکم میراندند، بنا به انگیزهی سیاسی و فرهنگی، از جمله رقابت با خلافت عباسیان در بغداد، بیشترین حمایت را از نشر و گسترش زبان فارسی داشتند.

کشف اسکلت یک زن وشوهر متعلق به3500 سال پیش، در یک گور که همدیگر را در آغوش گرفته بودند دانشمندان را شگفت زده کرد.
به گزارش ایسنا، شفقنا به نقل از روزنامه دیلی میل چاپ بریتانیا نوشت: تیمی از دانشمندان باستان شناسی روسی موفق به کشف گورستانی شدند که به دوره برنزی برمیگردد. این گور متعلق به اجساد یک زن و شوهر است که گویا در حالی که همدیگر را در آغوش گرفتند، از دنیا رفتهاند.
این تیم مجموعه پژوهشهایی را درحدود 600 گور باستانی که به 3500 سال قبل از میلاد برمیگردد در روستای ستاری تاتای، انجام میدادند و در همین حال دهها گور را کشف نمودند که هر کدام از آنها یک اسکلت مرد و یک اسکلت زن در خود دارد و آن دو طوری روبهروی هم قرار دارند که به صورت یک صحنه رمانتیک و عاشقانه دستان همدیگر را گرفتهاند واین صحنه دانشمندان را شگفتزده کرده است.
در ادامه این گزارش برخی از فرضیهها دراینباره مطرح شده و به بررسی دلیل دفن شدن زن و شوهرها درکنار یکدیگر پرداخته است. برخی از کارشناسان معتقدند که آداب و رسوم این مردم اقتضا میکرده که زن پس از مرگ در کنار شوهرش دفن شود. برخی دیگر نیز بر این باورند که آنان برای آرامش مرد در گور و کم کردن وحشت وی، زن را درکنارش به خاک میسپردند.
پروفسور فاتیسلوف مولودین، مدیر بخش تحقیقات دانشکده آثار باستانی و نژادشناسی دانشگاه علوم روسیه نیز به نوبه خود گفت: «ما هنوز به دلیل اصلی دفن شدن زن در کنار شوهرش پی نبردهایم و امیدواریم با معاینات پزشکی هستهای وانکولوژی نمونههایی از اسکلت، بتوانیم این پدیده شگفتانگیز را بیشتر تفسیر کنیم ».
وی درهمین رابطه تاکید کرد: این تیم برخی از گورهایی را کشف کرده است که یک مرد و یک کودک در آن دفن بودهاند و نیز گوری پیدا شده که یک زن و یک کودک را درخود جای داده است و این باعث افزایش تعجب پژوهشگران و رد برخی از فرضیات پیشین در رابطه با این پدیده شده است.
انتهای پیام
قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: با فراگیر شدن و رشد زندگی صنعتی، اندک اندک مشاغلی که زمانی برای خود جایگاهی دارا بودند به بوته فراموشی سپرده شدند مشاغلی که روزگاری باعث نام و آوازه ی خانواده ای می گردیدند، در کوتاه مدتی تبدیل به عاملی برای کسر شأن و سرشکستگی افراد و از این رو به مرور زمان و رواج فرهنگ غرب به انزوا رانده شدند.
مردی
که سالیان سال همه را فریب داده بود نصوح نام داشت. نصوح مردى بود شبیه
زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندام زنانه داشت. او مرد شهوتران
بود و با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد. هیچ کسى از
وضع نصوح خبر نداشت، او از این راه هم امرارمعاش می کرد و هم ارضای شهوت.
نصوح چندین بار به حکم وجدان از کارش توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.
او دلاک و کیسه کش حمام زنانه بود. آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند.
آوازه ی صفاکاری نصوح تا کاخ شاهی آن شهر رسیده بود و روزى در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد. دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد. از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت.
در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیهای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژههای پرشیا، پرس و پرسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.
به گزارش تاریخ ایرانی، تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین میشناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقهای از روشنفکران باستانگرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقیزاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند.
سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد. این پیشنهاد در دیماه ۱۳۱۳ شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت. این تصمیم بعد از ۷۶ سال هنوز هم محل مناقشه است. مخالفان این تغییر معتقدند که ایران نمیتواند آن بار معنایی، فرهنگی و تمدنیای را که در اصطلاح «پرشیا» نهفته است و غیر ایرانیان از دیرباز با آن آشنایی دارند، منتقل کند.
گروهی معتقدند که رضاشاه فقط به دلیل سیاسی برای تثبیت حکومت اقتدارگرایانه خود چنین تصمیمی گرفته است. این دسته از تحلیلگران میگویند اصل اقدام را باید متوجه جمعی از نخبگان فرهنگی و سیاسی آن دوره از جمله افراد ذکرشده دانست که در اقتدار حکومت رضاخانی منافع خاص خود را نیز جستجو میکردند.
تا کمتر از 100 سال قبل نه خبری از سجل و شناسنامه بود، نه سازمانی که تولد و مرگ و ازدواج و طلاق را ثبت کند. به جای آن، روحانیون، ریش سفیدان محله یا بزرگان قوم بودند که تا قبل از رواج شناسنامه به سبک اروپایی ها، وقایع تولد را در کتاب های مقدس ثبت می کردند.
اما با توسعه شهرها و روستاها و افزایش جمعیت کشور نیاز به سازمان و تشکیلاتی برای ثبت وقایع حیاتی در دولت وقت احساس شد و به تدریج فکر تشکیل سازمان متولی ثبت ولادت و وفات و حتی صدور شناسنامه برای اتباع کشور قوت گرفت. به طوری که ابتدا سندی با 41 ماده در سال 1297 هجری شمسی به تصویب هیات وزیران رسید و ادارهای به نام سجل احوال در وزارت داخله (کشور) وقت به وجود آمد؛ بعد از تشکیل این اداره اولین شناسنامه به شماره 1 در بخش 2 تهران در تاریخ 3دی ماه 1297 هجری شمسی به نام سارا ایرانی صادر شد.



به گزارش روابط عمومی و مرکز اطلاع رسانی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل، محسن نوروزوند با بیان این مطلب گفت: درحال حاضر مطالعات بافت تاریخی و مستندنگاری محله قاجاری ارمنستان اردبیل انجام شده است.
وی با اشاره به بررسی الگوهای پیشنهادی سیما و منظر شهری این محله به عنوان یکی از راهکارهای مرمتی، بیان داشت: در طرح مطالعات محله ارمنستان، الگوی های ساماندهی و احیای بافت نیز ارائه شده اند.
نوروزوند از جمله آسیب شناسی های انجام شده به آسیب شناسی منظر، مسیرهای حرکتی، گذرگاه ها و ارتباط پلاک ها با یکدیگر اشاره کرد و افزود: طراحی پلان های پیشنهادی برای بناهای نوساز موجود در بافت، بدنه سازی شهری نماها و تأمین فضای مورد نیاز در بافت از جمله فرهنگی، آموزشی، خدماتی، در مانگاه و ... از دیگر راهکارهای مرمتی این بافت است.
وی هدف از تهیه طرح پژوهشی محله ارمنستان را مطالعه، شناخت و معرفی بناهای موجود و مرمت بافت محله عنوان کرد و اظهار داشت: همچنین توجه به تأسیسات و تجهیزات شهری به عنوان مثال نحوه دسترسی به بافت توسط وسایل نقلیه در راهکارهای مرمتی دیده شده است.
این پژوهشگر، وجود هشت بنای تاریخی چون بازار مسگران، مدرسه جعفر اسلامی، خانه مروج، صمدی و صدرالممالک و کلیسای حضرت مریم واقع در مرکز محله را از جمله شاخص های بافت تاریخی محله ارمنستان برشمرد و تصریح کرد: محله ارمنستان در خیابان سی متری مابین عالی قاپو و بازار در امتداد محور راسته مسگران واقع شده است.
