پروانه های خشكت را وقتی نشانم دادی،
از دوست داشتن بیش از اندازه تو ترسیدم ... !!!
(حسین پناهی)
۱۴ مرداد ۱۳۸۳
روزی كه حسين پناهی را از ما ، از دنيا ، گرفت ..
پروانه های خشكت را وقتی نشانم دادی،
از دوست داشتن بیش از اندازه تو ترسیدم ... !!!
(حسین پناهی)
۱۴ مرداد ۱۳۸۳
روزی كه حسين پناهی را از ما ، از دنيا ، گرفت ..
ای ماه سر به مهر
سر از سجده برندار
تیغی طمع نموده که شقــ القمــر کند ... ///
+ بــه العفــو، امشــب بــه در کــوفتــم
بــه الغــوث ، شــایــد کــه کــاری کنــد
جمع تو با من
تفریق من از دنیا ... !!!
امروز یه صفحه دیگه از کتاب زندگیم ورق خورد ..
تولدم مبارک
جهــان که فاصله ای نیست !
تا ماه پیاده مــی روم
اگر آنجا خانه ات باشد ... !!!
از دیدنت بال در آوردم
عمق چشمانت را
پیاده نمی توان پیمود ... !!!
چــــه فرقــی می کند کجا باشم !؟
منـکه
جز تـــو
چیــزی نمــی بینم .... !!!
کی می شود به نام تو
تحویل سال ِ من ... ؟!!
:. یکساله شده اند، نوشته هایم !
مـن ،
بهـار مـی شــوم !
تـو ،
تنـم را پـر از شکـوفـه کـن ... !!!
لبهـایت
بوی سیــــــب مـی دهـد