مدیر سایت :

سلام به همه دوستای گلم 


ممنون از اینکه به وبلاگم سر زدین


               فقط نظر لایک یادتون نره                               

هرروز سر بزنید این وب هرروز آپ میشه


%20%20~1.jpg

تقدیم به شما


9999999999999999999999999999999999999999999
9999999999666699996699966999999999999999999
9999999999699699996699966999999966996699666
9999666666666699996699966999999966996699666
9999669999999999996666666666666666666666666
9999669999999999999999999999999999999999999
9999669999999999999999999999999999999999999



99666999999666999999666996666666996666699999666669966666699 699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699 699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699 699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699 699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996 699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666


شماره های بالا را انتخاب كنید


                 (همه ی شماره ها رو آبی کنید با موس) 


                         بعد Ctrl + F را بزنید


                        بعد شماره ی 9 را بزنید

و حالا Ctrl + Enter را بزنید.

   

تقدیم به همه ی خواننده های این وبلاگ  


حتما انجامش بدین     

کتاب

اگر یک جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.
 اگر دو جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.
اگر سه جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.
اگر چهار جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.
 اگر پنج جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.
 اگر شش جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.
 اگر هفت جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.
 اگر هشت جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.
 اگر نه جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.
 اگر ده جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.
 اگر صد جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.
 اگر هزار جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می روید.

برگشتن به خاطرات نوجوانی

سلام دوستان گلم 

خیلی وقته که به وبلاگم سر نزدم 

امشب یهو به سرم زد سر بزنم خیلی دلم براتون تنگ شده 

با دیدن وبلاگاتون تمام خاطراتم زنده شد 

به خیلیاتون سر زدم کامنت گذاشتم خیلیاهم وبلاگشون پاک شده بود 

درکل اگه پست اخرم یا کامنتامو دیدین سر بزنید خوشحال میشم 

اینم ایدی تلگرام و اینستامه 

خواستین سر بزنید

Mahdi_mahmoudi_21@

خانمها ميبخشند ولي فراموش نميكنند

داستان خيلي قشنگيه حتما بخونيد 

همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم. بعد از مدتی که از ازدواج ما گذشت، دخترخاله همسر بدلیل نداشتن تفاهم، از همسرش جدا شده بود و حالا شده بود یک زن آزاد !!!

همسرم عادت داشت که بعد از سرکارش و تعطیلی مغازه، با رفقای باب و ناباب جمع شوند و الواتی کنند و من هر شب تا نیمه شب منتظر او بودم. گاهی شام خورده بود و گاهی نه و من فقط سکوت میکردم.

وضع مالیمون بد نبود و دو طبقه خانه داشتیم. طبقه بالا اتاق خوابها و حمام و طبقه پائین آشپزخانه و پذیرائی … تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم و … بالا رفتم و در اتاق خوابمان را باز کردم و صحنه ای دیدم که امیدوارم هیچ زن متاهلی نبیند.همسرم و دخترخاله اش.

چیزی نگفتم و … تمام توفانی که در درونم برپا شده بود را کنترل کردم و سریع پائین آمدم. بفاصله ی کمی همسرم و دخترخاله پائین آمدند و مثل موش تا آخر مهمانی هردو با ترس و لرز در گوشه ای نشسته بودند. مهمانی تمام شد و من با کنترل بسیار خیلی عادی جشن را ادامه دادم و انگار نه انگار.

حالا بقیه داستان از قول آقا: اصلا فکر نمیکردم در آن شلوغی مهمانی همسرم ببالا بیاید و مچ ما را بگیرد. شرایط خیلی بدی بود. سریع لباس پوشیدیم و با فاصله آمدیم پائین تا جلب توجه نکنیم. هرآن منتظر برپائی طوفان عظیمی از جانب همسرم بودم. اما انگار نه انگار که این زن چه دیده. جشن را با روی خوش ادامه داد و با مهربانی بمن هدیه داد و بقیه هدیه دادند و کم کم مهمانهای دورتر که میرفتند و پدر مادرهایمان فقط مانده بودند، هرآن منتظر بودم تا همسرم دیده هایش را بیان کند.

دخترخاله که سریع بعد شام و کیک رفت و همسرم خیلی عادی با او برخورد کرد. هرچه تنهاتر میشدیم ترسم بیشتر میشد اما خانمم انگار نه انگار !!! پدر و مادرم رفتند و قبل آنها هم پدر و مادر و برادر همسرم.

از بدرقه که برگشتم دیدم همسرم مشغول جمع و جور کردن پذیرائی و جمع کردن بشقابهای پیش دستی و … بود. کمی کمکش کردم و باز منتظر طوفان بودم. خیر خبری نبود رفتم خوابیدم … مگر خوابم میبرد همسرم آمد و بعد چند دقیقه خوابش برد اما من تا صبح دنده به دنده میشدم. فردا صبح، شنبه بود و سرکار رفتم. همسرم هم طبق معمول صبحانه ام را آماده کرده بود و بزور دو لقمه ای با چای قورت دادم و دیدم قابلمه ای از غذای شب گذشته برایم گذاشته بود و گفت که دیگه مجبور نشی ناهار بری بیرون و من تشکری کردم و بیرون زدم.

دوستانم وقت ناهار از دستپخت همسرم خوردند و چقدر تعریف کردند و من حس خوش و ناخوش بدی با هم داشتم. آخر شب کمی زودتر از پیش رفقا برگشتم و دیدم مثل همیشه همسرم منتظر من هست تا باهم شام بخوریم. سفره رنگین تر بود و بازهم فردا قابلمه غذا و … من منتظر دعوا بودم و او انگار نه انگار که …

شب باز کمی از شب قبل زودتر برگشتم و … همسرم روزبروز محبتش را بیشتر میکرد و من اسارت بدی را تحمل میکردم … منتظر بودم تا دعوا را شروع کند و من بتوانم برخش بکشم که اورا از اول دوست نداشتم و عاشق دخترخاله ام بودم و هستم و … ولی انگار نه انگار …

 

 

رویم نمیشد چندان نگاهش کنم ولی کم کم شجاعت پیدا کردم و یک شب سیر نگاهش کردم و تازه زیبائیهای همسرم را دیدم … شبیه دخترخاله نبود اما زن بود با همه زیبائیهای زنانه اش … اما من مغرور، مرد بودم ! مگر میشد اسیرم کند؟ در برابر خیانت من،نه تنها برویم نیاورده بود بلکه سعی میکرد هرچه بیشتر محبت کند. شبها زودتر و زودتر بخانه می آمدم و متلک های دوستان را بجان میخریدم و میگفتم : آره بابا من مرغم.

یک شب که دیگه بریده بودم رو به همسرم کردم و گفتم : تو پدر منو درآوردی! تو اعصابمو خرد کردی! تو …پس چرا دعوا نمیکنی؟ چرا سرزنشم نمیکنی؟ بجاش بهم محبت میکنی که چی؟

همسرم سرش پائین بود و گفت که حتما کمبودی از طرف من داشتی که بطرف دخترخاله ات کشیده شدی! من سعی کردم که کمبودهای گذشته را جبران کنم !همین! خرد شدم و شکستم … من کجا بودم و او کجا…

بعد از آن شب دیگر سراغ دخترخاله ام نرفته بودم و از او خبری نداشتم ولی ناخودآگاه او را با همسرم مقایسه کردم و طلاق او را و …

همسرم موفق شد از من مردی بسازد که همه جوره چاکر زنش هست و ازینکه بهش زن ذلیل بگن، ناراحت نمیشه و افتخار میکنه ذلیل همچین زن توانائیه که آبروی مردشو خرید.

خانمها میبخشند ولی هیچوقت فراموش نمیکنند! 

 

افرین به خودم

طرف امتحانشو به جا20شده19/75

زانو غم بغل گرفته
یه هفته اس از اتاقش بیرون نیومده
اعتصاب غذا کرده
با هیشکی هم حرف نمیزنه
.
.

.

.

.

.

.

.

اون وقت من،به تنهایی معدل کلاسو سه چار نمره میارم پایین
افتخارم میکنم تازه

من اومدم

سلام به همه ی دوستای گلم 

همون طور که گفته بودم بعد کنکور میام اومدم چقد خوش قولم من خخخخخ

ممنونم از کسانی که نظر گذاشتن 

من دگ حرفی ندارم منتظر پستای جدیدم باشید 

دوستتون دارم [قلب]

اثبات دوست داشتن


اثبات دوست داشتن فقط حرف های عاشقانه نمی خواهد !
یک دل ساده می خواهد و یک دنیا مهربانی !
وقتی ثانیه های عمرت را خرج نگاه مهربانش کردی، خرج خنداندن و شاد کردن دلش...
آنوقت عاشقانه ها می شود شانه هایت !
همانجایی که حاضرست جان دهت، وقتی که سر می گذارد...

درد دلتنگي


نه فرهادم که از شدت دلتنگی دل کوه بشکافم
نه مجنونم که توان آن داشته باشم سر به بیابان بگذارم!
تمام این دلتنگی ها را همین جا در قلبم فرو می ریزیم و در اشک هایم خلاصه می کنم!
نمیدانی چه دردی دارد و چه سخت است، تیشه به دل کوبیدن و
آواره شدن در هیچ مکانی و هیچ بیابانی...

دوست دختر

          

تولدم مبارک !!!!!!!

سلام دوستان خوبم 


امروز تولدمه 


خودمم داشت یادم میرفت


ولی از شانش بدم امروز امتحان فیزیک دارم 


واسه همین یادم رفت یک ساعت دیگه باید برم سر جلسه امتحان


!!!!!!!!!!منتظر کارت شارژما !!!!!!!!! 


خخخخخ


تولدم مبارک 


مسی

        .jpg

                                                    لایک = تو روح هرچی ادم فروشه

قرار نیست

به این نکته توجه کنید لطفا: ... هرکسی میخنده قرار نیست بی بندو بار باشه هر کسی باشما راحته دلیل نمیشه تنش بخواره هرکسی شوخی میکنه به این معنی نیست که از شما خوشش میاد هر کسی به شما احترام میذاره وقتی ادش کردین شما رو اد میکنه قرار نیست دوست دختر یا دوست پسر شما باشه اینجا مکان دوست یابی نیست اینجا یه فضای دوستانه هست اینجا جمع شدید تا زندگی سخت رو آسون بگیریم یه مقدار بخندیم و شاد باشیم پس لطفا این فضای دوستانه رو به موارد بالا تبدیل نکنید... کپی الزامیستLike

نویسنده

توجه                                                                          توجه

سلام دوستان خوبم 

من دنبال یه نویسنده میگردم 

فقط تا پایان دی ماه 

اگه بتونه این وبو تو مسابقه ای که میگم اول کنه 

پول خوبی بهش میدم 

من نتم تموم شده واسه همین دنبال نویسنده میگردم 


سرگرمی 


یلدا

سلام دوستان عزیز 

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سلامتین 

دوستان من فردا امتحان دارم فقط اومدم یلدا رو بهتون تبریک بگمو برم 

شب یلداتون مبارک 

دوستون دارم 

بای

چرا همش به سلامتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


            hgx.jpg  


                                                                 لایک = تو روح نامردا 

مخاطب خاص داره


ادامه نوشته

پسر نیستی .....

               photoblogimage.jpg

محرم

0.954564001291695898_irannaz_com.jpg

عيد قربان مبارك

عيد قربان مبارك 


15837594358986217517.jpg

اگه جنبه داري كليك كن

اگه جنبه نداري نرو ادامه مطلب

ابتكاري از بچه هاي سوم رياضي

دوباره گذاشتم
 
برداشتم
 
خخخخخخخخخ
ادامه نوشته

...

به اين وبم سر بزنيد 


.mahdi17.limooblog

com

ممنون

اطلاع رسانی

. ﻫﺸﺪﺍﺭ!!! ﻫﺸﺪﺍﺭ!!!! ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﺧﯿﺮﺍ ﯾﮑﺴﺮﯼ ﺍﺩﮐﻠﻦ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺧﻮﺷﺒﻮ ﺑﻨﺎﻡ ﺍﺩﮐﻠﻦ ﻻﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺯ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﺍﺋﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺸﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺷﻤﺎ ﻇﺮﻑ ﻣﺪﺕ 5-4 ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ . ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﻢ ﻣﻬﻠﮏ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﺘﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻭ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﺪ ﻟﯿﻨﮏ ﺧﺒﺮ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﺖ ﺗﺎﺑﻨﺎﮎ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ . ﺗﺎ ﺑﺤﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺟﻮﻥ 70 ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ . ﭘﺲ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺭﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻟﻄﻔﺎ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﮕﺰﺍﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﻭﻧﻦHiiiiisssss..... 18:18

اطلاع رسانی

سلام دوستان من تصميم گرفتم نتو ترك كنم 

خوبي بدي ديديد حلال كنيد 

دوستتون دارم 

باي 

دعاي از بين رفتن غم ها

   b90f689b1567.jpg

اينم من

اينم من در درياي خزر 

ادامه نوشته

شما قضاوت كنيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

قضاوت با شما ، حق این دانش آموزصفر است یا بیست؟! درکدام جنگ ناپلئون مرد؟ در آخرین جنگش ............... ........... اعلامیه استقلال آمریکا درکجا امضاشد؟ در پایین صفحه... علت اصلی طلاق چیست؟ ازدواج... علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟ امتحانات... چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟ نهار و شام ... چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟ نیمه دیگر آن سیب ... اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟ خیس خواهد شد... یک آدم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟ مشکلی نیست شبها می خوابد


لايك =20 

اطلاع رسانی

شرمنده دوستان گلم مسافرت بودم نميشد نظراتتونو جواب بدم 

دمتوووووووووووووووووووون گرم واسه نظراتتون

بازم مرسي كه سر زديد

تنهايي

         photoblogimage.jpg

                                         

                                           بزن لايكو به سلامتي هر چي تنهاست     

...

          ;k.jpg