90
سلام
به خاطر یک سری دلایل شخصی آدرس وبلاگم رو عوض کردم
تا اونجا که یادم بود به همتون آدرس رو دادم
اگر کسی رو یادم رفته خودش بهم بگه تا آدرس و رمز رو بهش بدم
سلام
به خاطر یک سری دلایل شخصی آدرس وبلاگم رو عوض کردم
تا اونجا که یادم بود به همتون آدرس رو دادم
اگر کسی رو یادم رفته خودش بهم بگه تا آدرس و رمز رو بهش بدم
میخواستم فردا برم ببینمش
کلی ذوق داشتیم واسه اینکه دستای همدیگرو بگیریم
انقدر اصرار کردم تا از زیر زبونش کشیدم سورپرایزش چیه
واسم گوشی خریده
میدونه گوشیم رو از دست دادم و گوشی دوستم دستمه
اما یک اتفاقی توی خونه افتاد که دارم دق میکنم
انقدر خجالت زده ام که حتی نمیتونم اینجا بنویسم چه اتفاقی افتاده
دعا کنید تا فردا مشکلم حل شه
برم حسین رو ببینم
دلتنگشم شدید
داریم واسه همدیگه پرپر میزنیم ![]()
اینم از عکسی که قول داده بودم
تعدادش زیاده امیدوارم توی باز شدنش اذیت نشین
حوصله نداشتم عکسا رو درست کنم همینجوری الکی کات کردم
راستی عکسا رو سیو نکنید و رمز رو به کسی ندید
چون هیچ وقت نمیبخشمتون و مدیون میشین
توی اکثر عکس ها من ابروهام رو برنداشتم و قیافه ام خیلی بد شده
مدیونین اگه به این پاچه های بز بخندین![]()
دیگه شرمنده عکسای موجود در لپ تاپ همین ها بود
بعدا عکسایی که توی آتلیه گرفتم رو هم شاید بذارم
راستی بهم بگید کدوم عکسا خوبه؟
اصلا قیافم با حدسیات شما یکی بود؟چقدر فرق میکرد؟
خدایی نظر واقعیتون رو بگید
رمز:همون رمز پست های تزئینی
کسایی که ندارن بیان بگن
من یه کاسکو دارم که واقعا بلا شده
خودشم همش میگه به خودش که وای چه بلا شدی
از دست تو ![]()
امشب داشتم با شیرین حرف میزدم و نزدیک قفس این بودم
اینم هی میگفت بیا یه بوس بده
منم اهمیت نمیدادم
یهو دیدم یه چیزی پرید روی گردنم و بعدم اومد نشست روی شونم
بعد هی گفت بدو بدو
بازم من اهمیت ندادم
شروع کرد موهام رو شونه کردن با نوکش
منم همچنان داشتم با شیرین حرف میزدم
به شیرین چای تعارف میکردم
که این کاسکوی شکموی من دید
بالاش رو باز کرد شروع کرد به گفتن بده
منم دعواش کردم
از اونجایی که این جونور کم نمیاره
یه گاز گنده از گردنم گرفت
بعدم کلش رو کج کرده
میگه آفرین آفرین
یعنی دلم میخواد قورتش بدم بس که شیطون ِ
اینم ۲ تا از عکساش:
![]()
![]()