
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد…
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم…
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود…
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی…
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک…
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی
گاهی اوقات دلت انقد میگیرد که نگو
در این گاهی اوقات دلت میخواهد کسی باشد
بگوید چرا انقد دلت گرفته است من هستم
اما من به یادندارم این جمله رو از کسی شنیده باشم
امروز هم از اون گاهی اوقات است که دلم بدجور گرفته است
کاش میشد با تک تک دانه های اشک وتک تک کلماتی که مینویسم ارام شوم
اگر بعد از تمام شدن اینها ارام نشوم چه باید کنم
یادم افتاد باید پناه ببرم به قدم زدن در حیاط
و در اخر دراز کشیدن وزل زدن به سقف تا ببینی کی خوابت میبرد که بخوابی
بیزارم از امشب بیزارم از تمام چنین لحظه هایی
همه حرف دلم با تو همین است که دوست...
چه کنم؟... حرف دلم را بزنم یا نزنم؟...
گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کــــو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟...
دلــم آغــوشی مـیخواهد
که نه زن باشد نـه مَرد !
خـدایـــــــا
زمـین نمـی آیـی ؟
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، جملات زیبا ، سخنان بزرگان ، با خدا بودن را بياموزيم
برچسب ها: خدا , منوخدا , تنهاییی , بغض
خدایا !!!!!!!!!!!!!!!!!!
از کدوم حرف ، کدوم جمله یا کدوم کلمه
شروع کنم به نوشتن حرف دلم ؟
آخه زبون دل با زبون آدما خیلی فرق میکنه
بغض گلمو گرفته ، داره خفه ام می کنه
نميدونم چه جوری و از کجا شروع کنم به نوشتن درد دل هام ،
حرفایی که توی دلم هست
انقدر سنگینه که انگشتام توان نوشتن ندارن
بعضی ها میان توی زندگیت
که فقط خاطره بشن
فقط خاطره
همین ....
دلتنگم ، بیشتر از گذشته ها
اینجور موقع ها چیزی رو نمیشکنم
توی این دلتنگی ها
زورم به تنها چیزی که میرسه
این بغض لعنتیه ....
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، جملات زیبا ، با خدا بودن را بياموزيم
برچسب ها: خدا , منوخدا , تنهاییی , بغض
خدایا ؛ گاهی مرا در آغوش بگیر ...
وقتی در محاصره ی مشکلاتم و تنها پناهگاهم تویی
وقتی تمام تلاشم را کرده ام ، خسته ام و دلم کمی سکوت می خواهد ، کمی آرامش ، کمی تسکین ...
بی خبر از راه برس و مرا بغل کن باور کن آدمِ جا زدن نیستم !
اما ؛ از یک جایی به بعد ،
بگو که با هم درستش می کنیم ،
از یک جایی به بعد ، خودت برایم معجزه کن !
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، اس ام اس فلسفی و عرفانی ، اس ام اس پند آموز ، جملات زیبا ، داستانهای کوتاه ، سخنان بزرگان ، با خدا بودن را بياموزيم
برچسب ها: معجزه , خدا , عشق , فقط خدا
وقتی که دلت گرفت وقتی که دلتنگ شدی وقتی دیدی هیچکس نیست که باورت کنه وقتی فهمیدی کسی نیست به حرفات و دردودلات گوش بده بروکنار پنجره پنجره رو باز کن.یه نگاه به اسمون بنداز فرقی نداره صبح باشه یا شب آفتابی باشه یا ابری فقط بهش نگاه کن ناخودآگاه احساس ارامش وجودت روتسخیر میکنه روحت به پرواز در میاد.میری تا اون بالابالاها تو اوج ابرا کنار مهربونی که هر چه قدر هم پیشش بمونی راضی نمیشی که ازش دل بکنی.یه لحظه چشاتو ببند.آروم هوای تازه رو تو ریه هات وارد کن بذار احساس کنی دفعه اولته که داری این قدر خوب نفس می کشی.وقتی آروم شدی و فهمیدی که اون قدر تنها نیستی چون یکی هست که همیشه با توست اگر اشکات جاری شد بی خیال بذار ببارن.اون موقع هست که به ارامش واقعی رسیدی و پشتت واسه مقابله بامشکلات محکم تر شده و حالا با توکل بیشتر به اون بزرگ دوست داشتنی می تونی بقیه مسیرت رو ادامه بدی.وقتی پنجره رو می بندی انگاربرگشتی سر جای اولت اما این بار باامید و توکل بیشتر .سعی کن نه تنها وقتی دلتنگی بلکه همیشه حتی یه ذره هم که شده به سراغش بری و باهاش درددل کنی و یادت باشه هیچ وقت پیوند چشاتو با اسمون قطع نکنی
براستی چقدر باید بر دل عاشق خود به ناحق کوفت ؟ آیا دنیا و تمام مادیاتش ارزش آزار هم را دارد .
مگر محبت متاعش اینقدر ارزان است ؟
میشود چشمان باز از کور در تاریکی مانده هم کم سو تر باشد؟
میشود به یکباره با علم به نگرانیها خوشباورانه هر دروغی را باور کرد ؟
میشود همه حقوق عالم را از آن کسی کرد که بارها به دل معشوق خود و عواطفش خیانت کرد ؟
میشود از بار خیانتهای آشکار در وجدان خود آسوده خاطر سفر کرد .
خدایا به دلم آرامشی ده که هرگز عاشق نشوم بلکه دوست بدارم .
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، جملات زیبا ، اشعار عاشقانه ، با خدا بودن را بياموزيم
برچسب ها: عشق , خدا , دوست داشتن , خیانت
دلم برایت تنگ شده ...
آنقدر که هر لحظه با تمام وجود بودنت را
مثل ماهی تشنه به آب طلب می کنم ،
و عطر وجودت را برای همیشه در شش هایم نگه داشته ام ،
تا بهانه ای باشد که نفس کشیدنم را از یاد نبرم .
چشمانم را صبحها به اشتیاق دیدن
چشم های دل فریب تو باز می کنم
و این آرامش وجودت است که مرا هم آرام می کند ،
و لبان شیرینت که چنان اتصالی میانمان بر قرار کرده است
که توصیف کردنش فقط از ارزش آن می کاهد
و بزرگی وجودت را کم رنگ ،
تو تمام هستی من هستی و تمام داشته هایم و تمام آرزوهایم
و نهایت هدیه ای که می شود آرزویش را داشت ...
و چه ساده اند این مردم ،
که گمان می کنند رنگین کمان لباسهای تنشان مرا از هوش برده
و یاد آنهاست که مرا مجنون کرده ،
آنها چه می دانند دلم در تمنای حصار کیست ؟
و چه می دانند دلم را فرش قدم های که کرده ام ؟
و چه می فهمند از عشق بازی چشم ها و کوچکی دنیای بزرگشان
من کلید جانم را به دست معشوقم می دهم ،
و عطش بی پایان وجودم را با یاد او التیام می بخشم ...
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، اشعار عاشقانه ، سخنان بزرگان ، با خدا بودن را بياموزيم
برچسب ها: دلتنگی , منوخدا , خدا , عشق
خدا را صدا کن به احساس خود
جدا شو از این شک و وسواس خود
خدا را ببین با دو چشم دلت
به جز این شود بیشتر مشکلت
خداوندگار از تو و از من است
خدا کی فقط طالب این تن است
من و تو خدای جهان میشویم
جدا از زمین . آسمان میشویم
خدا چشم من گوش من دست من
خدا عاشق و طالب و مست من
تو هم جمله باید که عاشق شوی
به دل داغ . همچون شقایق شوی
خدا را صدا کن به هر نای دل
جز این شد عجیب است و صد وای دل
خدا عاشق بنده عاشق است
نه هر کس به این عاشقی لایق است
من و تو خدای خود این تنیم
نه کفر است بانگ خدایی زنیم
خدا کیست من. تو . شماها . همه
ندارم از این گفته ام واهمه
مگر غیر اینست روح خدا
دمیده شده بر تن و جسم ما
خوب این جسم فانی که پوسیدنیست
ولی روح حق باقی و ماندنیست
اگر از خدا شکوه داری بدان
شکایت زخود میکنی ای فلان
خدا عاشق شادی و خنده است
و این برترین کار هر بنده است
که با عشق و ایمان و شادی و شور
عبادت کنیمش به عقل و شعور
نه اینکه فقط چون کلاغی سیاه
نمازی بخوانیم به صد اشتباه
نماز خدا عشق و لبخند توست
که اینگونه حق نیز پابند توست
خدا یار ما و نگهدار ماست
جز این فکر باشد گناه و خطاست
نگو ای خدا زندگی مشکل است
نه اینگونه رفتار یک عاقل است
که مشکل درون دل و جان ماست
عملکرد ما سخت و اسان ماست
اگر سخت گیریم و غمگین شویم
که در گل فرو رفته سنگین شویم
زمین و زمان سخت و مشکل شود
شکایات بسیار از این دل شود
که ای خالق و کردگارا چرا
فراموش کردی خدایا مرا
و صد شکو ه و ناله ها میزنی
پریشان به هر کوی و هر برزنی
که حق نیست این زندگانی من
هدر رفت عمر و جوانی من
خدا یاد ما نیست گویا کنون
که اینگونه شد حال من سرنگون
نباید چنین بیقراری کنی
که هر عاشقی را فراری کنی
ببین مشکلت از کجا شد پدید
کجا چشم تو چاه و چاله ندید
چرا از خدای خودت غافلی
کجا کرده ای سستی و کاهلی؟
خلاصه بلا نیست جز فکر ما
بباید شود داعم این ذکر ما
که خود میکنم خوب بد را پدید
به جز او کسی هم خطایم ندید
امید رها
.
موضوعات مرتبط: منو خدا
گاهی اوقات شاید تنها شادی زندگی ام این است:
که هیچ کس نمیداند تا چه حد غمگینم؟؟؟!!!
دروغ بگو تا باورت کنند. . .
آب زیرکاه باش تا بهت اعتماد کنند . . .
بی غیرت باش تا آزادی حس کنند . . .
خیانتهایشان را نادیده بگیر تا آرام باشند . . .
کذب بگو تا عاشقت شوند . . .
هر چه نداری بگو دارم . . .
هر چه داری بگو بهترینش را دارم. . .
اگه ساده ای . . . اگه راستگویی . . .اگه باوفایی . .
گه با غیرتی. . .اگه یکرنگی
همیشه تنهایی رفیق . . .

سکوت...
سکوت که می کنی
فکر می کنند دلت فریاد می خواهد
پس بر سرت فریاد می زنند
سکوت که می کنی...فکر می کنند بی دفاعی
پس به تو ظلم می کنند
سکوت که می کنی
تورا راضی فرض می کنند
پس به کارشان ادامه می دهند
چرا کسی نمی فمد
سکوت کرده ای تا به همهمه و غوغای درونت گوش دهی
تا فریاد دلت را بفهمی
تا بفهمی تو چه می گویی
چرا سکوت نمی کنند؟
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، سخنان بزرگان ، با خدا بودن را بياموزيم

خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ...
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ...
خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام
از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ...
آری پروردگارم از این دنیا خسته ام از آدم هایش
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ...
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از
عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ...
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ
است ... به ظاهر پاک و صادقانه است ... ای خدایم ای معبودم خسته ام ... کو
زندگی پاک و مقدسانه ... کو دست عشق و محبت ... کو سفره ی وفا و
صداقت ...همه رفته اند و نیرنگ مانده است من خسته ام ...از این همه بی
وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این
همه ناله و فغان ... خسته ام ... آری ... خسته ام ... از دست خودم خسته ام از
دست این زندگی که برایم سیاه بختی آورده است خسته ام ...
از دست همه خسته ام...
از دست روزگار بی معرفت از دست مردم بی معرفت ... ای خدایم دیگر از
زندگی سیرم ... از خودم سیرم ... از دنیا سیرم... ای خدایم گوش کن صدایم ...
من خسته ام...
خدایا کمکم کن خیلی وقته تنهام
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، جملات زیبا ، با خدا بودن را بياموزيم

چند سالیست که تکلیف دلم روشن نیست
جا به اندازهی تنهایی من در من نیست
چشم میدوزم در چشم رفیقانی که
عشق در باورشان قدّ سر سوزن نیست
دست برداشتم از عشق، که هر دستِ سلام
لمسِ آرامشِ سردیست که در آهن نیست
حس بیقاعدهی عقل و جنون با من بود
درک این حالِ بههمریخته تقریباً نیست
سالها بود از این فاصله میترسیدم
که به کوتاهی دلکندن و دلبستن نیست
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازهی تنهایی من در من نیست...
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، جملات زیبا ، اشعار عاشقانه ، سخنان بزرگان

این بار که آمدی
زیر باران ایستاده ام
تا دستانت را بر روی قلبم بگذاری
و بفهمی از دیدنت
قلبم
نمی تپد
می لرزد!
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، با خدا بودن را بياموزيم

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره ها
سرشار می کنــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کـرد
یک پنجره برای من کافیــســـت
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی

خوش به حال آسمون!
كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ...
به كسي توجه نمي كنه ...
از كسي خجالت نمي كشه...
مي باره و مي باره و...
اينقدر مي باره تا آبي شه... آفتابي شه...!!!
کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود...
كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي...
بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده....
موضوعات مرتبط: دلتنگی ، جملات زیبا ، با خدا بودن را بياموزيم

آري ... تو راست ميگويي. آسمان مال من است.
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است! اما...
اما سهراب تو قضاوت کن،
بر دل سنگ زمين جاي من است؟! ...
من نمي دانم که چرا اين مردم، دانه هاي دلشان پيدا نيست ...
صبر کن سهراب!
قايقت جا دارد؟
من هم از همهمه ي داغ زمين بيزارم"
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫
زلال که باشی آسمان در تو پیداست"
موضوعات مرتبط: منو خدا ، دلتنگی ، جملات زیبا ، با خدا بودن را بياموزيم

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها !
مهربان، خوب، قشنگ ...
چهره اش نورانیست
گاه گاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد !
او مرا می خواند،
او مرا می خواهد،
او همه درد مرا می داند ...
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم،
آن زمان رقص کنان می خندم ...
که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، اشعار عاشقانه ، با خدا بودن را بياموزيم
در خلوت تنهایی من آسمان ابری است ،
نوری دیده نمی شود چون خورشیددلم زیر ابرها پنهان شده است ،
ناامید شدم و ناامیدانه در کوچه پس کوچه های دلم بی حوصله تراز همیشه راه می روم .
ناگهان بادی می وزد ، بادی که عطر بهار را با خود دارد ،
بوی امید می دهد ولی زود می رود ،
ناگهان دوباره باد دیگری می وزد که با خودش زمزمه می کند به آسمان نگاه کن . . .
به آسمان نگاه کن . . .
ه آسمان نگاه میکنم و می بینم خورشید دارد لبخند می زند و به من با مهربانی نگاه می کند
آری خلوت تنهایی من هیچ وقت خالی نیست همیشه پر است پر است از وجود خدا . . . .

بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است...
ادعایشان آدمیت...
کلامشان انسانیت...
رفتارشان صمیمیت...
حال، من دنبال یکی میگردم که...
نه آدم باشد...
نه انسان...
نه دوست و رفیق صمیمی...
تنها صاف باشد و صادق...
پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن...
هیچ نگوید...
فقط همان باشد که سایه اش میگوید....
صاف و یکرنگ....
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، جملات زیبا ، با خدا بودن را بياموزيم

دلم کمی خدا میخواهد ...
کمی سکوت ...
کمی آخرت ...
دلم دل بریدن میخواهد ...
کمی اشک ...
کمی بهت ...
کمی آغوش آسمانی ...
دلم یک کوچه میخواهد بی بن بست ! و یک خدا ؟!
تا کمی با هم قدم بزنیم
فقط همین ...
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، با خدا بودن را بياموزيم
خـــــدایـا…!
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد،
نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،
و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم،
تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند
و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی
و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !
چون تو را در قلبــــــــــــــم دارم ...
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، جملات زیبا ، با خدا بودن را بياموزيم
سلام خدای مهربون من !!!!
خیلی وقته حرف دلمو به کسی نگفتم خیلی دلم گرفته
ازهمه عالم خسته ام دلم شکسته
نمیدونم چرا دوباره خدا تنهام گذاشته شایدم گناه من زیاد تر شده که خدا ازم دل کنده
یه داغ سنگینی تو دلم نشسته که نمی تونم هضمش کنم خدایا تو فقط باز میتونی ارومم کنی
پس تنهام نذار خدا جون
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، با خدا بودن را بياموزيم
این مطلب خصوصیه لطفا برای دیدن اون به ادامه مطلب مراجعه کن
و رمزی که بهت دادم رو وارد کن و ببین


موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی
ادامه مطلب
دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو شکستگی داشت
حاله منه عاشق به کی به جز تو بستگی داشت تهش واسه منو تو چی داشت
یه گوشه از تمامه دنیا توو قلبه تو برای من بود
کفره ولی میگم چشای تو خدای من بود شروعت انتهای من بود
عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن
عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی میبینمت هنوزم اینجایی باور کن
دلتنگی یعنی تو دلشوره یعنی تو , تو بی من میمیری میمیرم من بی تو
عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن
عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی میبینمت هنوزم اینجایی باور کن
**
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، موزیک ویدیو
چشام بارونیه دست خودم نیست
که تو در میری ازم
شونمو میگیره غم
آخ چقدر بد عاشقم
گره خوردم به عطر موی خوشرتگت مثل زنجیرش
تا میای وایسم رو پام جونمو میگیره عشق
گوشی تو دستمه یه ریز پیش عکست میخوابم منه مریض
همه حرفامو گفتم فقط یه چیز بیا هرجور میخوای باش
پشت فرمون حواس پرت منو دوست داشتن تو دیوونه کرد
تو دل کی برم تو هوای سرد یهو برگردی ای کاش
لااقل یه حرفی بهم بزن که شاید امشبو بخوابم
من یه ماهی ام تو آرزوی قلاب مرده روی آبم
گوشی تو دستمه یه ریز پیش عکست میخوابم منه مریض
همه حرفامو گفتم فقط یه چیز بیا هرجور میخوای باش
پشت فرمون حواس پرت منو دوست داشتن تو دیوونه کرد
تو دل کی برم تو هوای سرد یهو برگردی ای کاش
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، موزیک ویدیو
تو خیابون زیر نور چراغا
ساعت از نصفه شبم گذشته بود
جز من و تنهایی و پیاده رو
خبر از عابر دیگه ای نبود
♪♫♪♪♫♪
بادی که درختا رو تکون میداد
روی سنگفرشا رو برگ پوشونده بود
مثل هر شب دوباره دلتنگی
منو سمت خونه تون کشونده بود
♪♫♪♪♫♪
هنوزم وقتی که نزدیکت میشم
نفسم حبس میشه توی سینه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
آخه کار هر شب من اینه
♪♫♪♪♫♪
هنوزم وقتی که رد میشم از اون
کوچه ای که خاطراتم توشه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
خونه ای که چراغاش خاموشه
♪♫♪♪♫♪
یاد اون شبا می افتادم که
بوی عطرت می اومد با بارون
شبی که یه خرده سردت شده بود
وقتی رد می شدیم از این خیابون
♪♫♪♪♫♪
چراغ اتاق تو روشن بود
خیلی دیره تو چرا بیداری
روی خوش باوری دلواپستم
شاید از دوری من بیماری
♪♫♪♪♫♪
هنوزم وقتی که نزدیکت میشم
نفسم حبس میشه توی سینه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
آخه کار هر شب من اینه
♪♫♪♪♫♪
هنوزم وقتی که رد میشم از اون
کوچه ای که خاطراتم توشه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
خونه ای که چراغاش خاموشه
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، موزیک ویدیو
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد
موضوعات مرتبط: منو خدا ، خدایا پس کجایی ، دلتنگی ، موزیک ویدیو
.: Weblog Themes By Pichak :.
