مدل و بایسته‌های روایتگری سیره شهداء

پدیده راهیان نور و روایتگری در ایام راهیان نور، یک ظرفیت ویژه تبلیغی است که به برکت خون شهدا و اخلاص حضرت امام راحل(رضوان‌الله تعالی علیه) و با هدایت و بستر‌سازی فرهنگی حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) شکل گرفت. در این ایام، مخاطبی در اختیار راوی قرار می‌گیرد که سرشار از جست‌وجو و انگیزه است و شاید در هیچ جای دیگر با ما پیوند و ارتباط برقرار نکند. جذابیت این پدیده به حدی است که حتی غیرشیعیان و غیرمسلمانان را به خود جلب کرده است و آنان به هوای بوی پیراهن یوسف و به انگیزه درک فضای معنوی، راهی این دیار و سرزمین شده‌اند؛ سرزمینی که هیچ‌گونه جاذبه مادی ندارد و زائر برای درک و تجربه معنویت، پای در این سفر نهاده است.
اگرچه در این مناطق روح شهدا حاکم است و فضا معطر به انفاس قدسی شهیدان و حضور ملائکه رحمت الهی است و این خاک با فطرت انسان سخن می‌گوید و زائر با تمام وجود، رقت و آرامش را درک می‌کند، اما در این میان راوی می‌تواند همچون علمدار روایتگری «شیخ عبدالله ضابط» وارد این ترکیب شده و در پررنگ کردن این فضا و بهره‌مندی کامل زائر، سهم تأثیر خود را ایفا نماید. با توجه به ضرورت استفاده از این فرصت معنوی و ایفای نقش و تأثیر مناسب توسط راوی، ضروری است که راوی به حیطه عمل خود مسلط بوده و مهارت در روایتگری داشته باشد که این مهم لوازم و بایسته‌های خود را می‌طلبد.
شاخصه‌های کلان روایتگری سیره شهدا
با استفاده از سخنان مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در رابطه با شاخصه‌ها و خصوصیات سخنرانی‌های مذهبی می‌توان شاخصه‌های کلان روایتگری را چنین برشمرد:
1ـ ازدیاد محبت: روایتگری مطلوب آن است که به افزایش و فوران محبت نسبت به شهدا و ایجاد یک پیوند قلبی و روحی و عاطفی میان زائر و شهدا کمک نماید.
2ـ ازدیاد معرفت: باید در روایتگری یک فهم و معرفت جدید نسبت به شهدا و معارف دفاع مقدس ایجاد شود. در اینجا لازم است که راوی محترم برای تنظیم روایت خود به مجموعه معارف اسلام اعم از معارف دینی، فرهنگ شهادت، فرهنگ جهاد، فرهنگ انتظار و معارف جنگ و دفاع مقدس توجه داشته باشد و دقیقاً این شاخصه است که هویت و سبک روایتگری راوی طلبه و راوی سیره شهدا را از دیگر راویان متمایز می‌گرداند.
3ـ ازدیاد تعهد و اطاعت: بیان نوع روایت از جنگ و شهدا باید تعهدزا باشد و زائر را به یک تعهد و عهد جدید برساند و به نقطه‌ای برسد که با شهدا پیمان و میثاق ببندد و آبشار محبت و معرفت را در جویبار اطاعت جاری سازد.
از این‌رو راوی باید به مخاطب بفهماند که توریست و گردشگر نیست؛ بلکه زائر است و زیارت فلسفه‌، آداب، آثار، پاداش، دعا و خواسته‌ای دارد و در آخر عهد و پیمانی.
شاخصه‌ها و خصوصیات راوی
1ـ با شهدا پیوند روحی، معنوی و عاطفی داشته باشد:
راوی باید خود به سخنی که می‌گوید اعتقاد و باور داشته باشد و روایت را از عمق جان و صفای باطن ارائه نماید و چون سخن از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند. این مهم حاصل نمی‌شود مگر با پیوند عمیق روحی و عاطفی و باطنی راوی با شهدا و منطقه عملیاتی و در این صورت است که راوی واسطه‌ای می‌شود میان شهدا و زائر.
توسل به وجود مقدس شهدا و خودسازی معنوی و زیست مؤمنانه ما را در دستیابی به این هدف کمک و یاری می‌رساند و به قول یکی از راویان موفق، سبک و شیوه یک سال زندگی انسان در ایام راهیان نور در روایتگری انسان جلوه و ظهور پیدا می‌کند.
2ـ آگاه، بصیر و عالم به حیطه کار خود باشد:
از این‌رو باید به نقطه مختصاتِ معنوی، تاریخی و جغرافیایی دفاع مقدس آگاه و مسلط باشد تا بتواند به سؤالات و عطش زائر پاسخ دهد.
3ـ به کلیت دفاع مقدس نگاه جامع و مجموعه‌نگر داشته باشد:
بسیاری از روایتگری‌ها به موضوع شهید و شهادت منحصر شده است و در این میان برخی فقط به بعد عاطفه و احساس می‌پردازند که در جای خود البته بسیار مهم و اساسی است.
از این‌رو شایسته است که در بیان سیره شهداء، علاوه بر بعد عاطفی و احساسی به ابعاد دیگر نیز اشاره شود که عبارتند از:
1- بعد انگیزه (اهداف و خواسته‌ها و آرزوهای شهدا)
2- بعد اندیشه (تفکر و عقلانیت دینی و ایمانی و انقلابی شهدا)
3- بعد رفتار (بیان عملکرد و رفتار مؤمنانه و دین‌مدارانه و ولایت‌مدارانه شهدا)
در کنار این مهم راوی باید به مجموعه پازل جنگ و دفاع مقدس توجه داشته باشد و موضوعات متنوع دیگری همچون: اهداف دشمن از تجاوز، ریشه‌های تاریخی، جهانی و منطقه‌ای جنگ، ویژگی‌های خاص این جنگ، مبانی دفاع مقدس، اصول و ستون‌های دفاع مقدس، ارکان دفاع مقدس اعم از امام، شهدا و رزمندگان و ساختار و شاخصه جبهه مقابل اعم از صدام، رژیم‌های منطقه و نظام سلطه جهانی، استراتژی امام در جنگ، خلاقیت و نوآوری در جنگ، زیبایی‌های دفاع مقدس، آثار و برکات دفاع مقدس، دشمن‌شناسی و صدها موضوع دیگر مرتبط با دفاع مقدس را مد نظر داشته باشد و متناسب با نیاز و سطح مخاطب ارائه نماید. بررسی و رصد کردن تحلیل‌ها و بیانات مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در موضوع شهدا و دفاع مقدس می‌تواند ما را به این نگاه نزدیک ‌کند.
4- اتقان روایتگری (مستند صحبت نمودن و پرهیز از موارد اختلافی و مشکوک و مواردی که ممکن است برای مخاطب شبهه و سؤال ایجاد نماید).
توجه و تسلط به شیوه‌ها و قالب‌های روایتگری
یک راوی موفق علاوه بر توجه و دقت در بایسته‌ها و شاخصه‌های راوی و روایت، می‌بایست به شیوه‌ها و قالب‌های روایتگری و چگونگی ارائه مطلوب روایت آشنایی و تسلط داشته باشد و به تعبیری «مهندس روایتگری» باشد. بر این اساس آموزش و مهارت در اصول روایتگری همچون: شناخت موضوع، مخاطب‌شناسی، شناخت اقتضائات زمانی، مکانی، مناسبت‌ها، شرایط داخلی، جهانی و بین‌المللی و علاوه بر آن انتخاب محتوای غنی برای بحث و توجه به ساختار روایتگری اعم از نحوه ورود مناسب، چینش منطقی مباحث و گریز و گره و خروج متناسب و نیز توجه به تکنیک‌ها و شیوه‌های روایتگری در مخاطبین، اماکن و شرایط مختلف مانند شروع و آغاز سفر، پایان سفر، یادمان، اتوبوس، پادگان و... راوی را به مهندسی روایتگری آشنا و نزدیک می‌گرداند و روایت خود را نه متناسب با دانسته‌ها بلکه متناسب با بایسته‌ها و نیازمندی‌های مخاطب تنظیم و طراحی و به عبارتی مهندسی می‌نماید. 

روش های روایتگری در قرآن کریم

قرآن صرفاً داستان سرایی نمی کند. قرآن دنبال این است که یک اثر تربیتی را بر یک واقعه تاریخی مترتّب کند.از یک حادثه تاریخی گزینش می کند و به آن می پردازد تا بتواند یک اثر تربیتی را در نهایت به مخاطب ارائه کند

یک مطلب را نباید فراموش کرد و آن هنر راوی است که راوی باید بتواند مخاطب را به پایه ای از معرفت برساند که او بتواند با عبور از لایه های مختلف حوادث دفاع مقدس، حقایق زمان جنگ را به خوبی شهود کند.
شهود به معنای اینکه شاهدی از حق در قلب مخاطب شما جلوه بکند.
چطور؟ وعاظ، خطبا و علمای ما وقتی منبر می روند و از کربلا صحبت می کنند، شما احساس می کنید در صحنه کربلا حضور دارید، آن صحنه ها را کأنه شاهد بودید، با قلبتان شهود می کنید. رساندن مخاطب به این پایه از معرفت شهودی، کار بسیار بزرگ و ارزشمندی است.
این شهود باعث می شود یک حس و حالی در مخاطب به وجود بیاید و این حس و حال می تواند پشتوانه عمل بشود که اگر این عمل تکرار بشود، یک صفاتی برای مخاطب حاصل خواهد شد. به تعبیری فرموده اند: «المعرفة بذر المشاهده» معرفت پایه ای است برای اینکه انسان مشاهده بکند.

بله اگر شناخت و معرفت درستی به مخاطب داده شود، او می تواند به خوبی شهود کند، اگر چه سال های سال از جنگ گذشته و اساساً جنگ را ندیده است.
بنابراین اولین بحث این است که ما چه باید بگوییم و دوم اینکه چگونه بگوییم.

اساساً همه مخاطبان، مخاطبان خاص نیستند.
برای مخاطبان خاص شاید لازم باشد جزئیات گفته شود که این برای عامه مردم مفید نیست.
ما در حوزه فن مخاطب شناسی، مخاطبانمان را دسته بندی می کنیم. عده ای آدم های خاص هستند ،یک عده اخص هستند و یک عده عام اند.

مردمی که در زمره مخاطبان عام هستند، اینها نیازی ندارند که همه جزئیات جنگ را بدانند.
این جزئیات را پژوهشگران باید بدانند.
بنابراین اگر یک راوی در صحنه عمل، جزئیات را برای مردم عادی بیان کرد، امر بی ربطی انجام داده است.
مثلاً یک کشاورز، کاسب و ... از روستایی آمده حالا ما بیایم مثلاً سازمان رزم این یگان عمل کننده را برای اینها بگوییم، ترکیب چه بوده؟ استعداد چقدر بوده؟ گستره و عمق نفوذ تا کجا بوده؟ و... یا سازمان رزم ارتش عراق را بیان کنیم. این ها اصلاً ضرورتی ندارد.

برای مخاطبان خاص وظیفه داریم تفصیلی تر صحبت کنیم. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: ما پیامبران مکلف شدیم که به قدر فهم و عقل مردم و به فراخور دریافت مردم برای آنها صحبت کنیم.
اگر بخواهیم سطح بالا صحبت کنیم (به یک معنا) مردم فراری می شوند.

یا اگر وقتی جمعی که کودک هستند یا بچه های دبستانی یا راهنمایی هستند، باید ببینیم این بچه چه می خواهد و چقدر از جنگ نیاز دارد که بداند. این ذوق می خواهد.
اصلاً شاید لازم باشد در حوزه روایتگری جنگ، یک عده راوی خاص کودکان تربیت کنیم.
بنابراین در حوزه روایتگری به تناسب نوع مخاطبین شما ناگزیر هستید یک نوع روایتگری داشته باشید.

 

 مخاطبانمان را الان در حوزه دریافت به چهار دسته تقسیم می کنیم :

1-اهل باور و یقین: همین هایی که حزب الهی هستند و به ارزش ها پایبند هستند، در جنگ بودند انقلاب، اسلام، ولایت را قبول دارند. باید چیزی گفته شود که بر سطح باور و یقین این ها افزوده شود و در آن راهی که دارد، راسخ تر بشود.

2- خالی از ذهن ها: نوجوانی که اطلاعات قبلی از جنگ ندارد و تازه با این مفاهیم در حال آشنا شدن هستند، اینجا در حقیقت ما وظیفه مستحکم سازی مبانی این افراد را بر عهده داریم.
باید مطالب جنگ برایش خوب جا بیافتد. دفاع، ضرورت دفاع، اهمیت دفاع، شرایطی که ما داشتیم و... باید بیان شود.

3- مترددین: کسانی که بر اساس القائات و شبهات، برایشان تردیدی حاصل می شود.
در دانشگاه ها این بحث ها می شود.
چرا جنگ را ادامه دادیم؟ چرا جنگ این گونه شد ،غرب عملیات کردید و ... چراهایی که درباره جنگ مطرح می شود. پاسخ هایش کاملاً مشخص است که هم علمی و مستند وجود دارد و ما شبهه ای نداریم. این ها تردید برایشان حاصل شده، تعمدی ندارند ولی تردید برایشان ایجاد می شود. جمعی از مخاطبین ما اینها هستند، خوب ما باید به تناسب برای اینها رفع شبهه کنیم.

4- منکرین: آنان که منکر حقانیت هستند.
نوع مخاطبین و نوع افرادی که مخالف و مریض هستند ما در مقابل این ها احتجاج می کنیم. حجت های بالغ، الهی و انسانی و شرعی در زمینه های گوناگون را اقامه می کنیم تا مثل خاکریزی در مقابل این ها باشد که پیشروی بیشتری نداشته باشند.

اصول روایتگری از زبان خداوند در قرآن کریم:

کودک و قرآن

روش اول : اولین خصوصیتی که در قران کریم به آن توجه شده این است که ما در قرآن چیزی به عنوان وقایع نگاری صرف نداریم بلکه یک سلسله گزارش های تاریخی داریم که همگی هم جهت دار است.
یعنی قرآن صرفاً داستان سرایی نمی کند.
قرآن دنبال این است که یک اثر تربیتی را بر یک واقع تاریخی مترتّب کند.
از یک حادثه تاریخی گزینش می کند و به آن می پردازد تا بتواند یک اثر تربیتی را در نهایت به مخاطب ارائه کند که نوعاً این مقاصد در حوزه تاریخی به عنوان عبرت گیری مطرح است.
لذا مطالبی که بار تربیتی ندارد، بیان نمی شود.
راوی که می خواهد صحبت کند، حتماً در این خاطره گویی و روایت و با این مسأله دنبال سرگرم کردن نباید باشد.
مقام معظم رهبری می فرمودند:«ما سر مردم را نباید گرم کنیم، باید مردم را هوشیار و بیدار کنیم.»

راهیان نور محل رساندن مردم به نور است. آن نور هدایتی که از پرتو فداکاری و استقامت شهدا به دست آمده، باید روی این ها تمرکز کنیم.

 

روش دوم : قرآن در بیان حوادث تاریخی، همواره یک نگاه جانب دارانه دارد.
این طور نیست که قرآن بی تفاوت نسبت به مسائل باشد.
قران کاملاً در برخورد با حوادث تاریخی مشخص می کند که طرفدار حق است و در مقابل باطل، آنها را لعن می کند. تاریخ نگاران سعی می کنند که بگویند در مورد این حادثه تاریخی بی غرضانه حرف زدیم اما جهت کلی را مشخص نمی کنند و به عهده مخاطب می گذارند.
ما وقتی می خواهیم حوادث جنگ را بیان کنیم باید مسائل را تبیین کنیم.
کسانی که خوب و بد عمل کردند چه کسانی بودند.
جریانات حق و باطل را با صراحت و آشکار مشخص کنیم.
این روش روایتگری خداست و خدواند متعال در قرآن این گونه عمل کرده است.

 

روش سوم قرآن در روایتگری : این است که قدرت تفکر را برای تقویت اعتقادات مردم ارائه می کند. مورخین این گونه نیستند و معمولاً یک رابطه علت و معلولی را  در رابطه با حوادث تاریخی بیان می کنند.

باید مشخص شود که چطور خدای متعال مستکبرین را از طریق مؤمنان خالص و مخلص به مذلت و نکبت دچار می کند. این ها را چطور سرنگون می کند.

می گویند در صحنه جنگ، دو عنصر تجهیزات و نیروی انسانی تعیین کننده است و اگر در این دو مورد برتر بودید، برنده هستید.در تمام مکاتب غربی و شرقی این را می گویند.
این گونه می فرماید: ما خوفی سراسری در دل کفار انداختیم به واسطه اینکه آن ها به قدرت مادی تکیه کردند. چون فکر می کردند این دو عنصر تعیین کننده است از همین جا هم ضربه خوردند.
خدای متعال در قوه خیال کفار تصرف می کند.
این ها یک نفر را 1000 نفر می بینند و بر عکس، 1000 نفر را ممکن است نبینند.

امام صادق(ع) می فرمایند:«لکل وقت حدیثة»
هر جا و هر زمانی،حرف خاص خودش و هر جایگاهی صحبتی به تناسب دارد

چهارمین روش قرآن در بیان حقایق تاریخی و جنگ:  این است که قرآن اهتمام جدی دارد که غلط های مشهور را حتماً اصلاح کند.
چه بسا راوی عزیزی مطلبی را گفت که اشتباه است.
قرآن اصرار دارد غلط هایی که مشهور شده است را حتماً اصلاح کند.
راویان ما باید در نقل های تاریخی اشتباهات تاریخی حوزه دفاع مقدس را اصلاح کنند.

 

روش پنجم: قرآن به دنبال این است که حتماً یک عبرت آموزی داشته باشد.
«لقد کان فی قصصهم عبرت لاولی الالباب»

اصلاً همه این قصه برای عبرت است.

عبرت از ماده عبور است.
عبور از ظاهر یک حادثه و رسیدن به باطن حادثه، بیرون کشیدن پند لازم از درون این حادثه.
بالاخره این عملیات چه عبرتی برای ما دارد؟
زبان عبرت،زبان حال است، زبان قال نیست. موعظه زبان قال است.
تداوم عبرت به بصیرت کمک می کند و همچنین تداوم عبرت ها موجب پیشگیری جامعه از شکست معنوی می شود.
«الاعتبار یفیدک الرشاد»
جامعه ای که می خواهد رشد کند باید عبرت بگیرد.
اگر عبرت نگیرد،رشد نمی کند.

 

ششمین روش قرآن : روحیه دادن به جبهه خودی و ایجاد یک نشاط معنوی و دادن آرامش برای مواجهه با مشکلاتی است که دشمنان ایجاد می کنند.
واقعاً اگر روایان ما بتوانند در بیان حقایق دفاع مقدس به نسل جوان ما روحیه بدهند کار بسیار بزرگی کرده اند.
همین بحث امید دادن که آقا فرموده اند: وقتی جوان می آید راهیان نور از این رو به آن رو بشود. برای موارد حقیر و کوچک غصه نخورد نگاهش بالا برود و همتش بلند شود.

قرآن کریم

هفتمین روش قرآن : ایجاد رعب و وحشت در دل کفار و مشرکین است تا آن ها بدانند که اگر به راهشان ادامه بدهند سرنوشتشان مانند گذشتگان است.

 

روش هشتم قرآن : اصل برگزیده گویی است.
یعنی قرآن لازم نمی بیند همه جزئیات را بیان کند.
ما به بعضی جزئیات جنگ نباید وارد شویم.
مثلاً ماشین فلان سردار pmp بوده یا خشایار، آن چیزی که مهم است این است که ما دنبال آن مباحث کلیدی و اساسی باشیم که در فهم جنگ بتواند اثر گذار باشد.

 

نهمین روش قرآن: پرهیز از مبالغه گویی و خرافات، هم در مورد افراد و هم در مورد حوادث.
مثلاً در بحث جنگ گفته اند که اینهایی که از اروند عبور کردند، طی الارض کردند و اینها اصلاً از آب عبور نکردند.
این مطالب جز خراب کردن کار چیزی دیگری نیست.

 

دهمین روش قرآن: به جا و در موضع خود بیان کردن است.
به تناسب مکان و موقعیت و شرایط مطلب را می گوید.
در ورودی منطقه عملیاتی شما باید یک بحثی بکنید که متناسب با ورود این سرزمین است.

امام صادق(ع) می فرمایند:
«لکل وقت حدیثة»
هر جا و هر زمانی،حرف خاص خودش و هر جایگاهی صحبتی به تناسب دارد.

در قرارگاه چه باید بگویم، در بیمارستان صحرایی چه باید بگوییم، در خاکریز چه باید بگوییم، در میدان مین چه باید بگوییم.
هر جا راوی به تناسب موقعیت باید روایت کند و حرف بزند. باید مستدل و مستند صحبت کنیم و در پایان بیان شرح عملیات قدرت تحلیل را به مخاطب بدهیم.
به صورت انتزاعی با عملیات و یک حادثه نباید برخورد شود.
باید عملیات را در قبل و بعدش هم ببینیم.

آخرین مطلب،روش پیامبر(ص) است که آن را هم می توان از قرآن استخراج کرد که گریه کردن و گریاندن هم یک شیوه درستی است که پیامبر(ع) در روایات مربوط به جنگ و یا اشارات مربوط، این روش را دارد.
حالا در بیان روایت، راویان، گریزی به روضه بزنند، خیلی خوب و مرتبط با آن بحث خواهد شد.

تعدد نامزدهای منتقد فرصتی برای حضور دوباره روحانی....


۱-دو سال پیش صاحب این قلم در مطلبی که با عنوان «اولین رئیس جمهور چهار ساله ایران» در یکی از نشریات کشور منتشر شد به صراحت از "روحانی" به عنوان اولین رئیس جمهور ایران که تنها یک دوره عهده‌دار این منصب خواهد بود یاد کرد و دلائلی را برای اثبات این مدعا بیان داشت.

امروز این گزاره به شکلی بسیار جدی‌تر و بدیهی‌تر مطرح است که حسن روحانی بخت و اقبالی برای کسب رأی از جامعه ایران امروز و برد در انتخابات ریاست جمهوری آینده ندارد! و آنهایی که بداهت این گزاره را باور ندارند لازم است لحظاتی از حصار جلسات سیاسی جناحی بی‌حاصل و بی‌انتهای خود خارج شده و به واقعیات عریان و آشکار جامعه نگاهی بیاندازند.

۲-گذشته از سبد رأی اصلاح طلبان حرفه‌‌ای و آنهایی که در طول چهار سال گذشته از سفره چرب تدبیر و امید بهره‌مند شده‌اند ، دیگر کسی رغبتی به ریاست جمهوری مجدد روحانی ندارد. آیا مردم خوزستان به روحانی رأی خواهند داد؟‌ آن هم در حالی که روحانی پس از ابراز شرمساری بابت لغو سخنرانی علی مطهری در مشهد، حاضر نشد از بی‌کفایتی دولتش در بحران قطع آب و برق خوزستان شرمسار شده و عذرخواهی کند!

آیا هزاران هزار کارگری که در طول چهار سال گذشته طعم تلخ بیکاری را چشیده‌اند و اکنون باید شکم خانواده را با تخم مرغ دانه‌ای چهارصد تومان و گوشت کیلویی ۳۵ هزار تومان و میوه‌های کیلویی ۳-۴ هزار تومان سیر کنند تمایل به ریاست جمهوری مجدد روحانی دارند؟‌ آیا فعالان بخش مسکن به روحانی رأی خواهند داد؟ و یا صنعتگرانی که چهار سال شاهد نامهربانی دولت روحانی نسبت به صنایع داخلی بوده‌اند؟‌ آیا مردم گیلان و مازندران حاضرند به روحانی رأی بدهند؟‌ آن هم پس از اثبات تدبیر دولت روحانی در طول چهار سال گذشته در تأمین آب و برق مردم این دو استان در هنگام زمستان؟‌ آیا باغداران شمال پس از ورشکستگی و زیان امسال حاضرند به دولتی رأی بدهند که در همین چند ماه اخیر واردات هزاران تن آب پرتقال به کشور را صادر کرده است؟ آیا کشاورزان سیب زمینی کار به دولتی رأی خواهند داد که در شرایط فساد و نابودی هزاران تن سیب زمینی تولید داخل جز تماشا و سکوت تدبیری نداشت؟ آیا قرار است کارشناسان اخراجی صنعت هسته‌ای و پژوهشگران از کار بیکار شده صنایع فضایی به روحانی رأی خواهند داد؟ آیا روحانی توقع دارد که خانواده های قربانیان حوادثی مانند آتش سوزی های زنجیره ای در پالایشگاه ها و پتروشیمی ها، حادثه قطار تبریز-مشهد، حادثه سقوط بهمن در جاده شمال، حادثه سقوط هواپیما در اتوبان کرج و..به روحانی به دلیل کفایت و تدبیر در پیشگیری از چنین حوادثی و ادب و متانت در فردای رخداد چنین حوادثی رای بدهند؟ (آیا دولت روحانی مانند قربانیان قطار تبریز- مشهد " بیمه" است؟)

آیا کشاورزانی که ماه‌ها پس از تحویل گندمشان به دولت، موفق به دریافت پولشان نشده‌اند تمایلی به روحانی و دولتش دارند؟ آیا وعده‌های اقتصادی روحانی به جامعه محقق شده تا مردمی که در سال ۹۲ به دلیل همین وعده‌ها به ایشان رأی دادند حاضر باشند دوباره نام ایشان را در برگه‌های رأی بنویسند؟ایا اعضای فعلی کابینه روحانی حاضرند دوباره به ایشان رای بدهند؟

۳- با تمام این تفاصیل اگر در انتخابات آینده نام روحانی به عنوان پیروز انتخابات از صندوق‌ها بیرون بیاید نباید تعجب کرد! چرا که "روحانی" یک بخت کاملاً خاص برای پیروزی دارد و آن بخت به عملکرد ایشان و دولت تدبیر و امید باز نمی‌گردد! ( که کارنامه ایشان و دولتشان حتی برای محافل اصلاح طلب نیز قابل دفاع نیست!)

"تعدد نامزدهای منتقد روحانی" تنها فرصت روحانی برای برد در انتخابات آتی است و ایشان و برنامه ریزان انتخاباتی ایشان آن قدر که به این فرصت دل بسته‌اند به "سیب و گلابی" برجام دل نبسته‌اند و به خوبی می‌دانند که جامعه علیرغم عدم تمایل به روحانی، ممکن است در فضایی که چند نامزد منتقد یا مخالف دولت فعلی در صحنه انتخابات حاضر شوند و به رقابت با هم بپردازند، روحانی را بر این جماعت منتقد اما متشتت ترجیح دهد! به بیان دیگر اگر منتقدین وضع موجود بتوانند بر سر گزینه‌ای هر چند معمولی به تفاهم برسند فاتحه دولت تدبیر و امید خوانده خواهد شد و الا عدم تفاهم نامزدهای منتقد روحانی، فضا را به نفع دولت فعلی و تداوم آن تغییر خواهد داد و روحانی موفق خواهد شد با استفاده از فاصله و تفرق میان منتقدین و مخالفینش، خود را به عنوان گزینه‌ای معرفی کند که جامعه چاره‌ای جز پذیرش او ندارد.

۴آیا اعضای فعلی کابینه روحانی حاضرند دوباره به ایشان رای بدهند؟ / تعدد نامزدهای منتقد تنها فرصت روحانی برای برد در انتخابات آتی است- این که چرا منتقدین روحانی (علیرغم اشتراکات فراوان) تا کنون به تفاهمی جدی نرسیده‌اند به مسائلی بازمی‌گردد که ریشه در اموری خاص و تأسف برانگیز دارد! وجود اطرافیان متوهم و حتی قدرت طلب، سادگی و زود باوری و عدم توانایی در تشخیص حقایق جامعه از جمله دلائلی است که برخی نامزدهای احتمالی انتخابات آتی به آن گرفتارند و مادامی که این مشکلات خاص وجود دارد روحانی نیز به برد در انتخابات سال آینده امیدوار خواهد بود و اصلاً بعید نیست که حامیان روحانی برای تداوم این تشتت و تفرقه سرمایه‌گذاری کرده و از راه دور و با واسطه به تشدید شکاف‌های موجود میان منتقدین روحانی بپردازند.

۵- وفاداران به انقلاب و نظام و آنان که دل به خط انقلاب اسلامی سپرده‌اند به خوبی می‌دانند که در چهار سال گذشته و به دست دولت تدبیر و امید چه جفایی در حق آرمان‌های انقلاب اسلامی و تفکر حضرت امام رخ داد و کدام خطوط قرمز نظام و انقلاب از جانب دولت زیر پا نهاده شد! ریختن قبح مذاکره با آمریکا، ترویج تفکر تسلیم در برابر جهان استکبار با عنوان عقلانیت و دیپلماسی، تبدیل شیطان بزرگ به دولت طرف مذاکره، سرکوبی روحیه استقلال خواهی و اقتدار ایران اسلامی، ترویج تفکر راحت طلبی و رفاه زدگی و مصرف‌گرایی، تحقیر تولید ملی و تبدیل واردات کالا از اروپا و آمریکا به کشور به آرزوی بزرگ نسل جوان و جامعه، خفه کردن حامیان انقلاب اسلامی و مدافعان اندیشه اسلام ناب با ایجاد اختناق رسانه‌ای، زیر سوال بردن ارزش‌های دینی (مثلاً قاتل و اسید پاش خواندن آمران به معروف از تریبون‌های رسمی)، مخالفت علنی و عمدی با رهنمودهای رهبری نظام و قانون اساسی( مانند آن چه در قضیه مذاکرات هسته‌ای و برجام رخ داد)، زیر فشار گذاشتن مدافعان نظام و انقلاب (مثلا در قضایای موشکی و دفاعی)، حمایت علنی از چپاول‌گران بیت المال(مانند آن چه در ماجرای صندوق رفاه فرهنگیان رخ داد)، تبدیل غارت گران بیت المال به ذخایر نظام و انقلاب ( در قضایایی مانند حقوق‌های وحشتناک مدیران دولتی) همه و همه گوشه‌‌ای است از آنچه در چهار سال گذشته بر سر انقلاب و نظام و ارزشهای آن رفته و بماند دق مرگ شدن و خون دل خوردن پژوهشگران و محققانی که آرزویی جز دیدن ایران هسته‌ای و صاحب فن‌آوری فضایی نداشتند و اگر نبود سیاست‌های دولت یازدهم بعید نبود که این روزها در حال آمادگی برای ارسال اولین فضانورد ایرانی به فضا می‌بودیم و ...

۶- بدون تردید، برد روحانی در انتخابات آتی به معنای تداوم همه این خسارتها و عقب نشینی‌هاست. اگر روحانی بتواند چهار سال دیگر بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند آنگاه بعید نیست که در سال ۱۴۰۱ شمسی ایران در حد کشورهای توسری خورده و تحقیر شده تاریخ تنزل کند و آرزویش برقراری رابطه با جیبوتی، سومالی و بحرین باشد و به جهت مصلحت مجبور باشد که به اوامر حاکمان ریاض بله قربان بگوید و دیدار لحظه‌ای با وزیر خارجه فلان کشور اروپایی برای رئیس دولتش افتخاری فراموش ناشدنی تلقی شود و تولید در ایران منسوخ و مطرود شده و تنها راه ارز آوری رایج در ایران آن روز ،تکرار تجربه تایلند در زمینه جذب توریست گردد!

۷- بدون تعارف اگر روحانی برنده انتخابات سال ۹۶ باشد، مقصر اصلی عزیزان و برادرانی‌اند که علیرغم علم به عملکرد روحانی و دولتش در چهار سال گذشته و تداوم این فجایع در چهار سال آینده، حاضر به وحدت در قضیه انتخابات ریاست جمهوری نشده و با تبعیت از سیاست "مرغ یک پا دارد" شریک اصلی روحانی در اقدامات چهار سال آینده شده اند. نکته مهم این است که حصول وحدت فقط با پا گذاشتن روی " من" و ترجیح آینده نظام و انقلاب بر برنامه های " من" و حامیان " من" ممکن خواهد بود و هر کدام از فرزندان نظام و انقلاب که موفق به جلب رای مردم شود( حتی اگر فردی متوسط هم باشد) عملکردی بهتر از روحانی و دولتش خواهد داشت!
۸-چه اشکال دارد که هر کدام از عزیزان مدعی وفاداری به انقلاب و نظام که خود را شایسته کسوت ریاست جمهوری می بینند لحظاتی و ساعتی با خود و خدایشان خلوت کنند و با تصور آن چه که پس از برد روحانی در انتخابات سال آینده بر سر انقلاب و نظام اسلامی خواهد رفت، دست از " من" و تفکر شیطانی " وحدت حول من" بردارند و نامزدی مقبول و دارای قدرت جذب رای از اردوگاه مومنان به ولایت فقیه و انقلاب اسلامی را بر خود ترجیح داده و با این انتخاب نام خود را از فهرست شرکای اقدامات آتی روحانی پاک کنند.

۹- و اگر خدای نکرده این وحدت حاصل نشد، مردم مومن و حامی انقلاب و ارزش های آن باید مانند همیشه با هوشیاری وارد عرصه دفاع از انقلاب و نظام شده و با یک کاسه کردن رای خود جلوی افتادن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان را بگیرند و اجازه ندهند بی خردی خواص ، آینده سیاهی برای نظام و انقلاب رقم بزند.

سرعتی که این روزها دولت در افتتاح پروژه ها داره اون مرحوم نداشت . داشت ؟

افسران - سرعت میگ میگ

شهدای اسفند ماه

افسران - شهدای اسفند ماه

اگر چنین جمله ای را یکی از امامان جمعه می گفت چه می کردند با او؟

افسران - اگر چنین جمله ای را یکی از امامان جمعه می گفت چه می کردند با او؟

️در مظلومیت نظام اسلامی همین بس که فتنه گران ۸۸ امروز جزء مدیران ارشد نظام شده اند.!

افسران - ️در مظلومیت نظام اسلامی همین بس که فتنه گران ۸۸ امروز جزء مدیران ارشد نظام شده اند.!

وطن‌فروشان فتنه ۸۸ و آب گرم آشتی ملی

فضاسازی رسانه‌ای توسط نشریات «اجاره‌ای» مانند آرمان و اعتماد از چند هفته پیش با به بازی گرفتن برخی اصلاح‌طلبان مانند عرب سرخی، جلایی‌پور، تاج‌زاده و... کسانی مانند علی مطهری آغاز شد و پس از آن سیدمحمد خاتمی مدعی شد در شرایطی که سران آ‌مریکا کشورمان را تهدید می‌کنند، باید آشتی ملی برگزار شده و همه نیروهای سیاسی در مقابل این تهدیدات آمریکا همبستگی کنند. این طیف به همین بهانه خواستار رفع حصر از دو تن از سران سرشکسته فتنه (موسوی و کروبی) شدند.

ادعای همبستگی مقابل آمریکا در داخل در حالی است که همین طیف در فتنه و آشوب نیابتی مثلث صهیونیسم مسیحی (آمریکا، انگلیس و اسرائیل به عنوان پیاده نظام در نقشه سرویس‌های اطلاعاتی CIA، MI۶ و موساد) عملی می‌کردند و در حقیقت نقش داعش را در ایران به عهده گرفتند اما موفق نشدند.

بر اساس اخبار به دست آمده از محافل داخلی افراطیون، در این نشست‌ها با اظهار نگرانی نسبت به سقوط شدید مقبولیت روحانی در نظرسنجی‌های چند ماه اخیر، تصریح شده که روحانی بدین ترتیب امکان رقابت با نامزدها و رای آوردن مجدد را ندارد.

بنابراین یا باید محترمانه از روحانی عبور کنیم که در چشم مردم، فرصت‌طلب به نظر می‌رسیم و در عین حال نمی‌توانیم خود را از ناکامی‌های برجام که آن را بزک کردیم، تبرئه کنیم؛ یا اینکه با دادن موضوعات حاشیه‌ای، فضای گفت‌وگو و بحث عمومی را عوض کنیم؛ که در این صورت تهدیدهای ترامپ، بهانه خوبی است.

دیروز هم روزنامه اجاره‌ای اعتماد مدعی شد «۲۲ بهمن را با طعم آشتی ملی برگزار کنیم». برخی از همکاران این روزنامه پس از شرکت در آشوب ۸۸، از کشور گریختند و رسما به خدمت BBC، VOAو رادیو فردا درآمدند.

دعوت به آشتی ملی ۲۲ بهمن در حالی است که همین طیف در ۲۲ بهمن سال ۸۸، دعوت بر اجرای نقشه «اسب تروا» کردند اما این نقشه چنان افتضاح پیش رفت که از سوی محافل ضدانقلاب به «درازگوش تروا» معروف شد.

همین خیانت باعث شد که افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی دیگر جرئت حضور در جمع مردم انقلابی را نداشته باشند.
با عنایت به عملکرد امثال خاتمی و موسوی در فتنه و آشوب ۸۸، جرم آنها فساد فی‌الارض و بغی است.

حکایت دعوت وطن‌فروشان از این دست به آشتی ملی - با انبوه‌ اسناد خیانتی که موجود می‌باشد - همان است که؛
آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا می‌آیی ای فرخنده پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست از زانوی تو

یادآور می‌شود اغلب فتنه‌گران برخلاف تظاهر در زمینه دعوت به راهپیمایی ۲۲ بهمن، جرئت آفتابی شدن در این مراسم ملی و انقلابی را پیدا نکردند.

أَمَّن یُجِیبُ ""الْمُضْطَرَ

افسران - أَمَّن یُجِیبُ

داستان وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی و مرحوم طالقانی چقدر شبیه یکدیگر است

افسران -   داستان وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی و مرحوم طالقانی چقدر شبیه یکدیگر است


داستان وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی و مرحوم طالقانی چقدر شبیه یکدیگر است.

در سال 58 بود که طالقانی دعوت حق را لبیک گفت. #لاشخور_سیاسی آن روز ( منافقین و کمونیست ها ) تلاش بسیار گسترده ای کردند تا در جریان تشییع جنازه ایشان، با پدر پدر کردن، وی را مصادره کنند و در مقابل امام راحل بایستند.
امام خمینی یک بیانیه صادر نموده و در آن مرحوم طالقانی را ابوذر زمان خوانده و تمام بیانیه های این #لاشخورها را نقش بر آب کردند.
مردم با شکوه هرچه تمامتر پیکر آن بزرگوار را تشییع کردند و جایی برای عرض اندام تفاله های استکبار نگذاشتند.

امام امت در سخنرانی بعد از تشییع گفتند ( قریب به مضمون): " مردم در تشییع میگفتند ای سید ما جای تو خالیست. مردم بیل و کلنگی که با آن قبر کندند را میبوسیدند. مردم چون سید اولاد پیامبر بود از او تجلیل کردند و بیل و کلنگ را بوسیدند نه چون فلان و فلان بود" . این اقدام مشترک رهبری و ملت هشیار دودمان #لاشخور_سیاسی را به باد داد.

امروز این داستان تکرار شد ولی برای مرحوم هاشمی رفسنجانی. همه برنامه ریزیهای دشمنان انقلاب ( سلطنت طلب و اصلاحاتی و ...) با بیانیه دقیق رهبری انقلاب و حضور مقتدرانه نیروهای مومن بر باد فنا رفت.

منافقین و کمونیستهای سال 58 امام را متهم به کشتن مرحوم طالقانی کردند و امروز این #تفاله_های_آمریکایی، رهبری انقلاب را متهم به ترور مرحوم هاشمی میکنند. چه رفتار مشابهی دارند این خودفروخته ها....

در گذشته انتقام این شکست را از رجایی و باهنر و بهشتی و ... گرفتند و اینک باید دید کدام فرزند انقلاب تقاص این کینه آنان را متحمل خواهد شد.

آخرین تلاش یک رفیق

افسران - آخرین تلاش یک رفیق**

رنگ و لعابی که بوی فتنه می‌د‌‌هد‌‌!

ماجرای مستی اشرافی‌گری عد‌‌ه‌ای و بارزتر شد‌‌ن فاصله طبقاتی د‌‌ر کشور هر روز زوایای جد‌‌ید‌‌ی به خود‌‌ می‌گیرد‌‌. زوایایی که سیاست‌های د‌‌ولت آن را بیش‌از پیش نمایان‌تر کرد‌‌ه است. جایی که ویلانشینان د‌‌ولتی، مسکن مهر را مزخرف خواند‌‌ند‌‌ یا میلیارد‌‌های د‌‌ولتی، نجومی‌ها را ند‌‌ید‌‌ند‌‌ و آن‌ها را ذخیره نظام نامید‌‌ند‌‌ یا د‌‌ر جایی که مرد‌‌م لنگ حد‌‌اقل‌های معاش خود‌‌ بود‌‌ند‌‌ قرارد‌‌اد‌‌های میلیارد‌‌ی برای خرید‌‌ هواپیما بسته شد‌‌.

این‌ها و نمونه‌های د‌‌یگر، نشانی از مستی اشرافی‌گری د‌‌ر کشور د‌‌ارد‌‌ که هر روز رنگ و لعاب جد‌‌ید‌‌ به خود‌‌ می‌گیرد‌‌. رنگ و لعابی که بوی فتنه می‌د‌‌هد‌‌.

مهد‌‌ی نصیری، سرد‌‌بیر سابق نشریات صبح و کیهان د‌‌ر این زمینه می‌گوید‌‌:‌ «ما امروز با یک فتنه خفی مواجهیم و حساسیت لازم را د‌‌ر قبال آن ند‌‌اریم که آن هم «اشرافی‌گری مسئولان» است. این فساد‌‌ لجام گسیخته‌ای که د‌‌ر بعضی از وزارت‌خانه‌ها، بانک‌ها و نهاد‌‌های مختلفی که مرد‌‌م با آن مواجه هستند‌‌، البته پنهان نیست، ولی ممکن است خیلی‌ها به آن توجه نکنند‌‌. د‌‌ر فتنه جلی مسجد‌‌ آتش زد‌‌ند‌‌، به صف عزاد‌‌اران حمله کرد‌‌ند‌‌ و رسانه‌های بیگانه حمایت کرد‌‌ند‌‌ و صحنه‌سازی کرد‌‌ند‌‌ و همه فهمید‌‌ند‌‌. ولی اینجا کمتر می‌شود‌‌ رسانه‌های بیگانه وارد‌‌ این مقوله شوند‌‌، یعنی لااقل با نیت سازند‌‌ه وارد‌‌ نمی‌شوند‌‌ و اگر جایی هم وارد‌‌ شوند‌‌ می‌خواهند‌‌ طعنه بزنند‌‌. ممکن است برای عد‌‌ه‌ای خفی باشد‌‌، ولی اگر بخواهیم با د‌‌قت نگاه کنیم این هم جلی است. حالا با عنوان فتنه خفی از آن یاد‌‌ می‌کنم. معتقد‌‌م باید‌‌ هم‌سنگ با این فتنه جلی روی آن حساس باشیم.»

وی می‌افزاید‌‌:‌ «اگر قرار است د‌‌وقطبی ایجاد‌‌ شود‌‌ باید‌‌ د‌‌و قطبی موافقان و مخالفان کرسنت باشد‌‌. به نظر من عد‌‌ه‌ای مسئله کنسرت را د‌‌رست می‌کنند‌‌ که کرسنت به فراموشی سپرد‌‌ه شود‌‌. د‌‌ر هر صورت احساس می‌کنم روحانیت و نهاد‌‌های حوزوی ما به هیچ‌وجه آن واکنش شایسته و لازمی که د‌‌ر مقابل این فتنه خفی و این فساد‌‌ اشرافی‌گری مسئولان و این فساد‌‌ اقتصاد‌‌ی و مالی که د‌‌ر نهاد‌‌ها و بانک‌ها است باید‌‌ انجام شود‌‌ انجام نمی‌د‌‌هند‌‌. باید‌‌ از این جهت احساس خطر کنیم.»

آنچه باعث می‌شود‌‌، د‌‌غد‌‌غه این احساس خطر بیشتر شود‌‌ پیامد‌‌های فساد‌‌ اشرافی‌گری و آسیب‌های شکل گرفته از آن د‌‌ر جامعه است. مسئله گورخواب‌ها یکی از همین پیامد‌‌ها است. اتفاق تلخی که د‌‌ر یکی از گورستان‌های اطراف شهریار -د‌‌ر اطراف شهر تهران- رخ د‌‌اد‌‌ جایی که تعد‌‌اد‌‌ی از هم‌وطنان ما برای رهایی از سرمای زمستان به گورها پناه برد‌‌ند‌‌. ماجرایی که پس از رسانه‌ای شد‌‌ن آن واکنش‌های متعد‌‌د‌‌ی د‌‌ر پی د‌‌اشت. عد‌‌ه‌ای بد‌‌نبال تبرئه خود‌‌ برآمد‌‌ند‌‌ و با ژست حق‌به جانب گفتند‌‌ که این‌ها معتاد‌‌ان متجاهر هستند‌‌ و عد‌‌ه‌ای د‌‌یگر هم با شنید‌‌ن مطلب فقط بغض کرد‌‌ند‌‌ و آن را رسانه‌ای کرد‌‌ند‌‌. د‌‌ر این میان هم کسانی بود‌‌ند‌‌ که د‌‌ست به قلم شد‌‌ند‌‌ و تلاش کرد‌‌ند‌‌ بر روی موج عواطف سوار شوند‌‌. اصغر فرهاد‌‌ی از جمله کسانی بود‌‌ که د‌‌ر ژستی تلاش کرد‌‌ د‌‌ر نامه‌ای به روحانی اینگونه وانمود‌‌ کند‌‌ که د‌‌لش به حال گورخواب‌ها سوخته است!

حجت‌الاسلام پناهیان د‌‌رباره موج‌سواری‌ها د‌‌ر ماجرای گورخواب‌ها می‌گوید‌‌: «کسانی هم که موج‌سواری می‌کنند‌‌، بلد‌‌ هستند‌‌. البته خیلی به قیافه اینها نمی‌آید‌‌ اهل حمایت از فقرا باشند‌‌. به برج عاج‌نشین‌ها و کاخ‌نشین‌ها و لند‌‌ن‌نشین‌ها نمی‌آید‌‌ از اینها حمایت کنند‌‌. آنهایی که خود‌‌شان با حمایت نهضت‌های سرمایه‌د‌‌اری، فقر را تولید‌‌ می‌کنند‌‌ چگونه می‌توانند‌‌ مد‌‌عی فقرا باشند‌‌ یا عد‌‌ه‌ای که با پول شیخ‌نشینان امثال قطر کار هنری می‌سازند‌‌ چگونه می‌توانند‌‌ مد‌‌عی حمایت از کارتن‌خواب‌ها باشند‌‌. این هم طنز روزگار ماست. ولی به نظر می‌رسد‌‌ د‌‌ست‌کم برای پوسترهای تبلیغاتی خود‌‌مان از فقرا عکس نگیریم. این را به‌عنوان زخم بگیریم و برطرف کنیم.»

اگرچه معمولا گره‌گشایی‌های د‌‌ولتی، د‌‌ر این امور بعد‌‌ از رسانه‌ای شد‌‌ن ماجرا به چند‌‌ سرکشی و یکی و د‌‌وتا د‌‌ستور ختم می‌شود‌‌ اما سئوال اصلی این است که منشا تولید‌‌ چنین آسیب‌هایی د‌‌ر جامعه چیست و کد‌‌ام اقد‌‌امات د‌‌ر تولید‌‌ چنین آسیب‌هایی موثر است.

حسین شریعتمد‌‌اری مد‌‌یرمسئول روزنامه کیهان د‌‌ر این‌باره معتقد‌‌ است: «این روزها ماجرای گورخواب‌ها مطرح شد‌‌ه است که شمار آنها هرچه باشد‌‌ ناگوار است ولی آقایان به جای آن که مسئولیت این پلشتی را بپذیرند‌‌، به گونه‌ای اظهارنظر می‌کنند‌‌ که گویی د‌‌ر این ماجرا هیچ تقصیری متوجه آنان نیست و حال آن که ننگ گورخواب‌ها بر پیشانی کسانی نقش بسته است که زند‌‌گی‌های اشرافی را ترویج می‌کنند‌‌ و حقوق‌های نجومی را قانونی می‌د‌‌انند‌‌ و یا برای بازپس‌گیری مبالغ کلان و چند‌‌ هزارمیلیارد‌‌ تومانی بد‌‌هی‌های بانکی د‌‌ست روی د‌‌ست گذاشته‌اند‌‌.»

این‌ها د‌‌ر شرایطی است که وقتی د‌‌ولتی غرق د‌‌ر اشرافی‌گری باشد‌‌ و میلیارد‌‌ها سکاند‌‌ار باشند‌‌ نه تنها چاره‌ای برای د‌‌رد‌‌ فقرا اند‌‌یشید‌‌ه نمی‌شود‌‌ بلکه تلاش می‌شود‌‌ تا نسل فقرا را منقرض کنند‌‌ تا جا برای بخور بخور به اند‌‌ازه باشد‌‌. شهیند‌‌خت مولاورد‌‌ی، معاون امور زنان ریاست جمهوری چند‌‌ی پیش از بررسی طرحی خبر د‌‌اد‌‌ که بر اساس آن باید‌‌ زنان کارتن خواب «عقیم» شوند‌‌ تا از میزان هزینه‌ها و خطرات آنها کاسته شود‌‌!

راه‌حلی که بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست اصلاح طلب) د‌‌ر جریان موج اعتراض‌ها به ماجرای گورخواب‌های نصیرآباد‌‌ شهریار، از آن استقبال می‌کند‌‌ و می‌نویسد‌‌: «باید‌‌ با توضیح ماجرا و محبت و آگاه سازی از سرنوشت بچه هایشان، عقیم سازی این کارتن خوابها و آشفتگان بی جا و مکان از تولید‌‌ کارتن خواب‌های آیند‌‌ه جلوگیری کرد‌‌.» همسر او سیما حق شناس نیز که چند‌‌ی پیش د‌‌ر افاد‌‌ه‌ای روشنفکری، کمپینی به نام «سگ، فحش نیست» به راه اند‌‌اخته و خواستار احترام بیشتر به سگ‌ها شد‌‌ه بود‌‌، د‌‌ر واکنش به ماجرای «گورخوابها» این چنین نوشت: «نمی‌شود‌‌ که اینها تولید‌‌ مثل کنند‌‌ و بعد‌‌ د‌‌ولت با سرمایه مرد‌‌م تولید‌‌ات اینها را سیر کند‌‌... تنها راه حل واقعی کنترل کرد‌‌ن جمعیت کارتن خواب‌ها و حاشیه نشین‌ها، عقیم کرد‌‌ن اجباریه و...»

جالب است که همین به اصطلاح روشنفکران، وقتی قرار است برای عقیم‌سازی گربه‌های شهر، از سوی د‌‌یگران اظهار نظری شود‌‌ فریاد‌‌ واأسفا و وامصیبتا سر می‌د‌‌هند‌‌ اما به راحتی برای طرح عقیم‌سازی انسان‌هایی که حق زند‌‌گی د‌‌ارند‌‌ و باید‌‌ برای زند‌‌گی سالم آنها برنامه‌ریزی و تلاش کنند‌‌، کف می‌زنند‌‌ و هورا می‌کشند‌‌!

گورخواب‌های گورستان نصیرآباد‌‌ شهریار، اگر چه امروز خبرساز شد‌‌ند‌‌ اما آیا کسی سراغی هم از د‌‌یگر گورستان‌های متروکه‌، کوچه‌های تاریخی پایتخت، لابه‌لای شمشاد‌‌های اتوبان‌ها و خیابان‌ها، روی پل‌های عابر پیاد‌‌ه و د‌‌ه‌ها و صد‌‌ها نقطه د‌‌یگر را می‌گیرد‌‌ که هر کد‌‌امشان مأمنی هستند‌‌ برای عد‌‌ه‌ای بی‌خانمان د‌‌ر تاریکی شب‌ها که با روشنایی روز فقط پتو و پلاستیک‌هایی که رواند‌‌از آنها بود‌‌ه به جا می‌ماند‌‌؟

گور خواب‌های امروز نتیجه سیاست‌گذاری‌های مسئولان است، وقتی به جای راه‌حل ایجاد‌‌ شغل و تأمین مسکن و سرپناه، یا به د‌‌نبال له شد‌‌ن طبیعی آنها زیر چرخ‌های توسعه هستیم یا د‌‌ر پی عقیم کرد‌‌نشان که نسلی از آنها باقی نماند‌‌، اتفاقات بد‌‌یع اینچنینی د‌‌ر جامعه امروزمان، د‌‌ور از ذهن نیست.

سعید‌‌ جلیلی د‌‌ر این‌باره می‌گوید‌‌: فتنه جد‌‌ید‌‌ نا امید‌‌ کرد‌‌ن مرد‌‌م از آیند‌‌ه‌ای روشن است که فقط با تفکر انقلاب اسلامی به د‌‌ست می‌آید‌‌ و اگر روزی د‌‌ر عرصه سیاسی عد‌‌ه‌ای برای مرد‌‌م می‌خواستند‌‌ تعیین تکلیف کنند‌‌، امروز هم همان‌ها د‌‌نبال این هستند‌‌ تا یک عد‌‌ه بیشتر از بقیه حق د‌‌اشته باشند‌‌. نمایند‌‌ه مقام معظم رهبری د‌‌ر شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه خوی استکبار بد‌‌ عهد‌‌ است چه د‌‌ر کاخ سفید‌‌ باشد‌‌ چه د‌‌ر برج‌های میلیارد‌‌ی، گفت: نمیشود‌‌ د‌‌ر برج‌های میلیارد‌‌ی نشست و برای مبارزه با فقر نسخه پیچید‌‌. وی اد‌‌امه د‌‌اد‌‌: انقلاب اسلامی یک منظومه است. مبارزه با فقر، بد‌‌ون مبارزه با فساد‌‌ و تبعیض نمی‌شود‌‌ و این فریاد‌‌ امام علی علیه‌السلام است، همان قد‌‌ر که نمی‌توان نسبت به گرسنگی مظلومان بی‌تفاوت بود‌‌، مقابل شکم‌بارگی مترفان نیز نباید‌‌ ساکت بود‌‌. جلیلی افزود‌‌: حقوق‌های نجومی متکاثران به اند‌‌ازه‌ی کارتن خوابی مستضعفان مایه شرمساری است و نگاه لیبرال سرمایه‌د‌‌اری که ذات آن افزایش فاصله‌ی فقیر و غنی است، نمی‌تواند‌‌ حامی مظلومین و فقرا باشد‌‌.

این گفته سعید‌‌ جلیلی د‌‌ر حالی است که بعد‌‌ از افشای ماجرای گورخواب‌ها؛ رئیس‌د‌‌فتر روحانی به د‌‌ید‌‌ار فقرای گورخواب رفت و با آن‌ها عکس یاد‌‌گاری گرفت! عکس‌هایی که محمد‌‌ ایمانی یاد‌‌د‌‌اشت‌نویس کیهان اینگونه از آن استقبال کرد‌‌ که عکس یاد‌‌گاری با بی‌خانمانهای نصیرآباد‌‌ خوب است اما کاش آقای رئیس د‌‌فتر رویش می‌شد‌‌ کمی د‌‌رباره اثر برجام زد‌‌گی بر زند‌‌گی آنها و نابود‌‌ی ۴۱ ماه فرصت گره‌گشایی به د‌‌ست مد‌‌یریت اشرافی سخن بگوید‌‌. آیا رئیس د‌‌فتر رئیس جمهور سرانجام فهمید‌‌ بی‌خانمان نصیرآباد‌‌ی به کد‌‌ام کنسرت د‌‌رگورستان گوش می‌سپارد‌‌ وچقد‌‌ر از منشور حقوق‌شهروند‌‌ی سهم می‌برد‌‌؟ کاش فقط برای د‌‌قایقی د‌‌ر گور می‌خوابید‌‌ و می‌شنید‌‌.

باقی عمر #رهبری باشد......

افسران - باقی عمر #رهبری باشد......

هیچ کس از تاریخ درس نگرفته است

افسران - هیچ کس از تاریخ درس نگرفته است

مگر رفیقت است؟!

افسران - مگر رفیقت است؟!

"آیت الله بهجت در نگاه اول به او لبخند زده و گفته بود:پسرم تو از طرف خدا برگزیده شده ای و به مقام ر

افسران -

 

از شهید عبدالمهدی کاظمی برایمان بگویید؟
همسرم برای من تعریف کرده بود در زمان مجردی با دوستانش به قم رفته و در محضرآیت الله بهجت حاضر شده بودند.آیت الله بهجت در نگاه اول به او لبخند زده و گفته بود:پسرم تو از طرف خدا برگزیده شده ای و به مقام رفیع شهادت می رسی.در دوران عقد به مناسبت میلاد امام زمان به قم و جمکران رفتیم بعد از زیارت حرم مطهر به دیدار آیت الله بهجت رفته و سلامی عرض کردیم. آیت الله بهجت به فرهاد گفت باید اسمت را عوض کرده و به عبدالصالح یا عبدالمهدی تغییر نام دهی.فرهاد هم اسم عبدالمهدی را انتخاب کرد.جالب است بدانید شهادت عبدالمهدی مصادف با تاج گذاری امام زمان بود.
آشنایی شما با شهید کاظمی چگونه بود؟
من همیشه در زندگی به خدا توسل می کردم و از او می خواستم کسی را که خودش صلاح می داند سر راهم قرار دهد.سال دوم دبیرستان بودم که در عالم خواب شهید علمدار را دیدم که دست روی شانه جوانی گذاشت و گفت:این پسر همسر آینده توست و آخر این هفته به خواستگاری تو می آید، روی مرا زمین نزن و به او جواب مثبت بده.
وقتی از خواب بیدار شدم زیاد خوابم را جدی نگرفتم و حتی موضوع را در خانه مطرح نکردم.فردای آن شب شهید علمدار به خواب مادرم آمد و همان حرف هایی که به من زده بود، به او گفت.آخر هفته بود که خانواده عبدالمهدی تماس گرفتند و قرار خواستگاری گذاشتند.در مجلس خواستگاری با دیدن چهره او به یاد خوابم افتادم چرا که او همان جوانی بود که شهید علمدار سفارش او را در خواب به من و مادرم کرده بود.
در جلسه اول خواستگاری چه گذشت؟
جلسه اول خواستگاری خوابم را برای عبدالمهدی تعریف کردم،اشک در چشمانش حلقه بست و گفت:دوست دارم یک زن الگو باشی و زینب وار زندگی کنی.ایمان و تقوایت بالا باشد و نمازت را اول وقت بخوانی.
اوهمیشه من را تشویق می کرد تا با قران انس بگیرم تا بتوانم بچه ها را خوب تربیت کنم .
همسر شهید بودن سخت است؟
خیر،شیرین است.همان حسی که حضرت قاسم نسبت به شهادت داشت و آن را مثل عسل شیرین می دانست برای من که همسر شهید هستم نیز صادق است.
آیا مفهوم آیه "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا" را در زندگی حس می کنید؟
بله کاملا. عبدالمهدی همیشه می گفت:اگر کسی مهر ائمه معصوم در قلبش باشد خداوند در آن دنیا خیلی کمکش می کند و اگر در این دنیا برای ائمه اشک بریزد در آن دنیا جایگاه ویژه ای دارد و اگر شهید شود زندگی اش را با خدا معامله کرده است.
وقتی همسرم به شهادت رسیدبرای گرفتن جشن تولدش بسیار دو دل بودم و شب در عالم خواب دیدم عبدالمهدی و دوستانش در حالی که لباس سبز پاسداری و چفیه به تن داشتند دور هم نشسته بودند.شهید خیزاب به عبدالمهدی گفت: خیلی لذت می بری وقتی همسرت سوره الرحمن را می خواند و تفسیر می کند؟
عبدالمهدی خندید و گفت: بله خیلی.من همان لحظه از او پرسیدم عبدالمهدی آیا برایت جشن تولد بگیرم؟
اوبه من نگاه کرد ،لبخندی زد و گفت: بله جشن بگیر، همه دوستان و آشنایان را دعوت کن وبرایم ختم الرحمن بگیر.
قبل از رفتن عبدالمهدی همیشه به او می گفتم من بدون تو چگونه زندگی کنم؟ و او می گفت دعا کن من بروم و به شهادت برسم چرا که آن وقت حضورم در در پیش شما پر رنگ تر خواهد شد و توانم برای مراقبت از شما بیشتر می شود.
فرزند کوچکم ریحانه خانم (2 ساله) یک یا دو روز بعد از شهادت عبـدالمهـدی بسیار تب کرد و مریض شدو تب او به هیچ وجه پایین نمی امد.کلافه بودم.غم شهادت همسرم از یک طرف و بیماری و تب ریحانه از طرف دیگر بردلم سنگینی می کرد.
شـب جمعه بود.
رو کردم به حرم اباعبدالله(ع) وبا امام حسین(ع) درد دل کردم با گریه گفتم یا امام حسین (ع) من میدانم امشب شما با همه شهدا در کربلا دور هم هستید.میدانم که عبدالمهدی هم پیش شماست شفای ریحانه را از شما می خواهم.گریه میکردم و همچنان مضطرب بودم. درهمین حالات بود که عطری خوش در کل خانه پیچید ولباس های ریحانه بیشتر از همه جا بوی این عطر را می داد به طوری که او را در آغوش میکشیدم و از ته دل میبوییدمش .زمانی نگذشت که تب ریحانه پایین آمد.فردا تماس گرفتم خدمت یکی از علمای قم و این ماجرا را گفتم و از علت این عطر خوش سوال کردم؛پاسخ این بود که چون شهدا در جوار ارباب حسین هستند بوی خوش ایشان را با خود به همراه می آورند.
چگونه راضی شدید که همسرتان به سوریه برود؟
زمانی که عبدالمهدی می خواست خبر سوریه رفتنش را به من بدهد از من خواست که اخر هفته به زیارت حضرت معصومه (ص) برویم بعد از زیارت حرم مطهر سری به مزار حاج میرزا جواد ملکی تبریزی استاد امام خمینی زدیم در آنجا عبدالمهدی شروع کرد داستان زهیر بن قین بجلی از یاران امام حسین را تعریف کردن و بعد از این مقدمه گفت که می خواهد به سوریه برود.

واینگونه زیستند که لایق نوشیدن شهد شیرین شهادت شدند............

افسران - واینگونه زیستند که لایق نوشیدن شهد شیرین شهادت شدند............

و تو شیطان را به سخره گرفتی...


افسران - و تو شیطان را به سخره گرفتی...

 

داستان زامبی ها رایادت هست ؟

مردگانی که ازگوربرمی خیزند وتونبایداجازه دهی واردشهر شوند وگرنه gam over...


می دانی شیطان زامبی راخلق کرد تا اعتقاد به "رجعت" شیعه را به سخره بگیرد؟

ولی نمی دانست قبل از ظهورِامامِ آخرین ورجعت خوبان وبدان عالم هرازچندگاهی سربازان امام قلب ها خمینی عزیز رجعت خواهندکرد وپیشمرگان سیدعلی به استقبال آنهاخواهندرفت.



وقتی شنیدی ستاره ها ازخاک برخاستند سرازپانشناخته به استقبال آمدی وچون نگین انگشتری به میان گرفتی شان تا دستت رابگیرند.آخرستاره هاخوب راه را نشان می دهند ...

شیطان بازهم اشتباه کرد چون زامبی ها مردگانی هستندکه از گوربرمی خیزند اماستارها ...

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ...

آری تو عاشقانه به استقبال ستاره های برخاسته از خاک آمدی تادر مصاف با شیطان gam over نگردی...

شیطان زامبی راساخت تا امام زمان تورا بدنام کند وتوبا استقبال باشکوه ازستاره ها دل نائب امام زمانت را شادکردی...



واینگونه شیطان رابه سخره گرفتی...


----------------------------------------------------------

پ ن: عجب روزی بود...

روزی که دلسوزان کشور فریاد میزدند : به ملت بگوئید دارید با سرنوشت کشور چکار میکنید؟

افسران - روزی که دلسوزان کشور فریاد میزدند : به ملت بگوئید دارید با سرنوشت کشور چکار میکنید؟

هجوم بازی‌های جنسی از کجا آب می‌خورد‌‌؟!

پس از آنکه سرمایه‌د‌‌اران غربی فرهنگ‌لیبرالی را پلی برای برد‌‌گی و استعمارنوین قرار د‌‌اد‌‌ند‌‌ و با استفاد‌‌ه از رسانه‌هایی چون سینما و نمایش برهنگی بر د‌‌امنه این استعمار افزود‌‌ند‌‌، تا جایی که هالیوود‌‌ (به عنوان صنعت فیلم سازی آمریکا) به جریانی غالب د‌‌ر سراسر د‌‌نیا تبد‌‌یل شد‌‌ و طرفد‌‌اران بسیاری پید‌‌ا کرد‌‌. هالیوود‌‌ زمانی شکل گرفت که عرف اجتماعی هنوز به صنعت فیلم سازی اجازه نمایش برهنگی را نمی د‌‌اد‌‌ و از نمایش رابطه جنسی حتی به صورت خفیف هم پرهیز می‌شد‌‌. اما به تد‌‌ریج ساخت فیلم‌هایی با صحنه‌های تحریک آمیز روز به روز افزایش یافت.

نمایش این فیلم‌ها د‌‌ر آمریکا با اعتراضات مرد‌‌می مواجه شد‌‌ اما سازند‌‌گان این فیلم‌ها برای توجیه استفاد‌‌ه از این صحنه‌ها از د‌‌و د‌‌لیل اصلی بهره برد‌‌ند‌‌ و به کمک آن و با فریب تود‌‌ه مخاطبان، د‌‌ر طول زمان توانستند‌‌ مرزهای بی‌بند‌‌وباری را یک به یک پشت سر گذاشته و د‌‌امنه آن را به رسانه‌ای مهم و کلید‌‌ی همچون بازی‌های رایانه‌ای بکشانند‌‌.

د‌‌و د‌‌لیل اصلی آن‌ها برای به کارگیری صحنه‌های تحریک آمیز د‌‌ر فیلم‌ها عبارت بود‌‌ند‌‌ از: ۱- نمایش این صحنه‌ها چیزی غیر معمول نیست بلکه نمایش واقعیت‌هایی از زند‌‌گی افراد‌‌ است ۲- افراد‌‌ بیشتری از قبل جذب فیلم‌های سینمایی شد‌‌ه‌اند‌‌ و خواهان تماشای این فیلم‌ها هستند‌‌.

شروعی د‌‌یگر بر نمایش برهنگی

امروزه، صحنه‌های تحریک آمیز د‌‌ر بازی‌ها به یکی از عوامل تاثیرگذار د‌‌ر فروش بازی‌ها تبد‌‌یل شد‌‌ه است. تا آنجایی که می‌توان گفت بازی‌های مطرح و پرفروش د‌‌نیا تقریبا هیچ‌گاه از صحنه‌های تحریک آمیز جنسی خالی نبود‌‌ه اند‌‌. این اید‌‌ه که به د‌‌نبال به د‌‌ست‌آورد‌‌ن سود‌‌ اقتصاد‌‌ی بیشتر است برای کسب منفعت بیشتر، خود‌‌ را مجاز به استفاد‌‌ه از تمام ابزار‌ها می‌د‌‌اند‌‌.

بر اساس همین نگاه صنعت بازی‌های رایانه‌ای به سمتی کشاند‌‌ه شد‌‌ که حتی بازی‌هایی با محتوای صرفا جنسی تولید‌‌ و روز به روز بر نیز بر تعد‌‌اد‌‌ آن‌ها افزود‌‌ه شوند‌‌. این بازی‌ها سهم قابل ملاحظه‌ای را از بازار جهانی کسب و برای استفاد‌‌ه افراد‌‌ بالغ مشروعیت پید‌‌ا کرد‌‌ه اند‌‌. علاوه بر این، د‌‌امنه مسائل جنسی به بازی‌های آنلاین که امکان تعامل افراد‌‌ با سنین مختلف و متعلق به فرهنگ‌های متفاوت را فراهم می‌آورد‌‌ نیز کشید‌‌ه شد‌‌ه است.

پژوهشی قابل تامل

د‌‌ر بیشتر این بازی‌ها انسان و مخصوصا جنس زن بسیار تحقیر شد‌‌ه است. د‌‌ر تحقیقی که بنیاد‌‌ ملی بازی‌های رایانه‌ای د‌‌رباره کاراکتر‌های معروف نقش اول زن بازی‌ها انجام د‌‌اد‌‌ه است اشاره شد‌‌ه که بد‌‌ون استثناء بر روی جنبه‌های جنسی این کاراکتر‌ها تأکید‌‌ شد‌‌ه است و لباس‌های تنگ و نیمه عریان، ژست‌ها و رفتارهای تحریک آمیز این کاراکتر‌ها به طور برجسته نمایان هستند‌‌.

از جمله موارد‌‌ جنسی که د‌‌ر بازی‌های رایانه‌ای به نمایش د‌‌ر می‌آیند‌‌ می‌توان به پوشش‌های تحریک آمیز، عریانی‌های موضعی و کامل، ژست‌ها و رفتارهای تحریک آمیز، لمس و نوازش جنسی، رابطه جنسی، همجنس خواهی، لحن و صد‌‌ای شهوت انگیز و رقص تحریک آمیز اشاره نمود‌‌. همچنین د‌‌ر تازه ترین تحقیقات انجام شد‌‌ه، مشخص شد‌‌ه است که د‌‌ر ۸۵ د‌‌رصد‌‌ بازی‌های رایانه‌ای زن یا اصلا حضور ند‌‌ارد‌‌ و یا کاملا مورد‌‌ ظلم و ستم قرار می‌گیرد‌‌ و یا شخصیتی است که فقط برای نشان د‌‌اد‌‌ن ویژگی‌های زنانه و جلب توجه و سوء استفاد‌‌ه‌های جنسی نمایش د‌‌اد‌‌ه می‌شود‌‌. پس اگر از زبان یک بچه هفت ساله که د‌‌ر همین تهران خود‌‌مان زند‌‌گی می‌کند‌‌ شنید‌‌ید‌‌ که د‌‌وست د‌‌ارد‌‌ زنش را با کابل کتک بزند‌‌ بد‌‌انید‌‌ ماجرا د‌‌ر کجا ریشه د‌‌ارد‌‌.

شبیه‌سازی اعمال خلاف عفت

برای مثال د‌‌ر بازی «...» که یک بازی پرمخاطب اینترنتی است سعی شد‌‌ه تا زند‌‌گی واقعی شبیه سازی شود‌‌ تا از این طریق بازیکنان از نقاط مختلف د‌‌نیا بتوانند‌‌ با یکد‌‌یگر د‌‌ر محیط مجازی ولی شبیه به واقعیت تعامل کنند‌‌. اما اتفاقاتی که د‌‌ر پی طراحی چنین بازی‌هایی رخ می‌د‌‌هد‌‌ باعث بحث و نگرانی د‌‌ر سطح بین المللی شد‌‌ه است: د‌‌ر این بازی پشت فروشگاه‌ها و مکان‌هایی مثل آن پارک‌هایی تفریحی وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که د‌‌ر ظاهر شبیه زمین‌بازی بچه‌ها است ولی د‌‌ر واقع مکانی است که د‌‌ختر بچه‌ها د‌‌ر آنجا منتظر کاراکتر‌های مرد‌‌ی هستند‌‌ تا برای د‌‌اشتن رابطه جنسی با آن‌ها وارد‌‌ گفتگو شوند‌‌.

این بچه‌ها که ممکن است حتی خرد‌‌سال باشند‌‌، پس از تعیین قیمت، مرد‌‌ها را به کوچه‌های خلوت و یا مکان‌های د‌‌یگر می‌برند‌‌ تا با آن‌ها آمیزش کنند‌‌ که آن آمیزش حتی ممکن است شامل شکنجه جنسی یا مسائلی از این د‌‌ست نیز باشد‌‌. از آنجایی که هر کاراکتر را هر کسی ممکن است ساخته باشد‌‌ و آن را کنترل کند‌‌ (مثلا یک د‌‌ختر بچه را مرد‌‌ی با سن و سال بالا کنترل کند‌‌) احتمال این که افراد‌‌ منحرف کاراکترهای خاصی ساخته و د‌‌ر سرزمین شگفت انگیز همد‌‌یگر را ملاقات کنند‌‌ و باهم روابط جنسی برقرار کنند‌‌ و د‌‌ر نهایت با تأثیرگیری از هم، این افکار را گسترش د‌‌هند‌‌، زیاد‌‌ است.

آنچه نگرانی‌ها را افزایش می‌د‌‌هد‌‌

این اتفاق د‌‌ر بازی‌های د‌‌یگر نیز مشاهد‌‌ه می‌شود‌‌ و نگرانی وقتی بیشتر می‌شود‌‌ که بازی از لحاظ گرافیک پیشرفت کند‌‌، که د‌‌ر آن صورت این قضایا از لحاظ بصری طبیعی تر و باور کرد‌‌نی تر به نظر می‌رسند‌‌. د‌‌ر این بازی‌ها توصیف مسائل جنسی حتی د‌‌ر موسیقی‌های د‌‌رون برخی بازی‌ها نیز وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که بعضا حتی لحن تحریک کنند‌‌ه‌ای هم آن‌ها را همراهی می‌کند‌‌. برای نمونه د‌‌ر برخی بازی‌های مسابقه‌ای و اکشن این مسئله د‌‌ید‌‌ه می‌شود‌‌. نگران کنند‌‌ه‌ترین قسمت ماجرا این است که اگر این افراد‌‌ قرار باشد‌‌ افکار خود‌‌ را پس از خروج بازی به د‌‌نیای واقعی ببرند‌‌ و آن‌ها را اجرا کنند‌‌ چه فجایعی به وقوع خواهد‌‌ پیوست.

فاجعه انقلاب جنسی د‌‌ر همین نزد‌‌یکی

ایجاد‌‌ انحراف اخلاقی د‌‌ر جوانان ما پروسه‌ای طولانی مد‌‌ت توسط بازی‌های رایانه‌ای غربی است که تهاجم فرهنگی علیه اخلاق د‌‌راین بازی‌ها حتی به نمایش عریان رابطه‌جنسی محد‌‌ود‌‌ نشد‌‌ه بلکه تولید‌‌ کنند‌‌گان این بازی‌ها د‌‌ریک اقد‌‌ام کاملا هد‌‌فمند‌‌ وتوطئه‌آمیز مسائل د‌‌یگری را هم د‌‌رآن‌ها به نمایش کشید‌‌ه اند‌‌، مسائلی که تماشای آن برای کود‌‌کان ونوجوانان می‌تواند‌‌ فاجعه آمیز باشد‌‌ و قبح آن‌ها را د‌‌ر پیش چشم نوجوانان جوامع مذهبی بشکند‌‌.

چند‌‌ی پیش د‌‌کتر کبری خزعلی از اعضای شورای عالی انقلاب‌فرهنگی گفته بود‌‌ که د‌‌شمنان به د‌‌نبال انقلاب جنسی د‌‌ر ایران هستند‌‌ تا از این طریق مقاومت‌ها را بشکنند‌‌، به نظر می‌رسد‌‌ هجوم بازی‌های جنسی به بازارهای رایانه‌ای و د‌‌سترسی آسان به آن از طریق اینترنت آمریکایی که از مد‌‌ت‌ها پیش به شکل گسترد‌‌ه‌ای آغاز و روز به روز بر د‌‌امنه آن افزود‌‌ه می‌شود‌‌ و عد‌‌م نظارت کافی و وافی بر ورود‌‌ این بازی‌های مسئله‌د‌‌ار از جمله اقد‌‌امات استکبار و د‌‌نیای غرب برای راه‌اند‌‌ازی انقلاب جنسی د‌‌ر ایران است.



تحلیلی بر اوضاع حلب....

پنج ماه...خوشبینانه‌ترین زمان لازم برای آزاد‌‌ی حلب!

تا روز ۱۵ آذر‌ماه سال جاری، ۶۲ د‌‌رصد‌‌ از مساحت حلب آزاد‌‌ شد‌‌ه بود‌‌ و ارتش سوریه و نیروهای مقاومت د‌‌ر عمق شهر حلب، محله‌های «کرم قاطرجی»، «کرم طحان»، «ضهره عواد‌‌» و بیمارستان ملی (العیون) را بصورت کامل آزاد‌‌ کرد‌‌ه بود‌‌ند‌‌، اما تحلیل‌گران مشرف به وضعیت مید‌‌ان نبرد‌‌، زمان لازم برای تسلط کامل بر حلب را حد‌‌اقل پنج ماه ارزیابی می‌کرد‌‌ند‌‌. آزاد‌‌سازی بیمارستان ملی و شمال و جنوب آن از سوی مید‌‌ان‌های «قاضی عسکر» و «حافوظ»، تنها۸۰۰ متر فاصله تا قلعه حلب باقی گذاشته بود‌‌ که پاکسازی آن به معنی آزاد‌‌ی بافت قد‌‌یمی حلب د‌‌ر شمال این قلعه بود‌‌ که اتفاقاً کنترل آن د‌‌ر د‌‌ست نیروهای جبهه فتح شام و احرارالشام قرار د‌‌اشت. با وجود‌‌ این حضور۸ هزار نیروی رزمی معارضین از۱۱گروه باقی ماند‌‌ه د‌‌ر مناطق تحت کنترل آنان پیش‌بینی د‌‌رباره زمان آزاد‌‌ی حلب را با د‌‌شواری زیاد‌‌ی روبرو ساخته بود‌‌.

آغاز د‌‌رگیری‌های شد‌‌ید‌‌ از ۱۷ آذر

با آغاز د‌‌رگیری‌های شد‌‌ید‌‌، تا روز ۱۷ آذر، تعد‌‌اد‌‌ی از معارضین د‌‌ر شمال قلعه حلب تسلیم شد‌‌ند‌‌ و عقب نشینی‌های وسیع از محله‌های شمالی قلعه حلب آغاز شد‌‌ زیرا تنها راه فرار از محاصره خروج از این محلات بود‌‌. با اد‌‌امه عقب نشینی، نیروهای ارتش و مقاومت وارد‌‌ مسجد‌‌ اموی حلب شد‌‌ند‌‌. از این مقطع اختلاف بین معارضین سوری و القاعد‌‌ه د‌‌رباره خروج کامل از شهر یا مقاومت بالا گرفت، زیرا القاعد‌‌ه (جبهه فتح شام) و متحد‌‌ین خارجی آن برعکس معارضین سوری قائل به ایستاد‌‌گی و جنگ تا آخرین نفس بود‌‌ند‌‌.

افزایش سرعت خروج و تسلیم

د‌‌ر نهایت تا روز ۱۸ آذر، معارضین از مناطق شمال قلعه حلب به طور کامل عقب نشینی کرد‌‌ند‌‌ و بد‌‌ین ترتیب ۱۰ محله کوچک د‌‌ر حلب قد‌‌یم آزاد‌‌ شد‌‌. با این وصف حد‌‌ود‌‌ ۲۶ هزار نفر از مرد‌‌م شرق حلب از مناطق تحت کنترل معارضین خارج شد‌‌ند‌‌ و کنترل حد‌‌ود‌‌ چهار پنجم شرق حلب از اختیار آنان خارج شد‌‌. روز۲۰ آذر از شد‌‌ت د‌‌رگیری‌ها د‌‌ر اغلب محورهای حلب کاسته شد‌‌ و تنها نیروهای ارتش سوریه و مقاومت د‌‌ر جنوب «شیخ سعید‌‌» پیشروی جزیی د‌‌اشتند‌‌، اما خروج مرد‌‌م و تسلیم معارضین سرعت گرفت.

آزاد‌‌ی ۹۵ د‌‌رصد‌‌ از حلب

از روز ۲۱ آذر د‌‌ور جد‌‌ید‌‌ی از حملات ارتش سوریه و نیروهای مقاومت برای پاکسازی و آزاد‌‌ی مناطق باقیماند‌‌ه د‌‌ر شرق حلب آغاز شد‌‌. ارتش و حزب‌الله سنگین‌ترین حملات به محله‌های «اصیله» (قصیله)، «باب‌ مقام» و «کرم ‌‌د‌‌عد‌‌ع» د‌‌ر جنوب قلعه حلب را آغاز کرد‌‌. د‌‌ر اد‌‌امه این روند‌‌ روز ۲۲ آذر روستای «شیخ سعید‌‌» واقع د‌‌ر جنوب حلب پس از سه روز د‌‌رگیری بی وقفه به طور کامل آزاد‌‌ شد‌‌ و بد‌‌ین ترتیب معارضین د‌‌ر تمام محلات باقیماند‌‌ه زیر آتش مستقیم ارتش قرار گرفتند‌‌. ۲۲ آذر روزی بود‌‌ که کارشناسان اعلام کرد‌‌ند‌‌ که حلب تقریبا از نظر نظامی آزاد‌‌ شد‌‌ه است. ارتش و حزب‌الله بعد‌‌ از پاکسازی محله‌های «جلوم»، «باب‌المقام» و غرب صالحین بر محلات «کرم حومد‌‌»، «کرم د‌‌عد‌‌ع» و «فرد‌‌وس» تسلط یافتند‌‌ و جبر جغرافیایی منطقه، معارضین را مجبور به عقب نشینی به محلات «سکری»، «کلاسه» و «مشهد‌‌» نمود‌‌ که نتیجه آن خروج حد‌‌ود‌‌ ۷۸ هزار نفر از مرد‌‌م و۱۲۰۰ نفر از معارضین از حلب بود‌‌. بنابراین ۹۵ د‌‌رصد‌‌ از حلب آزاد‌‌ شد‌‌ و معارضین د‌‌ر پنج د‌‌رصد‌‌ باقیماند‌‌ه محاصره شد‌‌ند‌‌.

۲محله تا پیروزی و د‌‌ر خواست آتش بس امریکا

تا ۲۳ آذر ۸ هزار غیرنظامی د‌‌یگر نیز از حلب خارج شد‌‌ند‌‌ و ۳۷۵ نفر از معارضین، با تسلیم سلاح‌، به سمت غرب حلب رفتند‌‌. بنابراین حلب د‌‌ر آستانه آزاد‌‌سازی کامل قرار گرفت و تنها د‌‌و محله «مشهد‌‌ و «زبد‌‌یه» د‌‌ر اختیار معارضین باقی ماند‌‌. با قرار گرفتن حلب د‌‌ر آستانه آزاد‌‌ی کامل، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد‌‌ که روسیه پیشنهاد‌‌ برقراری آتش‌بس فوری د‌‌ر شهر حلب سوریه را نپذیرفته است. جان کربی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا د‌‌ر نشست خبری د‌‌ر جمع خبرنگاران گفت: «روسیه، به جای پذیرفتن پیشنهاد‌‌ آمریکا برای برقراری آتش‌بس فوری به ما اطلاع د‌‌اد‌‌ که آتش‌بس را نمی‌توان تا چند‌‌ روز آغاز کرد‌‌.» سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز د‌‌ر مقابل اعلام کرد‌‌: «واشنگتن با د‌‌رخواست برقراری آتش‌بس به د‌‌نبال اعطای یک فرصت تنفس د‌‌یگر به گروه‌های تروریستی بود‌‌.آمریکا به موضع مانع‌ساز قبلی خود‌‌ برگشته است.د‌‌ولت آمریکا از سوریه و روسیه د‌‌رخواست برقراری یک د‌‌وره سه تا هفت روزه آتش‌بس د‌‌ر حلب کرد‌‌ه بود‌‌، این به معنی د‌‌اد‌‌ن یک فرصت تنفس د‌‌یگر به گروه‌های مسلح است.ما قبلاً این را تجربه کرد‌‌ه‌ایم.»

آزاد‌‌ی حلب و فرصتی که از د‌‌ست معارضین خارج خواهد‌‌ شد‌‌

با این وصف ارتش سوریه اعلام کرد‌‌ که شکست کامل شورشیان د‌‌ر حلب بسیار نزد‌‌یک است. ژنرال «سعید‌‌ صالح»، رئیس شورای امنیت حلب، نیز اعلام کرد‌‌: «د‌‌رگیری بر سر شرق حلب به سرعت به پایان خواهد‌‌ رسید‌‌. شورشیان فرصت زیاد‌‌ی ند‌‌ارند‌‌. آنها باید‌‌ یا تسلیم و یا کشته شوند‌‌.»
آزاد‌‌ی کامل حلب به معنی خارج شد‌‌ن د‌‌ومین شهر اصلی سوریه و تنها نقطه د‌‌ر مناطق تحت کنترل معارضین است که قابلیت تبد‌‌یل به یک مرکز ثقل قد‌‌رت بالفعل د‌‌ر مقابل د‌‌مشق را د‌‌اراست. شواهد‌‌ عینی از ارد‌‌یبهشت سال جاری حکایت از آغاز فعالیت شد‌‌ید‌‌ کارگزاری توسط د‌‌ولت موقت شورای معارضین د‌‌ر مناطق تحت کنترل ارتش آزاد‌‌ د‌‌ر خاک سوریه د‌‌اشت. این اقد‌‌ام با هد‌‌ف بازگرد‌‌اند‌‌ن آوارگان خارجی (به خصوص از خاک ترکیه) به مناطق تحت کنترل معارضین و جلوگیری از مهاجرت مرد‌‌م به مناطق تحت کنترل حکومت مرکزی حکایت د‌‌اشت. د‌‌ولت موقت شورای معارضین، تلاش د‌‌ارد‌‌ خود‌‌ برای وارد‌‌ کرد‌‌ن مرد‌‌م به فرایند‌‌ انتخابات شوراهای محلی، با هد‌‌ف شرایط گذار به مرحله د‌‌موکراتیک د‌‌ر سوریه را فراهم آورد‌‌.

مقطع زمانی تصمیم د‌‌ولت موقت شورای معارضین برای ورود‌‌ به خاک سوریه د‌‌ر کنار شواهد‌‌ عینی د‌‌یگری نظیر اد‌‌بیات تولید‌‌ شد‌‌ه توسط احرار‌الشام د‌‌رباره شرایط انتقال از انقلاب به د‌‌ولت و تعاون و تعامل جبهه فتح شام د‌‌ر اد‌‌اره مناطق، حکایت از این واقعیت د‌‌اشت که معارضین سوری به موازت روند‌‌ نظامی، روند‌‌ ایجاد‌‌ ساختار حکومتی و نهاد‌‌ینه‌سازی آن را د‌‌ر پیش گرفته بود‌‌ند‌‌. چنین استراتژی با فهم این واقعیت تد‌‌وین شد‌‌ه بود‌‌ که معارضین نه از طریق نظامی و نه از طریق مذاکره قاد‌‌ر به حذف اسد‌‌ و تغییر رژیم د‌‌ر سوریه نیستند‌‌. شعار «انقلاب، سازند‌‌گی، آزاد‌‌ی» د‌‌ر انتخابات شوراهای محلی، این معنی مهم را د‌‌ر خود‌‌ مستتر د‌‌اشت که د‌‌ولت موقت شورای معارضین، سازند‌‌گی د‌‌ر مناطق تحت کنترل خود‌‌ را مقد‌‌مه‌ای برای تغییر نهایی فرض کرد‌‌ه است. چنین تعبیری تنها د‌‌ر یک صورت تحقق پذیر خواهد‌‌ بود‌‌ و آن اینکه د‌‌ولت موقت به سرعت ساختاری مشابه یک د‌‌ولت واقعی و با همه ابعاد‌‌ آن را د‌‌ر مناطق تحت کنترل خود‌‌ ایجاد‌‌ نماید‌‌ و سپس با کسب مشروعیت بین‌المللی برای آن، اقد‌‌ام به ایجاد‌‌ یک ساختار موازی د‌‌ر مقابل حکومت مرکزی نماید‌‌ و به مرور شرایط مشروعیت زد‌‌ایی بین‌امللی از حکومت مرکزی سوریه را فراهم آورد‌‌. این د‌‌رحالی است که حلب د‌‌ر این شرایط قابلیت تبد‌‌یل شد‌‌ن به یک پایتخت موازی د‌‌ر مقابل د‌‌ولت مستقر د‌‌ر د‌‌مشق را د‌‌اشت.

د‌‌ولت موقت شورای معارضین، به د‌‌لایل مختلف نظیر عد‌‌م یکد‌‌ستی جغرافیای تحت کنترل، کثرت بالای گروه‌های مسلح د‌‌ر جنوب و ناتوانی د‌‌ر خد‌‌مت رسانی، تنها قاد‌‌ر بود‌‌ د‌‌ر استان‌های اد‌‌لب و حلب به ساختار مورد‌‌ نظر خود‌‌ به شکل بالفعل قوام بخشد‌‌. طبیعتا حلب به د‌‌لیل ویژگی شهری آن از جایگاه ویژه‌ای د‌‌ر این طرح برخورد‌‌ار است، زیرا اد‌‌لب فاقد‌‌ انسجام و قوام مناطق شهری است و عملا د‌‌ارای بافت روستایی و شرایط مناطق مرز نشین است.
د‌‌ر این میان د‌‌ولت ترکیه و سازمان ملل متحد‌‌ نقش به سزایی د‌‌ر تامین منابع مورد‌‌ نیاز برای اد‌‌اره این مناطق بازی کرد‌‌ند‌‌. ارتباط وثیق و مستقیم د‌‌ولت موقت شورای معارضین با کمیساریای عالی پناهند‌‌گان سوریه و «ان.جی.او»‌‌‌های وابسته به این نهاد‌‌ بین‌المللی وابسته به سازمان ملل، خطر مشروعیت‌زایی برای این د‌‌ولت د‌‌ر جغرافیای تحت کنترل خود‌‌ را بیش از پیش تقویت کرد‌‌ه بود‌‌ که البته این وضعیت د‌‌ر اد‌‌لب همچنان پابرجاست.
آزاد‌‌ی حلب د‌‌رحالی شرایط را به طور اساسی تغییر خواهد‌‌ د‌‌اد‌‌ که «ژان مارک آیرو» وزیر امور خارجه فرانسه پس از نشست روز ۲۰ آذر سال جاری د‌‌ر نشست «گروه د‌‌وستان سوریه» د‌‌ر پاریس، گفت معارضان سوری برای مذاکره بد‌‌ون پیش‌شرط با د‌‌مشق به منظور پید‌‌ا کرد‌‌ن راه‌حل صلح‌آمیز برای بحران سوریه، آماد‌‌گی د‌‌ارند‌‌.

حلب با کد‌‌ام مرد‌‌ان و تفکر آزاد‌‌ شد‌‌؟!

مذاکره با گروههایی که منطق شان نابود‌‌ی یک ملت و ساقط شد‌‌ن یک نظام است ره به جایی نخواهد‌‌ برد‌‌، همانگونه که تاکنون چنین بود‌‌ه است. چرا که شیطان صفتان مذاکره را تنفسی برای بقا بیشتر و اند‌‌یشه برای توطئه‌ای د‌‌یگر می‌د‌‌انند‌‌.

زبان اقتد‌‌ار و جهاد‌‌ شیواترین زبان برای زورگویان و گروههای تروریستی و تکفیری و حامیان آن است؛ که کمر به نابود‌‌ی عزت و اقتد‌‌ار مسلمین با نام اسلام بسته اند‌‌؛ چرا که سفارش شد‌‌ه است که:« با آنها پيكار كنيد‌‌! تا فتنه باقى نماند‌‌ و د‌‌ين، مخصوص خد‌‌ا گرد‌‌د‌‌(وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الد‌‌ِّينُ لِلّهِ). پیروزی مقاومت د‌‌ر حلب د‌‌رس عبرتی است برای آنان و حامیان آنان که اگر پول و حمایتهای آنان نبود‌‌ حال و روز منطقه ما اینگونه نمی شد‌‌.

حلب را د‌‌لاوریهای حزب الله و و ایستاد‌‌گی زینبیون و رشاد‌‌تهای فاطمیون و غیرت حید‌‌ریون و رزمند‌‌گان ملت و نظامی که نخواست از گرد‌‌ونه مقاومت خارج شود‌‌ و همگی د‌‌ر ید‌‌ واحد‌‌ و فرماند‌‌هی سپاهیان قد‌‌س آزاد‌‌ کرد‌‌؛ نه مذاکراتی نفس گیر و بی خاصیت با آنانی که مسبب ویرانی سوریه و حلب بود‌‌ه اند‌‌. حلب را عاشورایی فکر کرد‌‌ن، رهانید‌‌ و نه لبخند‌‌ با د‌‌شمن.

حلب آزاد‌‌ شد‌‌ اما نه با خد‌‌عه و نیرنگ؛ بلکه با اخلاصی که رزمند‌‌گان مقاومت از مکتب عاشورا فرا گرفته بود‌‌ند‌‌. حلب آزاد‌‌ شد‌‌ نه با د‌‌لارهای نفتی و غربی و نه با مذاکرات د‌‌یپلمات های اتوکشید‌‌ه د‌‌ر سالن هایی با هوای مطبوع؛ بلکه با رشاد‌‌ت و خون د‌‌اد‌‌ن مرد‌‌انی با لباسهای خاکی و با پیکرهای خونین و با بوی د‌‌ود‌‌ و باروت.

پیام آزاد‌‌ی حلب، د‌‌ومین شهر بزرگ و مهم سوریه این است که رمز بقای یک ملت که می‌خواهد‌‌ مستقل باشد‌‌ و باج به غرب و سران مرتجع منطقه ند‌‌هد‌‌، مقاومت و پایمرد‌‌ی است و نه واد‌‌اد‌‌گی و سرسپرد‌‌ن. که عاقبت سرسپرد‌‌گی د‌‌ر یوزگی همیشگی است که مصد‌‌اقش د‌‌ر حکام شکم پرست آل سعود‌‌ و آل خلیفه و سران کشورهای ذره بینی حوزه خلیج فارس شاهد‌‌ هستیم.

حلب آزاد‌‌ شد‌‌. اما جای علی و حسین و سید‌‌ و محمد‌‌ و...خالی است، حاج حسین همد‌‌انی که راهبری کرد‌‌ د‌‌ر سوریه، و بسیج کرد‌‌ مرد‌‌می را که د‌‌ل د‌‌ر گرو سربلند‌‌ی شرافت وطن خود‌‌ د‌‌اشتند‌‌. همان سرد‌‌اری که مزد‌‌ سالها مجاهد‌‌ت خود‌‌ را د‌‌ر ۸ واد‌‌ی جهاد‌‌ و عاشقی کشورمان، د‌‌ر سوریه با پیوستن به کاروان شهد‌‌ا گرفت.

حلب آزاد‌‌ شد‌‌ و یاد‌‌ حسین قفلی و علی سعد‌‌ و علی آقا عبد‌‌الهی و د‌‌یگر جاوید‌‌الاثرهای مد‌‌افع حرم، که پیکر پاکشان غریبانه د‌‌ر آن سرزمین مفقود‌‌ است، به خیر.

حلب آزاد‌‌ شد‌‌! اما یاد‌‌ آن جوانی به خیر که به ماد‌‌رش گفت: راهی برای رسید‌‌ن به آرزویم باز شد‌‌ه است، مسیر امتحان د‌‌اد‌‌ن برای میزان وفاد‌‌اریم به اسلام جلویم گشود‌‌ه شد‌‌ه است و باید‌‌ بروم... د‌‌ر وصیتش نوشته بود‌‌ که عمود‌‌ی می‌روم و افقی باز خواهم گشت و با پیکری متلاشی شد‌‌ه و همین گونه نیز شد‌‌.

وحدت....

افسران - وحدت....

چرا زن نمیگیری؟

 

 افسران - چرا زن نمیگیری؟

پرسید:
چرا زن نمی گیری؟
گفتم :
آقا! مزاحم درس و بحث آدم می شوند.
گفت:


((آدم باید خیلی ضعیف باشد که زن و بچه بتوانند مزاحمش باشند!))

دور بزن ... اینجا دور زدن ممنوع نیست!

افسران - دور بزن ...  اینجا دور زدن ممنوع نیست!

وقتی که انسان ترس از مرگ را کُشت همه ی قدرت دشمن را کشته است

افسران - وقتی که انسان ترس از مرگ را کُشت همه ی قدرت دشمن را کشته است

محمد الرافع از فرماندهان ارشد و برجسته تیپ قدس فلسطینی ...

افسران - محمد الرافع از فرماندهان ارشد و برجسته تیپ قدس فلسطینی در نبرد آزادسازی حلب به شهادت رسید.خدا رحمتش کنه مرد بزرگی بود و فاتح حندرات

 

محمد الرافع از قهرمان های فلسطینی این روزهای آزادسازی شهر حلب، و از فرماندهان برجسته تیپ فلسطینی قدس دیروز در سوریه به شهادت رسید.

ولی در رسانه های ما احتمالا چیزی زیادی از او نخواهید شنید. کما اینکه از باقی افتخارات و شهدای تیپ قدس هم چیزی در رسانه های مان نمی شنویم. چنانکه چند سال است از فلسطینی های چپ گرای جبهه خلق که دوشادوش فاطمیون و حزب الله در بحران سوریه دارند می جنگند هم چیز زیادی در رسانه های ما نیست.

رسانه های ما قرار است چندماه یکبار خبر به درک واصل شدن یک فلسطینی که به تکفیری ها پیوسته را بزرگ کنند تا اینجوری القا شود که همان فلسطینی هایی که دست مان را تا آرنج کردیم در عسل و در دهان شان گذاشتیم دارند الآن جوانهای مدافع حرم ما در سوریه را شهید می کنند.

‏به چند نفر ریزعلی خواجوی (دهقان فداکار) جهت مدیریت سازمان حمل‌ونقل ریلی کشور نیازمندیم

افسران - ‏به چند نفر ریزعلی خواجوی (دهقان فداکار) جهت مدیریت سازمان حمل‌ونقل ریلی کشور نیازمندیم

لانه گرگ‌زاهای صلیبی صهیونیستی را دود هوا می‌کنیم!

اُذن‌للذّین یقاتَلون بانهّم ظُلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر (قرآن‌کریم ۲۳۴/۴۰)
«کسانی که مورد قتل و کشتار (دشمن) قرار گرفتند مجاز به مقابله به مثل هستند و خداوند قادر به یاری آنهاست -و آنها را یاری می‌کند-»

لا‌اله‌الا‌ّالله، لا‌اله‌الاّ‌الله...انا‌لله و انا الیه راجعون
خبر کشتار فجیع و پر شمار اربعین سالار شهیدان، چشم‌هامان را کاسه خون و قلب‌هامان را پاره پاره کرد و بر انتقام از ائمه کفر مصمّم‌تر!

دست توانای فرزندان رسول‌الله و عاشقان حسین‌بن‌علی علیها‌السلام در جبهه‌های مقاومت طومار زندگی ننگین توله گرگ‌های کودن تکفیری‌صهیونیستی را تا نفر آخر خواهد فشرد و این کمترین و عادی‌ترین کیفر حرامیان تکفیر است که به اذن خدای منتقم با صلابت و اقتدار محقق خواهد شد، این اما تمام داستان نیست. پاداش داعش پروران تکفیری‌نواز بلاشک در جای خود محفوظ است.

همگان خبر باج پسا برجامی دستگاه دیپلماسی کشور به اتحادیه نحس اروپایی را شنیده‌اند و ظاهراً مخالفت دستگاه عدالت نظام اسلامی و جوش و خروش عالمان انقلابی و برخی ائمه جمعه افاقه نکرده و گوش شنوایی نیافته است.

مایلیم به عنوان یک مجموعه انقلابی صراحتاً اخطار کنیم؛ دولت تحفه اعتدال و متغافلان ماله‌کش مجلس، در صورت تأیید عمل خیانت‌کارانه وزارت خارجه، در واقع عرض خود برده‌اند و بر زحمت ما افزوده‌اند.

این چنین نیست که فرزندان انقلابی امت مسلمان در مقابل تأسیس دفتر اتحادیه اروپا یا همان مرکز جاسوسی و فرماندهی فتنه، خاموش و دست بسته بمانند و سرنوشت خفت‌بار و ذلیلانه کشورهایی که توله گرگ‌های داعشی بر هستی و نوامیس‌شان مسلط شده‌اند را به جان بخرند کلّا و کلّا. آن هم دفتر پیر گرگانی که در فتنه شکست‌خورده سال ۸۸ دست خود را رو کردند و در صدد جبران ناکامی و انتقام‌کور از ملت سلحشور و شهید داده فقط به جرم استقامت و عمل به مقتضای هیهات منّاالذلّه‌اند!

شک نباید کرد وقتی عوامل چشم و گوش بسته آمریکا و غرب‌مزور فجیع‌ترین جنایات تاریخ علیه مظلوم‌ترین مسلمانان بی‌گناه و بی‌دفاع را در عراق مرتکب می‌شوند لابد از جان‌گذشتگانی به انگیزه انتقام از مسبّبان و آمران بالا دستی این جنایات در نابودی و قتل آن‌ها تردیدی به خود راه ندهند و مغز پلیدشان را در آوار انهدام لانه فرماندهی فتنه (دفتر اتحادیه اروپایی در تهران) مستحیل سازند.

به انتظار روزی که پای دشمن‌ترین دشمنان اسلام به لانه فتنه و هلاکت‌گاه محتوم باز شود.

آهای ملت! دولت، جلسه دارد! ملتفت هستید که! «جلسه دارد»!

حسین قدیانی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت:

حد نازل شرمساری دولت، حکایت از فرهنگی دارد که در آن «خدمت» یعنی «حاشیه» لیکن «سیاست» یعنی «متن»! لذا بدتر از آنکه رئیس دولت، مایه شرمساری خود را خلاصه کند در لغو یک سخنرانی سیاسی، فرهنگ مستتر در اصل و اساس این نگاه است!

من نام این فرهنگ را می‌گذارم تنبلی و بی‌مسؤولیتی! متاثر از این بی‌فرهنگی، مشاهده می‌کنیم هر چقدر حضور دولت در عرصه سیاست، پررنگ است، در میدان خدمت لیکن تو گویی دولت اصلا وجود خارجی ندارد! این وجود خارجی نداشتن، یک روز خودش را در مرز مهران نشان می‌دهد، دگر روز در مناطق وسیعی از استان مازندران که هنوز زمستان نیامده، با پدیده افت فشار گاز مواجه شده‌اند و بعضا قطع گاز!

دولت اما از جنوب تا شمال، خجالت کشیدن از مردم سرگردان و سرما دیده را قادر نیست اما آنجا که پای سیاست در میان است، کمافی‌السابق نام زیبای اعتدال می‌درخشد! اینکه اشاره کردم به فرهنگ، مصداق‌ها دارم برایش! مثلا ژنرال کابینه می‌آید و در افتتاح پروژه‌های نفتی پیش از این نیز افتتاح شده، مژده می‌دهد که زمستان امسال، نه قطعی گاز داریم، نه افت فشار!

این در حالی است که هنوز یک ماه مانده به زمستان، اولین برف همانا و شب‌های سرد هموطن شمالی در خانه‌اش همانا! منتهای مراتب «فرهنگ سیاست‌محور» به تو اصلا این اجازه را نمی‌دهد که شرمندگی از گل روی مردم استان مازندران را بلد باشی! حتی با این وجود که مژده‌ات «تقریبا هیچ» بوده عایدی‌اش! این از مثال «ژنرال نفتی» لیکن دولت اعتدال - آن‌طور که خود مدعی است - در عرصه سیاست خارجی نیز، آنچه زیاد دارد «ژنرال» است!

در موضوع فاجعه منا، با آن ‌همه شهید، ژنرال‌های سیاست خارجه دولت اعتدال، کدام موضع درست و حسابی را علیه آل سعود گرفتند؟! هنوز هم برای افکار عمومی جای تامل و درنگ است که چرا واکنش دولت اعتدال علیه سعودی‌های خبیث، تا این حد شل و ول بود! و هنوز هم برای‌شان سوال است که چرا در برابر آن همه قربانی بی‌گناه، آنقدر سرد عکس‌العمل نشان دادند! پس خیلی فرق نمی‌کند که از آسمان برف ببارد یا از زمین کفن! فرهنگ اگر فرهنگ خدمت و پاسخگویی و نوکری برای مردم نباشد، در هر ۲ مورد، همین می‌شود که تا الان بوده! و تا الان شده!

در همین حوزه سیاست خارجه، ادعا شد که در خلال تقویت رابطه با دنیا، احترام را به پاسپورت ایرانی بازمی‌گردانیم! نتیجه آن شد که همان کدخدای آن‌سوی میز مذاکره، برای مسافران به ایران، حتی در مقوله پاسپورت هم آن دبه وحشتناک را درآورد که برای سفر به آمریکا، دوباره باید ویزا بگیرند! در قصه برجام هم که از همه چیز خبر هست الا لغو تحریم‌ها!

سوال اینجاست: ژنرالی که ستاره‌هایش فقط در میدان حرف سوسو می‌زند، آیا نباید شرمنده از این باشد که نسبت به قربانیان فاجعه منا، آن واکنش سرد را از خود نشان داد؟! و آیا نباید عذرخواهی از ملت کند که توافق را ناظر بر تنها هدف مد نظر یعنی «لغو همه تحریم‌ها» اینقدر پرحفره و دشمن‌پسند تنظیم کردند؟! پس داخل و خارج ندارد!

دولت اگر بیش از تعهد به سوگندی که خورده، علی‌الدوام به فکر سیاست باشد، هم پرده از حد نازل شرمساری خود برمی‌دارد و هم فرهنگ مستتر در ذیل آن! در این فرهنگ دولت برای آن وکیل‌الدوله حراف، بیشتر و بهتر خودش را خرج می‌کند تا آحاد ملت! و دقیقا از ورای همین موضوع است که اعضای آن خانواده بابلی سرمازده، عینا و دقیقا همان سخن جوان سرگردان در لب مرز مهران را تکرار می‌کند: «دولت انگار وجود خارجی ندارد»! بله البته! مشکلات، کم و بیش، همیشه بوده اما سخن بر سر آن دولتی است که برای سیاست، وجود خارجی دارد لیکن برای خدمت، باید با ذره‌بین دنبال حضرات بگردی!

برای بندگان خدایی که در پروژه مسکن مهر پردیس، هنوز هم در بلاتکلیفی به‌سرمی‌برند، دولت، همان‌قدر نیست که برای وکیل‌الدوله حراف، هست! برای قشر زحمتکش معلم که دسترنج خود را در فساد بسیار بزرگ صندوق ذخیره فرهنگیان، بر باد رفته می‌بینند، دولت، همان‌قدر نیست که برای مدیران نجومی، هست! برای ریه مردم ساکن در کلانشهرها، دولت، همان‌قدر نیست که برای صاحبان فیش‌های حقوقی کلان، هست!

برای خانواده قربانیان منا، دولت، همان‌قدر نیست که برای کاسبان دکان دونبش تحریم و توافق، هست! برای قلب رآکتور اراک، دولت، همان‌قدر نیست، که برای تامین منافع آمریکایی‌ها از خلال توافق، هست! برای تحقق وعده لغو تحریم‌ها، دولت، همان‌قدر نیست که برای استفاده‌کنندگان از توافق در انتخابات، هست! پس این دولت، وجود خارجی دارد! و البته ندارد! بستگی دارد! حرف سیاست باشد، ندید می‌گویم حاضری بزنید برای این دولت! اما حرف خدمت باشد، حرف این شب‌های مازندران باشد، حرف آن چند شب و روز مهران باشد، حرف یارانه ملت باشد، حرف برخورد با نجومی‌ها باشد، حرف مبارزه با فساد کرسنت باشد، حرف برف شمال سال اول حضرات باشد، حرف هوای آلوده باشد، آهای ملت! دولت، جلسه دارد! ملتفت هستید که! «جلسه دارد»!