يا مقلب القلوب و الابصار (94)

بسم الله الرحمن الرحيم

  يا مقلب القلوب و الابصار 

http://img1.tebyan.net/Big/1389/12/12977921872061406317222025215211112222253154.jpg 

 "  ای پروردگاری كه قلبها و دیده گان را به سمت كمال دگرگون مي‏ سازی "

 

 ای اداره کننده روزها وشب ها 

Studying Earth System Science

   ای تغییر دهنده ی سال زمانها وحالات 

  حال مارا به بهترین حالها تغییر بده 

 

نرم نرمک می رسد اینک بهار...
 
ﺑﻮﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺑﻮﯼ ﺳﺒﺰﻩ، ﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ 
ﺷﺎﺧﻪﻫﺎﯼ ﺷﺴﺘﻪ، ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ، ﭘﺎﮎ 
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺍﺑﺮ ﺳﭙﻴﺪ
ﺑﺮﮒﻫﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﺑﻴﺪ 
ﻋﻄﺮ ﻧﺮﮔﺲ، ﺭﻗﺺ ﺑﺎﺩ 
ﻧﻐﻤﻪ ﻭ ﺑﺎﻧﮓ ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎﯼﺷﺎﺩ
خلوت گرمﮐﺒﻮﺗﺮﻫﺎﯼ ﻣﺴﺖ 
ﻧﺮﻡ ﻧﺮﻣﮏ ﻣﻴﺮﺳﺪ ﺍﻳﻨﮏ ﺑﻬﺎﺭ 
ﺧﻮﺵ ﺑﻪﺣﺎﻝِ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ … 
ﺧﻮﺵ ﺑﻪﺣﺎﻝِ ﭼﺸﻤﻪﻫﺎﺩﺷﺘﻬﺎ 
ﺧﻮﺵ ﺑﻪﺣﺎﻝِ ﺩﺍﻧﻪﻫﺎ ﻭ ﺳﺒﺰﻩﻫﺎ 
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻏﻨﭽﻪﻫﺎﯼ ﻧﻴﻤﻪ ﺑﺎﺯ 
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻴﺨﮏ ﮐﻪ ﻣﻴﺨﻨﺪﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﺯ 
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝِ ﺟﺎﻥِ ﻟﺒﺮﻳﺰ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺏ 
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝِ ﺁﻓﺘﺎﺏ … 
ﺍﯼ ﺩﻝ ﻣﻦ، ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ 
ﺟﺎﻣﻪ ﺭﻧﮕﻴﻦ ﻧﻤﯽﭘﻮﺷﯽ ﺑﻪ ﻛﺎﻡ 
ﺑﺎﺩﻩ ﺭﻧﮕﻴﻦ ﻧﻤﯽﻧﻮﺷﯽ ﺯ ﺟﺎﻡ 
ﻧﻘﻞ ﻭ ﺳﺒﺰﻩ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥِ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﻴﺴﺖ 
ﺟﺎﻣﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯽ ﻛﻪ ﻣﯽﺑﺎﻳﺪ ﺗﻬﯽ ﺍﺳﺖ 
ﺍﯼ ﺩﺭﻳﻎ ﺍﺯ « ﺗﻮ » ﺍﮔﺮ ﭼﻮﻥ ﮔﻞ ﻧﺮﻗﺼﯽ ﺑﺎ ﻧﺴﻴﻢ 
ﺍﯼ ﺩﺭﻳﻎ ﺍﺯ « ﻣﻦ » ﺍﮔﺮ ﻣﺴﺘﻢ ﻧﺴﺎﺯﺩ ﺁﻓﺘﺎﺏ 
ﺍﯼ ﺩﺭﻳﻎ ﺍﺯ « ﻣﺎ » ﺍﮔﺮ ﮐﺎﻣﯽ ﻧﮕﻴﺮﻳﻢ ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ … 
ﮔﺮ ﻧﮑﻮﺑﯽ ﺷﻴﺸﻪ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ 
ﻫﻔﺖ ﺭﻧﮕﺶ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺭﻧﮓ

شعر از:  ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ

 animated gif of flowers in flowerpot"سال نو بر دوستان و آشنايان وبلاگي مبارك" animated gif of flowers in flowerpot

ميلاد حضرت محمد مصطفي(ص) و امام صادق (ع) بر تمامي مسلمانان جهان مبارك باد

بسم الله الرحمن الرحيم

"ميلاد حضرت محمد مصطفي(ص) و امام صادق (ع) بر تمامي مسلمانان جهان مبارك باد"

Campanas de Navidad Animado, Campanas Animacieons Gratis

http://radioquran.ir/my_doc/radioquran/image-monasebat%20ha/hazrate-mohamad.jpg

 پيامبر اكرم (ص) فرمودند: پروردگارم هفت چيز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشكار ، گذشت از كسى كه به من ظلم نموده،  بخشش به كسى كه مرا محروم كرده، رابطه با كسى كه با من قطع رابطه كرده، و سكوتم همراه با تفكّر و نگاهم براى عبرت باشد.

 منبع : بحار الانوار

امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند :کسی که به خاطر دارایی کم و تهیدستی موٴمنی را خوار کند و او را کوچک بشمارد خداوند در روز قیامت او را در برابر خلائق رسوا و مفتضح می کند.

منبع : اصول کافی

http://www.negarchap.com/UploadFiles/fb9e0b3d-3d28-45b6-a923-849542fa60fe_2072.jpg

السلام علیک یا ابا عبدالله

بسم الله الرحمن الرحيم

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ  وَ  عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏   عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ   وَ  لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ) السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ   وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ   وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ   وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏ 

     سلام بر تو اى ابا عبد اللّه  ، و بر جانهايى كه به درگاهت فرود آمدند  ، از جانب  من سلام خدا بر تو باد هميشه تا هستم و تا شب و روز باقى است‏ و خدا زيارت شما را آخرين زيارت از سوى من قرار ندهد  ، سلام بر حسين  و بر على بن الحسين‏ و فرزندان حسين  ، و ياران حسين.

  *     *     *    

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ‏ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ (تَايَعَتْ) عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً

    خدايا لعنت كن نخستين ستمكارى را كه به حق محمّد و خاندان محمّد ستم كرد، و آخرين كسى را كه در اين ستم از او پيروی نمود. خدايا لعنت كن جمعيتى را كه با حسين جنگ كردند  ،  و همراهى نمودند و پيمان بستند  ، و پيروى كردند بر كشتن‏ آن حضرت  ، خدايا همه آنان را لعنت كن

               *     *     *                  

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي‏   اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ  وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏

    خدايا سپاس تو را  ،  سپاس شكرگزاران بر مصيبت ‏زدگى آنان ، خداى را سپاس بر بزرگى عزايم ، خدايا شفاعت حسين را در روز ورود ( قيامت) نصيبم كن  ، و ثابت بدار قدم صدق مرا نزد خود به همراه حسين‏ و ياران حسين  ، آنان‏كه جانشان را در دفاع از حسين (درود بر او) بخشيدند.

"  فرازهائي از زيارت عاشورا تقديم به دوستان "

عزاداريهايتان قبول حق

candle-animation   التماس دعا  candle-animation

پاييز فصل رويا ها

بسم الله الرحمن الرحيم

full cornucopia with fall leaves پاييز فصل روياهاfull cornucopia with fall leaves

        فصل پاييز را خيلي دوست دارم اول مهر برايم هميشه بوی کودکی مي‌دهد بياد مي آورم حدود 43 سال پيش اولين روزي بود كه من به همراه پدرم پا به دبستان گذاشتم.  بچه‌های اول دبستاني هم که تازه به مدرسه آمده بودند اندكي نگران اما كنجكاو به نظر مي رسيدند.   آفتاب پاییزی تمام محوطه‌ي حیاط مدرسه را پوشانده بود  بچه‌ها لباسها و کفشهای نویشان را پوشیده بودند و بعضي ها كيف‌هاي نوي خود را در دست يا روي دوششان قرار داده بودند تقريبا  همه تمیز و مرتب بودند در آن سالها رسم بود كه حتما قبل از سر كلاس رفتن همه دانش آموزان در محوطه حياط مدرسه صف مي بستند و هر كلاس صف آن جدا بود صف كلاس اولي ها هم در ابتداي محوطه مدرسه تشكيل شده بود ناظم مدرسه مرا راهنمائي كرد كه وارد صف كلاس اولي ها شوم. اول كمي نگران بودم ولي خيلي برايم تازگي داشت ، از طرفي هم احساس غروري خاص همراه با شادي از اينكه بزرگ شده ام و به مدرسه رفته ام در من ايجاد شده بود. پس از خواندن سرود مخصوص و احترام به پرچم ايران  معلم كلاس اول (آقاي حكيمي) در جلوي صف قرار گرفت و با تك تك بچه هاي كلاس اول دست داد  و احوالپرسي نمود و با لبخندي زيبا و مهربانانه ما را به سوي كلاس هدايت نمود و اين رفتار معلم باعث شد كه همه نگراني ها از بين برود و هر چه بود فقط شادي و نشاط بود . ياد آن معلم گرامي همواره در ذهنم ماندگار خواهد بود .....

 

   Autumn Mountains HD Wallpapers

       پاييز را از منظري ديگر نيز مي توان شاهد بود . اول اينكه زيبائي هاي طبيعت در اين فصل انسان را به ياد نقاشي زبردست و قادر توانا و مطلق  مي اندازد كه با كاربرد تنوع رنگ هاي بسيار و غير قابل شمارش  تابلو جهان را  اسرار آميز ، رويائي و كاملا طبيعي و داراي روح خلق و ترسيم  نموده بطوري كه اگر تمامي نقاشان جهان گرد هم بيايند و هم فكري كنند قادر نيستند حتي گوشه اي از اين طبيعت را به صورتي طبيعي و داراي روح به تصوير بكشند و تنها با انتخاب رنگ هاي محدود و قابل شمارش تصاويري بي روح را پس از ساعت  ها قادر به ترسيم آن خواهند بود  كه البته زحمات اين عزيزان به نوبه خود بسيار قابل تقدير و تشكر خواهد بود اما قابل مقايسه با  طبيعت زنده و داراي روح  نخواهد بود.

     دوم اينكه هر چيزي ابتدا بهاري دارد و روزي خواهد رسيد كه آثار خزان شدن در آن پديدار مي گردد.  پاييز در عين حال كه فصل خزان نام گرفته بسيار زيبا ، دلنشين و رويائي است . خيلي از ميوه ها  كه در فصول بهار و تابستان شكل گرفته است در فصل پاييز رسيده و بدست مي آيد ، همچنان كه عمر انسان نيز با تمامي تراوت بهاري آن بلاخره پاييزي دارد اما در پاييز عمر است كه تجربه هاي گرانبهاي زندگي در اين ايام تجلي مي يابد و خود نمائي نموده و به ياري انسان مي آيد. در اين فصل از عمر خيلي از روياهاي انسان به واقعيت و عينيت مي رسد و حاصل تلاش هاي انسان در جواني و نوجواني در اين فصل از زندگي به بار مي نشيند و ثمره آن قابل برداشت خواهد بود در اين فصل عمر است كه خيلي ها  كم كم به اين باور مي رسند كه بلاخره روزي از اين دنيا رخت بر خواهند بست بنابرين بيشتر مواظب اعمال خود بوده و اگر زيرك و هشيار باشند سعي خواهند نمود كه ره توشه اي  كافي براي جهان باقي مهيا كنند.

http://www.hdwallpapersinn.com/wp-content/uploads/2014/07/nature-landscapes_hdwallpaper_autumn-deer_5899.jpg

Painting, painting, art, nature, drawings, autumn, autumn, park, nature wallpaper

http://www.hdwallpapersinn.com/wp-content/uploads/2014/07/3d-abstract_widewallpaper_autumn_57418.jpg

http://www.clker.com/cliparts/3/a/a/5/1194984733759158166flowers_jonathan_dietric_01.svg.med.pngشاداب و سلامت باشيدhttp://www.clker.com/cliparts/3/a/a/5/1194984733759158166flowers_jonathan_dietric_01.svg.med.png

تصاويري از طبيعت زيباي جهان

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تصاويري از طبيعت زيباي جهان

 

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

 

عکس هایی از طبیعت بهاری روستای گردکوهه لرستان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس هایی از لذت آرامش روح در طبیعت (91)

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

عکس های گوناگون از طبیعت زیبای جهان

 تصاویری بی نظیر از طبیعت زیبای کره زمین (20)

 تصاویری بی نظیر از طبیعت زیبای کره زمین (20)

 تصاویری بی نظیر از طبیعت زیبای کره زمین (20)

زیباترین باغ دنیا با گلهای طبیعی (باغ بوچارت )

زیباترین باغ دنیا با گلهای طبیعی (باغ بوچارت )

زیباترین باغ دنیا با گلهای طبیعی (باغ بوچارت )

HYDE PARK SYDNEY SPRING TIME wallpaper

زیباترین باغ دنیا با گلهای طبیعی (باغ بوچارت )

 دوستان عزيز اگر از تصاويرخوشتون اومد اعلام كنيد تا بازم براتون از اين تصاوير بزارم

شاداب و سلامت باشيد

يكي از زيباترين ايميلهايي كه دريافت كردم !

بسم الله الرحمن الرحيم

parrot on perch says hello animated gif نام من میلدرد است

 

 من قبلاً در دی‌موآن در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.

 مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است.

با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.

نام یکی از این شاگردانم رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایین‌تری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم.

رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد. امّا او با پشتکار گام‌های موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره می‌کرد.  در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم. در انتهای هر درس هفتگی او همواره می‌گفت، "مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می‌زنم."

 امّا امیدی نمی‌رفت. او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت. مادرش را از دور می‌دیدم و در همین حدّ می‌شناختم. می‌دیدم که با اتومبیل قدیمی‌اش او را دم خانهء من پیاده می‌کند و سپس می‌آید و او را می‌برد. همیشه دستی تکان می‌داد و لبخندی می‌زد امّا هرگز داخل نمی‌آمد.

 یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید.

خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد. البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمی‌آید. وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود.

 چند هفته گذشت. آگهی و اعلانی دربارهء تکنوازی آینده به منزل همهء شاگردان فرستادم. بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده بود) به من زنگ زد و پرسید،

"من هم می‌توانم در این تک‌نوازی شرکت کنم؟".

توضیح دادم که، " تک‌نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی."

او گفت، "مادرم مریض بود و نمی‌توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین می‌کنم. خانم آنور  لطفاً اجازه بدین  من باید در این تک‌نوازی شرکت کنم!"

او خیلی اصرار داشت.  نمی‌دانم چرا به او اجازه دادم در این تک‌نوازی شرکت کند. شاید اصرار

او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می‌گفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد. تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود. برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم. در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.

 برنامه‌های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد. شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود. رابی به صحنه امد. لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند. با خود گفتم، "چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟"

 رابی نیمکت پیانو را عقب کشید نشست و شروع به نواختن کرد. وقتی اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت کردم.. ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو می‌نواخت بشنوم. انگشتانش به چابکی روی پرده‌های پیانو می‌رقصید.

از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت.  آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می‌طلبد در نهایت شکوه اجرا می‌شد!

هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد.

بعد از شش و نیم دقیقه او اوج‌گیری نهایی را به انتها رساند. تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کف‌زدن‌های ممتدّ خود او را تشویق کردند.

 سخت متأثّر و با چشمی اشک‌ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم. گفتم، "هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی!

چطور این کار را کردی؟" صدایش از میکروفون پخش شد که می‌گفت،

"می‌دانید خانم آنور یادتان می‌آید که گفتم مادرم مریض است؟ خوب، البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد. او ناشنوا بود و اصلاً نمی‌توانست بشنود. امشب اوّلین باری است که او می‌تواند بشنود که من پیانو می‌نوازم. می‌خواستم برنامه‌ای استثنایی باشد."

 چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده‌ای نبود که پرده‌ای آن را نپوشانده باشد. مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبت‌های کودکان ببرند دیدم که چشم‌های آنها نیز سرخ شده و باد کرده است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی‌ام پربارتر شده است.

 من هرگز نابغه نبوده‌ام امّا آن شب شدم.

  و امّا رابی   او معلّم بود و من شاگرد

 زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد ........

ييايد تفكر كنيم و ببينيم در زندگي ما آيا  "رابي هايي" بودند كه ما از كنارشان بسادگي گذشتيم ؟

http://www.animationplayhouse.com/Frogkissw1.gif شاداب و سلامت باشيد http://www.animationplayhouse.com/Frogkissw1.gif