ترم تابستانی

آقا همه ی درسامواین ترم رو قبول شدم        


دوساله میرم دانشگاه این حادثه اولین بار برام رخ داده   


خیلی بچه خرخونی بودم ترم تابستانی هم انتخاب کردم 

7روزمونده تاامتحانات هیچی نخوندم  


عاقبت مبتلا شدن به فیسبوک و

 واتس آپ وتوییتر همین میشه دیگه ! 

خدامیدونه الان سالارچه گوری هست! 

من نمیدونم چراوقتی ازیه نفرخوشمون میادطرف گم و گور میشه   

 نه فیسبوکی   

نه توییتری  

 نه شماره ای بریم تهش اصلا طرف گوگل هم توعمرش نرفته!   

ولی کافیه ازیکی بدمون بیاددیگه دهنمون سرویسه  

هرجامیریم یارو پیداش میشه اینترنت کوچه موبایل    

 کم مونده بیادخونمون ته نشین بشه!      


والا به خدا اصلا یه وضی یه   

سالار + 3 !!

    

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

یه سال گذشت ولی بازم ازسالارخوشم میاد

نه اینکه عاشقش باشم و اینا نه!

نمیدونم چه احساسیه ولی وقتی می بینمش صدای تاپ تاپ  قلبم رو میشنوم!

دیروزآخرین جلسه ترممون بود امتحان میان ترم داشتیم

سالارم بود

تازگی ها با 3تا ازدخترای کلاس دوس شده هروقت می بینمش با اوناس 

آخه یکی نیس به این بگه آدم با یکی دوس میشه نه با 3تا

البته برا من زیادم مهم نیس چون میدونم ازاون دوستی های جدی نیس چون دخترابهش چسبیدن ولش نمی کنن نه که شاگرد زرنگه فقط واسه اینکه ازش 

 تقلب بگیرن واینا

ولی در کل میدونم سالارم خیلی آشغاله که با اینا میگرده

نمیدونم چراپسرای خوش قیافه آدم حسابی نیستن

البته بقیه پسرا هم دست کمی از ایناندارن

منظورم پسرای کلاسمونه!

خلاصه خدا به خیرکنه آخراین ماجرای سالارو


آپ!

سلام به دوستای گلم.

چندوقته که دیگه نت نمیام

۲تاامتحان دادم ۲تاشم افتادم یا به قول دانشجوهای دیگه نتونستم پاس کنم  

پاس نکردم ولی شوت کردم !

سالارم دیگه بیخیال شدم آخه مگه ارزش داره یکی روکه دوسم نداره رودوس داشته باشم ؟ 

هرترم بایکی دوس میشه

نمیدونم میخوادتابستون باکی دوس بشه! 

دیروزبادوستم رفتیم تااستادوپیداکنیم که بهمون نمره بده آخه دوستم هم افتاده

خلاصه دانشگاه روزیرو روکردیم نتونستیم پیداش کنیم غیب شده بود

دانشگاهم که دانشگاه نیست به هرکی اسم استاد رومیگفتیم میگفت نمیشناسیم حتی یکیشون

قسم خوردکه همچین استادی تواین دانشگاه نیست !!

دیگه ماداشتیم یواشیواش باورمیکردیم که استادمون وجودنداره اون روحی چیزی بوده که میومددرس

میداد! 

 

آخریکی شناختش گفتیم کی میادبرنامش کی هست گفت مال دانشگاه آزاده دیگه مهرمیاداین

دانشگاه !

ببین ماچه شانسی داریما

هردوتادرسی که افتادم استادش مال دانشگاه مانیست اصلابریم تحقیق کنیم میبینیم دانشگاه

مااستادنداره ایناکرایه ای هستن مال دانشگاههای دیگست!


آخردیگه بیخیال نمره شدم ولی شایدکامپیوتریه رحمی کرد9رو10داد!!



......


یه دنیادلم گرفته.....................

ادامه نوشته

سفرپردردسر

               

سلام به همه دوسیدروبه همتون تبریک میگم دیرادیر!!! م

دومین روزسال جدیدقرارشدبریم شمال  م

منم کلی ذوق کردم که خوش میگذره خوش به حال بودم واسه خودم   م

تااینکه رفتیم سواراتوبوس شدیم (باآبجیم وداداشم)  م

همینکه سواراین اتوبوس شدیم دردسرامون شروع شد  م

هی آبجیم میگفت پیش من بشین تنهام هی داداشم میگفت  م

3بارجاموعوض کردم تااینکه آبجیم یه دوس واسه خودش پیداکردومن رفتم پیش داداشم نشستم

ازشانش بدمنم صندلی جلوییم یه پیرزن نشسته بودکه ازهمون آغازخوابش برد

صندلیش روعقب داده بودمنم نه تونستم حرکت کنم نه تونستم لپ تاپم روبازکنم

تاساعت6صبح که رسیدیم بیداربودم

بالاخره رسیدیم خونه دوستمون شکرخدااونجادردسرنداشتیم خیلی خوش گذشت جاتون خالی

صبح تاشب کناره آب (آبشار)بودیم همش هم عکس میگرفتیم

بعد3روزاین آبجیم پیله کردکه بایدبرگردیم من کاردارم

ماهم هرکاری کردیم راضیش کنیم 1روزدیگه بمونیم نشد

دردسراصلی ازاینجاشروع شدکه خواستیم برگشتنی بریم ماسوله

2تاماشین کرایه کردیم چون تعدادمون زیادبود

مسافرت بااین آبجی من مصیبت هستش انقدرفکرای بدبه ذهنش میادکه

ازهمون اولش میگفت میمیریم نمیرسیم خونه

انقدرگفت وگفت تاهزارتابلا سرمون ریخت

توراه که داشتیم میرفتیم موتورماشین سوخت!

بقیه راه روپیاده رفتیم ماسوله

اونجا20دقیقه بیشترنذاشت بمونیم برگشتنی بازباهم بودیم

بازتوراه بنزین ماشین تموم شدموندیم توجاده

بعده1ساعت بنزین پیداشد

دیگه دیرمون شده بودچون بلید رزرو کرده بودآبجیم بایدساعت8میرسیدیم ترمینال

توراه من گیردادم که بایدکفش بخرم!!

آبجیم دیوونه شده بودماشین رونگه داشتن 

آبجیم اشتباهی ازسرعصبانیت دربقلیش روبازکرد

درباشدت سرعت نوری خوردبه ماشین دیگه که توخیابون بود! م

ازشانس اینم ماشین150میلیونی درش داغون شده بودکلاخش دارشده بود

اینااومدن دعواکردن گفتن خسارت بده بعدآبجیم200تومن خسارت داد(صاحب ماشین آدم خوبی بوداگه پلیس میومد400بایدمیدادیم)

خلاصه شرشون ازسرماکنده شدولی ازاین طرف هم وقت اتوبوسمون گذشته بود

ازاین شرکت اتوبوس رانی زنگ زدن هزارتافحش دادن گفتن جارزرو کردین نیومدین بایدخسارت بدین!!

راه برگشت به خونه دوستم هم چراغه جلویی این ماشین کرایه ای خراب شد

راننده هم کلادیگه پیادمون کردگفت من دیگه باشماهیچ جانمیرم!!

گفت شماهاخیلی بدشانسین دعاکنین سالم به خونم برسم

بعدشم آبجیم کیف پولش روگم کرد!

خلاصه اون روز رو موندیم فرداش برگشتیم خونمون

توراهم فهمیدیم که اون اتوبوسی که قراربودباهاش بریم تصادف کرده!!!

سالاردوست داشتم...........

                             

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

امروزکلاس داشتم بلاخره فهمیدیم سالاردوس دخترداره ...............

میدونستم اون دختره است باهمون زشته رفته دوس شده.................

همه داشتن ازاون حرف میزدن تواتوبوس سالاررفته به دوسته اون دختره شماره داده

گفته بهش بده بگوباهم دوس بشیم..............

کاش سواره اون اتوبوس نمیشدم..............................

کلاس که تموم شدتوراهرودیدمش اونم منوداشت نگاه میکرد..............

من چقدرسادم انقدرخوشحال شدم که (وقتی داشت نگاهم میکرد)

همه داشتیم میرفتیم بازم برگشت نگاهم کرد.......................

خدامیدونه چه لحظه خوبی برامن بود.................

ولی چی شداین شادیم 3دقیقه بیشترطول نکشید.............

رفتم سواراتوبوس شدم دوستم ماجراروبرام تعریف کرد..............

وقتی داشت میگفت منم داشتم له میشدم داشتم میمردم.....................

میخواستم اون لحظه نباشم کاش باهیشکی توکلاس دوس نمیشدم ..............

کاش اصلا این چیزارونمیفهمیدم..................

من که نرفتم بهش بگم دوست دارم نرفتم باهاش دوس بشم دوس داشتن من که

هوس نبودعادت نبود................

هروقت می دیدمش دنیامال من بودولی ازامروزبه بعد.............

دیگه وقتی ببینمش بغض گلومومیگیره گریه ام میگیره......................

چون خدااونوبه یکی دیگه داد..................

همه اون احساس قشنگ دوس داشتن یه دقیقه ای جاشوبه یه بغض خفه کننده

داد.............

حتی نتونستم بهش بگم دوست دارم.....................

سالاردوست داشتم............................................

قبولی

        

این استادمون که میگفتم غیب شده پیدا

ش شده ونمره قبولیم روداده  م

به خداخیلی ماهه حتی یه بارم نرفتم ازش  نمره گدایی کنم خودش نمرموداده  م

حالادیگه 4تاکلاس دارم یعنی دیگه سالاروبیشترمیبینم  م

خداازاستادی کمش نکنه !!!!!  م

البته پول دادیم  نمره حق مسلم ماست!! م

سالارم همش میره آخرکلاس میشینه دیگه نمیتونم ببینمش م

امروزتواتوبوس بودم سالارم وسط خیابون بود اتوبوس یه لحظه نگه داشت چشمم به

چشمش افتادبعدازماه ها!!   م

البته بقیه دختراهم داشتن بهش نگاه میکردن   م

این همه دانشگاه پسرهست ولی همه دخترا زوم کردن روسالارمن  م

خیلی جالبه ازهمینایی که زوم میکنن وقتی میپرسی سالارچطوریه میگه کدوم

سالار؟انگار10تاسالارتوکلاس داریم!   م

بعدمیگن آره فهمیدم همونی که شبیه چیتوزنمکیه!!! 

آخه اگه شبیه چیتوزنمکیه واسه چی بهش نگاه میکنین همش درموردش میحرفینم  

آدمودیوونه میکنن  ولی من زیادبه این چیزامحل نمیدم 

کاش سالارهم منودوس داشت....... م

محصل 

1=1

      
 نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم

ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد ..................

ترم 2

              

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

ترم جدیدشروع شده  زبانکده محصل

این ترم دیگه همش درس میخونم  

یاکلاس زبانم یادانشگاه م

وقت سرخاروندن هم ندارم زبانکده محصل 

فعلا2تاکلاس باسالاردارم  محصل

این ترم خوب میخونم تاترم بعد22واحدانتخاب کنم! محصل

اولین روزکه رفتم دانشگاه به دوستم گفتم ازسالاردیگه متنفرم

اینطوری گفتم تادیگه ولم کنه گیرنده آخه هروقت سالارومی دید منوصدامیکرد م

ولی حرف من هیچ فایده ای نداشت م

توکلاس نشسته بودیم یه دفعه دوستم صدام کردکه یعنی سالاراومد! محصل

منم هنگ کردم سرخ شدم وخلاصه صدتااتفاق تودلم رخ داد محصل

ولی خیلی لحظه ی زیبایی بودزبانکده محصل

دوروزه که سالارومیبینم همه این دوروز هم نزدیکه یه دختره میشینهم

باهم حرف هم میزنن به نظرم دوس دخترشه م

به دوستم گفتم ولی اون گفت امکان نداره بااون دوست باشه زبانکده محصل

دلیلشم نگفت ولی به نظرمن اون دختره خیلی زشته م

این ترم آرایش نمیکنه شبیه پیرزن هاشده

شایدوسایل آرایشش رودزدبرده!

استادهای جدیدمون خیلی منحصربه فردن!محصل

یکیش همش ازخودش تعریف میکنه که فلان دانشگاه رفتم وفلان مقالم اول شده

اون یکیشم بمب خنده هست زبانکده محصل

حتی اس ام اس هایی که براش میفرستن هم میخونه م

به نظرم شغل قبلیش چوپانی بوده چون جلسه اول فقط ازخصوصیات

گاووگوسفندوبزواین هاحرف زد محصل

نمیدونم این هاچه ربطی به درس آمارداره  زبانکده محصل

همشونم وقتی میان کلاس حاظرغایب میکنن ازاین کارشون متنفرم انگارکلاس اول دبستانیمزبانکده محصل

خلاصه دعاکنین سالارمنم ببینه! زبانکده محصل

زبانکده محصل 

پیام مرگ

         

ازاین دانشگاهمون پیام نوریابهتربگم پیام مرگمون متنفرم 

هنوزهیچی نشده 2تاواحدمونده آوردم   زبانکده محصل

اولیش تودرس فارسیه استادش یه پیرمرده وحشیه

رفتم ازش نمره بخوام صدتابهم بدوبیراه گفته 2تاهم فحش به دانشگاه 

آخه یه نفرنیس به این پیرمرده بگه اینجاچه کارمیکنی تویه پات لبه گوره 

بروبشین خونت دیگه واسه چی میای دانشگاه  

همچین سرم دادزدکه 1ساعت گریه کردم 

سرنمازدعامیکنم جان به جان آفرین بده

اون یکی استادمونم که درسش موندم غیب شده !

دانشگاه نیست که دیوونه خونه اس 

یه مسئول رشته داریم شیرین عقل

هرچی ازش میپرسیم میگه نمیدونم آخه نمیدونی چرااونجانشستی 

یه ماه پیش بهم زنگ زده میگه شمادانشگاه ثبت نام نکردین کلادانشجوحساب نمیشین 

دلیلشم پرسیدم گفت پرونده ندارین!گفتم من بدشانس اول ازهمه پرونده تشکیل دادم 

باهزارزحمت ثبت نام کردم(برای ثبت نام  دانشگاه پیام نوربایدازهفت خان رستم گذشت) 

حالامیگین پرونده ندارم!گفت فردابیادانشگاه.تافردای اون روزصدبارمردم وزنده شدم

بالاخره صبح رفتم دانشگاه دیدم پروندم کناره میزشه! 

البته ازاول اونجابوداآقازحمت نکشیده خم بشه برداره منوازاین همه راه صداکرده پیداش کنم 

کلیه ی کارکنان دانشگاه  کلا نخبه هستن   

البته بیشتراین هاتقصیره منه که درس نخوندم اینجانصیبم شده 

3تادرس باسالارداشتم اونم یکیش رونتونستم انتخاب کنم شد2تا 

فکرکنم دیگه امیدی نباشه 

نمره =سالار

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

19روزه که سالاروندیدم 

این ترم فقط3تاباهم کلاس داریم 

اینم ازبدشانسی منه دیگه  

ملت20تاکلاس دارن هرترم واسه مافقط3تاکلاس گذاشتن  

فقط این خوبه که درسهای من وسالارمشترکه 

دیگه این ترم نمیتونم سالارو زیادببینم  

ولی سعی میکنم ناامیدنشم  

این ترم براسالارتلاش میکنم ! 

یکی ازکارهام اینه که نمره های بالایی میگیرم تاباهاش رقابت کنم 

قبلاگفتم که سالارتودرس هاخیلی زرنگه 

بیچاره مردعنکبوتی همیشه کم ترین نمره رومیگیره برعکس دوستشه 

حالا این آخرنفهمیدم که میخوام بخاطرسالارتلاش کنم یابخاطرنمره !! 

love

 

      

             

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

دیروزآخرین امتحانمون بودتودانشگاه

امتحان که تموم شدبادوستم رفتیم حیاط بعددیدم سالارروبه روی مانشسته

خیلی باحال بود 

سالاربادوستش بودمردعنکبوتی 

بعدکه دقت کردم دیدم منتظرکسی هست 

همش دستش گوشی بودوبه یه مشترک موردنظرتماس میگرفت

ضایع بودکه منتظره کسی هست 

من که ازخجالت نتونستم بهش نگاه کنم چون روبه روم بود 

فقط دیدم موهاش خیلی بلندشده آخه یه هفته پیش خیلی کوتاه کرده کرده بود

هواسردبودمردعنکبوتی بهش گفت بریم تو  

اونارفتن ماهم بادوستم رفتیم دنبالشون  

بعددیدم که داره باگوشی میحرفه مشترک موردنظربهش جواب داده بود

خیلی لحظه ی ناراحت کننده ای بودمنم دیگه رفتم بیرون 

داشتیم بادوستم میرفتیم که دیدمش بامردعنکبوتی داشتن حیاط دانشگاه رومترمیکردن  

من ودوستم فقط میخواستیم بدونیم باکی قرارداره که اونم نشد 

چون تنهامیشدم نتونستم بمونم ولی دیگه فهمیدنش مشکل نیست که دوس دخترداره  

ترم اولم اینطوری زشت سپری شدبافکرسالارعلیزاده

ترم بعدتصمیم گرفتم هم تودرسهاتلاش کنم وهم براسالار  

امیددارم که منومیبینه

مردعنکبوتی

            

       

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

امروزبعدچندهفته سالاررودیدم  

صبح امتحان داشتیم بازم اون یه کلاس دیگه بود رفتم صندلیم روپیداکردم بعدیهودیدم

سالارپیداش شد 

ازجلوی من ردشد درست یه قدم بامن فاصله داشت      

منم هنگ کردم 

چون اصلا فکرنمیکردم سالارواینطوری ببینم  

بعدفهمیدم که پیش  دوستش اومده بودیه چیزی بگه 

سالاربادوستش دوقلوهای به هم چسبیده هستن 

هرجادوستش هست سالارم هست

بچه هاتوکلاس به دوستش میگن مردعنکبوتی  

خوش به حاله مردعنکبوتی

 

سالار


         

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 من یه نفرودوست دارم که اسمش سالاره

امسال ساله اول که دارم میرم دانشگاه سالاررواولین بارکه توکلاسمون دیدم ازش خوشم اومد

ولی سالارنمیدونه که من دوسش دارم!هیچ وقتم بهش نمیگم!چون سالارهمیشه دستش گوشیه وداره به یکی اس میده!یاحرف میزنه!این یعنی که دوس دخترداره..........

توکلاسمون همه دختراازسالارحرف میزنن ومنم اصلاازاین کارشون خوشم نمیاد

امروزدوستم بهم گفت که سالاریه نفروتوکلاس دوس داره اسمشم گفت ولی من باورنمیکنم

اون دختره روهم میخوام سربه تنش نباشه !

سالارخیلی تودرسها زرنگه  سره جلسه امتحان اول ازهمه برگش رومیده همیشه هم بهترین نمره رومیگیره

من همیشه سره کلاس به سالارزل میزنم اونم به استاد!

قیافش خیلی معصومانه هست مثل بچه ها

من اصلاازعشق یک طرفه خوشم نمیادبخاطره همین هم نمیخوام زیادازسالارخوشم بیاد

همیشه میگم به خودم دیگه بهش نگاه نکن یادت بره ولی وقتی که می بینمش همه چی عوض میشه

اصلا توکلاس به هیشکی نگاه نمیکنه بخاطره همین ادم دیوونه میشه چون معلومه که اون یه نفروخیلی دوس

داره!

اون اصلاهیچ وقت منونمیبینه کلا هیشکی رونمیبینه!

چشماشم همیشه یه جوریه مثل چشم خرگوش که خماره ویه جازل میزنه!

دوهفته ای میشه که ندیدمش آخه امتحان که میدیم کلاس اون فرق داره چون رشته اش روابط عمومیه بامال من

فرق داره

کاش سالارمیفهمیدکه یه نفرازش خوشش میاد...............

به نظرتون چیکارکنم منوببینه؟؟