بعد از رفتن تو
به هرکس میرسم
نگاهش می کنم
فکر میکنم همه تو میشوند
با نگاهم التماسشان میکنم
که بمان
اما....
میگویند
هیز است...
بعد از رفتن تو
به هرکس میرسم
نگاهش می کنم
فکر میکنم همه تو میشوند
با نگاهم التماسشان میکنم
که بمان
اما....
میگویند
هیز است...
اون لــیـــاقـَــتــ جـَــنــگــیـــدَن نـــَداشــتـــ ..

ﻣﺎ ﺩﺧﺘــــﺮﻫــﺎ ﻫﻤــﻪ ﺣﺴﻮﺩﻳــــﻢ
ﺍﻣــــــﺎ ... ﻋﺬﺍﺏ ﺁﻭﺭﺗــﺮﻳــﻦ
ﺣﺴــﺂﺩﺗﻤــﺎﻥ ﻭﻗﺘـــﯽ ﺍﺳﺕ ﻛــﻪ ﺩﻝ
ﻣﻴﺒﻨﺪﻳــــﻢ
ﺩﻝ ﺑــــﻪ ﯾﮏ ﻣـــﺮﺩ ﻛــــﻪ
ﻣﻴﺒﻨﺪﻳــﻢ ﺩﻳﮕــــﺮ ﺗﺎﺏ ﻧــﺪﺍﺭﻳــﻢ
ﺻﺪﺍﻳـــﯽ ﺟـــﺰ ﻣــﺎ
ﻧﮕـــﺂﻫــﯽ ﺟــﺰ ﻣـــﺎ
ﻭ ﺩﺳﺘـــﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺩﺳﺘـــﺎﻧﻤﺎﻥ ﯾﺎ
ﺍﺻﻼ ﻫــــــــﺮ ﭼﻴــــــــﺰﯼ ﺟﺰ
ﺧــــﻮﺩﻣــــﺎﻥ ﺍﺯ ﻫـــﺰﺍﺭ ﻓــﺮﺳﺨﻴـﺶ ﺭﺩ
ﺷــــﻮﺩ
ﻫﻤـــﻪ ﺍﯾـــﻦ ﻫــﺎ ﺗﻨﻬــﺎ ﯾﮑـــ
ﺩﻟﯿــﻞ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﺁﻥ ﺍﯾـــﻦ ﺍﺳﺖ
" ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺯﯾـــﺎﺩ "
ﻫﯽ ﻣﺮﺩ
ﺩﺭﮐـﺶ ﺳﺨﺖ
ﺍﺳﺖ ؟؟؟
آنقدر آمدن
به تاخیر افتاده است
که فقط می دانم
کسی را
روزگاری دوست داشته ام
که حالا شاید
دیگر نشِناسَمش ...
کیف پولم را گم می کنم
گوشی ام را جا می گذارم
و عجیب که
تو را __ که نیستی _
می برم با خودم
در جیبم...در کیفم..
.در دلم
بهـ خُودَتـــ میآییــــ
یادَتـ میآیَد دیگَر نهـ کَسی اَستـ کِه اَز پُشتـ بَغَلَتـــ کُنـد
نَهـ دَسـتـی کِه شانهـ هایَتـــ را بِگیرَد
نهـ صِدایی کِه قَـشَنگ تَر اَز صِدایِ دَریا بـــاشَد
اِسم اینــ تَنهایی اَستـــــــــــــ
عاشقم، عاشق به رویت، گر نمیدانی بدان
سوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدان
با همه زنجیر و بند و حیله و مکر رقیب
خواهم آمد من به کویَت، گر نمیدانی بدان
مشنو از بد گو سخن، من سُست پیمان نیستم
هستم اندر جستجویت، گر نمیدانی بدان
گر پس از مردن بیائی بر سر بالین من
زنده می گردم به بویت، گر نمی دانی بدان
اینکه دل جای دگر غیر از سر کویت نرفت
بسته آن را تار مویت گر نمی دانی بدان
گر رقیب از غم بمیرد، یا حسد کورش کند
بوسه خواهم زد به رویت، گر نمیدانی بدان
هیچ می دانی که این لاهوتی آواره کیست؟
عاشق روی نکویت گر نمی دانی بدان
عاشقم عاشق به رویت، گر نمیدانی بدان
سوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدان
دویدی ، دست و پا زدی ، غرق شدی ، دل شکستی ، عاشق شدی ، بی رحم شدی ، مهربان شدی…
بچه بودی ، بزرگ شدی ، پیر شدی سوت داورــــــ0?ــــــــــ
بازی تمام شد...
زندگی را باختی اشکاتو پاک کن
همسفر گاهی باید بازی رو باخت
صبـــر کن عشق زمین گیر شــود بعد برو
یا دل از دیــــدن تـــــــو سیر شــود بعد برودلم بود نامهربان
راستی :
ﺍﺯﻣــــــــﺎ ﮐــــﻪ ﮔﺬﺷـــﺖ
ﻭﻟـــﯽ ﺑــــﻪ ﺩﯾـــﮕﺮﯼ ﻣﻮﻗــﺘﯽ ﺑـــﻮﺩﻧﺖ
ﺭﺍ ﮔﻮﺷـﺰﺩ ﮐﻦ
در شیرینی بوسه غرق بودم که ناگهان شوری اشک را بر لبانم حس کردم....
و فهمیدم این بوسه جداييست
...آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد
شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می
گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟
دل ضعفه بگیرم از این همه عاشقانه های ِ محکمت!!

حـال و هـوایـم را
که از صندوقچه ی دلم بیرون می آورم
تا خاکـش را بتـکانم
میـبـیـنـم
لیلی دارد مجـنون میـشود
امـا
باز یادم می آید
که بایـد هوایـم را برای "تنها تو" کنار بگـذارم
نمیـدانم...
هـوای تـو همـ خاکــ خـورده یِ مـن استــــ؟!

دلتنگم...نه برای کسی... از بی کسی ...!!!

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چندتا دوستم داری؟؟؟
یه عدد خیلی بزرگ می گفتم...
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چندتا دوستم داری؟؟؟!!
گفتم: یکی...
چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که می شناسم!!...!!
دقت کردی قشنگ ترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکی اند؟!
ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ...
احساس من به تو هم یکیه ... پس این رو بدون...
از الان تا همیشه ...

شاه مهره دل رفته بود، من لاف بردن می زدم
با شما هستم .
یادت هست ؟ !
آن روز
در آن شهر پر عطر بهار نارنج را می گویم .
یادت هست ؟ !
ولی من خوب در یادم هست ؛
که چگونه در چشمان خیسم نگریستی ؛
و دروغ را از برای من ، تفسیر کردی .
یادت هست ؟ !
ولی من خوب در یادم هست ؛
که چگونه میان بازوان لرزانم لمیدی ؛
و خیانت را از برای من ، تعبیر کردی .
یادت هست ؟ !
ولی من خوب در یادم هست ؛
که چگونه وقت رفتن سینه را از عطر تنت لبریز کردم ؛
و از برای تو مردن را ، ترسیم کردم .
یادت هست ؟ !
ولی من تا نفس باقیست ، در یادم هست .
سلام .امروز مي خوام خودم اين پستو بنويسم .نوشتنم هم دليل داره .امروز روز تولد پاك ترين وعفيف ترين بانوي زمينه .من تو شهر قم درس مي خونم نمي دونم حالا اين سعادت بوده يا .........ولي سال قبل همچين روزي با دوستام 12تايي رفتيم حرم ،ولي امسال تو خونه ام ،تا ديروز هم كلاس داشتم ولي امروز نه . قبل از اينكه براي تحصيل برم قم اصلا علاقه ي زيادي به قم وحرم نداشتم ولي جمكران رو دوس داشتم هميشه هم با خانواده فقط جمكران مي رفتيم وبر مي گشتيم به ندرت حرم مي رفتم ولي سال قبل يه حس خاصي به حضرت معصومه پيدا كردم طوري كه وقتي كلاسام وامتحانام تموم شد رفتم خدافظي وچقدر گريه كردم دوباره شنبه كه با خانواده رفتم قم برا كلاسام ،قبل از اينكه برم خوابگاه اول رفتم حرم وسلام دادم ...ديگه سرتون رو درد نميارم .من اين روز و به همه ي دخملاي خوشگل و ناز ايران زمين تبريك مي گم واميدوارم هميشه شاد وخندان وسرزنده باشن .
