محرم

سلام

بعد کلی وقت اومدم آپلود کنم

چند تا عکس از ابتکار و نوآوری جوونای گلمون میذارم ببینین

دیگه پیشرفت داره غوغا می کنه

هرسال جدیدتر از پارسال

تا بعد

کرج کید

اطلاعیه

سلام

این پستم هم راجع به اطلاعیه های روی در و دیواره که قبلا هم نمونه هایی ازش آپلود کرده بودم.

این بار یکم متفاوت تره چون خیلی رسمی تر و تو حای مهم تری این اطلاعیه نصب شده:

به هر حال دستشون درد نکنه با این کار کردنشون.

(اگر هم متوجه اشتباه قشنگشون نشدین به عدد که حروفی نوشته شده دقت کنید.)

حالا از این موضوع ذگذریم برسیم به یه شهرومد گل که یه حرکت قشنگ کرده. فقط متوجه نشدن که باید توی املا هم دقت کرد.!

بازم مرسی که تا تهش خوندین

کرج کید

 

کرج -پاییز 89

سلام

این آپم رو می خوام از قالب تصویری بودن خارج کنم.

یکم حرف بزنم

چند روز قبل هفته ی نیروی انتظامی تموم شد.

جا داره از همین جا از همشون قدر دانی کنم.

وقتی امنیت رو تو شهر می بینم که توی چشمای همه می شه خوند کلی ذوق می کنم.

یواش یواش به جای کرج باید بگیم تگزاس

وسط هفته ی پلیس که بودیم یه اتفاق جالب افتاد.

داداشم و دوستش که می خواستن برن تهران (با مترو) ماشین رو نزدیک مترو پارک کردن. چون توی پارکینگ مترو جا نبوده گذاشتن بیرون

وقتی برمی گشتن دیدن ماشین روشن نمی شه. آقا دزده ی مهربون اومده و باطری و کامپیوتر ماشین شرکتشون رو برده.

بعد از تماس با ۱۱۰ که می گن ۱۰ دقیقه ای میاد و گذشت ۱۱۰ دقیقه از تماس که اطمینان پیدا کردن این حرف چقدر درسته به من زنگ زدن با ماشین برم دنبالشون.

رفتیم واسه خرید وسائلی که برده بودن

نماینگی ایران خودرو وقتی گفتیم کامپیوتر پیکان وانت می خوایم گفت از دیروز ۲۰ نفر اومدن دنبال این.حتی گفت صبح یکی اومده بود بفروشه که بدجور معتاد بود (معتاد مریضه-مجرم نیست) که زنگ زدیم ۱۱۰ نیومد ببرش

این آمار دزدی اونم توی منطقه ما استثنائی محسوب می شه.

حالا خریدیم و برگشتیم واسه نصب

یه نفر نیومد بگه آقا سه نفری توی کاپوت این ماشین دارین چیکار می کنین؟دزدین یا نه؟

البته اگه زنگ زده باشن به پلیس هم که نیومده دیگه.

این یه تشکر ویژه

حالا مسئله دوم اینکه شنیده بودیم روی اموال و اماکن دولتی و مردمی نباید تبلیغ کنن. پیگرد قانونی داره.

این باجه تلفن نشون می ده که هم اجناس غیرمجاز دیگه از سطح جامعه پاک شده هم این پیگرد ها باعث شده فرهنگ تبلیغات درست شه:

ممنون که تحمل کردین و خوندین

آپ بعدیم کاملا استان البرزیه

می خواستم بلاگ رو تعطیل کنم (علت دیر آپیدنم هم همین بود)اما نظرم عوض شد.

عکس هام آماده شه آپ می کنم.

کرج کید

اولین آپ استان البرزی

سلام

چند وقت بود آپ نکرده بودم ، یعنی اصلا نمی رسیدم

حالا دوباره اومدم آپ کنم.

چند تا عکس می ذارم که ببینین شاید خوشتون بیاد.

اول از همه استان شدن رو به همه کرجیا تبریک می گم.دیگه شدیم استان البرز

حالا برسیم به بحث جذاب عکس ها:

اولین سری از عکس ها از زحمات بی دریغ شهرداری هستش که واقعا آدم رو سر ذوق میاره

عکس اول از آسفالت کردن خیابونمون هست که واقعا حرفه ای انجام شده

عکس دوم تردد وسائل نقلیه کوچولو و بی سر و صدا به لطف همین شهرداری بغل خونمونه

عکس سوم هم از هنرهای شهرداری هست که از ابزار و وسائل استفاده های گوناگونی می کنه تا هزینه ها پایین بیاد.

بالاخره این که اومده بود تا اونجا که سر خیابون رو متلاشی کنه ملت سختب بکشن تو رفت و امد خب خودشم خیابون رو بسته که دیگه نیاز به مانع و تابلو نباشه!!!

حالا برسیم به یه بحث جالب دیگه

امروز یه گیری هم بدیم به ایران خودرو ی عزیزمون!!!

اولین عکس پلاکاردیه که سر در یه نمایندگی ایران خودرو نصب شده که اول که دیدم باورم نشد.

دومین عکس هم نشون می ده که با این وضع سواد چی تولید می کنن و دست مردم می دن!

آدم فقط می تونه کف کنه که آخه این چپ کنه دیگه کدوم ماشین چپ نمی کنه!!!

در ضمن عکس گرفته شده تو اتوبان کرج-تهران هستش.

بازم یا چند تا عکس دیگه میام.

مرسی که تا اینجا خوندی دوست گل

کرج کید

کرج آبکی

سلام خدمت همه ی دوستای گلم

می دونم دیر شد اما بلاخره آپم رو آماده کردم.

حتما توی اخبار شنیدید که لوله ی انتقال آب طالقان-کرج توی گهردشت کرج منفجر شد!

این ویدئو کلیپ ها همه چی رو از اون حادثه نوشنتون می ده! (پخش اختصاصی از کرج کید)

از دوستانی که دیال آپ دارن یا سرعتشون پایینه عزر می خوام

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 1

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 2

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 3

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 4

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 5

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 6

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 7

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 8

انفجار لوله ی آب - گوهردشت 9

این حادثه باعث خرابی و خسارت شدید به خیلی از ساختمونها شد و چند ماشین رو هم داغون کرد.

اما این حادثه همین جا ختم نشد، چند روز بعد همین لوله نزدیکی بهشت سکینه کرج منفجر شد.

این کلیپ ویدئویی هم (پخش اختصاصی از کرج کید) مال انفجار دوم هست.

 انفجار لوله ی آب - بهشت سکینه

در پی این انفجارها آب منطقه گهردشت چند روزی قطع بود و هنوز هم آبرسانی با مشکل مواحه هست و قطعی آب چند ساعت در روز دیده می شه.

از تمام دوستای گل که کشف کردن علت انفجارها نداشتن جای هواگیری لوله ها بوده صمیمانه تشکر می کنم. لوله هایی که فقط ۲ ساله کشیده شده! دمشون گرم

بحث بعدی هم مشکل همیشگی شهر عزیزمون کرجه که همون آبگرفتگی موقع بارونه!

این عکسها مال بارندگی چند روز پیشه که زیاد هم شدید نیود اما این بلا سر جهانشهر اومد، و البته خیلی جاهای دیگه!

از این عزیزان هم که تمام تلاششون رو می کنن تا سوژه ی آپ من رو جور کنن ممنونم.

کرج کید

اولین آپ 89

سلام

بعد از کلی وقت پاشدم اومدم اینجا یه آپی بکنم

همین جا بگم از حسین عزیز واسه عکساش ممنونم

اول یکم گیر بدم به زبون عربی که چقدر این زبون ضایس!این رو از روی در این بستنی هم می شه فهمید!

حالا بریم سراغ یه سری دست نوشته و اطلاعیه. یادتونه یه آپ کردم قبلنا راجع به همین اطلاعیه ها؟!

چند مورد دیگه از همین هنرهای دوستان رو ببینید!

این عکس آخر که این زیر مشاهده می کنید از همین سری عکس هاست. ولی باید این نکته اضافه بشه که آیا کاربری مغازه و یا جوازش می تونه توی محصولاتی که میاره محدودیت ایجاد کنه یا نه؟!

ممنون که به بلاگ خودتون یه سری زدید

تا بعد

29 بهمن

سلام

اومدم اسپندارمذگان و تولدم رو تبریک بگم و برم

به زودی با یه تحول جدید میام

کرج و عروسی

سلام

این یه جورایی یه آزمون گواهینامه ام داشتیم می رفتیم چشم پزشکی برای تایید و ... که خودتون می دونید یهو این صحنه رو دیدم و کلی موجب خندم شد.

یادش به خیر! بعد از دکتر رفتم مراسم فارغ التحصیلی مدرسه! عجب روزی بود

گفتم شما هم این ابتکار رو ببینید:

عروسی01

عروسی02

ان شاء الله که خوش بخت شن. اینا همش کشکه!!!

تا آپ بعد

کرج کید

عاشورای 88

سلام به همه ی دوستای گلم

چندوقت بود که می خواستم آپ کنم ولی به خاطر یه مشت عوضی که می خواستن شلوغ کنن سایتهای آپلود عکس بسته بود و سرعتا هم اومد پایین.

حالا با بیانه های یه وطن فروش (روم به دیوار سید )که با پرچم سبز اومد به میدون تا اسلام رو نابود کنه امروز کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا عاشورای 88 رو دیدیم. کسی که سیده ( بلا نسبت سیدای گل ) که مردم هم فکر میکردن آدم مومنیه اومده و داره آرمان ها و عقاید مردم رو زیر پا می ذاره.

روز عاشورا یزیدیان جلو امام حسین (ع) وایسادن و هر جور که بود و با هر وسیله ای امام رو کشتن.یاد امام 1400 ساله که تو دلای مردم مسلمونه.حالا اینا ریختن تو خیابونا و می خوان با فحش دادن و آتش زدن و ضرب و جرح و ... و متاسفانه با نماد اسلم ( پرچم سبز ) یاد امام حسین ( ع) رو از بین ببرن..پیش خودم داشتم فکر می کردم که اگه لشکر یزید جای 1400 سال پیش امروز بودن می تونستن این کارها رو بکنن؟

اینا دیگه روی مناقفین رو هم سفید کردن.

از خدا می خوام که سران این جریان شیطانی سبز که بر علیه سبز علوی قیام کرده و ماه محرم رو هم به سخره گرفته که همون معاویه ، یزید ، طلحه و زبیر تاریخ اسلامن از رو زمین برداره و لباس مشکی محرم رو با این جشن ملی از تن ملت عزا دار ایران دربیاره.به امید اون روز

سبز فقط سبز علی لعنت به سبز اموی

یه چندتایی عکس از مراسم عاشورا انداختم که هر وقت بشه آپلود کنم می ذارم براتون.


كرج و بازهم بارندگي

سلام به همه دوستان گل

مطلب امروزم راجع به موضوعیه که خیلی ها و از خیلی قبل از این ها بهش پرداختن و اون هم بارندگیه

توی چند وقت گذشته تو کرج کمی بارندگی داشتیم که بازم باعث آب گرفتگی معابر و خیابونا شد.

اين عكس هقت تيره ـ وسط خيابون:

 

البته چند وقته که شهرداری منطقه ما شروع کرده به یه کار اساسی !

کار قشنگیه که می شد قشنگ تر هم انجامش داد

جوب های کنار خیابون رو کندن و زیرش کانال درست کردن که آب وارد اون کانالها بشه و از جوب سرریز نکنه

 

 

موفق باشین

تا آپ بعدی بای

Karajkid

کرج و اطلاعیه ها

سلام

امیدوارم که حال همه بکس خوب باشه

پست امروزم راجع به کاغذهاییه که به در و دیوار شهر می چشسبونن.

هر کسی ممکنه واسه اطلاع رسانی کاغذی رو به دیوار بچسبونه تا همه اون رو ببینن

ولی چیزی که داخل اون کاغذ نوشته می شه و نوع نوشتن و فونت نوشته خیلی مهمه ؛ به هر حال این کاغذها قراره روی دیوارهای شهر نصب بشن.

چند مورد از این کاغذ ها رو ببینید:

 

شما هم اگه یه روز خواستین این کار رو انجام بدین یکم بهش فکر کنید!

با تشکر

karajkid

کرج و شهرداریشون

سلام

اکثر شما حداقل به عنوان بیننده و یا استفاده کننده به هزاران سایت اینترنتی مراجعه کردین. از تبلیغاتی و فروشگاهی گرفته تا ...

اولین نکته در مورد هر سایت ، انتخاب اسم مناسب با محتوای اون سایته

مهم تر از اسم طراحی ظاهری سایت و امکانات در نظر گرفته شده برای برطرف کردن نیاز کاربران و مراجعان سایته

قبلا آپی داشتم که یک شهروند تن شکسپیر رو تو گور لرزونده بود (گوشی چینی و ...) حالا فاجعه ای که نظام آموزش زبان انگلیسی رو دچار انقلابی شگرف!!!! خواهد کرد رو معرفی می کنم (قابل توجه بی سوادایی که تافل و آیلتس و از این مزخرفا دارن)

تا حالا سوار بر اتومبیل یا پیاده به سمت میدان شهدا رفتین؟!

یه تابلوی خوکشل تابلو تا وسط خیابون به شما اطلاع رسانی می کنه ( البته بیشتر حواس راننده رو پرتاب می کنه!)

تنها نقطه ی مشترک این دو موضوعی که گفتم ، سایت جذاب شهرداری کرج هست

شهرداری کرج = CITY OF KARAJ

تعجب نکنید!!! عبارت مفهومی فوق را به همراه یک فروند .com تایپ نموده تا وارد این سایت شگفت انگیز شوید!!!

این اصطلاح رو یک نخبه با ترجمه ی کلمه به کلمه ی شهرداری کرج بدست آورده!!!

باقی نخبه ها هم با طراحی افسانه ای صفحه وب سایت این مجموعه رو کامل کردن ( خوراک موزه لوور پاریسه!)

حالا اونهایی که به این سایت سر زدن و به نظرشون سایت کامل و بی نقصی اومده به آدرس زیر مراجعه کنن:

WWW.TEHRAN.IR

دامینش که هیچ ...   گرافیکش که هیچ ...  مطالبش که هیچ...   طراحیش که هیچ....  سایتهای مرتبطش که هیچ....   آمار بازدیدش هم که هیچ ...   خوب یه دفعه بگو هیچی با هم اختلاف ندارن!( عجب آفتاب تاریکیه!)

حالا که گیر دادیم به شهرداری این دو نکته رو هم بگم که بزرگترین پرچم ایران تو میدون جمهوری به اهتزاز دراومد که گفته شد 60 میلیون خرج برداشته!!!! (آفرین به شهرداری)

نکته دوم اینکه کم مونده دور شهر فنس بکشن بگن اینجا مترو می شه ... بعدا بیاین

اول یه جا مثل پارک رو کامل می سازن بعد دورش فنس و چوبهای رنگی می زنن و داغونش می کنن که مترو شه ( بازم آفرین)

قبلا فقط تو خیابونا چاله های دو سه متری می کندن اما با پیشرفت این نهاد ارتفاع چاله ها به 20 تا 30 متر ارتقا پیدا کرده و حتی وسط میدون ها و پارک ها و زمین های کشاورزی هم دچار این چاله ها شدن ، گفته می شه این چاله ها ایستگاه مترو هستن!!!

امیدوارم که دیگه بودجه هایی که دکتر احمدی نژاد برای آبادانی کرج اختصاص دادن اینجوری توسط شهرداری به باد نره (چون آخرسر می شه باهاش فیلم بربادرفته ۲ رو ساخت)

خوش بگذره

باتشکر

karajkid

کرج و آتشگاه

سلام به همه ی دوستان

بالاخره قسمت شد به فضای سایبری برگردم و ببینم چه خبره!

دیگه کنکور تموم شد و این تابستون گند شروع شد ! مردیم از بیکاری! خوش به حال اونا که تابستون یه کاری دارن

عید همگی مبارک

امروز بعد از عمری با خانواده رفتیم آتیش گاه (آتشگاه) . خیلی هوا خوب بود و کلی حال داد.

البته تمام جاهای آبادش رو باغ کردن و نمی شه رفت ولی ما یه جایی گیر آوردیمو رفتیم نشستیم

چند تا عکس از مناظرش ببینید

 

ولی خدایی حیف اینجور جاها نیست که با ریختن آشغالامون کثیفش کنیم؟!

 

از حاشیه های این گردش خانوادگی باید به این مسئله اشاره کنم که مادر و پدر گرام سوار ماشین شدن و طی یک حرکت آکروباتیک بدون سوار کردن من و برادرم راه افتادن برن

 

البته بعد از این که فهمیدیم اگه چند روز هم وایسیم ماشین رد نمی شه !(چنار های منطقه هم زیاد می شه) دویدیم و رسیدیم بهشون. خدا هیچ بنده ای رو اینجوری ضایع نکنه!

منتظر نظراتون هستم

برم یه آپ قشنگ آماده کنم واسه دفعه بعد

karajkid

کرج و مهم ترین اتفاق 88

سلام به همگی
یه آپ ویژه دارم براتون
چند وقت بود که قرار بود رئیس جمهور کشور عزیزمون بیاد کرج(دور دوم سفرهای استانی)
این خبر آغاز تغییر و تحول های زیادی توی شهر شد.
یهو آبادانی با کرج دست یاری داد(البته فقط در نقاطی که دکتر از اونا دیدن می کردن)
روی روگذر چهارراه طالقانی پل عابر پیاده با پله برقی گذاشتن:

پارک طالقانی رو که با زحمت زیاد درست کرده بودن رو توری کشی کردن و قرار شد قسمتی از پارک بشه ایستگاه مترو


جلوی پارک رو چراغ گذاشتن و روی اونها گل مصنوعی گذاشتن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خلاصه کلی شهر پیشرفت کرده
و امروز
بالاخره دکتر احمدی نژاد وارد کرج شد به محل سخنرانی رفت
بعد از شایعاتی که راجع به استان البرز وجود داشت و معلوم نبود که واقعیت داره یا نه یه sms از آقای اکبریان ( نماینده ی شهر کرج) واسم اومد که:
"طلوع خورشید استان البرز بر بر مردم شریف کرج ، ساوجبلاغ ، نظرآباد و طالقان مبارک باد"
و این یعنی استان شدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جای تبریک ویژه داره
خوب دیگه ما داریم توی یه مرکز استان زندگی می کنیم و با اون کرج قبلی خیلی فرق داره
امیدوارم که روزای خوب شهرمونو با این تغییر ببینیم.
تا بعد
karajkid

پول

سلام به همگی
آپ امروزم راجع به پول! هستش که خیلی اهمیت داره
راستش چند روز پیش با دیدن این شئ کلی کف کردم!!!!!!!!!!!
من از ازش عکس گرفتم که ببینید:(توجه : درون عکس 5000 ریال پول می باشد!!!)

این عکس سیر تکاملی سکه هاییه که من ازشون استفاده کردم!!!:

و این هم سکه ی تازه وارد:

حالا از این قضیه بگذریم
خیلی شنیدیم که می گن پول سرمایه ملی است ( مثل آب و گاز و برق نفت و ...)
خداییش بیاین این اسکناس های بدبخت رو داغون نکنیم
دلیل نمی شه که چون خوشحالی اسکناس رو این جوری کنی:

ولی خدایی صدرحمت به قبلی ، این یکی حداقل با خط خوب هم ننوشته!!!!!!! ( بیچاره اسکناسه!)

همین جوری آپ کردم دور هم باشیم
خداییش حال کردی نظر یادت نره!!!!
karajkid

کرج و ماشین

سلام به همگی
امروز یه آپ می ذارم که همش راجع به ماشینه
البته این رو قبلا آپ کرده بودم ولی به لطف بلاگفا باز نمی شد پس دوباره آپش کردم  ( با کمی تغییر)
اول بازم مثل همیشه می خوام گیر بدم به کلان!!!!!
این ماشین با اطلاعاتی که روش می بینید سر چهارراه طالقانی چی کار می کرد؟!

اینم آخر و عاقبت این ماشین هاست


حالا گیر بدیم به راهنمایی و رانندگی
من نمی دونم کی این ماشین رو که از تاریخ انقضاش 25 سال می گذره پلاک کرده!!
شما می دونید؟

حالا تا داریم به راهنمایی و رانندگی گیر می دیم یه سری هم بزنیم به این رسیدهایی که می دن به اونا که گواهینامه گرفتن و قراره کارتشون بیاد
ما سال سوم که بودیم کلی اراجیف تحویلمون دادن راجع به نگارش :
از کلمات عربی استفاده نکنید
از فعل های منسوخ استفاده نکنید
جمله بندی تون درست باشه
کلمات اضافه رو حذف کنید و از این شرو ور ها
توی این نامه فهمیدیم که تمام اون حرفا الکی بوده و بدرد نمی خورده.

حالا بریم سراغ شهرداری
شهرداری منطقه 5 یه لطف بزرگ به ما کرد و اومد تمام خیابونا و تقاطع ها رو تابلو گذاشت که ملت اسم خیابون رو بدونن!
این یکی از اون تابلوهاس که نصب کردن:
(مشک نمونه ی خرواره و باید بگم که همش همینجوری نصب شده
من از دو سمت عکس گرفتم که نگید از یه طرف پیداست


این یه تاکسی سرویسه که نزدیک مدرسمونه
مثل همه جا ماشینهای تاکسی سرویس جلوی اون وای میستن.
تو این عکس می بینید که از ماشین های مدل بالا هم استفاده می شه! Hammer h3 که می بینید تولید 2009 هستش و ماشین خفنیه ( البته این رو بچه ها می گن)
به هر حال علم پیشرفت کرده دیگه!!!!!!
پس فردا می ریم می بینم شاتل گذاشتن ، با اون مسافر جابجا می کنن

و مثل همیشه با تشکر
karajkid

نوروز 88 مبارک

سلام ، فقط اومدم بهتون عید رو تبریک بگم

هنوز در پی هزاران سال ، در فصل اعتلای خورشیدی ، نسیم ، عطر سنبل ها را از سفره هفت سین نوروزی بر می چیند و می افشاند بر چهره پرخند ایرانیان و به آنان نوید فرا رسیدن نوروز را می دهد. هنوز در پی هزاران سال ، ایرانیان در هر کجای گیتی که ایرانی نام گرفته اند ، در بشقاب های خوش آب و رنگ و کوزه های کوتاه و بلند سبزه سبز می کنند و به نشانه رسیدن بهار و فراز آمدن نوروز و زیبا ترین روز سالشان ، که آغاز سالی سبز و پرطراوت است به خود و مهمانانشان ، گام هایتان سبز می گویند .

هنوز در پی هزاران سال ، ایرانیان به پیشواز سال نو می روند و خانه هایشان را می تکانند و جلا می بخشند ، از آلودگی ها و از سیاهی ها می روبند.
هنوز در پی هزاران سال ، مقام زبان پارسی را پاس می دارند و آن را میراث گران قدر نیاکان خویش می شمرند ، در ترنمش می کوشند و بر جاهش می افزایند . و هنوز در پی هزاران سال ایرانی ، ایرانی مانده است تا ستاینده و پاس دارنده زیباترین و والاترین دستاوردهای فرهنگ بشری باشد . و بدین گونه است که اسلام به ایران گام می نهد ، با فرهنگ ایرانیان در می آمیزد و زیبایی ها و شکوه و جلالش تلالویی دیگر می گیرد ، مغولان پس از آن همه ویرانی ، آنچنان شیفته می شوند که که درشت خویی خود را فراموش می کنند و فخرشان ، فخر ایرانیان می شود و تاتارها ، شاهنامه ، این بزرگ ترین سند شکوه ایرانی را به شیواتریت شیوه تذهیب و تشعیر و خوش نویسی می کنند و بایسنقری می شوند ، غربیان محو و مجذوب این همه آیین های بخردانه می گردند و مولانا ، روایت مجسم عرفان ایرانی را می ستایند ، فرهنگ و آداب ایرانیان را بزرگ می شمرند و نیک می دانیم تا زمانی که ایرانی کلام فردوسی را که می گوید :
چو ایران نباشد تن من مباد...................................................بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
بر دل نقش زده است و بر لب مترنم دارد ، ایرانی ماندگار است و جاودانه می ماند و این است آیین و راز ماندگاری.

کرج و ماشین

مرکز آموزشی تفریحی 5 ستاره شهید سلطانی2

سلام به همگی

هرکس که تمایل به تبادل لینک داره بگه به چه اسمی که لینکش کنم. شما هم اگه قابل می دونید لینکم کنید.

مرسی از نظراتت گرمتون راجع به پست قبل و اینک :::::::::::::::::: قسمت دوم آپ قبلی که راجع به مدرسه بود

راستش به این نتیجه رسیدم که آپ قبلی رو بد شروع کردم . اول باید یکم راجع به مدرسه اطلاعات می دادم.

 

اینا یکم از مشخصات مدرسه است :

اول یکم شهید سلطانی ( که مدرسه به اسمشون مذین شده ) رو به روایت بنر داخل سالن بشناسیم.

 

دیوار بیرون مدرسه که پول مرکز تا اینجا رسیده رنگش کنه و بنویسه

 

تابلوی ورودی مدرسه که احتمالا اون رو دیدید ( اونا که از جلوی مدرسه رد شدن)

 

قبل از اینکه بریم توی مدرسه هنرهای بچه های مدرسه روی صندوق صدقات رو می شه دید.

 

حالا بریم توی مدرسه

مشخصات کلی که روی یک تابلو توی سالن نصب شده

 

دقیقا روبروی این تابلو یک تابلو دیده می شه که راجع به مرحوم فضلی هستش

 

بچه های مدرسمون تو طول تاریخ کلی افتخار کسب کردن که اینا لوح تقدیرهاشونه. ( این کمدها جزو طرح های عمرانیه که امسال به مجموعه اضافه شد.)

 

روبروی در ورودی سالن هم عکس افتخارات مرکز هست که تالار افتخارات مرکز شهید سلطانی نام گرفته ( چون خیلی زیاده و اگه عکس کسی نمیافتاد نامردی بود ازش عکس ننداختم . خدا قسمتتون کنه که بیاید خودتون ببینید)

اما از مفاخر مدرسه صحبت کردم حیفه که از این عکس نگم! تنها عضوی که توی google earth هست و از زمان مرحوم فضلی باقی مونده همینه !

 

از دیگر مواردی که به عنوان option به مرکز اضافه شده و خیلی باحاله اینه ( برنامه ریزی اون از همه باحال تره چون هیچ وقت روز و تاریخ رو درست نشون نمیده)

 

اما بریم توی کلاسمون ببینیم چه خبره!

مسئولان غیور مرکز وقتی دیدن کلاسمون فقط یک شوفاژ داره و هواش سرده یک شوفاژ گذاشتن تو کلاسمون تا از دیدنش گرم شیم !

راستی تو این عکس شیرهایی هم که میارن هم دیده میشه ( نکته اش اینه که وقتی میارن طبق تاریخ روش تولید نشده و به زنگ سوم نرسیده درش باد می کنه!)

 

تخته ی کلاسمون همیشه از فعال ترین تخته های مرکزه ! ( به روز و قشنگ)

این قشنگی قبل از کلاس ادبیات به کمال میرسه !

( دایره  قرمزی که کشیدم نشان دهنده ی نوشته های معلم سر کلاسه و بقیه نوشته های بچه ها )

البته چون اون روز که این عکس رو انداختم معلم می خواست نمره ها رو بده یکم تخته رنگ و بوی پاچه خواری گرفته

 

جدید تریت اطلاعات و اخبار هم روی تخته نوشته می شه

مثلا همین حرکت اردوغان که چند روز پیش انجام داد.

 

ما توی کلاس بچه های امین و پاکی داریم !

 

بچه های کلاسمون به پاکیزگی خیلی اهمیت می دن و ...  ( اینو از حیاط که رو به کلاسه انداختم )

 

چند وقت پیش هم یک شئ بیگانه وارد کلاس شده بود که جالب بود.

 

البته بچه های کلاس بعضی وقتا عصبی می شن و موجودات داخل کلاس را به وحشانه ترین شکل ممکن نابود می کنن !

این یه مگسه که داشت تو کلاس می چرخید یهو نچرخید ! آرمان زد ترکوندش ( اسم گفتم چون گفت کپی رایت داره )

 

الان هم که دهه ی مبارک فجره و مسئولان کلی زحمت کشیده و به اشکال گوناگون ( مثل سبک کوبیسم ) مدرسه رو تزیین کردن!

این تو سالنه که ترکیب پارچه های سیاه به مناسبت ماه های محرم و صفر نصب شدن و پارچه های رنگی که به مناسبت پیروزی انقلاب نصب شدن با هم خیلی خفن شده

 

اینم حیاط پشتیه که ما خیلی نفهمیدیم اینا که زدن چه معنی میده!

( من که از چپ به راست خوندم : به لطف یزدان و بچه ها پرسپولیس قهرمان می شه . حالا نمی دونم شما چه برداشتی می کنید.)

 

حالا یکم از بحث خارج شیم . چند روز پیش با بروبکس رفتیم واسه واکس هپاتیت ( اشتباه نشه ، من 69 به دنیا اومدم و پارسال واکسن زدم ) این عکس رو تو راه انداختم که ملت داشتن می رفتن درمانگاه !

 

اونجا یه پارچه دیدم خیلی باحال بود ! شما هم حال کنید.

 

اون روز چون یک زنگمون پرید وقتی برگشتیم فهمیدیم که زنگ تفریح ها رو جیره بندی کردن ! ما 3 ساعت سر کلاس بودیم با 5 دقیقه زنگ تفریح . همین جوری معلم میومد سر کلاس و و می رفت .

 

حالا مدرسه ای با این همه حسن هنوز دو هفته نشده که عمو اژه ای رفته رو می خواستن بذارن برای فروش!!!!!!!!!

خیلی هم کاندیداهای خرید رو تحویل گرفته بودن که خوب بخرن .

 

این ماشین خریدارهاست .

 

مارو راه ندادن اونجا ببینیم چه خبره . البته می گفتن که جلسه ی مدیران ناحیه است که بچه ها رو بپیچونن!!!!!

البته ظاهرا قیمت هایی که پیشنهاد دادن خیلی مناسب نبوده و به همین خاطر ما مورد غضب استاد اسحاقی ( صاحاب مرکز ) قرار گرفیم.

از موارد غضب امیرعبدا... ( همون اسحاقی دیگه ) اینه که وسط زمستونی یادش افتاده که صبح ها تو این سرما بریم صف وایسیم و مراسم صبحگاه اجرا شه . اونم که چون ممکنه که مسئولین مدرسه سردشون شه بعد از اینکه صف وایستادیم یکی سریع میاد بیرون می گه برین کلاس و سریعتر میره دم شوفاژ گرم شه!!!!!

دمتون گرم که این آپ کلفت رو تا اینجا خوندین .

خسته شدم انقدر نوشتم.

بازم مثل همیشه تشکر

karajkid

مرکز آموزشی تفریحی 5 ستاره شهید سلطانی

سلام به همگی

شهادت امام حسین (ع) رو بهتون تسلیت می گم و همین طور جنایات غزه رو .

همون طور که قول داده بودم اومدم و چندتا عکس قشنگ از مدرسمون گذاشتم که حالشو ببرین.!!!! البته باید قول بدین که از این عکسا سو استفاده نشه ها ! ( قابل توجه بعضی ها )

این عکس مال تابستون امساله که نشون می ده بچه ها در هر زمینه ای هنرمندن!

 

این عکس مال اول ساله که مدرسه یه آبسرد کن گذاشته بود که 1 شیرش هم خراب بود و کلی ترافیک می شد تا ملت آب بخورن.

 

سر کلاس نشستن بعضی ها هم آدم رو یاد قهوه خونه و این جور جاها میندازه!

 

البته ما تو کلاسمون افراد نفوذی و خارجکی هم داریم ! البته این فرد قبلا ایرانی بود ولی بعدا با همکاری یکی از معلما خارجی شد ! ( معلممون رفت مکه واسش از این لباسا آورد.)

 

یکم که از شروع سال تحصیلی گذشت ، ساخت و ساز تو مدرسمون شروع شد و این گلستان علم و ادب ! رو داشتن کامل می کردن. ریختن دیوارای مدرسه رو رنگ کردن و روش نوشتن.

این عکس از توی حیاط گرفته شده که آدم رو یاد صفحه اول کتاب اندیشه سازان ( که گفتن اسمش رو نگین ) میندازه! نه؟!

 

اینم جلوی دره که دوتا علامت تعجب داره !!

اول پیغام مقام معظم رهبری درباره تتو! ( تحصیل ، تهذیب ، ورزش ) و دیگری معلم هنرمندی که ماشینش رو زورکی چپونده اونجا!

 

دوستان ما تو حیاط مخصوصا زنگ های تفریح خیلی فعال هستن. یک نمونش هم اینجوریه:

 

البته این فعالیت ها سر کلاس هم ادامه داره ها! ولی نوعش فرق می کنه!(به هر حال لازمه)

 

توی کلاسمون هم یک جوان مبتکر ایرانی کیفی طراحی کرده که شارژ می شه ! البته کاری نمی کنه ( فقط شارژ می شه )

 

چند وقت پیش هم انتخابات انجم اولیا و مربیان بود که برگه ی اون توسط دوستان هنرمند و فعالم تزیین شد!

 

البته مدرسه ی خفنی داریما ! بغیر از بچه ها معلما هم خفن هستن!

مثلا یه معلم داریم که خیلی شبیه یکی از بازیگراس!!!! اونم خارجی (به خاطر این میکس قشنگ از پوریا ممنونم)

 

و یک ابداع : دوستان همکلاسی یک حذب تاسیس کردن ! که من هم رئیس فشنیزم اون هستم! اینم نمادش روی تخته کلاس

اما الان یک حرکت بشر دوستانه جهانی از مدرسمون شروع شده!

چون ایران راهی برای رسوندن کمکهاش به غزه پیدا نکرده مسئولان مدرسمون حیاط مدرسمون رو کندن و دارن یه تونل از مدرسمون به غزه می زنن تا بهشون کمک کنن!

 

چرا تعجب کردین که من چه جوری انقدر راحت توی مدرسه کلی عکس انداختم؟! خب مسئولان هتل ۵ستاره ی ما که این حرفا رو ندارن با ما!

شرمنده که نشد بیشتر از این با بکس مدرسمون فاز بگیرین چون عکس هایی که داشتم زیاد قابل نشون دادن به دیگران نیست.

با تشکر

karajkid

کرج کید باز می گردد . . .

سلام به همه

بلاخره اومدم

به یکی سپرده بودم که واسم قالب درست کنه . . . هر چی صبر کردم ازش خبری نشد . . . فکر کنم . . .

منتظر بودم که قالب رو عوض کنم بعد آپ کنم که به خاطر اصرار برو بکس الان می آپم

اینم بگم که همتون نامردین . پست قبلی 6 ماه رو صفحه بود یکی نیومد یه نظر بذاره

اگه عکسا که می ذارم تکراری بود شرمنده چون آلزایمر گرفتم

نمی دونم گذاشتم یا نه . . .

این عکس مربوط به شهرداری زحمت کشه که آشغالا رو میاره می ریزه دم مدرسمون.

این عکس از یه مغازه است که انقدر باز نکرده که یه عنکبوت غول آسا جلوی در مغازش تار تنیده . . .

ولی دکور قشنگی داره.

این عکس رو از جلوی در خونمون انداختم که این پرنده ی کوچولو اومده بود اونجا نشسته بود. (خودمونیما زدم تو خط شکار صحنه)

اینم از حیاط خونمون انداختم . نمی دونم چرا امسال این درختای رز چت کردن وسط پاییز گل دادن!

دیدم قشنگه گفتم شما هم ببینید.

اینم یه خیابونه که ... ! نمی دونم اون طرف زنجیرها مین گذاری شده یا نه ولی خیلی خفنه .

دمتون گرم که اومدین.

پست بعدی هم که می آپم راجع به مدرسمونه.

توی اشعار هم 4 شنبه ها من می آپم.

اون ور هم یه سری بزنید بد نیست.

تا بعد

karajkid

وبلاگ اشعار (ash-r.blogfa.com)

سلام به همه ی برو بکس باحال و درس خون که اصلا نمی یان یه سر بزنن

من یه بلاگ جدید تاسیس کردم به نام « وبلاگ اشعار» که توش لیریک (lyric) و تکست (text) آپ می کنم.

این وبلاگ با سه نویسنده شروع به کار کرده که :

1. خودم (amir) به عنوان مدیر وبلاگ که اشعار و تکست های آهنگ های فارسی رو آپ می کنم.

2. مستر )master که اشعار انگلیسی رو آپ می کنه.

3. ققنوس که شعر و تکست های جدید که خودش گفته رو آپ می کنه.

اشعار و تکست های درخواستیتون رو با توجه به سبک کاری هر نویسنده بهش بگین تا در اسرع وقت واستون بزاره تو وب.

امیدوارم اون ور هم ببینمتون.

با تشکر

karajkid

کرج و پایان تابستون 87

سلام به همه دوستای عزیزم

تابستون خوش گذشت؟ ان شا الله که نهایت استفاده رو کرده باشین

تابستون 87 هم به تاریخ پیوست و با شروع شدن مدرسه ها وارد پاییز شدیم

چند تا عکس واستون می ذارم که ببینید. امیدوارم لذت ببرید.

ولی همش هم که نمیشه از بدیای شهر گفت

اصلاتو این پست راجع به نکات مثبت می نویسم

اول اینکه زمین پینت بال(paint ball) کرج چند وقت پیش افتتاح شد.این بازی بسیار سرگرم کننده و جالبیه.توی المپیک لندن هم حضور خواهد داشت.من که رفتم بازی کردم بهم حال داد. شما هم برین بازی کنین.من این بازی رو به دوستان جو کانتر (pinglish: javve counter) که می خوان واقیعشو بازی کنن توصیه می کنم.


مطلب بعد راجع به اتوبوس رانیه و اتوبوسهای جدید و کولردارش !بعد از اون فاجعه که اتوبس های دسته هشتم ماهدشت رو میاوردن می ذاشتن واسه کرج حالا این خودش کلی پیشرفته!!!!

البته اولاش به خاطر صرفهجویی در مصرف انرژی راننده های محترم کولر رو روشن نمیکردن و با دوتا پنجره ی کوچیک و مینیاتوری که این اتوبوس ها در عقب دارن سونای خشک رو هم به صورت رایگان به مردم هدیه میکردن!ولی خوب الان روشن می کنن!البته به لطف شورای شهر هم کرایه ها از 75 تومان به 100 تومان افزایش یافت که کلی حال داد.

خیلی ممنون که تا اینجاشو خوندین!حالا که تا اینجا اومدین نظر یادتون نره!

انقدر هم تو اینترنت نگردین!!!برین پی درس و زندگیتون!

تا آپی دگر درود و فراوان درود

منم باید برم مدرسه!این سومین بار بود که تلاش کردم تا این پست آپ شه

karajkid

بازم کلان!

سلام به همه

این موضوعی که می نویسم موضوعیه که خیلی وقته که تو ذهن منه و خواستم که شما هم اونو بخونین و نظرتون رو به من بگین

همتون به یاد دارید که در زمان کودکی شعری می خوندیم که راجع به آقا پلیس مهربون بود  که شبا بیدار بود .

خوب ما هم مثل همه هم سن و سالامون پلیس رو دوست خودمون و یک فرد بسیار خوب می دونستیم و وقتی که از اکثر بچه ها می پرسیدیم ( الان هم همین طوره ) که می خوای در آینده چه کاره بشی می گفت :پلیس

من این اطمینان به پلیس رو داشتم تا زمانی که اتفاق جالبی برای من افتاد:

یک روز بعدازظهر همراه خانواده می خواستیم بریم به خونه مادربزرگم . من و برادرم زودتر از خونه اومدیم بیرون. تا از در خارج شدیم دوست برادرم که یه GLX داشت اومد و جلوی در ما نگه داشت. نمی دونم اون روز چه خبر بود ولی پارک جلوی خونمون پر ضعیفه ( دختر ) بود. دوست من هم که یه ذره فش (fashion) هستش اومد پیش ما . داشتیم با هم حرف می زدیم که دیدیم ماشین زحمت کشان جامعه به ما نزدیک شد. ما هم توجهی نکردیم و شروع کردیم به ادامه صحبتمون. ماشین پلیس سر خیابون نگه داشت و آقا پلیسه سرش رو ماشین آورد بیرون و با لحجه ی شیرین و اصیل و غیرت مندانه ی شمالی گقت : آقا ماشین رو اونجا پارک نکن .برادر من گفت که : جلوی خونمون نگه داشته. اینجا هم نمی شه نگه داشت ( بیشتر این حرکت آقا کلانه به خاطر همون ضعیفه ها بود ) . آقا پلیسه هم گفت : نه نمی شه اصلا برید اونجا وای نسین.

داداشم به بچه ها گفت : خوب بچه ها ما بریم کاری ندارین ، ظاهرا نمی شه وایساد.

رفتیم به در پشتی خونه ( از توی خیابون ) که سوار ماشین شیم که بریم .

دیدیم ماشین پلیس اومد جلوی ماشین ما نگه داشت .

آقا پلیس مهربون اومد و به مادرم گفت : حاج خانوم شغل شما چیه ؟!!!!!. مادرم هم از همه جا بی خبر گفت : فرهنگیم. چطور؟

گفت : اگه به یه بچه بگین بورو سر کلاس بعد بگه برو بینیم بابا ! چه کار می کنید؟ به پسرتون می گم اونجا وای نسه می گه برو بابا

مادرم گفت : پسر من این حرف رو نمی زنه .

بعد آقا پلیسه سریع به داداشم گفت : از ماشین بیا پایین . داداشم با یه حالت بی اعتنایی اومد پایین . آقا پلیسه گفت : بزنم تو صورتت بفهمی با کی داری کل کل می کنی؟!

داداشم فقط نگاهش کرد و اون دوباره گفت : به خاطر مامانت که فرهنگیه چیزی بهت نمی گم. ولی دیگه اینورا نبینمت.

داداشم گفت : می خوای از در نیام بیرون!

خوب اون صحنه خیلی رو من تاثیر گذاشت و ذهنیت من رو عوض کرد.

یه پلیس اومد و به ما گیر داد در حالی که پارکی که پر دختر بود توش معتادین محترم و ساقی ها و البته ارازل عزیزهم تشریف داشتن! پس چرا به اونها حرفی نزدن!

داداشم که اینا رو به کلانه گفت ، برگشت گفت : من خودم میدونم چه خبره!!! تو کار من رو بهم یاد نده !!!!!!! ( یعنی اونا هم بله؟ )

تابستون پارسال که بیکار بودیم به همراه دوستام می رفتیم پارک تا بازی کنیم ، حرف بزنیم یا کارای دیگه!

یه شب ساعت 1 داشتیم بازی می کردیم که پلیس اومد تو پارک

داشت به همه می گفت که برن خونه

قبل از اینکه برسه به ما جمع کردیم که بریم خونه

داشتیم می رفتیم طرف خونه که به ما گفت: سریع برین خونتون و یه ضربه به پشت من زد ( که سریع تر برم)

اون حرکت خیلی به من بر خورد ولی هیچ حرفی نزدم

وقتی از پارک خارج شدیم دیدم که به دخترا ( که معلوم نبود تا اون موقع پارک چی کار می کنن ) و معتادین گرامی که در تمام پارک حضور گرمی به همراه قلیان داشتن چیزی نگفتن!!

من رفتم و جلوی در خونمون نشستم

راستی با صدای بلندی هم فرمودن که : برمی گردم کسی توی پارک نباشه

ساعت حدود یک و نیم بود که دوباره اومدن و از توی ماشین یه آژیر نصفه و نیمه زدن و رفتن!

الان هم که فقط به موی پسرها ، مانتوی دختر ها و دختر پسرهایی که با هم هستن گیر می دن!

شاید اینها کارهای اشتباهی باشن که ما انجام می دیم ، ولی آیا جامعه مشکل دیگه ای نداره ؟!!! همون معتادای گرامی نباید از سطح پارکی که محل بازی بچه ها و جای تفریح خانوده هاس جمع شن؟

آخه یکی نیست بگه اگه ناموس خودتون توی اون پارک بود می ذاشتین یدونه از اونا بمونن؟!! همه رو جمع می کردن و می بردن موهاشون رو می کشیدن

الانم که از سر خیابون رقص نور قرمز قشنگه روشنه ، به وسطای خیابون که میرسن وق وق آژِیرشون در میاد که اونایی که باید بپیچن و چیزی قایم کنن و اینا ، سر فرصت به کارشون برسن

ببخشید سرتون رو درد آوردم

زیاد شد ولی اگه نمی گفتم نمی شد. نظر شما راجع به این قضیه چیه؟!

شما مثل دوران کودکی به پلیس اعتماد دارین

اونم با این همه خبری که هر روز راجع به یکی از افراد پلیس ( دارست یا غلط ) شنیده می شه؟!!!!!


کرج و خیابون اصلی شهر(قزوین)

سلام به همه اون دوستای خوبی که اومدن و نظر گذاشتن

سلام به اون دوستای خوبی که اومدن و نظر نذاشتن

و در آخر سلام به همه دوستای عزیزی که نیومدن که بخوان نظر بذارن

دم همتون گرم!
امروز با یه پست جنجالی اومدم

راستی تا دیر نشده بگم که دست مخابرات درد نکنه ، چون که تلفن ما رو به بهانه کابل برگردون 1 ماه قطع کرده  و هنوز هم وصل نکرده !

همه این رو می دونن که مهم ترین خیابون شهر خیابون اصلی اونه که در تمام دنیا بهترین امکانات و قشنگترین چیزها در اون قرار داره ! البته جز کرج!!!!!!!!!!!!!

سری می زنیم به خیابون اصلی شهر کرج یعنی خیابون قزوین ( شهید بهشتی )

از میدان کرج سابق یا همون چهارراه اما خمینی (ره) شروع می کنیم:

اون سمت خیابون (اول خیابون تهران) که شروع خیابان شهید بهشتی هست پراز مرغ و گوشت فروشیه که اداره بهداشت بهتره یه سر به اونجا بزنه تا ببینه که چی به خورد ملت می دن!:

 

خوب امیدوارم که حالتون بهم نخورده باشه

از طرف میدون میایم به سمت میدون شهدا:

اما چند روز پیش دقیقا روبروی خیابون امیری ، خیابونی که بورس ... هست(نمی خوام تبلیغ شه) این حادثه رخ داده بود که کلی به ملت و مخصوصا به لباساشون حال داد!:!!!!

 

البته زحمت کشیدن عوامل مختلف شهرداری و غیره و ساعت 5 بعد از ظهر روز یک شنبه با بستن خیابون به روی اتومبیل ها در ساعت پیک ترافیک عصرگاهی (چقدر با کلاس! ) اونا رو مجبوروندن که از خط ویژه رفت و آمد کنن تا عملیات کربلای...نه ببخشید آسفالت کردن خیابون رو به انجام برسونن

اما شنیدین که می گن کرج شهر قهرمان پروریه ، حالا مغزپرور هم شده!!!! یک جوان مبتکر کرجی این صحنه رو خلق کرده که در نوع خودش بی نظیره!!!!!! شاید اثرات زندگی توی محیط میدونه!  این هنر که ترکیبی از معماری مدرن و الکترونیک با شاخه هایی از علم پیشرفته ی IT به این شکل متجلی شده :

 

اما این خیابون ادامه داره تا به حصارک برسه ( کل ولی عصر تهران رو خابونده!) متاسفانه نشد عکس بگیرم

شهرداری داره با طرح بهبود فضای سبز تمام خیابونا رو تبدیل به بلوار وسط خیابئن می کنه و باعث ترافیک شدید تو این مسیر شده!

یکطرفه شدن مسیر بین چهارصد دستگاه و زیرگذر هم تصادف های خفی (خفنی) رو بوجود میاره چون ییهو باید برگردن توی لاین خودشون و ....(این صحنه برای افراد زیر 20 سال توصیه نمی شه!)

خلاصه اصل باحاله

یکی از خارج بیاد شهر ما کلی با دیدن این خیابئن حال می کنه ، واسش خاطره می شه و همه فک و فامیل رو جمع می کنه میاره که فقط از کرج دیدن کنن!

همه اونایی که مرحله اول قبول شدین:تبریییییییییییییییییک

ایشالا که مرحله دوم هم قبول شین و به بکس باحال سمپاد بپیوندید(این مال بیرونیاس ، بچه های سمپادی زیاد ذوق زده نشن)

شوخی کردم همتون به این بکس خوش اومدین!!!!!!!!!!!

بای تا آپی دگر!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ضمنا از داداش گلم که زحمت عکس ها رو کشید ممنون

karajkid

کرج و روز مادر

سلام به بروبکس خوشحال

خوب هستین؟

امیدوارم که تابستون بهتون خوش بگذره. به ما که نمی گذره!!!!!!

از وقتی بهم گفتین دیر به دیر آپ می کنم بهم برخورده اومدم بترکونم !!! دومین پست توی این هفته!!!!!!!!

خوب ! به همتون این روز رو تبریک می گم!بیشتر از شما به مادراتون تبریک می گم.

همون طور که می دونید امروز روز مادر هست و بازار خرید کادو برای مادرها و البته همسرها به شدت داغه ( مواظب باشید نسوزید!)

حالا این وسط یه سری ها دارن به ملت حال می دن و حراج کردن! اونم چه اجناسی!!!!!!!!! اگه هنوز کادو نخریدید برین از این فروشگاه بخرید چون تخفیف می ده اساسی!:

حالا امروز عیده یه موضوع دیگه بهتون بگم حالشو ببرین:

این عکس توسط یه عکاس حرفه ای ( این جانب ) با یک دوربین حرفه ای ( با دوربین موبایلم 1.3Mega pixels) گرفته شده:

خداییش مردم از این نوع دزدگیر که جزو کم هزینه ترین مدل هاست خبری ندارن وگرنه همه می رن از اینا می ندازن!!!

حالشو ببرین تا دوباره بیام آپ کنم.

ممنون که نمیاین و نظر نمی زارین! خوب وقتی کسی نمیاد من تو کامپیوتر خودم می نویسم ، هی می رم می خونم حال می کنم نظر می دم.!!

حالا که تا اینجا اومدین پست قبل رو هم بخونید نظر بدید.ممنون

karajkid

کرج و تابستان با چند عکس

سلام به همه ی بر و بکس عزیز امیدوارم که امتحانات رو ترکونده باشین .

ببخشید که دیر آپ کردم چون پول نداشتم که کارت بخرم!(بی چاره من)

راستی به استقلالی ها هم تبریک می گم که تونستن قهرمان جام حذفی شدن و همراه با پرسپولیس اومدن آسیا

بچه ها تا حالا حتما زیاد دیدید که یه خانواده ی خوشحال در حال رفتن به تفریح یا مهمونی باشن یا اینکه کاراشون تموم شده و دارن بر می گردن خونه با ماشینشون که یه پلاک قرمز بهش چسبیده و روی بدنه ی ماشین از این جملات خنده دار و مزحک نوشته که : خودرو خدمت ، استفاده ی شخصی ممنوع !!!

البته حتما می خواستن بنویسن که از استفاده ی شخصی ممنون که حالا اشتباه لپیه شما ببخشین!

بریم سر اصل مطلب : ممنوع!!! یعنی طبق قانون نباید... وای پیچیده تر شد! : قانون آدم رو یاد کلان ( ببخشید منظورم برادران و خواهران زحمت کش نیروی انتظامی بود ) میندازه

آقا میگن حرفای قدیمیا رو باید با طلا نوشت!!! حالا بگذریم که طلا چقدر گرون شده و ...

وای به روزی که بگندد نمک میدونید که معنیش چیه ، نه؟ عکس زیر رو ببینید:

یعنی هرکی بره خدمت علاوه بر کارای روزانه و صبح گاه و پست و این مزخرف ها ، باید تو اسباب کشی افسرا هم کمک کنه؟

بیچاره ما پسر ها!!!

بازم بگین حقوق برابر زن و مرد ! آخه کدوم حقوق؟ خدااااااااا ! این بیگاری اسمش خدمته؟

بی خیال بریم سر موضوع دوم ( وای که من چقدر فعالم )

عزیزم ، گلم ، دوست عزیز تو خیابون آشغال نریز ! این شونصد و هفتاد و نه هزار ملیون بار! حالا چه کوچومولو باشه چه گنده!!! !! !

یه آشغال بزرگ پیدا کردم که خودش شده آشغال دونی . ببینید:

بیچاره اونی که تو این ماشین بوده! حتما در اثر تصادف تجزیه شده و به عوامل اولیه ی خلقت برگشته

حالا بگذریم . تو این خراب شده هیچ خری پیدا نمی شه به جای علف کاشتن وسط آسفالت خیابون بیاد آشغالا رو جمع کنه؟

چیه ؟ بد حرف زدم؟ اعصاب ندارم! ببین این اعصابمه : _%*)($&%^@)@#_%)^*

ببخشید به دلیل از دست دادن کنترل قدری تند تشریف بردم!!!

و ...

موضوع سوم ( دیگه آخر پشتکارما ! )

یه متنی رو خوندم که کلی خوش حال شدم که بالاخره عزیزایی که با پول تو جیبیشون رفتن یه تلویزیون ال سی دی لمسی که از قضای روزگار گوشی تلفن همراه هم هست و تازه ساب و آمپیلی و 6 تا 6975 هم روش وصل شده خریدن دیگه مشکل فلش کردن ندارن !!!

توجه کردین؟ فلش ! دست اندر کاران صنعت انگولک کردن گوشی در کشورمون با همکاریه تعدادی دفتر تبلیغاتی فرهیخته و ادب دوست اقدام به خلق این اثر هنری کردن که در زیر ملاحظه می کنید:

علاقه مندان جهت بازدید از این اثر ادبی که پشت شکسپیر رو شکونده می توانند همه روزه و همه ساعته به پایین تر از میدان شهدا جنب ساعت اسپیریت ( فامیلامون ) مراجعه و برای شادی روح شکسپیر و سایر ادیبان اجنبی یک دقیقه سکوت کنند!!!

آقا 2 تا خبر خوب : اول اینکه بعد از 130 سال کتیبه ی کوروش داره به ایران بازگردونده میشه

دوم : پیام کوتاه شد 22 تومان و خورده ای !! ملت چه کنیم با این همه خوشی؟

به مناسبت خبر اول فروشگاه نوشت افزار ( پارسیه لوازم التحریر ) کتیبه متعلق به برادرم! افتتاح شد.

یالا برین خرید کنید

بجنبید

ببینم به نظر شما بنزین سهمیه بندی ماشین خارجی ها رو نمیدن اس ام اس ها گرون شده؟ neydoonam

تا آپی دگر درود و فراوان درود!

راستی تا حالا چند نفری بهم گفتن که قالب رو عوض کنم( به خاطر رنگ)

من چون به این رنگ علاقه ی زیادی دارم قالبم رو مشکی گذاشتم!

راستی پست صفحه اولو کردم 1 دونه که مشکل دیر لود شدن صفحه حل شه!

منتظر نظراتون هستم

karajkid

قهرمانی تیم محبوب ایران و فاطمیه

سلام به تمام دوستای عزیزم

ببخشید که خیلی دیر آپ می کنم ولی درسا اجازه ندادن که بیام آپ کنم

اول از همه به عنوان یک پرسپولیسی باید به تمام طرفدارای این تیم تبریک بگم . پرسپولیس با بردش تونست حقش رو بگیره و با این که 6 امتیاز ازش کم شده بود ولی بازم قهرمان شد.

           

البته خیلی ناراحت شدم که استقلال تیم دیگه ی پایتخت امسال اینجوری شد و خیلی بد بازی می کرد. ان شاء الله با اومدن آقای قلعه نوعی با قهرمانی تو جام حذفی بیان آسیا و در ضمن سال بعد پیروزی به جای رقابت قهرمانی با سپاهان با استقلال رقابت کنه.

نکته دوم اینکه الان توی ایام فاطمیه هستیم که به همه تسلیت می گم.امیدوارم که توی اون دنیا دست مارو هم بگیرن!

شما همه می دونید که پلاکاردهایی که توی شهر نصب می شن خیلی مهم هستن از این جهت که تعداد زیادی از افراد شهر اون رو میبینن ( اصلا واسه همین نصب می شه ) . حالا اگه یه اشتباه بزرگ و تابلو وجود داشته باشه ....! این عکسو ببینید:!!!

آخه یکی نیست به اینا بگه همین جوری زبونمون غرق عربی هست. بیازی نیست که شما کلمه های عربی رو با قواعد من دراوردی جمع کنین!!! ( جمع مداح = مداحین ، نه مادحین)

فکر کنم تا آخر امتحانا دیگه آپ نکنم . پس به امید دیدار تا اواخر خرداد!

می رم ولی نظرها رو می خونما! اومدین نظر هم بزارین.

ممنون

karajkid

کرج و چند عکس     سال نو مبارک

سلام دوستان

عید همگی مبارک . امیدوارم که توی این سال همه خوشحال و خندون باشن و کسی تو زندگیش دچار غم و غصه نشه.

راستی میلاد با سعادت پیامبر اعظم (ص) رو هم به شما تبریک می گم . ولی توی شهر هیچ خبری از تزئین و این حرفا نیست و شهر از نظر تزئینات مملو از خالی است . از شهرداری که واقعا برای این همه زحمات گرانقدرش خسته شده هم ممنونیم.

البته ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم به خاطر دسترسی نداشتن به اینترنت و حملات پیاپی مهمان های گرامی می باشد.

مطلبی که در مانیتور ملاحظه می کنید چند تا عکس از سطح شهره که با موب .(mob.)  خودم انداختم که به نظر من جالب بود شما هم ببنید شاید خوشتون بیاد .

باید به این نکته اشاره کنم که من دچار کمبود احساسات شدم زیرا بعد از اون پست که بیست و اندی نظر داشتم یهو طی پس رفت شدید به سه - چهار تا رسید . خوب من دلم نظر می خواد پس هر کی نظر نذاره ... منم واسش نظر نمی ذارم.

این دفعه هم مثل قبل عکسا تامب نیله و برای مشاهده باید روی اونا کلیک کنید .

1&2. چند روز قبل از عید نوروز که مردم ازدهام شدیدی داشتن برای خرید میوه و تره بار برای عید .


3&4. خوب بعد از اون همه تجمع و خرید مردم این صحنه ها برای فضای شهر و دقیقا روبروی فروشگاه
بوجود میاد . !


5. نزدیک خونه یکی از اقوام این درخت بی چاره و قشنگ از ریشه در اومده و روی یکی از خونه ها افتاده که خوشبختانه کسی توی اون زندگی نمی کنه .

6. همین طور که توی عکس 5 هم دیدید روی دیوار چیزی نوشته شده بود که برام جالب بود ببینم که چی نوشته پس جلو رفتم و این عکسو انداختم .

7. این عکس رو پیارسال انداختم ولی چون خیلی جالب بود گفتم آپ کنم ببینید عبرت بگبرید .

این عکسا رو هم آپ کردم واسه بکس . لینکش رو هم می ذارم که اگه خواستن استفاده کنن .

1. پوریای اسلامی


http://upload.parsimages.com/original/1206303842/13182.jpeg

2. پوریا در حال انداختن عکس برای بلاگش!

http://upload.parsimages.com/original/1206304211/13183.jpeg

3. امید و پوریا بر روی پشت بام مدرسه خودمون (پوریا مشغول ور رفتن با پرچم ! و امید هم مشغول صحبت کردن با موبایل حالا با کی نمیدونم

http://upload.parsimages.com/original/1206304371/13184.jpeg

4. پوریا ، مهدی و امین در حال خز بازی جلوی در مدرسه


http://upload.parsimages.com/original/1206302427/13175.jpeg

کرج و N تخابات

و باز هم سلام

این روزا همه جا صحبت از انتخابات 24 اسفنده و بازار تبلیغات کاندیدها بسیار گرم.

خوب امسال که زدن پوستر به در و دیوار شهر ممنوع شد شیوه های نوینی از تبلیغات رو توی شهر می بینیم:

از SMS(پیام کوتاه) ، تبلیغات کاغذی ، راه انداختن سیستم بلوتوث (دندان لاجوردی) گرفته تا نوشتن اسم کاندیدا روی کوه از موارد تبلیغی امساله که هنوزم ادامه داره ...

البته گفته می شد که این افراد به مردم سیم کارت های اعتباری 15 هزار تومانی یکی بخر دوتا ببر هم می دن تا بتونن رای اونا رو تصاحب کنن ولی ما که هنوز چیزی ندیدیم !

خلاصه چه شور و حالیه تو شهر که باید بیاین و ببینین!

تازشم بچه های شهید سلطانی اینا و بغلیا و ... هم میدونن که این ستوانه؟ سروانه؟ سر تنگه؟ نمی دونم چه کوفتیه از چندین ماه قبل جلسات پرسش بی پاسخ و سخنرانی برگزار می کرد و ما رو از درس و زندگی مینداخت.

اون یکی دوستش هم ( خاله فاطمه ) که از چند روز مونده به شروع تبلیغات ، به چه گندگی دروغ نوشت تو طالقانی که : کاندیدای متخصص!!! آخه خاله جان شما چن سال پیش از مدرسه بزرگسالان ایثار گران نزدیک چهارراه گلزار دیپلمتون رو گرفتین؟ بعدشم که مثل اون عمو رشید که دکترای افتخاری دادن بهش...

بی خیال بابا این بلاگم میبندن مارو از کامنت خوندن میندازن

ولی در کل می گم که هر کس می تونه توی این انتخابات شرکت کنه چون که خیلی حال می ده آدم انگشتشو می کنه تو جوهر دیگه!

ولی نکته جالب اینه که من دفعه فبل ( شورای شهر و خبرگان) رای دادم و سنم برای دادن رای کافی بود و الان بعد از گذشتن یک سال از اون انتخابات به علت کم بودن سنم نمی تونم رای بدم و این یه مساله قابل توجهه !

خوب الان من دچار بحران هویت شدم نمیدونم سنم قانونی شده یا نشده! دوستان یه ذره راهنمایی کنن ممنون می شم .

KarajKid با تشکرات فراوان