آخرین صبح دل انگیز پاییزیتون بخیر

برایتان  یک دنیاشادی

یک دشت آرامش

یک دریاخوشبختی یک کوه سلامتی

یک اسمان آرزوی زیباویک  عمربا عزت از پروردگارخواستاریم

 🍉 پیشاپیش یلداتون مبارڪ🍉

اول از ماندنتان مطمئن شويد..
بعد به بوی عطرتان عادتش دهيد..
بعد ببریدش یک کافه و یک جای دنج انتخاب کنید..
بعد بگویید دوستت دارم.....
بعد قربان صدقه اش بروید ...
بعد برای بچه ی نداشته ی تان اسم انتخاب کنید..
بعد تیکه کلامتان را بر سر زبانش بیاندازید..
بعد به حرفش گوش کنید...
بعد به اسم او قسم بخورید..
بعد با حال بد او ؛ حالتان بد شود ..

بعد.....

نزنید زیر تمامی این جملات و بروید

دوباره برگشتم...

دوست داشتم یکی بود مرا میفهمد .. پرت و پلاهایم را ..
غم پنهان شده در لبخندم ..
درد مخفی شده در عکسایم ..
بعضی از ادمها روح بزرگی دارند ..
درون زیبایی دارند ..
تمام تلاششان را میکنند که بزرگ شوند و به ارزوهایشان برسند ..
از بزرگ شدن دیگران لذت میبرند ..
ادمهای بزرگ و موفق را دوس دارند ..
و حتی به بزرگ شدن و رسیدن ادمها کمک میکنند ..
واما بعضی ها ..
امان از بعضی ها ..
انها تلاشی برای بزرگ شدن و خوب بودن انجام نمیدهند ..
ذاتشان خراب است ..
موفقیت دیگران عذابشان مدهد ..
مانند اب ساکن هستند ..
تکان نمیخورند ..
میمانند ..
میگندن ..
و مردابی میسازند ..
تا دیگران را درون خودشان غرق کنند ..
انگار که امدند تا نذارند ..
هدفی برای خودشان ندارند و همه تلاششان را میکنند که دیگران به هدفشان نرسند ..
که اگر این تلاش را برای رسیدن خود به بزرگی و هدفشان میکردند حتما موفق میشدند ..
کاش همه ادمها رهایی را درک میکردند ..
کاش همه رها بودند  ..
کاش همه ادمها بزرگ بودند ..
کاش هیچوقت سیاست وجود نداشت ..
کاش هیچوقت دو رویی وجود نداشت ..
کاش کلمه بدی هیچ وقت معنی پیدا نمیکرد ..
کاش میشد اعتماد کرد بدون ترس ..
تو می ایی که نزدیک شوی و من همه ترسم این است که چه در سر داری ..
پشت لبخند تو چیست ..
نکند این همه بد .. گل که باز شد سریع چیدنشو .. غنچه ترسید که بشکفتد و کال خشکید مرد ..
دلنوشت ..

"تـــــــو" ڪــہ تـو خـاطـره منــے گـذشتمــو دوس دارم؛ هــر روز درگیــرم ولــے عاشــق این تـڪـــــرارم، بـارون ڪــہ میـزنــہ هنوز تـو ڪــوچـہ هـا راه میــرم، حـس میـڪــــنم نزدیـڪــمــے واسـہ "تـــــــو" چتــر میگـیــــرم.. هنــــــوز همــون دیــوونمــــو فرقــــــے نـڪــــرده حالــــــم.، حــس میڪــــــنم مالــہ منــــے ببیــــن چــه خــوش خیــالـــم....!

به ظاهر همه چی خوبه به ظاهر خوبمو شادم

ولی تو دلم آشوبه از اینکه دل به تو دادم

حقیقت داره این قصه منم مثل تو بیتابم

منم شبا از این تقدیر با آرامش نمیخوابم

شده سهمه من از دنیا تب تُنده پریشونی

نگو خوشحال و خوشبختی تو حالم رو نمیدونی

انقد حالم خرابه که ندارم چاره
رفیقام شدن این کاغذای مچاله
یه سوال جوابشو بگو با یه بله یا خیر
اصلاً یادم میکنی بگی یادش بخیر
امیدوارم همیشه با اون طرفت جفت باشی
اصن خیالی نی اگه بفهمم خوش باشی
اگه اذیتت کرد بهم بگو پشتتم
خیالی نی هر خنجری که زدی پشت من
بد تو نمیگم با اینکه خندیدی به من
عاشق با معرفته باشه تو چربیدی به من
خیلی دلم گرفته از خودمم دلم میناله
مثه آسمونی که توی پاییز یه بند میباره
تا اینجا من گفتم اینجارو سازه بگه
آخه این حرفا تو دلیه یه راز دله
که گفتنش بی معرفتیه مرام ما نی
من آدمت شدم دلت هوای ما نی

خیلی وقتا از صدای منو تو خیلیا کنار هم عاشق میشن

عاشق و ساده مثل کبوترا هم نفس تا اوج عشق پر میکشن

اما ما که عمری عاشق همیم نمیتونیم برسیم به همدیگه

هرکسی یجوری عاشق میمیره اینم تقدیره تو و منه دیگه

منو تو همخونه اما همیشه از هم جداییم

دستامون اگرچه دوره ولی با هم همصداییم....

منو تو روی یه گیتار دو تا سیم خسته هستیم

که یه عمره به صدامون عاشق و دلبسته هستیم

عشق من عشق تو واسم نفسه

صفحه ی چوبی گیتار قفسه

بیا فریاد بزنیم تا پای جون

واسه دستای ماها دوری بسه

میخوام آرزو کنم که بشکنه

صفحه ی چوبی گیتار واسه ما

تا رها بشیم از این دوری و درد

بمونیم با هم نشیم از هم جدا

خدا بیامرزدش...

به خدا زوده زوده که بگی دیگه حرفی نمی مونه
به خدا زوده زوده واسه مردن این دل دیوونه
به خدا خیلی زوده
به خدا سخته سخته که بخوام بمونم بی تو تو دنیا
به خدا سخته سخته که بگی نبوده چیزی بین ما
به خدا خیلی سخته

دل تو راحت واسه همیشه نگو بریدی ساده
اونی که اینجاست دلشو راحت به تو داده
بگو یه خوابه بگو می مونی نرو می ترسم بی تو
می میره آخه دل شکسته م تا بری تو

به خدا دیره می بینی به تو آخه اینجوری وابسته م
به خدا طلمه می دونی که قلبتو هیچ موقع نشکستم
بخدا خیلی دیره
به خدا بی تو این خونه واسه م مثه زندونه تنهایی
به خدا تنهام این خوابه بگو نمیری بگو اینجایی
به خدا خیلی تنهام

پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد


من زرد می شوم!!!


و تا کفش های رفتنت جفت می شود


غریب می مانم!!!


و نیلوفرانه دوستت دارم....


نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند!


من درست مثل خودم


هنوز و همیشه


دوستت دارم...

 

هرکجــا حــرف . . .

حــرف آرزوســــــت...

مـن هنـــوز چشم هایـــم را نبستــه

آرزویــم به اســـم تـو گیــر میکنـــد . .

یه جایی رسیدم ک خیلی چیزاواسم مهم نیست...

جایی ک وقتی یکی دلمومیشکنه...

مثل آب خوردن میزارمش کنار...

جایی ک بادیدن بی معرفتیافقط میگم...

به درک...

دیگه ن ازاومدن کسی ذوق زده میشم...

نه ازرفتن کسی ناراحت ک بخوام نازشوبخرم برگرده...

بی احساس نبودم یه سری ادمااومدتوزندگیم ک یه سری باوراموازبین بردن...

همونایی ک گفتن توواسه این دنیازیادی خوبی...

هه...

ابی پشت کسی نمیریزم ک برگرده هرکی رفت به سلامت...

هواسرده بی زحمت درم ببندید.

ترک میکنم و تنهایت میگذارم....

تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....

صادقانه دروغ گفتن

خالصانه خیانت کردن

و عاشقانه بی وفایی کردن....

و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!

و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی

برای دلم....


ادامه نوشته

سکوت...

میخوام سکوت کنم اما

بزارید چند کلام بنویسم
........................

یکسال چه زود گذشت...

اما تنها فرقش فراموش شدن من بود و تولدم

که تنها بدون هیچ تبریکی به سر شد...

چه قصه تلخی بود دیشب

وقتی با خودم و تنهاییم تراژدی خاصی میساختم...

بروی خودت نیار دلم عیبی نداره

همه از تبار تو نیستن که بیادشون هستی

دل تو دریاست بزار بیکران بماند


+ بگذر و براحت ادامه بده دلم...


تولدت مبارک رامین...

خداحافظ عزیزانم...

س به همه

راستیتش نه اینکه ببندم نه 

فقط یه مدت طولانی نیستم

دلم برای همتون تنگ میشه

دیگه ببخشید اگه یه زمانی دلخورتون کردم با حرفام

کسی کارم داشت میتونه تماس بگیره

آخه تو یاهو هم نیستم

دوستون دارم

یه روزی من هم چهره ی خندونی داشتم ...

چشمهایی که همیشه خدا میخندید ...

چندسالی میشه که رفتی و منو چشم به راه گذاشتی ...

دیگه کسی خنده ی چشمامو ندید ...

از اون زمون عینک میزنم ...

تا لااقل غم چشمام کسی رو ناراحت نکنه ...

محکمتر از آنم که برای تنها نبودنم

آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام

برایت به زمین بکوبم

احساس من قیمتی داشت

که تو برای پرداخت آن فقیر بودی

من/ دهقان فداکاری شده ام ... که تمام وجودش را

به آتش کشیده، روبرویت ... و تو ....

قطاری که ...

چشم ِ دیدن مرا ... ندارد ....

چه فایده بجنگیم در راه کسانی که هنگام جنگ خود را بخواب میزنند?!!

و بعد از مرگت روی مزارت شمشیر ب دست سوگند انتقام میخورند?!!

غــمــگیــنـــــم ...

مــثل حــس نــقـــــاشـــی كـــه ، 

مــعــشــوقــــه اش نـــــابــیــنـــــاســـــت ...

گـــــاهی وقتهـــا آدمهــــا ،

 از یکـــ جایی به بعــــــد ،

 از یکـــ روزی به بعـــــــد ،

 از یکـــ (( نفــــــــــر )) به بعـــــد ،

 دیگــــــــر هیچ چیز برایشان معنی ندارد….

 نه رنگـــ ها ،

 نه خیـابانهـــا ،

 نه فصلهــــــــا….

 گاهـــــــی وقتهــــا آدمهـــا

از یک نفــــــــر به بعــــــد فقط دلتنگ اند..

من دیوانه نیستم

 فقط کمی تنهایم

 همین !

 چرا نگاه میکنی ?!

تنها ندیده ایی ?!

 به من نخند !

 من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم

 او رفت !

حالا تنهایم !

ﺗﻮ

ﺁﺭﯼ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ

ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﯼ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻝ ﻋﺸﻘﺖ

ﺗﮑﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﺩ

ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻗﻠﺐ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺵ

ﺩﺭﺣﻀﻮﺭ ﻫﻢ ﺟﻨﺴﺎﻧﺶ ﭼﻨﺎﻥ ﻫﻮﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ

ﮐﻪ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﻗﺮﺹ ﻣﯿﮑﻨﯽ

ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ....

ﻣﻦ ﺟﺎﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ!


هی تو…

نمیدانم نامت را چه بگذارم…

.مخاطب خاص!

.تمام زندگی!

.دلیل نفس کشیدن!

.همه ی وجود…یا تنها عشقم…

…به هرنامی که باشی بدان…

…ارام…


یــادت باشــہ ؛؛؛وقتــی از کَســی میشنَوی؛؛؛

بیــا دوست معمولــی بــاشیم ؛؛؛یَعنــــی بِمون تــوآب نَمک ...

تـا هَر وقت حوصِلم سَر رفت بـاهات سَرگرم شَم!!!


کاش سکوت میکردم

فاش کردنم چه سود

که فهمیدو ترکم کرد

نمیدانستم که هرراز نباید گفت

هرسونباید نگریست

باخود وفادارنبودم

گفتم...

ولی سخت دشوار شدم و...

امشب

دل را به دریا میزنم

باقایق تنهاییم چشم بسته روانه دل دریاییت میشوم

به طوفان های سهمگین فکر نکرده ام

تو خود مواظب دلم باش

از امشب منم مهمان دلت

در آغوشت آیا جایم میدهی؟

سلامتی رفیقی که جرم رفیقشو گردن گرفت ...

بالای چوبه دار ازش پرسیدن حرف آخرت چیه ؟؟

گفت: به رفیقم بگین بیشتر از این از دستم بر نیومد . . . .

بی شعورترین موجود دنیا این دل منه !

روزی هزارتا دلیل و منطق براش میارم آروم میشه ،

بازم دم دمای شب که میشه هی ازم میپرسه چرا