این روزها...
امسال برخلاف چند سال گذشته توفیق زیارت شهدا را پیدا نکردم هرچند شهدا شاهد بر احوالات ما هستند...
درد کم توفیقی یک طرف و غم دلتنگی برای فکه و شلمچه هم یک طرف دیگر...
شهدا ما را دریابید. همین.
امسال برخلاف چند سال گذشته توفیق زیارت شهدا را پیدا نکردم هرچند شهدا شاهد بر احوالات ما هستند...
درد کم توفیقی یک طرف و غم دلتنگی برای فکه و شلمچه هم یک طرف دیگر...
شهدا ما را دریابید. همین.
"خداوند بهشت را به بها می دهد و بهای بهشت جاویدان تلاش و از خودگذشتگی در راه رضای اوست."
تصاویر دیدار رهبری با خانواده های شهیدان رضایی نژاد و احمدی روشن را که دیدم تصمیم گرفتم چند خط بنویسم اما حقیقتا نتوانستم! یعنی اینکه انگار درباره ی این تصاویر "خود تصویر" بهترین توضیح و تبیین است. حالا من اگر بخواه بگویم آقا برای فرزندان شهدا مثل پدر است و یا اینکه فرزندان خردسال و معصوم شهیدان رضایی نژاد و احمدی روشن در آینده ای نه چندان دور جای خالی پدران شان را پر خواهند کرد, اصلا چه فایده ای دارد؟ و مگر نه اینکه ضامن جاودانگی خون شهدا خود خداست؟

در این رابطه:
1. گزارشی خواندنی از متن و حاشیه دیدار رهبر با خانواده شهید مصطفی احمدی روشن
2. تصاویر دیدار رهبر با خانواده شهید مصطفی احمدی روشن
3. تصاویر دیدار رهبر با خانواده شهید رضایی نژاد
اصغر فرهادی متولد ایران "اسلامی" و دانشآموختهی یکی از دانشگاههای کشورمان است.
با نویسندگی و کارگردانی در "تلویزیون جمهوری اسلامی ایران" و با استفاده از فرصتهای فرهنگیای که تحت حاکمیت حکومت دینی برایش فراهم شد توانست آزمون و خطا کند و در کارِ سینما و هنر به تجربیات و توانمندیهایی دست یابد.
از
جمله سرخط های همیشگی روشنفکران ایرانی طی سالهایِ متمادی پس از انقلاب اسلامی
این بوده که "جمهوری اسلامی" نمیگذارد ما "آزادانه" به ترویج
تفکر و عقیدهی خود بپردازیم و براساس "میل" و "تمنیات" خود
به تولیدات فرهنگی-هنری مشغول شویم.

معلوم نیست جمهوریِ مظلوم اسلامی دیگر چه باید بکند و چگونه به شبکهی روشنفکری سکولار "سرویس و خدمات و رانت" ارائه کند تا آقایان و ایضا خانمها راضی شده و برای "لحظهای" دست از سیاهنمایی و دروغگویی علیه حاکمیت دینی که برآمده از عقاید و فرهنگِ اسلامی مردم ایران است بردارند.
حالا
آقایی که به مدد و یاری بیتالمال مسلمین فیلمساز شده، فیلم و بلکه فیلمهایی
ساخته که جامعهی ایران را پر از دروغ و سیاهی و تباهی و بیچارگی معرفی میکند. از
سارکوزی رئیسجمهور فرانسه گرفته تا اراذل ضدانقلاب داخلی و خارجی و از آنجلیا
جولی نماد سینمایِ سکسی هالیوود گرفته تا جواد شمقدری معاون هنری وزارت ارشاد
جمهوری اسلامی به او تبریک و خوشباش میگویند! و انگار خیال میکنند امور درست و
صحیح در حال پیش رفتن است.
.
صدا و سیمایی که متاسفانه در حد "10 دقیقه" هم برای "جشنواره فیلم مردمی عمار" برنامهای پخش نمیکند ساعتها برای فیلم فرهادی رپرتاژ آگهی پخش میکند از زوایا و ابعاد گوناگون به بررسی آن میپردازد.
قرار نبوده و نیست همه در جبههی حق باشند و مطابق با آموزههای الهی و انسانی به آفرینش اندیشهای و هنری و فرهنگی بپردازند اما قرار هم نیست دشمنان اخلاق و دین و انقلاب اسلامی "یکهسوار کشتی امکانات فرهنگی" در این مملکت باشند و پس از آن که "انگلوار" خون نظام فرهنگی و دینی ما را نوشیدند، گوشت آن را در کنار اربابان حرامخوار و مستکبر خود کباب کنند!
هنوز و با گذشت بیش از 30 و چندسال از پیروزی انقلاب اسلامی "سنگر فرهنگ و هنر" به تسخیر "حاکمیت الله" درنیامده و تاحدود زیادی در اختیار طاغوت است.
قطعا و بلاشک با "رویکرد سلبی و منفعلانه" نمیتوان وضعیت آشفتهی عرصهی فرهنگ و هنر ایران را به نفع ارزشهای اسلامی و بومی و مردمی سامان داد بلکه باید "رویکرد ایجابی و تولیدی" را به نحو حداکثری و تمامعیار در پیش گرفت و انشاالله افقگشایی و موفقیتها در این میدان را نیز برای انقلابِ عزیزِ اسلامی به ارمغان آورد.
بدون هیچ شک و تردیدی میتوان مطمئن بود "حرامخواری فرهنگی"ِ روشنفکرانِ سکولارِ وطنی به هیچ وجه در بلند مدت دوامی نخواهد داشت و "حلالخواری فرهنگی" جایگزین آن خواهد شد تنها و تنها با این شرط که همان باور و ایمان مقدسِ اسلامی و انقلابی حزب الله را وارد عرصه کنیم.انشاالله.
در این رابطه:
1. فیلم دریافت جایزه گلدن گلوپ توسط اصغر فرهادی
3. اطلاعات بیشتر دربارهی جشنوارهی فیلم عمار

"همانند زینب(س) صابر و پیغامبر خون شهدا باشید."
در رابطه با این موضوع میتوان مواردی چند را برشمرد:
1. هدف اصلی و بنیادین این حرکتِ اعتراضی و مقدس دانشجویان "تحقیر دولت مستکبر و زیادهخواه انگلیس" و "دفاع از منافع ملی و انقلابیِ ملت ایران" بود.
انقلاب اسلامی نهضتی با وسعت و اهداف جهانی بوده و هست و آنچنان که از آموزههای رهبر کبیر آن برمیآید نهتنها محصور و محدود به مرزهای شناختهشده و مرسوم نیست بلکه بُعد مهمی از اهداف و دستاوردهای آن " جهانی و بینالمللی" است.
2. اقدام انقلابی و دشمنشکنانهی دانشجویان در هشتم آذر ماه 1390 نهتنها براساس احساسات و عواطف خام و بیبنیاد شکل نگرفته بود بلکه این حرکت برآمده از عقلانیت، منطق و محاسبات الهیای بود که تنها ذیل "فرهنگ انقلاب اسلامی" قابل فهم است.
قطعا تحلیلگرانِ سکولار و همچنین مسلمانانِ شرمنده و دور از بنیانهای انقلابی و ظلمستیزانهی اسلام در تحلیل کلان و راهبردی این حرکتِِ افتخارآفرین ناتوان خواهند بود و البته این ناتوانی هیچ عیب و نقصی برای اقدام انقلابی دانشجویان محسوب نخواهد شد.
3. در بسیاری از موارد شناختِ عمیق افراد و جریانات گوناگون سیاسی از روی موضعگیریها و تبلیغاتشان در شرایط عادی ممکن نیست اما در هنگامهی "مواجهه و درگیریِ با دشمنان" راحتتر و دقیقتر این شناخت به دست میآید. در شرایط فعلی هم که دانشجویان انقلابی ایران اسلامی به عنوان فرزندان راستین و فداکار ملت ایران با تأسی به آموزههای امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی لانهی جاسوسی روباه پیر را تسخیر انقلابی نموده و با ضربشستی اساسی استعمار بریتانیا را تحقیر نمودند، موضعگیری افراد و جریانات سیاسی و مسئولین حاضر در ساختِ قدرت، ملاک و شاخص خوبی برای سنجش میزان" پایبندی و اعتقاد عملی" اینان به بنیانهایِ اصیل انقلاب اسلامی خواهد بود.

4. بدون شک اقدام وزارت خارجه در ابراز تأسف از حرکت انقلابی دانشجویان و همچنین اظهارنظرهای خام و سطحی بعضی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مخالفت با حرکت دانشجویان فاصلهای اساسی و غیرقابل توجیه با مبانی و شاخصهای "خط امام" دارد و هرگونه اظهارنظر سُست و مرعوبانه در فضای فعلی اقدامی نابخشودنی و لکهی ننگی در کارنامهی افراد خواهد بود.
5. واکنش نابخردانهی دولت انگلیس و بعضی دولتهای اروپایی در به اصطلاح برخوردِ متقابل با جمهوری اسلامی "پشیز"ی ارزش سیاسی و استراتژیک نداشته و نخواهد داشت.
قاطعانه و براساس دلایل متقن و مستدلی میتوان اثبات نمود نیاز دول غربی به داشتن سفارتخانه در تهران بیش از نیاز جمهوری اسلامی به داشتن سفارتخانه و روابط سیاسی - دیپلماتیک با این کشورهاست.
تجربهای چون "ماجرای میکونوس" و مواضع عزتمندانهی رهبری عزیز انقلاب اسلامی و خواری و زبونی دولتهای غربی پیشروی ماست.
6. انتظار قاطبهی ملت و نخبگان و فعالین انقلاب اسلامی از مسئولین "اقدام انقلابی، قاطع و همهجانبه" در قطع روابط با دولت استعمارگر انگلیس و در پیش گرفتن دیپلماسی انقلابی و تهاجمی در مواجههی با زیادهخواهیِ زیادهخواهان است.
7.رسانهها و بهخصوص رسانهی ملی چنانچه براساس مصلحتسنجیهای برآمده از تفکر غیر الهی نتوانند رسالت خود را در بازشکافی دستاوردها و آثار مثبت این اقدام شرافتمندانه و منطبق با عقلانیت اسلامی به درستی ایفا کنند، روسیاهی و شرمندگی ابدی را در پروندهی خود ثبت کردهاند.
کلام آخر:
"قدرت خدا فوق همه قدرتهاست. و لهذا ما ديديم كه ملتى كه مستضعف بود و هيچ نداشت بر تمام قوا غلبه كرد، و ان شاء اللَّه مىكند. و ما از هيچ چيز نمىترسيم وقتى كه با خدا باشيم؛ براى اينكه اگر كشته بشويم و با خدا باشيم سعادتمنديم و اگر بكشيم هم سعادتمنديم." امام خمینی(ره)
در این رابطه بخوانید:
1.گزارش تصویری از تسخیر انقلابیِ جاسوسخانهی انگلیس
2.گزارش کامل اقدام انقلابی دانشجویان مسلمان
چند روز پیش کاملا اتفاقی یادداشتی را که همراه کتاب به آن دوست داده بودم در گوشهای دیدم. اینکه آن دوست در جواب چه نوشته بود بماند و اینکه این روزها امیرخانی چه میگوید و چه مینویسد هم بماند اما آن تکهی من او این بود:
" تنها بنایی که اگر بلرزد محکمتر میشود ، دل است ! دل آدمیزاد ".

پینوشت:
سایر عکسها و تصاویر حاشیهای این سفر را اینجا ببینید.
با سکوتشون رسیدن به خدا

" از ولایت فقیه که استمرار حرکت انبیاء در طول تاریخ است با جدیت هرچه تمامتر دفاع کنید. "
اما آنچه باعث شد تصمیم به نوشتن مطلبی جدید پیرامون واکنش ها به مطلب " برای ثبت در تاریخ " بگیرم یادداشتی بود که توسط " یار دبستانی " در وبلاگ " یادداشت های مسلمان ایرانی دانشجو " به تحریر درآمد و اینجانب را به توهین به خانم ارغوان رضایی متهم نموده و خواسته است : " به ارغوان رضایی توهین نکنیم! ".
این نکته هم در نوع خود جالب توجه است که بعضی دوستان بعد از آنکه نتوانستند از موضعی اعتقادی و اسلامی ، خدشه ای منطقی به مطلب بنده وارد کنند به کامنت گذاری ذیل مطلب یار دبستانی پرداخته و حتی مدعی شده اند: " اینها ( یعنی بندهی منتقد به این انتخاب ) حالا که منافع خودشان در کوبیدن احمدی نژاد هست به ارغوان هم توهین می کنند و ... " و اینگونه ضمن یکطرفه به قاضی رفتن به گمان خود پیروز هم برگشته اند!
و اما پاسخ من به یادداشت " به ارغوان رضایی توهین نکنیم! ":
بحث را با یک مثال آغاز می کنم:
به این گزاره دقت کنید:
" او یکی از کارمندان این شرکت است و کارمندان این شرکت، حقوقی بیش از چهارصد هزارتومان در ماه دارند؛ بنابراین باید حقوق او بیش از چهارصد هزار تومان در ماه باشد. "
این استدلال از نظر صوری صحیح است اما می توان تصور کرد که مقدمه اول ( او یکی از کارمندان این شرکت است ) دروغ و غیرمطابق با واقع باشد و به این ترتیب نادرستی این مقدمه موجب نادرستی و عدم اعتبار کل استدلال می گردد و نتیجه ای نیز که از آن استدلال اخذ می شود نادرست خواهد بود.
آنچه در مثال بالا آمد در باب مغالطات منطق تحت عنوان " مغالطهی دروغ " شناخته می شود. ( توضیح آنکه دروغ، صرفنظر از بُعد ضداخلاقی و غیرشرعی، دارای یک جنبهی معرفتی نیز هست که این جنبه نه مربوط به شخص دروغگو، بلکه مربوط به افرادی است که دروغ را میشنوند ( یا در اینجا می خوانند ) و در اینجا باید به دروغ به عنوان یک مغالطه و لغزشگاه اندیشه توجه کرد ).
متأسفانه نویسندهی مطلب " به ارغوان رضایی توهین نکنید! " در نوشتهی خود با توسل جُستن ( آگاهانه یا ناآگاهانه ) به مغالطهی دروغ، توهین به ارغوان رضایی را به بنده منتسب نموده و آنگاه براساس این " دروغ معرفت شناسانه " دست به نتیجهگیری های عجیب زده و انتخاب ارغوان رضایی به عنوان زن الگو و نمونه و ... را تحت عنوان " سرمایهگذاری بر روی هویت ایشان " و ... توجیه نموده است.
در پاسخ به این سخنان، توجه به نکات ذیل خالی از فایده نخواه بود :
1. پاشنه آشیل و " چشم اسفندیاری " یادداشت یار دبستانی باز کردن مسئلهی توهین به ارغوان رضایی است. چنانکه اشاره کردم ایشان بحث " توهین به ارغوان رضایی " را " پیشفرض " بحث خود قرار داده و آنگاه براساس این پیشفرض غلط، شبه استدلالهایی را پی گرفته است.
سوال این است که از " کجا "ی مطلب بنده توهین به ارغوان رضایی را " استنتاج " نموده اید؟!
مسئله اصلا پیچیده نیست. خانمی ایرانیالاصل و تنیسورِ مقیم فرانسه، از اینکه در مسابقات گوناگون ورزشی و پیش چشمان هزاران نفر از مردان نامحرم " به صورت نیمه عریان " ظاهر می شود و تصاویر و فیلم های مربوط به ایشان ( در همین حالت نیمه عریان ) در سطح وسیعی از تلویزیون و سایر رسانه ها پخش می شود نه تنها احساس ناراحتی و برداشت " توهین " نمی کند بلکه بسیار هم خوشحال بوده و احساس غرور و افتخارآفرینی می کند.
شما دوست عزیز و سایر دوستان همفکر شما از کجای این معادله " توهین " به ارغوان رضایی را به دست آورده اید؟!
بد نیست کمی با دقت به همین عکسی که در مطلب قرار داده ام بنگرید. آیا در چهرهی ارغوان رضایی احساس ناراحتی و غُبن و افسردگیِ ناشی از مورد توهین قرار گرفتن مشاهده می کنید؟ یا خوشحالی و سَرمستی ناشی از کسب مقام و جایزه؟
پس نکته ی اصلی این است که اصلا توهینی در کار نبوده بلکه از " واقعیتی " که بعضی ها دوست نداشتند " دیده " شود، رونمایی شده است.
بله، اگر تصویر بدون پوشش و خصوصی یک خانم بدون اطلاع و رضایت او، منتشر شده و براساس آن دست به قضاوت بزنیم هم به لحاظ عقلی و هم از نظر شرعی، کاری خلاف و ضد اخلاقی انجام داده و آب در هاون کوبیده ایم اما اگر خانمی خودش علاقهمند به این طرز پوشش باشد و حضور در میادین ورزشی با چنین وضعیتی را جزء " افتخارات " خود بداند و در کنار آن از مسئلی چون " دوست پسر " داشتن هم برخوردار گردد، نقد این رفتار نه تنها " توهین " نیست بلکه " پاسداشت حقیقت و انسانیت " است.
2. نکتهی مهم دیگری که مورد غفلت با تغافل قرار گرفته این است که در مطلب " برای ثبت در تاریخ " تنها کسی که " مورد خطاب " من نبوده " شخص ارغوان رضایی " است.
در واقع خانم ارغوان رضایی " فقط " به جهت زیر پاگذاشتن ارزشهای دینی و ملی ( به عنوان یک خانم ایرانی و مسلمانِ حداقل شناسنامه ای ) می توانند مورد پرسش واقع شوند ( که در مطلب من این مسئله نبوده ) اما طبیعتا برای انتخاب شدن شان در بین 40 زن منتخب ویژه نامه خاتون، نباید و نمی توانند مورد سوال قرار گیرند.
در واقع نکته ی مهم دیگری که توسط نویسنده مورد بی توجهی واقع شده این است که ظاهرا ایشان پنداشته اند " خطاب " من در آن مطلب به ارغوان رضایی بوده در صورتی که هر انسان منصفی یادداشت " برای ثبت در تاریخ " را بخواند، تصدیق خواهد کرد محور انتقاد " نحوهی گزینشگری و رویکرد دست اندرکاران خاتون " بوده که معلوم نیست براساس کدام " ملاک " و " شاخص " دینی و ملی یک زن نیمه عریان را در کنار بعضی شخصیت های فرهنگی و عفیف قرار داده اند؟!
3. مشکل اساسی و بنیادینی که در یادداشت " به ارغوان رضایی توهین نکنید! " دیده می شود این است که تا حد زیادی از قدرت " شاخص گذاری " و تمییز بین امور درست و غلط بی بهره است و گمان می برد الا و لابد باید بین یک امر درست و یک امر نادرست ملازمه وجود داشته باشد تا همهی طیف ها و ابناء بشر جذب اسلام و راه حق شوند!
پاسخ این است که دوست گرامی، دیالوگ برقرار کردن جناب سیدحسن نصرالله با اقشار گوناگون جامعهی " 40 تکهی لبنان " اقدامی کاملا درست و ناشی از بصیرت و هوشمندی ایشان است اما خوانندگی و رقاصی زنان نیمه عریان طبق همهی موازین عقلی و شرعی ( و در همه جای دنیا ) فعلی گناه و مفسده آور است.
آیا در جامعهی آرمانی نصرالله جایی برای رقاصه های نیمه عریان وجود خواهد داشت؟
4. و اما دربارهی فراز پایانی یادداشت ایشان باید گفت واقعا منظور از " راه سوم " ما بین نسبی گرایی و مطلق نگری چیست؟
اینکه درون یک چارچوب می شود " نسبی عمل کرد " به چه معناست؟ آیا به غیر از این است که قائل به نسبیت احکام الهی در حوزهی عمل شده ایم؟
دوست عزیز نسبی انگاری طبق تمامی استدلال های عقلی و شرعی محکوم است و در این میان تفاوتی بین " نسبیت در حوزه نظر و اعتقاد به تساهل و نسبی گرایی در حوزهی عمل " وجود ندارد.
قطعا با اینگونه انتخاب های سیاسی و براساس نگرش های " فردپرستانه " نمی توان برای جذب بی حجاب ها و سکولارها سرمایه گذاری نمود بلکه صرفا ضرباتی به " آن چارچوب و جهت گیری دینی و شرعی ( که ظاهرا به آن معتقدید ) " وارد می شود و نه تنها بدحجاب ها و بی حجاب ها، محجبه نمی شوند بلکه دینداران جامعه هم تحت اینگونه الگوسازی های کاذب و مرعوبانهی سیاسی، از ارزشها و هنجارهای دینی فاصله می گیرند. چنین مباد.
کلام آخر:
يكى از خبرنگاران زن: چون مرا به عنوان يك زن پذيرفته ايد، اين نشان دهنده اين است كه نهضت ما يك نهضت مترقى است؛ اگرچه ديگران سعى كردند نشان دهند كه عقب مانده است. فكر مىكنيد به نظر شما آيا زنان ما بايد حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلًا چيزى روى سر داشته باشند يا نه؟
امام خمینی: اينكه من شما را پذيرفته ام، من شما را نپذيرفته ام! شما آمده ايد اينجا و من نمىدانستم كه شما مىخواهيد بياييد اينجا! و اين هم دليل بر اين نيست كه اسلام مترقى است كه به مجرد اينكه شما آمديد اينجا، اسلام مترقى است. مترقى هم به اين معنى نيست كه بعضى زنها يا مردهاى ما خيال كردهاند. ترقى به كمالات انسانى و نفسانى است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملكت است نه اينكه سينما بروند و دانس بروند. و اينها ترقياتى است كه براى شما درست كردهاند و شما را به عقب راندهاند؛ و بايد بعداً جبران كنيم. شما آزاديد در كارهاى صحيح. در دانشگاه برويد و هر كارى را كه صحيح است بكنيد؛ و همه ملت در اين زمينهها آزادند. اما اگر بخواهند كارى خلاف عفت بكنند و يا مضر به حال ملت.- خلاف مليت- بكنند، جلوگيرى مىشود؛ و اين، دليل بر مترقى بودن است.(صحیفه امام، ج5، ص521-520)
در اینجا قصد نقد و ارزیابی این مسائل و قضاوت کردن دربارهی آنها را ندارم و البته معتقدم باید مسائل را با حداکثر انصاف و در نظرگرفتن جوانب گوناگون سنجید اما دو مورد ذیل در ویژهنامه خاتونِ روزنامه ایران ( ارگان دولت ) و مصاحبهی علی مطهری در نوع خود برایم جالب و بیادماندنی بود:
1. مطهري: وليفقيه حاكم و مجري نيست، بلكه ناظر است و ولايت ايدئولوژيك دارد تا حكومت از مسير اسلام خارج نشود. حاكم و مجري رئيسجمهور و دولت است.

2. ویژه نامهی خاتون تصویر " ارغوان رضایی " زنِ تنیسورِ ایرانیالاصل مقیم خارج از کشور را که قبلا نیز در جریان همایش ایرانیان خارج از کشور با احمدی نژاد دیدار کرده بود، در بین " 40 زن نقشآفرینِ منتخب خود " آورده است که ایشان میباشند:


توضیح ضروری:
برای بیان حرفم در رابطه با نوع گزینش 40 زن منتخب در خاتون و آوردن ارغوان رضایی در آن مجبور بودم تصویرِ واقعیِ این زن را در این مطلب قرار دهم تا مسئله روشن شود اما حقیقتا عموم تصاویر منتشر شده از ایشان، خیلی متناسب با فضای این وبلاگ و عقایدم نبود. به ناچار این عکس را که کمی نسبت به بقیه محجبهتر! بود انتخاب کردم.
دیروز هم ( نُهمین روز ماه مبارک ) توفیق شد در این دیدار حضور پیدا کنم. واقعا حال و هوای دیدار دانشجویی یک حال و هوای خاص و منحصر به فرد است. این را دوستان دانشجویی که در این دیدار شرکت میکنند میتوانند تصدیق کنند.

طبق روال همیشه، تعدادی از دانشجویان نخبهی علمی و نمایندگان تشکلها دغدغهها و نقطهنظرات خود را با رهبر درمیان گذاشتند و انتقادات خود در رابطه با مسائلی چون کمتوجهی به علوم انسانی، مواضع فتنهگران و اصحاب سکوت و اصولگرانمایان، برنامههای صدا و سیما، بعضی اساتیدِ مسئلهدار، عدم پاسخگویی مسئولان در برابر دانشجویان و ... را مطرح کردند.
رهبر هم کامل و دقیق به صحبتها و انقادات گوش میداد و بعد از تمام شدن حرفها با تکتک گویندگان به صورت چهره به چهره گفتگوی کوتاهی میکرد.
کلا این سنت حسنهی دیدار و گفتگو با دانشجویان و اقشار جوان از قبل از دوران رهبری ایشان وجود داشته و دیروز هم رهبر اشارهای به سخنرانی و گفتگوی هفتگی خود در دانشگاه تهران داشت.
رهبر بحثی نو را در این دیدار با دانشجویان در میان گذاشت و آن مسئلهی اهمیت " استقرار و ثبات نظام اسلامی بعد از گذشت 32 سال " بود. ایشان اعتقاد داشتند این ثبات و عدم انحراف جمهوری اسلامی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی، حادثهای منحصر به فرد و تجربهای یگانه در مقایسه با سایر انقلابات بزرگ دنیا است و این را با مقایسه تفصیلیِ که از 3 انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب آمریکا و انقلاب شوروی داشتند به خوبی توضیح دادند.
معمولا اینگونه است که رهبر سرفصل بعضی از " گفتمان "های جدیدِ موردنظر خود را ابتدا در دیدار با دانشجویان مطرح میکند.
بحثهایی چون : جنبش نرم افزاری، نخبهپروری سیاسی و علمی، عدالتخواهی و ... اینگونه بوده است و چنان که خود ایشان اشاره کردند بحث " ثبات و استقرار نظام اسلامی " از جملهی این موارد است.
از جمله توصیههای ایشان به فعالین دانشجو و تشکلهای دانشجویی میتوان موارد ذیل را برشمرد :
- دشمنان را به صورت یک جبهه به هم پیوسته ببینید.( بحث حلقههای توطئه دشمن )
- به کارهای فکری و فرهنگیِ برنامهمند، هدفمند و عمیق بپردازید.
- از ابتذال در کارها و برنامهها بپرهیزید و با ابتذال " مواجهه " کنید که این ایستادگی در برابر نقشههای استکبار است.
- مجمع هماهنگکنندهای برای همسویی تشکلهای دانشجویی در جهتگیریهای اصلی به وجود بیاورید.
- دانشجویان و مسئولان دانشگاه نسبت به هم مماشات و همراهی داشته باشند.
- در علوم انسانی اجتهاد کنیم و مقلد نباشیم.
کاش سایر مسئولان هم کمی از این سیرهی رهبری پیروی میکردند و گفت و شنود با دانشجو جماعت را تابو نمیپنداشتند.
خدایا!! بیت رهبری مأمن همهی دلتنگیها و بُغضهای فرو خُفتهی ماست.
این مأمن و ملجأ را تا ظهور حجتت(عج) پایدار و منصور بدار.
مرتبط :
1.گزارش تصویری این دیدار را اینجا ببینید و صحبتهای دانشجویان در این دیدار را از اینجا بشنوید.
بخوانید :
این مطلب در وبلاگستان KHAMENEI.IR
دل خيلى آسيبپذير است. ما دلمان، روحمان خيلى آسيبپذير است. در مقابل چيزهائى تحت تأثير قرار ميگيريم؛ دل مجذوب به جاذبههاى گوناگونى ميشود. اگر بخواهيم دل - كه جاى خداست، جايگاه خداست. رفيعترين مرتبه در وجود انسان، دل انسان است؛ يعنى همان باطن و حقيقت وجودى انسان - سالم و پاكيزه بماند، مدافعى لازم است؛ اين مدافع ذكر است. ذكر نميگذارد كه دل دستخوش تهاجم بىامان هوسهاى گوناگون شود و از دست برود. ذكر دل را نگه ميدارد كه در فساد و در جاذبههاى گمراهكننده غرق نشود. در همين رابطه من روايتى را ديدم كه خيلى پرمعناست؛ ميفرمايد: «الذّاكر فى الغافلين كالمقاتل فى الفارّين». در ميدان جنگ، يك رزمنده را مىبينيد كه دفاع ميكند، ايستادگى ميكند و از همهى امكاناتش براى ضربه زدن به دشمن و جلوى تهاجم دشمن را گرفتن، استفاده ميكند؛ اما رزمندهى ديگر هم ممكن است باشد كه بگريزد؛ طاقت تحمل از دست بدهد و از مقابل دشمن بگريزد. ميفرمايد: ذاكر در ميان جمعِ غافل مثل همان سرباز رزمندهى ايستادگىكننده است در ميان كسانى كه دارند فرار مىكنند. ببينيد اين تشبيه و تنظير به همين لحاظ است؛ چون او دارد در مقابل تهاجم بيگانه دفاع و ايستادگى ميكند، ذكر شما هم دارد ايستادگى ميكند؛ دارد از مرز دفاع ميكند؛ از مرز دل شما دارد دفاع ميكند. لذاست كه شما در آيهى شريفهى قرآن كه جزو آيات جهاد است، مىبينيد كه ميفرمايد: «اذا لقيتم فئة فاثبتوا و اذكروا اللَّه كثيرا»؛ در ميدان جهاد وقتى در مقابل تهاجم دشمن قرار گرفتيد، ايستادگى كنيد و ذكر كثير خدا بكنيد. «اثبتوا و اذكروا اللَّه كثيرا»؛ ثبات قدم به خرج بدهيد، ايستادگى كنيد و ذكر خدا كنيد. اين ذكر خدا آنجا هم به درد ميخورد. «لعلّكم تفلحون»؛ كه اين وسيلهاى است براى اينكه شما به فلاح و كاميابى دست پيدا كنيد. ذكر خدا؛ چرا؟ چون اين ذكر، دل را قرص ميكند. دل كه قرص شد، دل كه ثبات پيدا كرد، قدم هم ثبات پيدا ميكند. در ميدان جنگ اينجورى است. ميدان جنگ قبل از آن كه پاهاى ما، كه سستعنصر هستيم، به طرف عقب جبهه مشغول دويدن و فرار شود، دل ما فرار كرده. اين دل ماست كه جسم ما را به فرار وادار ميكند؛ و الّا اگر دل ايستاده باشد، جسم مىايستد.
در همهى ميدانهاى جنگ - هم ميدان جنگ نظامى، هم ميدان جنگ سياسى، هم ميدان جنگ اقتصادى، هم ميدان جنگ تبليغاتى - ذكر خدا كنيد كه اين ذكر خدا موجب فلاح و كاميابى شماست. ذكر خدا پشتوانهى ثبات قدم است.بنابراين ذكر موجب ميشود كه ما بتوانيم در آن صراط مستقيم سلوك كنيم؛ پيش برويم. آن هدفى كه ترسيم كرديم براى خودمان به عنوان مؤمن، به عنوان مسلمان، به عنوان پيرو يك مكتب مترقى، به عنوان كسانى كه انگيزه داريم براى برپا داشتن اين بناى رفيعى كه خبر از شكوفائى تمدن اسلامى در آينده و در قرون آينده ميدهد، احتياج داريم به ذكر خدا تا بتوانيم در اين جاده حركت كنيم.

ذکر چیست؟
حالا ذكر چيست؟ حضرت
باقر (سلام اللَّه عليه) فرمود: «ثلاث مِن اشدّ ما عمل العباد»؛ سه چيز هست
كه جزو تكاليف بسيار مهم و دشوار مؤمنين است؛ كارهاى سخت.
يكى، «انصاف المؤمن من نفسه»؛ اينكه انسان در قبال ديگران انصاف به خرج
بدهد. يعنى آنجائى كه امر دائر ميشود بين اينكه حق را به خاطر خود زير پا
بگذارد يا خود را به خاطر حق زير پا بگذارد، اين دومى را انجام بدهد.
آنجائى كه حق به طرفِ مقابل هست و شما حق نداريد، منصفانه حق را به او
بدهيد. خودتان را اگر چنانچه موجب كوچك شدن و زير پاگذاشتن است، زير پا
بگذاريد. اين كار سختى است؛ اما كار مهمى است. امام باقر ميگويد اين، جزو
مهمترين كارهاست؛ البته سخت است. و هيچ كار خوب و بزرگى بدون سختى كه امكان
ندارد.
دوم، «و مواساة المرء اخاه»؛ مواسات ورزيدن با برادر مؤمن. مواسات با
مساوات فرق دارد؛ برابرى نيست. مواسات يعنى همراهى كردن و كمك كردن به
برادر مؤمن در همهى امور. انسان وظيفه بداند؛ كمك فكرى، كمك مالى، كمك
جسمانى، كمك آبروئى. اين مواسات است.
سوم، «و ذكراللَّه على كل حال»؛ در همه حال ذاكر خداى متعال باشد. ذكر اين است.
آنوقت حضرت باقر در همين روايت، «ذكر اللَّه على كل حال» را معنا كردهاند:
«و هو ان يذكر اللَّه عزّوجل عند المعصية يهمّ بها»؛ وقتى كه ميرود به سمت
معصيت، ذكر خدا او را مانع بشود. ذكر؛ ياد كند خدا را و اين معصيت را
انجام ندهد؛ انواع معاصى را؛ خلاف واقع گفتن، دروغ گفتن، غيبت كردن، حق را
پوشاندن، بىانصافى كردن، اهانت كردن، مال مردم را، مال بيتالمال را، مال
ضعفا را تصرف كردن يا دربارهى آنها بىاهتمامى به خرجدادن. اينها گناهان
گوناگون است. در همهى اينها، انسان توجه كند به خدا؛ ذكر خدا مانع بشود از
اينكه انسان به سمت اين گناه برود.
فيحول ذكر اللَّه بينه و بين تلك المعصية و هو قول اللَّه عزّوجل انّ
الذّين اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشّيطان تذكّروا». بعد حضرت ميفرمايند كه
اين، تفسير آن آيه است كه فرمود: «انّ الذّين اتّقوا اذا مسّهم طائف من
الشّيطان»؛ وقتى شيطان به اينها تنه ميزند، گذرندهى شيطان اينها را مس
ميكند؛ يعنى هنوز درست به جانش هم نيفتاده، «تذكّروا»؛ فوراً اينها متذكر
ميشوند. «فاذا هم مبصرون»؛ اين ذكر موجب ميشود كه چشم اينها، بصيرت اينها
باز بشود. معناى «ذكراللَّه على كل حال» اين است.
1. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام - 1386/06/31
از تعویض روکش آسفالت تا بازسازی جداول و کفِ پیادهروها از تیرس این اکیپهای صبح تا شب فعال ، در امان نمانده است. تقریبا به هرگوشهی شهر که نگاه میکنیم آثار اینگونه فعالیتها دیده میشود.
در این وانفسا که شهر تهران با مشکلات و مصائبی چون : گرههای ترافیکی کور، بیبهره بودن از پارکینگهای چندطبقه، کمبود آزاردهندهی وسائط حمل و نقل عمومی و هزار و یک مشکل اساسی دیگر روبروست آقای قالیباف تصمیم گرفته همهی پیادهروها و جداول تهران را نوسازی کند و فقط خدا میداند چه حجمی از بودجه مصروف اینگونه امورِ " چشم پُرکن " خواهد شد.
شاید محمدباقر قالیباف هم به تئوری " عقل مردم در چشمشان " است باور دارد و اصلیترین بستر برای زمینهسازی تبلیغات دور بعد ریاست جمهوری را " نمایش خدمترسانی همه جانبه " ! میداند.

وقتی این مدل کارکردن آقای شهردار تهران را میبینم و از سوی دیگر شاهد بیتفاوتی و بیبرنامگی ایشان و تیم مدیرانشان در برابر اتفاقات غیراخلاقی رخ داده در سطح شهر هستم حقیقتا در اصولگرایی اینان شک میکنم.
این روزها به این موضوع فکر میکنم که آیا با پرداختن به امور ویترینی و خیلی وقتها غیرضرور و حاکم کردن " تکنوکراتیسم " به جای " مدیریت اصولگرایانه و ارزشمدارانه " آبی برای ریاست جمهوریشان گرم خواهد شد؟
در ماه رمضان در حد توان خودمان بايد مراقبت كنيم، رفتار خودمان را تصحيح كنيم؛ فكرمان را، قولمان را، عملمان را تصحيح كنيم؛ بگرديم اشكالاتش را پيدا كنيم، آن اشكالات را برطرف كنيم. اين تصحيح در چه جهتى باشد؟ در جهت تقوا. در آيهى شريفهى روزه ميفرمايد: «لعلّكم تتّقون»؛ روزه براى تقواست. بنابراين، اين تلاشى كه در راه ماه مبارك رمضان انجام ميگيرد، در جهت تقوا باشد.

اینها تقواست ...
غالباً وقتى گفته ميشود تقوا، پرهيزگارى، ذهن انسان ميرود به رعايت ظواهر شرع و محرمات و واجباتى كه دم دست ماست؛ نماز بخوانيم، وجوهات شرعىمان را بدهيم، روزه بگيريم، دروغ نگوئيم. البته اينها مهم است، همهاش مهم است؛ ليكن تقوا ابعاد ديگرى هم دارد كه غالباً ما از اينها غفلت ميكنيم. در دعاى شريف مكارم الاخلاق يك فقرهاى در توضيح اين ابعاد ديگر هست: «اللّهم صلّ على محمّد و اله و حلّنى بحلية الصّالحين و البسنى زينة المتّقين»؛ از خداى متعال درخواست ميكند كه پروردگارا! مرا با زيور صالحان زيور بده و با لباس پرهيزگاران ملبس كن. خوب، اين لباس پرهيزگاران چيست؟ آن وقت اين شرح جالب است: «فى بسط العدل»؛ لباس پرهيزگاران در گستردن عدالت، «و كظم الغيظ»؛ در فرو بردن خشم، «و اطفاء النّائرة»؛ در فرو نشاندن آتش؛ آتشهائى كه بين افراد جامعه برمىافروزند. اينها تقواست. «و ضمّ اهل الفرقة»؛ افرادى كه از شمايند، اما جدا شدند، سعى كنيد اينها را گرد بياوريد. اين جزو موارد تقواست، كه در دعاى شريف مكارمالاخلاق - دعاى بيستم صحيفهى مباركهى سجاديه - به آن اشاره شده است. اين دعا، بسيار دعاى مهمى است. من عقيدهام اين است كه همه، بخصوص كارگزاران، بايد اين دعا را بخوانند و در مضامينش دقت كنند؛ تعليمدهنده است. «و اصلاح ذات البين»؛ به جاى آتشافروزى، خبرچينى، اين را به جان آن انداختن، آن را در پوستين اين انداختن، اصلاح ذاتالبين كنند؛ بين برادران مؤمن، برادران مسلمان، ايجاد ائتلاف كنند؛ اينها تقواست.
پینوشت :
1. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار کارگزاران نظام 89/05/27
امید که لطف الهی دستگیرمان شود.

" ای عزیزان بدانید هر قلمی که شما بر روی کاغذ میبرید اگر در راه خدا باشد ارزش آن از خون شهید بیشتر است. "
" یقین داشته باشید که شهدا بر کار شما آگاهند . "
در هر قسمت از این برنامه یکی از چهرههای مشهور هنری به گفتگو با یک مجرم میپردازد و به اصطلاح سعی میشود حرفها و درددلهای این افراد بازگو شده و در این " پروسه " از هرگونه پیشداوری و قضاوت نیز اجتناب گردد.
این به اصطلاح اجتناب از قضاوت تا آنجا برای سازندگان این مجموعه مهم بوده است که نام برنامهی گفتگو محورِ خود را " 40 دقیقه بدون قضاوت " نهادهاند.
پس از پخش چند قسمت از این برنامه بود که گفتگوها و تحلیلهای متفاوتی پیرامون مفید یا مضر بودن اینگونه پرداختِ سوژههای اجتماعی در میان کارشناسان و فعالین فرهنگی در گرفت.
عدهای را گمان بر آن بود که این شیوهی روایت و بازنمایی ابعاد زندگی یک مجرم از زبان خودِ او بدیع و تاثیرگذار است اما از سویی دیگر نیز دستهای باز رواییِ آشکار بعضی از اتفاقات و بزهکاریهای روی داده در عرصهی عمومی پیش چشمان طیف عظیم مخاطبین ( از طبقات مختلف فرهنگی - اجتماعی و ردههای سنی گوناگون ) را به صلاح ندانسته و موجب از بین رفتن " قُبح گناه " در جامعهی اسلامی دانستند. حتی بعضی افراد با استناد به قوانین و قواعد موجود در حقوق اسلامی اینکار را " جرم " دانستند .
در اینجا قصد تایید یا رد این برنامه به لحاظ محتوایی و عیارسنجی آن از لحاظ شاخصهای جذابیتِ هنری را ندارم بلکه میخواهم کمی پیرامون سازنده و دستاندرکار اصلی این برنامهی تلویزیونی تامل داشته باشم.
تهیهکننده و کارگردان " 40 دقیقه بدون قضاوت " فردی است به نام " وحید جلیلوند "(1) که طی سالیان اخیر در قامت مجری و بازیگر در برنامههای صدا و سیما فعالیت داشته و در برخی برههها با ظاهری مذهبی در قامت مجریگری بعضی برنامههای مذهبی و مناسبتی تلویزیون ظاهر گشته است.


ایشان با ساختن چهرهای " ظاهرالصلاح " از خود توانست نهایت سوءاستفاده را از فرصتهای موجود در رسانهی پرمخاطبی چون صدا و سیما ببرد اما در هنگامهی آزمایش و ابتلاء و در زمانی که دشمنان ملت ایران با همکاری عوامل داخلیشان دست به " فتنه انگیزی " و وارد آوردن ضربات ناجوانمردانه به نظامِ برآمده از جان و روح ملت پرداختند نه تنها در حمایت از مردم و مواضع برحق نظام اسلامی کاری نکرد بلکه همنوا با بوقهای تبلیغاتی دشمنان به دروغپردازی و تهمتزنی به نظام و مسئولان آن روی آورد.
ایشان در تمام مدت فتنه و پس از آن وبلاگ خود را به تریبونی جهت لجنپراکنی و شایعهسازی علیه جمهوری اسلامی تبدیل نمود و در این راه بهرهبرداری شخصی از مفاهیم اسلامی و استفادهی ابزاری از مقدسات را نیز در دستور کار خود داشت.( نمونهای از این تهمتزنیها به نظام اسلامی در تصاویر ذیل دیده میشود و آرشیو وبلاگ ایشان گواه این مدعاست).

وحید جلیلوند در حالی به عرصهی برنامهسازی برای تلویزیون برگشته که هیچگونه نشانهای مبنی بر پشیمانی از موضعگیریها و عملکردِ غلط گذشته در او دیده نشده است.
و اما در اینجا چند سوال اساسی پیشروی تصمیمگیران و مدیران صدا و سیما که اجازهی برنامهسازی به این عنصر هتاک جریان فتنه را دادهاند مطرح است :
1. آقایان مسئول در صدا و سیما براساس کدام " مجوز عقلانی و قانونی " به سمپاتها و طرفداران اردوگاه فتنه اجازهی برنامهسازی در فراگیرترین و گستردهترین رسانهی کشور را میدهند؟
2. مدیران شبکهی سوم آیا حاضرند یک هزارم فرصتی را که در اختیار عامل فتنه قرار دادهاند به پخش برنامهای جذاب در رابطه با " شهدای مظلوم فتنه " و نحوهی شهادت و حرفهای خانواده و دوستانشان اختصاص دهند؟
3. تصمیمگیران رسانهی ملی از تاثیرات سوء برنامههای " شبه فرهنگیِ " که در واقع ترجمان زیرکانهی امیال سیاسی جریان غربگرا و فاسد و مفسد است آگاهی دارند؟ اگر به این تاثیرات سوء آگاهند و اینچنین عرصه را برای این افراد بازگذاشتهاند که " خیانت " کرده و در پیشگاه ملت مجرماند و اگر نسبت به اینگونه مسائل بیاطلاعاند که ...
4. پیش و بیش از آنکه در این رابطه صحبت کنیم که " 40 دقیقه بدون قضاوت " از چه محتوا و مضمون و قالبی برخوردار است باید از آقایان مسئول این را پرسید که چرا چنین فرصتهایِ فراخی کمتر در اختیار برنامهسازان متعهد و خوش سلیقهی انقلابی قرار میگیرد؟
5. تا به کِی باید شاهد جولان ریاکاران فرصتطلب و بادمجان دور قاب چین در روند برنامهسازی رسانهی ملی باشیم؟ به راستی تا چه زمان فعالین فرهنگی و اجتماعی متعهد به آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی باید محروم از تریبون وسیع و تاثیرگذاری چون صدا و سیما باشند؟
آیا " تحول "ی که مقام معظم رهبری از ریاست صدا و سیما مطالبه نمودند اینگونه عملیاتی میشود؟
پینوشت :
1. دوستان گرامی " وحید جلیلوند " را با " وحید جلیلی " روزنامهنگار متعهد و سردبیر " ماهنامهی راه " اشتباه نگیرند!
حرف آخر :
" ما مىبينيم در مجموعهى كتاب و بازار كتاب، گاهى اوقات هدايتهاى همراه با
انحراف را دنبال ميكنند؛ بخصوص سراغ مسائلى ميروند كه براى ذهنيت جامعه،
براى ذهنيت كشور، چه از لحاظ جنبههاى اخلاقى، چه از لحاظ جنبههاى دينى و
اعتقادى، چه از لحاظ جنبههاى سياسى، زيانبخش است. انسان بوضوح مشاهده
ميكند كه در بازار كتاب، در مجموعهى كتاب، دستهائى فعالند؛ يك چيزهائى را
وارد كنند، ترجمههائى را به وجود بياورند، با مقاصد سياسى؛ ظاهرش هم
فرهنگى است، اما باطنش سياسى است.
به شما عرض كنم؛ بسيارى از كارهائى كه در مقولهى فرهنگ در كشور ما از سوى
بيگانگان، دشمنان، معارضان اسلام و نظام اسلامى ترويج ميشود، ظاهرش فرهنگى
است، اما باطنش سياسى است؛ اين را انسان مشاهده ميكند. "( بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان کتابخانهها و کتابداران 1390/04/29)
امروز که این فراز از سخنان رهبری مبنی انجام پذیرفتن " کارهای سیاسی با ظاهر فرهنگی " خواندم خدا را بابت نعمت برخورداری از رهبری بصیر و جامعنگر شکر کردم و برای بیبصیرتی و ناآگاهی برخی مدیران فرهنگیمان متاسف شدم.
تا از دلم بشویی غمهای روزگاران

مرتبط :
1. ادامهی این شعر را در آهنگ زیبایی که محمد اصفهانی خوانده است از اینجا بشنوید.
2. تصاویرِ و طرحهایِ زیبایِ گرافیکی در رابطه با وجود مقدس آقا صاحب الزمان(عج) و سایر معصومین(علیهم السلام) را هم اینجا ببنید.
پینوشت :
1. انشاالله که لیاقت زیارت چهرهی نورانی پسر فاطمه(س) را پیدا کنیم. برای سلامتی و تعجیل در فرجش صلواتی بفرستید.
تكرار میشوید كه حیرانمان كنید

پی نوشت :
1. شعری از قاسم صرافان که در دیدار شعرای آئینی با رهبری توسط این شاعر جوان کشورمان خوانده شد.
2. خدا بخواهد عازم زیارت بارگاه نورانی امام رضا(ع) هستم. السلام علیک یا امام الغریب(ع).
" عظیمترین ثمره انقلاب اسلامی این بود که حاکمیت طاغوت را سرنگون و حاکمیت الله و نظام توحیدِ اسلام جانشین آن شد . "
" با شهامت و ایمان بیشتری بر علیه کافران مزدور بپاخیزید تا ریشه اسلام در جهان فراگیر شود. "
فارغ از زوایای گوناگون این نشست ادبی و تاثیرات فرهنگی آن در فضای کشور ، نکته ای حاشیه ای در این دیدار رخ داد که در جای خود بسیار دلنشین است.

پس از آنکه " مرتضی حیدری آل کثیر " که از شاعران عرب زبان جنوب کشور است شعری در قالب " ابوذیه " و به زمان عربیِ محلی خواند رهبر پس از تحسین وی و توضیحی کوتاه دربارهی قالب شعری " ابوذیه " بی مقدمه بخشی از یک ابوذیه عربی را خواند که مضمونی عاشقانه و بسیار لطیف داشت.
معنای شعر خوانده شده توسط رهبر اینست :
ماه كامل در حسن تو تابید و نمایان شد
و دانههای باران بر لبان تو به گوهرهای گرانبها میمانست
در وصل تو شبی بر من گذشت كه با همهی شبها تفاوت داشت
شبی كه روزگار حواسش نبود و تو را نصیب من كرد
مرتبط :
1.بیانات رهبری در این دیدار را در اینجا بخوانید.
2. صوت شعرخوانی مرتضی حیدری آل کثیر و همچنین شعرخوانی عربی رهبر را از اینجا بشنوید.
3. عکسهای حاشیه ای این دیدار را هم اینجا ببنید.
" حالا که ما بذر انقلاب را پاشیدیم باید بدانید که به نتیجه نخواهد رسید مگر با ایثار و جهاد. "
» بیداری اسلامی، حماسهای است كه امام خمینی(ره) انتظار آن را میكشیدند و مانند فروپاشی شوروی آن را پیشبینی میكردند.
» عقلانيت و خرد امام او را به اين نتيجه رسانده بود كه كمترين انعطاف وعقب نشينی درمقابل دشمن به پيشروی دشمن می انجامد.
» اگر به نام انقلابیگری، امنیت بخشی از جامعه را صرفا بدلیل اختلاف سیاسی سلب كنیم، از مكتب امام منحرف شدهایم.
» مكتب امام، ملت ایران را از گردنههای خطرناك ۳۲ سال اخیر نجات داده و عزت و شرافت بینالمللی ما را بالا برده است.


» بخش مهمی از معنویت اسلام مربوط به اخلاق میشود و امام این مسئله را رعایت میكرد. امام از فرصتهای زندگی برای تقرب به خداوند متعال استفاده میكرد.
» مردم عزیز ما وقتی دیدند در سال ۸۸ عمق خواسته عدهای در روز قدس و عاشورا چه بود، به صحنه آمدند و غائله را تمام كردند.
» دانشمندان ایرانی به بركت حضور مردم، امروز در رشتههای مهم و حساس جهانی در میان ده كشور اول قرار دارند.» آن كسانی كه میخواهند با تكیه به دین داری جامعه و جوانان را سیاست زدایی كنند این اشتباه میكنند و دچار انحرافند.
» اشتراك انقلابهای منطقه، اسلامی بودن، مردمی بودن، ضد آمریكا بودن، معیارهای انقلابهای منطقه است.
ـ پرده اول : اراده
« مسلمانان تمامی کشورهای جهان ! از آنجا که شما در سلطه ی بیگانگان گرفتار مرگ تدریجی شده اید ، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید ؛ و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبی که حاضرند خطوط جبهه ی کفر را بشکنند استفاده نمایید . به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید ؛ بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان اسلام باشید ؛ که عزت و حیات در سایه ی مبارزه است . واولین گام در مبارزه ، اراده است و پس از آن تصمیم به اینکه سیادت کفر و شرک جهانی ، خصوصا امریکا را بر خود حرام کنید.» (1)
ـ پرده دوم : نسیان
مردک خود را نخست وزیر امام (ره) می دانست ! ژست سوپر رادیکال های انقلابی را در میتینگ های بزم گونه ی خود می گرفت و همه ی تلاشش را می کرد تا " حافظه ی تاریخی " ملت و به خصوص نسل سوم را «دستکاری» کند !
در حالی که میلیون ها نفر در حال تماشای مناظره ی انتخاباتی بودند ، فرمانده ی نیروهای اعزامی به لبنان در دوران دفاع مقدس را «شهید همت» معرفی می کرد !! مردک حتی فراموش کرده بود آنکه فرماندهی سپاه دشمن شکن و منافق کُش « محمد رسول الله » را در اعزام به جبههی لبنان برای مبارزه با اسرائیل به عهده داشت ، شیرمردی بود جاوید الاثر به نام «حاج احمد متوسلیان» و اساساً در آن برهه از تاریخ شهید همت در ایران به سر می برد .
شاید از اول هم برایش مهم نبود آنکه به « خط مقدم » می رود کیست ؟!
مهم این است که « قدرت » و « ثروت » در اختیار ما باشد. مَردک حق داشت فراموش کند و ایضا تحریف . دروغگوها فراموش کارند!
ـ پرده سوم : خیانت
کور شده بودند .
مولای ما ، در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد « چشمان فتنه » را کور کرده بود . این بود که کورکورانه حرکت کردند و شعار دادند : « نه غزه ، نه لبنان » ؛ یعنی جانمان فدای اسرائیل ! قضیه چندان پیچیده نبود . آنان که خود را « مصداق تام و تمام خط امام » می دانستند شعار طراحی شده «موساد» را در خیابان های « تهران » سر دادند و خجالت هم نکشیدند . اصلا حق داشتند تفاله های آماده شده توسط « صهیونیست ها » را نشخوار کنند.
آخرچشمانشان کور شده بود !
ـ پرده چهارم : دست قدرت الهی
امام حسین (ع) خود به میدان مبارزه با منافقین و پادوهای استکبار جهانی آمده بود تا از نهضتی که به دست فرزند برومند انقلابی اش « ریشه » دوانده بود ، محافظت کند .
مولای ما فرمود : « 9 دی دست قدرت الهی بود».
مردم آمدند . منافقین به زباله دان تاریخ پیوستند .
جهان و به خصوص جهان اسلام ، نظاره گر این « مناسک سیاسی » بود .
ـ پرده پنجم : آغازی بر یک پایان
اکنون وقت به ثمر رسیدن خونهای بر زمین ریخته شده ی مبارزینی است که « فریاد برائت جویی» از کفر و شرک و نفاق را همنوا با فریاد رسای خمینی کبیر (ره) در گوش عالم طنین انداز کرده بودند و به « وعده ی صادق » الهی ایمان آورده بودند که : « زمین ارث صالحان و مستضعفین خواهد بود ».
یک نمونه اش شهید عماد مغنیه ؛ وقتی که صهیونیست ها و امریکایی ها در « بزم » شادی شان میخوارگی می کردند و خوشحال بودند که یکی از بزرگترین مبارزین جبهه ی حق را به شهادت رسانده اند ؛ مولای ما فرمود : « شهادت مغنیه ، بشارت پیروزی است .»
حالا ، تونسی ها و مصری ها و بحرینی ها و ... باور کرده اند که وعده های خمینی (ره) حق بوده و برای عزت و شرافت باید « خون » داد و مبارزه کرد . و اینچنین بود که به « میدان » آمدند.
هر چه بود و هر چه هست ، ندای آزادیخواهی ، حق طلبی و اسلام خواهی مردمان مسلمان اقصی نقاط جهان ، ناقوس مرگ فرهنگ اومانیستی غرب را به صدا در آورده و آغازی شده است بر پایان تمدن منحط مبتنی بر ماده گرایی و نفس پرستی . آغازی بریک پایان .
ـ پرده ششم : آخرین تلاش های شیطان
« مراکز استکباری جهانی در مقابله ی با حرکت اسلامی که نماد واقعی اش جمهوری اسلامی است ، دارند آخرین تلاشهای خودشان را می کنند . در بسیاری از عرصه ها تلاشها و تدابیرشان به بن بست خورده و کار از دستشان در رفته است .» (2)
- پرده هفتم : امید
آیا صبح نزدیک نیست ؟
پی نوشت :
1. بخشی از پیام امام خمینی به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطعنامه - 1367/04/29
2. بیانات امام خامنه ای در دیدار اساتید دانشگاه 1389/04/02