من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
منى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.
...
لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.
و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.
و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.
ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.

مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.
مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.
چرا که ما هر دو انسانيم.

اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.
تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.

دوستانم مرا همين گونه ميابند و مي‌ستايند.
حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.
دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.
چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.
من قابل ستايشم و تو هم.

يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد، به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى، همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا.

نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند.

مهاتما گاندی

 

مقایسه مدیریت در جوامع پیشرفته و جهان سوم!

در جوامع پیشرفته: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده می شود.
در جهان سوم: موفقيت مدير سنجيده نمی شود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.

در جوامع پیشرفته: مديران بعضی وقتها استعفا مي دهند.
در جهان سوم: عشق به خدمت مانع از استعفا می شود.

در جوامع پیشرفته: افراد از مشاغل پايين شروع مي کنند و به تدريج ممکن است مدير شوند.
در جهان سوم: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است.

در جوامع پیشرفته: برای يک پست مديريت، دنبال مدير مي­گردند.
در جهان سوم: برای يک فرد، دنبال پست مديريت مي گردند و در صورت لزوم اين پست ساخته می شود.

در جوامع پیشرفته: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود.
در جهان سوم: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده.

در جوامع پیشرفته: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت مي کنند.
در جهان سوم: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت مي کنند.

در جوامع پیشرفته: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی مي کند و حتی ممکن است محاکمه شود.
در جهان سوم: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير می شود و پست مديريت جديد مي گيرد.

در جوامع پیشرفته: مديران به­صورت مستقل استخدام و برکنار مي شوند، ولی به­صورت گروهی و هماهنگ کار مي کنند.
در جهان سوم: مديران به­صورت مستقل و غيرهماهنگ کار مي کنند ، ولی به­صورت گروهی استخدام و برکنار مي شوند.

در جوامع پیشرفته: برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی مي دهند و با برخی مصاحبه مي کنند.
در جهان سوم: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن مي کنند.

در جوامع پیشرفته: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است.
در جهان سوم: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناري­شان را مي­گيرند.

در جوامع پیشرفته: همه مي دانند درآمد قانونی يک مدير زياد است.
در جهان سوم: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

در جوامع پیشرفته: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا مي­زنيد.
در جهان سوم: شما مديرتان را با دو خط القاب پیشوند، خطاب کتبی می کنید ولی او باز هم به شما وقت ملاقات نمي دهد.

در جوامع پیشرفته: برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است.
در جهان سوم: برای مديريت، خودی بودن کفايت مي کند.

این مطلب را در یکی از وب گردی هام پیدا کردم. ادرسش اینه  http://mohammad-news.blogfa.com مطالب خیلی جالبی داره


لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی
به آن خانه برگردی یا نه؟
لازم است گاهی از مسجد، کلیسا  بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه می
بینی ترس یا حقیقت؟

لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چه‌قدر شبیه
آرزوهای نوجوانیت است؟

لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان را بی‌خیال شوی،
با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی
زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟

لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در
تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟

و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت
بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا
ارزشش را داشت؟


*امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم،... امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروزدر زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: “سلام”، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم میخواهی چیزی را به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

* *تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه میکنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی.

* *تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند وتو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت میبری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه میکردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی.

* *موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

* *احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را میکنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی.

* *آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید.*

*دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی…* *دوست و دوستدارت: خدا

سخنانی کوتاه

ایمیلم را باز کردم. از سایت روزنه ایمیلی با این مضمون برایم فرستاده شده بود. خیلی خوشم اومد. خواستم شما را هم شریک کنم

بیل گیتس:

اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است

سوآمی ویوکاناندن

در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمی‌شوید، می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت می‌کنید.

 

ویلیام شکسپیر

سه جمله برای کسب موفقیت:

الف) بیشتر از دیگران بدانید.

ب) بیشتر از دیگران کار کنید.

ج) کمتر انتظار داشته باشید.

آدولف هیتلر

اگر تو برنده باشی، نیازی نیست به کسی توضیحی دهی، اما اگر بازنده باشی، نیازی نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی.

 

آلن استرایک

در این دنیا، خود را با کسی مقایسه نکنید، در این صورت به خودتان توهین کرده‌اید.

بونی بلر

برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست. برنده شدن به معنی انجام کار، بهتر از دفعات قبل است.

 

توماس ادیسون

من نمی‌گویم که ١٠٠٠ شکست خورده‌ام. من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود.

 

لئو تولستوی

هر کس به فکر تغییر جهان است. اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست.

 

آبراهام لینکلن

همه را باور کردن، خطرناک است. اما هیچکس را باور نکردن، خیلی خطرناک است

انشتین

اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده

چارلز

در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را نشکنید.

اعتماد، قول، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندازد ولی دردناک است

مادر ترزا

اگر شروع به قضاوت مردم کنید، وقتی برای دوست داشتن آنها نخواهید داشت.

 

 

انواع زن

زن مدل هارد دیسک: همه چی یادش می‌مونه، تا ابد!

 

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از دیده برفت!

 

زن مدل ویندوز: همه می‌دونن که هیچ کاری رو درست انجام نمی‌ده، ولی کسی نمی‌تونه بدون اون سر کنه! . . .

 

زن مدل اکسل: می‌گن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نیاز اصلی‌تون ازش استفاده می‌کنین!

 

زن مدل اسکرین سیور: به هیچ دردی نمی‌خوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمی‌ره!

 

زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارین مشغوله!

 

زن مدل مولتی‌مدیا: کاری می‌کنه که چیزهای وحشتناک هم خوشگل بشن!

 

زن مدل سی‌دی درایو: هی تندتر و تندتر می‌شه!

 

زن مدل ایمیل: از هر ده ‌تا چیزی که می‌گه، هشت‌تاش بی‌خوده!

 

زن مدل ویروس: به نام «عیال» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارین، از راه می‌رسه، خودش رو نصب

می‌کنه و از همه منابعتون استفاده می‌کنه. اگر سعی کنین پاکش کنین، یک چیزی رو از دست می‌دین،

اگه هم سعی نکنین پاکش کنین، دار و ندارتون رو از دست می‌دین!

جغرافی مردان

آقایان درسن١٤تا١٧سال مانند کشور کره شمالی هستند كه قدرتی ندارند ولی ادعای قدرت و سرکشی می‌کنند.

در سن١٨ تا ١٩سالگى،مثل هندوستان هستندكه برای زندگی کردن ٤ راه پیش روی خود می‌بینند. یاکنکور یا سربازی، به عبارت بهتر (آشخوری) یابیشتر مواقع عاشق میشن و تا صبح واسه عشقشون شعر میگن و یاپایان زندگی و مرگ.

در سن ٢٠تا٢٧سالگى، مانندکاناداهستندكه بسیارخون گرم ومهربان اوج جوانی،زیباودلربا، برای هردختری خیلی زودویزای پذیرش صادرمی‌کنند.دراین دوران درتمام مدت ازطرف جنس مخالف زیرنظرهستن وبرایشان دامهای زیادی گسترانده شده است.

بین سن٢٧تا٣٢سالگى،مانندترکیه هستندكه بدین معناکه دردام گرفتارشده‌اندوفقط به حرف رئیس بزرگ که همان خانومشان باشدگوش می‌دهند.پرازعشق.

درسن٣٢تا٤٠سالگى،مثل ژاپن هستندكه کاملا"کاری شده‌اند.آینده روشن رادرفعالیت شبانه روزی می‌بینند.

بین٤٠تا٥٠سالگى،مانندروسیه هستندكه بسیارپهناور،آرام وبسیارقدرتمنددرجامعه وبه عنوان راهنماوحلال مشکلات.

درسن٥٠تا٦٥سالگى،مانندکشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق هستندكه بایک گذشته درخشان وبدون آینده.

بعداز٦٥سالگى،شبیه عربستان هستندكه همگان فقط به خاطرمال وثروت به آنهااحترام می‌گذارند.


یادمان باشد


یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود، خودش سایه ای ندارد.

یادمان باشد که : هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.

یادمان باشد که : در حرکت همیشه افق های تازه هست.

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند، یادمان باشد که که دلی نو بخریم.

یادمان باشد که : فرار؛ راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند.

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که : برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود !

یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند، هر کسی سهم خودش را می آفریند.

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که : پیش ترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.

یادمان باشد که : من از این به بعد هستم، نه تا به حال.

یادمان باشد که : هرگر به تمامی ناامید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادمان باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد.

یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.

یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک.

یادمان باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند.

یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

یادمان باشد که : کار رهگذر عبور است، گاهی بر می گردد، گاهی نه.

یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

یادمان باشد که : همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.

یادمان باشد که : امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

یادمان باشد که : به جستجوى راه باشم، نه همراه.

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

 
> به
> آرامی آغاز به مردن
> می‌كنی
> اگر
> سفر نكنی،
> اگر
> كتابی نخوانی،
> اگر
> به اصوات
>  زندگی گوش ندهی،
> اگر
> از خودت قدردانی نكنی.
>
> به آرامی آغاز به مردن
> می‌كنی
> زمانی كه خودباوری را در
> خودت بكشی،
> وقتی
> نگذاری دیگران به تو كمك كنند.
>
> به آرامی آغاز به مردن
> می‌كنی
> اگر
> برده‏ عادات خود
> شوی،
> اگر
> همیشه از
>  یك راه تكراری بروی،
> اگر
> روزمرّگی را تغییر
> ندهی،
> اگر
> رنگ‏های متفاوت به تن
> نكنی،
> یا
> اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
>
> تو به آرامی آغاز به مردن
> می‏كنی
> اگر
> از شور و حرارت،
> از
> احساسات سركش،
> و از چیزهایی كه چشمانت را به
> درخشش وامی‌دارند،
> و
> ضربان قلبت را تندتر
> می‌كنند،
> دوری
> كنی.
>
> تو به
> آرامی آغاز به مردن
> می‌كنی
> اگر
> هنگامی كه با شغلت‌ یا عشقت شاد
> نیستی، آن را عوض
> نكنی،
> اگر برای مطمئن در نامطمئن
> خطر نكنی،
> اگر
> ورای رویاها نروی،
> اگر
> به خودت اجازه ندهی،
> كه
> حداقل یك بار در تمام
> زندگیت
> ورای
> مصلحت‌اندیشی بروی.
> امروز زندگی را آغاز كن!
> امروز مخاطره كن!
> امروز كاری كن!
> نگذار كه به آرامی بمیری!
> شادی را فراموش نكن!

از پابلو نروادا

ترجمه: احمد
> شاملو

>  

موفقیت!

در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه از مدرسه

در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)

در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)

در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه از هر کجا

در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار