خاطره بازی


امشب تمام حوصله ام را ؛

در یک کلام کوچک
در تو !
خلاصه کردم
ای کاش می شد
یک بار
تنها همین
یک بار
تکرار می شدی !
تکرار ...

#قیصر_امین_پور

بعد چند سال اتفاقی دوباره اینجا اومدم،همه ی خاطرات اون دوران که وبلاگ می نوشتیم برام زنده شد،چه روزای خوبی بود.چقدر اتفاقات خوب و بد تو زندگیامون افتاد.یادش بخیر😊😊y

دستور زبان عشق

دست عشق از دامن دل دور بود

                         می توان آیا به دل دستور داد؟

می توان آیا به دریا حکم کرد؟

                           که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود ایست؟

                            باد را فرمود:باید ایستاد؟

آن که دستور زبان عشق را

                            بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را

                           در کف مستی نمی بایست داد

                   

سال جدید

در حیرتم از این همه تعجیل شما

از این همه طول و تفصیل شما

ما خیر ندیدیم از این سال قدیم

این سال جدید نیز تقدیم شما


                      جلیل صفر بیگی کتاب قهوه قند پهلو

فضائل و مناقب امام رضا (علیه السلام)




در عیون اخبار الرضا نقل شده جناب نجمة مادر محترمه‏ي حضرت رضا عليه‏السلام مي‏فرمود: من هنگام بارداري به پسرم علي سنگيني احساس نمي‏کردم، به هنگام خواب صداي ذکر خداوند از شکم خودم مي‏شنيدم به گونه‏اي که هراسناک مي‏شدم، چون او را به دنيا آوردم، دستها را بر زمين نهاد و سر را به آسمان گرفت و مثل کسي که سخني مي‏گويد، لبهايش حرکت مي‏کرد. 

حضرت موسي بن جعفر عليه‏السلام وقتي فرزند خويش را ديد گفت:اي نجمة، کرامت خدايت بر تو گوارا باد، سپس نوزاد را در حاليکه ميان پارچه‏اي سفيد پوشانده شده بود به دست پدر دادم، حضرت در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت، سپس با آب فرات از او کام برداشت و در حاليکه ايشان را به من داد فرمود: خذيه 

فانه بقية الله تعالي في ارضه، يعني: بگير او را که او بقية الله در زمين خداوند است

در بحار الانوار ج 49 ص 5 از قول  حضرت کاظم عليه‏السلام نقل شده  بعد از آنکه حضرت رضا عليه‏السلام از نجمه متولد شد، نجمه را طاهرة يعني پاکيزه ناميد. 

اين بانوي مکرمه در ايام شير دادن به فرزند خويش، تقاضاي کمک به وسيله‏ي دايه نمود، چرا که نوزاد او بسيار شير مي‏خورد، به او گفتند: آيا شير شما کم شده است؟ گفت: نه، ولي من برنامه‏ي عبادي، نماز و تسبيح دارم که بعد از زايمان از آن کاسته شده است .

امام رضا نور و نوردهنده است. 

امام رضا شفادهنده است. 

امام رضا، عاشق نماز بود، هنگام نماز فقط خدا را مي‏ديد و مي‏فرمود: در سجده بودم که باد (سختي) وزيدن گرفت و هر کس به دنبال پناهگاهي مي‏گشت و من همچنان در سجده بر خدايم مي‏ناليدم تا هوا آرام شد. 

امام رضا عليه‏السلام به نماز شب عشق مي‏ورزيد. 

امام رضا عليه‏السلام اکثر شب‏ها تا سحر مشغول دعا و عبادت و راز و نياز بود و در طول شبانه روز هزار رکعت نماز مي‏خواند. 

امام رضا عليه‏السلام دعاي خود را با صلوات بر پيامبر و آل او شروع نموده و در نماز و غير آن بسيار صلوات مي‏فرستاد. 

امام رضا عليه‏السلام از لحاظ شجاعت و سخاوت بي‏نظير بود. 

امام رضا عليه‏السلام با رفتار و کردار نيکوي خود، مأمون عباسي را حيرت‏زده نمود. مأمون نتوانست بر امام غلبه کند؛ زيرا امام با اخلاق نمونه‏اي که داشت توانست مردم را جذب کرده و با فضايل اخلاقي‏اش پيروز گردد. 

امام رضا عليه‏السلام از حيث اخلاق نمونه بود، به گونه‏اي که هرگز با کلام خويش کسي را نرنجانيد. و سخن کسي را قطع نمي‏کرد تا اين که سخن خود را تمام کند و هرگز حاجت کسي را که توان اداي آن را داشت، رد نمي‏کرد. 

امام رضا عليه‏السلام عاشق قرآن بود و هر سه روز يکبار قرآن را ختم  مي‏نمود. 

امام رضا عليه‏السلام در بستر بيماري قرآن تلاوت مي‏نمود و هنگامي که به آيه‏اي مي‏رسيد که صحبت دوزخ بود مي‏گريست و آيه‏هاي بهشتي را که تلاوت مي‏فرمود از خداوند بهشت را مي‏طلبيد و از آتش دوزخ بر خدا پناه مي‏برد. 

شيعيان ايراني بايد بسيار شاکر درگاه الهي باشند که مزار حضرت ثامن‏الحجج، سلطان سرير ارتضاء امام رضا عليه‏السلام در ايران واقع شده است، خداوند خواست که امام از مدينه هجرت کند و در مشهد غريبانه به شهادت برسد و مزار پاکش زيارتگاه و شفاخانه شيعيان شود و زيارت مزارش که فضيلت و ثواب زيادي دربردارد در خراسان قرار گيرد و قبله جهانیان شود

در ايران امام هشتم را قبله‏ي هفتم مي‏گويند و جهتش اين است که شيعيان جهان  هفت مکان را مقدس مي‏شمارند: 

1-قبله اول مکه خانه‏ي خدا -2- قبله دوم مدينه مدفن رسول اکرم (ص) و حضرت فاطمه‏ي زهرا (ع) و امام حسن مجتبي (ع) و حضرت سجاد (ع) و حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) -3- قبله سوم  نجف اشرف  مرقد حضرت امير (ع) 4- قبله چهارم  کربلا مزار حضرت سيدالشهداء (ع) 5- قبله پنجم مقابر قريش در کاظمين که امام موسي کاظم (ع) و حضرت جواد الائمه (ع) در آنجا مدفونند 6- قبله ششم سامره (سر من راي) که مرقد امام علي النقي (ع) و امام حسن عسکري (ع) در آنجاست. و قبله  هفتم مشهد مقدس که از برکت امام هشتم (ع) مطاف زائران و قبله‏گاه اميد شيعيان و مسلمانان جهان است و شکوه و جلال کم‏نظير دارد.

قطب الدين راوندي رحمه الله مي‏گويد: روايت شده است که مردي از اهالی روستای کرمند در اطراف اصفهان در سفري که امام رضا عليه‏السلام به خراسان مي‏کرد شتربان آن حضرت بود، هنگامي که وظيفه‏اش به پايان رسيد و خواست برگردد به آن حضرت عرض کرد: اي فرزند رسول خدا! بزرگواري کن و مرا به خط شريف خود سرافراز نما تا به آن تبرک جويم، و آن شخص از عامه و اهل سنت بود. امام هشتم عليه‏السلام به او نوشته‏اي مرحمت فرمود که صورت آن چنين است: 

 کن محبا لآل محمد و ان کنت فاسقا، و محبا لمحبيهم و ان کانوا فاسقين. آل محمد عليهم‏السلام را دوست داشته باش گر چه خود فاسق باشي، و دوستان آل محمد عليهم‏السلام را دوست بدارد گر چه آنها فاسق باشند.

در مناقب ابن شهر آشوب ذکر شده به همراه حضرت رضا عليه‏السلام بودم هنگامي که نزديک ديوارهاي شهر طوس رسيده بودند، ناگهان صداي ناله و فريادي شنيدم و به دنبال آن صدا رفتم، ديدم جنازه‏اي است، همين که چشمم به جنازه افتاد، آقا و سرورم را ديدم که مي‏خواهد از اسب پياده شود، سپس طرف جنازه آمد و آن را بلند کرد و همانند بره‏اي که مادرش را در بر مي‏گيرد و به او مي‏چسبد جنازه را در برگرفت، آنگاه رو کرد به من و فرمود: يا موسي بن يسار، من شيع جنازه ولي من أوليائنا خرج من ذنوبه کيوم ولدته امه لا ذنب عليه. اي موسي بن يسار! هر کس جنازه‏ي دوستي از دوستان ما را تشييع کند از گناهان خارج مي‏شود مانند روزي که از مادر متولد شده است و هيچ گونه گناهي ندارد. و چون جنازه را کنار قبر نهادند، ديدم آقا و سرورم جلو آمد و مردم را کنار زد تا ميت براي آن حضرت پديدار شد، دست مبارک خود را بر روي سينه‏ي او نهاد و فرمود: اي فلان بن فلان! تو را بشارت باد به بهشت، و بعد از اين ساعت ديگر هراس و وحشتي نخواهي داشت. و من که اين رفتار حضرت و فرمايش او را درباره‏ي اين شخص شنيدم عرض کردم: فدايت شوم، آيا اين مرد را مي‏شناسيد؟ به خدا قسم اين سرزميني است که قبلا در آن قدم نگذاشته‏ايد؟ به من فرمود: يا موسي بن يسار، أما علمت أنا معاشر الأئمه تعرض علينا أعمال شيعتنا صباحا و مساء؟ فما کان من التقصير في أعمالهم سألنا الله تعالي الصفح لصاحبه، و ما کان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه. اي موسي بن يسار! آيا نمي‏داني اعمال شيعيان هر صبح و شام به ما عرضه   مي‏شود؟ اگر در اعمال آنها تقصيري مشاهده کنيم از خداوند گذشت و بخشش براي آنان طلب مي‏کنيم و اگر پرونده عالي باشد و اعمال نيکو در آن ثبت شده باشد توفيقات بيشتر و شکر الهي را براي آن نيکوکار تقاضا مي‏نمائيم.

در کتاب شریف بحار: ج 49، ص 102 نقل شده سليمان جعفري گويد: نزد حضرت رضا عليه‏السلام رفتم در مقابل حضرت خرمائي بود و حضرت با اشتياق از آن مي‏خورد، و به سليمان فرمود: بيا و بخور، سليمان گويد: رفتم و با حضرت مشغول خوردن شدم و به ايشان گفتم: فدايت شوم، مي‏بينم که اين خرما را با اشتهاء مي‏خوريد؟ حضرت فرمود: بله، من خرما را دوست دارم. 

عرض کردم: چرا؟ فرمود: رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم علاقه‏مند به خرما بود، اميرالمؤمنين عليه‏السلام خرما دوست بود، حضرت حسن عليه‏السلام خرما دوست بود، ابو عبد الله الحسين عليه‏السلام خرما دوست بود، سيد العابدين عليه‏السلام خرما دوست بود، ابوجعفر (باقر عليه‏السلام) خرما دوست بود، ابو عبدالله عليه‏السلام خرما دوست بود، پدرم خرما دوست بود و من خرما دوست هستم، شيعيان ما نيز خرما را دوست دارند چون از سرشت ما آفريده شده‏اند،اي سليمان، دشمنان ما مسکر (شراب و ديگر مايعات مست‏کننده را) دوست دارند چون اينها از شعله‏ي آتش آفريده

در خاتمه اجازه بدهید راز علامه شدن آیت الله  حسن زاده آملی را از زبان خودشان بشنویم  ایشان فرمودند :

در عنفوان جواني و آغاز درس زندگاني که در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف و تهجد عزمي راسخ و ارادتي ثابت داشتم؛ در رؤياي مبارک سحري به ارض اقدس رضوي تشرف حاصل کردم و به زيارت جمال دل‏آراي ولي الله اعظم، ثامن‏الحجج، علي بن موسي الرضا - عليه و علي آبائه و ابنائه آلاف التحية و الثناء - نائل شدم. 

در آن ليله مبارکه قبل از آن‏که به حضور باهر النور امام عليه‏السلام مشرف شوم، مرا به مسجدي بردند که در آن مزار حبيبي از احباء الله بود و به من فرمودند: در کنار اين تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روي عشق و علاقه مفرطي که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. 

سپس به پيشگاه والاي امام هشتم، سلطان دين رضا 

- روحي لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم - رسيدم و عرض ادب نمودم، بدون اين که سخني بگويم، امام که آگاه به سر من بود و اشتياق و التهاب و تشنگي مرا براي تحصيل آب حيات علم مي‏دانست فرمود: «نزديک بيا!»

نزديک رفتم و چشم به روي امام گشودم، ديدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود که: بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لب‏هاي امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حيات را نوشيدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام فرمود: «پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم که هزار در علم و از هر دري هزار در ديگري به روي من گشوده شد.» 

پس از آن امام عليه‏السلام طي الارض را عملا به من بنمود، که از آن خواب نوشين شيرين که از هزاران سال بيداري من بهتر بود به درآمدم.


ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید
شب را در این بهشت الهی سحر کنید

با زائرین این حرم الله سر کنید
مدح رضا چو آیة قرآن ز بر کنید


http://axgig.com/images/44485769336204293291.jpg


السلام علیک یا حسین بن علی ارواحناه فداک


آیت الله بهجت:

آنچه معاویه و یزید بالفعل داشتند ما بالقوه داریم.
خیلی به خود مغرور نشویم،این طور نیست که آن ها از جهنم آمده باشند و ما از بهشت.


Photo: ‎آبی نبود اگر که تو سقا نمی شدی

مشکی نبود اگر که تو دریا نمی شدی

 

از سمت خانواده زهرا به سمت ما

فیضی نبود اگر که تو آقا نمی شدی

 

حالا که مثل نور شدی و قمر شدی

ای کاش هیچ وقت تو پیدا نمی شدی

 

این تیر با نگاش نظر می زند تو را

حالا نمی شد این همه زیبا نمی شدی

 

می خواستی که تیر نگیرد تن تو را

کاری نداشت، خوش قد و بالا نمی شدی

 

تو جمع خیمه بودی و تقسیم کردنت

ورنه در این مزار کمت جا نمی شدی

 

پیش قد حسین، تمامت شکسته بود

تقصیر تو نبود اگر پا نمی شدی‎

یا امام هشتم(ع)

آقا........

قرار شاه و گدا هست یادتان؟

آری همان شبی که زدم دل به نامتان

مشهد

        حرم

               ورودی باب الجوادتان

                             آقا دلم عجیب گرفته برایتان.............

من که دلم حسابی هوای حرم امام رضا(ع) رو کرده با اینکه تو آخرین سفر دانشجویی- اردیبهشت- اونجا بودم ولییییییییی بازم الان دلم هوای حرم امام رضا (ع)رو کرده.شما چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نماز اول وقت

جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکے آمد و گفت :

سـ ه قفل در زندگے ام وجود دارد و سـ ه کلید از شما مےخواهم.


قفل اول اینست کــ ه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــ ه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکــ ه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.


جوان عرض کرد: سـ ه قفل با یک کلید ؟!

شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید »

بخش دوم "آیا میدانستید که:"

آیا میدانستید که: ایرانی ها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نمیخورند ؟
آیا میدانستید که: هر ۵۰ ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود ؟
آیا میدانستید که: هنگام صحبت برای بیان هر کلمه هفتاد و دو ماهیچه به کار گرفته می‌شود ؟
آیا میدانستید که: مرغ با شنیدن صدای موسیقی بزرگترین تخم را می گذارد ؟
آیا میدانستید که: جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر باعمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند؟
آیا میدانستید که: حلزون ها می توانند 3 سال متوالی بخوابند ؟
آیا میدانستید که: در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است ؟
آیا میدانستید که: کرم های ابریشم در 56 روز 6000 برابر خود غذا می خورد ؟
آیا میدانستید که: گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری کند ؟
آیا میدانستید که: موشهای صحرایی چنان تکثیر می کنند که در عرض 18ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند ؟
آیا میدانستید که: موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود می سازند ؟
آیا میدانستید که: لایه پوستی که آرنج دست را پوشانده در هر ده روز یک بار عوض می شود ؟
آیا میدانستید که: شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟
آیا میدانستید که: زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار دارد ؟
آیا میدانستید که: بیست درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد ؟
آیا میدانستید که: مورچه در مایکروویو زنده می ماند ؟
آیا میدانستید که: خوردن ۱ سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟
آیا میدانستید که: کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد ؟

ماه رمضان

رمضان، ماه روزه و ماه نهم از ماههای قمری بین شعبان و شوال است، رمضان در لغت ‏به معنای تابش گرما و شدت تابش خورشید است. بعضی گویند رمضان به معنی سنگ گرم است که از سنگ گرم، پای روندگان می‏سوزد و شاید ماخوذ از «رمض‏» باشد که به معنی سوختن است چون ماه صیام گناهان را می‏سوزاند به این خاطر، بدین اسم موسوم شده است زیرا ماه رمضان موجب سوختگی و تکلیف نفس است. اما صوم و روزه که در این ماه تکلیف شرعی مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشامیدن و مفطرات دیگر از طلوع صبح تا غروب.

در قرآن مجید یک بار «رمضان‏» و چهارده بار صوم و صیام و صائمین و صائمات ... آمده است.

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن ... ماه رمضان است که در آن فرو فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آیه 179 سوره بقره طرح شده است: یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون.

از همان آغاز که رودکی پدر شعر فارسی، بلند بنای کاخ ادب را برافراشت، مفردات روزه، رمضان، صوم و صیام در آیینه شعر فارسی انعکاس یافتند. این انعکاس در تمامی انواع شعر مدحی، اخلاقی، تعلیمی، غنایی و رثا دیده می‏شود. در شعر شاعران دوره اول، کاربردها سطحی است و از اعلام ماه رمضان یا عید رمضان و مبارک باد گفتن آن فراتر نمی‏رود:

روزه به پایان رسید و آمد نو عید هر روز بر آسمانت‏ باد امروزا

(رودکی)

همان بر دل هر کسی بوده دوست نماز شب و روزه آیین اوست

(فردوسی 203/3)

بر آمدن عید و برون رفتن روزه ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه

(منوچهری به نقل از دهخدا)

عید قربان بر او مبارک باد هم بر آنسان که بود عید صیام

(فرخی به نقل از دهخدا)

جاهش زد هر چون مه عید از صف نجوم ذاتش زخلقت چون شب قدر از مه صیام گر در مه صیام شود خوانده این مدیح بر تو به خیر باد مدیح و مه صیام

(به نقل از دهخدا)

خجسته باد و مبارک قدوم ماه صیام بر اولیاء و احبای شهریار نام

(نزاری به نقل از دهخدا)

نزد خداوند عرش بادا مقبول طاعت ‏خیر تو و صیام و قیامت

(مسعود سعد به نقل از دهخدا)

روزه دار و به دیگران بخوران نه مخور روز و شب شکم بدران

(به نقل از دهخدا)

دیدگاه ناصر خسرو شاعر تعلیمی و دینی مذهبی اسماعیلیه از شاعران پیشین فراتر می‏رود وی اگر چه پرسشی را که از مستنصر بالله درباره روزه و دیگر احکام شریعت می‏کند بی‏جواب می‏گذارد:

و آنگاه بپرسیدم از ارکان شریعت کاین پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟ و ز روزه که فرمودش ماه نهم از سال و زحال زکات درم و زر مدور ...

(ناصر خسرو ص 512)

اما مخاطب خود را به تامل درباره این حکم عبادی فرا خوانده می‏گوید:

چون روزه ندانی که چه چیزی است چه سود است بیهوده همه روز تو را بودن ناهار

(ناصر خسرو ص 165)

همه پارسایی نه روزه است و زهد نه اندر فزونی نماز و دعاست

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

از نماز و روزه تو هیچ نگشاید تو را خواه کن خواهی مکن، من با تو گفتم راستی

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

تا نپذیرد ز توی زی خدای نیست پذیرفته صلاة و صیام

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

سوی بهشت عدن یکی نردبان کنم یک پایه از صلات و دگر پایه از صیام

(ناصر خسرو ص 58)

خاقانی شاعر تعلیمی علاوه بر آن که در شعر خود از مفردات صوم و صیام سود جسته است و صیام را از بهترین سکنات نفس دانسته است:

از جسم بهترین حرکاتی صلاة دان وز نفس بهترین سکناتی صیام دان

(خاقانی)

http://img.tebyan.net/big/1386/07/1982061801082360679510018118862245144100.jpg

به خاطر آشنایی با عقاید ترسایی و دین مسیحیت از «روزه مریم‏» «صوم العذرا» یاد می‏کند. روزه مریم یا صوم مریم که در آیه 27 سوره مریم آمده است: «فقولی انی نذرت للرحمن صوما فلن اکلم الیوم انسیا: پس بگو بدرستی که من نذر کردم برای خدای بخشنده روزه، پس سخن نمی‏کنم امروز آدمی را.

آن است که بعد از ولادت عیسی(ع) مریم نذر کرد که روزه بدارد و یک روز تمام با کسی سخن نگفت: چون قوم از وی سخنها پرسیدن گرفتند فقط اشاره به کودک کرد که در گهواره بود و عیسی(ع) گفت: انی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا: گفت: به درستی که منم بنده خدا، مرا کتاب داده و پیغمبر گردانیده است.

نسطوریه، روزه مریم را هنوز به نام صوم مارت مریم نگاه می‏دارند و آن در دوشنبه بعد از عید بسبار نسطوری آغاز می‏شود و در روز عید میلاد تمام می‏شود:

چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه که مریم عور بود و روح تنها چه بود آن نطق عیسی وقت میلاد چه بود آن صوم مریم گاه اصغا

(خاقانی ص 27)

در توحید و معراج حضرت ختمی مرتبت گوید:

دل گرسنه در آمد بر خوان کائنات چون شبهتی بدید برون رفت ناشتا مریم گشاده روزه و عیسی ببسته نطق کو در سخن گشاده سر سفره سخا...

(خاقانی ص 5)

و در واقعه حبس و عزلت ‏خود گوید:

روزه کردم نذر چون مریم که هم مریم صفاست خاطر روح القدس پیوند عیسی زای من نیست‏بر من روزه در بیماری دل زان مرا روزه باطل می‏کند اشک دهن آلای من اشک چشم در دهان افتد گه افتد افطار از آنک جز که آب گرم چیزی نگذرد بر نای من

(خاقانی صص 31، 322)

نظامی گنجوی نیز در مثنوی خسرو و شیرین در بیان مرگ مریم، روزه مریم را یاد می‏کند:

چون مریم، روزه مریم نگه داشت دهان در بست از آن شکر که شه داشت

(خسرو و شیرین ص 288)

مولانا در کلیات شمس، روزه مریم را برای نفس شکم خوار توصیه می‏کند:

باز رهان خلق را از سر و از سر کشی

ای که درون دلی چند ز دل، درکشی...

نفس شکمخوار را روزه مریم دهی

تا سوی بهرام عشق مرکب لاغر کشی

(کلیات شمس جزو ششم ص 241)

و در موردی دیگر گوید:

روزه مریم مرا، خوان مسیحیت نوا ترکنم از فرات تو، امشب خشک نانه

(کلیات شمس جزو پنجم ص 222)

صوم العذارا نیز ترکیبی است که یک بار در دیوان خاقانی دیده می‏شود، بنا به ترجمه و شرح مینورسکی در قصیده مسیحیت، صوم العذارا را شروع آن روز دوشنبه بعد از عید تجلی است و سه روز طول می‏کشد و عبادیان و مسیحیان عرب آن را به یاد دوشیزگان نصاری می‏گیرند که روزه، آنها را از اسارت پادشاه حیره المنذر رهایی بخشید منذر از امسا چهار صد دختر برد و به عنوان قربانی به عزه از اصنام جاهلی تقدیم کرد. در شرح شیخ آذری صوم العذارا به معنی روزه دختران بکر آمده که به متابعت مریم در هیکل نشینند تا روز وفات.

به خمسین و به دنح و لیلة الفظر به عید الهیکل و صوم العذارا

(خاقانی ص 28)

خاقانی از مضمون روزه گرفتن و افطار کردن، در شعر غنایی، مدحی و رثایی نیز سود جسته است، در شعر غنایی می‏گوید:

عشق آتشی است کاتش دوزخ غذای اوست پس عشق روزه‏دار و تو در دوزخ هوا

(خاقانی ص 205)

و در شعر مدحی می‏گوید:

تا به رویش گرفته‏ام روزه جز به یادش نکرده‏ام افطار

(خاقانی ص 205)

و در شعر رثایی، روزه گرفتن را به معنی ترک و قطع علاقه به کار برده است آنجا که از زبان امیر رشید الدین فرزند در گذشته‏اش می‏گوید:

من کنون روزه جاوید گرفتم زجهان گر شما در هوس عید بقایید همه

(خاقانی ص 409)

و باز در مرثیه او می‏گوید:

ز این دونان فلک از خوانچه دونان بینند

تا نبینم که دهان از پی خور بگشایید.

از طرب روزه بگیرید و به خون ریز سرشک

نه به خوان ریزه این خوان چه زر بگشایید

(خاقانی ص 158)

در آثار سعدی شاعر معرفت و اخلاق نیز توجه به روزه و شرایط آن دیده می‏شود. در یک مورد شاعر، توجه کامل به خدا را مطرح کرده و روزه و عبادتی را که ریا و سمعه‏ای در آن طرح شود مطرود می‏داند:

شنیدم که نابالغی روزه داشت

به صد محنت آورد روزی به چاشت...

پدر دیده بوسید و مادر سرش

فشاندند بادام و زر بر سرش

چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز

فتاد اندرو ز آتش معده سوز

به دل گفت اگر لقمه چندی خورم

چه داند پدر غیب یا مادرم

چون روی پسر در پدرم بود و قوم نهان

خورد و پیدا به سر برد صوم که داند

چون در بند حق نیستی

اگر بی وضو در نماز ایستی

(بوستان ص 273)

و در موردی دیگر تهمت و غیبت را از مبطلات روزه دانسته، می‏گوید:

به طفلی درم رغبت روزه خاست

ندانستی چپ کدام است و راست

یکی عابد از پارسایان کوی

همی شستن آموختم دست و روی

که بسم الله اول به سنت‏بگوی

دوم نیت آور سوم کف بشوی

پس آنگه دهن شوی و بینی سه بار

مناخر به انگشت کوچک بخار

به سبابه دندان پیشین بمال

که نهی است در روزه بعد از زوال

وزان پس سه مشبت آب بر روی زن

ز رستنگه موی سر تا ذقن

در دستها تا به مرفق بشوی

ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی

دگر مسح سر بعد از آن غسل پای

همین است و ختمش به نام خدا

کس از من نداند در این شیوه به

نبینی که فرتوت شد پیر ده

شنید این سخن دهخدای قدیم

بشورید و گفت ای خبیث رجیم

نه مسواک در روزه گفتی خطاست

بنی آدم مرده خوردن رواست

دهن گو ز ناگفتنی‏ها نخست

بشوی، آنکه از خور دنیا بهشت

(بوستان ص 292)

بر گرفته از وبلاگ شهید آوینی

پادشاه و وزیر

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت

وزیر همواره میگفت:

 هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست.

روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !

  پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد …

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت                                  قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند،

 زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!

آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند،

 اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی                                  کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!!

   به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد.

پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه  بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!

 

 وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمی افتادم مانند همیشه                                  در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند،

 بنابراین می بینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود !!!

 ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ میدهد خواست خداوند است

تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد.

پائولوکوئیلو