فکر نمی کردم یک روز بخشیدن کسی اینقدر برام سخت باشه،عجیب تر اینکه اون آدم تو باشی.
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۴/۰۳ ساعت 23:26 توسط طرقه
|
فکر نمی کردم یک روز بخشیدن کسی اینقدر برام سخت باشه،عجیب تر اینکه اون آدم تو باشی.
خنده م میگیره ..از کارام...ازاینکه میام اینجا و هنوز چشم انتظارتم.
قطعا من، خیالباف ترین فراموش شده ی روی زمینم :-)
آنها تو را با روش خودشان دوست خواهند داشت... وآه که چه زخم هایی روی دلت به یادگار خواهد ماند از همین دوست داشته شدنهای عجیب.
چونان که التهاب بیابان سراب را.
چشم که باز میکنی/صبح میشود/چشم که باز میکنم /باغ میبینم.
پاییز امسال شهر من عجب برگریزانی دارد....
+جمشید خانیان
نمیدونم حکمتش چیه که هر وقت خیلی خیلی دلم تنگ میشه یاد اینجا میفتم. شاید چون ته ته ذهنم یه فانتزی هس که خدا هنوز قاطی تلگرامو و اینستاگرام نشده و هنوز داره وبلاگ میخونه. یه فانتزی از روزی که ببینی بلخره انتظارت سر اومده و بعد اینهمه سکوت بلخره برات کامنت گذاشته.