فرمولی که امام رضا علیه السلام یادمان داد تا بفهمیم نزد امام زمان چه جایگاهی داریم؟


الحسن بن الجهم : قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليه ‏السلام : لا تَنسَني مِنَ الدُّعاءِ .
قالَ : (أ)وَتَعلَمُ أنّي أنساكَ ؟
فَتَفَكَّرتُ في نَفسي وقُلتُ : هُوَ يَدعو لِشيعَتِهِ وأنَا مِن شيعَتِهِ ، قُلتُ : لا ، لا تَنساني .
قالَ : وكَيفَ عَلِمتَ ذلِكَ ؟
قُلتُ : إنّي مِن شيعَتِكَ ، وإنَّكَ لَتَدعو لَهُم .
فَقالَ : هَل عَلِمتَ بِشَيءٍ غَيرِ هذا ؟
قُلتُ : لا .
قالَ : إذا أرَدتَ أن تَعلَمَ ما لَكَ عِندي فَانظُر (إلى) ما لي عِندَكَ .

حسن بن جَهْم نقل می کند : به امام رضا عليه ‏السلام گفتم : مرا از دعا فراموش مكنی .

حضرت فرمود : «گمان مى ‏كنى كه من فراموشت مى‏ كنم ؟.»

اندكى در خودم انديشيدم و با خود گفتم : او براى شيعيانش دعا مى‏كند و من نيز از شيعيانش هستم . آن‏گاه گفتم : نه ، فراموشم نمى ‏كنی .

فرمود : «از كجا فهميدى ؟

گفتم : من از شيعيانت هستم و تو برايشان دعا مى ‏كنى .

فرمود : «آيا متوجّه چيز ديگرى جز اين شدى ؟».

گفتم : نه .

فرمود : «هرگاه خواستى بدانى كه نزد من چه جايگاهى دارى ، ببين من نزدت چه جايگاهى دارم.»

اصول کافی جلد چهارم ص

270


===============


یا ابتا!یا صاحب الزمان!لا تنسنی با الدعا...

آقاجان!ما رو دعا میکنین؟

یاابن الزهرا...شما فرزند حضرت مادری

آخه مگر مادرمون زهرا "س"مارو یادش میره؟هرگز..........


برگرفته از وبلاگ احادیث و روایات

ذکر علی عبادة...

 در آخرین روزهای ماه خدا دعایتان میکنم وقتی خدا در روز محشر ازشما

پرسید:چه داری؟

پدرمان علی ابن ابی طالب "علیه السلام"سربلندکند و بگوید:

حساب شد میهمان من است...




ملائکه به جامانده های شب قدر میخندند...

در آستانه لیالی قدر هستیم و گفتم بهتره اولین مطلب وبلاگم قسمتی از متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین آقای پناهیان باشه .امیدوارم استفاده کنید و برای ماهم دعا کنید.خیلی قشنگه.انشالله همشو بخونیدشدیدا به دردشب قدر میخوره!

قسمتی از متن سخنرانی آقای پناهیان:

اینکه فردا از کنار شما چه ماشین هایی عبور کند ویا چه رفقایی را در همسایگی درس و زندگی پیدا کنید؛با چه کسانی مواجه شوید که با شما مهربان برخورد کنند یا نامهربان و یا اینکه توجه شما به چه چیزهایی جلب شود؛اینها هیچکدام تصادفی نیست ...

ادامه نوشته

نشان...

گفتم:آقاجان منتظرت هستم


گفت:منتظر ما؛نشان انتظارت چیست؟



    تاملی کردم و گفتم:





            شرمنده ام...          


=========================================

پ.ن:چندتا لینک جدید توی پیوندهای روزانه گذاشتم,احتمالا برامون لازمه!!!

انشاالله استفاده کنیم,به شرط یه قدم جلو انداختن ظهور

صلواتش یادت نره+عزم و اراده

ای خدا این اراده ,این اراده و اخلاص ...

ولش کن دلمون پره...            

اللهم صل علی الحسن ابن علی سیدالوصیین

img/daneshnameh_up/f/f0/imam_hasan_2.jpg



چند نمونه از شکیبایی امام:

بخشش مرد شامی
روزی یکی از اهالی شام با دیدن امام شروع به فحاشی کرد. امام هیچ نگفت و وقتی سخنان مرد به پایان رسید، با لبخند به او سلام کرد و فرمود:«به گمانم غریبی و مرا با کس دیگری اشتباه گرفته‌ای. هر خواسته ای داری بگو. اگر از ما چیزی بخواهی به تو می‌بخشیم، اگر راهنمایی بخواهی، راهنمایی‌ات می‌کنیم، اگر گرسنه‌ای سیرت می‌کینم، اگر لباس نداری، لباست می‌دهیم، اگر نیازمندی، بی نیازت می‌کنیم، اگر جایی برای سکونت نداری، پذیرایت می‌شویم. بهتر است تا هنگام بازگشت به شهر و دیارت مهمان ما باشی.»
مرد شامی در برابر صبر و گذشت امام متحول شد و گریه کنان گفت:«گواهی می‌دهم که تو جانشین خدا در روی زمین هستی، و خدا بهتر می‌داند «پیامبری» را در کدام خاندان قرار دهد. ای حسن! تو و پدرت پیش از این منفورترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب‌ترین هستید.»
آن گاه میهمان امام شد و به محبت آنان دل بست.

طلب استغفار برای دشمنان
مردی به امام حسن علیه السلام گفت فلانی پشت سر شما بد می گوید.
امام فرمود:«مرا به زحمت انداختی زیرا اکنون تصمیم گرفتم برای خودم و او استغفار کنم.»


-----------------------------------

هدیه به امام مجتبی14گل صلوات

------------------------------------------------------

آقاجان!یاابن الحسن

تبریک,تبریک به مناسبت ولادت میوه دل حضرت مادر,امام مجتبی علیه السلام

آقاجان از شما انتظارعیدی نداشته باشیم,از چه کسی داشته باشیم؟


یاام  المومنین اغیثینی...

خودمونی:
رسول مهربانی ها و عاشقی ها:

خدیجه و کجاست همانند خدیجه؟

بامن بود و قبولم داشت هنگامی که دیگران تنهایم گذاشتند و تکذیبم کردند
...

===================================

پ.ن:آخه خدا این خانواده معدن عشق و محبت اند...

باور...

...ان ارادنی الله بضر هل هن کاشفات ضره


او ان ارادنی الله برحمة هل هن ممسکات رحمته


قل حسبی الله علیه یتوکل المتوکلون...


زمر.83

خودمونی:

هرچی "تو" بخوای همون میشه


هرچه خدا خواست همان میشود              نه این نه آن فقط همان میشود


========================

پ.ن:اگر اهل دل هستین,به ترجمش مراجعه کنین.

وقت لازم:چندثانیه!!!


انبوهی از سکوت...

... اولم یکف بربک انه علی کل شی شهید



 آیاکافی نیست که پروردگارتو برهمه چیزشاهداست؟

فصلت.53

-------------------------------------

اگردرخانه کس است ,یک حرف بس است...

هدیه تولد؟؟؟

دوست داری تو تولد آقا چه کادویی


تقدیمش کنی؟


مطالعه این مطلب 2دقیقه زمان میبرد!!!



مطالعه این مطلب 2دقیقه زمان میبرد!!!


1-یه دفترچه از کارهای خوبی که باید انجام بدم و به تاخیر انداختم تهیه میکنم و برای شادی حضرت هرهفته یکیشو شروع میکنم.

2-در اصلاح و روشنگری در جامعه کوشا میشوم تا درصبح سپید حضورش روسیاه نباشم.

3-حداقل ذر هرجمعه یک پیامکی که بوی تو رابدهد به دوستانم ارسال میکنم.

4-وقتی میخواهم کلاه کسی رابردارم(زرنگی کنم)حواسم باشد این طرف شاید عزیز آقا باشد.

5-وقتی یه ماشین میپیچه جلوم و سرمو بیرون میکنم و میخوام .......بگم,یادم باشد شاید آقا تو پیاده رو نگاهش به دهن من باشد.

6-اگر کسی کارش بهم افتاد که در حقم بدی کرده,من خوبی کنم ویادم باشه من چقدر بدم و آقایم همیشه برایم دعا میکند.

7-وقتی راز کسی رو میدونم,جایی پرده دری نکنم ببینم چقدر آقایم از خدا برایم درخواست ستارالعیوبی کرده است.

8-وقتی آقا به اون بزرگی من رو خوار نمیکنه,نکنه من برای گناه کوچک کسی اونو به چشم بدکار و گناهکاربنگرم.

9-هربار بابسم الله دست به غذا میبرم که میدانم خدا این نعمات را صدقه سری شما به من داده است.

10-در آغاز روز صندوقچه عاشقی ام را میگشایم و برای سلامتی ات صدقه ای کنار میگذارم.مقدارش مهم نیست بلکه باید از چشمه محبت به شما جوشیده باشد.

11-درهر مکان شریف و حرم الهی شمارو صاحب حرم میدانم, پس چه بهتر که دعاگو ونائب الزیاره شما باشم که هم موجب قبولی دعا و هم موجب فزونی ثواب زیارت میشود.

12-خود را درحضورت میبینم و شاهد اعمال و افکارم می یابم؛

لذا بخاطر تو به هر صحنه ای چشم نمیدوزم,هر آوایی را به گوش دل نمیسپارم ,هر غذایی را نمیخورم و مینگرم که از کجا آمده است و هرجا که باعث دل آزاری شماست نمیروم.

13-ذکر قنوت و سجودم را به یادت و رفع غربت و تنهایی, از وجودت معطر میکنم.

14-در طول شبانه روز با قرائت حداقل 50 آیه ازقرآن کریم به نیابت از شما ثوابش را به ارواح پدران پاک و مطهرتان هدیه میکنم.

15-زیارت عاشورا و آل یاسین را که بارها سفارش فرموده ای ,حداقل هفته ای یک بار قرائت میکنم.

16-برای برپاداشتن نمازشب,نماز اول وقت و باحضور قلب,خواندن نوافل که سفارش اکید شماست,تلاش میکنم.

17-وسرانجام یاری نائب برحقتان را برقلبم حک کرده ام.

وتمام ایام بخ خصوص سال ,نه فقط نیمه شعبان؛را غنیمت شمرده و برای آشنایی بیشتر خود ودیگران باشما نهایت سعیم را میکنم.

تا آمدن شما انشاالله باعشق ولایت میمانم و آن را سهم قبولی نمازم و اعمالم میدانم. 

برگرفته از :بروشور وبلاگ باید کاری کرد

=======================

من که خجالت کشیدم...این خجالت کشیدن هم مثل همیشه ادعاهایم خداکنددروغ نباشدوبه دنبالش عمل موردپسندت باشد.

به چشم آقا,سعیمان را میکنیم...انشاالله کم نمی آوریم...

دعایمان کنیم ثابت قدیم باشیم به حق مادرتان فاطمه زهرا سلام الله علیها...انشاالله

یاور رهبری انشاالله


آیت‌الله محمد‌تقی مصباح : خدای متعال را شکر می‌کنیم که توفیقی عنایت فرموده که در سایه نظامی زندگی کنیم که با رهبری‌های امام خمینی (ره) و جانشین ایشان مقام معظم رهبری به مسیر خود ادامه می‌دهد.

وی با بیان اینکه گفتمان عمومی جامعه گفتمان انقلاب و احیای ارزش‌های اسلامی است بیان کرد: کسانی که شایسته تصدی پست‌های مهم کشور هستند زیاد بوده و هرکدام ویژگی‌هایی قابل تحسین دارند ولی وظیفه داریم که از میان آنها اصلح را بشناسیم.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ادامه داد: در این راستا دوستان ما تلاش‌هایی کردند و بیشتر توجه ایشان به احیای ارزش‌های اسلامی بوده است، البته ممکن است افراد دیگر دارای معیارهای دیگر باشند ولی توجه دوستان ما بیشتر به مسئله احیای گفتمان انقلاب اسلامی معطوف بوده است.

http://tarhesorkh.persiangig.com/image/jalili.jpg


وی بیان کرد: بعد از آقای باقری لنکرانی همه دوستان ما تشخیص دادند که اصلح آقای جلیلی است و امیدواریم که احیای ارزش‌های اسلامی به دست ایشان اتفاق بیفتد و ایشان بهترین یاور رهبری باشند.

آیت‌الله مصباح‌یزدی خاطرنشان کرد: ما در شعاع وجودی خود به نظام خدمت کرده و در این راستا به دولت گفتمان انقلاب اسلامی خدمت می‌کنیم، دولتی که در راس آن فردی باشد که دغدغه اسلام و گفتمان انقلاب را داشته باشد.

وی در پایان اظهار کرد: از افرادی مثل آقای جلیلی قدردانی و استفاده کرده و امیدواریم قدم‌های استواری در راه پیشرفت نظام بردارند.

شیعیانت را دریاب، ای غریب زندان بی کسی که درد بی کسی، ما را زمینگیر کرده است





تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم /بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان/درجوارحرم عشق همه خاک شویم

==================================
آجرک الله یا صاحب الزمان فی مصیبت جدک
یاابانا استغفرلنا ذنوبنا...
سلامتی و تعجیل درظهور14صلوات

تاوان عشق...

 تاریخ زتکرارخودش گریان است


 بانوح بگو که نوبت طوفان است


 ازمرقد حجربن عدی فهمیدم


 ازچیست مزارفاطمه پنهان است

=============

وای مادرم

اولین یارمولا...عشق حیدر

اللهم عجل لولیک الفرج


لعنت بر آل سعود و وهابیون

سلامتی و تعجیل در فرج مولامون14 صلوات


خوشگل ترین شهادت...

بسم رب المهدی

چفیه ای عربی انداخته بود و اورکت زیبایی پوشیده بود. به سمت ما می آمد . با همه بچه ها دست داد. کشیدمش کنار و گفتم :داش ابرام خیلی نورانی شدی

نفس عمیقی کشید و با حسرت گفت :روزی که شهید بهشتی شهید شد خیلی ناراحت بودم اما با خودم گفتم : خوش به حالش که با شهادت رفت حیف بود که با مرگ طبیعی از دینا بره.

اصغروصالی و علی قربانی و قاسم تشکری و خیلی از رفقای ما هم رفتند طوری شده که توی بهشت زهرا بیشتر از تهران رفیق داریم

مکثی کرد و ادامه داد : خرمشهر هم آزاد شد من ترسم جنگ تمام بشه و شهادت را از دست بدهم. هرچند توکل ما به خداست.

بعد نفس عمیقی کشید وگفت : خیلی دوست دارم شهید بشم اما خوشگل ترین شهادت رو میخوام

با تعجب نگاهش کردم قطرات اشک از گوشه چشمش جاری شده بود



ابراهیم ادامه داد : اگه جایی بمانی که دست احدی بهت نرسه کسی هم تو رو نشناسه خودت باشی و آقا

مولاهم بیاد سرت رو به دامن بگیره این خوشگل ترین شهادته...

====================================

داداشم دعامون کن...

تعجیل درفرج امام زمان ارواحناله الفدا14گل صلوات

اللهم عجل لولیک الفرج

به مناسبت شهادتت...

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی روزگاری دوتا دوست باهم  تصمیم گرفتند که برسند به خدا.

یکی رفت مکه.

یکی رفت فکه.

حاجی وقتی از مکه برگشت روی دیوار عکس دوستش رو دید؛بالای عکس نوشته شده بود:

"شهید نظرمیکند به وجه الله"

=========================

داداش حجتم!

 


سالگرد شهادتت مبارک!

میدونم امشب توی کربلا؛ پیش مادرمون حضرت زهرا و داداش ابراهیمی...

سلام برسون...

دعام کن داداش...


هدیه از طرف شهید به مولامون امام زمان علیه السلام

سلام رفقای آقا ابراهیم!

یه ختم قرآن گذاشتیم

به نیابت از داداش مهربونمون "شهید ابراهیم هادی"

هدیه به مولامون امام زمان(عجل الله تعالی رجه الشریف) برای سلامتی و ظهورش...        


این ختم هدیه به شهید نیست ها!!!

بلکه به نیابت از داداش ابراهیم میخونین و آقا ابراهیم این هدیه رو میبره واسه مولامون امام زمان علیه السلام...

با اینکارمون نه تنها شهید دعاگومون میشه بلکه ثواب و اجر کارمون انشاالله چندین برابر میشه...

شهید یعنی همون بچه حضرت زهرا که دعاکنه برامون دیگه چی میخوایم؟

ما این همه مدیون شهداییم...

هرنفرفقط  فقط ۵صفحه به نیابت از شهید

پس هرکی هست به عشق حضرت زهرا و بچه های گلش بسم الله...

دوستای داداش ابراهیم هدیه شما به مولامون
یازهرا صفحه۱تا ۵ (سوره حمد+آیه ۱تا۲۹سوره بقره)
عاشق صفحه۶تا ۱۰(آیه ۳۰ تا ۶۹ سوره بقره)
یاس صفحه ۱۱تا ۱۵(آیه ۷۰ تا ۱۰۱ سوره بقره)
سالار زینب صفحه ۱۶ تا ۲۰ (آیه ۱۰۲ تا ۱۳۴سوره بقره)
میقات صفحه ۲۱ تا۲۵ (آیه ۱۳۵ تا ۱۶۹ سوره بقره)
مامان کژال صفحه ۲۶ تا ۳۰ (آیه ۱۷۰ تا ۱۹۶ سوره بقره)
نجیبه سادات صفحه ۳۱ تا ۳۵ (آیه۱۹۷ تا ۲۲۴ سوره بقره)
نورالزهرا صفحه ۳۶ تا ۴۰ (آیه ۲۲۵ تا ۲۴۸ سوره بقره)
تسبیح صفحه ۴۱ تا ۴۵ (آیه ۲۴۹ تا ۲۶۹ سوره بقره)
غواص گمنام صفحه۴۶ تا ۵۰ (آیه ۲۷۰ سوره بقره تا ۵ آل عمران)
ازدواج ویژه صفحه ۵۱ تا ۵۵ (آیه ۱۰ تا ۴۵ سوره آل عمران )
همسر ازدواج ویژه صفحه ۵۶ تا ۶۰ ( آیه ۴۶ تا ۸۳ سوره آل عمران )
سمت خدا صفحه ۶۱ تا ۶۵ (آیه ۸۴ تا ۱۲۱ سوره آل عمران)
سید علی اسلامی صفحه ۶۶ تا ۷۰ (آیه ۱۲۲ تا ۱۵۷ سوره آل عمران)
مجنون الحسین صفحه ۷۱ تا ۷۵ (آیه ۱۵۸ تا ۱۹۴ سوره آ عمران)
طلبه جوان صفحه ۷۶ تا ۸۰ (آیه ۱۹۵آل عمران تا ۱۹ سوره نساء)
همسفرجامانده صفحه ۸۱ تا ۸۵ (آیه ۲۰ تا ۴۴ سوره نساء)
آماده جهاد صفحه ۸۶ تا ۹۰ (آیه ۴۵ تا ۷۹ سوره نساء)
شهید ردانی پور صفحه ۹۱ تا ۹۵ (آیه ۸۰ تا ۱۰۵ سوره نساء)
سعید جعفری صفحه ۹۶ تا ۱۰۰ (آیه ۱۰۶ تا ۱۴۰ سوره نساء)
غلام حسین صفحه 101 تا 105 (آیه 141 تا 175 سوره نسا)






















۱)رفقایی که هستن فقط اسمشون رو در نظرات بنویسن..

۲)اگر افراد خانواده و یا دوستانتون و ..هم خواستن میتونین اسم اونها رو هم بنویسین

۳) انشاالله بهتون خبر میدیم ۵صفحه شما چیه.

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی

 

ما تو را دوست داریم..(شهیدابراهیم هادی)

شب بود .ابراهیم در جمع بچه های گردان شروع  به مداحی کرد.صدای ابرهیم به خاطر خستگی و طولانی شدن مجالس گرفته بود.بعد از تمام شدن مراسم یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند.آنها چیزهایی را گفتند که اوخیلی ناراحت شد.

ابراهیم عصبانی شد و گفت:من مهم نیستم اینها مجلس حضرت را شوخی گرفتند.برای همین دیگر مداحی نمیکنم!هرچه گفتم:حرف بچه ها را به دل نگیر و کار خودت را بکن اما فایده ای نداشت.آخر شب که برگشتیم مقر دوباره قسم خوردکه:دیگر مداحی نمیکنم!


نحوه شهادت شهید ابراهیم هادی

دیروقت خوابیدم.قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان میدهد.چشمانم را به سختی باز کردم.چهره نورانی ابراهیم بالای سرم بود.من را صدا زد و گفت :پاشو,الان موقع اذانه.

باخودم گفتم:این بابا انگار نمیدون خستگی یعنی چی؟!

البته میدانستم اوهر ساعتی بخوابد ,قبل از اذان صبح بیدار میشودو مشغول نماز.

بچه های دیگر راهم صدازد.بعد هم اذان گفت و نماز جماعت صبح را برپاکرد.

بعد از نماز و تسبیحات ,ابراهیم شروع به خواندن دعا کرد.بعد هم مداحی حضرت زهرا (سلام الله علیها)!!!

اشک از دیدگان همه جاری شد.

من هم که دیشب قسم خوردن ابراهیم را دیده بودم بیشتر از همه تعجب کردم ولی چیزی نگفتم.

در راه برگشت به سمت منطقه بودیم.

ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت:میخواهی بپرسی با اینکه قسم خوردم چرا روضه خواندم؟!

گفتم :خب آره شما دیشب قسم خوردی که...

پرید تو حرفم و گفت:

چیزی که میگم تا زمانی که زندم جایی نقل نکن:

ادامه داد:دیشب خواب به چشمم نمی آمد.اما نیمه های شب کمی خوابم برد.یکدفعه دیدم وجود مقدس حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها)تشریف آوردندو گفتند:

نگو نمیخوانم ما تورا دوست داریم.

هرکس گفت بخوان تو هم بخوان...

دیگر گریه امان صحبت کردن به او نمیداد...

======================

وای مادرم...

خوش به حالت داداش...

دیشب شب جمعه کربلا بودی داداش.آره؟

دعامون میکنی؟

سلامتی و تعجیل در فرج مولامون14 صلوات

انسانیت؟

رهبر انقلاب در جمع قاريان و حافظان قرآن كريم:
هزاران مسلمان در ميانمار قتل عام مي شوند مدعيان حقوق بشر لب تر نمي كنند

در میانمار چه می گذرد؟

تنها جرمشان: اسلـــــــآمـــ

در میانمار چه می گذرد؟

سکوت تا کجا آخر مسلمانان؟؟؟؟   

در میانمار چه می گذرد؟

امام حسین(ع) : دین ندارید لااقل آزاده باشید ...

در میانمار چه می گذرد؟ 

نسل کشی هدفمند!!! مردم مسلمان و مظلوم میانمار توسط بودائیان افراطی و ارتش کفر این کشور،

زیر سایه  سکوت ننگین و خفقان آور سازمان منحوس بین الملل و شورای به اصطلاح امنیت!!!

و سایر مجامع عریض و طویل حامی حقوق بشر!!!( از دید اینها بشر یعنی آمریکا-انگلیس-اسرائیل...)

و کسب رسوایی دیگری توسط این دد منشان....

 

پاراچنار

 

همزمان با اولین روز ماه مبارک رمضان رهبر انقلاب با اشاره به جنايت كشتار مسلمانان در ميانمار افزودند: همين امروز نگاه كنيد در شرق آسيا، در ميانمار براثر تعصب و جهالت، اگر نگوئيم دست هاي سياسي دخالت دارند هزاران انسان مسلمان فدا مي شوند، مدعيان دروغين حقوق بشر لب تر نمي كنند. همان هايي كه براي حيوانات دل مي سوزانند. ادعا مي كنند كه اينها ميانماري نيستند. دروغ مي گويند. 300، 400 سال است كه مسلمانان در آنجا زندگي مي كنند.

 بر فرض هم كه ميانماري نباشند آيا بايد كشته شوند؟؟؟

 

==========

باتشکر از وبلاگهای:...میخوام کاری بدم دست خودم که!...خودم بهونه ی اومدنت شم

یارطلبگی و هزارو یک ...

شمیم شهید

 

دوست امام زمان کیه؟؟؟ (شهید ابراهیم هادی)

بچه ها خوشحال بودند.ماشاالله عزیزی(دوست مجروح ابراهیم)را سوار آمبولانس کردیم.اما ابراهیم گوشه ای نشسته بود به فکر!با تعجب پرسیدم:تو چه فکری؟

گفت:ماشاالله وسط میدان افتاده بود.نزدیک سنگرعراقی ها.اما وقتی سراغش رفتم آنجا نبود.کمی عقب تر پیداش کردم.دور از دید دشمن.در مکانی امن!نشسته بود متنظر من!!!

بعد ماشاالله تعریف میکنه:

خون زیادی از پای من رفته بود.بی حس شده بودم.عراقی ها مطمئن بودندزنده نیستم.حالت عجیبی داشتم.زیرلب فقط میگفتم:یا صاحب الزمان ادرکنی.

جوانی خوش سیما و نورانی بالای سرم آمد.چشمان را به سختی با زکردم.

مرا به آرامی بلند کرد.دردی حس نمیکردم.از میدان مین خارج شد.در گوشه ای امن مرا روی زمین گذاشت.آهسته و آرام.

بعد گفت:کسی می آید و تورا نجات میدهد.او دوست ماست!

لحظاتی بعد ابراهیم آمد با همان صلابت همیشگی.مرا به دوش گرفت و حرکت کرد.

آن جمال نورانی ابراهیم را دوست خود معرفی کرد.خوشا به حالش..

====================

چیه داداش ابراهیمم؟

چرا نشسته بودی و تعجب کرده بودی که چرا دوستت ماشاالله منتظر تو بوده؟

توفکر نباش داداش!

آخه ارباب ما مهدی بهش گفته بود...

تعجب نداره داداش؟!

تو بچه حضرت زهرایی و یار مولای ما مهدی....

========

تعجیل در فرج و سلامتیش14صلوات با وعجل فرجهم

فرار از وسوسه شیطانی(شهید ابراهیم هادی)

از پیروزی انقلاب یک ماه گذشته بود .چهره و قامت ابراهیم بسیار جذاب تر شده بود. هرروز در حالی که کت و شلوار زیبایی می پوشید به محل کار می آمد.


محل کارش در شمال شهر بود.

یک روز متوجه شدم خیلی گرفته و ناراحت است .کمتر حرف می زد.توحال خودش بود.به سراغش رفتم.با تعجب گفتم:داش ابرام چیزی شده!؟گفت:نه چیز مهمی نیست.گفتم:اگه چیزی هست بگو،شاید بتونم کمکت کنم.کمی سکوت کرد.اما مشخص بودکه مشکلی پیش آمده.به آرامی گفت:چندروزه دختری بی حجاب توی این محله به من گیر داده.گفته:تا تورو به دست نیارم ولت نمی کنم!کمی سکوت کردم .رفتم توی فکر،یکدفعه خندیدم.ابراهیم با تعجب سرش را بلند کرد.پرسید:خنده داره!؟گفتم:داش ابرام ترسیدم،فکرکردم چی شده!؟بعد نگاهی به قدوبالای ابراهیم انداختم و گفتم:با این تیپ و قیافه که تو داری ،این اتفاق خیلی عجیب نیست!گفت:یعنی چی؟!یعنی به خاطرتیپ و قیافه ام این حرف رو زده.لبخندی زدم و گفتم:شک نکن!روز بعد تا ابراهیم رو دیدم خنده ام گرفت.با موهای تراشیده آمده بود محل کار،بدون کت و شلوار!

فردای ان روز با پیراهن بلندبه محل کار آمد،با چهره ای ژولیده تر،حتی با شلوار کردی ودمپائی آمده بود. ابراهیم این کار را مدتی ادامه داد.بالاخره از آن وسوسه شیطانی رها شد

========================

سلام داداش ابراهیم

دعامون کن مرد آسمونی

اللهم عجل لولیک الفرج

نذر سلامتی و ظهورمولامون14 صلوات

.

مرام آقا ابراهیم(شهید ابراهیم هادی)

بارها میدیم ابراهیم با بچه هایی که نه ظاهر مذهبی داشتند نه به دنبال  مسائل دینی بودند رفیق می شد آنها را جذب ورزش می کرد و به مرور به مسجد و هیئت می کشاند.

یکی از آنها خیلی از بقیه بدتر بود همیشه از خوردن مشروب وکار های خلافش می گفت . اصلا چیزی از دین نمی دانست نه نماز نه روزه به هیچ چیز هم اهمیت نمی داد حتی میگفت : تا حالا هیچ جلسه مذهبی با هیئت نرفته ام.

به ابراهیم گفتم : آقا ابرام اینها کی هستند دنبال خودت میاری ؟! با تعجب پرسید : چه طور چی شده ؟

گفتم :دیشب این پسر دنبال شما وارد هیئت شد بعد هم آمد کنار من نشست . حاج آقا داشت صحبت می کرد از مظلومیت امام حسین (ع) و کارهای یزید می گفت .

این پسر هم خیره خیره و با عصبانیت گوش می کرد وقتی چراغ ها خاموش شد به جای اینکه اشک بریزه مرتب فحش های ناجور به یزید می داد!!!

ابرهیم هادی

ابراهیم داشت با تعجب گوش می کرد یکدفعه زد زیر خنده بعد هم گفت : عیبی نداره این پسر تا حالا هیئت نرفته و گریه هم نکرده مطمئن باش با امام حسین (ع) که رفیق بشه تغییر می کنه. ما هم اگر این بچه ها رو مذهبی کنیم هنر کردیم .

دوستی ابراهیم با این پسر به جایی رسید که همه کارهای اشتباهش را کنار گذاشت او یکی از بچه های خوب ورزشکار شد.

چند ماه در یکی از روز های عید همان پسر را دیدم بعد از ورزش یک جعبه شیرینی خرید . پخش کرد.

بعد گفت: رفقا من مدیون همه شما هستم من مدیون آقا ابراهیم هستم از خدا خیلی ممنونم من اگر با شما آشنا نشده بودم معلوم نبود الان کجا بودم و...

ما هم با تعجب نگاهش می کردیم با بچه ها آمدیم توی راه به کارهای ابرهیم دقت می کردیم

چقدر زیبا یکی یکی بچه ها را جذب ورزش می کرد بعد هم آنها را به مسجد و هیئت می کشاند و به قول خودش می انداخت به دامن امام حسین(ع)

                                                                                                                                   برگرفته از کتاب سلام برابراهیم

===========================

داداش  ابراهیم!

بیا و ما رو هم بنداز تو دامن امام حسین...

از اون انداختن هایی که دیگه انشاالله هیچ وقت جدایی توش نباشه..انشاالله

سلامتی و ظهورآقامون نائبش و یاران وفادارش14صلوات