
ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ...
بتــراشم!
تــا بـرای دلتنگـی هــای تــازه جــا بــاز شـود ...
دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد
آدم را خفــه کننــد...

ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ...
بتــراشم!
تــا بـرای دلتنگـی هــای تــازه جــا بــاز شـود ...
دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد
آدم را خفــه کننــد...

یه وقتایی باید رفت....
اونم با پای خودت...
باید جاتو تو زندگی بعضیا خالی کنی
درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه....
ولی بدون....
یه روزی...یه جایی...
بدجور یادت می افتن که دیگه دیر شده...!!!

دردهـــآیم در آغـــوشــے درمــآن شد
کـــﮧ نمیدانستــــم
وقتــــے ندارمــش
بزرگـــتریـטּ دردم میشـــود!

چقدر درد دارد وقتی از عشق
سهمت فقط یک شماره خاموش باشد

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ
ﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺁﻧﭽﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺗﻮﯾﯽ
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯ من و ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﻨﯽ...

مدتی است دیگر از تهِ دل نمیخندم
فقط لب هایم
نقشی به نام لبخند را بازی میکنند
تا کسی نفهمد بی تو چه میگذرد

تا می توانی از من فاصله بگیر ... . !
اصَن برو و ته ته دنیا بایست ... . !
ایستادی ... . ؟؟؟
حالا برگرد ... . !
یک نفر پشت سرت ایستاده ... . !
و آن یک نفر منم ... . !
این شعبده بازی نیست عزیزکم ... . !
زمین گرد است ... . !
یک روز دوباره به من خواهي رسید!!!

ﺗﻠــــﺦ ﻣﯿﮕــــــﺬﺭﺩ …
ﺍﯾـــــﻦ ﺭﻭﺯﻫــــــــــﺎ
ﮐــــــﻪ ﻗـــــــــﺮﺍﺭ ﺍﺳـــــــــﺘــــــ
ﺍﺯ ﺍﻭ …
ﺑـــــــــــــــﺮﺍﯼ ﺩﻟـــــــــــﻢ
ﯾـﮑـــــ ﺍﻧﺴـــــﺎﻥ ﻣﻌـــــﻤـﻮﻟـــــــــﯽ ﺑﺴـــــــــﺎﺯﻡ ...

خوشبخت تر از من، آن عروسک بي جاني است که از من برايت به يادگار مانده...

دکتــر ، عصای سپیدی به دستم داد
اما من
نابینا نیستــم !
فقط
چشم هایم به جـــز تو ،
هیــچ چیـــز دیگری نمی بینــد

مردم این شهر دردی دارند ابدی...
اسمش را گذاشته اند:
"یار"...
هم در بودنش می نالند...
هم از نبودنش!!!

دوست داشتن گاهی سخت می شود...
دوستش داری و نمی داند دوستش داری و
نمی خواهد دوستش داری و
نمی آید دوستش داری و
سهم تو از بودنش تصویری است فقط... رویایی است در سرزمین خیالت...!
دوستش داری و سهم تو از این همه، تنهایی است...!

" روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
می نوشتم
" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی "
می نوشتم
در نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز مینویسم
یقینا آمده است
ولی روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم

این روزها من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام تا
آرامش اهالی دنیا
خط خطی نشود......
اینجا زمین است
اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است
اینجا گم که میشوی
بجای اینکه دنبالت بگردن
فراموشت میکنند...

گاهی دلت تنگ کسیست
که حتی تو را
یادش نیست
این غمگین ترین شکل
.
دلتنگیست!!!

هزار سال هم
بگذرد...
نگاهت
غافلگیرم می کند
تو
در هر لحظه
هزار اتفاقی.....

ﻗﺮﺍﺭﻣﺎﻥ ﻳﮏ ﻣﺎﻧُﻮﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻮﺩ!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ...
ﺗﻴﺮﻫﺎﯼ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﺸﻘﯽ ﺑﺎﺷﺪ!
ﺍﻣﺎ ﺑﺒﻴﻦ،
ﻳﮏ ﺟﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺮ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ
ﺍﺳﺖ !!!

ﻣﻦ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﮕﻮﯾﻢ:
" ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ! "
ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻢ ﻫﺎ،
ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺩﻫﻦ ﻟﻖ ِ ﺑﯽ ﺁﺑﺮﻭ !!

هیچ شکی نیست
که ماهر ترین دزد دنیا منم ,
نمیدانی
چقدر دزدکی تو را دیدم و نفهمیدی ...

هر شب نفسم بدون او میگیرد...
ای باد بگو دلم برایش تنگ است...
دارد دل من بدون او میمیرد...

ﺍﻣــــــــــﺮﻭﺯ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ
ﭼـــــﺮﺍ ؟
ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﮑﺴﺖ
ﻭ ﺍﻭ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﭼـــــﺮﺍ ... ؟

همه سهم ِ من از خزون همینه بشینم روز و شب به انتظارت
همه ترسم از اینه مثل ِ
هر سال
فراموشت بشه قول و قرارت
ببین که باد ِ سرد ِ بی ترحم داره باز بوی ِ بی کسی میاره
آهای مسافر ِ پاییزی ِ من
یه وقت گم نکنی راهو دوباره
برگــــرد ...
تنم دوباره با عشق ِ تو تب کرد
بازم نبودنت
حالم و بد کرد
برگرد

هـر شــــب شـانـه مـی زنـم
مـوهـایـم را..
صـبـح کـه بـیـدار مـیـشـوم،
مـوهـایـم پـریـشـان اســـت..
مـن هـر شــــــب..
خـوابِ ســـرِ انـگـشـتــانِ تـو را
مـی بـیـنـم..
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺮﺗﺐ ﺧﻮﺩت ﻮ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ
ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﺸﯽ، ﻋﺠﯿﺐ
ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ!

ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨت !
ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ , ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ . ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ
ﺳﺮﺩﺭﺩ
ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ .
ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ .
ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ !
ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ !
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ , ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﯽ
ﺷﻮﺩ . . .
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ...

چـرا مــرا خــاک نمی کنید ؟!
تـنــــم سـرد است !
ســــــــــرد ...
احـساســــاتـم یـخ زده ...
قلبــم نمیـزنـد ...
مـغزم فـاسـد شده است ...
فقط نـفـس میکشم ...
فقط اکسیـژن هوا را حــرام میکنم !
در خـاک به سـر بردن میان کــرم ها برایم ارزشش بیشتر است !
دیگر از زنـدگــی کردن در کنار چیز هایی که اسمشان را گذاشته اند
آدم متـنـفــــرم !!
مــتــنــفــــــــــــــــــر ...

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !