نظر

دوستان حتما نظر بديد

خوشحال ميشم

و از عزيزاني كه به وب من علاقه دارن خواهش ميكنم كد زير لوگوي پايين

صفحه كه به نام عشق هستش رو تو وبشون بذارن.ممنون

زندگي من

حدودا 6سال پيش بود كه من به پسري كه از اول زندگيم ميشناختم علاقه مند شدم.

ادامه نوشته

شعر

منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،

یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم،

تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را.

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.

رهایت من نخواهم کرد.

سهراب سپهری

این دل تنهام دوباره هوای تورو داره

پای پنجره نشستم....

کوچه خاکستریه باز زیر بارون...

من چه دلتنگتم امروز...

انگار از همون روزاست...

حال و هوام رنگ تو...

کوچه دلتنگ تو...

دلم گرفته...

دوباره هوای تورو داره...

چشمای خیسم واسه دیدنت بی قراره...

این راه دورم خبر از دل من که نداره...

آروم ندارم...

یه نشونه میخوام واسه قلبم...

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمیبندم ...

این دل تنهام دوباره هوای تورو داره...

هوای شهر تو بابوی گلاب پیچیده تو اتاقم...

مثل خواب داره بدجور غریبی میکنه...

آخه جز تو دردمو کی میدونه...

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره ...



حال من...

حال من دست خودم نيست....

ديگه آروم نميگيرم...

دلم از كسي گرفته كه ميخوام براش بميرم...

باز سرنوشتو انتهاي  آشنايي...

باز لحظه هاي غم انگيز جدايي...

باز لحظه هاي ناگزير دل بريدن...

باز هم اول راهو حس تلخ نرسيدن...

پاي دنياي تو موندم...

مثل عاشق هاي عالم...

تا مو ببخشي آخر...

تا دلت بسوزه كم كم...

مثل آيينه روبه رومه...

حس با تو بودن من...

دارم از دست تو ميرم...

عاشقي كن منو نشكن...

منو نشكن...

هرچه خدا خواست

هر چه خدا خواست همان


میشود....


آن چه دلم خواست نه آن میشود....

وقتی تموم میشه...


ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ :

ﺍﻭﻟﺶ ﻣﯿﮕﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﻪ ﺣﺲ ﻋﺎﺩﯾﻪ

ﻧﻢ ﻧﻢ ﺩﻟﺖ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﺵ ، ﯾﺎﺩ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﺵ ﻣﯿﻮﻓﺘﯽ ،

ﻣﻮﺯﯾﮑﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩﯼ ﻣﯿﺮﻥ ﺭﻭ ﺍﻋﺼﺎﺑﺖ ،

ﺩﻟﺖ ﺍﻭﻧﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺍﻣﺎ ﻧــﯿـــﺴــﺖ .

ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻭﻝِ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺳﺨﺘﺘﻪ ، ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ،

ﺷﺒﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍ ،

ﺻﺒﺤﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﺸﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺐ ﺷﻪ ،
 
ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﺕ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﻩ ،

ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻩ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﯿﺎ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﯽ ،

ﮔﺎﻫﯽ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺍﻣﺎ ﺗــَـﻪِ ﺩﻟﺖ ﻏﻢِ ،
 
ﻫﻨﻮﺯ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ،

ﺑﺎﻭﺭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﺕ ﺳﺨﺘﻪ ،

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ؟

ﯾﻪ ﻣﺪﺗﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ : ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢِ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺏ ﻧﺸﺪﻩ ﻓﻘﻂ ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻩ ،

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺶ ، ﺩﻟﺖ ﯾﻬﻮ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ ،

ﺑﺎﺯ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﺎﺑﻮﺳﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ ،

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﻣـــــــﻦ؟؟
http://kapochi2.persiangig.com/image/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%875.jpg

عزيزم تولدت مبارك

امروز تولد عشقمه...

تولد نفسمه...

تولد اونيه كه عاشقشم...

تولد اوني كه با تمام وجودم دوسش دارم...

تولد اونيه كه نفسم به نفسش بستس...

تولد اونيه كه يه روزي قرار بود باهاش ازدواج كنم....

تولد اونيه كه يه روزي دوستم داشت...

اوني كه بي معرفت شد و تنهام گذاشت..

اوني كه بهم خيانت كرد و به خاطر يكي ديگه منو كنار گذاشت...

تولد عليرضامه...

خيلي ناراحتم كه نميتونم پيشت باشم عزيزم...

ولي با اين همه باز هم امروزو بهت تبريك گفتم ولي تو چي گفتي؟

گفتي مرسي ارغوان جان...

واقعا كه خيلي بي معرفتي...

جوري رفتار ميكني كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده.

مرسي ارغوان جان.هه.. فقط همين؟

اين آخرين شانسم بود...

اينم پوچ بود...

بايد با ديدن اينكه تو مال يكي ديگه اي كنار بيام...

خيلي سخته خيلي...

يادت مياد ميگفتي يا باهم زندگي ميكنيم يا با هم ميميريم؟

حالا تو با يكي ديگه زندگي ميكني و من بدون تو ميميرم.....

عزيزم تولدت مبارك

خيلي دوستت دارم

تولد

عليرضاي عزيزم,

تولدت مبارك

وقتی...


اسمش از موبايلت پاك مي شه

از فيس بوكت بلاك مي شه..

مسيجاش ديليت مي شه..

به دوستات ميگي حق ندارين جلوم اسمشو بيارين.

به خودت تلقين مي كني خيلي هپي هستي..
اما..
با جاي خاليش تو قلبت چيكار مي كني.

با اين همه تشابه اسمي چيكار مي كني..

با اهنگايي كه باهاش گوش ميكردي چيكار مي كني.

وقتي غذايي كه دوس داره رو مي خوري و يادت ميادش چيكار مي كني...

وقتي ازت سراغشو مي گيرن چيكار مي كني...

وقتي تيكه كلامشو مي شنوي چيكار مي كني..

خیلی سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی


نبودن هايي هست كه...



ﻧﺒــﻮﺩﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﯿــﭻ ﺑﻮﺩﻧﯽ
ﺟﺒﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...

ﻏــﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺷــﺂﺩﯼ

ﻧﺎﺑﻮﺩﺷـﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ !...

ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺁﻣﺪﻧﯽ

ﺟﺒﺮﺍﻧﺸــﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...

"ﺍﻭﯾــﯽ " ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺍﺳﺖ ....

ﮐﻪ ﻭﻗﺘــﯽ ﻧﺒــﺂﺷﺪ

ﺗﻮ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘــﯽ !...

ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ

ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨــﯽ ﺟﺰ ﺯﻧﺪﮔــﯽ ! ..

يهو...


بعضي آدما يهو ميان...

يهو زندگيتو قشنگ ميكنن...

يهو ميشن همه ي دلخوشيت...

يهو ميشن دليل خنده هات...

يهو ميشن دليل نفس كشيدنت...

بعد همينجوري يهو ميرن...

يهو گند ميزنن به آرزوهات....

يهو ميشن دليل همه ي غصه هات و اشكات...

يهو ميشن سبب بالا نيومدن نفست...

يه روز...

يه روز تو زندگيم بودي
همين جا روبه روم بودي
اما آرزوم نبودي
فكر ميكردم از آسمون
بايد بياد يه روزي اون
آرزوم بشه تموم
يه اشتباهي كردمو
دل تورو شكستم و
نميبخشم خودمو
حالا پشيمون شدم و
ميخوام تو باشي
پيشم و حق داري
كه نبخشي
شرمندتم كه ستاره داشتم و
دنبال اون ميگشتمو
شاكي از اين بودم كه من
ستاره اي ندارم
ستاره بود تو مشتمو
تكيه ميداد به پشتم و
احساسشو ميكشتم و
احساستو ميكشتم
شرمندتم كه ستاره داشتم و
دنبال اون ميگشتم و
شاكي از اين بودم كه من
ستاره اي ندارم
قبلا دقيقا وصف حالم بود...
ولي نميدونم حالا...
آيا تو واقعا
جق داري با من
اين كار هارو بكني؟؟؟؟؟؟؟

منم يه جاهايي اشتباه كردم

ميدونم خيلي بهم بدي كردي ولي...

خب منم آدمم ديگه...

انصاف دارم

منم يه جاهايي اشتباه هايي كردم...

ولي ناخواسته...

من نميدونستم جواب منفي عقلاني من تو اون سال ها

باعث ميشه كه تو زندگيت بد بشه...

آره منم دل تورو شكستم...

ولي به خدا تاوانشو پس دادم...

هم تورو با اون كارم بدبخت كردم هم خودمو...

ولي آخه حرفام و تصميمم منطقي بود....

ولي درهر حال خيلي ساله كه از اون كار پشيمونم.....

ولي به خدا قسم تاوانشو پس دادم...

ولي اگه آخر اين زجر كشيدن رسيدن به تو باشه...

حتي اگه يكمي هم طول بكشه...

عيبي نداره.

باشه

من بيشتر رنج ميكشم...

ولي اين حق من نيست...

ميلاد امام

چه شب پر بركتيست امشب...

ميلاد امام عزيزمان...

عيد ما مسلمانان...

خداوندا به همين شب بزرگ قسمت ميدهم

عشق من را او كه تمام زندگي من است را

به من بازگردان.خداوندا امشب تولد امام ماست...

تورو به جان همان امام قسمت ميدم

عشق من را بهم برگردان

كمكم كن خدايا ديگر طاقت ندارم...

يا امام زمان

امشب شب تو است..

حداقل تو كاري بكن...

خداوند حرف تورا زمين نمي اندازد...

عليرضاي عزيزم

عشق بي معرفتم عيدت مبارك

عيد همه ي دوستان عزيزم هم مبارك



ديوانه ام


سیگار های بهمنش را دوست دارم ُ

بوی بد پیراهنش را دوست دارم ُ

گفتند : دیوانه زن گرفته ُ دیوانه ام !

حتی زنش را دوست دارم

زيادي دوستت دارم


زیادے" دوستـــت داشتم !!!!

میدانـــے اشتباه از کجاست ؟؟؟؟

از تو نیــست !!!!

اشتباه از "مــن" است ...

هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم

"لبخنـــد" زدم

فکر کردے درد ندارد

"محکــــم تر" زدے

بي لياقت


لیاقت میخواهد

بودن در شعر دختری که

با تمامی عشقش نبودنت را اشک می ریزد

 تعجب نکن !!!

در بی لیاقتی تو شکی نیست

اینجا دلیل بودنت میان بغض هایم خریت خودم است

                            نه لیاقت تو


همين چند وقت پيش...

يادت مياد؟

همين چند وقت پيش بود...

همين چند وقت پيش بود كه منو در آغوش كشيدي...

همين چند وقت پيش بود كه مرا بوسيدي....

همين چند وقت پيش بود كه دستانم را گرفتي....

همين چند وقت پيش بود كه ازم خواهش كردي هيچ وقت تنهات نذارم...

همين چند وقت پيش بود كه بهم قول دادي تا آخر عمرت باهام بموني....

آره همين چند وقت پيش بود كه دوستم داشتي....


بعضي حرفا...


 بـ ـعـضے حـ ـرفـهـ ـا رو نـمـیـشـﮧ اسـ امـ اسـ کـرב


نـ ـمـیــ ـشـﮧ تـ ـو چـ ـت تـ ـایــپــ کـرב


نـمـیـشــ ــﮧ پـــ ـ ـ ـ ـاے تــلـفـ ـن گــفـتــ :


بـعـضے حـرفـهـا فـقـطـ واسـﮧ وقـتـیــﮧ کـ او و بـغـلـشـ کرבے